ظرف خالي دوباره پر شده است
آسمان از ستاره پر شده است
هر دو چشم ستاره بارانم
از شعف از نظاره پر شده است
همه ي شهر گوششان امشب
از اذان مناره پر شده است
برگ برگ تمام دفترم از
غزل و چهار باره پر شده است
يادت افتاده ام كه اين گونه
شعرم از استعاره پر شده است
نوبت شعر خواني من شد
سالن جشنواره پر شده است
من به نامت شروع خواهم كرد
به مقامت خضوع خواهم كرد
به گدايي همين كه چيره شديم
به شب آسمان كه خيره شديم
ناگهان نوري از خدا آمد
ساكن گوشه ي جزيره شديم
همه از دوري قمر بوده
اگر اينگونه تار و تيره شديم
لطف زهرا به ما رسيده كه ما
نوكر ساقي عشيره شديم
نذر بي دستي ابوالفضلش
بسته ي دست دستگيره شديم
نفسي يا اگر
- شنبه
- 10
- خرداد
- 1393
- ساعت
- 13:40
- نوشته شده توسط
- یحیی