شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( بارالهــــا تو ببین این سوز ما ) * علی نظری

3423
4

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( بارالهــــا تو ببین  این سوز ما ) بارالهــــا تو ببین این سوز ما
فاطمیــــه گشته در نـوروز ما
آمدم هیئت که تا خدمت کنم
بار دیگر با علـی(ع)، بیعت کنم
آمدم خدمت کنم، بر اهـل دل
تا نگــردم پیش مولایم، خجـل
گفتم امشب سفره ای برپا کنم
هفت سین عشق، در آن جا کنم
مادرم زهرا(س)، مرا یاری نمود
بهـر چیدن، با من همکاری نمود
گفت بگذار از بـرای سفــره ها
سیـن اول، سیـلـی آن بـی حیـا
دومین سین، سقط بود و محسنش
این غم عظماسـت، گشته قاتلش
سین سوم، سرخی مسمـار بـود
رنـگ خــون پهلــوی آن یار بود
گفت سین چهارمم کار در است
سینـه ی مجروح مسمـار در است
پنجمین سین، سوختن با دربها
ســوختــن بـا آتـش نامـــردها
سیـن شـشم، سختی درد و اَلَم
دیــدن حیـدر(

  • یکشنبه
  • 13
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 13:47
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 اصغر چرمی

رباعی شهادت حضرت زهرا(س) -( روزی روضه ی ما از کرم فاطمه است ) * اصغر چرمی

9850
23

رباعی شهادت حضرت زهرا(س) -( روزی روضه ی ما از کرم فاطمه است ) روزی روضه ی ما از کرم فاطمه است
آسمان سایه نشین علم فاطمه است
گرچه پنهان شده قبرش به پیمبر سوگند
این دل سوخته ی ما حرم فاطمه است

شاعر : اصغر چرمی

  • شنبه
  • 3
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 11:56
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

نخستین کسی که به پیامبر ملحق شد *

1797
2

نخستین کسی که به پیامبر ملحق شد مجلس دوم:
نخستین کسی که به پیامبر ملحق شد

بغضی درون حنجره ام جا گرفته است
تنهایی ام بدون تو معنا گرفته است
چیزی شبیه جادوی چشمت که دیدنی ست
در کنج خلوت دل من پا گرفته است
باورم نمی کنی نکن اما بدان که سخت
کارم ز عشق پاک تو بالا گرفته است
عشقم کشیده با تو کمی درد دل کنم
آخر دل من از غم دنیا گرفته است
برگرد ای زلال محبت که دوری ات
حال تمام آینه ها را گرفته است
در پهنه ی دلم غم تو موج می زند
حتی برای تو دل دریا گرفته است
یک بار هم شده تو به حرفم بها بده
این دل بهانه ی گل زهرا گرفته است
« سید محمد بابا میری»
آقا جان ممنونم که بازم امشب من روسیاه رو به مجلس روضه ی مادرت راه دادی . ممنونم با این با

  • جمعه
  • 25
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 18:14
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

ماجرای غصب فدک *

1054

ماجرای غصب فدک مجلس هفتم:
ماجرای غصب فدک
ای آخربن حجت پیمبر (سبک: ای از تو چراغ دیده روشن)
تو منتقم خون خدایی
بس است دگر آقا جدایی
دل خوش شده ام که یابن زهرا
این جمعه به جمع ما بیایی
ای آن که به درد ، شیعیان دوایی
سامره ؛ مدینه؛ یا کرب و بلایی
برگرد که شیعه دل غمینه
از دوری تو ، زار و حزینه
هر جمعه غروب می گه با خود
این جمعه ی بی تو آخرینه
یابن الحسن ای عزیز زهرا
ای وارث ذوالفقار حیدر
ای اخرین حجت پیمبر
باز آ ز مکه و نشان ده
آن قبر بدون شمع مادر
باز آ و نشان ده، آن چهره ی زیبا
تو بخوان برای ؛ ما روضه ی زهرا
روزی که از او حق فدک خورد
زخم دل مصطفی نمک خورد
روزی که میان کوچه زهرا
جای فدک از ثانی کتک خورد
یابن ا

  • جمعه
  • 25
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 18:54
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

متن روضه خوانی شهادت حضرت زهراء(س) -( هر كه با زهراست،احساس سخاوت می كند ) *

4127
8

متن روضه خوانی شهادت حضرت زهراء(س) -( هر كه با زهراست،احساس سخاوت می كند ) هر كه با زهراست،احساس سخاوت می كند
مور این وادی، سلیمان را ضیافت می كند
دست پخت فاطمه نان است ،نانش جزبه است
هر كه شد یك بار سائل ،كم كم عادت می كند
حضرت جبریل یك جلوه است،ذاتاً وحی را
فاطمه تا قلب پیغمبر، هدایت می كند
فرشیان نه عرشیان، هم رو به او می ایستند
در میان خانه اش ،
همون خانه ای كه یكی دو سه روزه،بستر فاطمه رو جمع كردند،بچه ها به یاد مادر،و جای خالی مادر اشك می ریزند
فرشیان نه عرشیان هم، رو به او می ایستند
در میان خانه اش ،وقتی عبادت می كند
یا زهرا،یازهرا،اجازه بدید حالا كه كم كم آماده شدید،زیاد معطلت نكنم،درد دل های علی رو بخونم،امشب همه با هم هم ناله بشیم،با اول مظلوم عالم،فاطمه جا

  • شنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 12:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 اصغر چرمی

رباعی شهادت حضرت زهرا(س) -( نام زهرا قفلهای بسته را وا می کند ) * اصغر چرمی

4341
5

رباعی شهادت حضرت زهرا(س) -( نام زهرا قفلهای بسته را وا می کند ) نام زهرا قفلهای بسته را وا می کند
در ضمیر پاک دل همواره مأوا می کند
حفظ کن این جمله را ، یا فاطمه یا فاطمه
درد بی در مان عالم را مداوا می کند

شاعر : اصغر چرمی

  • شنبه
  • 3
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 11:57
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

بیت الاحزان فاطمه (س) *

1329

بیت الاحزان فاطمه (س) مجلس دهم:
بیت الاحزان فاطمه (س)
دلم دریا ولی ساحل ندارد
به غیر از عشق تو حاصل ندارد
آقا جان این دل من از بس که غم مادرت زهرا رو داره انگار اصلاً ساحل نداره آخه مگه غم مادرت فاطمه تمومی داره مگه می شه به گفته ی خود شما که شب عید غدیر توی خواب به اون مرد عالم گفتید: ما اهل بیت دیگه بعد از بیت الاحزان مادرمون زهرا دیگه شادی نداریم.
دلم دیا ولی ساحل ندارد
به غیر از عشق تو حاصل ندارد
تمام هستی ام بود و نبودم
فدای تو بیا قابل ندارد
آقا جان بیا تا جونم رو فدات کنم آقا بیا تا با هم توی مدینه تن اون دو نفر نامرد رو از خاک بیرون بیاریم و انتقام مادرت زهرا رو از اون ها بگیریم.
من نمی دونم دیگه فاطمه اذیت

  • شنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 17:51
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

ساختن تابوت برای فاطمه(س) *

2943
1

ساختن تابوت برای فاطمه(س) مجلس یازدهم:
ساختن تابوت برای فاطمه(س)
ای افتخار من
دار و ندار من
مولا اباصالح
شد افتخار من به دنیا، یوسف زهرا
سرگشته ی کوی تو هستم، غنچه ی طاها
مولای خوب من ای افنخار من...
کی از سفر آیی اباصالح که چون بابا
مرهم گذاری بر روی پهلوی مادر را
مولای خوب من ای افنخار من...
خیز و جهان روشن ز نور آل طاها کن
روشن چراغ قبر ناپیدای زهرا کن
مولای خوب من ای افنخار من...
دردانه ی زهرا بیا مولا بیا مولا
بنما نظر دشمن شکسته فرق حیدر را
مولای خوب من ای افنخار من...
« ابراهیم گایینی»
آقا کی می خوای بیای و شیعه رو از این بدبختی و فلاکتی که به وجود آمده نجات ببخشی، هر کجا که نگاه می کنی دارن به شیعه ظلم و جنایت

  • شنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 17:55
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 رجبعلی نیسی

فاطمیه (س) -(وقتی که دریا سر درون چاه میکرد) * رجبعلی نیسی

1120
1

فاطمیه (س) -(وقتی که دریا سر درون چاه میکرد) وقتی که دریا سر درون چاه میکرد
هفت آسمان را غرق اشک و آه میکرد

دلتنگ بود از یاس سیلی خورده میگفت
از زخمهای خورده و نشمرده میگفت

میگفت داغ یار هجده ساله دیده
عمری بساط اشک و آه و ناله دیده

غم را برای چاه شب ترسیم میکرد
با نخلها درد درون تقسیم میکرد

خورشید بود و داغدار ماه خود بود
عمری اسیر غربت جانکاه خود بود

آندم که خون از دیده اش در چاه میرفت
زهرا میان خاطراتش راه میرفت

دلتنگی اش اینبار بی اندازه تر بود
درد فراق یار دیرین تازه تر بود

یک جا در آتش خانه و کاشانه میسوخت
یک جای دیگر شمع با پروانه میسوخت

ناگاه دید آئینه را شب میگدازد
دشمن به روی عشق سیلی مینوازد

در بند غیرت دست و پا میزد

  • دوشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 10:13
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( باغى كه بسوزد ثمرى سوخته دارد ) *

3382
1

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( باغى كه بسوزد ثمرى سوخته دارد ) باغى كه بسوزد ثمرى سوخته دارد
ماتم زده قطعاً جگرى سوخته دارد
ظلم است سخن گفتنِ از لذت پرواز
در پيش پرستو كه پرى سوخته دارد
تلخ است سفر با همه شيرينى راهش
وقتى كه كسى همسفرى سوخته دارد
جايى نشنيديد در عالم كه بگويند
بيت الكرم شهر درى سوخته دارد
مى سوخت در آتش بدن ماه مدينه
آن شهر پس از اين سحرى سوخته دارد
جا دارد اگر تيغ على زار بگريد
اين مرد از اين پس جگرى سوخته دارد
بر بوسه گه قرب پيمبر چه گذشته است
كز بوسه مسمار اثرى سوخته دارد
واى از دل زينب كه ببيند تك و تنها
در خيمه فراوان گهرى سوخته دارد
لعنت به كسى كه عَوَض غارت معجر
در دست فقط موى سرى سوخته دارد

  • چهارشنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 06:08
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

حسنین در کنار جنازه مادر *

2020

حسنین در کنار جنازه مادر مجلس سیزدهم:
حسنین در کنار جنازه مادر
آنان که گل وصال تو می پویند
در سهله و جمکران تو را می جویند
با ذکر قنوت در مصلای نماز
« عجّل لولیک الفرج » می گویند
آقا جان امشب ذکر لب همه ی شیعه ها فقط همین یه جمله ست:
اللهم عجل لولیک الفرج
خدایا ظهور منتقم زهرا رو برسون.
یا صاحب الزمان: این همه ی آرزومه که:
روبم به مژه غبار درگاهت را
جویم به دو چشم روی چون ماهت را
ای کاش که از خانه ی کعبه شنوم
آوای « اَنا بقیه اللهت » را
ایشالله همین صبح جمعه از کنار خانه ی کعبه صدای حیدری شما بلند می شه: یا اهل العالم اَنا بقیه الله...
ایشاالله با آقامون بریم مدینه قبر گمشده ی مادرش رو برای همه ما هویدا کنه ،اون جا ب‌

  • شنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 18:13
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

رساندن خبر شهادت فاطمه به علی *

2425
-1

رساندن خبر شهادت فاطمه به علی مجلس چهاردهم:
رساندن خبر شهادت فاطمه به علی
دعای برای فرج تا همیشه ورد لب ماست
میان روضه ی مادر زمان دیدن آقاست
به شهر فاطمیه با صدای گریه ی مهدی
سروده های دل ما پر از حرارت و گرماست
بیا و در غم مادر شریک کن ما را
ببین که دیده ی نمناک ما کرانه ی دریاست
بیا که شعر بخوانیم و اشک دیده بریزیم
که اشک پاسخ شعری ست که جاذب و گیراست
به قول حضرت صادق بهشت او شده تضمین
کسی که مصرعی از شعر او به منقبت ماست
و شعر گفتن هر کس به منقبت آل پیمبر
بدون شک ز عنایات خاص خالق یکتاست
جزای سینه زنانت، جزای گریه کنانت
جزای نوحه سرایت، شفاعت زهراست
بیا و در شب رجعت، بخوان سرود شهادت
چرا که زنده نماندن، ز روی فاطمه پید

  • شنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 18:19
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شام غریبان حضرت زهرا *

2140

شام غریبان حضرت زهرا مجلس شانزدهم:
شام غریبان حضرت زهرا
امروز كه آيينه، جوابش سنگ است
در ذهن زمانه ، عاشقي هم ننگ است
هر كس كه نداند، تو خودت مي داني
آقا به خدا، دلم برايت تنگ است
آقا جان یابن الحسن امشب خیلی دل من برای شما تنگ شده! امشب شب غربت خاندان پیامبره، امشب شب غریبی علی و اولاد علیه، مگه می شه دختر پیمبر و تشییع جنازه مخفیانه تو دل شب! نمی دونم این مردم مدینه چه کار با حضرت زهرا کرده بودند که به علی وصیت کرده بود: علی جان منو شبونه غسل بده، شبونه کفن کن و شبونه به خاک بسپار.
یا صاحب الزمان! معذرت می خوام از شما ولی امشب باید روضه ی شام غریبان رو بخونم:
غسل دهنده ی فاطمه (س)
معقل ابن عمر می گوید: به حضرت ص

  • شنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 18:24
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

تصمیم به نبش قبر فاطمه توسط دشمنان *

1209

تصمیم به نبش قبر فاطمه توسط دشمنان مجلس هفدهم:
تصمیم به نبش قبر فاطمه توسط دشمنان
قرار دل ! ز فراغت دگر قرار ندارم
به انتظار قسم! تاب انتظار ندارم
به انتظار مبدّل شد انتظار ظهورت
اجل رسیده، دگر تاب احتضار ندارم
ز بس گریستم و دیده ام ندید رُخت را
گمان برند گروهی که من یار ندارم
اگر بهار شود چهار فصل برایم
خدا گواست که بی روی تو بهار ندارم
به سلطنت ندهم رتبه ی گدایی خود را
که در زمین و زمان جز تو شهریار ندارم
نه مانده تاب فراق و نه هست طاقت صبرم
چگونه صبر کنم دیگر اختیار ندارم
دیار من نبود غیر خاک مقدم یارم
چو دور غیبت یارم بود دیار ندارم
به اشک دیده بیارم به دست، دلت را
عزیز دل، چه کنم چشم اشکبار ندارم
اگر تو سوز دهی جز به آتشت

  • شنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 18:36
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( حجاب پشت حجاب و غبار روی غبار ) * علیرضا محمد علی بیگی

3395
1

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( حجاب پشت حجاب و غبار روی غبار ) حجاب پشت حجاب و غبار روی غبار
ترک بر آینه افتاد یا اولی‌الابصار
دعای چله‌نشینان نمی‌کند اثری
بسوز لیس دواء الفراق الا النار
اگرچه کورم و در کوره راه بی خبری
شنیده‌ام که خبرهاست پشت این دیوار
شهید و شاهد و ساقی علیهم‌الصلوات
میان میکده مستند اولئک الابرار!
سرشت ظلمت و روح لطیف من؟ هیهات!
نسیم شعله نشینم کجاست مشعل دار؟
سراغ حجله‌ی دنیا نمی‌روم دیگر
قسم به توبه‌ی مستغفرین بالاسحار
سر بهشت ندارم که هر که شد درویش
نشست بر سر تختی که تحته‌الانوار
هوای خدمت این معبد مقدس بود
که می‌زدود از آیینه‌ی دلم زنگار
فرشتگان به تو امّید بسته اند بمان
بمان که سکه‌ی یوسف کم است در بازار
من و تو از ازل آیینه آفری

  • سه شنبه
  • 29
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 11:47
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 امیر فرخنده

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( هر بار می گریم عدو با تازیانه ) * امیر فرخنده

2937
3

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( هر بار می گریم عدو با تازیانه  ) هر بار می گریم عدو با تازیانه ...
میزد به ضربی بر سر و پا تازیانه ...
طفلی میان دست و پا هی گریه می کرد
تا بر زبان میگفت بابا تازیانه ...
میگفت عدو بر دختری غمگین و نالان..؟
یا نام بابا را نبر یا تازیانه ...
اینجا چه رسمی دارد ای بابای خوبم
هرکس شبیه باشد به زهرا تازیانه ...

شاعر : امیر فرخنده

  • چهارشنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 06:09
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( یادمان باشد ولایت یادگار فاطمه است ) *

5863
10

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( یادمان باشد ولایت یادگار فاطمه است ) یادمان باشد ولایت یادگار فاطمه است
هر که مولایش علی شد از تبار فاطمه است
یادمان باشد فداییّ علی مرتضی
بازوی بشکسته و چشمان زار فاطمه است
یادمان باشد که آثار حمایت از علی
روی چشمان کبود و اشک بار فاطمه است
یادمان باشد که سیلی زد عدو بر روی او
بیت الاحزان شاهد چشمان تار فاطمه است
یادمان باشد که پیغمبر سفارش کرده بود
در میان عرش حتی بی قرار فاطمه است
یادمان باشد عدو سیلی زد و خندید و رفت
حضرت محسن بلا شک رازدار فاطمه است
آن که سیلی زد بر او گوش فلک را پاره کرد
هستی از روز ازل دور مدار فاطمه است
آیه ی لولاک را در وصف او فرموده اند
چرخش چرخ فلک از اعتبار فاطمه است
مانده ام در مدح او زیرا که مداحش خ

  • شنبه
  • 3
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 12:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( چند وقت است که ناگاه زمین می افتد ) *

2920
2

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( چند وقت است که ناگاه زمین می افتد ) چند وقت است که ناگاه زمین می افتد
مادرم با رخ چون ماه زمین می افتد
می رود تا که به دیدار پدر تا دم در
ناگهان در وسط راه زمین می افتد
با زمین خوردن او قلب علی می لرزد
می کشد از دل خود آه زمین می افتد
گر که بر قامت دیوار نگیرد دستش
او به یک لحظه کوتاه زمین می افتد
بی سبب نیست اگر خانه نشین شد مولا
مرد بی یاور و همراه زمین می افتد
پیش چشمان پر از اشک من و چشم حسین
پشت در بانوی آگاه زمین می افتد
رفتنش تا به احد سخت مکافات شده
چندبار از ره و بی راه زمین افتد

  • چهارشنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 06:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

رباعی شهادت حضرت زهرا(س) -( ماقطره نا چيز به دريا هستيم ) * مجید قاسمی

3551
4

رباعی شهادت حضرت زهرا(س) -( ماقطره نا چيز به دريا هستيم ) ماقطره نا چيز به دريا هستيم
در بحث جنون شهره دنيا هستيم
بر سنگ قبور شيعيان بنويسيد
ما جيره خور حضرت زهرا هستيم

شاعر : مجید قاسمی

  • چهارشنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 06:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

یک رباعی زیبا از مهدی عظیمی در آستانه دهه فاطمیه -( بگو با من چرا مادرچنين چشمان تر داري ) * مهدی عظیمی

2685
3

یک رباعی زیبا از مهدی عظیمی در آستانه دهه فاطمیه -( بگو با من چرا مادرچنين چشمان تر داري ) بگو با من چرا مادرچنين چشمان تر داري
چرا يك دست بر ديوار ودستي بر كمر داري
نمي گويم حديث ميخ در با من، نگو اما
نشاني ديده ام ازتو كه بر ديوار ودر داري

شاعر : مهدی عظیمی

  • جمعه
  • 9
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 09:19
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

رباعی شهادت حضرت زهرا(س) -( طولی نکشد که عمر من سر برسد ) * مجید احمدی

4065
0

رباعی شهادت حضرت زهرا(س) -( طولی نکشد که عمر من سر برسد ) طولی نکشد که عمر من سر برسد
پیراهن کربلا به آخر برسد
امروز به دخترم وصیت کردم
گهواره ی محسنم به اصغر برسد

شاعر : مجید احمدی

  • یکشنبه
  • 11
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 04:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

رباعی شهادت حضرت زهرا(س) -( طوفان دهر فاطمه ام را نشانده بود ) * مجید احمدی

4445
2

رباعی شهادت حضرت زهرا(س) -( طوفان دهر فاطمه ام را نشانده بود ) طوفان دهر فاطمه ام را نشانده بود

دست عجل به آخر كارش رسانده بود
ديدم لباس بر تن او گريه ميكند
از او به غير نقش ظريفي نمانده بود

شاعر : مجید احمدی

  • یکشنبه
  • 11
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 04:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( در آسمان طلوع تو وقتي ديده شد ) * جواد قدوسی

2737

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( در آسمان طلوع تو وقتي ديده شد ) در آسمان طلوع تو وقتي ديده شد
ذكر تو از زبان خدا هم شنيده شد
اصلاً وجود ما به حضور تو بسته است
دنيا براي خلقت تو آفريده شد
هر شب دخيل پشت در خانه مي شويم
آن خانه اي كه با تو به آتش كشيده شد
دشمن به قصد بردن حيدر رسيد و بعد
گلهاي ياس فصل بهار تو چيده شد
قنفذ فقط مشورتي با مغيره كرد
زد با غلاف و دست تو بانو دريده شد
كشته مرا فاطمه جان وصف كوچه ها
بغضي به جاي خنده به كامم چشيده شد
نامحرمم مگر كه از من رو گرفته اي؟
كار از ميان كوچه كجاها كه كشيده شد
اين دَر افتاده و آن ميخ بد قلق
خوني كه از سينه و پهلو چكيده شد
تصوير جا مانده اي از خاطرات تلخ
با يادشان قامت مردت خميده شد

شاعر : جواد قدوسی

  • یکشنبه
  • 11
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 04:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( گِرد علی وجود تو اندر طواف شد ) *

3235

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -(  گِرد علی وجود تو اندر طواف شد ) گِرد علی وجود تو اندر طواف شد
راه میان خانه و مسجد ... شد
دست چهل نفر همه در جنگ با علی
دست تو با تمامیشان در مصاف شد
تنها امید دست خدا بود دست تو
دستت شکست و دست علی در طناب شد
از ذوالفقار نام علی کینه داشتند
اما حساب کینه شان با تو صاف شد
دستت محال بود علی را رها کند
وای از غلاف هر چه که شد با غلاف شد
تو دست خیر داری و از خیر دست تو
از مالیات قنفذ ملعون معاف شد
دستی که بوسه گاه نبی بود گوییا
در بازویش دچار کمی انحراف شد

  • یکشنبه
  • 11
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:00
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 مجتبی خرسندی

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( صدشکر که زیر پرچم زهرائیم ) * مجتبی خرسندی

2697
1

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( صدشکر که زیر پرچم زهرائیم ) صدشکر که زیر پرچم زهرائیم
چون سینه زنیم محرم زهرائیم
از اول عمر خود عزاداریم و
تا آخر عمر در غم زهرائیم
در سن کمیم وقامت خم داریم
ماتم زده ی قد خم زهرائیم
هرلحظه اگر برای او می گرئیم
دلسوخته ی عمر کم زهرائیم
مابا دوسه قطره اشک درروضه ی او
آدم شده ایم ، آدم زهرائیم
برتر شده ایم از همه عالم چون
یک ذرّه ی خاک قدم زهرائیم
چون فاطمیه محرم فاطمه است
پس گریه کن محرم زهرائیم
شد فاطمیه خط مقدّم پس ما
سربـاز خط ِ مقـدّم زهرائـیـم
مسال همه به فکر عیدند ، اما
مافکر عزا وماتم زهرائیم

شاعر : مجتبی خرسندی

  • یکشنبه
  • 11
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:04
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( عالم طفیل حضرت مولا درست شد ) *

3287
1

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( عالم طفیل حضرت مولا درست شد ) عالم طفیل حضرت مولا درست شد
بر محور محبت زهرا درست شد
از خنده اش بهشت خداوند شد پدید
در سایه اش طراوت طوبی درست شد
قبل از قدیم عشق علی بود و فاطمه
مجنون نبود، جلوه ی لیلا درست شد
قبل از حدوث ... بعد خدا گفتن بتول
در هر کرانه ذکر خدایا درست شد
من مانده بودم و گره کورِ بی کسی
گفتم که وا نمی شود ... اما ... درست شد
عشق و غزل ز حضرت زهرا شروع شد
از فاطمیه سینه زنی ها درست شد
ای خاک پات سجده گه وادی طُوی
در شعله های عشق تو موسی درست شد
در سایه سار چادر پر چین قامتت
ای مهرِ محض، عالم بالا درست شد
در امتداد رد قدم های عرشی ات
بانوی عشق، فاطمه، دنیا درست شد
از انعکاس روح لطیفی که داشتی
بر روی خاک این

  • یکشنبه
  • 11
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:07
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( روی دلها میشود غم بار بعضی وقتها ) * مصطفی متولی

3653

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( روی دلها میشود غم بار بعضی وقتها ) روی دلها میشود غم بار بعضی وقتها
زندگی هم میشود غمبار بعضی وقتها
در هجوم دردها وقتیکه سینه بشکند
میکشی حتی نفس دشوار بعضی وقتها
شِکوه وقتی جای تشریک مساعی را گرفت
گریه مشکل میشود انگار بعضی وقتها
باورش سخت است اما میشود یک زن شود
با چهل نامرد در پیکار بعضی وقتها
منکر معروف را دیدند و همراهش شدند
حقِّ حق هم میشود انکار بعضی وقتها
عده ای در خانه ای هستند و بالا میرود
دود و آتش از در و دیوار بعضی وقتها
حال و روز بچه ها را سخت میریزد بهم
مادری که میشود بیمار بعضی وقتها
فضّه هم باشد کنارت باز هم بی فایده است
کار وقتی بگذرد از کار بعضی وقتها
بی هوا وقتیکه با شدت به پهلو میخورد
کار خنجر میکند مسمار ب

  • یکشنبه
  • 11
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:10
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محمد جواد پرچمی

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( افتادن و پرپر زدنم دست خودم نیست ) * محمد جواد پرچمی

3964
6

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( افتادن و پرپر زدنم دست خودم نیست ) شب تا به سحر سوختنم دست خودم نیست
آخر چه کنم لاغریِ زود رَسَم را
پیری و شکسته شدنم دست خودم نیست
دستم دو سه ماه است نخورده است به کاری
انگار کنار بدنم دست خودم نیست
این موی سپید پسرم قلب مرا سوخت
شرمندگی ام از حسنم دست خودم نیست
اَسما کمکم کرد که آرام بیفتم
افتادن و برخاستنم دست خودم نیست
هر بازدَمی باز کند زخم تنم را
خونی شدن پیروهنم دست خودم نیست
از درد شدید است مرا ضعف گرفته
اینقدر عرق ریختنم دست خودم نیست
از عاطفه ی مادری ام خُرده مگیرید
گریه به گلِ بی کفنم دست خودم نیست
--------------------------------------------------------

شاعر : محمد جواد پرچمی

  • یکشنبه
  • 11
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 علی حسنی

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( هجده بهار میگذرد از جوانی ات ) * علی حسنی

3219
2

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( هجده بهار میگذرد از جوانی ات  ) هجده بهار میگذرد از جوانی ات
قربان لطف و معرفت و مهربانی ات
جمع ملایکه به شما سجده کرده اند
بین قنوت نافله ی آسمانی ات
در خانه ی علی چقدر کار کرده ای
با پهلوی شکسته و با ناتوانی ات
پیغمبری و کار پدر کرده ای شما
با جلوه های چادر پاک یمانی ات
در کوچه ذوالفقار علی بوده ای شما
در بین کوچه دیده شده قهرمانی ات
چشمان مرتضی پر از احساس غم شده
با دیدن هلال رخ ارغوانی ات
حالا میان بستری و گریه میکنی
با غنچه های پیکر رنگین کمانی ات

شاعر : علی حسنی

  • یکشنبه
  • 11
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:13
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 علی حسنی

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( با تمام درد ها بانو ترحم میکنی ) * علی حسنی

3366
3

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( با تمام درد ها بانو ترحم میکنی  ) با تمام درد ها بانو ترحم میکنی
گاه گاهی لحظه ای کم کم تبسم میکنی
چشمهای کودکانت غرق ماتم میشود
تا که در بین قنوتت یاد مردم میکنی
روزهای آخری کمتر به زینب میرسی
کم نوازش میکنی کمتر تکلم میکنی
لاله ی پیراهنت هی آبیاری میشود
روزهای آخری تا پخت گندم میکنی
در میان روز بر پیغمبرت سر میزنی
وقت برگشتن تو گاهی خانه را گم میکنی
آنقدر خونریزی بال و پرت گسترده است
بین معراج شبانه هی تیمم میکنی
مرتضی خوشحال میگردد و خندان میشود
تا که بین خانه اش بانو تلاطم میکنی
در میان بسترت وقتی که میخوابی چرا
آن شهادتگاه محسن را تجسم میکنی
ای پرستوی مدینه حرف رفتن را نزن
از چه رو شعر پریدن را ترنم میکنی
----------------

  • یکشنبه
  • 11
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد