شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس
 علی حسنی

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( کاری که با بانوی او مسمار کرده ) * علی حسنی

4016
2

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( کاری که با بانوی او مسمار کرده ) کاری که با بانوی او مسمار کرده
هفت آسمان را بر سرش آوارکرده
تابوت میسازد میان اشک و اندوه
از بس که بانویش به او اصرار کرده
از رنگ و روی فضه فهمیده است حیدر
نجارٍ در بر درچه میخی کارکرده
دندان گرفته آستینش را ز غربت
رفتارهای دشمنش ناچار کرده
حال و هوای دودی شهر پیمبر
بانوی مولای مرا بیمار کرده
زانو گرفته در میان دستهایش
رخسار زهرا حال او را زار کرده
دیوارهای کوچه ی تنگ مدینه
چشمان زهرای علی را تار کرده
لبخندهای ممتد همسایگانش
این زندگانی را به او دشوارکرده
پروانه را از شمع خود محروم کرده
کاری که با بانوی او مسمار کرده

شاعر : علی حسنی

  • یکشنبه
  • 11
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:16
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( زهرا که رفت از خانه؛ اِبْکِ لِلیَتامَي ) * ناشناس ؟؟؟

2905

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( زهرا که رفت از خانه؛  اِبْکِ لِلیَتامَي ) زهرا که رفت از خانه؛ اِبْکِ لِلیَتامَي
با اشک دانه دانه اِبْکِ لِلیَتامَی
تابوت من را نیمه‌ي شب مخفیانه
بردی به روی شانه اِبْکِ لِلیَتامَی
شمع تو دیگر رو به خاموشی‌ست امشب
پس با گل و پروانه اِبْکِ لِلیَتامَی
با گیسوی آشفته و بی‌تاب زینب
همراه مو و شانه اِبْکِ لِلیَتامَی
وقتی حسن از خواب کوچه می ‌هراسد
بی تاب، بی صبرانه اِبْکِ لِلیَتامَی
هر شب لب خشک حسینم را ببین و
با آه مظلومانه اِبْکِ لِلیَتامَی
تا زنده ام با اشک خود من را مسوزان
زهرا که رفت از خانه اِبْکِ لِلیَتامَی

شاعر : علی حسنی

  • یکشنبه
  • 11
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:17
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( این بار چرا دراین سرا خیمه زدی ) * مجید قاسمی

2854
0

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( این بار چرا دراین سرا خیمه زدی ) این بار چرا دراین سرا خیمه زدی
آرام وغریب وبی صدا خیمه زدی
باهرقدمت عرش خدا می لرزید
وقتی که میان کوچه ها خیمه زدی
احرام تنت سرخی خون می گرید
انگار که در کنج منا خیمه زدی
در هر قدمت نفس زدی بازحمت
ای یاس علی مگرکجا خیمه زدی؟
هنگام غروب زخمی آن کوچه
دیدم که تو با قامت تا خیمه زدی
انگار کتاب قسمتت غم شده است
وقتی که میان کربلا خیمه زدی

شاعر : مجید قاسمی

  • دوشنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:23
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( من آمده ام دوباره پاسی از شب ) * مجید قاسمی

3134
4

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( من آمده ام دوباره پاسی از شب ) من آمده ام دوباره پاسی از شب
تنها به کنار مرقدت بنشینم
یک گوشه ای از مزار تان باغصه
خرما و بساط روضه را میچینم
ای فاطمه باورم نمیشد هرگز
من زائر تربت تو هر شب باشم
در خانه تسلای غم جانسوز
دردانه ی کوچک تو زینب باشم
بانو ، حسنم میان بستر هرشب
با اشک وغم و بهانه اش می خوابد
یک گوشه حسین ویک طرف هم زینب
با گریه ی کودکانه اش می خوابد
امروز میان حجره دیدم زینب
باچادر تو نماز ظهرش را خواند
هرکس که به محراب تو او رامیدید
درهیبت زهرایی زینب می ماند
درکوچه حسن چه ماجرایی دیده؟
درخواب چنین اشک روان میریزد
میگفت به زیر لب که یارب ،ای کاش
مادر زمیان کوچه ها برخیزد
آن شب که گره زبغچه وا می کردم
یک نکته به

  • دوشنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:25
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

رباعی شهادت حضرت زهرا(س) -( پابست مرام حضرت زهرائیم ) * مجید قاسمی

3923
3

رباعی شهادت حضرت زهرا(س) -( پابست مرام حضرت زهرائیم ) پابست مرام حضرت زهرائیم
دیوانه ی نام حضرت زهرائیم
بانور به سنگ قبر ما بنویسید
«ما پیرغلام حضرت زهرائیم»

شاعر : مجید قاسمی

  • دوشنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( سوز غریبی در نگاه آخرش بود ) * مجید قاسمی

3308
4

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( سوز غریبی در نگاه آخرش بود ) سوز غریبی در نگاه آخرش بود
رفتن ازاین دنیا تمام باورش بود
گاهی میان خانه اش دلتنگ باباست
گاهی به فکر بی کسی ِ همسرش بود
ازیادگار وخاطرات کوچه این بس
آثار سیلی بر رخ نیلوفرش بود
این روزهای آخرین در بین خانه
زینب انیس دردهای مادرش بود
از آن سفارش های آخر خوب پیداست
سهم تمام کربلا با دخترش بود
*****
آن شب میان کوچه ها مولای مردان
بر روی دوشش نیمه ای از پیکرش بود

شاعر : مجید قاسمی

  • دوشنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:28
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( دیگر بساط گریه ی مادر تمام شد ) * مجید قاسمی

3865
4

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -(  دیگر بساط گریه ی مادر تمام شد ) دیگر بساط گریه ی مادر تمام شد
آن انتظار لحظه ی آخر تمام شد
بعد از هجوم آن همه مزدور ناگهان
دربی شکست و سوره ی کوثرتمام شد
حیدر پیام غربت خود راچنین نوشت
امشب بیا کمک که ابوذر تمام شد
مولا زمان دفن غریبانه دم گرفت
دیگر حدیث وقصه ی این در تمام شد
همسایه ای دوباره به عنوان طعنه گفت
آن گریه های فاطمه بهتر تمام شد
بعد از زمان لحظه تشییع مجتبی
از ره رسید وگفت که خواهرتمام شد
تنگ غروب حضرت مادر به سمت عرش
تابوت رفت و حضرت حیدر تمام شد
*******
درقتلگاه حضرت زهرا نشسته بود
خنجررسید ومصرع آخر تمام شد

شاعر : مجید قاسمی

  • دوشنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:30
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( هرگز نمیفهمم چرا باور زمین خورد ) * نیما نجاری

3818
5

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( هرگز نمیفهمم چرا باور زمین خورد ) هرگز نمیفهمم چرا باور زمین خورد
هرگز نمیفهمم چگونه بر زمین خورد
حتی تصور کردنش هم درد دارد
وقتی تجسم میکنم مادر زمین خورد
"فضه خزینی" های مادر پشت هم بود
یعنی که چندین بار پشت در زمین خورد
مردم زمین افتادنش را خنده کردند
هر دفعه با افتادنش حیدر زمین خورد
هر دو پسرهایش زمین...همراه مادر
بابا زمین...فضه زمین...دختر زمین خورد
فرزندها را دور کن…این صحنه تلخ است؛
محسن کمی از دیگران بدتر زمین خورد...!
هی میشنیدم که کسی با خنده میگفت:
دیدید مردم ! فاطمه آخر زمین خورد…!
از شدت زخمی که روی صورتش بود
فهمیده ام که مادرم با سر...زمین خورد...!.

شاعر : نیما نجاری

  • سه شنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:41
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( زنم دست تأسف روی دستم ) *

3795
4

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( زنم دست تأسف روی دستم ) زنم دست تأسف روی دستم
که رفت سرمایه ی هستی ز دستم
جوانی را ز کف دادم شدم پیر
ز بار معصیت ، گشتم زمین گیر
خداوندا تو آگاهی ز حالم
که از شرمندگی این سان بنالم
به دست خود ، سیه پرونده دارم
سرخجلت به زیر افکنده دارم
سر خوان تو یک عمری نشستم
نمک خوردم نمکدان را شکستم
طولی نکشد که عاقبت سر برسد
پیراهن کربلا به آخر برسد
امروز به دخترم وصیت کردم
گهواره ی محسنم به اصغر برسد

  • سه شنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:42
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مرثیه حضرت زهرا(س) -( دو سه ماه است دلم قحطی باران شده است ) * علبرضا رشادتی

3462
2

شعر مرثیه حضرت زهرا(س) -( دو سه ماه است دلم قحطی باران شده است ) دو سه ماه است دلم قحطی باران شده است
حال دل زارشده مثل بیابان شده است
درنبودت چقدر طعنه شنیدیم آقا
داغ هر شیعه ی تو ماتم حجران شده است
بعد تو سنگ صبورم حرم سلطان بود
بانی دردو دلم شاه خراسان شده است
در سرم نیست به جز آرزوی نوکریت
سد راه به خدا بار گناهان شده است
چاره را در نمک روضه مادر دیدم
بعد هر فاطمیه مشکلم آسان شده است
روضه این است که ناموس خدا روی زمین
بین یک کوچه تاریک هراسان شده است
عرش لرزید به خود فاطمه از پا افتاد
ذکر مادر به رو خاک حسن جان شده است
پسرم قول بده تا که نگویی به پدر
مادرت خاک نشین گشته و نالان شده است
وسط روضه دلم یاد محرم افتاد
چه کنم شعر من انگار پریشان شده است
عمه ج

  • سه شنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 08:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

شور شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها -(آه کی رود از یاد) * میثم مومنی نژاد

887
3

شور شهادت  حضرت زهرا سلام الله علیها -(آه    کی رود از یاد) وا اما وا اما
وا اما وا اما وا اما

آه کی رود از یاد
آه مادری افتاد
آه گریه و فریاد
آه کودکی جان داد

رسد آوای حزینی بمیرم مادر
ندای فضه خذینی بمیرم مادر

تو را میزد دست ستم بمیرم مادر
علی میمیرد از این غم بمیرم مادر

وا اما وا اما.....

آه از در و دیوار
آه آتش و اغیار
آه مادر و مسمار
آه سینه ای خونبار

به پیش شمع و پروانه بمیرم مادر
زدند بر گل تازیانه بمیرم مادر

تو ای ناموس کبریا بمیرم مادر
دویدی بین کوچه ها بمیرم مادر

وا اما وا اما

  • سه شنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 16:07
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 عبدالحسین شفیع پور

دانلود سبک زمینه برای شهادت حضرت زهرا از عبدالحسین شفیع پور -(ای مادر ،رویت مگیر از ،علی مظلوم ، دلگیر است) * عبدالحسین شفیع پور

2510

دانلود سبک زمینه برای شهادت حضرت زهرا از عبدالحسین شفیع پور -(ای مادر ،رویت مگیر از ،علی مظلوم ، دلگیر است) ای مادر ،رویت مگیر از ،علی مظلوم ، دلگیر است

جواب وپاسخ ، به هرسلامش، میان این شهر ،تحقیراست

کُشتی امیرالمونین ای کشتی پهلونشین ای مادر

وای ازحرامی لعین فقط بگویمت همین وای ازدر

میروی،پرستوی من ، مگردوباره قصد آمدن نداری؟

رسمش نیست،حالاکه رفتی،چرانباشد ازبرای تو مزاری؟

ای مادر

داغ تو کمرشکن بود،که اینچنین شد حیدرت

ای مادر،بجای توکاش،به پشت دربود،دخترت

حرامی طاقتت ربود نموده صورتت کبود ای مادر

نماز تودلم شکست شده قنوت آن یه دست ای مادر

مادره،عیسی پیمبر،تکیه به نخل خشکی داد خرماعطاشد

واویلا،ولی تومادر،تکیه به دیواردادی ومحسن فداشد

ای مادر

سروده:عبدالحسین شفیع پور

  • چهارشنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 21:09
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین شفیع پور
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

نوحه حضرت زهرا(س) -( در نیمه ی شب من ز اشک دانه دانه ) * سید محسن حسینی

399

نوحه حضرت زهرا(س) -( در نیمه ی شب من ز اشک دانه دانه ) در نیمه ی شب من ز اشک دانه دانه
هم جای سیلی شسته ام هم تازیانه
لاله ی پرپرم ـ سوره ی کوثرم
مظلومه زهرا
تنهایم و از دیده خون افشانده ام من
با دست خود بر تو کفن پوشانده ام من
ای پناه علی ـ ای سپاه علی
مظلومه زهرا
باشد تماشایی علی بی طرفدار
شب تا سحر سر می گذارم من به دیوار
ای جوان علی ـ قد کمان علی
مظلومه زهرا
ای یاس نیلوفر شده خدانگهدار
ای لاله ی پرپر شده خدانگهدار
مادر زینبم ـ بی تو جان بر لبم
مظلومه زهرا

شاعر : سید محسن حسینی

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 07:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر نوحه حضرت زهرا(س) -( صفای خانه ام مرو از خانه ام ) * سید محسن حسینی

30

شعر نوحه حضرت زهرا(س) -( صفای خانه ام مرو از خانه ام ) صفای خانه ام مرو از خانه ام
پرستو پر مزن مرو از لانه ام
قدخمت می کشد مرا ـ اشک غمت می کشد مرا
عمر کمت می کشد مرا
مرو یا فاطمه (3)
مسیحایی نفس سکوتت دیدنی ست
به هنگام نماز قنوتت دیدنی ست
علی نداردبجز تو کس ـ تمام هستم تویی و بس
مزن به پیشم نفس نفس
مرو یا فاطمه (3)
چرا ای لاله ام خزان می بینمت
جوان من چرا کمان می بینمت
می گویمت با ناله مرو ـ ز باغ من ای لاله مرو
جوان هجده ساله مرو
مرو یا فاطمه (3)
هلال من ببین مرا کردی هلال
ز بس گفتی به من حلالم کن حلال
کوثر قرآن من مرو ـ مادر طفلان من مرو
شمع شبستان من مرو
مرو یا فاطمه (3)
******

شاعر : سید محسن حسینی

  • سه شنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 07:39
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر زبانحال حضرت زهرا(س) -( خیز و ببین ماه من به چه روزم نشاندی ) * سید محسن حسینی

38

شعر زبانحال حضرت زهرا(س) -( خیز و ببین ماه من به چه روزم نشاندی ) خیز و ببین ماه من به چه روزم نشاندی
هر چه کردم التماست تو به پیش من نماندی
ای لاله ی پژمرده ام رفتی خدانگهدار
ای یار سیلی خورده ام رفتی خدانگهدار
فاطمه یا فاطمه یا فاطمه یا زهرا
ای گل افسرده ی من کرده ای افسرده حالم
تو مرا کشتی ز خجلت بس که گفتی کن حلالم
تنها طرفدار علی رفتی خدانگهدار
شمع شب تار علی رفتی خدانگهدار
فاطمه یا فاطمه یا فاطمه یا زهرا
ای جوان قد کمانم می زنی آتش به جانم
بی تو در شهر مدینه من غریب و بی نشانم
ای کوثر قرآن من رفتی خدا نگهدار
ای مادر طفلان من رفتی خدانگهدار
فاطمه یا فاطمه یا فاطمه یا زهرا
******

شاعر : سید محسن حسینی

  • سه شنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 08:09
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر نوحه حضرت زهرا(س) -( ای جوانم ـ قد کمانم ) * سید محسن حسینی

40

شعر نوحه حضرت زهرا(س) -( ای جوانم ـ قد کمانم ) ای جوانم ـ قد کمانم
تا به کی سر به سر زانو بگیرم
با تو گویم ـ آرزویم
تو دعا کن بعد تو من هم بمیرم
از چه با غم خود خو گرفتی ـ کشتی ام پهلو گرفتی
تو مرا کشتی ز خجلت ـ بس که از من رو گرفتی
فاطمه جان ـ فاطمه جان (2)
هست و بودم ـ ای وجودم
بعد تو شمع شب تاری ندارم
دیده بگشا ـ کن تماشا
تا سحر من سر به سر زانو می گذارم
زآه خود کردی تو آبم ـ می کنی خانه خرابم
بی تو در شهر مدینه ـ من سلام بی جوابم
فاطمه جان ـ فاطمه جان (2)
ای طبیبم ـ من غریبم
بار دیگر یار من کن یاری من
نور دیده ـ قد خمیده
وای من از این امانت داری من
کرده ای افسرده حالم ـ طایر بشکسته بالم
کرده ای همچون هلالم ـ بسکه گفتی کن حلالم
فاطمه جا

  • سه شنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 07:42
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 عبدالحسین شفیع پور

دانلود سبک واحد((مادر مدحت خارج از محدوده ی ذهن من وما)) * عبدالحسین شفیع پور

2124

دانلود سبک واحد((مادر مدحت خارج از محدوده ی ذهن من وما)) مادر مدحت خارج از محدوده ی ذهن من وما

تادل عشقت چشیده بسته راهو به روی عشقا

تویی دخت نبی روشنای شبی میون ظلمت دنیا

ازدوعالم سری گوهر حیدری ماروتنهانذاری میون غمها

تونگین خاتم پیغمبری توشفیعه واسه اهل محشری

برابابا یه عطای کوثری

مهرت بردلم گشتی حاصلم

سائل بردرت بی تو باطلم

مادر مادرم

مادر هستی واسه کل مومنین ومومنات ای بی بی زهرا

حرف مانیست حتی پیغمبرمون گفته به تو ام ابیها

رمز درشهادتی حامی ولایتی حتی وقتی هستی تنها

مظهرنجابتی آخرشهامتی کرمت بیشتره ازوسعت دریا

اسوه هارو تو دوعالم رهبری گفته الله که برای حیدری

ذکرمولا وقت فتح خیبری

زهرا طاهره عشقت نادره

در دل تا ابد روضت دائره

  • پنج شنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 00:32
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین شفیع پور
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر نوحه حضرت زهرا(س) -( مرو همچون کبوتر ز آشیانه ) * سید محسن حسینی

32

شعر نوحه حضرت زهرا(س) -( مرو همچون کبوتر ز آشیانه ) مرو همچون کبوتر ز آشیانه
مرو از خانه ای بانوی خانه
چرا چشمان خود را بسته ای تو
چرا بار سفر بستی شبانه
مرو ای آفتابم ـ مکن خانه خرابم
که بی تو در مدینه
سلام بی جوابم ـ ز بعد تو حباب روی آبم
مرو زهرا مرو فاطمه جانم
مکن پیرم امشب ای جوانم
بمان پیشم جوان قد کمانم
مزن سوسو چراغ خانه ی من
مرو ای ماه من از آسمانم
شب من را ستاره ـ به حالم کن نظاره
مرا کشتی ز خجلت
ز بس کردی اشاره ـ برای رفتنت کن استخاره
مرو زهرا مرو فاطمه جانم
چرا با غصه و غم خو گرفتی
چرا ای کشتی ام پهلو گرفتی
خدا داند مرا از غصه کشتی
از ان روزی که از من رو گرفتی
دو چشمت بسته ای تو ـ دلم بشکسته ای تو
گمانم فاطمه جان
که از من خسته ای تو

  • سه شنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 07:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر زبانحال حضرت زهرا(س) -( یک لحظه دو چشمت را (بر روی علی واکن )2 ) * سید محسن حسینی

207

شعر زبانحال حضرت زهرا(س) -( یک لحظه دو چشمت را (بر روی علی واکن )2 ) یک لحظه دو چشمت را (بر روی علی واکن )2
بیمار تماشایی، ( من را تو تماشا کن )2
تا به کی در بغل زانو بگیرم
یا مرو یا دعا کن من بمیرم
یا زهرا یا زهرا مظلومه زهرا
ای یار جوان علی، ( تو هست علی هستی )2
ای مادر طفلانم، ( تو بار سفر بستی )2
کنار بستر تو ای طبیبم
هر شب در ناله ی أمّن یجیبم
یا زهرا یا زهرا مظلومه زهرا
هرگز نکنم باور، ( ای یار کفن پوشم)2
تابوت تو را گیرم، ( آخر به سر دوشم )2
صاحب خانه ام مرو ز خانه
ای پرستوی من مرو ز لانه
یا زهرا یا زهرا مظلومه زهرا
******

شاعر : سید محسن حسینی

  • سه شنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 11:57
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر نوحه زبانحال حضرت زهرا(س) -( تو چشم خود بستی و من ازدیده خون افشانده ام ) * سید محسن حسینی

287

شعر نوحه زبانحال حضرت زهرا(س) -( تو چشم خود بستی و من ازدیده خون افشانده ام ) تو چشم خود بستی و من ازدیده خون افشانده ام
تنهاطرفدارم ببین، تنهای تنها مانده ام تنهای تنها مانده ام
مزن سوسو پیش چشمم ای شمع خانه
مرو ای صید شکسته بالم ز لانه
به دور از چشم همه در این نیمه ی شب
بشویم با اشک خود جای تازیانه
یا زهرا یازهرا یازهرا
کی می رود از یاد من نماز شب خواندن تو
کی می رود از یاد من در کوچه ها ماندن تو
خودم دیدم ز قرآنم کوثر افتاد
خودم دیدم از پرستو بال و پر افتاد
به جز چشم غرق خونم چشمی ندیده
خودم دیدم یاس نیلی پشت در افتاد
یا زهرا یازهرا یازهرا
هم چشم خود بستی و هم بار سفر را بسته ای
تنها و خسته می روی گمانم از من خسته ای
چرا ای ماه علی رو می گیری از من
مگر که زهرا تو دید

  • سه شنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 07:49
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر زبانحال حضرت زهرا(س) -( مادر بیمار من بوسه به رویم بزن ) * سید محسن حسینی

214

شعر زبانحال حضرت زهرا(س) -( مادر بیمار من بوسه به رویم بزن ) مادر بیمار من بوسه به رویم بزن
دختر تو زینبم شانه به مویم بزن
می کنم لحظه به لحظه نگاهت
من عصای توأم می برم راهت
مرو مادر (3)
مادر مجروح من تمام هست منی
چرا به سختی دگر نفس نفس می زنی
کودکانت را به که می سپاری
زینب تو کجا و خانه داری
مرو مادر (3)
منم پرستار تو از سر شب تا سحر
شکوه ندارم اگر مرا نگیری به بر
چون که از سینه ات با خبرم من
لاله ات هستم و خونجگرم من
مرو مادر (3)
یار جوان علی لب بگشا بر سخن
ولی به زینب مگو سخن ز غسل و کفن
می زنی آتش سرتاپای من را
رفتنت می کشد بابای من را
مرو مادر (3)

شاعر : سید محسن حسینی

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 11:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 عبدالحسین شفیع پور

دردودلامو بگم خدایا؟ اما خودت که داشتی میدیدی * عبدالحسین شفیع پور

2300
1

دردودلامو بگم خدایا؟    اما خودت  که داشتی میدیدی دردودلامو بگم خدایا؟ اما خودت که داشتی میدیدی

هرکی شنیده ،باغصه میگه ،قربون صبرت ،چیاکشیدی

یادم نمیره هرگزخدایا ،یک باغبون ودستای بسته

اون صحنه ای که دیدم روخاکا،یک یاس نیلی ساقش شکسته

یادم نمیره هرگزخدایا،راهش روبستن یکی نه ایلی

یادم نمیره هرگز خدایا ،ضرب لگد باتوهین وسیلی

از چی بگم من ای خدا کوچه تنگ،یه سگ بدخو

ازچی بگم من ای خدا به روی خاک،چشمای کم سو

از چی بگم من ای خدا اون دردای شدید پهلو

اما خدایا دیدی تا آخر با اینکه بودش غرق جراحت

مثله سپرشد ثابت کنه تا خون تورگاشه هست باولایت

مادرخوبم ای مهربونم

یکی دوتانیست ،این صحنه ها که،شده دلیلِ ،کابوس هرشب

میگه خدایا ،صبرم یه حدی،چی

  • چهارشنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 22:21
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین شفیع پور
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر زبانحال حضرت زهرا(س) -( من دیده ام روز سیه را ـ من دیده ام خسوف مه را ) * سید محسن حسینی

35

شعر زبانحال حضرت زهرا(س) -( من دیده ام روز سیه را ـ من دیده ام خسوف مه را ) من دیده ام روز سیه را ـ من دیده ام خسوف مه را
به پیش چشمان تر من لاله پژمرد
اگر نبودم مادرم در کوچه می مرد
گل پیش من خزان شد ـ مادر من کمان شد
یاس علی تنها ـ در کوچه ارغوان شد
واویلتا واویلا (2)
خون ازدوچشم من چکیده ـ من دیدم آن چه کس ندیده
امشب سخن از روی حکاکی بگویم
امشب سخن از چادر خاکی بگویم
دیدم در آن زمانه ـ بر روی مه نشانه
دیدم که مادر من ـ گم کرده راه خانه
واویلتا واویلا (2)
دربین ره کردم دعایش ـ به کوچه هابودم عصایش
آتش زدند پرم را ـ از پای تا سرم را
در بین کوچه ها گرفتم ـ من دست مادرم را
واویلتا واویلا (2)

شاعر : سید محسن حسینی

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 12:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

نوحه زبانحال حضرت زهرا(س) -( گردیده خزان بهارم امشب ) * سید محسن حسینی

41

نوحه زبانحال حضرت زهرا(س) -( گردیده خزان بهارم امشب ) گردیده خزان بهارم امشب
بردی تو همه قرارم امشب
هستی تو گره گشایم اما
افتاده گره کارم امشب
ای بانوی خانه ـ می روی شبانه
ای پرستوی من ـ می روی ز لانه
از بعد تو ای جوان پیرم
سیر از همه ام از همه سیرم
ای یار شهیده ام دعا کن
تا آن که من از غمت بمیرم
***
بر غربت من نظاره کردی
از من تو چرا کناره کردی
والله که مُردم از خجالت
از بس که به من اشاره کردی
ای صبر و وتانم ـ ای یاس خزانم
ای ورد زبانم ـ ای فاطمه جانم
آهسته برو در این شب تار
ای یار علی بی طرفدار
ای بار سفر بسته شبانه
زهرای جوان خدا نگهدار
***
دستت به سوی خدا گرفتی
بیمار علی شفا گرفتی
با رفتنت ای رفته ز دستم
تو دلخوشی مرا گرفتی
شمع شب تارم ـ افتا

  • سه شنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 07:52
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

زبانحال 18 - بستر بیماری -( شمع شب تارم مرو ـ ای یار بیمارم مرو ) * سید محسن حسینی

250

زبانحال 18 - بستر بیماری -( شمع شب تارم مرو ـ ای یار بیمارم مرو ) شمع شب تارم مرو ـ ای یار بیمارم مرو
تنها طرفدارم مرو
افتادی تو از نفس، من ـ در سینه نفس ندارم
ای مشکل گشای حیدر ـ افتاده گره به کارم
از چه رو می زنی حرف از جدایی
چشم خود را به سختی می گشایی
فاطمه فاطمه مظلومه زهرا

ای جان من جانان من ـ ای کوثر قرآن من
ای مادر طفلان من
آتش می زنی به جانم ـ هر شب ای جوان پیرم
دیده وا کن و ببین من ـ زانو در بغل بگیرم
تا به کی از علی تو رو بگیری
به گمانم که از علی تو سیری
فاطمه فاطمه مظلومه زهرا

شاعر : سید محسن حسینی

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 12:55
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 عبدالحسین شفیع پور

میون کوچه پیر شد انگارحسن من * عبدالحسین شفیع پور

2640

میون کوچه پیر شد انگارحسن من میون کوچه پیر شد انگارحسن من کرده کز بازم به کنج دیوار حسن من

ای خداکاشکی بچمو من نمیبردم شبا بیخوابه گشته بیمارحسن من

شیرم ،حلالت ای وجودم گفتی،چراسپرنبودم؟ مادر،چراتوروی زمینی؟

گفتم،اثرسیلی بوده چشمام،تاره شبیه دوده جرمم،عشق علی شد میبینی؟

بابغض وگریه همیشه یه گوشه میشینی

خوب میدونم که توفکرت چی داری میبینی

غیرتت رومن بنازم که بدجور حزینی

میرم،نبینم گریه هاتو

نگو میری دلم میگیره مادر من یادعا کن حسن بمیره مادرمن

ای خداکاشکی سیلی جای اون میخوردم جوونست ومیگن که پیره مادرمن

مادر،میشه زنده بمونی مادر،آخه خیلی جوونی مادر،چرا توقامت کمونی

مادر،بری یتیم میشیم ما مادر،آخه غریبه بابا اونم

  • چهارشنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 22:49
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین شفیع پور
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

زبانحال 19 -شهادت حضرت زهرا (س) -( من خود همه دردم و هستی تو طبیبم ) * سید محسن حسینی

26

زبانحال 19 -شهادت حضرت زهرا (س) -( من خود همه دردم و هستی تو طبیبم ) من خود همه دردم و هستی تو طبیبم
گریم به غریبی تو ای یار غریبم
جانانه ی عالم بیمار تو جان داد
آنقدر علی گفت تا از نفس افتاد
مظلوم علی جان(2)

در کوچه به سختی به خدا دیده گشودم
هر جا که شدم نقش زمین یاد تو بودم
با آن که سراپا من پر غم و دردم
تا لحظه ی آخر دور توبگردم
مظلوم علی جان(2)
سر تا به قدم آب شده شمع وجودم جانم
بین در و دیوار دعا گوی تو بودم
به لب آمد جان من لب نگشودم
امشب تو بشویی این روی کبودم
مظلوم علی جان(2)

شاعر : سید محسن حسینی

  • سه شنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 12:58
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر زبانحال حضرت زهرا(س) -( کسی ندارد آگه از حال من غیر از خدا ) * سید محسن حسینی

36

شعر زبانحال حضرت زهرا(س) -( کسی ندارد آگه از حال من غیر از خدا ) کسی ندارد آگه از حال من غیر از خدا
هرگز نگفتم با کسی من ماجرای کوچه را
ز چشم من می چکد اشک دانه دانه
گرفتم من بوسه از جای تازیانه
خودم دیدم برده سیلی نور نگاهش
خودم صاحب خانه را بردم سوی خانه
گل پرپر ـ سوره ی کوثر ـ مادر من
خون ریزد از چشم ترم می سوزد از پا تا سرم
در کوچه مدینه من بودم عصای مادرم
خودم دیدم مادر مثل لاله پژمرد
شنیدم در کوچه ها او نام علی را برد
اگر که همره او یک لحظه نبودم
خدا داند مادر من در کوچه می مُرد
گل پرپر ـ سوره ی کوثر ـ مادر من
من غرق اشک و ناله ام من خونجگرچون لاله-ام
در کوچه شد نقش زمین مادر هجده ساله ام
اگر چه طفلم غم مادر کرده پیرم
همیشه از چادر خاکی بوسه گیرم
ببرد

  • سه شنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 07:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( ماندن که هست صحبت رفتن برای چه؟ ) * علی اکبر لطیفیان

3543
4

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( ماندن که هست صحبت رفتن برای چه؟ ) ماندن که هست صحبت رفتن برای چه؟
زهرای من حلالیت از من برای چه؟
وقت نفس نفس زدنت پیش پای من
لاله نریز این همه گلشن برای چه؟
دارم به جمله ی پدرت فکر می کنم
وقتی که هست فاطمه جوشن برای چه؟
باشد نخند... از تو توقع نداشتم
این دل شکسته هست شکستن برای چه؟
زهرا کشان کشان دم در آمدی چرا؟
گفتم نیا که... آمدی اصلاً برای چه؟
ما را برای همسفری آفریده اند
بی من تلاش بهر پریدن برای چه؟
اَسما که بود دور و برت فضه هم که بود
تابوت خویش خواستی از من برای چه؟
...
هنگام دور گردن این پیرهن که شد
جان حسین این همه شیون برای چه؟

شاعر : استاد علی اکبر لطیفیان

  • پنج شنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 04:00
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر نوحه زبانحال حضرت زهرا(س) -( هستی همه آرزوی زینب ) * سید محسن حسینی

276

شعر نوحه زبانحال حضرت زهرا(س) -( هستی همه آرزوی زینب ) هستی همه آرزوی زینب
یک بوسه بزن به روی زینب
با دست شکسته ی خود امشب
تو شانه بزن به موی زینب
ای سوره ی کوثر ـ ای لاله ی پرپر
ای هستی زینب ـ مادر مرو مادر
باشد سر زینبت به دیوار
خون گریه کنم در این شب تار
تو بار سفر شبانه بستی
ای مادر من خدا نگهدار
***
تو جان مرا چرا گرفتی
دستت به سوی خدا گرفتی
از ناله فتاده ای گمانم
بیمار علی شفا گرفتی
جانم به فدایت ـ می کنم دعایت
مُردم من از این غم ـ تا شدم عصایت
تا دیدم قدت خمیده می شد
اشک غم من چکیده می شد
دست تو گرفتم و دویدم
پایت به زمین کشیده می شد
من غنچه ام ای گل فسرده
کمتر تو بزن نفس شمرده
با رفتن خود دلم مسوزان
ای مادر تازیانه خورده
ای جسم مرا روح ـ د

  • سه شنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 07:58
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد