باز هم جز سخن شهد و شکر هیچ مگو
وقتشادی شدهاز خون جگر هیچ مگو
تا غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
مستعباسم و از عمقجگر میخوانم
من غلام قمر نیمهشب شعبانم
مستودیوانهشدم،عقلبهمن میخندد
گلنرگس به درودشتودمن میخندد
نرجس آورده پسر باز حسن میخندد
مطربا وقتغزلخوانیو بر دفزدن است
شیعهدرشادیوشوروشعفوکفزدن است
دوشدرحلقهما قصهی گیسوی که بود
تادل شب سخنازسلسلهیموی که بود
شیعه مشتاق کمانخانهی ابروی که بود
هاتفی گفت که یار ازلی آمدهاست
چاردهبار علی پشت علی آمدهاست
آنکهدرجسمجهانروحشدهمهدیماست
عمراو خضرتر از نوحشده مهدی ماست
کاهدر مکتب او کوه شده مهدی ماست
هر ک
- جمعه
- 30
- فروردین
- 1398
- ساعت
- 19:32
- نوشته شده توسط
- سید محسن احمدزاده صفار











چه شباهات عجیبی به محمد داری
آیینه ی پیغمبر اکرم تو هستی
مانند تو به دنیا دیگر نخواهد آمد
قرار عاشقی
قرار سینه ی بی تاب برگرد
