در هر دوجهان نیست کسی تای محمّد
گل جلوه ای از سیرت و سیمای محمّد
از سوی افق صبح سعادت نزند سر
تا محو شود محوِ سر وپای محمّد
در معبر خورشید سپهر آینه دارش
تصویر افق تابشی از رای محمّد
سر شار صدای سحر آن گوهر یکتا
خورشید وستاره همه شیدای محمّد
شد گنبد افلاک پر از نغمهٔ رنگین
گویی که خدا بود در آوای محمّد
افتاده به تعظیم ظهورش همه هستی
چون عصمت عالم ز بلندای محمّد
ذهن افق از زمزمهٔ نور، پر از فیض
آواز سحر می چکد از نای محمّد
پژواک نگاه ملکوت آمده از عرش
صف بسته ملائک به تماشای محمّد
گهوارهٔ لبخند خدا عطر نگاهش
پهنای زمان آیت پیدای محمّد
شد جلوه گه راز نبی پردهٔ توحید
پیغام سروش دل دانای
- چهارشنبه
- 21
- تیر
- 1396
- ساعت
- 16:45
- نوشته شده توسط
- ایدافیض




اگر چه خاتم اما شد سرآمد


