ولادت امام مهدی (عج)

مرتب سازی براساس

شعر ولادت امام زمان(عج) -( خواهد آمد ای دل دیوانه ام ) *

5206
18

شعر ولادت امام زمان(عج) -( خواهد آمد ای دل دیوانه ام  ) خواهد آمد ای دل دیوانه ام
او که نامش با لبانم آشناست
من گل نرگس برایش چیده ام
باورم کن خواهد آمد، باوفاست
امشب از فرط جنون در سینه دل
یکنفس تا صبح هو هو میکند
آخر این دل، این دل بی طاقتم
دست احساس مرا رو میکند
نذر کردم لحظه ی تنگ غروب
نذر، یک شب اشک نیلی ریختن
بر سر هر کوچه ی شهر خیال
شب چراغی از نگاه آویختن
باز میسایم نگاهم را به راه
خیره بر دروازه های نیمه باز
گامها فرسوده ام در کوچه ها
کوچه های خاکی دور و دراز
بیقرارم، ناشکیبم، مست مست
امشب از یاد تو لبریزم بیا
آه میخواهم که قبل از مرگ خویش
دست بر دامانت آویزم بیا
خواهد آمد ای دل دیوانه ام
او که نامش با لبانم آشناست
من گل نرگس برایش چیده ام

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر ولادت امام زمان(عج) -( دوست دارم به توّلای تو بنویسم عشق ) * نجمه پور ملکی

2259
1

شعر ولادت امام زمان(عج) -( دوست دارم به توّلای تو بنویسم عشق ) دوست دارم به توّلای تو بنویسم عشق
آه خورشید به پهنای تو بنویسم عشق
دستْ خطم به قشنگی خط و خالت نیست
تا به زیبایی لب های تو بنویسم عشق
دوست دارم که شبی روی فرج نامه ی تان
با همه مردم دنیای تو بنویسم عشق
دَر و دیوار دلم پرُ شده از یا مهدی
چقدر از غم شب های تو بنویسم عشق
ذکر یابن الحسنی گفتم و رفتم سرداب
تا به یاد دلِ تنهای تو بنویسم عشق
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
بهتر این است فقط پای تو بنویسم عشق
شب شعر است به یادش قلمی بردارید
جای بیکار نشستن قدَمی بردارید
روی این بومِ پُر از عشق قَلمّو بکشید
چشم و خالی و لب و بینی و اَبرو بکشید
پَر طاووس ندارید اگر فرش گنید
زیر پایش صَفی از بال پَرستو بکش

  • پنج شنبه
  • 6
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:07
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام زمان(عج) -( روی به هرسو کنم چشم دلم سوی توست ) *

1427
3

شعر ولادت امام زمان(عج) -( روی به هرسو کنم چشم دلم سوی توست ) روی به هرسو کنم چشم دلم سوی توست
جنّت اعلای من خاك سرکوی توست
خلق قیامت کنند گرتو قیامی کنی
محشر کبری همان قامت دلجوی توست
هرکه خدا راشناخت دور توگردید و گفت
روی تو روی خدا روی خدا روی توست
خضر حیات ابد یافت زآب بقا
آب بقا تا بقاست تشنه لب جوی توست
جان تمام جهان خاك کف پای تو
دل نه،زمام وجود بسته به یک موی توست
یوسف زهرا بیا لاله ی طاها بیا
باغ گل دوستان طلعت نیکوی توست
گرچه زتیغت جهان پرشوداز عدل وداد
تیغ عدالت همان طاق دو ابروی توست

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 13:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام زمان(عج) -( آقا اجازه! من بنويسم برای تو ) * مصطفی هاشمی نسب

1960
-1

شعر ولادت امام زمان(عج) -( آقا اجازه! من بنويسم برای تو ) آقا اجازه! من بنويسم برای تو
دارايی ام تويی، دل و جانم فدای تو
می خوانمت به حُرمت آوای قُدسی ات
جان می دهد به ما نفس آشنای تو
وقتی طلوع می کنی از پشت ابرها
گل می کند زمين و زمان، زير پای تو
در آسمان دهکده اعجاز می شود
با شعله‌ای که می دمد از چشم‌های تو
برگرد آخرين سفری را که رفته‌ای
تب کرده‌اند هر دو جهان در هوای تو
برگرد تا گره بخورد لحظه‌ای به هم
فرياد گريه‌های من و های های تو
آقا بيا که هر کسی از راه می رسد
سر می دهد طنين «انا الحق» به جای تو!
تنها خودت شفاعت‌مان کن که اين طلسم
وا می شود به مُعجزة رَبّنای تو
سيد مهدی نژاد هاشمی

شاعر : مصطفی هاشمی نسب

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 13:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام زمان(عج) -( ايجاز شاعرانه ی چشم تو تا کنون ) *

1846
-1

شعر ولادت امام زمان(عج) -( ايجاز شاعرانه ی چشم تو تا کنون ) ايجاز شاعرانه ی چشم تو تا کنون
ما را کشانده است به اعجازی از جنون
هر روز در هوای تو پرواز مي کنيم
هر روز می شويم چو خورشيد ، سرنگون
تا آستين به قصد تو بالا زديم شد
شمشيرهای تشنه به خون از کمر برون
بايد اميد هر چه فرج را به گور برد
بيهوده می بری دل ما را ستون ستون...
اين شعر هم رديف غزل های چشم توست
زخمی نزن که قافيه افتد به خاک و خون
مرتضی آخرتی

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 13:04
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام زمان(عج) -( روشن ترين ستاره اين آسمان تار ) *

1494

شعر ولادت امام زمان(عج) -( روشن ترين ستاره اين آسمان تار ) روشن ترين ستاره اين آسمان تار
بر دخمه های تيره دل روشنی ببار
من زنده ام به يمن نفس های گرم تو
ای پيک سبز پوش و مسيحا دم بهار
با تو دلم چو آينه شفاف می شود
بی تو گرفته است تمام مرا غبار
بر برگ برگ دفتر ما ثبت کرده اند
يک عمر جست وجوی تو، يک عمر انتظار
يک شب بيا به حرمت اين چشم های خيس
بر ديدگان مانده به راهم، قدم گذار
ما مانده ايم در خم اين کوچه های تنگ
ما را بيا از اين همه دلواپسی درآر
برگرد روشنای دل انگيز آفتاب
مولای آب و آينه، مولای ذوالفقار
الهام امين

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 13:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام زمان(عج) -( به دنبال تو می گردم نمی يابم نشانت را ) *

1633

شعر ولادت امام زمان(عج) -( به دنبال تو می گردم نمی يابم نشانت را ) به دنبال تو می گردم نمی يابم نشانت را
بگو بايد کجا جويم مدار کهکشانت را
تمام جاده را رفتم غباری از سواری نيست
بيابان تا بيابان جسته ام رد نشانت را
نگاهم مثل طفلان زير باران خيره شد بر ابر
ببيند تا مگر در آسمان رنگين کمانت را
کهن شد انتظار اما به شوقی تازه, بال افشان
تمام جسم و جان لب شد که بوسد آستانت را
کرامت گر کنی اين قطره ناچيز را شايد
که چون ابری بگردم کوچه های آسمانت را
الا ای آخرين طوفان! بپيچ از شرق آدينه
که دريا بوسه بنشاند لب آتش نشانت را
حسين اسرافيلی

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 13:06
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام زمان(عج) -( بيا باغ و گل بی قرار تو اند ) *

1451
1

شعر ولادت امام زمان(عج) -( بيا باغ و گل بی قرار تو اند ) بيا باغ و گل بی قرار تو اند
شب و پنجره وامدار تو اند
در اين بغض و ترديد و ناهمدلی
دل و ديده در انتظار تو اند
غزل را بگو بی قراری بس است
که اين بيت ها سر به دار تو اند
نشان يقينی در آن کوچه باغ
بيا کوچه ها بی قرار تو اند
درختان همه ارغوانی شدند
شهيدی ز خون و تبار تو اند
به آن سيصد و سيزده تن عزيز
که فرمانبر و رازدار تو اند
اگر بغض و ترديد و ناهمدلی است
همه عاشق بی شمار تو اند
فريده يوسفی زيرابی

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام زمان(عج) -( در پای سرو قدت‌ سر می نهم‌ به‌ زاری ) *

1331
2

شعر ولادت امام زمان(عج) -( در پای سرو قدت‌ سر می نهم‌ به‌ زاری ) در پای سرو قدت‌ سر می نهم‌ به‌ زاری
باشد که‌ يک‌ قدم‌ هم‌ بر چشم‌ من‌ گذاری
تو آسمانی و من‌، افتاده‌ چون‌ زمينم‌
ره‌ می برم‌ به‌ سويت‌ دستی اگر برآری
جان‌ شکسته‌ام‌ را اميد عافيت‌ نيست‌
جز آنکه‌ با نگاهی وی را علاج‌ داری
در سايۀ بلندت‌ اقبال‌ کوته‌ من‌
آن‌ بخت‌ جاودان‌ را دارد اميدواری
ای تکيه‌ گاه‌ هستی از غربتم‌ برون ‌آر
از تنگنای ظلمت‌ تا اوج‌ رستگاری
ای آرزوی دلها در صبح‌ دولت‌ تو
خوش‌ می رسد به‌ پايان‌، يک‌ عمر انتظاری
چشمان‌ بی فروغم‌ در انتظار رويت‌
هر جمعه‌ می شمارد يک‌ هفته‌ بی قراری
ابراهيم‌ سيفی نژاد

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:12
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام زمان(عج) -( عشق تو گرم می کند کالبد زمانه را ) *

1385
1

شعر ولادت امام زمان(عج) -( عشق تو گرم می کند کالبد زمانه را ) عشق تو گرم می کند کالبد زمانه را
شوق تو سوق ميدهد جنبش آب و دانه را
حس لطيف زيستن مثل نسيم می رسد
از ره و باز می کند پلک تر جوانه را
نام تو در سرای دل تا به سر زبان رود
بوی پر فرشتگان پر کند آستانه را
شب که ستاره بر دمد جلوه ديگری دهد
پولک نقره فام او آبی بيکرانه را
صاعقۀ خيال او پا نگرفته سر دهد
ابر گرفته دلم گريه بی بهانه را
شوق تنور طور او نعل در آتش افکند
اسب چموش شعله و تندر تازيانه را
لانه به لانه مي روم تاکه به باغ او رسم
شاخه به شاخه سردهم نغمه عاشقانه را
تا به ديار روشنی يک دو قدم نمانده است
ای دل من زکف نده دامن پنجگانه را
خانه به خانه کوبه کوشهربه شهرمی رود
تا که بيابد اين دلم منزل

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:13
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام زمان(عج) -( رسيدن از آن سو چراغی به دست ) *

1406
1

شعر ولادت امام زمان(عج) -( رسيدن از آن سو چراغی به دست ) رسيدن از آن سو چراغی به دست
غرور غزل را نگاهت شکست
به يمن قدمهاي پر نور تو
هزاران ستاره به چشمم نشست
من از شب چکيدم، تو از روشنی
اميدی به پيوند من با تو هست
اگر در حريم تو پر می زنم
گرفتم دلی را به روی دو دوست
قسم بر طريق پر آشوب عشق
تمام وجودم به نامت شده‌ست
امير رزق آبادی

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:14
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام زمان(عج) -( پلک اين پنجره ی خسته اگر باز شود ) *

1465

شعر ولادت امام زمان(عج) -( پلک اين پنجره ی خسته اگر باز شود ) پلک اين پنجره ی خسته اگر باز شود
آسمان با دل بی ‏حوصله دمساز شود
کيست در کوچه دلواپسی ‏ام جز غم تو
تا دمى با من غربت زده همراز شود
بى تو اى همدم آبی ‏تر از آهنگ طلوع
بشکند بالم اگر تشنه پرواز شود
داغ تلخی ‏ست ‏به پيشانى خورشيد اگر
آسمان با شب دلمرده هم آواز شود
اى تو خورشيد بپا خيز که با چشمانت
قفل صد صبح دل ‏انگيز خدا باز شود.
جليل آهنگر نژاد

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام زمان(عج) -( حالا سه شب گذشته که من توی اين اتاق ) *

1450

شعر ولادت امام زمان(عج) -( حالا سه شب گذشته که من توی اين اتاق ) حالا سه شب گذشته که من توی اين اتاق
شب‌های من ولی همه بی ماه، بی چراغ
فنجان چای سرد شده... رخت‌های چرک
ظرف غذا که پخته و سر رفته از اجاق
خودکار بيک و کاغذ بی کار روی ميز
حتی برای شعر ندارم دل و دماغ
پر کرده است خلوت پاييزی مرا
يک گربه پشت پنجره، يک صبح پر کلاغ
دورم من از تو، ماهی دور از زلال آب
دور از توام، پرنده ی دور از هوای باغ
سرد است خانه، منتظرم تا بياورد
از تو کلاغ قصّه، خبرهای داغ داغ
من در کدام لحظه به چشم تو می رسم؟
تو در کدام ثانيه می اُفتی اتفاق...؟
انسيه موسويان

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:16
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام زمان(عج) -( مثل باران بی ريا و ساده‌ای ) *

1937
4

شعر ولادت امام زمان(عج) -( مثل باران بی ريا و ساده‌ای ) مثل باران بی ريا و ساده‌ای
چون دعا، مهمان هر سجاده‌ای
باز هم می آيی از يک راه دور
شهر را پر می کنی از عطر و نور
سبز می رويی ميان قلب‌ها
عطر گل‌ها را تو می بخشی به ما
چشم خواب آلوده را تر می کنی
غصه‌ها را زود پرپر می کنی
می شوی هم‌ صحبت پروانه‌ها
می نشانی عشق را در خانه‌ها
با تهی دستان محبت می کنی
شادمانی را تو قسمت می کنی
پيشوازت ماه می آيد ز اوج
نور می ريزد به پايت موج موج
انتظارت همدم ديرين ماست
حرف‌هايت صحبت شيرين ماست
زودتر ای کاش بازآيی ز راه
گل ‌کنی چون ماه در باغ نگاه
رابعه راد

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:18
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام زمان(عج) -( با ياد تو تا اوج مناجات پريدم ) *

1527
1

شعر ولادت امام زمان(عج) -( با ياد تو تا اوج مناجات پريدم ) با ياد تو تا اوج مناجات پريدم
بر درگه ربّانی حق، دست کشيدم
با ياد تو از هرچه تزلزل شدم عاری
با گوشِ وجود آيه ی اخلاص شنيدم
دل رَست ز خاک و ز هر آن چيز که خاکی ‌ست
تا معبد تکبيرة الإحرام رسيدم
آن عرش که آرامگه روشن جان‌هاست
با ياد اهورايی و پر نور تو ديدم
ای منجی جان‌های پر از درد، کجايی؟
بازآ که ز عشق تو ز هر عشق بريدم
از غيبت تو شمع شدم در دل دوران
تا سوختم و ساختم؛ آرام چکيدم
ای مهدی موعود! بيا فاصله بردار
از دوری تو مُردم و بی آه، تکيدم
معصومه رضايی زاده (خاکستر)

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:19
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام زمان(عج) -( دنیای با حضور تو دنیای دیگری است ) * سید محمد جواد شرافت

2011
3

شعر ولادت امام زمان(عج) -( دنیای با حضور تو دنیای دیگری است ) دنیای با حضور تو دنیای دیگری است
روز طلوع سبز تو فردای دیگری است
بوی بهشت می وزد از کوچه باغ ها
خاک زمین بهاری گل های دیگری است
گل های مریم از گل نرگس معطرند
عیسی اسیر نام مسیحای دیگری است
دیگر زمان از این همه تکرار خسته است
تاریخ بیقرار قضایای دیگری است
فردای بی تو باز شبی از سیاهی است
فردای با تو روز به معنای دیگری است
با هر غروب جمعه دلم زار می زند
چشم انتظار جمعه ی زیبای دیگری است

شاعر : سید محمد جواد شرافت

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:22
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام مهدی)عج) -( دوباره سایه ی ماه کریمی از سرم کم شد ) * علیرضا قزوه

1895
1

شعر ولادت امام مهدی)عج) -( دوباره سایه ی ماه کریمی از سرم کم شد ) دوباره سایه ی ماه کریمی از سرم کم شد
به تعقیب رجب بودم که شعبان المعظم شد
سلام ای ماه شعبان، ماه منجی، ماه پشت ابر
که از مهرت ظهور حضرت قائم مسلّم شد
رجب ماه علی(ع)، ماه محمّد(ص)، ماه زهرا(س) بود
که با هجران هادی(ع)، ماه شادی محو در غم شد
خوشا عطر امام باقر(ع) و جود "اباجعفر"(ع)
که در ماه رجب، شیرازه ی اسلام محکم شد
رجب یعنی وفا، یعنی وفات زینب کبری(س)
که هر جا نام زینب بر زبان آمد محرّم شد
جهان بی ماه شعبان رنگ آسایش نخواهد دید
ببین بر درد دنیا، خنده ی آن ماه، مرهم شد
دوباره خنده کردم، گریه کردم، تشنه جان دادم
دوباره کربلا در پیش چشمانم مجسّم شد
حسین(ع) و اکبر و سجاد(ع)، دلتنگ ابالفضل اند
شگف

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام زمان(عج) -( نشسته ام به گذرگاه ناگهانی سرخ ) *

1608

شعر ولادت امام زمان(عج) -( نشسته ام به گذرگاه ناگهانی سرخ  ) نشسته ام به گذرگاه ناگهانی سرخ
در انتظار خطر ، زیر آسمانی سرخ
نشسته ام كه بچینم عبور توفان را
ز جاده های اساطیری زمانی سرخ
بر آن سرم كه بخوانم نمازی از آتش
اگر كه شعله بگوید ، شبی اذانی سرخ
تمام هستی من ، دفتری غزل – آتش
و سهم من ز تمام جهان ، زبانی سرخ
خدا كند دل من در صف خطر باشی
شبی كه واقعه می گیرد ، امتحانی سرخ
در انتهای حماسی ترین شب تاریخ
ظهور می كند آن مرد آسمانی ، سرخ
به قاف خوف و خطر ، تا ظهور آن موعود
خدا كند دل من، منتظر بمانی سرخ

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام زمان(عج) -( دل دل نکن که می رسد از دلبرم خبر ) * حسین ایمانی

1981
1

شعر ولادت امام زمان(عج) -( دل دل نکن که می رسد از دلبرم خبر ) دل دل نکن که می رسد از دلبرم خبر
شام فراق می رود و می شود سحر
چیزی نمانده تا برسد منجیِّ بشر
چیزی نمانده گلشن زهرا دهد ثمر
عید وصال آمده و لحظه ی ظفر
مژده بده که شد حسن عسگری پدر
کعبه به گوش باش که منجی رسیده است
قلب تمام عالم امکان تپیده است
در سامرا امید خدا آفریده است
خورشید روی دامن نرگس دمیده است
عالم دم ِ محمّدیّش را شنیده است
قرآن نشسته بر لب قرآن دادگر
قرآن بخوان که حسرت کعبه صدای توست
رویای عرش زمزمه ی ربّنای توست
تیغ امیر خیبرو خندق برای توست
امِّید فاطمه به دم رونمای توست
شش گوشه در تب سفر کربلای توست
همراه خود مرا به سوی نینوا ببر
دین با حضور ناب تو تکمیل می شود
با تو بساط توطئه تع

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:26
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 وحید قاسمی

شعر ولادت امام زمان(عج) -( ای یارجمکرانی من، یابن فاطمه ) * وحید قاسمی

2023

شعر ولادت امام زمان(عج) -(  ای یارجمکرانی من، یابن فاطمه ) ای یارجمکرانی من، یابن فاطمه
ای عشق جاودانی من، یابن فاطمه
خون مرا به پای فراقت نوشته اند
ای قاتل جوانی من! یابن فاطمه
ما مردمان خاک کجا و؛ شما کجا!؟
آقای آسمانی من، یابن فاطمه
ازلطف غربت تو، سرمن شلوغ شد
ای رونق دکانی من، یابن فاطمه
ازابتدا بهارتو را مژده داده اند
نوروز باستانی من، یابن فاطمه
فقروفساد کشته ی شمشیرعدل توست
موعود آرمانی من، یابن فاطمه
کرببلا؟ مدینه؟ کجا امرمی کنید؟
بانی روضه خوانی من، یابن فاطمه

شاعر : وحید قاسمی

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:51
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رحمان نوازنی

شعر ولادت امام زمان(عج) -( طرحی دوباره می کشم از ابتدای تو ) * رحمان نوازنی

1883

شعر ولادت امام زمان(عج) -( طرحی دوباره می کشم از ابتدای تو ) امشب زخواب های پریشان که بگذریم
این نیمه را به نیمه شعبان که بگذریم
طرحی که حرف می7 بپریم و سپس کمی
این کوچه را به سمت خیابان که بگذریم
از کثرتی که هست فراری شویم و بعد
از جاده های خلوت ایمان که بگذریم
مجنون برای دیدن لیلا گذشت و ما
این شهر را به سمت بیابان که بگذریم
مانند ابرهای ترک خورده ی فراق
از گریه ها به مقصد باران که بگذریم
بر جانماز خشک و کویری دهیم آب
آنگاه مثل رود خروشان که بگذریم
دریا همیشه مقصد هر رودخانه نیست
پس ما شبیه موج سواران که بگذریم
با همرهی سیصد و سیزده سوار عشق
از مکه و مدینه ایمان که بگذریم
زیباترین یقین بخدا پیش روی ماست
با یوسفی که یکسره در آرزوی ماست
طرحی دوباره می ک

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:39
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

شعر ولادت امام مهدی(عج) -( پسر ناز حضرت نرجس ) * قاسم نعمتی

2737
1

شعر ولادت امام مهدی(عج) -( پسر ناز حضرت نرجس ) تا که گردیدم آشنای سحر
شددلم وادی صفای سحر
بین سجاده تربتم گل شد
بانم اشک وگریه های سحر
دست خالی نمی رود هرگز
آن کسیکه شده گدای سحر
تو امام شکسته دلهایی
صاحب سفره عطای سحر
بوی وصل تو میکنم احساس
از نفسهای جان فزای سحر
چشم امید ما گنه کاران
بوده بر سوز یک دعای سحر
ریشه مشکلات ما این است
دلمان نیست مبتلای سحر
گره از کار واکند بی شک
ناله های گره گشای سحر
شب شب همزبانی یار است
درد ما غفلت از تو دلدار است
بی جهت نیست درنوایی تو
ماچه کردیم ؟ تا بیایی تو
این نشد رسم انتظار فقط
نعره ها میزنم کجایی تو
تو زاجداد خود غریب تری
بیکس و یار و آشنایی تو
بارها سرزدی به غفلت ما
شاهد کوه ادعایی تو
دست مارا گرفتی

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

شعر ولادت امام زمان(عج) -( دارد دوباره ميوه ي ما كال مي شود ) * علی اکبر لطیفیان

2154
1

شعر ولادت امام زمان(عج) -( دارد دوباره ميوه ي ما كال مي شود ) زلفت اگر نبود نسيم سحر نبود
گمراه مي شديم نگاهت اگر نبود
مهر شما به داد تمناي ما رسيد
ورنه پل صراط چنين بي خطر نبود
تعداد بي نظيري تان روي اين زمين
از چهارده نفر به خدا بيشتر نبود
پيراهن،اشتياق نسيمانه اي نداشت
تا چشم هاي حضرت يعقوب ، تر نبود
بي تو چه گويمت؟ كه در اين خاك ،سرزمين
صدها درخت بود وليكن ثمر نبود
اي آخرين بهار چرا دير كرده اي ؟
اي مرد با وقار چرا دير كرده اي ؟
اين جشن ها براي تو تشكيل مي شود
اين اشك ها براي تو تنزيل مي شود
وقتي براي آمدنت گريه مي كنيم
چشمان ما به آينه تبديل مي شود
بوي خزان گرفته ي پاييز مي دهد
سالي كه بي نگاه تو تحويل مي شود
ايمان ما كه اكثرا از ريشه ناقص است
با مق

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:47
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 علیرضا خاکساری

شعر ولادت امام زمان(عج) -( آن کس که بر غلامیتان مفتخر شده ) * علیرضا خاکساری

1866
1

شعر ولادت امام زمان(عج) -( آن کس که بر غلامیتان مفتخر شده  ) آن کس که بر غلامیتان مفتخر شده
اهل بکا و شامل فیض سحر شده
دل از جهان بریده و در راه وصل تو
کوچه به کوچه در پی تو در به در شده
هر کس چشیده طعم شراب نگاه تو
او عاشق بلا و اسیر شرر شده
از غیر بی نیاز شود نوکر شما
یارا تو خواستی که گدا معتبر شده
از لطف و مهربانی خود بر دلم نکاه
آقا چرا دعای دلم بی اثر شده؟
دستم رها مکن دل ما را نگاهدار
دنیا پر از عدو و جهان در خطر شده

شاعر : علیرضا خاکساری

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

شعر ولادت امام زمان(عج) -( مزرعه ی عاشقان به بار می آید ) * علی اکبر لطیفیان

2425
1

شعر ولادت امام زمان(عج) -( مزرعه ی عاشقان به بار می آید ) مزرعه ی عاشقان به بار می آید
گریه ی ما یک زمان به کار می آید
این دل پاییزیم علامت خوبی است
بعد خزان نوبت بهار می آید
پای برهنه کنار جاده نشسته ام
منتظرم یعنی آن سوار می آید؟
اهل کرم بر فقیر سخت نگیرند
مطمئنم با دلم کنار می آید
حرف بزرگان ما دوتا شدنی نیست
او که بگوید سر قرار می آید
بافتن شعر ما به خاطر یار است
خب چه بگوییم به جای (یار می آید)؟
شاعر:علی اکبر لطیفیان

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام زمان(عج) -( تو واقعيت محرابي و مصلايي ) *

1477

شعر ولادت امام زمان(عج) -( تو واقعيت محرابي و مصلايي ) تو واقعيت محرابي و مصلايي
دليل داشته كه بين ناكجا هايي
مسير قبله به ابروت مي خورد پيوند
همينكه بين نمازت به سجده مي آيي
قسم به عصمت ناقوس هاي بالادست
تويي كه حضرت عيساي هر كليسايي
تو كعبه اي حجرالاسودت همين خال است
كه هاشمي شده است و گواه زيبايي
بشر خدات بنامد اگر بيايي ، پس
دليل داشته اين سمت ها نمي آيي
فراز مأذنه ها نام توست اي تهليل
نماز اگر تو نباشي نمي شود تكميل

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 15:06
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام زمان(عج) -( براي او كه برايم نماد خورشيد است ) * مطهره عباسیان

1726

شعر ولادت امام زمان(عج) -( براي او كه برايم نماد خورشيد است ) براي او كه برايم نماد خورشيد است
نديدمش ولي او سال ها مرا ديده ست
نديدمش ولي از پشت پرده ها حتي
دلم براي نگاهش هميشه لرزيده ست
سلام مهدي من! روز و ماه و سال بخير
نگو كه لحن سلامت! چه قدر شوريده ست
نگو كه لحن سلامت چه قدر غمگين است
كه در حوالي من غم هميشه خنديده ست
در اين طرف كه منم فصل ها همه سردند
در آن طرف كه شمايي ... بهار روييده ست؟
در آن طرف كه شمايي در اين زمستان ها
بگو كه عطر بنفشه دوباره پيچيده ست؟
هواي سمت شما ابري است يا آرام؟
در اين طرف كه هوا سال هاست خشكيده ست
چه ساعتي ست در آنجا؟ شب است يا روز است؟
در اين طرف كه "زمان" سمت كعبه چرخيده ست
براي اين كه هواي تو در تنش جاري ست
كه سال

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 15:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام زمان(عج) -( آه آقا !ببین ستاره شدم ) * عارفه دهقانی

2362
1

شعر ولادت امام زمان(عج) -( آه آقا !ببین ستاره شدم ) آه آقا !ببین ستاره شدم
از غم و زخم،استعاره شدم
بس که تیر از مژه زدی بر من
همچو شعرم چهارپاره شدم
روز و شب ،اشک های من جاریست
عشق، در روح و جان وتن جاریست
دل به دل راه دارد آقا! عشق،
در شما هم مُسَلمّاً جاریست
مثل یک بابادکِ بی نخ
کاش راحت شوم از این برزخ
بی حضور شما در این گرما
توشه ها جمع میکنم از یخ
با همین چشمهای بی رنگم
با خودم قطره قطره میجنگم
مثل فوّاره در مسیرِ کمال،
از سقوطم عجیب دلتنگم!
بی تو از چشمِ ماه می اُفتم
در هزار اشتباه می افتم
دست قلبِ مرا نگیری اگر،
از لب پرتگاه ،می افتم
آسمان گفت"جمعه بارانیست
در همه کائنات، مهمانیست"
شاید این جمعه...شاید این جمعه،
تو بیایی ! دلم چراغانیست

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 15:17
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام مهدی(عج) -( تا کِی اینگونه بماند دل ما آقاجان؟ ) * عارفه دهقانی

2077
1

شعر ولادت امام مهدی(عج) -( تا کِی اینگونه بماند دل ما آقاجان؟ ) تا کِی اینگونه بماند دل ما آقاجان؟
-عاشق و فارق و درگیر و جدا-آقا جان

بی سبب نیست اگر فاصله ها کم نشدند
صاف و صادق نشده سینه ی ما آقاجان

جای جارو زدن حال و هوای دل هم؛
گوشه ای رفته و گفتیم :"بیا آقا جان"

"ما که رندیم و گدا دیر شما ما را بس"
گرچه این بیشتر است از سَرِ ما...آقاجان

تو که دارای جهانی دل ما را بردار
چه کسی میخرَد این سوخته را ؟آقاجان

سیصد و چند شود سال؟که تکمیل شوند
سیصد و چند نفر از همه جا...آقاجان

ما که هستیم؟که لاف از غم عشقت بزنیم
ما کجا؟...عشق کجا؟...درد کجا آقاجان؟

یک شب ای کاش" بیاید به سراپرده ی چشم
در نمازی خم ابروی شما آقاجان"*
________________________
*اشاره به بی

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 15:21
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ولادت امام مهدی(عج) -( برای آمدنت دير می شود، برگرد ) *

1758
1

شعر ولادت امام مهدی(عج) -( برای آمدنت دير می شود، برگرد ) برای آمدنت دير می شود، برگرد
زمان ز پرسه زدن سير می شود، برگرد
در انتظار تو با کوله باری از وحشت
زمين دوباره زمين گير می شود، برگرد
برای روشنی چشم آسمان، خورشيد
ميان چشم تو تکثير می شود، برگرد
هميشه جای تو در لحظه هايمان خاليست
غروب جمعه که دلگير می شود، برگرد
و جمعه ای که بيايی، تمام عرش خدا
به سمت خاک سرازير می شود، برگرد
نگار جمشيد نژاد

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 15:30
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد