به دل ها مهر روی یاس داریم
به حب مرتضی احساس داریم
چه باک از دشمنان دین احمد
که ما هم حضرت عباس داریم
- چهارشنبه
- 13
- فروردین
- 1399
- ساعت
- 23:27
- نوشته شده توسط
- محدثه محمدی
به دل ها مهر روی یاس داریم
به حب مرتضی احساس داریم
چه باک از دشمنان دین احمد
که ما هم حضرت عباس داریم
عباس علی، مظهر ابرار خوش آمد
دریایِ ادب، سید الاحرار خوش آمد
امشب به لب اهل ولا این سخن آید
"ای اهل حرم میر و علمدار خوش آمد"
شاعر:علی گلچین پور
زینب بنِگر چه تکیه گاهی دارد
ارباب عجب پشت و پناهی دارد
حق داشت رقیه عاشق او بشود
الحق که عجب عموی ماهی دارد
!
عباس عاشقی است که همتا نداشته
کس تاب درک عاشقی اش را نداشته
محرابِ ابروان ابالفضل قبله است
گیرم که شهر، صحنِ مصلا نداشته
از جای مهرِ روی جبینش مشخص است
شب ها بجز عبادت و نجوا نداشته
علامه بود، آیت حق بود او ولی
نزد حسین، دست به فتوا نداشته
باب الحسین گشته و کس جز طریق او
راهی به سوی منزل آقا نداشته
مدحش همین بس است اگر هم که منصبی
جز نوکری زینب کبری نداشته
خُلق و مرام و معرفتش ارث مادری است
ام البنین به وصفِ ادب تا نداشته
"یا مرتضی علی" رجزش بود وقت جنگ
مثل پدر ز واقعه پروا نداشته
چون رعد، بین جنگ سرِ کفر می زده
یعنی شکار وقت تقلا نداشته
هر کس که سر زده است به کویش نوشته است
در خانه ا
مثل کبوتران که به پر داشتن خوشند
پروانهها به شمع سحر داشتن خوشند
ما زیر پای او جگری پهن کردهایم
امثال ما فقط به جگر داشتن خوشند
آنانکه هیچ در خور نامش نداشتند
نذر قدوم یار، به سر داشتن خوشند
این کیسههای خالی ما سالهاست با
نان از تنور فاطمه برداشتن خوشند
از معجزات مزد کنیزیِ فاطمهست
این نخلها اگر به ثمرداشتن خوشند
تنها اگر پسر شود آوارهی حسین
این مادران به فیض پسر داشتن خوشند
این خانواده که همه خورشید پرورند
حالا تمامشان به قمر داشتن خوشند
با جُرعه مستها همگی یکدلاند و بس
مدیون چشمهای ابوفاضلاند و بس
گاهی بهار با چمنش جلوه میکند
پیغمبرانه در قرنش جلوه میکند
یوسف هوار میکشد و جامه می
در خانه ایی که مادرش ام البنین باشد
باید پسر را خلق و خویی اینچنین باشد
بعد از حسین آمد به دنیا تا بگوید او
باید که رهرو در تقدم آخرین باشد
محصول چشمش بوده از اول حسین جانش
از روز اول قول داده خوشه چین باشد
عباس پیش از پای مولا گام برمی برداشت
تا نزد خورشیدش فقط سایه نشین باشد
باید فرود سروها باشد به آغازش
تا پیش آقایش سر او بر زمین باشد
این صورت افتادهٔ خاموش پیش نور
بردشمن مولاش گوی آتشین باشد
تا پای جان بر جان جانانش مدافع بود
دربین سرداران زینب بهترین باشد
باز آمده ماهی در این خانه نقاب آرید
هر طفل از حیدر که آمد مهجبین باشد
باد نوروزی ز طرْف لاله زار آید همی
وز گلستان نغمهٔ نغز هزار آید همی
گویی از شهر شتا پیک بهار آید همی
مژدهٔ دیدار، از مشکوی یار آید همی
طبع من در این چنین وقتی به کار آید همی
تا سرایم وصف روح افزای آن فرخنده یار
باغ فردوس است گويی كوه و صحرا و دمن
هر طرف روييده اندر گلسِتان سرو و سمن
سوسن و سيسنبر و نسرين و ياس و ياسمن
عندليبان نغمه خوان در دشت و گلزار و چمن
عاشقان را رفته صبر و تاب، از تن همچو من
كز فراق دوست نبوَد در وجود من قرار
لشكر اسپند و دی، از عرصهٔ ميدان گريخت
شهسوار فرودين شيرازه اش از هم گسيخت
شاهد وصل آمد و با عقل، طرح عشق ريخت
باده ی پيروزی ام در ساغر ايام ريخت
مشک عزت ب
بنداول
دِلا وقتِ ميلادياراست2
رسدمژده فصل بهاراست2
ازسَماگُلِ ياس،برجمال عباس،ريزدامشب اي دل
ازلب منادي،بانگِ عشق وشادي،خيزدامشب اي دل
خوش آمدخوش آمداباالفضل.....
بنددوم
مدينه زِرويش منوّر2
به دستش زندبوسه حيدر2
دَرسَراي حيدر،روي ماه دلبر،عاشقانه سَرزد
ماهِ هاشمي بر،روي دست حيدر،طعنه برقمرزد
خوش آمدخوش آمداباالفضل.....
بندسوم
حسينش زندخندهٔ عشق2
كه آمدبَراوبندهٔ عشق2
تُحفهٔ خدايي،يارِباوفايي،دَربَرَش رسيده
چهرهٔ شجاعت،شمسِ روي غيرت،سوي اودميده
خوش آمدخوش آمداباالفضل.....
بندچهارم
جهان ماتِ آن مَه جبين است2
كه بَردست اُمُ البنين است2
امشب هرستاره،ميكندنظاره،ماه هاشمي را
تهنيت به شادي،گويد
امشب قدح پر است و دلم می تپد مدام
مشتاق دلبرم که دهد پاسخ سلام
تا بر دل خمار کند لحظه ای نگاه
عاشق کند مرا و بریزد کمی به جام
امشب اسیر ساقی میخانه گشته ام
آقا سلام حضرت ساقی خوش آمدی
ای آنکه معنی و ره عشقی خوش آمدی
عالم فنا پذیر، همه می روند لیک
هستی تو معنی هُوَ باقي خوش آمدی
از فرط شوق، عاشق و دیوانه گشنه ام
یا صاحب اللوای حسين بن مرتضی
ساقی بچه های حسین بن مرتضی
عالم فدای نام تو آقا ولی شما
آخر شدی فدای حسین بن مرتضی
گفتی اخا فدای تو جانانه گشته ام
ماه منير، نَیِّرِ بر جان ما بشو
نورِ به قلب و عطرِ به ایمان ما بشو
درد فراق يوسف زهرا مرا کُشَد
امشب بیا. مُسبِّب درمان ما بشو
من یا کریم وار پی دانه گشته ام
یا ناصر الأمام، اباالفضل با وفا
ماها، بده تو درس امامت کمی به ما
من گفته ام که نوکرم و الگویم تویی
اما عمل نکرده ام اصلاً چنان شما
من در عمل چرا ز تو بیگانه گشته ام؟
شاعر:حسین خیر خواه
کوه می سازد نگاهِ دلنشینت کاه را
یوسفِ گمگشته کرده با تو پیدا راه را
عشق در ذاتِ تو معنا می کند الله را
ماهِ هفتادو دو تن! شرمنده کردی ماه را
ای دلاور! خوب عهدی با برادر داشتی
جای دست از تیر دستان روی پیکر داشتی
جذبه ی ماهیِ و چشمِ آسمان طنّازِ توست
طایرِ قدسیّ و دل جولانگهِ پروازِ توست
از ولادت تا شهادت زینبت دمسازِ توست
واژه ی باب الحوائج در لقب اعجازِ توست
جایگاهت بس رفیع است و مقامت محترم
می شود در کربلا نامِ تو سقّای حرم
اسوه ی عشق و ادب هستی و تندیسِ وفا
در مقامِ بندگی آیینه ی روی خدا
آمدی ساقی شوی در خیمه ی آلِ عبا
تا بریزد خونِ پاکت در زمینِ کربلا
در لقب سقّا وُ صدّیق، عبدصالح، مستجار
خشمِ سختِ ابروانت مثلِ تیغِ ذوالفقار
هر که کوبیده درِ تو دستِ خالی بر نگشت
در تمامِ عمرِ خود بیچاره و مضطر نگشت
هست بیچاره هر آنکه سائلِ این در نگشت
هر که از عشقت چشیده، عاشقِ دیگر نگشت
نیست روزی که صدایت نشکفد در جانِ ما
ماهِ ما گنجینه ی عشق است در ایمانِ ما
دوست و دشمن نهند انگشتِ حیرت بر دهن
هم علمدار حسین و هم وفادارِ حسن
کربلا همپای ارباب و شهیدِ بی کفن
او که دارد زخم از اهلِ شقاوت بر بدن
در بلا جان داد و امّا بنده ی کافر نشد
تا ابد شرمنده ی روی علی اصغر نشد
عشق در اعماقِ جانش شور و بلوی می کند
چیست در نامش مگر اینگونه غوغا می کند
قفلِ هر چه بسته را با چشمِ خود وا می کند
کورِ مادر زاد را با عشق بینا می کند
بس که نامِ یا ابَاالفضل آفتابِ رحمت است
ماه و خورشید و فلک بر گردِ او در حرکت است
ای خوشا آنکه به لطفِ درگهش امید داشت
در نگاهِ آسمانشِ هم مَه و خورشید داشت
او که از دست حسینش لوحی از تایید داشت
جرعه جرعه عشق را در ساغرِ توحید داشت
تا که تصویرش دلِ آیینه ی آب آمده است
جان او از آهِ طفلان در تب و تاب آمده است!
پاداش ادب،قدر و کمالش بخشید
در چشم فرشتگان،جلالش بخشید
پابوس حسین،چون جدا شد دستش
در باغ جنان،خدا دو بالش بخشید
?"بنداول"?
عباس ابن حیدر،ای یله فاطمه
عباس ابن حیدر،امیره ما همه
عباس ابن حیدر،ای شه علقمه
اباالفضلیم،تا که دنیا دنیاست
رایت عباس،تا به عرشه اعلاست
شدم آقااسیرت،هستم عمری فقیرت
آرزومون شهادت،آخر توی مسیرت
جانم مولااباالفضل
* * *???
?"بنددوم"?
قاسم ابن الحسن،ای یله مجتبی
قاسم ابن الحسن،اشبه المرتضی
قاسم ابن الحسن،مثل مصطفی
اهله کرامت،مثله باباش حسن
ذکره جنون و،مستیه سینه زن
قاسم ماهه منیرم،هستی نعم الامیرم
ان شاالله عاقبت،تو خیمه گاه بمیرم
قاسم،ابن المجتبی
* * *???
?"بندسوم"?
بی بی جان رقیه،سائله هر شبم
بی بی جان رقیه،ذکره تو بر لبم
بی بی جان رقیه،نوکره زینبم
بنت الحسینی،عشقه عالمینی
اذنه وروده،بین الحرمینی
بی بی رقیه عشقم،روضت تکلیفو مشقم
مقیمه زینبیه،کلبه کوی دمشقم
بی بی جانم رقیه
* * *???
بند اول
بر پا کنید نوکرا علم رو
که اومد از راه،میرِعلمدار
دم بگیرید ای،اهل حرم...رو
بگید که اومد،سید و سالار
مژده بدید که اومده
از آسمون ماه رو زمین
داره میتابه نورش از
رو دامنه ام البنین
اومده سرباز حسین
سردار ممتاز حسین
داداشِ جانباز حسین
آقام ابالفضل
عشقه دل اهل ولاست
سقای دشت کربلاست
خدای غیرت و وفاست
آقام ابالفضل
آقام ابالفضل مددی
?️بند دوم
اومده اونکه،تا به شریعه
رفت و نزد لب،به آب دریا
همه وجودش،نذر حسینه
از موقعی که،اومد به دنیا
مطیع امر ولیه
نافذ و هوشیار و بصیر
اونیکه کوهِ ادبه
پیشه حسینه سر به زیر
صاحب اصل و نسبه
شجاع قوم عربه
قرار قلب زینبه
آقام ابالفضل
به حیدره نور دو عین
ماهارو برده زیر دِین
یا کاشف الکرب الحسین
آقام ابالفضل
آقام ابالفضل مددی
( از عشق همیشه مست مستم
من حیدریم قلندر هستم )2
ابروی خم یار کمونه ، کمونه
تیر مژه اون کرد نشونه، نشونه
جام آخرش جام جنونه
(دلی که سرمست (ابالفضله)2
نوکر پابست (ابالفضله)2
حسین برادر (ابالفضله)2
پس عیدی دست (ابالفضله)2 ) 2
( پیش قدم هاش سر بگذارید
اومد علمدار ، علم بیارید ) 2
مدار فلک در نگاشه
کل هستی زیر پاشه ، عالم فداشه
(سیدنا( یا ابوالفضل) 3 آقام ابوالفضل)2
(بوی گل یاس و کف العباس
حرم عباس و اشجع الناس )2
( دلم اسیر دام حسینه
کبوتر بین الحرمینه ) 2
کبوتر دل از تو سینه
پر کشیده راهی صحن باصفاشه
چشای پر از ابر و بارون
اشک گلگون ، کاسه ی سقاخونه هاشه
(سیدنا( یا ابوالفضل) 3 آقام ابوالفضل)2
دارم این ترانه بر لب
مست آفرینش امشب ،می کنه هنر نمایی
چشم من شبیه چشمه
یار اومد به صد کرشمه ،با لطافت خدایی
اروم و قرارم تا ابوالفضله
سر و کارم با ابوالفضله
نوشته ی روی مزارم یا ابالفضله
من و هوای میخونه
لبا رو لب پیمونه
خرابم ازین عاشقی
منه دیونه ی دیوونه
خوش به حال اون که وسط میخونه بمیره2
مست مست مسته مستم یکی زیر بغلم و بگیره
یا حسین .
جام پر از باده میگه، ابا الفضل
هر نخ سجاده میگه، ابا الفضل
دلم چقدر ساده میگه، ابا الفضل
عاشق دلداده میگه، ابا الفضل
ارباب آزاده میگه، ابا الفضل
هر کسی افتاده میگه، ابا الفضل
کوه که ایستاده میگه، ابا الفضل
حسین رضا زاده میگه، ابا الفضل
صاحب پرچما کیه، ابا الفضل
منا کیه، ابا الفضل صفا کیه، ابا الفضل
دلبر دلبرا کیه، ابا الفضل
به درد آشنا کیه، ابا الفضل
عزیز مصطفی کیه، ابا الفضل
مظهر مر تضی کیه، ابا الفضل
همدم مجتبی کیه، ابا الفضل
مالک کربلا کیه، ابا الفضل
زمزمه همه کیه، ابا الفضل
به عرش قائمه کیه، ابا الفضل
وکیل محکمه کیه، ابا الفضل
امیر علقمه کیه، ابا الفضل
سرود و زمزمه کیه، ابا الفضل
تیغ هزار دمه کیه، ابا الفضل
تمام عالم می خونه، ابا الفضل
نقش ی پرچم می خونه، ابا الفضل
چشمه زمزم می خونه، ابا الفضل
دلم دمادم می خونه، ابا الفضل
مهدی توی غم می خونه، ابا الفضل
اشکای نم نم می خونه، ابا الفضل
ارباب آزاده میگه، ابا الفضل
کوه که ایستاده میگه، ابا الفضل
میاره جبرئیل خبر
نداره غصه ها اثر
آهای نوکرا زود بیاین
به دنیا اومده قمر
خدای هیبت قدم گذاشته رو زمین
چقد شاده حضرت امیرالمؤمنین
به این دست و بازوی قشنگ ماشالله
باید همه بهش بگن یل ام البنین
شب نور خداست
شب اهلِ دلاست
شب میلاد ساقی دشت کربلاست
ـــــــــــــــــــــــــ
(مدد یاابالفضل)
ـــــــــــــــــــــــــ
#بنددوم
ابالفضل ماه خوش ضمیر
ابالفضل شاه بی نظیر
با اینکه عشق عالمه
جلو اربابه سر بزیر
توی ایثار و ادب دلاور مرده
جلو یل های عرب چقد خونسرده
با اینکه میترسن همه از خشم او
ولی پیش (زینب_مولا_ارباب) سرشو خم کرده
ارادت رو ببین
یل ام البنین
کپی برابرِ اصلِ امیرالمؤمنین
ـــــــــــــــــــــــــ
(مدد یاابالفضل)
ـــــــــــــــــــــــــ
#بندسوم
ابالفضل ذکر رو لبه
ابالفضل اصل مطلبه
از امشب تا به کربلا
قرار قلب زینبه
به دشت کربوبلا ابالفضل ساقی
شکوه رزمش الی الابد هست باقی
علم در دستان او چه برقی میزد
شده کابوس همه یلانِ عراقی
علمدار عباس
سپهدار عباس
همه،جهان رو از بلا نگه دار عباس
ـــــــــــــــــــــــــ
مدد یاابالفضل
ـــــــــــــــــــــــــ
۲۵ اسفند ۱۳۹۹
مستِ دلم که دلدار اومده
رایحۀ خوشِ یار اومده
پشت درِ خونۀ علی
ببین چقدر گرفتار اومده
گل پسرِ حیدر کرار اومده
قرص قمر، ماهِ شب تار اومده
پاشید علم کِشا برید زیر علم
بدید علامت که علمدار اومده
چه علمی داره ، به به
چه حرمی داره ، به به
تو حرمِ اباالفضل ، از کرمِ اباالفضل
ارمنی هم شفای بچشُ گرفت،پا علم اباالفضل
پا علمت ، (دلم گیره) 3
رهاش نکن ، (که میمیره)3 }2
مولانا یا اباالفضل .....
• •••
پشت درِ حرم نشستمُ
باز اومدم بگیری دَستمُ
فقط نگات میچسبه به دلم
بیا بخر دل شکستمو
سنگ سیاهُ با نگات دُرّ میکنی
دستای خالیمُ ازش پُر میکنی
وقتی ضریحت رو به رُخ میکشونی
نون بهشتُ داری آجر میکنی
چه علمی داره به به ...
چه حرمی داره به به ...
اسم حماسه عباس
علی خلاصه عباس
وقتی قدم میزنی میگن حیدرِ
توی لباس عباس ....
مولانا یا اباالفضل .....
به خدا دنیارو نمیخوام بی اباالفضل
جنت الاعلا رو نمیخوام بی اباالفضل
بر سر زلفش اسیرم
من غلام و او امیرم
دلخوشه روزی هزار بار
من اباالفضلی بمیرم
کسی همتاشو ندیده نه ندیده نه شنیده چون خدا تنها تو عالم یه اباالفضل آفریده
فدای اصل و نصبش فدا
باب الحوائج یکی از اون هزار تا لقبش
عموی سادات فدای چشمات
دیگه نمیاد رو دست دستات
اباالفضل دلاوری تو بهترین برادری (فدای اصل و نصبت فدا وفا و ادبت)
باب الحوائج یکی(از اون هزار تا لقبت)
عموی سادات فدای چشمات
دیگه نمیاد رو دست دستات
(اباالفضل دلاوری تو بهترین برادری)
اباالفضل یا اباالفضل ...
(فدای اصل و نصبت فدای وفا و ادبت)
باب الحوائج یکی از اون هزار تا لقبش
عموی سادات فدای چشمات
دیگه نمیاد رو دست دستات
اباالفضل دلاوری تو بهترین برادری
ابالفضل یا ابالفضل ...
اگرچه زایده ی ام البنین است
ولیکن مادرش زهراست عباس
تو نایبی روی زمین برا امیرالمؤمنین
فقط یه همچین پسری میادش از ام بنین
فراری میشن تموم لشگر
رجز میخونی انا بن الحیدر
اباالفضل دلاوری تو بهترین برادری
برای قلب بی قرار یه کربلا بزار کنار
یا کاشف الکرب الحسین میگم 133 بار
حضرت زهرا میاد قیامت
با دست عباس برا شفاعت
اباالفضل دلاوری تو بهترین برادری ...
چه باکی دارم از روز قیامت که در آنجا شفیع ماست ابالفضل
دوباره از نجف گفتم نسیمِ صبحگاهی را
که پَر دادیم دلها را کبوترهایِ چاهی را
زیارتنامه شد شعرم همین که از علی گفتم
شرافت میدهد این نام کاغذهایِ کاهی را
نه عالم بود نه آدم که آندَم دستِ حق میدوخت
به قد و قامتِ مولا قَبایِ پادشاهی را
همیشه مادرم میگفت خلقت کارِ دستِ اوست
که بر این سقفِ شب پاشیده پولکهایِ ماهی را
میانِ نقطههایِ نور ماهی بینظیر آمد
شبم روز است حالا که امیر بنِ امیر آمد
که هست اینکه علی دارد سرش را روی دامانش
که بوسه میزنند از شوق امامان هم به دستانش
خجالت میکشد مهتاب از نور جبینِ او
حسودی میکند خورشید بر ماهِ شبستانش
اگر بیرق بیافرازد اگر قامت بیاراید
فلک را سقف بشکافد کجیِ تیغِ بُریانش
که هست این سربهزیرِ بینظیرِ شیرگیری که
خیال فاطمه تخت است با او از عزیزانش
تعالیلله از این چشم و تعالیالله از آن اَبرو
که حیران میشود حتی علی از این کمان اَبرو
شجاعت را شهامت را عَلَم را محترم کرده
خدا نامِ بُلندش را به عِلیین عَلَم کرده
برای خطی از مدحش که میخواهد خدا گوید
مُرکب کرده دریا را درختان را قلم کرده
پَری در زیر پایش شَهپری هم رویِ خودِ اوست
دو بال از جبرئیلش را خدا اینگونه کَم کرده
دهانها وا ، تپشها تند ، بند آمد نَفسهاشان
عرق میریزد این لشکر زمین انگار دَم کرده
اگر جامه بِدَر کردند اگر شلوار تَر کردند
جوانیِ علی اینجاست اگر یک دشت رَم کرده
کسی میآید از غوغایِ او عالم زمین گیر است
اگر بَد میرَمَد لشکر فقط تقصیرِ این شیر است
حرم از روز روشنتر چه حاجت ماه را هرشب
حرم وقتی که دارد نورِ بسمالله را هرشب
من از نوری که دارد علقمه هر روز فهمیدم
بغل میکرده این بِرکه جمالِ ماه را هرشب
"به مژگانش سیه کرده" ... چه غوغا با مناجاتش
چه خوش با گریه تَر کرده سپاهِ شاه را هرشب
زمانِ پاسداریاش زمانِ آب آوردن
فقط میگفت یازینب تمامِ راه را هرشب
فقط از مَشک میپرسند طفلانِ پریشانش
چه رازی داشت لبخندش که پیدا بود دندانش...
عشق رب اومد - قند و رطب اومد ۲
به یُمنِ قدمِ ساقیِ کربلا دل به طَرب اومد ۲
شاده ارباب آخه اومده یارش
عالم مست چشمای علی وارِش
حیدر میگه باشه خدا نگهدارش
داره از زلف سیاش / می ریزه شعر و غزل ۲
چقده شیرینه این قندِ عسل
رسیده تا که فقط / باشه دلبند حسین
همه می خندن به لبخند حسین
جانم جانم یاابوفاضل
دل و دلداره - خیلی نمک داره ۲
ماشالا به قد و بالای حیدریش میر و علمداره ۲
ای جانم به این هیبتی که داره
ماشالا به زیباییِ رخساره
اومده چاره سازِ منِ بیچاره
اومده تا که باشه / قمرِ روی زمین ۲
اومده باشه شیر اُمّ بَنین
اومده تا که بشه / فنا تو راهِ حسین
اومده باشه تکیه گاه حسین
جانم جانم یاابوفاضل
میکنم احساس - پیچیده عطر یاس ۲
آخه اومده عشق قدیمی ما؛ دلبرمون عباس ۲
حاجت از این دل نیومده بیرون
چند برابر میرسه، میشی مدیون
لطفش کرده عالم و دیگه مجنون
ای به قربون نگاش / چش و ابروی سیاش ۲
ای به قربون اون روی مثه ماش
به فدای کرمش / سرم زیر قدمش
دل من تنگه واسه اون حرمش
جانم جانم یاابوفاضل
سبک: #محمد_جواد_صادقی
آمد در آغوش علی(ع) از ماه زیباتر
دور و بر گهواره اش بر پا شده محشر
ذکر لب خورشید شد؛ ماه بنی هاشم
ترسیم شد ذکر «دخیلک» بر تن گوهر
پشت و پناهش آمده با اشتیاق امشب
زینب(س) خبر آورده، شد أم البنین(س) مادر
قنداقه اش دور سر اربابمان چرخید
اصل «ولایت» شد برایش اولین باور
دلگرمیِ روز مبادای حسین(ع) آمد
زهرای مرضیه(س) ندارد غصه ای دیگر
ربّ الأدب بود و سرِ تعظیم خم میکرد
پیش حسین بن علی(ع)؛ آن سید و سرور
در هر دو عالم در شجاعت نیست مانندش
در معرکه کافیست یک عباس(ع) و یک لشکر
باب الحوائج بودنش سائل به بار آورد
حاجتروا کرده ست حتی لحظۂ آخر
ساقیِ با غیرت، علمدارِ سپاه حق
از با وفایانِ جهان شد برتر و سرتر!
بند اول
چه شب خوبي / حال من خوبه
تپشِ قلبم / مي كوبه
خبر ليلي / توي بازاره
دل مجنونم / تب داره
تا خورشيد دم سحري
آورده خبر تو رو
گذاشته رو دل زمين
تب شعله ور تورو
شب دلبر شب دلداره
شب ميلاد يه سردار
دلم عاشق شده بيماره
گرفتاره، علمدار
بند دوم
پدر دریا / پسره شیره
همه دستا رو / میگیره
غضب حیدر / زور بازوشه
تیغ پیکارش / ابروشه
رو دوشش شال علوي
تو دستاش علم حسين
پناه همه ي جهان
عموي حرم حسين
شب طوفان و شب دریاس
شب رویا و شب سقاس
اولین پهلوون دنیاس
یل ام البنین عباس
بند سوم
يه جهان محو/ قد و بالاشه
همه جا حرف از/ چشماشه
آسمون حتي / زير پاهاشه
همه دنيا تو / دستاشه
چه قرص قمريه كه
زده گل به سر علي
ميلرزه دل آسمون
براي پسر علي
داره ميگه تپش هردل
دل ديونه دل عاقل
شده عاشق دل ناقابل
دخيلك يا ابوفاضل
بند اول
نبعث تهانی
انت الامانی
حبک کفانی
کفیل زینب
یاهله و میت هله ابمیلادک
بیک فرهانین کل اجدادک
الباری خصک بالکفیل ورادک
اللیله یا شیعی تنال امرادک
یمته یا گمر علی انزورک
نفطر ابوس نقبل اچفوفک
یمته یاعباس شیال العلم
انسیر زائر بالحرم وانطوفک
گلبی فرحان بیک والهان انت ویان
ایبولیدتک گلب زهرا اتسیر فرهان
ابوفاضل
بند دوم
علم الرساله
نور وجماله
صلوا علی آله
خصه ابخصاله
یمته یابن الفاطمه نتلاگه
گلبی طفح لگ عشگ بشواگه
شویه یوسف وي ابو املاگه
روحی اکثر یالولی مشتاگه
لمها شعبان اللیالی ایبداره
خمسه من بیت النبی خطاره
رحمه للشیعه اجو کفاره
های للمذنب یربببشاره
کنز الاسرار نسل الاطهار نور الانوار
اللیل ایگول ایلکم عقیله هله ابزوار
ابوفاضل...
رحمت واسعه دستاشه حسین
سایه بون سرم عَباشه حسین
جبرئیل هم از سربازاشه حسین
خونه ما کرببلاشه حسین
نخستین مرد دنیا که به جام قنبری گفته
تو آغوش رسول الله به فطرس یا علی گفته
حسین جانه حسین جانه همون که نوکرش عین سلیمانه
حسین جانه حسین جانه همون که صاحب کشور ایرانه
حسین جانم حسین جان
سقای خوش قد وبالای حرم
میخوامت آقا با تموم دلم
الطافت مستدامه روی سرم
حسینی مرام و حسنی کرم
شبیه حضرت حیدر تو میدون غالب الحَربی
برای قلب اربابم همیشه کاشف الکربی
الا یارم الا یارم به جون مادرم خیلی دوست دارم
الا یارم الا یارم دخیل پرچم سرخ علمدارم
امشب ای صاحبدلان گلبانگ عشرت می رسد
گوش جان را بانگ تبریک و تحیت می رسد
همدم خورشید تابان از سلیل حیدری
آسمان جان و دل را ماه عزت می رسد
روشنی بخش دل افلاکیان و خاکیان
گوهری رخشنده از گنج شریعت می رسد
دلنوازی بیدل و صبر و قرار بیدلان
رهنوردی خوشدل ازکوی شریعت می رسد
عرصه گاه شور و عشق و بندگی را درعمل
تک سواری فارغ از قید منیت می رسد
زاده ام البنین آن گوهرگنج ادب
چون همای رحمت از کانون رحمت می رسد
سرو آزاد و سهی قدی زبستان بهشت
اشجع الناسی که برفریاد امت می رسد
همچوحیدر برجهان مشکل گشای دیگری
امشب از کانون شورانگیز خلقت می رسد
عبد صالح منصبی والاتبارو بی نظیر
زمره اهل نظر را شورالفت می رسد
وصف او گفتن نگنجد در مقالی مختصر
چونکه از عطر و جودش بوی جنت می رسد
جان فدای مقدمش ماه منیر هاشمی
کز ره صدق و صفا و فر و شوکت می رسد
دارم امید کرم آری بروز واقعه
او بفریاد من از راه عطوفت می رسد
گرقبول افتدمرادربارگاهش خادمی
برغلام درگهش توفیق خدمت می رسد
درمقام وصف او الکن زبان شعرمن
لاکن این شعر و سخن از لطف حضرت می رسد
گرنظر فرماید امشب چون جمیع بیدلان
دست من بردامن پیرفضیلت می رسد
ای که به عشقت اسیر خیل بنی آدمند
جمله گدایان تو پادشه عالمند
توشراب اربابم حسینی
می ناب اربابم حسینی
تب وتاب اربابم حسینی
توشرابی می نابی تب وتابی ساقی
من خراب و بیقراره می نابم ساقی
*
تب وتابم بالازده
اومدم درمیکده
ساقی پرکن پیمانه را
جنونم رو صد در صده
((یا قمرالعشیره یا عباس))
قطره ای از مشک توزنده کند مرده را
کشته ی عشق توام قطره ی آبم دهی
می عشقت در تارم و پودم
تورو دارم ای بود و نبودم
علمت را بر سینه بکوبم
دل و دلبر می و ساغر تویی فرزند حیدر
تویی اول تویی آخر شیر غران حیدر
*
یک ندا از عرش برین
گفت که جبرائیل امین
علم ما رو بده به
گل پسر ام البنین
((یا قمرالعشیره یا عباس))
چهره ی زیبای تو طعنه به یوسف زده
حضرت عباس ما از همه زیباتراست
یاابالفضل سقای دلاور
یاابالفضل آرامش خواهر
یاابالفضل ای وارث حیدر
شوروشینی نورعینی توکه عشقه حسینی
دل و جونی توی خونی تو که ذکر جنونی
*
امشب که شبه دلبره
پس خوش بحاله نوکره
حاجت های ما نوکرا
با عباسه آب آوره
توشاهی و ماها گدات
عمریه مزنیم صدات
بنویس و امضا کن بیایم
پای پیاده کربلات
((یا قمرالعشیره یا عباس))
بند اول
لبه عاشقا غزلخون ، آسمونا ریسه بندون
خونه ی حضرت حیدر،شده است فرشته بارون
اومده اونکه محبوبه عالَمه
تکیه گاهه فرزندانه فاطمه
شیره شجاعه امیرالمؤمنین
بند اول
لبه عاشقا غزلخون ، آسمونا ریسه بندون
خونه ی حضرت حیدر،شده است فرشته بارون
اومده اونکه محبوبه عالَمه
تکیه گاهه فرزندانه فاطمه
شیره شجاعه امیرالمؤمنین
پسره باجگره ام البنین
خوش آمدی یاابوفاضل خوش آمدی
بند دوم
قمرالعشیره عباس ، یله بی نظیره عباس
پهلوونا خاک پاشن،به جهان امیره عباس
علمداره سپاهه خون خدا
ابالفضل المثنای مرتضی
پادشاهه سرزمینه علقمه
نامه عباس طپشهای قلبمه
?خوش آمدی یاابوفاضل خوش آمدی
بند سوم
میخونم با شور و احساس، کوریه دشمنه خناس
همه هستیم رو میریزم ، به پای حضرت عباس
افتخارت اینه عشقه رایجی
دربینه شیعه باب الحوائجی
ارمنی ها هم دیوونتن آقا
سقای با ادبه کرب و بلا
خوش آمدی یاابوفاضل خوش آمدی
پسره باجگره ام البنین
خوش آمدی یاابوفاضل خوش آمدی
بند دوم
قمرالعشیره عباس ، یله بی نظیره عباس
پهلوونا خاک پاشن،به جهان امیره عباس
علمداره سپاهه خون خدا
ابالفضل المثنای مرتضی
پادشاهه سرزمینه علقمه
نامه عباس طپشهای قلبمه
خوش آمدی یاابوفاضل خوش آمدی
بند سوم
میخونم با شور و احساس، کوریه دشمنه خناس
همه هستیم رو میریزم ، به پای حضرت عباس
افتخارت اینه عشقه رایجی
دربینه شیعه باب الحوائجی
ارمنی ها هم دیوونتن آقا
سقای با ادبه کرب و بلا
خوش آمدی یاابوفاضل خوش آمدی
بنداول
گرفتم از دستت سبو
گرفتم از تو ابرو
پیش تو می زنم زانو
اقام. ابالفضل
چقدر تو نمک داری
ریشه در هفت فلک داری
پیش حسین ادب داری
اقام ابالفضل
از دلبرا هم تو دل می بری و
اصلا شده کار تو دل بری و
وقتی می جنگی می گن که ابالفضل
که حیدری و
مدد ابالفضل. ابالفضل
بنددوم
اومدعلمدارحسین
میروسپهدارحسین
دلبرودلدارحسین
آقام اباالفضل
اومده ماه دلربا
اومده معنای وفا
ساقیه دشت کربلا
آقام اباالفضل
جار می زنم این و من ایهاالناس
هستم دخیل دو چشمان عباس
صد یوسف مصری محو جمالش
از بس که زیباس
مدد اباالفضل. اباالفضل
چارمین روز ماه فرخنده
باز روزیست نیک و ارزنده
روز مولود ساقۀ یاس است
فخر اُم ّ البنین عبّاس است
پسر مرتضی ابوالفضل است
با گذشت است و صاحب بذل است
چونکه مولود این خجسته روان
گشت ظاهر به حجّت سبحان
آمد از بهر دیدن رویش
بوسه بر صورتش زد و مویش
شاد شد لب به گوش هوش نهاد
گفت بر مقدمش مبارکباد
نظری عاشقانه کرد ورا
دید لایق به روز عاشورا
بر احد حمد بیکران می گفت
ولی از گنج دیده دُر می سُفت
بوسه بر دست و بازوانش زد
گفت احسن، سپس دعایش کرد
طفل چون دُرّ ناب می غلتید
به علی گاه گاه می خندید
« من چه گویم از این کمان ابرو
می کشد عشق او مرا هر سو »
زد صدا پس حسین را مولا
گفت ای نور دیدۀ بابا
یاد دار این قمر در آینده
مهر را هست ماه تابنده
در بغل گیر این برادر توست
سپر پیکر مطهّر توست
ملجاء محکم و پناه تن است
روزی امّید دختران من است
می کند جان فدای تو پسرم
می شود حامی حریم حرم
این قوی بازوان که می بینی
گوید اِنّی اُحامی اَن دینی
افتد از تن جدا هزار افسوس
می شود از حیات خود مأیوس
تیر بر چشم او زند اعدا
می فتد از بدن جدا اعضا
اسداللّه روز عاشورا است
تشنه سردار فاتح دریاست
وارد آب می شود اما
نزند آب بر لبان سقّا
« آفرین بر چنین خصال نکو
آفرین بر عزیز حیدر خو »
مژده ای باز بر محبّان است
شاد از این مژده اهل ایمان است
پنجمین روز در مهِ شعبان
گُل و بلبل همه غزلخوان است
پسری داده چون خدای حسین
بر حسین به ز برگ ریحان است
خلف صالح امام حسین
حجّت چارم محبّان است
فخر ایرانیان بود بسیار
مادرش چونکه اهل ایران است
پس حسین می شود به ما داماد
عشق ما زان سبب فراوان است
چونکه این از خصال فطری ماست
مهر داماد منّت جان است
یا حسین جان این عزیز دلت
دست ما گیر سخت دوران است
تو ولیّ و عزیز داداری
عفو و احسان ز خوی خوبان است
باز بنموده دست آز « صفا »
بده هر آنچه توی انبان است
« ملتمس بیش رو کنم هر سو
من که باشم به جز مکالمه گو »
میلاد حضرت ابوالفضل(ع)
در ماه شعبان
ماه شعبان تلاءلوء نور است
سینهی عاشقان چنان طور است
عشق در این حوالی شهر است
دل دوستان ز کینهها دور است
ماه شعبان شکوه ایمان است
لیلهالقدر بر شهیدان است
ماه میلاد لاله و گل یاس
ماه دلدادهگان خیرالناس
ماه تفسیر این کلام بلند
رحمهالله عمَّیالعباس
ای خدای ادب ادیب سخن
عاشقم دست رد به سینه مزن
ای علمدار بینظیر حسین
از ادب گشته سربهزیرحسین
همه شاهان تو را شدن بنده
گر امیری ولی اسیر حسین
ای یل بی نظیر ثارالله
دیگران کوکبند تو چون ماه
باب حاجات گشته خانهی تو
تگیهگاه حسین شانهی تو
پهلوان و فقیه کرببلا....
سائلم من به آب و دانهی تو
نقطهی ابتدایی و پایان
ای تو بابالحوائج دوران
نام تو بر بلا چو دافعه شد
دستهایت اساس شافعه شد
مادرت شد کنیز فاطمه و
بر سر و دست تومرافعه شد
به سر نیزه بسته تا سر تو
گریه کرده مدینه مادر تو
#میلاد_حضرت_ابوالفضل
#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza