عید مبعث حضرت رسول (ص)

مرتب سازی براساس

چهار پاره‌ی عید مبعث(ص)-سرد ِ اسفندهای بی‌پایان ، دود شد تا شکفت نام شما *

2140

چهار پاره‌ی عید مبعث(ص)-سرد ِ اسفندهای بی‌پایان ، دود شد تا شکفت نام شما سرد ِ اسفندهای بی پایان ، دود شد تا شکفت نام شما
کم کم اردی بهشت پیدا شد زیر ِ سبزینه های گام شما
آفتاب از نگاهتان سر زد ، مهربانی غزل غزل رویید
ای سرانجام قصّه ی شب ها! ؛ روشنای خدا کلام شما!
آسمان باز شد ، خدا گُل کرد ، لهجه ی چشمه سار بهتر شد
ناگهان کوچه باغ را پر کرد عطر گل بوته ی سلام شما
نه فقط شب گرفته ی در بند ، نه فقط خستگان ِ بی لبخند
ماهتاب و ستاره و خورشید ، یک به یک چاکر و غلام شما
آن ، چه بود این چنین پریشان کرد گیسوان ستاره را آن شب؟
جبرییل از مقامتان جا ماند ، هان! چه بود آن درون جام شما؟
از غزل هایمان زمستان را خط زدی ، ای بهار جاویدان
سرد ِ اسفندهای بی پایان دود شد تا شکفت نا

  • دوشنبه
  • 6
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر عید مبعث(مكه امشب غرق شوري ديگر است) *

1981

شعر عید مبعث(مكه امشب غرق شوري ديگر است) مكه امشب غرق شوري ديگر است
آسمان روشن ز نوري ديگراست
شب بود آبستن رازي بزرگ
در حجاب مكه اعجازي بزرگ
سر به سوي كوه و صحرا مي كشد
انتظار صبح فردا مي كشد
پاي تا سر شوق و سر تاپا نگاه
شاهد مردي كه مي آيد ز راه
شاهد مردي كه خود رهبر شده است
او امين بودست پيغمبر شده است
راد مردي كو بود خيرُ الورا
آفتابي كه بتابد از حرا
ساحت غار حرا عرش نماز
گلشن بشكفتن گلهاي راز
محفل اُنس خليلي ديگر است
گو حبيب،او از خليل اولي تر است
چون شود گرم مناجات و دعا
گم شود در جذبه عشق خدا
آيدش در جلوه نور كردگار
وز ميان نور بانگي آشكار
كي محمد اي رسول ما بخوان
خيزو باسم رَبك الاعلي بخوان
تو رسول استي و قرآنت كتاب
انبيا چون

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 04:48
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر عید مبعث(اي به مرآت رخت حسن خدا پيدا محمد) *

2679

شعر عید مبعث(اي به مرآت رخت حسن خدا پيدا محمد) اي به مرآت رخت حسن خدا پيدا محمد
وي به فريادت نجات مردم دنيا محمد
اي سراپا مهر اي مهر جهان آرا محمد
اي چراغ آفرينش يامحمد يا محمد
توفروغ كبريايي،تو امام انبيايي
تو به خلقت رهنمايي،چند در غار حرايي
تا بسوزد تيرگي از غار بيرون آ محمد
**
از چه بردي سربه كوه وگفته اي ترك وتن را
اي همه نور اي همه تنها برافروز انجمن را
لب به نام رب گشا بشكن سكوت خويشتن را
چند كعبه از خدا خواهد ظهور بت شكن را
احمدا پيغمري كن،رهبري كن رهبري كن
آفتابا دلبري كن،خلق را روشگري كن
باز كن زنجير جهل از پاي انسانها محمد
**
پابرون نه كافرينش بسته صف بهر سلامت
لب گشا تا فصلها گردد بهار از هر كلامت
قد بر افراز اي تمام روزها روز

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 04:51
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر عید مبعث(شب گشت و تيرگى همه جا را فراگرفت) *

1700

شعر عید مبعث(شب گشت و تيرگى همه جا را فراگرفت) شب گشت و تيرگى همه جا را فراگرفت
وز نور ماه دامن گيتى ضيا گرفت
در هفده ربيع به شوق وصال حق
جا در درون غار حرا مصطفى گرفت
مهد صفا به غار حرا تا نهاد پاى
غار حرا ز يمن قدومش صفا گرفت
پاسى ز شب گذشت كه از ماوراى عرش
نورى جهيد و جلوه اش ارض و سما گرفت
روح الامين به غار حرا آمد و بگفت
اين آيه را بخوان كه دل از او جلا گرفت
«اقرأ باسم ربك» يا ايها الرسول
كز خواندنش سزاست ره هر خطا گرفت
بايد براى كُشتَن نمروديان دَهر
جا در درون آتش عشق خدا گرفت
تا بگسلى ز پاى تو زنجير بردگى
بايد به دست خويش چو موسى عصا گرفت
بهر نجات خلق ز گرداب هَمُّ و غم
بايد ره از جنايت و ظلم و جفا گرفت
محكم ببند دامن همت كه ز امر ح

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 04:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر عید مبعث(مژده دهید امناء عطرامین می رسد کز نفس محمـدی ختم نبی می رسد) *

1754
1

شعر عید مبعث(مژده دهید امناء عطرامین می رسد     کز نفس محمـدی ختم نبی می رسد) مژده دهید امناء عطرامین می رسد کز نفس محمـدی ختم نبی می رسد
دین محمدی بود والاترین دین خدا زیرا که احمدش بود سلسله دار انبیاء
شد طاق کسری منحرف از بعثت او قصر سلاطین عجم،ایوان کین جـــو
هلا ای مسلمین دینش حنیف است که دینش راه رب العــــالمین است
آدم بود طفل و محمد یاِر این طفل اسلام را بنیان گزار است یارِ این طفـل
دردین احمد سروری،غیرت، حمیّت آزادگــی همره بود با اهل فطــــرت
شد مصطفی ختمِ رسل،ختم نبوّت آیین او رسمِ صفــا،رسم مــــروّ ت
هلا ای آتکه دین حـــق امینی امیـــنی دینِ حق را شد معینـــی
شده ختمِ رسالت هادیِ نســل عدو را جملگی شد منقطع نســــل
مســلسل طیّبه او را بود نسـل وجـــــود او

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر عید مبعث(به به كه چه روز خرم آمد مبعوث نبى اكرم آمد) *

2956
2

شعر عید مبعث(به به كه چه روز خرم آمد              مبعوث نبى اكرم آمد) به به كه چه روز خرم آمد مبعوث نبى اكرم آمد
بس عید فرا رسید بى شك عیدى نبود چنین مبارك
از بعثت او جهان جوان شد گیتى چو بهشت جاودان شد
این عید به اهل دین مبارك بر جمله مسلمین مبارك
از غیب ندا رسید او را آن ذات خجسته نكو را
كاى ذات نكو پیمبرى كن برخیز و به خلق رهبرى كن
چون قدر و مقام رهبرى یافت در كوه «حرى» پیمبرى یافت
بشنید چو این ندا محمد (ص) شد خاتم انبیا «محمد (ص)»
هر روح كه دور از بدى شد با آمدنش محمدى شد
قانون حیات و هستى آورد آیین خدا پرستى آورد
پیدا چو شد آن جمال هستى بشكست اساس بت پرستى
با بعثت آن نبى مرسل بتخانه به كعبه شد مبدل
هر دم صلوات بر جمالش بر احمد و بر على و آلش
صد شكر به دین آ

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:06
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر عید مبعث(چهل سالی می گذشت از عام فیل میهمان غار او شد جبرئیل) *

2077
3

شعر عید مبعث(چهل سالی می گذشت از عام فیل       میهمان  غار او  شد جبرئیل) چهل سالی می گذشت از عام فیل میهمان غار او شد جبرئیل
آن فرشته گفت بر او این بخوان گفت احمد اُمّی ام من ای جوان
تا سه باری گفت او این را بخوان باز احمد گفت هستم ناتوان
ناگهان در خود فشاری سخت دید آن فرشته علم را در او دمید
بار دیگر آمد او را این ندا پس بخوان اكنون تو بانام خدا
آن كه عالم را كند یك جا خَلَق خلق گردانیده انسان از عَلَق
هست قرآن نزدت اینك پس بخوان خالقت را زین سبب اكرم بدان
او قلم را بر شما تعلیم داد علم بر مجهول را هم داد یاد
اوّلین آیات قرآن شد نزو ل زین سبب آغاز شد كار رسول
چهلمین سال از گذشت عام فیل بیست و هفتم از رجب دید آن دلیل
آن طرف جبریل رفتش آسمان این طرف احمد بشد بر خانم

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:08
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح و وصف حضرت رسول اکرم(كریم السجایا جمیل الشیم نبى البرایا شفیع الامم) *

5613
15

شعر مدح و وصف حضرت رسول اکرم(كریم السجایا جمیل الشیم                  نبى البرایا شفیع الامم) كریم السجایا جمیل الشیم نبى البرایا شفیع الامم
امام رسل، پیشواى سبیل امین خدا، مهبط جبرئیل
شفیع الوری، خواجه بعث و نشر امام الهدی، صدر دیوان حشر
كلیمى كه چرخ فلك طور اوست همه نورها پرتو نور اوست
یتیمى كه ناكرده قرآن درست كتب خانه ى چند ملت بشست
چو عزمش برآهخت شمشیر بیم به معجز میان قمر زد دو نیم
چو صیتش در افواه دنیا فتاد تزلزل در ایوان كسرى فتاد
به لاقامت لات بشكست خرد به اعزاز دین آب عزى ببرد
نه از لات و عزى برآورد گرد كه تورات و انجیل منسوخ كرد
شبى بر نشست از فلك برگذشت به تمكین و جاه از ملك برگذشت
چنان گرم در تیه قربت براند كه در سدره جبریل از او بازماند
بدو گفت سالار بیت الحرام كه اى حامل

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:09
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مبعث و بعثت پیامبر اسلام(ص)(غــــنوده كعبه و ام القری به بستر خـــــــواب ولـــــــــی به دامن غار حرا دلی بی تـــــــاب) *

1478
2

شعر مبعث و بعثت پیامبر اسلام(ص)(غــــنوده كعبه و ام القری به بستر خـــــــواب          ولـــــــــی به دامن غار حرا دلی بی تـــــــاب) غــــنوده كعبه و ام القری به بستر خـــــــواب ولـــــــــی به دامن غار حرا دلی بی تـــــــاب
نخفته، شب هــــــمه شب، دیده خـدا بینش ز دیـــــــــــده رفته به دامن سرشك خونینش
بســـــــــــــان مــــرغ شباهنگ ناله سر كرده بــــــــــــه كــــــوه، نــــاله جانسوز او اثر كرده
دلـــــــــــــش، لبالــب اندوه و محنت و غم بود بـــــــه كــامش، از غم انسان شرنگ ماتم بود
وجـــــــــود وی هـــــــمگی درد و التهاب شده ز آتـــــــش دل خـــــــود همچو شمع آب شده
كــــــــــه پیــــــــك حضـرت دادار، جبرئیل امین عیـــــــــان بــه منظر او شد، خطاب كرد چنین:
بخــــــوان به نام خدایـی كه رب ما خلق است پــــ

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر عید مبعث پیامبر اسلام(ص)(شب گشت و تیرگى همه جا را فراگرفت وز نور ماه دامن گیتى ضیاء گرفت) *

2180
5

شعر عید مبعث پیامبر اسلام(ص)(شب گشت و تیرگى همه جا را فراگرفت               وز نور ماه دامن گیتى ضیاء گرفت) شب گشت و تیرگى همه جا را فراگرفت وز نور ماه دامن گیتى ضیاء گرفت
در هفده ربیع به شوق وصال حق جا در درون غار حرا مصطفى گرفت
مهد صفا به غار حرا تا نهاد پاى غار حرا ز یمن قدومش صفا گرفت
پاسى ز شب گذشت كه از ماوراى عرش نورى جهید و جلوه‌اش ارض و سماء گرفت
روح الامین به غار حرا آمد و بگفت این آیه را بخوان كه دل از او جلا گرفت
«اقرأ باسم ربك» یا ایها الرسول كز خواندنش سزاست ره هر خطا گرفت
باید براى كُشتَن نمرودیان دَهر جا در درون آتش عشق خدا گرفت
تا بگسلى ز پاى تو زنجیر بردگى باید به دست خویش چو موسى عصا گرفت
بهر نجات خلق ز گرداب هَمُّ و غم باید ره از جنایت و ظلم و جفا گرفت
محكم ببند دامن همت كه ز امر

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:13
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مبعث رسول اکرم(ص)(نگاری ، مه جبین یاری ، کناری) *

1853

شعر مبعث رسول اکرم(ص)(نگاری ، مه جبین یاری ، کناری) نگاری ، مه جبین یاری ، کناری
بهاری ، کز قدومش برگ و باری
دگر طی شد تمام سوز سرما
به رویش گفته اند : ((اینک بفرما
بهار آمد برای ایده ای نو
عروج آمد بپوشید جامه ای نو !
بهاران ، ((عید مبعث)) منجلی شد
بهاران ، مملو از نام علی شد
تمامی گلشن و باغ و بنفشه
کرامت را نشان دارد همیشه
هوایی خوشتر از این باغ و بستان !؟
یقین این جاست ، بفرمایید سرخوان
شعر از حاجی زاده

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر عید مبعث و مدح پیامبر اکرم(ص)(تا شعاع مهرت عالمتاب شد) *

2864
1

شعر عید مبعث و مدح پیامبر اکرم(ص)(تا شعاع مهرت عالمتاب شد) تا شعاع مهرت عالمتاب شد
مهربانی از خجالت آب شد
این زمین دیگر کویر تشنه نیست
زنده شد ، آباد شد ، شاداب شد
فارغ از نسل و نژاد و رنگ و بو
هر غلامی با تو بود ارباب شد
تو همانی که بلال مسجدت
گل عرق هایش گلاب ناب شد
هر که با تو با علی راضی نشد
وصل بر دریا نشد مرداب شد
از زلال چشمه های وحی تو
تشنه ای همچون علی سیراب شد
این علی که مست پیغمبر شده
با دعای مصطفی حیدر شده

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر عید مبعث(آنچه در دل بود هوس دارم) *

1997

شعر عید مبعث(آنچه در دل بود هوس دارم) آنچه در دل بود هوس دارم
هوس او به هر نفَس دارم
مبريدم ز كوى او به رحيل
كاروانى پر از جرس دارم
بى مغيلان هواى كعبه چه سود
در رهش ميل خار و خس دارم
گر شوم صيد ابرويت، سوگند
رغبت گوشه قفس دارم
آنچنانم به زلف تو دربند
نه ره پيش و راه پس دارم
آرزويم زيارت است بيا
دل مهيّاى غارت است بيا
بى تو روح الامين چه سود دهد؟
بى جمالت يقين چه سود دهد؟
دستگيرم نباشد ار شالت
لفظ حبل‏المتين چه سود دهد؟
گر نباشد على خطيب دلم
خطبه متّقين چه سود دهد؟
گر تو چوپانى مرا نكنى
لقبى چون امين چه سود دهد؟
نرود گر سرم به مقدم دوست
پينه‏هاى جبين چه سود دهد؟
بى عروج تو بهر من هر شب
دست، كوتاه و بر نخيل، رطب
كو خليلى كه نار باز

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:33
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر عید مبعث(ای جانِ عاشقان همه قربانت) *

1813
1

شعر عید مبعث(ای جانِ عاشقان همه قربانت) ای جانِ عاشقان همه قربانت
خورشید و ماه،آینه دارانت
"وَالَّیل"،گیسوانِ سیاهِ توست
"وَالفَجر"، سر زده ز گریبانت
در جزء جزءِ جان و تنت پیداست
تفسیرِ آیه آیه ی قرآنت
تو آمدی و "خُلقِ" عظیمت بود
در ماورای "حُسنِ" فراوانت
"خاقانی" از ثنای تو دلشاد است
از اینکه در "عجم" شده "حُسّانت"
تابیدی و سیاهی ِ دنیا ریخت
یکباره طاقِ ابروی "کَسری" ریخت
هم کاهنانِ شَر، به زمین خوردند
هم ساحران،به سَر،به زمین خوردند
تا چشم و گوشِ "بتکده ها"وا شد
بت های "کور و کر" به زمین خوردند
مُشتی درختهای "حرام آباد"
با برگ های تر،به زمین خوردند
تا "شرق" نورِ آمدنت تابید
کفّار از این خبر، به زمین خوردند
چشمِ "شهاب ها" به تو روش

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر عید مبعث(زمین محله ی اصحاب آسمان شده بود) *

2047
1

شعر عید مبعث(زمین محله ی اصحاب آسمان شده بود) زمین محله ی اصحاب آسمان شده بود
زمان مبشّر جشن فرشتگان شده بود
در آن دمی كه تمام فضای غارِ حرا
پر از طنین صدای بخوان بخوان شده بود
مكان ز نقطه پایان راه غار حرا
مسیر سبز رسیدن به لا مكان شده بود
دلش ز نعمت خواندن دلی وسیع و بزرگ
به طول عرش و به پهنای كهكشان شده بود
نزول آیة ((اِقرَأ بِاِسمِ رَبِّكَ)) نیز
به سوی دشت وسیع دلش روان شده بود
به آدم و به خلیل و حكیم حق و مسیح
هر آن چه را كه خدا گفته بود، آن شده بود
برای دختركی بی‌گناه و زنده به گور
مجیب و منجی و محبوب و مهربان شده بود
چهل بهار پیاپی برای او گل سرخ
عروس حجله مرغ ترانه‌خوان شده بود
بلال بود و صدا بود و دشت مأذنه‌ها
محل رویش صدها گل اذ

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:42
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر عید مبعث(عید رسول دو سرا آمده) *

3576
7

شعر عید مبعث(عید رسول دو سرا آمده) عید رسول دو سرا آمده
منجی عالم ز حرا آمده
سیّد افلاک سلام علیک
خواجة لولاک سلام علیک
بعثت رسول اکرم مبارک
جهان بهشت وصال محمد است امشب
چراغ ماه، بلال محمد است امشب
زمین مکه گل انداخته ز بوسه نور
خدیجه محو جمال محمد است امشب
مبعث پیامبر اکرم مبارک
هنگامه عید است و پر است از برکات
آمد ز حرا رسول شیرین حرکات
با خلق عظیم شد رسول اخلاق
بر خلق خوشش زصدق و ایمان صلوات
مبعث پیغمبر است بس شادی است
محضر عاشق حرف بس عالی است
جشن پیغمبر رسول خاتم است
عشق بر دلها حصول عالم است
عید مبعث مبارک
ای دل و روح هراسان شب عید است بیا
طائر روضه ی رضوان، شب عید است بیا
شب میلادی قرآن شب عید است بیا
که شب حاجت و غفران

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:45
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

سرود مبعث(ای پیغمبر کبریا ای تو مرآت حق نما ) *

2438
2

سرود مبعث(ای پیغمبر کبریا    ای تو مرآت حق نما   ) ای پیغمبر کبریا ای تو مرآت حق نما
ای نجات مردم دنیا
ای سراپا مهر خدا ای رخ تو بدر الدجا
ای خورشید عالم بالا
دل شده پا بست تو
جان شده سرمست تو
سر همه در دست تو
یا رسول الله یا رسول الله یا رسول الله
بر دل سروری کن یا رسول الله
بر ما دلبری کن یا رسول الله
خیز و رهبری کن یا رسول الله
تو پیغمبری کن یا رسول الله
یا رسول الله یا رسول الله یا رسول الله
یا احمد کن پیغمبری یا احمد بنما رهبری
یا احمد تو روشنگری
یا احمد بر ما دلبری یا احمد حق را مظهری
یا احمد بر دل سروری
شب خم گیسوی تو
مه طاق ابروی تو
دل به سر کوی تو
دل شده...
یا رسول الله یا رسول الله یا رسول الله
تو نور خدایی یا رسول الله
تا کی در حرای

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:49
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر عید مبعث(ای به مرآت خدا حسن رخت پیدا محمد[1]) *

2591
1

شعر عید مبعث(ای به مرآت خدا حسن رخت پیدا محمد[1]) ای به مرآت خدا حسن رخت پیدا محمد[1]
ای به فریادت نجات مردم دنیا محمد
ای سراپا مهر ای مهر جهان آرا محمد
ای چراغ آفرینش یا محمد یا محمد
تو فروغ کبریایی تو امام انبیایی
تو به خلقت رهنمایی چند در غار حرایی
تا بسوزد تیرگی از غار بیرون آ محمد
ازچه بردی سربکوه وگفته ای ترک وطن را
ای همه نور ای همه تنها برافروز انجمن را
لب به نام رب گشا بشکن سکوت خویشتن را
چند کعبه از خدا خواهد ظهور بت شکن را
احمدا پیغمبری کن رهبری کن رهبری کن
آفتابا دلبری کن خلق را روشنگری کن
باز کن زنجیر جهل از پای انسانها محمد
در محیط نور چشم آدمی بی نور تا کی
ای حیات جان انسان از تو انسان دور تا کی
دخترکها زنده با دست پدر در گور ت

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر عید مبعث(نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد) *

6024
1

شعر عید مبعث(نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت           بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد) نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد
***
به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
به صدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
***
طربسرای محبت کنون شود معمور که طاق ابروی یار منش مهندس شد
لب از ترشح می پاک کن برای خدا که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
کرشمه تو شرابی به عارفان پیمود که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد
چو زر عزیز وجودست شعر من آری قبول دولتیان کیمیای این مس شد
خیال آب خضر بست و جام کیخسرو به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
ز راه میکده یاران عنان بگردانید چرا که حافظ از این راه برفت و مفلس شد
----------------------

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر عید مبعث(خواند زبان دلم ثنای محمد(ص) *

2358
3

شعر عید مبعث(خواند زبان دلم ثنای محمد(ص) خواند زبان دلم ثنای محمد(ص
ماند خرد خیره در لقای محمد(ص
دیده دل، جام جم به هیچ شمارد
سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص
کرده خداوندگار عالم و آدم
خلقت گیتی همه برای محمد(ص)
کس نرساندش گزند لیله هجرت
چون که علی خفته بود جای محمد(ص
غیرعلی پی نبرده است بر این راز
آری و سوگند بر خدای محمد(ص
غیر رضای خدا نخواست ازیراک
هست رضای خدا، رضای محمد(ص
ظاهر و باطن بر او شود همه پیدا
هر که صفا یابد از صفای محمد(ص
نغمه داود را ز یاد بَرَد نیز
نغمه قرآن جانفزای محمد(ص
سائل درمانده ناامید نگردد
گر که بکوبد در سرای محمد(ص
ای که ندای" اذان" رسید به گوشت
هان که به گوشت رسد ندای محمد(ص
رفته خود از عرش تا به فرش سراسر
زیر

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:19
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر عید مبعث(شیفته سیرت نکوی محمد(ص) *

1898
3

شعر عید مبعث(شیفته سیرت نکوی محمد(ص) شیفته سیرت نکوی محمد(ص
خلق جهان محو نور روی محمد(ص
سیر نخواهد شدن ز روی محمد(ص
دیده گرش صد هزار بار ببیند
نیست گلی در چمن به بوی محمد(ص
نیست مهی در فلک به نور جمالش
بسته سراسر به تار موی محمد(ص
سلسله کاینات و رشته هستی
نیست پسندیده تر زخوی محمد(ص
خوی محمد شعارساز که خویی
تا نبرد ره کسی به سوی محمد(ص
ره نبرد سوی شاهراه حقیقت
پرشده عالم زگفتگوی محمد(ص
هیچ دلی خالی از محبت او نیست
هر که بمیرد در آرزوی محمد(ص
زنده شود از نسیم صبح وصالش
دل رود اول به جستجوی محمد(ص
صبح قیامت که سر زخاک برآرد
آبروی ما به آبروی محمد(ص
یارب در روز رستخیز، مریزان
تا ننهی سر به خاک کوی محمد(ص
خوشه نچینی(رسا) زخرمن فیضش
د

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:22
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر عید مبعث(شبی كه جوشش صد مهر در گریبان داشت) *

1854
-1

شعر عید مبعث(شبی كه جوشش صد مهر در گریبان داشت) شبی كه جوشش صد مهر در گریبان داشت
چـــــنین حادثه ای در مشیمه پنهان داشت
زمیــن، به خود ز تب التهاب می لرزید
زمـــان، ز زایـــش نــوری به خویش می پیچید
موكــــــــــلان مشیــــــــت به كـــــــارگاه قدر
شـــــــــدنـــــــد، تا كه ببندند طرح نقش دگر
قضــــــــا گرفت قلم، تا كـــــــه بـر صحیفه نور
ظهــــــــــور نخبه ایجـــــــــــاد را، كند مسطور
ز عــــــــرش زمـــــــــره لاهوتیــان پرده نشین
نظــــــــــاره را بگشودند، دیده ســـــوی زمین
ز شــــــــوق، در رگ شـب خون نور جاری بود
بــــــــر آتشش قــــــــدم از تـــاب بیقراری بود
شبی عجب، كه همه جود بود و فیض و فتوح
شــــــــب شكفتن ایمان، ش

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:25
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مبعث رسول اکرم(ص)(ای بشر را رهبر آگاه أِقرَأ بِسمِ رَبِّک) *

2561
1

شعر مبعث رسول اکرم(ص)(ای بشر را رهبر آگاه أِقرَأ بِسمِ رَبِّک) ای بشر را رهبر آگاه أِقرَأ بِسمِ رَبِّک
ای خدایت تا ابد همراه أِقرَأ بِسمِ رَبِّک
ای خلایق را چراغ راه أِقرَأ بِسمِ رَبِّک
یا محمّد یا رسول الله أِقرَأ بِسمِ رَبِّک
آفتاب آفرینش چند در غار حرایی
مکّه نه، عالم سراسر چشم گشته تا بر آیی
ای سراج نور تا بی انتها روشنگری کن
ای دو عالم خاک پایت سر برآر و سروری کن
ای تمام عدل برخیز و عدالت گستری کن
ای از اوّل خاتم پیغمبران پیغمبری کن
پیشتر از انبیا بودی اگر چه آخر استی
تا خدا را حکم فرمایی است تو پیغمبر استی
انبیا نورند و تو خورشید تابانی محمّد
آن همه همچون کتابند و تو قرآنی محمّد
کس چه داند کیستی آغاز و پایانی محمّد
اوّلین و آخرین را جان و جانانی محم

  • دوشنبه
  • 13
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:06
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مبعث رسول اکرم(ص)(بانگ تکبیر زامواج فضا می آید) *

2511
4

شعر مبعث رسول اکرم(ص)(بانگ تکبیر زامواج فضا می آید) بانگ تکبیر زامواج فضا می آید
گوش باشید که آوای خدا می آید
بوی عطر از نفس باد صبا می آید
نفس باد صبا روح فزا می آید
پیک وحی است که در غار حرا می آید
به محمّد زخداوند ندا می آید
ای خلایق همه این طرفه ندا را شنوید
گوش های شنوا حکم خدا را شنوید
بت و بتخانه همه ذکر خدا می گویند
سخن از اقراء و از غار حرا می گویند
حمد حق، مدح رسول دو سرا می گویند
خلق عالم همه تبریک به ما می گویند
حکم توحید به ما و به شما می گویند
همگی با نفس روح فزا می گویند
بشریّت چه نشستی که مسیحت آمد
حکم توحید به آوای فصیحت آمد
این چراغی است که تا شام ابد جلوه گر است
این یتیمی است که بر عالم خلقت پدر است
این نجات همه در دامن موج خ

  • دوشنبه
  • 13
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:09
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مبعث رسول اکرم(ص)(ای جان جهان جان، محمّد (ص) *

2560
3

شعر مبعث رسول اکرم(ص)(ای جان جهان جان، محمّد (ص) ای جان جهان جان، محمّد (ص
با نام خدا بخوان محمّد (ص
ای باعث ممکنات اقراء
ای خواجه ی کائنات اقراء
ای قدر و جلالتت مبارک
فرمان رسالتت مبارک
ای رشته ی نّه فلک به چنگت
تا چند مکان به تخته سنگت
تو پیک مقدّس نجاتی
تو روح حیات را حیاتی
ای دُرّ یتیم و باب خلقت
ای سینه ی تو کتاب خلقت
ای گمشده آفتاب، احمد
امشب زحرا بتاب، احمد
ای در کنفت جهان هستی
آغازگر خدا پرستی
برخیز و به سوی کعبه کن رو
تا بشنوی از بتان هوالهُو
این غار که با تو کرده عادت
دارد به نبوّتت شهادت
این سنگ که بر رویش نشستی
فریاد زند پیمبر استی
ای کعبه ی کعبه دلبری کن
برخیز و پیام آوری کن
با نام خدای حیّ سرمد
بگشای زبان بخوان محمّد (ص)
کو از

  • دوشنبه
  • 13
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:12
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مبعث رسول اکرم(ص)(ای خضر حیات جان، محمّد (صلی الله علیه و آله) *

2620
0

شعر مبعث رسول اکرم(ص)(ای خضر حیات جان، محمّد (صلی الله علیه و آله) ای خضر حیات جان، محمّد (صلی الله علیه و آله
با نام خدا بخوان، محمّد (صلی الله علیه و آله)
ای مشعل نور تیره گی سوز
ای آیت روشنی بر افروز
روز همه شام تار تا کی
خورشید، درون غار تا کی؟
ای خاتم انبیا محمّد (صلی الله علیه و آله)
از غار برون بیا، محمّد (صلی الله علیه و آله)
در کلّ وجود رهبری کن
بر عرش کمال محوری کن
ای گمشدۀ تمام خلقت
خورشید بلند بام خلقت
از رخ بفکن حجاب، امشب
بر قلب بشر بتاب، امشب
پایان شب سیه رسیده
خورشید نبوّتت دمیده
بر خیز و بیار بهر هستی
توحید به جای بت پرستی
ای نور خدا ز تو نمایان
بر خیز و بجنگ با خدایان
هنگام قیام تو است بر خیز
بتخانۀ دهر را فرو ریز
تا حشر به جز تو رهبری نیست

  • دوشنبه
  • 13
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مبعث رسول اکرم(ص)(دامن کوهسار و غار حراست) *

3004
1

شعر مبعث رسول اکرم(ص)(دامن کوهسار و غار حراست) دامن کوهسار و غار حراست
بانگ اقرأ بلند از همه جاست
دم روح القدس ترانۀ وحی
حکم اقرأ صدا صدای خداست
این سروش مبارک جبریل
این ندای نجات انسان هاست
یا محمّد زمان بعثت تواست
این ندا مژدۀ نبّوت تواست
ای وجودت پر از پیام خدا
ای به جان و تنت سلام خدا
ای دعایت شفای روح بشر
ای کلام خوشت کلام خدا
اشهد انّک رسول الله
یا محمّد (صلی الله علیه و آله) بخوان به نام خدا
تو به بانگ رسا به خلق بگو
وحده لا اله الاّ هو
خیز بر بام چرخ پرچم زن
از خداوندی خدا دم زن
وحده لا شریک له، بر گو
این قوانین کفر بر هم زن
تبر لا اله الاّ الله
بر سر بتگران عالم زن
خیز و ابلاغ کن رسالت را
فتح کن قلّه ی عدالت را
ما تو را مجد و سرور

  • دوشنبه
  • 13
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:19
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مبعث رسول اکرم(ص)(ای از خدا لبزیز اقرأ یا محمّد (صلی الله علیه و آله) *

2690
3

مبعث رسول اکرم(ص)(ای از خدا لبزیز اقرأ یا محمّد (صلی الله علیه و آله) ای از خدا لبزیز اقرأ یا محمّد (صلی الله علیه و آله
یا مصطفی برخیز اقرأ یا محمّد (صلی الله علیه و آله
تا کی بشر را ذلّت و پستی محمّد (صلی الله علیه و آله
برخیز ای گم گشتۀ هستی محمّد (صلی الله علیه و آله
بر خیز و بر کَن ریشۀ نا اهل ها را
فریاد زن بشکن سر بوجهل ها را
تبّت یدا اعلام کن بر بولهب ها
بشکن نفس در نای حمّال الحطب ها
ای آفتاب ملک جان روشنگری کن
ای پیر پیغام آوران پیغمبری کن
این نیش ها در راه ما نوش تو اقرأ
این آیۀ وحی است در گوش تو اقرأ
بر خیز و دل را با نگه زیر و زبر کن
بر خیز با انگشت خود شقّ القمر کن
ما بر تو مجد و سروری را حتم کردیم
ما بر تو پیغام آوری را ختم کردیم
پیش خطاب تو خطایی

  • دوشنبه
  • 13
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مبعث رسول اکرم(ص)(در آن روزگاران از شب سیه تر) *

2773
1

شعر مبعث رسول اکرم(ص)(در آن روزگاران از شب سیه تر) در آن روزگاران از شب سیه تر
که بر تیرگی ها جهان بود بستر
ستم بود و بیداد و کفر و ضلالت
جفا بود و خونریزی و فتنه و شر
قبایل بسی کارشان کینه توزی
طوایف همی بینشان تیر و خنجر
جوانان در آغوش دیو تباهی
چو پیران که بر بالش جهلشان سر
کسان را نه عز و شرف پیش ناکس
زنان را نه قدر و بها نزد شوهر
پسر طعمه کام دیو جهالت
چنان کز ستم زنده در گور دختر
سیه میشدش چهره از خشم و نفرت
پدر را اگر دختری زاد مادر
نه فرهنگ ، نه دین ، نه ایمان ، نه تقوی
نه دانش نه بینش نه قانون نه دفتر
همه درد اما نه درمان مهیا
همه رنج لیکن نه آسایش اندر
چنین شد مشیت که از چاه غفلت
برآرد بشر را خداوند اکبر
فرستاد از پیش ختم رسل را
محمد

  • دوشنبه
  • 13
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:49
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مبعث رسول اکرم(ص)(به نام خداوند سبحان، مُحمّد ) *

3681
2

شعر مبعث رسول اکرم(ص)(به نام خداوند سبحان، مُحمّد ) به نام خداوند سبحان، مُحمّد
بخوان کآفریده است انسان، محمّد!
بخوان تا خلایق بخوانند با تو
به نام خداوند سبحان، محمّد
بخوان تا که ویران سرای جهان را
کنی سر به سر، رشکِ رضوان محمّد
بخوان کز دمی بر همه آفرینش
دهی تا ابد روح و ریحان محمّد
بخوان تا که از کفر، بخشی رهایی
بشر را به نیروی ایمان محمّد
بخوان تا قبایل بدانند زین پس
سیاه و سفیدند، یـکسان محمّد
بخوان تا خلایق بـه یکتاپرستی
ببندنـد تـا حشر، پیمان محمّد
بخوان تا کنی درد جهل بشر را
بـه داروی تعلیم، درمان محمّد
بر افروز و بـر خلق عالم نشان ده
که ظلمت رسیده بـه پایان محمّد
چه باکی ز تحریف تورات و انجیل
که دادیم ما بـر تـو قرآن، محمّد
تـو بایـد ب

  • دوشنبه
  • 13
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد