عید مبعث حضرت رسول (ص)

مرتب سازی براساس
 محسن راحت حق

متن شعر مبعث حضرت رسول اکرم -(از بعثت تو هر دلِ آلوده صفا یافت) * محسن راحت حق

1774
1

متن شعر مبعث حضرت رسول اکرم -(از بعثت تو هر دلِ آلوده صفا یافت) از بعثت تو هر دلِ آلوده صفا یافت
وز رحمتِ تو هر دلِ بشکسته دوا یافت

با یک نَفَسِ قدسیِ تو.. آیتِ ایمان
جانهای جراحت زده هم باز شفا یافت

هرگز نخورد آب زمینی که بلند است
این خاک ز الطافِ شما قربِ سما یافت

جبریل ِ امین در پی یک فرصت و می گشت
با امر خدا نور تو در غار حرا یافت

اقرأ..تو بخوان نامِ خداوندِ کریمت
از ذکرِ خدایی ِ تو قلبم چه جلا یافت

اقرأ..تو بخوان آیه ی توحیدی قرآن
از دُرِ کلامت چقَدَر سینه نوا یافت

ای تاجِ سرِ ختمِ رسولانِ الهی
با دین تو انسانِ ستمدیده رها یافت

دستور خدا بود به تکمیلِ رسالت
حیدر به وَصایت..لقبِ شیر خدا یافت

بی شاهِ ولا ..آینه تکمیل نمی شد
«اسلامِ محمّد» ز علی

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 21:25
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 محسن راحت حق

متن شعر عید مبعث -(غارِ حرا.. سینا شده در روزِ مبعث ) * محسن راحت حق

795

متن شعر عید مبعث -(غارِ حرا.. سینا شده در روزِ مبعث ) غارِ حرا.. سینا شده در روزِ مبعث
ذکرِ خدا احیا شده در روزِ مبعث
اِقراء باسمِ ربّکَ.. نجوایِ عشق ست
بر رویِ لب گویا شده در روزِ مبعث
دیگر محمّد را امین تنها نخوانید
از سویِ حق طاها شده در روزِ مبعث

(قربانِ آقایی که مولایِ جهان شد)
(با اذنِ حق او خاتمِ پیغمبران شد)

جبریل دستش را گرفت و ساده برخواست
با خواندنِ آیاتِ حق.. پُر باده برخواست
در گوشه ای گرمِ مناجاتِ خودش بود
با امرِ ایزد ناگهان آماده برخواست
آمد بشر را تا برد عرشِ معّلا..
بر یاریِ دستانِ هر افتاده بر خواست

(نامِ محمّد شد بلند آوازه ی دهر)
(نازل شود قرآنِ او در لیله ی قدر)

او مکتبی دارد پُر از عشق و پُر از شور
پرداخته در قلبها.. دن

  • جمعه
  • 1
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 23:39
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

سرود مسجدی عید مبعث -(در بعثت احمد،این عالیِ اعلا) * امیر عباسی

1233

سرود مسجدی عید مبعث -(در بعثت احمد،این عالیِ اعلا) یا حضرت زهرا عیدی به بر ما...

در بعثت احمد،این عالیِ اعلا
تبریکِ ما باشد،بر حضرت زهرا
طلیعه بعثت،رسید و خوشحالیم
چونکه مسلمانی،بر خویش می بالیم
یا حضرت زهرا عیدی به بر ما...

در بعثتِ احمد،دلها پر از شور است
مبعث برای ما،حقیقتِ نور است
بعثت به ما گوید،که با وفا باشید
ای مردم عالَم،عبد خدا باشید
یا حضرت زهرا عیدی به بر ما...

این بعثتِ پر خیر،اَمری زِ داور بود
مکارمِ اخلاق،درس پیمبر بود
خوشا بر آن کس که،یارِ پیمبر شد
خاک سرِ کوی،زهرا و حیدر شد
یا حضرت زهرا عیدی به بر ما...

  • شنبه
  • 2
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 17:34
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر پیامبر اکرم صل الله علیه وآله مبعث -(از غار حرا صوت جلی می آید) * محمد حبیب زاده

863

متن شعر پیامبر اکرم صل الله علیه وآله مبعث  -(از غار حرا صوت جلی می آید) از غار حرا صوت جلی می آید
قرآن به لب پاک نبی می آید
در گوش نبی بگفت جبریل امین
گلبانگ خوش علی علی می آید...

  • یکشنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 14:39
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمد مبشری

شعر در قالب ترکیب بند به مناسبت عید سعید مبعث -(در حلقه ی لاهوتیان شور و نوا بود ) * محمد مبشری

1294

شعر در قالب ترکیب بند به مناسبت عید سعید مبعث -(در حلقه ی لاهوتیان شور و نوا بود ) در حلقه ی لاهوتیان شور و نوا بود
هر جا سخن از وصف یاری دلربا بود
در رفت و آمد بود فوجی از ملائک
از عرش آوایی به جمع ماسوا بود
عشاق با حق وعده ی دیدار دارند
وعده گه زیبای حق با مصطفی بود
میعاد عشاق از ازل تعیین نمودند
این بار وعده گاهشان غار حرا بود
آن چه در این دیدار بر هستی عیان شد
یک هدیه ی والا ز درگاه خدا بود

یعنی خدا یک لطف بی همتا نموده
یک رحمة لِلعالمین اعطا نموده

او که خدا بر ذات نامش خورده سوگند
جبریل بر وحی کلامش خورده سوگند
آن کس که قبل از خلقت عالم خداوند
در نور خود بر احترامش خورده سوگند
تنها نه بر نامش خدای او قسم خورد
بر خاک مانده زیر گامش خورده سوگند
هر سنگ زیر پای او در روز

  • یکشنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 15:11
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمد مبشری

متن شعر بعثت رسول اکرم(ص) شور -(دوباره دل شد هوایی ، پر از شمیم خدایی) * محمد مبشری

749

متن شعر بعثت رسول اکرم(ص) شور -(دوباره دل شد هوایی ، پر از شمیم خدایی) (به سبك ماه آسمون بیداره)

دوباره دل شد هوایی ، پر از شمیم خدایی

موسم مبعث رسید و دارم نوایی

دلا همه پر از نور خدا شد

زمان شادی و شور و صفا شد

غم و غصه دیگه از ما جدا شد

مصطفی دیگه رسول خدا شد

مددی مددی یا رسول الله

منو عطای پیمبر ، عیدیمونه دست حیدر

خوشحال و شاده حضرت زهرای اطهر

حک شده اسم شما روی سینم

با تو زلال تر از آب و آیینم

همه جا لطف شما رو می بینم

می دونی عاشق شهر مدینم

مددی مددی یا رسول الله

ای گل نیکو شمایل ، ناخدای کشتی دل

تویی حبیبم کرامتی کن به سائل

دلا رو از غم و غصه رها کن

برای عاشقی ما رو صدا کن

از مدینه ما را غرق نوا کن

یه شبی راهی کرب و بلا کن

مددی مددی ی

  • یکشنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 15:13
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

متن شعر عید مبعث -(تا مهر و ولا به سینه‌ها دمساز است) *استاد سید هاشم وفایی

689

متن شعر عید مبعث -(تا مهر و ولا به سینه‌ها دمساز است) تا مهر و ولا به سینه‌ها دمساز است
تا باب عنایت الهی باز است

از فرش به عرش وز ازل تا به ابد
گلبانگ محمّدی طنین انداز است

  • یکشنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 15:37
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

متن شعر پیامبر اعظم ص بعثت -("اِقْرَاء" كه ميان آسمان ها و كرات) * محمد مهدی عبدالهی

575

متن شعر پیامبر اعظم ص بعثت -("اِقْرَاء" كه ميان آسمان ها و كرات) "اِقْرَاء" كه ميان آسمان ها و كرات
نازل شده است بار ديگر بركات

جبريل امين دسته گلى آورده ست
تقديم رسول مهربانى،"صلوات"

  • یکشنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 15:38
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر پیامبر اعظم ص بعثت -(شب است و شور کسی می کشد مرا بالا) * مجتبی روشن روان

635

متن شعر پیامبر اعظم ص بعثت -(شب است و شور کسی می کشد مرا بالا) شب است و شور کسی می کشد مرا بالا
ترانه خوان جنونم به خاطر لیلا
شب است و باز اسیر نگاه بی خوابم
نشسته ام به ره لطف دیده ای شهلا
شب است و منتظر پیک رحمت عشقم
بیا نسیم کرامت صدا بزن ما را
شب است و هیچ کسی جز نگاه دلسوزت
خبر ندارد از این سینه ی پر از غوغا
شب است و تاب ندارم به جان چشمانت
مسافر شب قدرم دمی نظر فرما
شب است و باز گرفتار جرأت غزلم
هوای رؤیت رویت بود به سر یارا
شب است و دست به دامان پاکی ات هستم
بریز قطره ی اشکی... به حال این رسوا
به تو... محبّت ما را نمی کند اثبات
مگر نوای قشنگ و خدایی صلوات...

سکوت می کنم امشب به احترام لبت
دوباره تشن ه ی نازم کجاست جام لبت
شکر بریز نگارِ عسل دهان د

  • یکشنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 15:47
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

پیامبر اکرم صل الله علیه وآله مبعث -(روئیده به باغ عاشقی یاس امید) * محمد حبیب زاده

500

پیامبر اکرم صل الله علیه وآله  مبعث  -(روئیده به باغ عاشقی یاس امید) روئیده به باغ عاشقی یاس امید
هر شاخه گلش به معنی راه نجات
بر گونه خوش بوی گل محمدی
با دست یدالله نوشته صلوات...

  • یکشنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 17:08
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 مهدی رحیمی زمستان

عید مبعث رسول الله صلوات الله عليه و آله و سلم -(به طرزی آدم از جبریل هم اینبار زد بالا) * مهدی رحیمی زمستان

658

عید مبعث رسول الله صلوات الله عليه و آله و سلم -(به طرزی آدم از جبریل هم اینبار زد بالا) به طرزی آدم از جبریل هم اینبار زد بالا
محمد شد عیار و آدم از معیار زد بالا

عیان شد گوشه ی چشم خدا چون مصطفی آمد
خدا با ذوق آن شب پرده را بسیار زد بالا

خدا فرمود أنالآدم همین که مصطفی را دید
تعجب کرد منصور و سرش از دار زد بالا

عرق از صورت پیغمبر ما بر زمین افتاد
تمام دشت شاخه گل شد و از خار زد بالا

شعاع نور را تا قبل از این در چهره مخفی داشت
محمد مصطفی شد نور از دستار زد بالا

خدا گرچه پیمبر را دوتا رکعت به زیر آورد
ولی قد بنا یک لحظه از معمار زد بالا

در آن شب بارها حرف علی و بچه هایش شد
امامت از نبوت بعد از این دیدار زد بالا

علی تا قبل از این با هر پیمبر بود در پنهان
علی جلوه نمود اینگون

  • یکشنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 19:55
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 مهدی رحیمی زمستان

متن شعر عید مبعث رسول الله صلوات الله عليه و آله و سلم -(إقرأ باسمِ پس جملات آفریده شد) * مهدی رحیمی زمستان

647

متن شعر عید مبعث رسول الله صلوات الله عليه و آله و سلم -(إقرأ باسمِ پس جملات آفریده شد) إقرأ باسمِ پس جملات آفریده شد
میزان به سجده رفت صراط آفریده شد

جبرییل چید با نظر وحی رج به رج
انسانی از تمام جهات آفریده شد

خُلق و مرام و عاطفه را چید روی هم
مجموعه ی تمام صفات آفریده شد

با سیزده ستاره به پشت رسول ما
امشب ستونی از فقرات آفریده شد

پلکی زدی و گفت خداوند یا رسول
با گفتن خدا صلوات آفریده شد

از متن چشم های سیاهت بدون شک
مفهوم سُرمه اصل دوات آفریده شد

وقتی که خنده ی عربی ات ردیف شد
شاخه به شاخه شاخه نبات آفریده شد

کشتی نوح چیست؟ که در عصر این رسول
کشتی بی بدیل نجات آفریده شد

موسی به نیل داده شد و پس گرفته شد
اما عمو برای فرات آفریده شد

خضر نبی به چشم خودش دید از لبِ
تیر سه

  • یکشنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 19:56
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر حضرت رسول اکرم (ص) -(والاتر از هر آنچه که والا پیامبر) * احمد حسین پور علوی

786

متن شعر حضرت رسول اکرم (ص) -(والاتر از هر آنچه که والا پیامبر) والاتر از هر آنچه که والا پیامبر
ساحل علیست حضرت دریا پیامبر

آغوش امن آمنه را چون بهشت کرد
وقتی که پا گذاشت به دنیا پیامبر

قد می کشید رو به افق های دور دست
در دامن حلیمه وصحرا پیامبر

مثل مسیح بود که تابید وجلوه کرد
در چشمهای خیس«بحیرا»پیامبر

شد جایگاه آمد ورفت فرشتگان
رونق گرفت غار حرا با پیامبر

«اقرا بسم ربک» را جبرئیل گفت
وقتی که بود غرق تماشا پیامبر

بعد از چهل بهار به بعثت رسیده بود
بشکوه وعاشقانه وزیبا پیامبر

این مرد برگزید ترین مرد عالم است
خاتم نبوده هیچ کس الا پیامبر

لبریز از تصور معراج جبرئیل
مبهوت در «دنی' فتدلی'» پیامبر

تنها پناه مردم محروم از بهشت
تنها امید آدم وحوا پیامبر

  • یکشنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 20:02
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

بعثت پیامبر اعظم(ص) -(ابتدای خلقت ما از علیست) * محمود ژولیده

1099

بعثت پیامبر اعظم(ص) -(ابتدای خلقت ما از علیست) ابتدای خلقت ما از علیست
نیز اصل طینت ما از علیست

ما ز کَرَّمنا کرم دریافتیم
در حقیقت عزت ما از علیست

از محمد بعثت اسلام شد
آری آری بعثت ما از علیست

صنعت دست علی هستیم ما
هستی ما، صُنعتِ ما از علیست

ربّ ما، ربّ جلی ربّ علیست
لاجرم تربیّت ما از علیست

سوره اخلاص خود باشد گواه
کُنه ذات فطرت ما از علیست

معنی ارکان کل شییء چیست
رکنِ رُکنِ مکنت ما از علیست

ما که از لطف قدیم احسان شدیم
نسل، نسل قدمتِ ما از علیست

کار ما از روز اول عاشقی
شک مکن این عصمت ما از علیست

چیست هبنی لاِبتداء نعمتک
بخشش هر نعمت ما از علیست

"از علی آموز اخلاص عمل"
بر فقیران خدمت ما از علیست

بر جمال ما نوشته یا علی
صورت

  • پنج شنبه
  • 14
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 20:05
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 محمد قاسمی

مبعث رسول اکرم (ص) -(از عرش آمدند ملائک به خدمتش) * محمد قاسمی

705

مبعث رسول اکرم (ص) -(از عرش آمدند ملائک به خدمتش) از عرش آمدند ملائک به خدمتش
تنها به قصد عرض ارادت به حضرتش

حالا در امتداد مسیر پیمبریش
می آید از حرا پی اظهار بعثتش

از لحظه ی الست که نه پیشتر از آن
بر شانه اش خدا زده مهر نبوّتش

او خاتم تمامی پیغمبران شده ست
پس ختم هرچه خیر بوَد در رسالتش

بوی گلاب ناب زمین را گرفته است
آری نشسته دُرّ عرق روی صورتش

افتاد کوه نور به سجده مقابلش
تا دید جلوه می کند این سان أُبُهّتش

در شرح بندگیش چها می شود نوشت ؟
جایی که می رسد به خدایش هویّتش

پیش از ظهور رحمت کُلیّه اش به دهر
کِی شاه می نشست کنار رعیّتش ؟

یک دم زبان به شکوه گری وا نمی کند
هرچند می کنند دمادم ، اذیّتش

کوثر رسیده است به او پس مشخّص است
نن

  • یکشنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 20:52
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

مبعث حضرت محمد(ص) -( مژده ای دل که شب بعثت طاها آمد) * ناشناس ؟؟؟

752
1

مبعث حضرت محمد(ص) -( مژده ای دل که شب بعثت طاها آمد) مژده ای دل که شب بعثت طاها آمد
جان و روح دگری بر تن دنیا آمد

باز ماه رجب از عطر معطر گشته
به خدیجه برسان یار ، پیمبر گشته

شب همان شب که جهان غار حرا را می دید
چشم افلاک ، تجلّیِ خدا را می دید

محور دین خدا مرکز اسرار سلام !
اشرف ارض و سما سیّدِ ابرار سلام !

لشگر حزب خدا را سر و سردار تویی
پدر فاطمه دلداده ی دادار تویی

آمدی تا که شوی گرمی بازار خدا
قم فأنذر که شده پر ز جهالت دنیا

از شما ریشه گرفته است تمام اخلاق
اصل بعثت به همین بود ، سفیر رزّاق !

ای رسولی که همه حرف دِلَت قرآن بود
دختر پاک شما عالمه ی دوران بود

بیست و سه سال زدی دم ز علی یا احمد
گشته مداح شما رب جلی یا احمد

در شب بعثتت ای منشأ خیر و برکات
می فرستم به جمال و به جلالت صلوات
شاعر:علی ساعتچی خورشید

  • یکشنبه
  • 5
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 15:45
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

سبک سرود مبعث رسول اکرم(ص) -(عاشق تو تا ابد میمونم...) * مصطفی مداح

1021

سبک سرود مبعث رسول اکرم(ص) -(عاشق تو تا ابد میمونم...) عاشق تو تا ابد میمونم
دارم از عشقت از ازل میخونم
دشمنم شه اگه تموم عالم
من دلم به تو خوشه آقای مهربونم

دریا دریا.....آقا آقا
زیبا زیبا.....آقا آقا
لیلا لیلا...‌‌‌...آقا آقا
ای بی همتاااااااا

آرزومی ، آبرومی ، ثانیه ثانیه پیش رومی

بند دوم

عرش اعلا توو غار حراته
آسمونا خاک کف پاته
من کیم که بگم عاشقت هستم
مرتضی وقتی یکی از عاشقاته

دنیا دنیا.....آقا آقا
عقبا عقبا......آقا آقا
بالا بالا.....آقا آقا
آقا آقاااااااااا

مه جبینی ، بهترینی ، تو خدایی ولی رو زمینی

بند سوم

شادی تو توو خنده ی زهراس
قلب پاکت آکنده ی زهراس
افتخارم اینه که از کوچیکیم
میگن این نوکرِ بنده ی زهراس

اول و آخر.....مادر مادر
سوره ی کوثر‌.....مادر مادر
عشق پیمبر...‌..مادر مادر
دلبر حیدر

دلبرم باش ، مادرم باش ، تا ابد سایه ی رو سرم باش

  • سه شنبه
  • 19
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 13:42
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

سبک سرود مبعث پیامبر اعظم(ص) -(غار حرا، پره از نور خدا...) * امیرحسین سلطانی

697

سبک سرود مبعث پیامبر اعظم(ص) -(غار حرا، پره از نور خدا...) بند اول

غار حرا،پره از نور خدا
غار حرا،شنیده این ندا
اقرا بسم ربک الذی خلق

غار حرا،شروعه عاشقی
قم یا احمد،تویی که لایقی
اقرا بسم ربک الذی خلق

مبارکه ردای بعثتت
یا محمد یا رسول الله
مبارکه به ما ولایتت
یا محمد یا رسول الله

حبیبنا،رسول اکرم
نبینا،نبی اعظم
صلوا علیه و آله و سلم

یا رسول الله۳مدد یا رسول الله

بند دوم

بخون که تو،خیرالبشری
برای خلق،تویی که رهبری
اقرا بسم ربک الذی خلق

بخون که تو،پناهِ عالمی
بر انبیا،سری و خاتمی
اقرا بسم ربک الذی خلق

تاج سرِ خلایقی شما
یا محمد یا رسول الله
حبیب ما‌ محبوب خدا
یا محمد یا رسول الله

حبیبنا،رسول اکرم
نبینا،نبی اعظم
صلوا علیه و آله و سلم

یا رسول الله۳مدد یا رسول الله

بند سوم

اینَک تویی،صاحبه کتاب
بیا و بر پا کن انقلاب
اقرا بسم ربک الذی خلق

بیا بگو،از دین خدا
دم بزن از،علیِ مرتضی
اقرا بسم ربک الذی خلق

بگو به خلق،حیدره ولی
یا محمد یا رسول الله
بگو که هست،حق با علی
یا محمد یا رسول الله

علی علی،علیُ اعلا
علی علی،علی یا مولا
عیدی بده به ما نجف و کربلا

یا علی مولا۳ مدد یا علی مولا

  • چهارشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 09:27
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

سبک سرود مبعث پیامبراکرم(ص) -(اومد از غار حرا، تلألؤ هل أتی...) * خادم الزینب

627

سبک سرود مبعث پیامبراکرم(ص) -(اومد از غار حرا، تلألؤ هل أتی...) اومد از غار حرا تلألؤ هل أتی
خاتم الانبیا خاتم الانبیا
داره از لباش میباره آیه های خدا
قدر و شمس و ضحی ،قدروشمس و ضحی
رحمت للعالمین اومد از غار حرا
اومده مصطفی اومده مصطفی

هرچی توون داری بگو احمد بگو احمد
تا وقتی جون داری بگو احمد بگو احمد
عشق و جنون داری بگو احمد بگو احمد

مدد رسول الله ، رسول الله ، رسول الله

بند دوم

هرکی باور داره مصطفی رسول خداست
رهبرش علیه رهبرش علیه
گفته مصطفی کسی که من پیمبرشم
سرورش علیه سرورش علیه
شهر علمه نبی و همه میدونن اینو
که درش علیه که درش علیه

هرکی مسلمونه بگه حیدر ، بگه حیدر
با دین و ایمونه بگه حیدر بگه حیدر
باعلی هم خونه بگه حیدر بگه حیدر

مدد رسول الله ، رسول الله ، رسول الله

بند سوم

دل من پر از شراره های عشقیه که
منشأش علیه منشأش علیه
همونی که تو تموم آیه های خدا
ماه منجلیه ، ماه منجلیه
هرکی شیعست خدارو شکر بکنه که علی
سرور و ولیه سرور و ولیه

هرکی خاطر خواشه بگه حیدر،بگه حیدر
مدیون آقاشه بگه حیدر ، بگه حیدر
عاشق زهراشه بگه حیدر بگه حیدر

علی ولی الله ، ولی الله ولی الله

  • چهارشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 10:19
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

بعثت پیامبراکرم(ص) -(مرا امشب رها کرده است بر بال دعا احمد...) * رضا دین پرور

660

بعثت پیامبراکرم(ص) -(مرا امشب رها کرده است بر بال دعا احمد...) مرا امشب رها کرده است بر بال دعا احمد
که اینگونه شده ذکرم میان ربنا احمد

به دور سجده هایش کعبه می گردد نمی دانم
چه دیده از خدای خود در این غار حرا احمد

خدا را در صفات اعظم خود دیده یک چله
تجلی میکند من بعد، از ذات خدا احمد

چهل سال است جبریل امین در پشت درمانده
تکلم می کند حالا میان طور با احمد

نباید گفت نور و فوق کل نور جایی که
ندارد در میان آسمان هم ردپا احمد

نمی خوانیم احمد را بدون ذکر یا الله
نمی گوییم بسم الله را بی اذن یا احمد

صدا از عالم بالاست از حیدر الی حیدر
نمی بینیم در افلاک جز احمد الی احمد

نمی دانم به معشوقش کنم تشبیه یا عاشق
علی وقتی که می گوید به سلمان، کُلُّنا احمد

نمی خوابد کسی در جای احمد جز علی یعنی
ندارد جانشینی بعد خود جز مرتضی احمد

شدم در قاب قوسین چهار ابرو چه سردرگم
نفهمیدم کجای شعر علی بود و کجا احمد

برای دیدن شان نزول فاطمه بوده
تنزل کرده در دنیا اگر از ابتدا احمد

اذان سر می دهند از عرش، با نام علی اکبر
تجلی می کند هربار در کرببلا احمد

بُرش دادند شاید خرد گردد آینه اما...
فقط تکثیر می کردند از آیینه ها احمد

  • چهارشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 17:06
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

سرود عید مبعث، سیدرضا نریمانی -(شب شب یاره، شب دلداره...) *

784

سرود عید مبعث، سیدرضا نریمانی -(شب شب یاره، شب دلداره...) شب شبِ یاره ، شب دلداره
شب پیغمبری احمد مختاره
شب شادیِ ، عالمین اومد
شب آقایی جد الحسنین اومد

عشق پاک رسول‌الله
شده با دلم صمیمی
بزار تا صفا کنیم باز
ما با این شعر قدیمی

ماه فرو ماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس‌است و آل محمد

خدا نوشته به روی دلا اباالزهرا
سلام ما به حبیب خدا اباالزهرا

?"صلواتٌ‌صلواتٌ،صلواتٌ‌صلواتٌ
صلوات صلوات علی محمد"

بگو جانانه ، شب ایمانه
شب میلادیه‌ی کتاب قرآنه
آسمونی‌ها هم هوایی شن
همه‌ی اهل جهان گرم گدایی شن

داره از جاذبه‌های
یه نور منجلی میگه
رسول خدا هم امشب
با خدا یاعلی میگه

شده نوای همه انبیا اباالزهرا
پدر بزرگ شهِ کربلا اباالزهرا

?"صلواتٌ‌صلواتٌ، صلواتٌ‌صلواتٌ
صلوات صلوات علی محمد"

یاعلی میگم ، تا سحر برلب
خوش‌به‌حال اونایی که مشهدن امشب
عاشقا باید ، با علی باشند
شب مبعث زائرای یه علی باشند

از آقا میخوام که هرسال
دیگه صحنشو ببینم
شب مبعث رو به زیرِ
ایوون نجف بشینم

من آمدم به جهان ذکر یاعلی گویم
همیشه نعره‌زنان ذکر یاعلی گویم
جنازمو میبرن وادی‌السلامِ علی
علی امام من است و منم غلام علی

  • چهارشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 21:29
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

بعثت حضرت رسول مهربانیها حضرت ختمی مرتبت(ص ) * مرتضی محمودپور

483

بعثت حضرت رسول مهربانیها حضرت ختمی مرتبت(ص ) بعثت حضرت ختمی مرتبت
محمد مصطفی (ص)

مدح نبی گفتن برای من محال است
غار حرا دریا نور لایزال است
هرچیز غیر از وحی اینجا قیل و قال است
جبریل در پیش نبی بشکسته بال است
جز عشق رب العالمین هر عشق نهی است
اقرء بسم ربک تنزیل وحی است

آزاده گان هر دو عالم مست احمد
کل تمام انبیا پابست احمد
حیدر شده زامر خدا پیوست احمد
دست خدا پیوسته باشد دست احمد
ز امر خدا مبعوث شد تا بر رسالت
ذرات عالم از وجودش در هدایت

غار حرا شد جلوه گاه نور توحید
تابیده بر روی نبی انوار امید
درسجده بود احمد که این انوار را دید
صوت ملائک را محمد تا که بشنید
افتاد بر خاک و جهان تابنده کرده
کل عوالم را ز خود شرمنده کرده

جبریل گفتا اقرء اقرء یا محمد
این وحی از سوی خدای حی سرمد
پیغام داده نیک پیغامی که احمد
صلوا علیه بر مقامت باد بیحد
امروز بر عالم تو ختم المرسلینی
در بارگاه قرب حق مسند نشینی

لولاک در شان تو گفته حی دادار
در لشکرت حمزه بود میر و علمدار
پروانه ی شمع وجودت گشته طیار
یوسف به عشق دیدنت رو سوی بازار
آیینه ی نوری و نورت منجلی شد
هستی پیمبر جانشین تو علی شد

  • چهارشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 23:21
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

مبعث حضرت محمد(ص) -(نزهت خلد برین صفای محمد) * محمد عابد

472

مبعث حضرت محمد(ص) -(نزهت خلد برین صفای محمد) نزهت خلد برین صفای محمد
فیض جمال اللهی لقای محمد

کرد خداوندگار عالم و آدم
خلقت کون و مکان برای محمد

در شب معراج، سدره از سر اخلاص
بوسه تکمیل زد به پای محمد

دست عنایت زِ جیب لطف درآمد
شقه گشا گشت از لوای محمد

از همه کون و مکان، کسی نشناسد
قدر محمد به جز خدای محمد

پرتو حق کرد در جهان متجلی
آیینه روی حق نمای محمد

بدر زِ حسرت شود هلال، که خود را
حلقه کند بر در سرای محمد

روز ، نشانی زِ آفتاب جبینش
شب، اثر از زلف مشک سای محمد

مجد و جلال و وقار و شوکت و حشمت
یافته نشاءت زِ کبریای محمد

هر چه صدا، می شود خموش و نماند
در همه هستی به جز صدای محمد

از همه انبیا قبای لع مرک
راست نه ، جز به قد رسای محمد

رفت به راهی که روح هم نتوانست
رفتن آن راه پا به پای محمد

نغمه جاءالحق است صیت ظهورش
شور هوالله بود ندای محمد

جز به حریمش جبین عجز نساید
هست (محمد) بلی گدای محمد

  • سه شنبه
  • 9
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 11:15
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مبعث حضرت محمد(ص) -(عاشقان چون بر در دل حلقۀ سودا زنند) * فخرالدین عراقی

478

مبعث حضرت محمد(ص) -(عاشقان چون بر در دل حلقۀ سودا زنند) عاشقان چون بر در دل حلقهء سودا زنند
آتشِ سودای جانان در دلِ شیدا زنند

تا به چنگ آرند دردَش دل به دستِ غم دهند
وَر به دست آید وِصالش جان به پشتِ پا زنند

از سرِ خوانِ دو عالم بگذرند آزاد وار
سنگِ آزادی برین نُه کاسهء مینا زنند

از سرِ مستی همه دریای هستی در کشند
چون بترسند از ملامت خیمه بر صحرا زنند

بگذرند از تیرگی در چشمهء حیوان رسند
دمبدم بر جان و دل آن جامِ جان‌ اَفزا زنند

چون به آبِ زندگی لب را بشویند خضر وار
بوسه بر خاکِ سرای خواجهء بطحا زنند

رحمت عالم، رسول الله، آن کُو قدسیان
بر درش لبیکِ اوحی الله ما اوحی زنند

آن شهنشاهی که بهرِ اِعتصامِ اَنبیا
عقدهء فتراک او از عروةالوثقی زنند

در ازَل چون خطبهء او والضحی اِملا کند
نوبتش زیبد که سبحان‌ اَلذی اَسری زنند

چون بساطِ قُرب او از قاب قوسین اَفگنند
رایت اِقبال او بر اوجِ او اَدنی زنند

طرهء مشکین عنبر پاش از یاسین چنند
حلقهء روی بهشت آساش از طاها زنند

تا نسوزد آفتاب از پرتوِ نُور رُخش
سایبان از ابر بر فرقِ سرش در وا زنند

شمه‌ ای از طیبِ خُلقش در دَم عیسی نهند
وز فروغِ شمعِ رویش آتشِ موسی زنند

هشت بُستانِ بهشت از شبنم دستش خورند
نُه حبابِ چرخِ قبه هم در آن دریا زنند

برتر از کُون و مکانِ کعبه است یعنی در گهش
هشت قصرِ کاینات از خاکِ او مُلجا زنند

چون بُود دریُم دستش منبعِ آبِ حیات
سنگ ریزه هم درو گویا شود اَر وا زنند

دو کمان از یک سپر سازند انگشتانِ او
وز لزومش ناوکِ الزام بر اَعدا زنند

از برای آستانِ قدرِ او در هر نفس
صد هزاران خشتِ جان بر قالبِ تنها زنند

خیمهء اطلس برای دودگیرِ مَطبخش
بر سرِ این هفت طاق آینهء سیما زنند

مرکبِ او شیهه بر میدانِ علیین کشند
موکبِ او خیمه بر نُه طارمِ خضرا زنند

مشعله داران کویش هر مهی ماهی کنند
سایبانِ در گهش زین مهر چتر آسا زنند

گر چه نگرفت از جهان زر، خاک بیزانِ درش
تودهء زَر در رهِ خورشید زَر پالا زنند

چاکران او بدون حقّ فرو نارند سر
بندگانِ او قدم بر اوُلی و اُخری زنند

خاصگانِ او ندیمِ مجلسِ خاصِ قدم
با چنین نسبت کجا دَم زآدم و حوا زنند

دوستیّ حقّ نیابی در دلی بی‌دوستیش
مهر مهرِ او و مهرِ حقّ همه یکجا زنند

هر که او را دوست‌ تر از خود ندارد رانده‌ ای است
وَر چه دارد یک جهان طاعت به رویش وا زنند

وَر همه عالم گنه دارد، چو او را دوست داشت
خمیهء جاهش درونِ جَنت‌ الماوی زنند

هر که او دعوی بینایی کند بی پیرویش
رَهروانش خاک در چشمِ جهان پیما زنند

چون (عراقی) پیرو او شد سزد گر روزِ حشر
خیمهء قدرش وَرای ذروهء اعلا زنند

  • دوشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 16:02
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مبعث پیامبر اکرم -(غار حرا قطعه ای از سرزمین عشق) * طائر اورنگی

1106

مبعث پیامبر اکرم  -(غار حرا قطعه ای از سرزمین عشق) غار حرا قطعه ای از سرزمین عشق
اندر در آن نشسته کسی در کمین عشق

پیک خدا رسانده جواز نبوتش
آن مکه زاده ای که شد از حق امین عشق

نخل چهل ساله تقوا به بر نشست
گشته محمد ص عربی نازنین عشق

بنگر که جلوه گر شده از داخل حرا
بنگر رسولی که شده بی قرین عشق

یکصد هزار بیش بود انبیا ولی
حک شد بنام نامی احمد جبین عشق

انس و ملک ساجد جاه و مقام او
شمس و قمر بنده صورت مهین عشق

طائر هر آنکه زمزمه اشهدین کرد
باشد میان خلق جهان سرترین عشق

طائر اورنگی

  • پنج شنبه
  • 5
  • اسفند
  • 1400
  • ساعت
  • 05:25
  • نوشته شده توسط
  • طائر اورنگی
ادامه مطلب

شد قلبمان مسرور، إقرأ باسم ربّکْ * مرضیه عاطفی

841

شد قلبمان مسرور، إقرأ باسم ربّکْ شد قلبمان مسرور، إقرأ باسم ربّکْ
شد عیش؛ جفت و جور، إقرأ باسم ربّکْ

ختم الرُسُل شد انتخاب از جانب حق
جبریل شد مأمور، إقرأ باسم ربّکْ

تا در حرا نوبت به آیاتِ «علق» شد
شد ذکر کوه طور، إقرأ باسم ربّکْ

پوشانده شد رخت رسالت بر محمد(ص)
در هاله ای از نور، إقرأ باسم ربّکْ

با صوت زیبایت بخوان! پیغمبری کن
چشم حسودان کور، إقرأ باسم ربّکْ

تا گُر بگیر بولهب؛ تا اینکه باشی-
از شرّ شیطان دور، إقرأ باسم ربّکْ

لات و هبل را ریشه کَن کن! دختران را
آزاد کن از گور، إقرأ باسم ربّکْ

باید بخوانی! چونکه از پروردگارت
صادر شد این دستور، إقرأ باسم ربّکْ

امشب به عشقِ بعثتِ تو کنج قران
این آیه شد منظور، إقرأ باسم ربّکْ!

  • دوشنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1400
  • ساعت
  • 14:20
  • نوشته شده توسط
  • مرضیه عاطفی
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

رباعی توسل به نبی مکرم اسلام به بهانه مبعث پیغمبر اکرم(ص) * مرتضی محمودپور

1482
3

رباعی توسل به نبی مکرم اسلام به بهانه مبعث پیغمبر اکرم(ص) السلام علیک یارسول‌الله

هر وقت که غم به سینه‌ها جا میشد
یا اینکه دلم غرق تمنا میشد
یک لحظه توسل به نبی میکردم
با نام محمد گره‌ها وا میشد

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • سه شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1400
  • ساعت
  • 01:16
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

رباعی ذکر صلوات...به بهانه بعثت پیامبر مهربانیها (صلی الله علیه و آله و سلم) * مرتضی محمودپور

615
1

رباعی ذکر صلوات...به بهانه بعثت پیامبر مهربانیها (صلی الله علیه و آله و سلم) به مناسب مبعث
پیامبر مهربانیها(ص)

از شدت معصیت چو برگی زردم
تا تکیه به درگاه الهی کردم
بشنیده‌ام از کنگره‌ی عرش که گفت
ذکر صلوات است دوای دردم

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • سه شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1400
  • ساعت
  • 02:11
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

بعثت رسول اکرم ص -(خوش بودم از آن مژده که از سوی خدا بود) *

466

بعثت رسول اکرم ص -(خوش بودم از آن مژده که از سوی خدا بود) #بعثت_رسول_اکرم_ص

خوش بودم از آن مژده که از سوی خدا بود
هاتف به سرِ ماذنه در بانگِ رسا بود

صبحی که طلوعش به جهان بوده مبارک
تفسیرِ علق زمزمه ی غارِ حرا بود

خورشید سر از کعبه ی توحید درخشید
وقتِ سحر و آن همه الطاف کجا بود

دستانِ نیازم به درِ خانه ی معشوق
آن لحظه مرا حالِ خوش و عطرِ دعا بود

آمد به مشامم ز حرا رایحه‌ای پاک
کز هر نفسش جامِ خوشِ آبِ بقا بود

از خاک رسیدم به سرِ عالمِ افلاک
آن نغمه ی ناز از نفسِ باد صبا بود

تا سر به رهِ حضرتِ معشوق نهادم
من غرقِ تمنا شد و او دستِ عطا بود

مدهوش شدم این صله از هیبتِ رویش
در جلوه ی لبخند لبش بس که صفا بود

قربانِ جمالش که مرا وصفِ بیان نیست
رخشنده تر از آینه ی شمس وضحی بود

خرّم شدم از رویتِ مسعودِ رُخِ یار
آن بختِ همایون که به سر سایه ی ما بود

تا کامروا گشتم از آن ساقیِ رحمت
هر جرعه زدم باده‌ی آن کامِ شفا بود

این طالعِ فرخنده مرا موهبتی بس
آن روی خدا یا که همان بختِ هما بود

گلبانگ سروش آمده از ساحتِ قدسی
مدحِ نبوی هلهله ی ارض و سما بود!

#دوشنبه_۹_۱۲_۱۴۰۰
#هستی_محرابی

  • سه شنبه
  • 23
  • فروردین
  • 1401
  • ساعت
  • 16:09
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

بعثت نبی مکرم اسلام -( سلام ای آنکه یاد تو منّور می کند دل را زنم بوسه به نامت که معطر کرده محفل را) * هستی محرابی

436

بعثت نبی مکرم اسلام -( سلام ای آنکه یاد تو منّور می کند دل را زنم بوسه به نامت که معطر کرده محفل را) #نذر_بعثت_رسول_مهربانیها

سلام ای آنکه یاد تو منّور می کند دل را
زنم بوسه به نامت که معطر کرده محفل را

تو ای عشق مجسّم من چه گویم از مقامت که
خم ابروی تو امشب چه مجنون کرده عاقل را

به فهمِ خود نمی‌دانم که در وصفت غزل گویم
زبانم قاصر است امّا چه سازم آتشِ دل را

نمی کاهد جنونِ عشق اگر از سینه ام هرگز_
دلیلش لطف مهتاب است صبوری داده سائل را

چنان عرضِ ارادت می کنم در محضرت گویی
همیشه من به دستانِ تو حل بنموده مشکل را

به جان می پیچد آن بوی نسیمِ آشنا هر دم
طراوت میدهد دریا کویرِ سختِ ساحل را

تویی عشقم، تویی شورم، تویی آرامشِ جانم
نشانم داده ای هر جا تو راهِ حق و باطل را

چه میشد من کبوتر میشدم امشب به بامِ تو
تو آب و دانه می دادی به این درویشِ کاهل را

منم لبریز از خواهش نگاهم سوی باران است
ز الطافِ تو می بینم عنایت های کامل را

من این اشعار را نذرِ نگاهت می کنم امشب
تو هم از مرحمت حل کن برایم هر مسائل را

اویست میشوم من از قرَن سوی تو باز آیم
نشانِ من بده امشب تو آن نیکو شمائل را

شبِ عیدست عیدی از تو میخواهم کریمانه
کرَم کن از وفا این رو سیاهِ مانده در گِل را

منم هستی و محرابم دو چشمِ نرگسِ مستت
قدم بر دیده بگذار و نما روشن تو محفل را !

#هستی_محرابی
#جمعه_شب_۲۸_بهمن_۱۴۰۱
#بداهه

  • دوشنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1401
  • ساعت
  • 13:59
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد