شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس
 وحید محمدی

رباعی شهادت حضرت زهرا(س) -( یک کوچه و یک نگاه تار و کم سو ) * وحید محمدی

3574
4

رباعی شهادت حضرت زهرا(س) -( یک کوچه و یک نگاه تار و کم سو ) یک کوچه و یک نگاه تار و کم سو ...
مسمار در و غلاف تیغ و بازو ...
حق دارد اگر که مادرم می گیرد
یک دست به دیوار و یکی بر پهلو

شاعر : وحید محمدی

  • پنج شنبه
  • 24
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 05:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

آتش زدن درِ خانه و شهادت محسن ابن علی (ع) *

1710

آتش زدن درِ خانه و شهادت محسن ابن علی (ع) مجلس سوم:
آتش زدن درِ خانه و شهادت محسن ابن علی (ع)
شب غمم را سحر نیامد
ز آفتابم خبر نیامد
امید دل از سفر نیامد
به دیده ام اشک، به سینه ام آه
بقیه الله بقیه الله
فراق برده ز دل شکیبم
تویی حبیبم، تویی طبیبم
به تنگ آمد، دل غریبم
ز طول غیبت، ز عمر کوتاه
بقیه الله بقیه الله
به لب دعایم، به سینه آمین
منم ضعیف و غم تو سنگین
به دیده دارم سرشگ خونین
به سینه دارم شرار جانکاه
بقیه الله بقیه الله
به زخم دل ها دواست مهدی
به درد جان ها شفاست مهدی
کجاست مهدی کجاست مهدی
که گشته روزم غروب بی ماه
بقیه الله بقیه الله
شراره خیزد ز بیت داور
بیا که تنهاست هنوز حیدر
بیا که سوز سینه ی حیدر
کند دعایت به هر سحرگاه
بقی

  • جمعه
  • 25
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 18:17
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( هرچند که به قصد شهادت مرا زدند ) * مصطفی متولی

4128
3

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( هرچند که به قصد شهادت مرا زدند ) هرچند که به قصد شهادت مرا زدند
تا گُم شود مسیر سعادت مرا زدند
از کوچه های کینه ی دیرینه آمدند
با عقده از مقام سیادت مرا زدند
جا ماندگان قافله عصر جاهلی
دیوانه وار ، از سر عادت مرا زدند
با علم اینکه کعبه آمال من علیست
در طوف کعبه وقت عبادت مرا زدند
با اینکه خسته بودم و بیمار و داغدار
همسایه ها بجای عیادت مرا زدند
بعضی برای دلخوشی دخترانشان
با تازیانه های حسادت مرا زدند
من بار شیشه داشتم امّا شکسته شد
از بسکه بی امان و به شدت مرا زدند
می مانم عاشقانه در این روزهای سخت
باشی کنار من اگر این روزهای سخت
حالا فقط به پیش تو بودن دلم خوش است
در غربتم پس از پدر این روزهای سخت
اجر رسالت است که دیگر برای

  • پنج شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مجلس ششم: نخستین کسی که به پیامبر ملحق شد -( روضه حضرت زهرا ) *

676

مجلس ششم: نخستین کسی که به پیامبر ملحق شد -( روضه حضرت زهرا ) مجلس ششم:
نخستین کسی که به پیامبر ملحق شد
بغضی درون حنجره ام جا گرفته است
تنهایی ام بدون تو معنا گرفته است
چیزی شبیه جادوی چشمت که دیدنی-ست
در کنج خلوت دل من پا گرفته است
باورم نمی کنی نکن اما بدان که سخت
کارم ز عشق پاک تو بالا گرفته است
عشقم کشیده با تو کمی درد دل کنم
آخر دل من از غم دنیا گرفته است
برگرد ای زلال محبت که دوری ات
حال تمام آینه ها را گرفته است
در پهنه ی دلم غم تو موج می زند
حتی برای تو دل دریا گرفته است
یک بار هم شده تو به حرفم بها بده
این دل بهانه ی گل زهرا گرفته است
« سید محمد بابا میری»
آقا جان ممنونم که بازم امشب من روسیاه رو به مجلس روضه ی مادرت راه دادی . ممنونم با این بار

  • سه شنبه
  • 7
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 05:52
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

مجلس نهم: جریان آتش زدن در خانه امیر المؤمنین در نامه خلیفه دوم به معاویه *

769

مجلس نهم: جریان آتش زدن در خانه امیر المؤمنین در نامه خلیفه دوم به معاویه مجلس نهم:
جریان آتش زدن در خانه امیر المؤمنین در نامه خلیفه دوم به معاویه
آروم آروم دیگه آقا... ( سبک:‌رد خون یه رد خونه...)
آروم آروم دیگه آقا، ‌فکر کنم می خوای بیایی
به دلم افتاده ارباب، که همین روزا می آیی
جمعه های بی شماری، اومد و آقام نیومد
یابن زهرا کی می آیی عمر من دیگه سر اومد
اونیکه غربت چشماش، وسعتش قدّ دو دنیاست
اونکه دیدنش واسه من، خیلی سخته مثل رؤیاست
اونیکه وقت ظهورش همرهش شمشیر مولاست
اولین روضه ای که اون می خونه روضه ی زهراست
رد دست یه قناری، مونده رو دیوار خونه
هنوزم خون رو پهلوش ، مونده رو مسمار خونه
با تن زهم قناری، سیلیِ کوچه چه کرده
می کشه دست روی خاکا، دنبال جوجه ش می-گرد

  • سه شنبه
  • 7
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 06:13
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

مجلس یازدهم: غصب فدک *

939

مجلس یازدهم: غصب فدک مجلس یازدهم:
غصب فدک
ای آخربن حجت پیمبر (سبک: ای از تو چراغ دیده روشن)
تو منتقم خون خدایی
بس است دگر آقا جدایی
دل خوش شده ام که یابن زهرا
این جمعه به جمع ما بیایی
ای آن که به درد ، شیعیان دوایی
سامره ؛ مدینه؛ یا کرب و بلایی
برگرد که شیعه دل غمینه
از دوری تو ، زار و حزینه
هر جمعه غروب می گه با خود
این جمعه ی بی تو آخرینه
یابن الحسن ای عزیز زهرا
ای وارث ذوالفقار حیدر
ای اخرین حجت پیمبر
باز آ ز مکه و نشان ده
آن قبر بدون شمع مادر
باز آ و نشان ده، آن چهره ی زیبا
تو بخوان برای ؛ ما روضه ی زهرا
روزی که از او حق فدک خورد
زخم دل مصطفی نمک خورد
روزی که میان کوچه زهرا
جای فدک از ثانی کتک خورد
یابن الحسن

  • سه شنبه
  • 7
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 17:19
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

مجلس سیزدهم: شنیدن صدای اذان بلال حبشی و بیهوش شدن حضرت زهرا (س) *

1990

مجلس سیزدهم: شنیدن صدای اذان بلال حبشی و بیهوش شدن حضرت زهرا (س) مجلس سیزدهم:
شنیدن صدای اذان بلال حبشی و بیهوش شدن حضرت زهرا (س)
شنیدم آشنای اهل دردی
شنیدم سائلی را رد نکردی
دل ما سائل دیدار رویت
دلت می آید آیا برنگردی!
آقا همون طوری که ما توی زیارت جامعهی کبیره یه عمره داریم میخونیم دربارهی شما اهل بیت که: « سجیتکم الکرم، عادتکم الاحسان...» شما خاندان کرم هستید و عادت شما احسان است؛ من سائل دیدار روی شما هستم، مگه میشه شما اهل بیت به گدای در خونتون اهمیت ندید و اونو رد کنید.
آقا من سائل دیدار شما هستم و چیزی ندارم که لحظهی دیدار شما فرش راه شما کنیم فقط به قول شاعر ما یک چیز داریم :
در لحظهی زیارتت ای یار نازنین
جای قدوم تو را محراب میکنم
چیزی ندارم که کن

  • سه شنبه
  • 7
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 20:35
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

مجلس چهاردهم: بیت الاحزان فاطمه (س) *

892

مجلس چهاردهم: بیت الاحزان فاطمه (س) مجلس چهاردهم:
بیت الاحزان فاطمه (س)
دلم دریا ولی ساحل ندارد
به غیر از عشق تو حاصل ندارد
آقا جان این دل من از بس که غم مادرت زهرا رو داره انگار اصلاً ساحل نداره آخه مگه غم مادرت فاطمه تمومی داره مگه میشه به گفتهی خود شما که شب عید غدیر توی خواب به اون مرد عالم گفتید: ما اهل بیت دیگه بعد از بیت الاحزان مادرمون زهرا دیگه شادی نداریم.
دلم دیا ولی ساحل ندارد
به غیر از عشق تو حاصل ندارد
تمام هستیام بود و نبودم
فدای تو بیا قابل ندارد
آقا جان بیا تا جونم رو فدات کنم آقا بیا تا با هم توی مدینه تن اون دو نفر نامرد رو از خاک بیرون بیاریم و انتقام مادرت زهرا رو از اونها بگیریم.
من نمیدونم دیگه فاطمه اذیتی

  • سه شنبه
  • 7
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 20:37
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

مجلس پانزدهم: ساختن تابوت برای فاطمه(س) *

613

مجلس پانزدهم: ساختن تابوت برای فاطمه(س) مجلس پانزدهم:
ساختن تابوت برای فاطمه(س)
ای افنخار من
دار و ندار من
مولا اباصالح
شد افتخار من به دنیا، یوسف زهرا
سرگشتهی کوی تو هستم، غنچهی طاها
مولای خوب من ای افنخار من...
کی از سفر آیی اباصالح که چون بابا
مرهم گذاری بر روی پهلوی مادر را
مولای خوب من ای افنخار من...
خیز و جهان روشن ز نور آل طاها کن
روشن چراغ قبر ناپیدای زهرا کن
مولای خوب من ای افنخار من...
دردانهی زهرا بیا مولا بیا مولا
بنما نظر دشمن شکسته فرق حیدر را
مولای خوب من ای افنخار من...
« ابراهیم گایینی»
آقا کی میخوای بیای و شیعه رو از این بدبختی و فلاکتی که به وجود آمده نجات ببخشی، هر کجا که نگاه میکنی دارن به شیعه ظلم و جنایت بی ح

  • سه شنبه
  • 7
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 20:38
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

مجلس شانزدهم: شهادت حضرت زهرا(س) *

586

مجلس شانزدهم: شهادت حضرت زهرا(س) مجلس شانزدهم:
شهادت حضرت زهرا(س)
من مهدیام در دست تیغ انتقامم
مادر به قبر مخفیات بادا سلامم
ای قلب مجروحم کباب از غربت تو
باریده اشکم قرنها بر تربت تو
مادر دلم خون است از بندم رها کن
دستی برآور بر ظهور من دعا کن
مادر شنیدم بارها از پا فتادی
دیدی علی تنها بُود باز ایستادی
ای کاش بودم تا علی را یار بودم
من جای تو بین در و دیوار بودم
کی میشود بردارم از جانت محن را
از خاک بیرون آورم من آن دو تن را
دریا کنم از خون دل چشم ترم را
پرسم چرا کشتید آخر مادرم را
« حاج غلامرضا سازگار»
یابن الحسن! ما نیز در آرزوئیم در رکاب شما خدمت کنیم و از دشمنانتان انتقام گیریم، در این آرزوئیم که خداوند توفیق عنایت فرمای

  • سه شنبه
  • 7
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 20:39
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

مجلس هجدهم: رساندن خبر شهادت فاطمه به علی *

713

مجلس هجدهم: رساندن خبر شهادت فاطمه به علی مجلس هجدهم:
رساندن خبر شهادت فاطمه به علی
بریدن دل از او هرگز نباید
که گردون مثل او هرگز نزاید
دعا کردم همین ادینه آقا
به حق حضرت زهرا بیاید
آقا جان امشب شب شهادت مادر شماست، امشب شما میتونی ما رو ببری مدینه عیادت مادر پهلو شکستهات آقا جان، امشب بیا با هم یه سری بریم مدینه، بریم کنار اون مریضهای که همه دور بسترش جمع شدن، یه طرف امیر المؤمنین، یه طرف حسنین و زینبین، فاطمه داره برای اونها وصیت میکنه...
دیشب روضه رو تا اونجایی خوندم که بچهها اومدن دیدن مادرشون فاطمه از دنیا رفته، حالا امشب میخوام ادامهی روضه رو برای شما بگم:
اسماء به حسن و حسین فرمود : بروید نزد پدرتان علی و وفات مادرتان رابه او

  • سه شنبه
  • 7
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 20:42
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

مجلس بیست و یکم: تصمیم به نبش قبر فاطمه توسط دشمنان *

641

مجلس بیست و یکم: تصمیم به نبش قبر فاطمه توسط دشمنان مجلس بیست و یکم:
تصمیم به نبش قبر فاطمه توسط دشمنان
گل باغ امیدم، کجایی کجایی
دعایم همه این است، بیایی بیایی
بُود یاد تو هر شب، دعای سحر من
بیا ای پسر من، بیا ای پسر من
میان در و دیوار، فقط یاد تو بودم
بیا ای گل نرگس، ببین روی کبودم
به یک ضربه جدا شد، ز شاخه ثمر من
بیا ای پسر من، بیا ای پسر من
غریبی علی را در خانه چو دیدم
به مسجد بدویدم، ز دل آه کشیدم
نبودی که ببینی، چه آمد به سر من
بیا ای پسر من، بیا ای پسر من
آقا جان امشب شب آخر مجلس فاطمیهی ماست؛ تو را به مظلومیّ علی خانه نشین قسم میدم که به مجلس ما یه سری بزنی.
طبق وصیت حضرت فاطمه ، امیر المؤمنین با چند نفر از اصحاب خاص خود، شبانه حضرت زهر

  • سه شنبه
  • 7
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 20:47
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

حضرت زهرا (س) -( به غربتم نظاره کن – کمتر به من اشاره کن ) * سید محسن حسینی

111

حضرت زهرا (س) -( به غربتم نظاره کن – کمتر به من اشاره کن ) حضرت زهرا (س)
به غربتم نظاره کن – کمتر به من اشاره کن
ز آه خود دلم مسوزان – کمتر تو از من رو بگردان
یا فاطمه فاطمه جانم یا فاطمه فاطمه جانم
/./././
من خونجگر چون لاله ام – ای یار هجده ساله ام
کردی مرا افسرده حالم – از بسکه گفتی کن حلالم
یا فاطمه فاطمه جانم یا فاطمه فاطمه جانم
/./././
بار سفر را بسته ای – مگر که از من خسته ای
ای مانده بین در و دیوار – زهرای من خدانگهدار
یا فاطمه فاطمه جانم یا فاطمه فاطمه جانم
/./././
ای یار بیمارم مرو – تنها طرفدارم مرو
داغت کند خانه خرابم – بی تو سلام بی جوابم
یا فاطمه فاطمه جانم یا فاطمه فاطمه جانم
/./././
هنگام ره رفتن چرا – زینب شده تو را عصا
چرا قدت خمیده

  • چهارشنبه
  • 15
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 16:16
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( با زمن وبا زترین پنجره ) *

3485

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( با زمن وبا زترین پنجره ) با زمن وبا زترین پنجره
آب زنم برلب این پنجره
ای قلم آماده ام ، آغاز کن
پنجره ای روبه جنون بازکن
پنجره ای روبه غزل ، روبه ماه
روبه خدا ، روبه دعا ، روبه آه...
روبه حماسه ، قلم وزخم درد
روبه عطش ، حادثه ، مفهوم مرد...
پلک بزن ای دل وبیدا رشو
درسفرشعر علمدارشو
پلک بزن روبه خطر، آب ومشک
های ! بریزم دوسه سطری زاشک
پنجره ی دیگری ام وابکن
پنجره ای روبه زمان وزمین
رو به زن برتر ام البنین
ای قلم ازعشق حزین تر بگو
شرح بده،شرحه ای اززن بگو
یارعلی ، بانوی بی واهمه
ریخته درآینه ی فاطمه
فاطمه دیگرزن و...او دیگراست
همنفس دخترپیغمبر است
عین بهار است، زنی بی بدیل
باغ علی راشده سروی شکیل
آیه ی آ یینه وآه است او

  • یکشنبه
  • 8
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 05:25
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( تا که هزیم ها بدست عده ای شر گر گرفت ) * سید پوریا هاشمی

3267

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( تا که هزیم ها بدست عده ای شر گر گرفت ) تا که هزیم ها بدست عده ای شر گر گرفت
کم کم آتش شد مهیا بعد آن در گر گرفت
پشت در بود و به پهلو تکیه بر آن داده بود
آتش در شعله زد یکباره معجر گر گرفت
هرم آتش زود بر هرجا سرایت می کند
بعد معجر بی هوا گیسوی مادر گر گرفت
ذره ذره موی او می سوزد و کم می شود
مو که کامل سوخت بین شعله ها سر گر گرفت
آتش را زروی سر جدا می کرد که
در به روی پیکرش افتاد و پیکر گر گرفت
آتش در یک طرف سنگینیش هم یک طرف
پس بنابراین تن او دو برابر گر گرفت
تازیانه در هوا چرخید و بر بازو نشست
زن که زیر گریه زد دستان شوهر گر گرفت
دید قنفذ فاطمه دست از علی بردار نیست
با غلاف تیغ زد بال کبوتر گر گرفت
عصر عاشورا دوباره روضه ها تکرار ش

  • دوشنبه
  • 16
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 06:30
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( مولای جوان بگو که پیری سخت است ) * یوسف رحیمی

3652
1

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( مولای جوان بگو که پیری سخت است ) مولای جوان بگو که پیری سخت است
بر مردم بی وفا امیری سخت است
خون شد جگر صبر میان کوچه
در او‌ج دلاوری اسیر‌ی ‌سخت است
***
اشک تو به گِل ‌نشانده ‌نوحی را ‌که ...
بی صبر نموده با شکوهی را که ...
سنگینی بار شیشۀ خُرد شده
در کوچه شکسته پشت کوهی را که ...
***
از آن دل درد مند ‌گفتم اما ...
از طعنه و نیش خند ‌گفتم اما ...
می خواستم از غربت تو دم بزنم
از شیر درون بند ‌گفتم اما ...
***
خون می چکد از نگاه پُر ابر علی
این خاک غریب می شود قبر علی
در معرکه های خندق و خیبر، نه
در کوچه ببین حماسۀ صبر علی
***
چشمی به خروشانی مرداب نداشت
ا‌مید ‌به ‌همراهی ا‌صحا‌ب ندا‌شت
با پهلوی مجروح به ‌مسجد آمد
او دیدن دست ب

  • دوشنبه
  • 16
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 12:04
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

ریسمان به گردن علی انداختن *

2055

ریسمان به گردن علی انداختن مجلس ششم:
ریسمان به گردن علی انداختن
خوش آن صبح وصالی که هجران به سر آید
خوش آن جمعه که بر من ز مهدی خبر آید
بگویید و بگردید به دریا و به صحرا
کجایی گل زهرا کجایی گل زهرا
خوش آن لحظه ی شیرین که روی تو ببینم
سر راه تو همچون گدایان بنشینم
ببوسم رهت را؛ ببینم رخت را
کجایی گل زهرا کجایی گل زهرا
خوش آن لحظه که آریم به سوی تو نیازی
همه پشت سر تو بخوانیم نمازی
بَرد نغمه ی حمدت، به هر آیه دل ما
کجایی گل زهرا کجایی گل زهرا
به پای گل نرگس بریزید گل یاس
بخوانید حضورش همه روضه ی عباس
بگویید بگویید ز بی دستی سقا
کجایی گل زهرا کجایی گل زهرا
خوش آن لحظه ی شیرین که در کعبه در آیی
چو پیغمبر اکرم کنار حجر آیی
ش

  • جمعه
  • 25
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 18:45
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

ماجرای کوچه *

1401
1

ماجرای کوچه مجلس هشتم:
ماجرای کوچه
در سینه دلم هوای مولا کرده
عمریست هوای گل طاها کرده
بازآ ز سفر ببین که این دل، مولا
بد جور هوای قبر زهرا کرده!
آقا جان چقدر دوری شما رو تحمل کنم، دیگه طاقت دوری شما رو ندارم، آقا اینقدر اومدن شما دیر شده که همه ی مردم حتی خود همین شیعه های به ظاهر متمدن می گن : ‌اگه این امام زمان شما! می خواست بیاد تا حالا باید می اومد. آقا جانم یابن الحسن پسر فاطمه.
آقا آیینه ی دل من از بس که گناه کردم خاک آلود و سیاه شده باید شما بیای و این آلودگی ها رو از دلم پاک کنی . آقا جان بیا و به این جدایی پایان بده.
بیا آیینه ی دل پاک گردان
زلال از خاک و از خاشاک گردان
بیا و پیکر این نوکرت را
ک

  • شنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 17:11
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( تا که هیزم ها بدست عده ای شر گر گرفت ) * سید پوریا هاشمی

8382
23

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( تا که هیزم ها بدست عده ای شر گر گرفت ) تا که هیزم ها بدست عده ای شر گر گرفت
کم کم آتش شد مهیا بعد آن در گر گرفت
پشت در بود و به پهلو تکیه بر آن داده بود
آتش در شعله زد یکباره معجر گر گرفت
هرم آتش زود بر هرجا سرایت می کند
بعد معجر بی هوا گیسوی مادر گر گرفت
ذره ذره موی او می سوزد و کم می شود
مو که کامل سوخت بین شعله ها سر گر گرفت
آتش را زروی سر جدا می کرد که
در به روی پیکرش افتاد و پیکر گر گرفت
آتش در یک طرف سنگینیش هم یک طرف
پس بنابراین تن او دو برابر گر گرفت
تازیانه در هوا چرخید و بر بازو نشست
زن که زیر گریه زد دستان شوهر گر گرفت
دید قنفذ فاطمه دست از علی بردار نیست
با غلاف تیغ زد بال کبوتر گر گرفت
عصر عاشورا دوباره روضه ها تکرار ش

  • چهارشنبه
  • 18
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 12:13
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شهادت حصرت زهرا س -(مظلوم تر از فاطمه مظلوم نداریم!) * هستی محرابی

3884
0

شهادت حصرت زهرا س -(مظلوم تر از فاطمه مظلوم نداریم!) اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ

در دفترِ عالم ز خطِ خون بنگارید
مظلوم تر از فاطمه مظلوم نداریم
در غربتش این بس نه فقط بی حرم است او
حتی اثری زین گلِ معصوم نداریم!

#شهادت_حضرت_مادر_تسلیت_باد

#هستی_محرابی

  • یکشنبه
  • 30
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 23:07
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

شنیدن صدای اذان بلال حبشی و بیهوش شدن حضرت زهرا (س) *

17921
60

شنیدن صدای اذان بلال حبشی و بیهوش شدن حضرت زهرا (س) مجلس نهم:
شنیدن صدای اذان بلال حبشی و بیهوش شدن حضرت زهرا (س)
شنیدم آشنای اهل دردی
شنیدم سائلی را رد نکردی
دل ما سائل دیدار رویت
دلت می آید آیا برنگردی!
آقا همون طوری که ما توی زیارت جامعه ی کبیره یه عمره داریم می خونیم درباره ی شما اهل بیت که: « سجیتکم الکرم، عادتکم الاحسان...» شما خاندان کرم هستید و عادت شما احسان است؛ من سائل دیدار روی شما هستم، مگه می شه شما اهل بیت به گدای در خونتون اهمیت ندید و اونو رد کنید.
آقا من سائل دیدار شما هستم و چیزی ندارم که لحظه ی دیدار شما فرش راه شما کنیم فقط به قول شاعر ما یک چیز داریم :
در لحظه ی زیارتت ای یار نازنین
جای قدوم تو را محراب می کنم
چیزی ندارم ک

  • شنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 17:18
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

متن روضه خوانی شهادت حضرت زهراء(س) -( ای همه ی دل خوشیم،زداغ خود می كُشیم ) *

3238
2

متن روضه خوانی شهادت حضرت زهراء(س) -( ای همه ی دل خوشیم،زداغ خود می كُشیم ) ای همه ی دل خوشیم،زداغ خود می كُشیم
باغ بهارم فاطمه،دارو ندارم فاطمه
دلتو ببر اون جایی كه،غریبانه شب،آقات،همه هستی شو به خاك سپرد،جایی كه فاتح خیبر دو ركعت نماز صبر برا خودش خوند،یه نگاه كرد سمت قبر رسول خدا،یا رسول الله دیگه صبرم تموم شد.
ای همه ی دل خوشیم،زداغ خود می كُشیم
بود و نبودم فاطمه،یاس كبودم فاطمه
عمر علی در گرو صبر توست
اشك علی دست گُل قبرتوست
خیز تو با من سوی خانه كن
كیسوی طفلان مرا شانه كن
به این جا كه می رسید نمی دونم چه حالی پیدا می كرد،
در وسط كوچه تو را می زدند
كاش به جای تو مرا می زدند
بازم می گم می شنوی اینجوری دل می زنی،زار می زنی،آه از اون آقا زاده ای،كه نگاه می كرد
تو رو

  • دوشنبه
  • 23
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 06:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س) *

1021

شهادت حضرت زهرا(س) مجلس دوازدهم:
شهادت حضرت زهرا(س)
من مهدی ام در دست تیغ انتقامم
مادر به قبر مخفی ات بادا سلامم
ای قلب مجروحم کباب از غربت تو
باریده اشکم قرن ها بر تربت تو
مادر دلم خون است از بندم رها کن
دستی برآور بر ظهور من دعا کن
مادر شنیدم بارها از پا فتادی
دیدی علی تنها بُود باز ایستادی
ای کاش بودم تا علی را یار بودم
من جای تو بین در و دیوار بودم
کی می شود بردارم از جانت محن را
از خاک بیرون آورم من آن دو تن را
دریا کنم از خون دل چشم ترم را
پرسم چرا کشتید آخر مادرم را
« حاج غلامرضا سازگار»
یابن الحسن! ما نیز در آرزوئیم در رکاب شما خدمت کنیم و از دشمنانتان انتقام گیریم، در این آرزوئیم که خداوند توفیق عنایت ف

  • شنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 18:06
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه - دوبیتی های سرخ -( ای کاش نبود، این کبودی ) * رضا باقریان

975
2

اشعار فاطمیه - دوبیتی های سرخ -( ای کاش نبود، این کبودی ) ای کاش نبود، این کبودی
از خانه برون نرفته بودی
آن‌دم که عدو لگد به در زد
ای کاش، به پشت در نبودی
ای کاش میان آن هیاهو
آزرده نبود دست و بازو
ای کاش نمی‌نشست آن روز
میخِ در خانه رویِ پهلو
پژمرده گلی به باغ دارم
در سینه غم فراق دارم
هم شِکوه ز مردمان این شهر
هم شِکوه ز میخ داغ دارم
در سینه‌ی خسته آه دارم
هم صحبتی همچو چاه دارم
در خانه‌ام از بدِ حوادث
افسوس، چه قتلگاه دارم
بیمار علی قد کمانی دارد
احوال ضعیف و ناتوانی دارد
در کوچه مگرچه برسرش آوردند
رخساره‌ی تار و ارغوانی دارد
ای کاش در این مدینه شلاّق نبود
مأمورِ به صبر، صاحب باغ نبود
ای کاش همان زمان که پهلوت شکست
میخِ درِ خانه، آنقدر داغ نبود
ای

  • شنبه
  • 5
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 11:45
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه - هوای طوفانی -( دستام تو دست مادر و ) * رضا باقریان

1077
1

اشعار فاطمیه - هوای طوفانی  -( دستام تو دست مادر و ) دستام تو دست مادر و
تو کوچه‌ها می‌رفتیم و
از مرتضی می‌گفتیم و
خوشحال از اینکه مادرم
فدک رو پس گرفته بود
راهی دیگه نمونده بود تا برسیم در خونه
ولی یه حسی انگاری توی دلم می‌گفت حسن
از مادرت جدا نشی
تا می‌تونی باهاش باشی
یه حسی انگار تو دلم می‌گفت حسن جلو برو
کوچه‌ها رو قدم بزن کسی تو کوچه نباشه
میون این فکرا بودم
نمی دونم یه هو چی شد
هوا چرا طوفانی شد
نمی دونم یه هو چی شد
یه هو چرا مادرم افتاد رو زمین
یه وقت دیدم یه نانجیب
با دست سنگی و بدش
صورت مادرم رو زد
انگار بال و پرم رو زد
انگار یه بادی اومد و بال و پر مادر و ریخت
هوا بازم طوفانی شد
چشام جایی رو نمی‌دید
آخه قدم نمی‌رسید سپر کنم صورتم و که

  • شنبه
  • 5
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 11:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غسل شبانه ای خاک قدوم تو به هر درد دوا با یک نگهت حاجت خلق است روا اکنون که دلم اسیر *

1285

غسل شبانه ای خاک قدوم تو به هر درد دوا با یک نگهت حاجت خلق است روا اکنون که دلم اسیر مجلس پانزدهم:
غسل شبانه
ای خاک قدوم تو به هر درد دوا
با یک نگهت حاجت خلق است روا
اکنون که دلم اسیر رویت گشته
هر ثانیه دیر می شود زود بیا
آقا جان هر لحظه ای که شما زودتر بیایی اهل بیت و شیعه رو از ظلم و ستم ستمگران زودتر نجات می دهی؛ آقا جان شما بیا و امشب نگذار که تشییع جنازه ی مادرت توی مدینه شبونه و مخفیونه انجام بگیره.
امشب روضه ی غسل دادن فاطمه توسط امیرالمؤمنینه.
امیر المؤمنین علی (ع) می فرماید : به خدا سوگند شروع به غسل دادن او نمودم ، طبق وصیت فاطمه (س) او را در پیراهن غسل دادم و با زیادی حنوط رسول خدا (ص) او را حنوط دادم ، در کفن پیچیدم ، وقتی که خواستم بندهای کفن را ببندم ، صدا زدم :

  • شنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 18:22
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه - علی و فاطمه -( ای قرار علی خداحافظ ) * رضا باقریان

1134
2

اشعار فاطمیه - علی و فاطمه -( ای قرار علی خداحافظ ) ای قرار علی خداحافظ
بی‌قرار علی خداحافظ
نور امیّد روشناییِ
شب تار علی خداحافظ
طیِ این سالها فقط بودی
افتخار علی خداحافظ
اِی در این شهر بی‌وفا مردم
کس و کار علی خداحافظ
زور و بازوی فاتح خیبر
ذوالفقار علی خداحافظ
یاور لحظه‌ی غریبیِ من
غمگسار علی خداحافظ
عزّت من، یگانه حامی من
اعتبار علی خداحافظ
یاورِ خسته حال تنهای
روزگار علی خداحافظ
فقرا رزقشان به دست توست
سفره‌دار علی خداحافظ
بین غمهای سینه‌ام، بودی
راز دارِ علی خداحافظ
بینِ آتیش و شعله‌ها بودی
در کنار علی خداحافظ
ارغوانی ترین پرستویِ
دل زار علی خداحافظ
ای گل یاس ارغوانیِ من
یادگار علی خداحافظ
قدکمانی ترین شهیده‌ی من
پاسدار علی خداحافظ
گلِ پژم

  • شنبه
  • 5
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 11:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( مرا شیرین بود این زندگانی ) * علیرضا عنصری

3322
1

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( مرا شیرین بود این زندگانی ) مرا شیرین بود این زندگانی
بهار خانه ام رو به خزانی
نگاهت را لباس خون گرفته
تنت گلزار یاس ارغوانی
مگر دل تنگ پیغمبر شدی باز
بگویم تا بلال ، گوید اذانی ؟
بیا چیزی بخور تا من بخندم
شدی زهرا تو پوست و استخوانی
علی روی لبان تو قشنگ است
" علی جانم " بگو تو با دهانی ...
... که در کوچه به سنگی خورد و برگشت
لبانی که شده سنگ یمانی
تو را سیلی زدند چون با من هستی
به تو حق می دهم پیشم نمانی
چه شد بار سفر بستی شبانه ؟!
تو گفتی " پشتت هستم " ... یک زمانی
علی را می کشی وقتیکه زهرا
کفن ها را به دورت می کشانی
پس از تو حیدرت تنهاترین است
خودت دانی بمانی یا نمانی ؟!
نگفتی خاک روی چادرت چیست ؟
نگفتی راز خود را آسم

  • یکشنبه
  • 27
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 12:00
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( مادرم فاطمـه مظلوم ترین در دنیـاست ) * مهدی خادمی

3936
2

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( مادرم فاطمـه مظلوم ترین در دنیـاست ) مادرم فاطمـه مظلوم ترین در دنیـاست
بخـدا واژه مـادر همه جا بی همتـاست
بس که او ازهمه چیزو همه کس دلبـرده
زین سبب گفت نبی، فاطمه قلب طاهاست
آنقـدر برهمگــان لطف فـروان دارد
شک نکن مـادر ما مالک روز فـرداست
هیچ دانی که به حشر بهر نجات من و تو
دست سـاقی و علمـدار شفیع آنجاست
ریشه چـادر او حبـلِ متین شیعـه ست
پس دگرحفظ حجاب ارثیه اش ازبالاست
فاطمـه گشت شهیـد تا که ولایت باشـد
هر مسلمان که بود رهین لطف زهـراست
آن بهشتـی که نبی در پی آن فرمـوده
با حضور علـی و فاطمـه آنجا زیباست
آنقدر ظلم به تو گشته در این شهر بانـو
هرچقدر شرح کنم آن سر آن نا پیداست
بـارها کرد صـدا به پشت در «یا ابتـا»
خیزو بابـا بنگ

  • سه شنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 12:04
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 اصغر چرمی

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( درسم علوی و رشته ، جانم زهرا ) * اصغر چرمی

3747
1

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( درسم علوی و رشته ، جانم زهرا ) درسم علوی و رشته ، جانم زهرا
با آب و گِلم سرشته ، جانم زهرا
صد بار اگر که سینه ام بشکافند
هر گوشه ی آن نوشته ، جانم زهرا
مادر خوبم...
این جمله حقیقت است و شأنش پیداست
چون باعث فخر شــیــعــیــان مولاست
بالاتر از ایــــن جمله ندیـــدم هـــــرگز
آن کس که شود شفیع محشر زهراست
يا حضرت صاحب...
بی یاری زهرا عددی صد نشود
بر هر که نظر کند دگر بد نشود
بر امر فرج دعا کند می گیرد
یک بار اگر دعا کند رد نشود

شاعر : اصغر چرمی

  • شنبه
  • 3
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 11:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد