از زندگی بدون مهدی سیریم
امشب به هوای عشق خود می میرم
با زمزمه ی سبز دعاهای فرج
عیدی ز علی و فاطمه می گیریم
- دوشنبه
- 10
- اردیبهشت
- 1397
- ساعت
- 17:37
- نوشته شده توسط
- حسن فطرس
از زندگی بدون مهدی سیریم
امشب به هوای عشق خود می میرم
با زمزمه ی سبز دعاهای فرج
عیدی ز علی و فاطمه می گیریم
امشب دلم از قدوم مولای فرج
امید گرفته با تمنای فرج
من مانده ام و وصال روی مهدی
ذکرم صلوات و ذکر زیبای فرج
خدا كند بشوم من غلام حضرت مهدي
شود قباله ی قلبم به نام حضرت مهدي
هراس و واهمه کی شد نصیب خسته شکاری
که عاشقانه بیفتد به دام حضرت مهدی
دلا اگر كه بخواهي رسي به عشقِ حقيقي
دوباره بال و پری زن به بام حضرت مهدي
شنیده ام که چو محمّد، لبش تبسم محض است
فدای خُلق عظیم و مرام حضرت مهدي
بدون گریه نباشد دو چشم عاشقِ لیلی
دوای ناله ی مجنون کلام حضرت مهدی
خدا کند که نمیرم و بشنوم که بیاید
ز سوی کعبه صدای پیام حضرت مهدی
سلام داده ام امشب به سوی یوسف زهرا
منم خمارِ جواب سلام حضرت مهدی
دعاي بي ثمرِ من به آسمان نرسیده
دو چشم من به دعاي مدام حضرت مهدي
اي دل به رخت اسير مهدي
سربازم و تو امیر مهدي
عمریست دلم به پای عشقت
گردیده خمار و پیر مهدي
شرمندهي روي توست قلبم
ناقابل ضربِ تير مهدي
بي ديدن روي توست دنيا
پيشِ نظرم حقير مهدي
يك لحظه شود رخ تو دین
در عالم این ضمير مهدي؟
بر صفحه ی دل، نوشته اشكم
گشتم ز زمانه سير مهدي
تو شاهی جهان و عالم آرا
من بندهي سر به زير مهدي
امشب که شب تولد توست
دست همه را بگير مهدي
دل عالم اسير موي مهدي ست
همه هستي فداي روي مهدي ست
اگر خوشبختي عمرت بخواهي
بدان در گوشهي ابروي مهدي ست
اگر مولا ز تو راضي نباشد
مگو هرگز دلم در كوي مهدي ست
شفاعت را بداني از چه گيري
شفاعت معجز گيسوي مهدي ست
اگر مهدي دلت در دام گيرد
دل مستت دگر آهوي مهدي ست
به هر جا هر گل زيبا ببويي
چه جویي خوشتر از آن، بوي مهدي ست
اگر خيمه نشين دشت و صحراست
دل خيمه نشينان سوي مهدي ست
وليكن وقت مردن حسرت ما
دو چشم روشن و دلجوي مهدي ست
خدا داند كه دل با ما چها كرد
خودش عاشق شد و ما را رها كرد
شبي گفتش كه من از سينه رفتم
خدا من را به مهدي آشنا كرد
خوشا حال تو اي مجنون دلِ من!
كه مهدي آمد و دردت دوا كرد
ولي اي چشم ناقابل چه حاصل
كه دل در دوستي با ما جفا كرد
خودش در كوي مهدي كرد منزل
شفاي چشم ما را گريه ها كرد
چرا اي چشمِ من قابل نبودي
كه دل رفت و تو را هم بي هوا كرد
دلم با مهدي و چشمم نديدش
چرا اين غصه ما را مبتلا كرد
دو چشمم چون که مهدي را ندیدش
طلبْ مرگ خودش را از خدا كرد
بي تو من احوال خود را دم به دم گم ميكنم
گوشه ی تنهایی ام با تو تكلم ميكنم
خواب میبینم شما پا می نهی بر چشم من
در میان خواب یکباره تبسم ميكنم
كي ميآيي تا وضو گيرم براي دیدنت
بي تو من با خاك تنهايي تيمم ميكنم
گر چه در افکار من جا نيست جز فکر شما
تا نیایی دوری از دنيا و مَردم ميكنم
در خيالت روز و شب در خواب و بيداريِ خود
روي زيبای تو را هر دم تجسم ميكنم
مي كشم بر قلب خود دستي و با قولِ وصال
بر دل حسرت زده قدري ترحم ميكنم
اين دل كه هميشه بي قرار است
هر جا برود حريم يار است
بي يار صفا نماند ای دوست
روز و شب عاشقانه تار است
من ماندم و دل، وصال مهدی
همیشه دلم به فکر نگار است
اين دل نه فقط تمام عالم
از هجر رخِ گلي خمار است
اين عمر به نام زندگي نيست
اين فصل خزان انتظار است
آن گل كه محمد است نامش
اهدای وجود او بهار است
ای اهل جهان نجات عالم
بسته به ظهور تك سوار است
اي كه در غيبتي و غايبي از چشمانم
به خدا روز و شبم نام تو را ميخوانم
من که دل منتظرت مانده ام از کودکی ام
تا دم مرگ بدان منتظرت می مانم
ترسم این است به آخر نرسد عاشقی ام
دینم از دست رود ای همه ی ایمانم
کاش می شد که بیایی و ببینم رویت
تا شود آینه ی روی شما چشمانم
شبي در خواب تو را تكيه به كعبه ديدم
گفتم آمد به خدا پادشه خوبانم
ليك تا صبح وضو ساختم از بهرِ نماز
جاي خاليِ تو افروخت تمامِ جانم
علت هستی من عاشقیِ رویت بود
دو سه روزیست در این شهر جهان مهمانم
مگر از قبر كسي راه گريزي دارد
تو بيا بر سر بالين من اي جانانم
در غروب روشن آدينهام
گرم نجواي درونِ سينهام
بغضِ شوقي مانده در راه گلو
دورِ چشمم حلقههاي آبرو
روی من شد روبرو با آفتاب
بوی عشق و بوی گل بوی گلاب
اين چه معجونيست بر جان ميرسد
گوئيا شهدی ز جانان ميرسد
دل پريشان بودم و خندان شدم
من هم اینجا آمدم مهمان شدم
چشم خيره، دامنِ ابرو گرفت
لب شكفت و ذكر و الا هو گرفت
اي خدا بر سينهام نور آمده
عشق با دنيايي از شور آمده
اين كه باشد اين چنين قامت بلند
روي او خورشيد، گيسويش كمند
ذكر نامش شوق بي حد ميدهد
عطرِ او بوي محمّد ميدهد
زلف او با باد غوغا ميكند
خندههايش صد گره وا ميكند
برق دندانهاي او درّ ِ صدف
بهرِ ديدارش خلايق صف به صف
دامنش زينت به مهر
میلاد
امام زمان(عج)
ساغر به دست آمدهام ساقیا مدد
مخمور و مست آمدهام ساقیا مدد
باده پرست آمدهام ساقیا مدد
باهرچه هست آمدهام ساقیا مدد
دیده گشوده زادهی کوثر ز عسکری
عالم برای دیدن او گشته مشتری
تاغنچهی شکوفهی نرجس شکفته شد
در عرش کبریا سخنی ناب گفته شد
از انبیا بگوش سلامی شنفته شد
دُر وگوهر ز لعل لب یار سفته شده
از بیت عسکری گل نرگس در آمده
گویا دوباره زآمنه پیغمبر آمده
احمد شمائل است جمال خدائیش
یوسف غلام حلقه بگوش و فدائیش
حاتم ز راه آمده بهر گدائیش
ای من فدای هیبت کرببلایش
حی علیالقیام به پا تا اذان شدهست
در سامرا شکوه محمد عیان شدهست
ای وارث تمام رسولان خوش آمدی
مهدي يعني زادهي شهر ولا
مهدي يعني گلرخي از سامرا
مهدي يعني دلبري از جنسِ نور
يكّه تازِ عرصهي وقتِ ظهور
مهدي يعني دلستانِ عاشقان
دلبر شيرين بيانِ عاشقان
مهدي يعني سينهاي پر ماجرا
گشته بر عشقش جهانی مبتلا
مهدي يعني هست و بود خستگان
مرز ايمان، حضرت صاحب زمان
مهدي يعني چشم ما و انتظار
لحظه های حسرت و صبر و قرار
مهدي يعني مردي از رنگِ خدا
آن كه عالم را دهد روزي ندا
مهدي يعني دشمنان را التهاب
عشق زهرا و عزيز بوتراب
مهدي يعني پارهي قلبِ بتول
نامِ او همنام با نامِ رسول
مهدي يعني هم محمّد، هم علي
حجت الله است بعدِ عسگري
مهدي يعني لالهي نرگس نشان
ميرود دل سوي او دامن كشان
مهدي يعني دلرباي ما همه
آ
آسمان امشب به دل از اختران گل ميزند
هر شهاب از آسمان تا سامرا پل ميزند
ميرسد از عرش حق صد لشگر از افلاكيان
ميخَرَد اهلِ سما ناز از دو چشمِ خاكيان
ميكشد سرمه خدا بر چشم شمس و ماه خود
چرخش هر نه فلك گم كرده امشب راه خود
كهكشان آذين كند طاق جنان را با سرور
حق كند امشب دوباره خلقت گل را مرور
گوييا در عالم والا چراغان كردهاند
ياس و سوسن با شقايق جمله مهمان كردهاند
جشن زيبايي براي غنچه بر پا كرده است
صوت داوود است اين در سينه غوغا كرده است
صاحب اين محفل شادي خداي عالم است
بين خوش آمد گوي آن محفل رسول خاتم است
نوح كشتي دلش را ميكند گهواره گون
ميدمد عيسي به آه خود به صهباي جنون
حضرت موسي دل د
#مدح_میلاد_امام_زمان_عج
اَشرقَتِ الارضُ لِاَهل الزٌمَن
بِمَولِد حُجٌَت نَجلِ الحسن
مژده به دلها دهید مژده که نور آمده
از دمِ جان پرورش عرش به شور آمده
صورتِ او از نبی سیرتِ او از علی(ع)
عنبرِ گلزارِ او شد هوسِ هر دلی
وز نفسِ جاریَش صبحِ سعادت دمید
بانگِ اَناالحقِِّ او بر همه دلها رسید
پرده بیفکن دمی از رخِ زیبای خود
مست نما دیده را، مستِ تماشای خود
نیمه ی شعبان بوَد موسمِ عنبر فشان
خوشتر از این عید نیست از نظرِ عاشقان
در شبِ میلادِ تو می وزد عطرِ برین
از نفسِ نازِ تو حجّتِ حق بر زمین
حکمِ قضا وُ قدَر تابعِ فرمانِ توست
منتظران را به جان نعمه ی قرآنِ توست
اَشرقَتِ الارضُ لِاَهل الزٌمَن
بِمَولِدالحُجٌَت نَجلِ الحسن
میلاد خوشبوترین گل آفرینش بهار دلها فراغت جانها یوسف زهرا (س) بر محبان و منتظرانش مبارکباد
معنی متن عربی، زمین از تولد حضرت حجت فرزند امام حسن عسکری (ع) برای مردم نورانی شد
#هستی_محرابی
تقدیم به حضرت
نرجس خاتون(س)
این مرغ دلم به بام شاهی پر زد
از بیت ولا نور خدایی سر زد
تا دیده گشوده مهدی آل علی
دل قرعه فال خستهام بردر زد
گفتم بفرستید سلام و صلوات
لب را بگشود و خنده بر مادر زد
نرجس که عروس حضرت زهرا شد
چون دست توسل به نخ معجر زد
حقهستیزهرا بهکفش داده چنین
نرجس ز سبوی یازده ساغر زد
#بند_اول
روزای شادی و سروره
سامرا امشب غرق نوره
اومده اونکسی که روحِ
لحظههای سبزِ ظهوره
نسیم رحمت خدا وزیده
عطر مناجات و دعا پیچیده
از دل دریا گوهر ولایت، رسیده
تو چشماشه عکس علی و زهرا
تو دستاشه هرچی که هست اون بالا
زیر پاشه بال ملائک حتی، تو عرش اعلا
گل فاطمه یابنالزهرا
#بند_دوم
وقت طنینِ نفخ صوره
خونهی نرگس کوه طوره
پیچیده بوی گل نرگس
کیه که در حال عبوره
اونیکه روز و شب و آفریده
بهشت و سمت سامرا کشیده
غصه و غم تمومه، لحظههای، امیده
جوونه زده عاشقی این شبها
به یمن قدوم عزیز طاها
شده جشن و شادی دوباره بر پا، تو عرش اعلا
گل فاطمه یابنالزهرا
#بند_سوم
کوچهها خیلی سوت و کوره
انگاری موقع
سحر ماه خدا روح دعا میآید
شافع بی بدلِ روز جزا میآید
سِرّ مستور امامالشهدا میآید
آن طبیب دل بيمار و گدا میآید
آنکه افتاده به دامش دل ما، میآید
گل بریزید که مصباحالهدی میآید
آسمان در شب میلاد، چراغان شده بود
بلبلِ طبعِ غزل باز غزلخوان شده بود
کهکشان با پرِ جبریل گلافشان شده بود
عالَمِ کفر، از این نفحه مسلمان شده بود
این بشیر است که از سمتِ جنان میآید
گل بریزید که مصباحالهدی میآید
شهسواری که به لب نغمهی یارب دارد
از بهشت آمده و صولتِ زینب دارد
آخرین حجت حق بوده و منصب دارد
خال لبهای علی را به روی لب دارد
از همانجا که خدا هست صدا میآید
گل بریزید که مصباحالهدی میآید
نفسش از ن
خبر رسید به دریا خدا گوهر داده
به شاخ و برگ ولا باز برگ و بر داده
به خانوادهی زهرا اگر پسر داده
دعای نیمه شب مادری ثمر داده
پیامی از طرف حق ز آسمان آمد
دهید مژده ز ره صاحبالزمان آمد
رسید و نقل محافل شد و چه زیبا شد
دمید و با نفسش عاشقش مسیحا شد
همینکه غنچهی لعلِ لبش شکوفا شد
میان سینهی عاشق هم عشق پیدا شد
ندا رسید که لیلای عاشقان آمد
دهید مژده ز ره صاحبالزمان آمد
زَمامِ عالم امکان هماره در دستش
دل هزار پیمبر یکی یکی مستش
وجودِ کون و مکان بود و هست، از هستش
ندیده گشتهام بی اختیار پابستش
چکیدهی وجنات پیمبران آمد
دهید مژده ره صاحبالزمان آمد
ندیده هیچکسی اینچنین دل آرایی
به این شگفتی و
السلام علیک یا ابا صالح المهدی عج
خدا کنه ظهورِ تو روزِ تولدت باشه
برای ما یه دسته گل، هِدیه ای از خودت باشه
خدا کنه خدا کنه ای همه ی بهارِ ما
با اومدن جلا دهی غبارِ انتظارِ ما
بیا بیا که وقتشه برا دلای بی قرار
برا این عالم خراب کنی خودت رو آشکار
آقای من آقای من، آقای خوب و مهربون
خبر داری تو حتما از خیابونای شهرمون
این روزا رنگِ خون شده به رنگِ لاله های عشق
شهدای حرم میان به خون تپیده از دمشق
آقا تو رو خدا بیا ببین نگاهِ خسته مون
بیا وُ پا بزار روی این دلای شکسته مون
خوب میدونی قرارِ من، این آخرِ صبوریه
این سازِ انتظارمون هم از فراق و دوریه
وقتی دلای مرده مون اسیرِ تنهایی میشه
تو
توسل به
امام زمان(عج)
ای وارث شرع مصطفی ادرکنی
وی صاحب تیغ مرتضی ادرکنی
بر کار جهان خورده گره زود بیا
هستی بهجهان گره گشا ادرکنی
توسل به
امام زمان(عج)
ای وارث شرع مصطفی ادرکنی
وی صاحب تیغ مرتضی ادرکنی
بر کار جهان خورده گره زود بیا
هستی بهجهان گره گشا ادرکنی
سرود جشن میلاد
امام زمان(عج)
بند اول
ز دامن نرجس گلی هویدا شد
برای اهل دل ستاره پیدا شد
کسی که لنگر همه عالمه
کسی بر ائمهمون خاتمه
منتقم خون شهیدانمون
کسی که پایان دهِ هر ماتمه
مهدی آل فاطمه یامهدی(۳)
بند دوم
درسامرا امشب جشنوسرور برپاست
شب شب میلاد گل پسر زهراست
امشب همه اهل سماواتیان
روی زمین میان با افلاکیان
تبریک و تهنیت به لب جاریه
با ذکر قدوس همه خاکیان
مهدی آل فاطمه یا مهدی(۳)
بند سوم
بود شب قدرم خدا به دل حس داد
دست گلی امشب تا که به نرجس داد
لیله قدر همه دلها اومد
نوهی دختر یشوعا اومد
به خاک پاش ببین مسیح فتاده
گل پسر حضرت زهرا اومد
مهدی آل فاطمه یامهدی(۳)
سرود میلاد امام زمان
از آسمون گل میباره/نور می پاشونه ستاره
نیمه شعبان اومده/شده قیامت دوباره
ذکر همه اهل سما خوش اومدی صاحب زمون
ذکر تمام انبیا خوش اومدی صاحب زمون
ذکر علی مرتضی خوش اومدی صاحب زمون
ذکر حسین سر جدا خوش اومدی صاحب زمون
دلبر و دلدار من/ماه شب تار من
خوش اومدی دلربا/کلید هر کار من
خوش آمدی صاحب الزمان
خنده ی بابا رو ببین/اومده ماه رو زمین
دامن نرگس وا شد و/اومده قرآن مبین
از آسمون داد میزنن خوش اومدی صاحب زمون
ملائکه فریاد میزنن خوش اومدی صاحب زمون
ای عشق و محبوب خدا خوش اومدی صاحب زمون
بر دردما تویی دوا خوش اومدی صاحب زمون
دلبر و دلدار من/ماه شب تار من
خوش اومدی دلربا/کلی
سلامِ خدا و سلامِ رسول
سلامِ ائمه ز نسل بتول
سلامِ علی شیر حق شاه عشق
سلامِ لب فاطمه ماه عشق
سلامِ زمین و سلامِ زمان
سلامِ تمامیِ هفت آسمان
سلامِ حسین و سلامِ حسن
سلامِ اسیران دور از وطن
سلام لب تشنه ی شاه عشق
سلام دو بانوی شهر دمشق
سلام همه انبیاء عظام
سلام صلات و سلام صیام
سلام رز و نرگس و نسترن
سلامِ خوشِ سوسن و یاسمن
سلام گل یاس زرد و سپید
سلام سپیده سلام شهید
سلام همه سرو های چمن
به رخسار زیبات یابن الحسن
بیا چشم، چشم انتظار شماست
قرارم ، دلم بی قرار شماست
بدون شما ظلم مرسوم شد
بدون شما شیعه مظلوم شد
ببین این همه ظلم و جور یهود
ببین دشمنی های آل سعود
صدا می زنندت غریبانه ها
یت
یابن الزهرا
توکه آخرین ذخیرهء خدایی
ازتبار شهریار کربلایی
آخرین خورشید شهر سامرایی
بسکه دلربایی
لحظهءبوسه از؛خال روی لبت،بوی زهرا میشه حس
هرچی داشته خدا؛چون گذاشته یه جا؛روی دامان نرجس
یابن الحسن روحی لک فدا
ظهور تو شدآبروی ما
جان زهرا آقا بیا بیا
یامولانایاصاحب الزمان
شاه عالم
ای قرار سینهء چشم انتظارا
میاره چشم روشنی ازآسمونا
براآخرین عروس؛حضرت زهرا
قیامته برپا
هرکی دیده میگه حالت ابروهات خیلی برده به عباس
ازلای گیسوهات بوی یاس بهشت هرنفس میشه احساس
بایک غمزه دلها رو می بری
شیزینی چون انگورعسگری
زیباترین فرزند حیدری
یامولانا یاصاحب الزمان
سفره داری
معلومه از کرمت علی تباری
هوای هرکی زمی
سرود امام زمان(عج)
امشب از شادی چشا خیسه
زهرا اسمامونو مینویسه
شیعه ها به عشق آقاشون
کل ایرانو زدن ریسه
گل نرگس واشده، گل زهرا از بهشت اومده
شب جشن از، آسمون، برای ما سرنوشت اومده
روی بال نسیمه عشقه
بی نظیره کریمه عشقه
(گل نرگس مدد یامولا)
********
امشب خیلی خیلی خوشحالم
من به این عاشقی می بالم
اومد وارث یل خیبر
اومد منجیه همه عالم
روی دست عسکری،خوابید امشب ،یه پسر مثل ماه
اومد امشب دلبری، که شده از، هرنظر مثل ماه
اگه قلبت گرفته سامون
بگو تبریک به نرجس خاتون
(گل نرگس مدد یامولا)
********
انگار کارش فقط اعجازه
قد و بالاش چقدر نازه
تو زمین و آسمون مهدی
فدایی داره بی اندازه
بیا واسه عاشق
سرود نیمه شعبان
اومده شب نیمه ی شعبان
شب ولادت اباصالح
بهاریه حال و هوای دل
چون حضرت فاطمه خوشحاله
شب عشقه و شب امیده امشب
شب شادی و عیده سعیده امشب
گل نرگس از بهشت رسیده امشب
یابن فاطمه مدد ای گل نرگس
********
پسر حیدر اومده مهدی
شبه پیمبر اومده مهدی
عزیز مادر اومده مهدی
امام آخر اومده مهدی
منکه عمریه درِ خونش اسیرم
عاشقش شدم دیگه جایی نمیرم
امشب از خودش میخوام عیدی بگیرم
یابن فاطمه مدد ای گل نرگس
********
جهانی میشه صلح و آرامش
اونروزیکه ظهور کنه مهدی
وقتشه ریشه کن کنه ظلمو
عالم و غرق نور کنه مهدی
بیا منجیه تمومه اهل عالم
بیا آخرین گل نبی خاتم
بیا تا بره ازین دل غم و ماتم
یابن فاطمه
عطر گل و آفتاب وُ لبخند
ای آخرین حجتِ خداوند
ماندم تو بیایی سر راهت
تا دود کنم گلپر و اسپند!
#هستی_محرابی
هوا هوای بهار و دلم زمستانی
و چشمم از غم غربت شده ست بارانی
چه بغض ها که نشسته به روی سینه ی من
از این غبارِ گرفته به هر دل فانی...!
کثیف شد همه دنیا به دست زور وستم
سیاه شد همه دلها،چه قدر ظلمانی!
تمام همت مردم شده ست قدرت و مال
به شهوت و به هر انچه زوال حیوانی!
خدا خدا بکند هر دل ستمدیده
«خدای من برسانم،به خط پایانی
کجاست منجی جانها که وعده میدادی
چه قدر غیبت ایشان شده ست طولانی»
همیشه منتظرم تا به دست منجی مان
جهان پر تنش ما رسد به سامانی
شب تولد اقا شد و دلم تنگ است
و کوچه با چه امیدی شده چراغانی
خدای من چه غریب است مهدی زهرا
و خواهش دلشان را تو خوب میدانی
دعای ندبه و هر جمعه با د
خورشید نیمه ی ماه از نور اوست روشن
مژده که عشق امد با ایه ی تبارک
جشنی به پا و آزین کردیم کوچه ها را
میلاد صاحب الامر، بر عاشقان مبارک