میخوانمَت این روزها ی سرخ
مَردم عزادارند و مشکی پوش
من نینوایت را بغل کردم
در این خرابه با لبی خاموش
میخوانمت این سمت ِ گندمزار
در متن ِ ریزش های سیب سرخ
تصویرهامان را ببینی زرد
افتاده ایم اینروزها از جوش
متن ِ هبوط ِ تلخِمان هرچند
تکرار ِ تکرار است و بی توبه
مشقیم مکتب خانه ها مان را
با خدعه های بانگ ِ نوشا نوش
در دسته های سینه زن هایت
فریاد ها خاموش و دلگیرند
زنجیر زن ها از خروش توست
زخمیست اینسان داغشان بر دوش
هرکس برایت نذر ِ دل دارد
مشکل نماد ِ نسل امروزست
روی اَلَم ها سبز میبندیم
با روسری یا تکه ای تن پوش
ما نسل ِ گندم های مطرودیم
در برزخی محروم و طولانی
هر روز با سیبی که میچرخد
شیط
- چهارشنبه
- 2
- مهر
- 1393
- ساعت
- 02:38
- نوشته شده توسط
- سید محسن احمدزاده صفار






