عید مبعث حضرت رسول (ص)

مرتب سازی براساس

شعر زلال پیامبر-آفتاب عشق -(ای که دل قربان چشمانت ...( شعر در سبک زلال )) * ابوالفضل عظیمی بیلوردی(دادا بیلوردی)

398

شعر زلال پیامبر-آفتاب عشق -(ای که دل قربان چشمانت ...( شعر در سبک زلال )) آفتاب عشق

*

ای که دل، قربانِ چشمانت !

می شوم کی باز من مهمانِ چشمانت ؟!

ای کـه قطـره قطـره اعضایم بــه تــو لبّیـک می گـوینـد!

عــــشق را در عـالم ِ عرفان ِ چشمانت

خواندم از قـرآنِ چشمانت

*

از تو سوره سوره می نوشم

آفتابی را کــه می گــــردد هـم آغـــوشم

از تو آیـه آیـه، احساسم بـه سبکِ نــور جــاری هست

بـا حضورت یـا رسول الله(ص) میـجـوشم

تا قیامت مست و مدهوشم

*

آه ، ای در هر زمان جاری!

آه ، ای که دردِ آدم ها به جان داری!

روزگارت ابـر آلـود است و اسرارت سئـوال انـگیــز

در موازاتِ ظهـورِ عـشـق و بیـداری

باز بر عالم، تو سرداری!

*

بـاز بـرعالم تـو ناموسی

باز تو شایسته ای دستِ خدا بوسی

بدنظرهایی کـه می بینی همه از قـومِ شیطانند

بت پـرستانند در دنیـای سالـوسـی.

تو شریفی و تو قدّوسی!

*

یا محمد(ص)! ای کتاب عشق!

کهکشانِ معـنیِ راز ، آفـتـابِ عـشـق!

ای کـه حیـرانند در هر گوشه ی عالـم ، وجودت را !

نورِ روشن هست بر شبها جوابِ عشق

کور، نامحرم به خواب عشق.

*

«اقــرا بسـم ِ ربّكَ...» استـــاد!

حالتــی آمد کـــه از معشوق نـور افتـــاد

سـر بـه بـالا گیـر و اینک شکر ِ درگاهش بجای آور

لحظه ای آرام شو از لـرزش و فـــــریـاد

راست می خوانی ... مبارک باد

دادا بیلوردی

  • شنبه
  • 30
  • تیر
  • 1403
  • ساعت
  • 23:47
  • نوشته شده توسط
  • دادا بیلوردی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 قاسم صرافان

متن شعر_عید_مبعث_پیامبر_اکرم -(اقرأ... بخوان هر آنچه که از او شنیده‌ای ) * قاسم صرافان

147

متن شعر_عید_مبعث_پیامبر_اکرم -(اقرأ... بخوان هر آنچه که از او شنیده‌ای ) اقرأ... بخوان هر آنچه که از او شنیده‌ای

مهتاب رو! بگو که از آن سو، چه دیده‌ای؟

افسانه بود قبل تو، رویای عاشقان

تو پای عشق را به حقیقت کشیده‌ای

«تبت یدا»... ابی‌لهبان شعله می‌کشند

تا «لا» به لب، به خرمن بت‌ها رسیده‌ای

رويت سپيده‌ايی‌ ست، که شب‌های مکه را...

خالت پرنده‌ای‌ ست، رها در سپيده‌ای

اول خدا، دو چشم تو را آفريد و بعد

با چشمکی، ستاره و ماه آفريده‌ای

باران گيسوان تو، بر شانه‌ات که ريخت

هر حلقه، يک غزل شد و هر چین، قصيده‌ای

راهب نگاه کرد ... وَ آرام يک ترنج

افتاد از شگفتی دست بريده‌ای

مستند آیه‌ها، عرق عقلِ اوّلند

یا از درخت معرفت، انگور چيده‌ای

آه ای نگار من! که به مکتب نرفته‌ای

ای جوهر یقین! که مُرکّب ندیده‌ای

بالاتر از بلندی روح‌الامین، امین!

تا خلوت خدا، تک و تنها پريده‌ای

حق با تو، با صدای علی حرف می‌زند

سبحان ربِّنا! چه صدایی شنیده‌ای؟

دستت به دست ساقی و جایی ندیده‌ام

توحید را، چنین که تو در خُم چشیده‌ای

بر شانه‌ی تو رفت و کجا می‌توان کِشد

عالم، چنین که بار امانت کشیده‌ای؟

دريای رحمتی و از امواج غصه‌ها،

سهم تمام اهل زمين را خريده‌ای

حتی کنار اين غزلت هم نشسته‌ای

خط، روی واژه‌های خطايم کشيده‌ای

گاهی هزار بیتِ نگفته، نهفته است

محبوب من! در اشک به دفتر چکیده‌ای

گفتند از جمال تو، اما خودت بگو

از ‌آن محمدی که در آيينه ديده‌ای

  • یکشنبه
  • 22
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:12
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

سرود جشن مبعث رسول مکرم(ص) * مرتضی محمودپور

176
3

سرود جشن مبعث رسول مکرم(ص) سرود جشن مبعث
با ملودی جدید اثر شاعر

بنداول
غصه و غمها همگی کم شده
مبعث پیغمبر خاتم شده
آمده جبریل ز عرش برین
غار حرا پایان هر غم شده
چشم و چراغ همه عالم تویی
ای والله(۲)
خدا میگه رسول خاتم تویی
ای والله(۲)
یا محمد مدد یا محمد(۲)

بنددوم
آخر ماه رجب آمد کنون
عاشق تو رفته به دشت جنون
بزرگترین عید همه مبعثه
شادی عالم شده از حد فزون
احمد و محمود به قرآن رسید
ای والله(۲)
به آسمان ماه درخشان رسید
ای والله(۲)
یامحمد مدد یامحمد(۲)

بندسوم
بیت‌الحرام حرم دوباره شده
بالای سر پر از ستاره شده
شمس نبوت ز حرا آمده
بند دلم ز عشق پاره شده
صدای اقراء میرسد ز گردون
ای والله(۲)
مکه ببین شده ستاره بارون
ای والله(۲)
یامحمد مدد یامحمد(۲)

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • دوشنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1403
  • ساعت
  • 15:01
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

بحر طویل بعثت رسول اکرم(ص) * مرتضی محمودپور

280
1

بحر طویل بعثت رسول اکرم(ص) بحر طویل
مبعث رسول مهربانی

بند اول
سکوتی همه جا سایه فکنده
شده ماه شب تار درخشنده
و ذرات همه ز اول و آخر شده بنده
و مردی فتاده‌ست به سجده
به درگاه الهی،چه شاهی‌چه ماهی،ز وحدت به کثرت
برون از دل هر گونه سیاهی،همه عالم امکان بر او گشته سپاهی
که ناگاه صدا آمده از سوی خداوند،ندایی رسیده‌ست به احمد
که اقرء....
بخوان ای همه‌ی هستی و عالم بفدایت محمد
در آن مرحله این دُّر یتیمی که به بطحاست اگر یکه و تنهاست
نگین شرف الشمس همه عالم بالاست
دلش غرق تمنای و طرب شد،همه ذکر لبانش در آن بارگه قرب
لبالب ز ادب شد
و گفتا....چه بخوانم.....؟
بگفتا که بخوان
بسمه خداوند تبارک
و این تاج رسالت بود بر تو مبارک
تو از جانب ما بر همه خلق شدی سرور و رهبر
تو شدی ختم رسولان خدا ز اول و آخر
تویی اسوه و الگوی دو عالم، تویی عقل مصور،تویی روح مجسم،
کتابت شده قرآن،تویی بدر درخشان،تویی راهنمای همه‌ی عالم امکان
ز جا خیز و به خانه برو ای خسرو خوبان
جهان گیر و جهاندار، تو ای مخزن اسرار،تو ای شمع شب تار،به هستی تو شدی نقطه‌ی پرگار،
تویی وارث آدم،تویی وارث ادریس و سلیمان تویی وارث عیسی و تویی وارث موسی
محمد و یا حضرت احمد
رسالت به تو بادا مبارک، ملائک همه گویند تبارک

#بحر_طویل
#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • دوشنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1403
  • ساعت
  • 15:13
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد