ای ثریا و زحل زهره و شمس و ناهید
پرتو ماه من از برج هدایت تابید
روشنای رخ روحانی او را تا دید
ضجه زد ظلمت و بیداد تباهی نالید
هر دم از روی جمیلش گل بوسه چیدم
جلوه ها از جلوات حق یکتا دیدم
اهل معراج که با دیده دل می نگرند
و مقید به نماز شب و زهد سحرند
تا رسیدن به حق از کوی عمل می گذرند
همه ی عمر ز عصیان و بدی در حذرند
اثر ماه مرا بلکه نمایند رصد
که شکوهش به بلندای سماوات رسد
معدن فضل در اعماق وجودش پنهان
خاکسار است به پیش درجاتش ایمان
جز امامان و رسولان خدا خلق جهان
مثل او زیستن از بهر خدا را نتوان
گرچه از نسل بشر هست و زمینیست ولی
شأن او را نشناسد به جز از آل علی
می زند بوسه به دستان بلن
- دوشنبه
- 15
- اردیبهشت
- 1399
- ساعت
- 11:26
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور