#غرل_مثنوی_فاطمی
تفسیر نور و کوثر و مریم چه می کنی؟
با قلب داغدار دو عالم چه می کنی؟
گیرم که درد رفتنت از خاطرم گذشت
با زخم نقش بسته به قلبم چه میکنی؟
جارو زدن برای کسی هم که سالم است
سخت است، پس تو با کمر خم چه می کنی؟
اسباب زنده ماندن تو می کشد تو را
هرلحظه با تنفس هر "دم" چه می کنی؟
ای اشک، زخم صورت او را به هم نریز
روی گل خزان زده، شبنم چه می کنی؟
گفتم به شعله هست حواست "که" آمده؟
حوریه ای است در تن آدم، چه می کنی؟
سلمان میان کوچه صدا زد ((که ای فلان
آخر بگو برای دو دِرهم چه می کنی؟
تنها دلیل خلق بهشت است، فاطمه است
تنها دلیل خلق جهنم چه می کنی؟))
سلمان ادامه داد، به دیوار چشم دوخ
- پنج شنبه
- 18
- بهمن
- 1397
- ساعت
- 15:41
- نوشته شده توسط
- محمدرضا نادعلیان