شکر خدا نعمت بی حد رسید
بر دل ما نغمه ی احمد رسید
مبعث پیغمبر حق آمد و
بوی دل آرای محمّد رسید
- پنج شنبه
- 23
- فروردین
- 1397
- ساعت
- 19:10
- نوشته شده توسط
- حسن فطرس
شکر خدا نعمت بی حد رسید
بر دل ما نغمه ی احمد رسید
مبعث پیغمبر حق آمد و
بوی دل آرای محمّد رسید
وقت دعا، وقت فضیلت شده
وقت به لب گفتن نیت شده
خواندن آیات عَلَق لازم است
شوق قلم شرح حقیقت شده
کار ملک از برِ عرش برین
تا جبل النور عزیمت شده
غار حرا گفت بخوان تا که خواند
نور رسالت به طلیعت شده
شهد لب لعل نبی تا که ریخت
دید سرآغاز طبیعت شده
گفت به آواز جلی آسمان
ختم نبوت چو مشیّت شده
خم شده از دیدن این واقعه
قامت شیطانِ اذیت شده
در پی رسوایی بدطینتان
کار ابوجهل فضیحت شده
ای همه ی خاکی و افلاکیان
بعثت مولای شریعت شده
حضرت احمد به نبوت رسید
عیدِ نجاتِ بشریت شده
آفتابِ عالم آرا آفتابي ميكند
با اشعه رنگِ دلها را شهابي ميكند
اين چه دريائيست اعجازي حسابي ميكند
چشم هر بينندهاش را نقره آبي ميكند
خود دل است اين، دلبر است اين، رهنما و رهبر است
اين رسول حق محمّد، حضرتِ پيغمبر است
كوه نور و صخرههايش خم شده بر سجدهاش
آشنا غار حرا با نغمهي هر سجدهاش
بوتههاي اين بيابان گویيا در سجدهاش
ميكند هم خاك و باد و آب و آذر سجدهاش
كيست اين جبريل دارد مي به جامش ميدهد
هم خدا، هم مكه، هم هستي، سلامش ميدهد
نقش پيشاني او تك بيتي از دنيا غزل
رنگ چشمانش زند طعنه به شهد و بر عسل
ابروانش فارغ از هر گونه امثال و المثل
بر لبش طراحيِ حي علي خير العمل
كينههاي مانده در
مبعث شکوهمند پیغمبر(ص) در انتظار مصلح کل بشریت
جای باران ستاره میبارد
بر کویر دلم همه شبها
کاش میآمدی و میدیدی
همه مجنون شده تویی لیلا
راه شیری ستاره باران شد
تو به مثل بهار شادابی
چشمهای سیاه خود وا کن
نشنوم ازهمه کهدرخوابی
خواب در چشم خستهام گم شد
کاش میآمدی به بالینم
کافر عشق گشتهام زینرو
پای تا سر شدی همه دینم
من دخیل نگاه صبح توام
ای نگاهت مرا شده تسکین
چند لحظه به من توجه کن
در کنارم بیا بیا بنشین
خسته از جور این زمانه منم
کار با دیگران ندارم هیچ
یک تنه خود سپاهی و من هم
لشکری بیشما ندارم هیچ
روستایی بگویمت ساده
دوست میدارمت بمثل خدا
همچو جان میکشم در آغوشم
در بغل آرمت به مثل
داده خدابه رسول الله
اذن هدایت آل الله
راه هدایت ماهم شد
فقط علی ولی الله
(رسالتت برای ولایت شد
خودت بایدیه روزی بگی علی ولی شد)
[اقرا بسم ربک العلی
حیدرحیدریاعلی علی]تکرار
******
تاکه به توآیه شدنازل
دین خداباتوشدکامل
سروری ازشماآقاجون
نوکری شدبه حالم شامل
(جهان زنورت آقامنوروجلی شد
یادم نمیری روزی گفتی علی ولی شد)
[ اقرابسم ربک العلی
حیدرحیدریاعلی علی ]تکرار
بعثت
آنشب حرا روشن ز انوارخدا شد
آنشب رسول ا..احمد مصطفی شد
آنشب تولد یافت اسلام محمد(ص)
بعثت ز آنشب عید کل انبیا شد
عید بعثت بر همه مسلمانان مبارک باد
از غار حرا ندا ز سرمد آمد
دوران نبوّت محمّد(ص)آمد
از بهر رهایی بشر از غمها
ابلاغ شده بعثت احمد آمد
**
در ماه رجب ز حق عنایت آمد
شاد باشید شب عید رسالت آمد
با بعثت حضرت محمّد(ص)امشب
برما همه لطف بینهایت آمد
**
شب مبعث شب شادی بیحد
که تابیده به عالم نور سرمد
یتیم مکّه گردیده پیمبر
شده عالم پر از نام محمّد(ص)
**
ما نمک خوار سر خوان توایم
میزبانی تو و مهمان توایم
یا محمّد(ص)شب مبعث،همگی
باز شرمنده ی احسان توایم
پیک وحی از سوی سرمد آمده
سوی آن عبد مؤیّد آمده
در حرا پیغام سرمد آمده
این ندا بر تو محمّد(ص)آمده
خیز از جا حضرت البشر
رهنمایی کن تو ابناء بشر
از سوی حق آیه ای محکم رسید
رهنمای مردم عالم رسید
بر همه پیغمبران خاتم رسید
مبعث پیغمبر خاتم رسید
این خبر پیچیده بر روی زمین
شد پیمبر رحمة اللعالمین
این سخن از خالق داور بود
احمد از خلق جهان بهتر بود
آخرین منجی و پیغمبر بود
همدم و همسنگرش حیدر بود
روح بخش کلّ هستی آمده
مظهر یکتا پرستی آمده
اسوه ی ایمان کلّ مؤمنین
معنی و تفسیر آیات مبین
رهبر و روشنگر اهل یقین
بر تمام عالمی حبل المتین
مسلمین را آخرین روشنگری
دستگیر شیعه روز محشری
آخرین نور خدایی عصمت است
او
درب رحمت بار دیگر وا شده
غرق زیبایی همه دنیا شده
هر کجا را بنگری غرق سرور
عالم هستی شده گلریز حور
کلّ عرش آئینه بندانی شده
عالم هستی چراغانی شده
در جهان شیرازه ای محکم رسید
مبعث پیغمبر اکرم رسید
آمدند از عرش خیل انبیاء
چشمشان روشن ز ختم الانبیاء
پیک وحی حق نمی گنجد به پوست
تا دهد پیغام سرمد را به دوست
در حرا پیچیده عطر و بوی گل
می درخشد آن رخ دلجوی گل
در حرا نور خدا شد منجلی
جبرئیل گوید به آوای جلی
داده پیغام حیّ ذات کردگار
هر که با تو بود گردد رستگار
اقراء امشب ای رسول کبریا
بر تو نازل می شود وحی خدا
یا محمّد(ص)تو شدی ختم رسل
بر جهان معدلت هادیّ کلّ
آخرین پیغمبر یزدان تویی
رهنمای امّت قرآن تو
جهان پراز شادی و شور است
مکّه چنان وادی طور است
از لطف خاص کبریایی
غار حرا لبریز نور است
مولا مدد یا رسول اللّه(۴)
**
پیک خدای حیّ سرمد
آمده با فرمان ایزد
هستی تو خاتم نبوّت
برخیز از جا یا محمّد
مولا مدد یا رسول اللّه(۴)
**
هستی تو از لطف الهی
ریشه کن ظلم و تباهی
امید خلق این جهان و
بر خستگان چراغ راهی
مولا مدد یا رسول اللّه(۴)
**
چون خالق خود مهربانی
بر اهل دل آرام جانی
ای صاحب جود و کرامت
از درگهت ما را مرانی
مولا مدد یا رسول اللّه(۴)
**
آمده ایم امشب به سویت
دلها گرفته عطر و بویت
از مرحمت یا رسول اللّه
ما را نما مهمان کویت
مولا مدد یا رسول اللّه(۴)
**
مهر تو باشد در سرشتم مدینه ات باغ بهشتم
گل ریزید پیک حق ز سرمد آمد(۲)
از بهر تبریکْ بر محمّد آمد(۲)
از سوی خلّاق داور مصطفی گشته پیمبر
او شده ختم رسالت بر سرش بنهاده افسر
یا محمّد یا محمّد(۴)
**
از لطف ذات حق رسول اللّهی(۲)
قُمْ احمد فَاَنْذِرْ ز حق آگاهی(۲)
سر زده فروغ ایزد تو نبی گشته ز سرمد
خیز از جا و بشر را کن هدایت یا محمّد
یا محمّد یا محمّد(۴)
**
تو غنچۀ یاس معطّر داری(2)
همدم و یاوری چو حیدر داری(۲)
من مریض و تو طبیبم تویی یا مولا حبیبم
شده از لطف خداوند مهرو حبّ تو نصیبم
یا محمّد یا محمّد(۴)
**
گل سر سبد تمام خلقت(۲)
تو هستی تا محشر امید امّت(۲)
یا محمّد هر که هستیم بر شما دلبسته هستیم
چون گدا بر سر راهت شب بعثتت نشستیم
یا
از حرا نوری آمده شوری اقراء اقراء یا محمّد(۲)
ای رسول حق از خدا مشتق اقراء اقراء یا محمّد
یا رسول اللّه یا رسول اللّه احمد احمد یا محمّد(۲)
**
تک گل سرمد نور حق احمد از سوی حق شد پیمبر(۲)
تو هدایت کن استقامت کن بر عالم گشتی تورهبر
یا رسول اللّه یا رسول اللّه احمد احمد یا محمّد(۲)
**
رهنمای خلق مقتدای خلق رحمة اللعالمین است(۲)
نور رسالت اصل هدایت رحمت حق بر زمین است
یا رسول اللّه یا رسول اللّه احمد احمد یا محمّد(۲)
**
از سوی یزدان آیه ی قرآن ایّها المدّثّر آمد(۲)
با نوای حق این ندای حق قُم احمد فَاَ نْذِر آمد
یا رسول اللّه یا رسول اللّه احمد احمد یا محمّد(۲)
**
مکّه پر نور است وجد و سرور است در
بر همه خلق جهان،لطف خدا شامل شده
از سوی حق بر زمین پیک خدا نازل شده
ای که هستی عقل کلّ گشته ای ختم رسل
یا رسول اللّه مدد (۴)
**
آمده پیک الهی از سما روی زمین
گوید از لطف خدا،هستی تو ختم المرسلین
ای که در تاب و تبی آخرین نوری نبی
یا رسول اللّه مدد (۴)
**
اقراء اقراء یا محمّد آخرین پیغمبری
خاتم پیغمبران از سوی حیّ داوری
شد حرا وادی طور عالمی غرق سرور
یا رسول اللّه مدد (۴)
**
ای گل گلزار دین،تو پای تا سر رحمتی
از کرامات خدا،تو رهنمای امّتی
رهنمایی یا نبی مقتدایی یا نبی
یا رسول اللّه مدد (۴)
**
تو صفا بخش قلوب شیعیانی یا نبی
مایه ی آرامش و آرام جانی یا نبی
عالمی را تکیه گاه ما همه بر تو پناه
یا رس
روز رسالت گل عالم محمّد است
آنکس که از تمامیّ عالم سر آمد است
احمد احمد عید مبعث بر تو مبارکباد(۲)
**
در بیست و هفتم از رجب آن آفرینش را سبب
ختم النبیّین گشته است احمد ز لطف وجود رب
احمد احمد عید مبعث بر تو مبارکباد(۲)
**
پیک الهی آمده امشب روی زمین
گشته چو مصطفی به جهان ختم مرسلین
احمد احمد عید مبعث بر تو مبارکباد(۲)
**
غار حرا لبریز نور گشته چنان وادی طور
پیغمبر اکرم بود در شادمانی و سرور
احمد احمد عید مبعث بر تو مبارکباد(۲)
**
امشب تمام عالم هستی صفا گرفت
چشم و دل همه ز وجودش ضیا گرفت
احمد احمد عید مبعث بر تو مبارکباد(۲)
**
مظهر حیّ داوری روشنگری روشنگری
بین تمام انبیاء تو آخرین پیغمبری
احم
بیست و هفتم رجب رسیده
پیغام ز سوی رب رسیده
این خبر رسیده(ز سرمد)۲
جبرئیل وحی می گفت(به احمد)۲
تو پیمبری یا(محمّد)۲
ختم رسولان(تویی مولا)۲
حامل قرآن(تویی مولا)۲
یا رسول اللّه(مدد مولا)۲
**
ای مسبّب خلقت عالم
گشته ای تو پیغمبر خاتم
پیک وحی خبر داده(ز داور)۲
مصطفی شدی ز حق(پیمبر)۲
بر خلق جهان شدی(تو رهبر)۲
مرکز و محور(رسالت شو)۲
ریشه کن کفرو(ضلالت شو)۲
یا رسول اللّه(مدد مولا)۲
**
مصطفی تویی احمد و محمود
بر حضرت حق مقصد و مقصود
احمد تو همه نور(خدایی)۲
عالم بگرفت ز تو(صفایی)۲
بر قلب همه نور و(ضیایی)۲
لطف خداوند(شده شامل)۲
با نگه تو(شدم کامل)۲
یا رسول اللّه(مدد مولا)۲
**
با یک نگهت اهل ولایم
با خدا
آمده در حرا پیک وحی خدا
ایّها المصطفی گفته داور
خیز و از جا بیا بهر دین خدا
رهبر و مقتدا یا پیمبر
آمد آمد پیک وحی سرمد
گوید تبریک بعثت محمّد
**
شد حرا همچو طور مکّه شد غرق نور
همه جا در سرور بهر احمد
نور رحمت رسید با چه عزّت رسید
بهر امّت رسید نور سرمد
آمد آمد پیک وحی سرمد
گوید تبریک بعثت محمّد
**
گل آل عبا با تو یا مصطفی
شکر للّه که من آشنایم
ای گل انبیاء حبّ و مهر شما
از کرامت خدا کرد عطایم
آمد آمد پیک وحی سرمد
گوید تبریک بعثت محمّد
**
گشته ام رام تو مستم از جام تو
عزّتم نام تو یا محمّد
ای همه حاصلم لطف تو شاملم
حل نما مشکلم یا محمّد
آمد آمد پیک وحی سرمد
گوید تبریک بعثت محمّد
**
نبّی محترم م
عجب حال و هوایی دارد احمد
پیمبر گشته از الطاف سرمد
تمام عالم هستی بودشاد
شده ذکر همه لبها محمد
جبرئیل آمد به فرمان خدا
بهر ابلاغ پیام کبریا
بهر یاری بشر تا روزحشر
خاتم پیغمبرانی مصطفی
منم ریزه خور خوان عطایت
ز طفلی گشته ام مولاگدایت
محمد ای صفا بخش دل من
شدم با تو در این عالم هدایت
تویی سر تا به پا لطف و عنایت
همه ریزه خور خوان عطایت
شب مبعث امید اهل عالم
نگاهی کن بر این خیل گدایت
این بود فخر ،محبان پیمبر هستیم
ما همه ریزه خور خوان پیمبر هستیم
شکرلله که الطاف خداوند بزرگ
شب مبعث همه مهمان پیمبر هستیم
خاتم پیغمبرانی مصطفی
شیعه را آرام جانی مصطفی
از کرامات خدای مهربان
رهبر کل جهانی مصطفی
تو ز سوی خالق ارض و سما
بهر عالم ارمغانی مصطفی
تو گذشتی از همه هستی خود
تا که دین شد جاودانی مصطفی
ای وجودت باعث خلق جهان
مانده قدرتونهانی مصطفی
نور تو تابنده هم چون آفتاب
در جهان نور عیانی مصطفی
این عالم ای حبیب ذات حق
همچو خورشید عیانی مصطفی
مهروحب تو بود در سینه ها
بس که خوب و مهربانی مصطفی
عطر تو پیچیده در کل جهان
تو بهار هرخزانی مصطفی
ای صفای قلب زاربیکسان
شیعه را دارالامانی مصطفی
تو سراپا رحمتی در عالمین
لطف وجود بیکرانی مصطفی
توقلوب رهروان عشق را
سوی خالق میکشانی مصطفی
میشود ای نور حی کبریا
با تو شیر
باز امشب درب رحمت باز شد
نغمه قدسی درعالم ساز شد
هر نگاه امشب به سوی مکه است
در فضا پیچیده بوی مکه است
نورحق تابنده از غارحراست
بر محمد از خداوند این نداست
اقرا ای زینت فضای عرشیان
نور ایمان تمام خاکیان
خیز از جا نور بر دلها بتاب
چون تویی بر کل هستی آفتاب
ظلم و ظلمت راز هستی دورکن
کل عالم را سراسر نور کن
یا محمد ما سلامت میکنیم
گوش بر جان کلامت می کنیم
اسلام ای نور ذات کبریا
السلام ای هستی آل عبا
السلام ای در پناهت انبیا
گشت محتاج نگاهت اولیاء
ای که هستی رحمه للعالمین
کس نباشد چون تو بر روی زمین
لطف تو کرده وجودم منجلی
آشنایم کرده با نام علی
یک خدیجه داری ازعالم سر است
همنشینت دردو عالم حیدر ا
پیچیده عطر جنت حق در دل حرا
پیک خدا رسیده وگوید یا مصطفی
احمد احمد یا مصطفی یا مصطفی احمد
پیک خدای مهربان. آمدزمین از آسمان
گویدمحمدگشته است برماپیمبرخاکیان احمد احمد یا مصطفی یا مصطفی احمد
این گفته با ندای خداوند داور است
احمد برای عالم هستی پیمبر است
احمد احمد یا مصطفی یا مصطفی احمد
برگوش جان مصطفی. یا ایهاالمدثراست
حکم خداوند بزرگ. قم مصطفی فانذراست
احمد احمد یا مصطفی یا مصطفی احمد
نور رسالت تو گرفته همه جهان
پیچیده باتودرهمه هستی بوی جنان
احمد احمد یا مصطفی یا مصطفی احمد
مولای من رام توام مست می ازجام توام
ای نور ذات کبریا با عزت از نام تو ام
احمد احمد یا مصطفی یا مصطفی احمد
در عالم
بعثت پیامبر گرامی اسلام
حضرت ختمی مرتبت
نوری از عرش بر زمین آمد
محضر ختم مرسلین آمد
لوح سبزی بکف گرفته ملک
که کریمانه خوشه چین آمد
مقصدشبودچونکهغارحرا
نزد احمد پیمبر دو سرا.....
صف کشیدند انبیا یکسر
بهرعرض ادب بهروح خدا
ملک وحی گفته هان تو بخوان
عطر خوشبوی روضهی رضوان
حق ترا برگزیده بهر خودش
کن هدایت تمام خلق جهان
نام تو عطر و بوی جنات است
از خدا بر تو این عنایات است
بعثتت آمد وزین مژده
خانهات قبلهگاه حاجات است
خاتمالانبیاء شدی احمد
سرور اصفیا شدی احمد
سّر لولاک از وجود تو شد
دردها را دوا شدی احمد
نام تو زینت همه عالم
انبیا را تو گشتهای خاتم
ای بلندای قلهی توحید
وارث نوح و وارث
محبوب خداوند تبارک و تعالی ست
این مرد که مُزّمّل و مُدّثّر و طاهاست
باید سخنانش به دل و جان بنشیند
این مرد که مشهور به پیغمبر دلهاست
سرسلسله جنبان همه کون و مکان است
این نور که خود شاهد پیدایش دنیاست
هرجا سخن از خُلق خوش اوست در عالم
بیجامِ مِی و خندهی گُل،عیش،مُهیّاست
یک شمّهی نورانیتش سوره ی(وَالشّمس)
یک پرتو رُخسارهیاو جَنّتُ الاعلی ست
در محضر او حرف بزرگان ملائک
(تالله لقد آثرک الله علینا)ست
حق دارد اگر بر سر بازار ملاحت
انگشت به لب،حُسن-تورا غرق تماشاست
پیداست که اصل شجر نور تو هستی
وقتی ثمر زندگی ات حضرت زهراست
دندان اویس است که فهمانده به عالم
دیوانه شدن در اثر عشق تو ز
چه کاری با حرا کردی محمد
حرا را کبریا کردی محمد
فدای تو که با اسلام نابت
جهان را با صفا کردی محمد
کتاب عشق را شیرازه کردیم
که اسلامِ تو ، پُر آوازه کردیم
لباسِ فاخرِ پیغمبری را
به قدّ و قامتت اندازه کردیم
به کوه نور تابیدی چنان ماه
مخور غصه که پیروزی در این راه
رسول ما خیالت جمع باشد
که همراه تو می گردد یدالله
اساس شرک از بنیان شکستند
سران فتنه و طغیان شکستند
زمانی پرچمت افراشتی تو
ابوجهل و ابوسفیان شکستند
به حق ، چشم ترت هم یاعلی گفت
خدیجه همسرت هم یا علی گفت
زمانی دین خود ابلاغ کردی
قویّاً حیدرت هم یا علی گفت
تو را مُهر نبوت بر جبین خورد
به دردِ تو امیرالمومنین خورد
علی وقتی که با تو کر
آمده موسم نور،پیچیده عید رحمت
مبارک بر دو عالَم،جشن زیبای بعثت
میگویم مثل ارض و سما
صلّی اللهُ عَلی الْمصطفیٰ
صلّی اللهُ عَلی الْمصطفیٰ...
مکّه شد وادی نور،از نورِ روی احمد
ملائک جمله گویند،تَهنیت یا محمد
مبارک این سَروَری به تو
خَلعَتِ پیغمبری به تو
صلّی اللهُ عَلی الْمصطفیٰ...
شد اِقرأ بسمِ رَبِّک،نازل بر فخر عالَم
میگویم من به عشقش،یا محمد دمادم
بخوان و بگو بس منجلی
باشد ولیّ اعظم علی
یا مولا یا مولا یا علی..
غار حرا روشن ز انوار خدا شد
جبریل آمد همنشین مصطفی شد
با گفتن اقرأ باسم ربک آن دم
احمد پیمبر گشت وختم انبیا شد
بند اول
نگاره ندیده مکتب من
شد امشب پیام آوره اسلام
به غاره حرا قدم نهاد و
شد آموزگار مردم عام
آمده،تا که طفلی به گور غم نماند
آمده،تا پیام عشق لم یزل رساند
آمده،تا که اقرا بسم ربک بخواند
خُلقش خُلق عظیمه
دستش دست کریمه
مصداق رحمن الرحیمه
او رحمت للعالمینه
به لقب محمد امینه
بنیانگذار اصل دینه
(مولانا مولانا محمد)
بند دوم
بده مژده عیده عاشقانه
و عیدی دهد رسول امجد
به شرطی که گویی از دل و جان
تو ذکر علی وصی احمد
یا علی،شیر یزدان و امیر لافتایی
یا علی،نور ایمانی و بر دلها صفایی
یا علی،اسم اعظمی و حجت خدایی
حیدر شاهه زمینه
حیدر سالار دینه
حیدر امیر المومنینه
حیدر صاحب ذوالفقاره
حیدر شاه
به روزگار سیاهی که شب حصار نداشت
جهان جزیرۀ سبزی در اختیار نداشت
گلوی خاک پر از دردهای بغضآلود
و انجماد زمین، رنگی از بهار نداشت
از این کویر نسیمی سر عبور نداشت
به غیر تیرگی اینجا کسی حضور نداشت
صدای عشق به گوش زمین نمیآمد
در آن سیاهی سنگین، ستاره نور نداشت
سیاهچال زمین جای بتپرستی بود
فراز دیده نمیشد تمام پستی بود
نه شوق پرزدنی، پرگشودنی، سفری
نه کورسوی چراغی به بام هستی بود
نه آفتاب به باغ جهان صفا میداد
نه ماه جاذبۀ خاک را صلا میداد
نه اختران به قناری سلام میگفتند
نه باغ، مژدۀ صبحی به شام ما میداد
به ناگهان گل وحی از حرا شکوفا شد
به کوه لرزه درافتاد و پُر ز آوا شد
به گوشهای
..ای آنکه قسم خورده به نام تو خدایت
بیدار شده شهر شب از بانگ رهایت
ای آنکه تبرک شده کعبه به عبایت
تا عرش خدا صف زده پژواک صدایت
این کیست که در نور تو پیدا شده آقا
آن روح چهسان در تن تو جا شده آقا
گفتم که از آن شب، شب فردا بنویسم
از غار حرا، لیلۀ اسرا بنویسم
از کعبه و از مسجدالاقصی بنویسم
آری منم آن قطره که دریا بنویسم
این کیست که چون اشک شب قدر زلال است
ما راه به آن «قدر» بیابیم؟ محال است
هان چهره بچرخان که زمین نور ببیند
برخیز که هر قدر به پایت بنشیند،
دنیا فقط از حُسن تو، توحید گزیند
از غنچۀ لبهای تو لبخند بچیند
ای گلشن رحمت که گلستان شده عالم
از نور خداوندی تو نیّر اعظم
در غار حرا
از مبدا فیض حی سرمد
مبعوث زمانه شد محمد
شد خلق جهان به سرافرازی
بربندگیش هماره راضی
خورشید به دست قدرت او
مهشید نشان شوکت او
مه بین که برش چو بسته قامت
از بهر ادب شکسته قامت
هر حور وملک برابر او
چون بنده گرفته ساغر او
شد خیل ملک در انتظارش
تا بوسه زند رخ نگارش
دل در کنف حمایت او
سرگشته ی زلف و قامت او
هر گل که به گلستان یار است
صفری است که در برابر هزار است
خلق دو جهان برابر او
عبدی که چشیده ساغر او
هر حور و پری مدیحه خوانش
پروانه به شمع آستانش
در قاب دو قوس منزل او
یا رب که کشیده محمل او
در خلوت انس با رخ یار
ناگه بشنید صوت دلدار
با صوت علی خدا سخن گفت
رمزی ز رموز بوالحسن گفت
آن نقطه تحت بای
قلم به دست گرفتم دوباره بنویسم
نهاد عشق شدم تا گزاره بنویسم
حروف شمسی خود با ستاره بنویسم
توان گرفتهام از یک عصاره بنویسم
عصارهای که رسید و زمین به آب رسید
عصارهای که چکید و شراب ناب رسید
در آن زمان که بشر محو بتپرستی بود
تمام فرصتشان صرف عیش و مستی بود
بقای نسل بهتدریج رو به پستی بود
بنای بتکدهها حُکم چیرهدستی بود
تمام نور رسید و جهان چراغان شد
رسید و یکشبه یک طایفه مسلمان شد
بهگوش باش خداوندگار گمراهی
رسیدهاست سحر در پسِ شبِ واهی
وزیده است نسیم خوش سحرگاهی
به سوی چاهِ عدم تا ابد بشو راهی
خبر رسیده که موسی به نیل آمده است
خبر رسیده دوباره خلیل آمده است
خدا به خلقت زیبای خود نمک پ