امشب از هر سو دلم پر ميكشد
جرعه جرعه جام مي سر ميكشد
امشب اين دل را چراغان كردهام
عشق را در سينه مهمان كردهام
جامها را ارغواني ميكنم
پيرم اما نوجواني ميكنم
هیئتی در سينه بر پا كردهام
نقل و اسپندي مهيا كردهام
پردههاي نور با آهنگ عشق
رنگ سرخ و رنگ سبز و رنگ عشق
امشب این دل را دلِ جانان كنم
پردهها را بر دل آويزان كنم
روي هر پرده نویسم نام عشق
یا نویسم یک خط از پیغام عشق
مي شود دعوت همه رگهاي من
بند بندم، فرق سر تا پاي من
عقل و چشم و گوش و لب در انتظار
تا كه آيد عشقم از شهرِ بهار
***
لحظهاي روشن شد از سبزي نور
گشت اين مهمانيام غرقِ سرور
پردهي سينه دمي آمد كنار
گفت مطرب، عاشقان! آمد
- شنبه
- 26
- اسفند
- 1396
- ساعت
- 16:26
- نوشته شده توسط
- حسن فطرس













