حضرت علی علیه السلام

مرتب سازی براساس

رباعی:امیرالمومنین -(بیابان دل را علی کرده آباد) * دانیال تقوی

۹۰۲

رباعی:امیرالمومنین -(بیابان دل را علی کرده آباد) بیابان دل را علی کرده آباد
بلایای ما را علی داده بر باد
زمین و زمان را همه شیعیان را
ز بند حقارت علی کرده آزاد

  • جمعه
  • ۳
  • مرداد
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۱۲:۲۹
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

حضرت علی علیه السلام -(ما را غلام حیدر دوران نوشته اند) * محمد حبیب زاده

۹۸۹

حضرت علی علیه السلام -(ما را غلام حیدر دوران نوشته اند) #حضرت_امیرالمومنین_علیه_السلام
#مدح

ما را غلام حیدر دوران نوشته اند
خاک قدوم حضرت سلطان نوشته اند

حق کسی نبود شود مقتدای حق
در وصف حیدر است که قرآن نوشته اند

وقتی علی ست ساقی مستان روزگار
ما را خمار و کاسه به دستان نوشته اند

شکر خدا که باده بگیر از علی شدیم
ما را مرید ساقی مستان نوشته اند

با ذکر اعظمت شده کافر خدا پرست
مارا به پای توست مسلمان نوشته اند

صدها هزار شکر به درگاه ذوالکرم
ما را اسیر هیبت ایوان نوشته اند

این ذکر یاعلی ست که سربند فاطمه ست
تنها دلیل گوشه ی لبخند فاطمه ست...

#محمد_حبیب_زاده ۹۹/۵/۱۷

  • جمعه
  • ۱۷
  • مرداد
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۲۳:۲۰
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محسن راحت حق

مدح حضرت امیرالمومنین(ع) -( گر چه عمری مضطرم شکرِ خدا با حیدرم ) * محسن راحت حق

۵۱۲

مدح حضرت امیرالمومنین(ع) -( گر چه عمری مضطرم شکرِ خدا با حیدرم ) گر چه عمری مضطرم شکرِ خدا با حیدرم
هر چه هستم نوکرم شکرِ خدا با حیدرم

می شوم گرد و غباری در حریمِ مرتضی..
در غلامی سرورم شکرِ خدا با حیدرم

نیستم اهلِ زیاده خواهی از درگاهِ او...
کمتر از خاکِ درم شکرِ خدا با حیدرم

از همان بدوِ توّلد "یاعلی آموختم...
این کلامِ آخرم شکرِخدا با حیدرم

ساختم در قلبِ خود ایوان طلایی نجف
عاشقی خوش منظرم شکرِخدا با حیدرم

خصمِ او را پست تر می دانم از پستِ لعین
جانِ دشمن می دَرَم شکرِخدا با حیدرم

هر کسی مهرِ علی دارد..بُود آقای من..
نازِ او را می خرم شکرِخدا با حیدرم

صاحبِ امنیّتی هستم میانِ خانه اش..
فاطمه شد مادرم شکرِ خدا با حیدرم

بی تولّایش نخواهم یافت راهِ مستقیم
لطفِ او دور و برم شکرِ خدا با حیدرم

دستگیری می کند عشقِ علی در هر بلا
این بُود در باورم شکرِخدا با حیدرم

  • شنبه
  • ۱۸
  • مرداد
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۱۶:۲۲
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 محسن راحت حق

مدح حضرت امیرالمومنین(ع) -( اوّل و آخر به دستِ تو مسلمان می شوم) * محسن راحت حق

۴۱۳

مدح حضرت امیرالمومنین(ع) -( اوّل و آخر به دستِ تو مسلمان می شوم) اوّل و آخر به دستِ تو مسلمان می شوم
در حریمِ قدسی ات یک روز سلمان می شوم

یا امیرالمؤمنین..حبلِ متینم عشقِ توست
زان سبب پیوسته چون چنگی به دامان می شوم

گبر بودم..کافر و بی دین..ولی با نامِ تو..
مطمئنم سرگلِ گلزارِ ایمان می شوم

ای تمامِ آبرو..وجه خدا..شیرخدا..
آمدم در محضرت مثلِ غلامان می شوم

من ارادتنامه ای دارم به کف از کودکی
بر سرِ اهلِ تولّا عینِ باران می شوم

نوکری بی اسم و رسمم در حریمِ خانه ات
با نگاهت شهره ای در کلّ ِ دوران می شوم

معرفت آموختم پای نَفَس های شما..
از کلامت حضرت والا چو انسان می شوم

مدحِ تو گفتن محال ممکن است مولای عشق
در جوارت می رسم یکباره حیران می شوم

هر کجا بزمی بیادت می شود برپا..فقط
بی تکلّف..بی ریا ..مانند باران می شوم

از سرِ سفره مکن دورم تو ای صاحب کرم
دور از اینجا شوم بی آب و بی نان می شوم

عاشقم..عشقِ نجف دارم به سر یا مرتضا
خوب می دانم که پای سفره ..مهمان می شوم

  • شنبه
  • ۱۸
  • مرداد
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۱۶:۰۲
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 مجتبی خرسندی

مدح امیرالمومنین(ع) -(هرکسی درجهان غلام علی ست) * مجتبی خرسندی

۴۵
۱

مدح امیرالمومنین(ع) -(هرکسی درجهان غلام علی ست) هرکسی درجهان غلام علی ست
مورد لطف و احترام علی ست
ذره پرور شدن مرام علی ست
چون کلام خدا، کلام علی ست
پس به نام خدا، به نام علی ست

اول آفریده هاست علی
در دل ناشنیده هاست علی
در جهان نور دیده هاست علی
برتر از برگزیده هاست علی
عرش یک نقطه از مقام علی ست

علت‌ خلق عالم است علی
بر دوعالم مقدم است علی
زینت نخل میثم است علی
دم به دم ذکر هر دم است علی
دست مردان شراب جام علی ست

جانشین پیمبر است علی
از تمام جهان سر است علی
ساقی حوض کوثر است علی
شافع روز محشر است علی
جبر در اختیار تام علی ست

فاتح کارزار بوده علی
شاه دلدل سوار بوده علی
صاحب ذوالفقار بوده علی
گرچه خود سفره دار بوده علی
نان جو در جهان طعام علی ست

شاه مردان علی، امیر علی
بی محابا و بی نظیر علی
گرچه در جنگ بوده شیر علی
همنشین بوده با فقیر علی
این هم از لطف مستدام علی ست

نجف است و شراب ناب علی
شده آباد هر خراب علی
در پی رحمت و عذاب علی
همه جا بوده هم رکاب علی
ذوالفقاری که در نیام علی ست

کعبه بوده ست سینه چاک علی
سرمه چشم ماست خاک علی
مست مستیم ، مست تاک علی
هر کسی می شود هلاک علی
قبر او وادی السلام علی ست

#مجتبی_خرسندی
#عید_غدیر
#مدح_امیرالمومنین

  • شنبه
  • ۱۸
  • مرداد
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۱۶:۳۱
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

مدح امیرالمومنین(ع) -( تمام عرشیان محو رخ اویند بی تعارف) * ناشناس ؟؟؟

۴۱۲

مدح امیرالمومنین(ع) -( تمام عرشیان محو رخ اویند بی تعارف) تمام عرشیان محو رخ اویند بی تعارف
تمامی سجده گر بر طاق ابرویند بی تعارف

همه کروبیان سرمست جام ساقی کوثر
همه لاهوتیان راه علی پویند بی تعارف

تمام انبیا را افتخار این بوده و باشد
به مژگان گرد نعلین علی روبند بی تعارف

محمد جای خود دارد خدا از شوق او هر دم
به همراه ملائک یا علی گویند بی تعارف

تمام کائنات هرروز و شب بهر نشاط خود
گل روی امیر المومنین بویند بی تعارف

دلیران،پهلوانان و همه گُردان نام آور
بدون شک غلام قنبر اویند بی تعارف

به درگاه خدا ساجد به جبریل امین مرشد
و عالم بنده ی آن خلق نیکویند بی تعارف

به مُلک لافتی شاه و به دستش تیغ می رقصد
به ناز شَست او عالم به هو هویند بی تعارف

ز لطف و جود و انفاق و عطا و بخشش و احسان
دوصد حاتم گدایان سر کویند بی تعارف

عجب نبوَد که پیغمبر و دختش حضرت زهرا
اسیرِ بر سر آن زلف و گیسویند بی تعارف

منم بیمار زهرا و علی و یازده نسلش
که آنها بی تعارف اصل دارویند بی تعارف

فقط حیدر در این عالم امیرالمومنین باشد
عدو و منکرانش پست و پُررویند بی تعارف

به دوشش کیسه ی نان و رطب هر شب به هر سویی
یتیمان عرب او را پدر گویند بی تعارف

علی گفتند و دُر سفتند در وصف غدیر خم
امینی ها به کوثر روی خود شویند بی تعارف

خداجویان عالم را بگو رندانه در خلوت
خدا را در مناجات علی جویند بی تعارف

گهی از لب شکر ریزد سلونی گوید و گاهی
رطب های لبش بر شاخه ها رویند بی تعارف

ز انگور ضریح او شراب ناب می نوشند
همان مستان که ساقی را ثنا گویند بی تعارف

علی خورشید عالم تاب و ماهی بس جهان آرا
پی نورش همه عالم به هر سویند بی تعارف

به دشت شعر آیینی "جواد" امشب به شوق او
دوان این واژه ها هر سو چو آهویند بی تعارف
شاعر:جواد کریم زاده

  • یکشنبه
  • ۱۹
  • مرداد
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۱۶:۲۴
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

مدح امیرالمومنین(ع) -( در آسمان و زمین، خوانِ رحمتش باز است) * عادل حسین قربان

۴۲۶

مدح امیرالمومنین(ع) -( در آسمان و زمین، خوانِ رحمتش باز است) در آسمان و زمین، خوانِ رحمتش باز است
نگاهِ قدسیِ حیدر، دلیلِ اعجاز است

همیشه و همه‌جا "یا علی" بگو، عاشق!
ببین که عشق پس از نام او، در آغاز است

بگو "علی" و دهان را چو شهد، شیرین کن!
بگو "علی" و ببین، نامِ او عسل‌ساز است

مسیرِ عرشِ الهی‌ست، سرزمینِ نجف
کبوترِ حرمش، بس، بلندپرواز است

منم که زل زده‌ام بر شکوهِ این درگاه
ببخش!، عاشقِ نالایقت، نظرباز است!

مردّدم حرمِ حیدر است یا کعبه
چقدر صحنِ علی، اشتباه‌انداز است

از آن شکوه سرودم، ولی مقامِ علی
برای اهلِ زمین، تا همیشه در راز است

  • یکشنبه
  • ۱۹
  • مرداد
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۱۶:۲۸
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

مدح امیرالمومنین(ع) -( نگاه ناروا کرد و تخطّی هایِ بی حد کرد) * مرضیه عاطفی

۳۳۴

مدح امیرالمومنین(ع) -( نگاه ناروا کرد و تخطّی هایِ بی حد کرد) نگاه ناروا کرد و تخطّی هایِ بی حد کرد
بداند هر که طغیان کرد با عصیان؛ به خود بد کرد

نگاهِ بر فضیلت های مولاناعلی(ع) قطعا
گناهِ بیشمارِ چشم ها را پاک خواهد کرد!

  • یکشنبه
  • ۱۹
  • مرداد
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۱۶:۳۰
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

مدح امیرالمومنین(ع) -( با رحمت و لطف خویش درگیرم کن) * محسن زعفرانیه

۹۴۷
۴

مدح امیرالمومنین(ع) -( با رحمت و لطف خویش درگیرم کن) با رحمت و لطف خویش درگیرم کن
از باده ی ناب ازلی سیرم کن

یا رب قَسَمَت به نام حیدر دادم
با عشق و محبت علی(ع) پیرم کن

  • یکشنبه
  • ۱۹
  • مرداد
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۱۶:۳۲
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

مدح امیرالمومنین(ع) -( نام تو شیرین می کند شور غزل را) * محمد موحدی

۵۵۵

مدح امیرالمومنین(ع) -( نام تو شیرین می کند شور غزل را) نام تو شیرین می کند شور غزل را
خرمای نامت بی بها کرده عسل را

راز و نیاز اهل بدعت شر محض است
عشق تو گیرا می کند خیرالعمل را

آغوش تو گرم است ای بابای ایتام
ما از تو می خواهیم یک دنیا بغل را

چشم زمان در نور وجه اللهی تو
هر شب تماشا می کند صبح ازل را

در لا فتی الا علی باید تو را دید
همشأن تو هرگز ندیدم نام یل را

تنها نه در جنگ احد، در هر هیاهو
نامت فراری می دهد لات و هبل را

بازوی تو با کندن قلعه نشان داد
در فتح خیبر؛ قهرمانی بی بدل را

حرف از غنیمت شد... ولی تحقیر کردی
تقسیم ام المومنین ها در جمل را!

در بین ما مردم؛ ابوموسی زیاد است
پایان بده صفین را... جنگ و جدل را...

با عشق و ایمان نهروان را هم تو بردی
اما نفهمیدند مردم راه حل را ...

باید بیفتد در سیاهی های ذلت
قومی که کور است و نمی بیند زحل را

آری "خلائق هر چه لایق"... با تأسف
گفتی تو صد ها بار این ضرب المثل را

شمشیر بالا می رود... با چشم پر خون
داری تو می بینی مصیبت های تل را

فرت و رب الکعبه ات ما را زمین زد
داغ تو می لرزاند آری هر گسل را

  • یکشنبه
  • ۱۹
  • مرداد
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۱۶:۳۴
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

مدح امیرالمومنین(ع) -( هزار شکر که دارم ولای دُرّنجف) * حامد فلاحی راد

۱۱۰۹
۱

مدح امیرالمومنین(ع) -( هزار شکر که دارم ولای دُرّنجف) هزار شکر که دارم ولای دُرّنجف
شدم گدای ولای خدای دُرّنجف

قلم به هیبت الماس هند آوردم
نوشته ام دوسه بیتی برای دُرّنجف

من از قبیله فیروزه شهر نیشابور
عنایتیست شدم آشنای دُرّنجف

علیست دُرّ و نشسته است بر رکاب حرم
“وَ اِن یکاد “بخوان در سرای دُرّنجف

شبیه ابر به باران رسیده ام پابوس
به اشک آمده ام در هوای دُرّنجف

دلم گره به نگاه ضریح خورده و چشم
دخیل بسته به ایوان طلای دُرّنجف

همیشه بین رکوع آمدم برای هبّه
منم گدای علی و گدای دُرّنجف

بگو چه کار کنم تحفه ای به من بدهی؟
بگو که جان بدهم در ازای دُرّنجف؟

نپرس از چه گرفت است آبرو کوفه
کشیده روی تن خود ردای دُرّنجف

هر آنکه مهر کسی غیر مرتضی دارد
نگین شیشه خریده است جای دُرّنجف

چقدر خون به دلش شد اویس در هجران
که شد عقیق یمن مبتلای دُرّنجف

چه ربط بین ضریح علیست با انگور؟
برو سوال کن از مست های دُرّنجف

نجف به پای علی سر گذاشت پر دُر شد
رواست سر بگذارم به پای دُرّنجف

رسید مصرع آخر رسید وقت وداع
فدای حضرت حیدر فدای دُرّنجف

  • یکشنبه
  • ۱۹
  • مرداد
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۱۶:۵۶
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

مدح امیرالمومنین(ع) -( در نجف پیش چشم های امیر، ذره را آفتاب بِنْویسند) * ناشناس ؟؟؟

۵۴۵

مدح امیرالمومنین(ع) -( در نجف پیش چشم های امیر، ذره را آفتاب بِنْویسند) در نجف پیش چشم های امیر، ذره را آفتاب بِنْویسند
با سلامٌ علیکمی ما را، پای تا سر ثواب بنویسند

مستِ مست است جان زوّارش، چشمه ناب کوثری جاری است
در بهشتی که "تحتها الانهار"، آب ها را شراب بنویسند

قبل ازآنکه کنم ز شرم عرق، قبل از آنکه قلم رسد به ورق،
نامه نانوشته را اینجا ، نامه نامه جواب بنویسند

به جناب کلیم باید داد خبرِ "فَخْلَعْ...إنَّكَ بِالوَاد"*
تا ملائک جنابشان را هم زائر بوتراب بنویسند

چه دلیلی رساتر از قرآن؟ بقره، هل أتی، نبأ، فرقان؟
سنی و شیعه تا کجا باید بس روایات ناب بنویسند؟

بی ولای علی ولیِ خدا، هرچه کردی، خدا قبول کند
ولی بی شک ثواب کارَت را کاتبان روی آب بنویسند

از "بحارِ" "خصالِ" او تنها "قطره ای" نقل کرده علامه
صد امینی دوباره باید تا قدر "کافی" کتاب بنویسند
شاعر:امیرحسین کمال زارع

  • دوشنبه
  • ۲۰
  • مرداد
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۰۹:۱۵
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

مدح امیرالمومنین(ع) -( ای کیست ملاک حق و باطل شده است؟) * علی ساعدی

۶۶۱

مدح امیرالمومنین(ع) -( ای کیست ملاک حق و باطل شده است؟) ای کیست ملاک حق و باطل شده است؟
دارنده این همه فضائل شده است ؟

این کیست که با ولای او نعمت و دین
فرمود خدا که هر دو کامل شده است ؟

  • دوشنبه
  • ۲۰
  • مرداد
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۰۹:۲۹
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

مدح امیر المؤمنین -(ای نجفت خانه ی امن همه ) * محمد حبیب زاده

۴۲۲

مدح امیر المؤمنین -(ای نجفت خانه ی امن همه ) ی نجفت خانه ی امن همه
کعبه عشقی به شرف خاتمه

حق و مع الحق هو الحق تویی
عشق تو باشد همه را لازمه

هیچ عجب نیست که حاجی عشق
نام تو بر لب بکند زمزمه

مست می ناب غدیر توایم
ساقی میخانه ی تو فاطمه

هر چه بگویم ز تو کم گفته ام
غیر خدایی ز تو نشنفته ام...

  • دوشنبه
  • ۱۹
  • آبان
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۱۰:۴۶
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب
کربلایی رحیم فیضی اردبیلی

در مدح حضرت علی(ع) -(صاحب شان و شرافت حیدر است) *کربلایی رحیم فیضی اردبیلی

۲۲۹۷
۴

در مدح حضرت علی(ع) -(صاحب شان و شرافت حیدر است) صاحب‌ِ شأن‌ و شرافت‌ حیدر است
معدن عدل و عدالت حیدر است

محو عشق خالق هفت آسمان
عشق‌ را معیارِ قیمت‌ حیدر است

قهرمان خیبر و بدر و اُحُد
چشمهٔ‌ ایثار و غیرت‌ حیدر‌ است

عشقِ نابِ شیعیـــانِ فــاطمی
از ازل‌ تا بی نهایت‌ حیدر است

بی‌ولایت حجّ حاجی را چه سود؟
چلچـــراغ آدمیّت حیدر است

مُنکرِ‌ حیدر مسلمان‌ نیست،نیست
رهبر و صاحب‌ْولایت‌ حیدر است

حُبِّ حیدر بوی جَنّت میدهد
شاکلیدِ دربِ جَنّت حیدر است

(فیضیا) اُستاد جبریلِ اَمین
سالها ماقبل خِلقَت‌ حیدر است

هرچه میخواهی زِحُبّ او بجو
منشأ خیر و سعادت حیدر است

  • شنبه
  • ۲۴
  • آبان
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۱۹:۵۲
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

در مدح حضرت علی(ع) -(به نام عشق به نام خدا به نام علی) * محمد علی بیابانی

۱۵۲۶
۱

در مدح حضرت علی(ع) -(به نام عشق به نام خدا به نام علی) به نام عشق به نام خدا به نام علی
شروع می کنم این شعر را به نام علی

هزار مرتبه ممنون مادر و پدرم
که کرده اند مرا آشنا به نام علی

برو به طوس، برو كاظمين و سامرا
برو مدينه برو کربلا به نام علی

نهاده اند سرم تاج جاه و عزت را
قدم گذاشته ام هر کجا به نام علی

به زیر پرتو این نام، هرچه نام، گم است
همينكه مي تابد آفتاب نام علی

تو را خدای تو از بسکه دوست داشت علی
خودش علی شد و نام تو را گذاشت علی

زمان رو شدن گنج های راز شده
که روشن از دل ویرانه ی حجاز شده

چه بوده است مگر راز سر به مهر خدا
که بر ظهورش لب های کعبه باز شده

ببین تواضع معبودهای سنگی را
حقیقت آمده، در سجده هر مجاز شده

و بی نیازی مخصوص آسمان ها بود
علي رسيد و زمین نیز بی نیاز شده

و ان یکاد نخوانید که برای علی
زمین پر است از آیات در فراز شده

رسید حضرت قرآن و از درون میخواند
برای احمد از آیات مومنون میخواند

بگو تو را که چه بنویسم ای نمود خدا
اگر قلم نزنم در حد و حدود خدا

کسی به چشم خدا را ندید و تو دیدی
تویی که غرق شدی غرق در وجود خدا

زمان خلقت نور تو را که می داند؟
تو نیز بوده ای از آن زمان که بوده خدا

روانه است به سمت علی و آل علی
همیشه تیر سلام خدا درود خدا

فضائل تو اگرچه زیاد، باز کم است
یقین فراتر از این ها تو را ستوده خدا

به حق عشق، به حق علی و آل علی
خدا نصیب کند باز هم وصال علی

خدا نصیب کند باز هم سفر به نجف
ببر دوباره مرا باز هم ببر به نجف

نجف؟! کدام نجف؟! آن دیار که انگار
گشوده است خدا از بهشت، در به نجف

به نیت همه ی مادران مدینه برو
بیا به نیت پابوسی پدر به نجف

هزار بار نظر سمت کعبه بردن را
معاوضه نکنم با یکی نظر به نجف

اگر بناست که در کربلا بمیرم، کاش
که قبل از آن برسد جسم محتضر به نجف

هزار مرتبه ما را به کربلا ببری
نرفته ایم به زیبایی نجف سفری

  • یکشنبه
  • ۲۵
  • آبان
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۱۷:۵۲
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مدح حضرت علی -(در مسیر علی کسی مثل) * محمد حبیب زاده

۳۵۱

مدح حضرت علی  -(در مسیر علی کسی مثل) در مسیر علی کسی مثل
مالک جان به کف نخواهد شد

از برای کسی که مست علیست
کعبه هم چون نجف نخواهد شد

دم ایوان طلای حضرت عشق
عمر عاشق تلف نخواهد شد

هر کسی دل به مرتضی داده
با دلش غم طرف نخواهد شد

فاتح قلب فاطمه غیر از
حضرت لو کشف نخواهد شد

طوف او کامل الزیارات است
یاعلی افضل العبادات است...

  • پنج شنبه
  • ۲۹
  • آبان
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۱۰:۴۰
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب

در مدح امام علی(ع) -(قسم به ساقی کوثر،به تاک روی ضریح) * محمد کابلی

۹۰۶
۲

در مدح امام علی(ع) -(قسم به ساقی کوثر،به تاک روی ضریح) قسم به ساقی کوثر،به تاکِ روی ضریح
خدا زجام علی ، بر جهان شعف داده

نوشته خانه ی خودرا محل میلادش
و لطف کرده و بر کعبه هم شرف داده

و عرش و فرش و تمامیِّ خلقتش را او
درامتداد ولای علی هدف داده

و "جاعلُ فی الارضِ خلیفه" یعنی که
خلیفگیَّ خودش را به یک خلف داده

سروده یک صدوچهارده غزل برای او و
شکوه خود به شهنشاه "لو کَشَف" داده

ز بسکه صحن و سرایش قشنگ و روح افزاست
خدا به اهل جنان وعده ی نجف داده

  • شنبه
  • ۱
  • آذر
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۲۲:۲۰
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مدح حضرت علی(ع) -(علی دین را امام راستین است) *

۴۰۶

مدح حضرت علی(ع) -(علی دین را امام راستین است) علی دین را امام راستین است
علی دست خدا در آستین است

علی یعنی چراغ اهل بینش
علی یعنی پناه آفرینش

علی آیینه ی آیین اسلام
علی یعنی تمام دین اسلام

علی میزان، علی ایمان، علی حق
علی سر تا قدم توحید مطلق

علی مولود کعبه رکن دین است
علی آئینه‌ی حق الیقین است

علی در ملک هستی ناخدا بود
علی پیش از خلائق با خدا بود

علی حمد و علی ذکر و علی دم
علی حجر و حطیم و بیت و زمزم

علی حج و صلاة است و صیام است
علی رکن و قعود است و قیام است

علی در یاری حق ترک جان گفت
علی در بستر ختم رسل خفت

علی دین است و قرآن است و احمد
علی یعنی علی یعنی محمّد

ولی الله اعظم رکن دین است
اولوالامر تمام مسلمین است

که قرآن می‌کند وصف خضوعش
زخاتم بخشی و حال رکوعش

هزاران سلسله آواره‌ی اوست
حدیث منزلت درباره‌ی اوست

گُهر از سِلمُک سلمی فشانم
حدیث لحمُک لحمی بخوانم

عدم بود و عدم بود و عدم بود
که حیدر با محمّد هم قدم بود

  • یکشنبه
  • ۲
  • آذر
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۲۱:۳۸
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

در مدح حضرت علی(ع) -(ای جلوه گر ز روی تو نور خدا علی) *مرحوم یوسف مهدیون

۱۴۰۶
۱

در مدح حضرت علی(ع) -(ای جلوه گر ز روی تو نور خدا علی) ای جلوه گر ز روی تو نور خدا على
ای روشن از جمال تو ارض و سما على

ای در سپهر حُسن درخشنده آفتاب
وی مظهر جمال و جلال خدا على

در حیرتم که باز چه گویم ز وصف تو
جائی که هست مدح تو در هَل اتی على

بعد از نبی که سرور و سالار انبیاست
ایزد نیافریده نظیر تو یا علی

زان رو که نام نامی تو اسم اعظم است
ورد زبان من شده نام تو یا علی

کوی تو را به روضۀ رضوان نمی دهم
باغ بهشت بی تو ندارد صفا على

من خوشدلم به گوهر گنج ولای تو
مهر تو داده طاعت ما را بها على

در بارگاه قدس توجّه نمی کنند
بی مُهر مِهرِ تو به نماز و دعا على

از جور روزگار حوادث مرا چه باک
دارم تو را من ای شه مشگل گشا على

دستم بگیر پیش تو آورده ام پناه
امّید بسته ام به تو یا مرتضی علی

بر درگهت مرا به غلامی قبول کن
ای شهریار اعظم ملک ولا على

این چامه را « فگار » بهانه نموده است
گیرد صله ز دست تو طبع رسا على

  • جمعه
  • ۷
  • آذر
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۲۰:۵۶
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

در مدح حضرت علی(ع) -(نجف رفتم حریم یار دیدم) * ابوالفضل فرهنگی

۶۲۹
۱

در مدح حضرت علی(ع) -(نجف رفتم حریم یار دیدم) نجف رفتم حريم يار ديدم
علی را مرد ميدان دار ديدم
حريمش را پر از زوار ديدم
علی را مرد ميدان دار ديدم

ببستم ديده، چشم دل گشودم
بصيرت شد تمام تار و پودم
به چشم دل هزار اسرار ديدم
علی را مرد ميدان دار ديدم

به قلبم مهر والاي ولا را
به دل عشق علی مرتضی را
به چشم دشمنانش خار ديدم
علی را مرد ميدان دار ديدم

وصی و جانشين مصطفی را
امير و لنگر ارض و سما را
غریب و بيكس و بی يار ديدم
علی را مرد ميدان دار ديدم

رسيدم درب او هی در زدم من
علی گويان در حيدر زدم من
خودم را دل فكار و زار ديدم
علی را مرد ميدان دار ديدم

كنار قبر مولا گريه كردم
بگفتم ياعلی دورت بگردم
كرم از حيدر كرار ديدم
علی را مرد ميدان دار ديدم

  • چهارشنبه
  • ۱۲
  • آذر
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۲۲:۵۶
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مدح حضرت علی -( پدر خاکی و اب الایتام) * محمد حبیب زاده

۱۰۱۶

مدح حضرت علی  -( پدر خاکی و اب الایتام) پدر خاکی و اب الایتام
کعبه بسته ست دور تو احرام

اصل تصویر حق تعالایی
دشمنت پست بوده و ناکام

تا علمدار دین و قرآنی
سربلند است پرچم اسلام

ساقی باده های لم یزلی
از شراب جنون بده در جام

ای خوشا عاشقی که مستت شد
در سر کوی تو بود خوش نام

ضربان دل خدا جویان
سینه ها را قراری و آرام

تو که دست خود خدا هستی
روی دستت نیامده دستی...

  • یکشنبه
  • ۲۳
  • آذر
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۲۱:۱۶
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب
 رامین محمد زاده

در مدح حضرت علی(ع) -(قلم سرمستی دیگر به پا کن) * رامین محمد زاده

۳۹۷

در مدح حضرت علی(ع) -(قلم سرمستی دیگر به پا کن) قلـم سـرمستـی دیگـر بـه پـا کـن
بگـو یـا مـرتضـی محشـر بـه پـا کن
بگـو یـا مـرتضـا افغــان به پا کـن
بگـو یـا مـرتضـی طـوفـان بـه پا کن
اگـر از جـام حیـدر مسـت ِ مستـی
بگـو یـا مـرتضـی گـر شیعـه هستی
زِ وهـابـی اگـر داری تـو کینــه
بگـو یـا مـرتضـی از عُمـق سینـه
کـه نـام مـرتضـی ذکـر جلیـل است
علـی استـاد صـدهـا جبـرئیـل است
کلامـَم شعـر هستـی را نگیـن است
یقینـاً ایـن سُخنهـایـم متیـن است
شـب سـرمستـی قـران و دیـن است
که دل بـا دلبـر خـود همنشیـن است
اگـر چـه سینه ام غـرق اَنیـن است
دلـم بـا عشـق مـولایـم اَجیـن است
علـی سلطـان حـقِ عالمیـن است
علـی معنــای دیـن راستیـن است
علی هـم مَـه رُخ هم مَه جبیـن است
علـی هـم نکته دان و نکته بین است
مثال مصطفی حیدر امین است
علی شیرازه قران و دین است
علی درد آشنای مسلمین است
علی سر لشکر شور آفرین است
قسم بر ذات حق که این چنین است
علی بـر شیعیان خـود مُعیـن است
تمـام دیـن و قـران در همین است
کـه حُـب مرتضـی اصـلُ الیقیـن است
علـی فُلـک نجـات مسلمیـن است
علـی دامـاد ختـم المـرسلیـن است
علی بر عاشقـان حَبلُ المتیـن است
علی حق است ، علی حق الیقین است
علی حقـانیـت را چـون قریـن است
علـی استـاد صد روح الامیـن است
بـه کُـوری تمـام دشمنـانـش
فقـط حیـدر امیـر المومنیـن است

  • جمعه
  • ۳
  • بهمن
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۲۰:۰۶
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مدح مولا امیرالمؤمنین(ع) -(تا شبی درخلوت دل انس با دلبر گرفتم...) *

۳۹۹
۱

مدح مولا امیرالمؤمنین(ع) -(تا شبی درخلوت دل انس با دلبر گرفتم...) تا شبی در خلوت دل انس با دلبر گرفتم
دولتی دیدم به دامن کز جهان دل بر گرفتم

برد از دل صبر و ‌تابم با خیال از دیده خوابم
سر به هر بالین نهادم، جا به هر بستر گرفتم

بود شوری در سرم چون کوهکن با تلخ‌کامی
تا به شیرینی چو خسرو کامی از شکّر گرفتم

از شمیم عود و عنبر شد مشام جان معطر
تا به کف از موی دلبر نافه‌ی اذفر گرفتم

ماه رویش را به زیر سایه‌ی گیسو چو دیدم
در دل شب بهره‌ای از خسرو خاور گرفتم

در هوای آب حیوان از لب جان‌بخش جانان
همتی از خضرِ خالش همچو اسکندر گرفتم

دورها با چشم مستش روی هشیاری ندیدم
دل بدان پیمانه دادم کام از آن ساغر گرفتم

سیب سیمینش چو دیدم بر فراز سرو دلجو
از نهال آرزو از بعد عمری بر گرفتم

صورتش را نقش بستم تا به لوح دل به معنی
خامه‌ی مانی شکستم خرده بر آزر گرفتم

بارها پیمودم از جان در ره او صد بیابان
چون نشد منزل نمایان راه را از سر گرفتم

این طریق بی‌نهایت تا کنم طی با هدایت
دامن شاه ولایت خواجه‌ی قنبر گرفتم

خسروی کز فرّ و جاهش با غلامی در پناهش
افسر از خاقان ربودم تاج از قیصر گرفتم

ذرّه‌ای بودم که در پروین سهایی می‌نمودم
رونق بیضا ز خاک پای آن سرور گرفتم

نور دانش، مهر بینش، پرتوی خورشید عرفان
ز آن فروغ آفرینش شاه دین‌پرور گرفتم

شهر دین احمدی را چون علی بابی‌ست عالی
من به امید درایت حلقه‌ی آن در گرفتم

همچو ارواح مجرد همچو اشباح مقید
یاوری چون صهر احمد در ره داور گرفتم

در هوای قاف قدرش بال بگشودم چو عنقا
هر دو عالم را به یک دم زیر بال و پر گرفتم

در ره معراج مدحش تا به اوْادنی رسیدم
هر مقامی را که دیدم راه بالاتر گرفتم

برتر از امکان چمیدم نغمه‌ی واجب شنیدم
ساقی وحدت چو دیدم زان می کوثر گرفتم

چون رسل بهر هدایت چون امم بهر عنایت
چون پیمبر در عنایت دامن حیدر گرفتم

از علی میر معظم، قطب امکان، غوث عالم
سر خط آزادی از غم تا صف محشر گرفتم

هرچه گفتم مدح حیدر مظهر خلاق اکبر
از خدای حی داور اجر خود بی‌مر گرفتم

تا دهم داد فصاحت در ثنایش از بلاغت
بکر معنی را به صورت پرده با زیور گرفتم

یاعلی از عشق رویت در هوای خاک کویت
چون شکیب در آرزویت جای در آذر گرفتم

رحمتی کز فرّ و جاهت گویم اندر بارگاهت
چون فلک از خاک راهت زینت دیگر گرفتم

شاعر: #شکیب_اصفهانی

  • چهارشنبه
  • ۲۲
  • بهمن
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۱۲:۲۴
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

مدح مولا علی(علیه السلام) -(پدرش حضرت ابوطالب...) * غلامرضا فاتحی

۷۷۹

مدح مولا علی(علیه السلام) -(پدرش حضرت ابوطالب...) پدرش حضرت ابوطالب
شعرهايش شنيدني ، جالب
در شجاعت ز کُلُهم غالب
پسرش خوش قلم ترين كاتب
به علی ، دل علاقه ای دارد
بَه چه نهج البلاغه ای دارد

مادرش فاطمه است بنت اسد
وصف او رد شده ز حدو عدد
پسرش بر تمام سر آمد
در بلاغت مقام صد در صد
جز علي نقطه اي به قرآن نيست
خطبه اي گفته نقطه در آن نيست

كوثري را به شور مي بينم
در نمازش حضور مي بينم
آسمان را چه جور مي بينم
در سه نوبت سه نور مي بينم
بَه ، به نوري زچا درزهرا
كه مسلمان كند يهودي را

يك يهودي نشسته بر سر راه
دلخوش از لحظه لحظه هاي نگاه
تا ببيند جمال شاهنشاه
روي ماه علي ولي الله
این يهودي كه عاشق مولاست
دفن در وادي مسلمانهاست

نطفة ما و انعقاد علي
مادر و زايمان و ناد علي
لحظة بي كسي و ياد علي
من غلامي كه خانزادعلي
‍ژِِن اين بچه شيعه ها ،شيعه
و دي اِن ايِ خون ما شيعه

شيعه آن هم ز نوع زهرايي
كوثري ، مادري و بابايي
غيرتي ، حيدري و مولايي
شيعة معتقد به آقايي
كه صراحي دل به كف دارد
نسبتي با شه نجف دارد

و نجف شُربخانة مستان
این گذرگاه دنج بي پايان
يك ضريح هزار تاكستان
صدو ده ني نمك ، شكر ريزان
و نجف لابی خداوند است
نرخ این شعرهای من چند است

گفتمت مرد آسمان مانده
حضرت صاحب الزمان مانده
عقل من، عقل اين و آن مانده
كه چگونه چنين جوان مانده
آمده آن جوان خوش بَر و رو
سرخ لب ، سبز گونه ،مشکین مو

او که بر عشق آبرو داده
به دعا حال گفتگو داده
وبه دستان می سبو داده
خیر محض است آنچه او داده
خیر ، خیر الامور اوسطها
من که مابِین ساقی ومولا

ساقی انگور میدهد به به
جامی از نور می دهد به به
به دلم شور می دهد به به
از همان دور می دهد به به
فاصله بین ما، دو تا دست است
شصت و یک سال علقمه مست است

سامرا کربلای آینده است
کربلا با مدینه پاینده است
قم که از کاظمین آکنده است
مشهد آری بهشت هر بنده است
کربلایی شدم خدا را شکر
من رضایی شدم خدا را شکر

دلم اینجا شکار می گردد
صید زلفان یار می گردد
دور چشم نگارمی گردد
یک در اینجا هزار می گرد
یک کیلو صوت یک تُنَم حالا
گوش ، شیعه اریکسُونم حالا

دوست داری که ابن سینا ...یا
اکبر دهخدا ی دانا ...یا
طبق قانون ، شفا، مداوا ...یا
از لغت نامه ای که معنا ...یا
شاعری ، دکتری ، شوی خوش نام
بشوی تو حکیم علی خیام

خالد آمد امير را بكشد
مرد شمشير و تير را بكشد
و عليِ دلير را بكشد
موش آمد كه شير را بكشد .!؟
با دو انگشت و ناي ابن وليد
زرد شد خالد و به خود لرزيد

اين دو انگشت قصه ها دارد
ذوالفقار است و شكل لا دارد
و حكايت ز لافتي دارد
قدرت بعد مرگ را دارد
اين دو آمد ز لابلاي ضريح
منغذ افتاد كشته پاي ضريح

گر كه بر مركبش سوار شود
وارد بزم كار و زار شود
كار دشمن تمام زار شود
دست اگر او به ذوالفقار شود
شير شرزه عجيب مي غرد
ذوالفقار از دو سمت مي برد

در يمين و يسار مي چرخد
شش جهت را سه بار مي چرخد
نصف را شه سوار مي چرخد
نصف را ذوالفقار مي چرخد
نصفه اي را كه تيغ مي پيمود
هنر دستهاي حيدر بود

نصفه اي را كه شاه مي جنگيد
اين دو ديده چه چيزها را ديد
تيغ چون رقص نور مي رقصيد
در فرود آمدن نمي لرزيد
كله اي با كلاه مي پرد
ذوالفقار است سينه مي درد

ذوالفقاری که بی غلاف آمد
تیغ کج را ببین که صاف آمد
تیز و بران و موشکاف آمد
یا علی گفت و در مصاف آمد
ذوافقارش بدون واهمه است
خواهر ذوالفقار فاطمه است

نَه كه در سال سي عام الفيل
نه كه در كعبه بارگاه جليل
نه كه بعد از پيمبري خليل
نور او قبل خلق جبرائيل
عدد سي هزار ضرب خودش
يك نُهُ و هشت صفر در جلويش

تازه اين سن جبرئيل امين
كه خودش گفته با پيمبر دين
و علي بوده پيشتر ازاين
شاعری ميزند چنين تخمين
آخرین حد فکری اعداد
سن حیدر حدود یک ملیارد

من علی را خدا نمی دانم
از خدا هم جدا نمی دانم
بی شریک و یگانه می دانم !
من از این بیش را نمی دانم
علی از ذات حق شده مشتق
آخرش می شود به حق ملحق

  • چهارشنبه
  • ۲۲
  • بهمن
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۱۲:۲۶
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 رامین محمد زاده

در مدح حضرت علی(ع) -(بـر همـه بی يـاوَران و بی كسـان يارا علی) * رامین محمد زاده

۳۴۸

در مدح حضرت علی(ع) -(بـر همـه  بی يـاوَران و بی كسـان يارا  علی) بـر همـه بی يـاوَران و بی كسـان يارا علی
بعدِ خالق بر همه اوصاف چون را دارا علی

شيعه‌ی ‌حيدر شدن ‌از پادشاهی بَرتر ‌است
شكرُ لِلًه شيعه‌ی خود كرده ماها را علی

عالِمان در كار دنيا پای در گِـل مانده اند
غرق حيـرت كـرده جانـا كُل دنيا را علی

انبيـا و اوليا و اوصيـا ســربـاز او
يك تَنه حُكـم شفـاعت دارد عقبا را علی

دين و قرآن و نَبی مديون نـام حيدر است
زنده كرده هـم صـلاه و هم مُصلی را علی

نا خُدایِ كشتیِ نـوح است ؛ ناجیِّ خليل
تا اَبـد پاينـده كـرده ديـنِ طاها را علی

يا علی گفت و به دريا بی مهابـا زد كليـم
اژدها ميكرد‌ عصای شخص موسی را علی

گر مسيحا با دَم خود مُرده را جان ميدهد
بی گمان تَظمين نموده عمر عيسی را علی

شعر آن شاعر اگر اينگونه باشـد بهتر است
قَـدر زَر زرگـر شناسد ؛ قدر زهرا را علی

اي پريشان هرچه داری‌از يَم لطف عليست
چون عنايت كرده اين اشعار زيبا را علی

قطره‌ی نا چيز بودی صد چو دريا گشته‌ای
چون نشـان داده برايت راه دريا را علی

  • چهارشنبه
  • ۲۲
  • بهمن
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۱۵:۱۳
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مجید قلعه بیگی

در مدح حضرت علی(ع) -(مرگ بر ضد علی هر فرقه ای از هر دیار) * مجید قلعه بیگی

۳۳۲

در مدح حضرت علی(ع) -(مرگ بر ضد علی هر فرقه ای از هر دیار) مرگ بر ضد علی هر فرقه ای از هر دیار
سننی و وهّابی و آل سعودِ سگ تبار

در غدیر خم خدا گفت از زبان مصطفی
لافتیٰ الاعلی لا سیف الا ذوالفقار

هرکس که چو ما زادهٔ این درگاه است
بی شبهه به اسرار ازل آگاه است

تفسیر صد و چهارده سوره عشق
تصدیق أشهدأن علی ولی الله است

  • جمعه
  • ۲۴
  • بهمن
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۲۰:۱۲
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مولاعلی (علیه السلام) -(برسانید گوش فراران..) * محمد حبیب زاده

۳۱۸

مولاعلی (علیه السلام) -(برسانید گوش فراران..) برسانید گوش فراران
زره مرتضی یه رو دارد

بهر کشتار نسل کافرها
تیغ شمشیر او وضو دارد

چه بگویم ز وصف اوصافش
هر که شد خاکش آبرو دارد

کعبه با آن جلالت و جبروت
بوسه بر صحنش آرزو دارد

تو خداوندی یا بشر حیدر
عقل و دل شوق گفتگو دارد

قبله عشق سوی گنبد توست
گنبدی که طلا به رو دارد

ساقی باده های لم یزلی
عاشقت بر کف اش سبو دارد

گر خدا را ندیده مشتاقی
که علی وجه حق به رو دارد

فوق العاده ترین امیری تو
پس یدالله دست گیری تو...

  • شنبه
  • ۲۵
  • بهمن
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۰۹:۳۱
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

ماه رجب، مدح امیرالمؤمنین(ع) -(خوب است دلم خلوت شب داشته باشد...) * رضا قربانی

۶۴۸

ماه رجب، مدح امیرالمؤمنین(ع) -(خوب است دلم خلوت شب داشته باشد...) مولاجان...!

خوب ست دلم خلوت شب داشته باشد
سختی بکشد تاب و تَعَب داشته باشد!

«خواهان هنرمندِ تو گر کوه جگر داشت،
اول قدم آن است ادب داشته باشد»

در بارگه عشقِ تو عاقل، تَه صف هست
باید که به دیوانه لقب داشته باشد!

بدخواه تو آقا به خداوند بعید است…
از سمت پدر، اصل و نسب داشته باشد

تو عشق عجم‌هایی و حیف ست به‌وَاللّه
مانند تو را قوم عرب داشته باشد!

تو یک‌تنه باعث شده بودی که"محمد"
هنگام خطر ، داوطلب داشته باشد

گفتند خدا نیست"علی"، ما که ندیدیم،
مثل تو کسی جلوه‌ی رب داشته باشد!

زایِشْگَهَتْ از قصد شده کعبه، علی جان!
تا سجده به یک سنگ، سبب داشته باشد

آنقَدْر بزرگی که، تو تب میکنی اول…
گر قنبرِ تو، حالت تب داشته باشد!

خوشبخت شود هرکه برات نجفت را
در سیزده ماه رجب داشته باشد

  • شنبه
  • ۲۵
  • بهمن
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۱۱:۳۴
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 مجید قلعه بیگی

عدل علی(ع) -(هرآنکس طریق عدالت قدم میزند) * مجید قلعه بیگی

۳۷۲
۳

عدل علی(ع) -(هرآنکس طریق عدالت قدم میزند) هرآنکس طریق عدالت قدم میزند
به مُلک شرف او علم میزند

اگر پادشاه عدالت علیست
چرا عده ای قاعده را بهم میزند

چرا عده ای با ستم با نفاق
ز خون جماعت اِرم میزند

چرا از خیانت جنایت بشر
هر عصری به نوعی قلم میزند

عجب روزگاری شده،ظالمین
دم از جور و ظلم و ستم میزند

بیا صاحب الامرِ عصرنفاق
خوائن ز دیوان دم میزند

تویی رهبر عدل بعدِ علی
که بعضی دم از آن کرم میزند

خدا داند این قشر بی رحم و دون
به ملت فقط فاز غم میزند

کیم من؟زبانِ همین مردمم
دل شب«فقیرخویی» قلم میزند

  • سه شنبه
  • ۲۸
  • بهمن
  • ۱۳۹۹
  • ساعت
  • ۲۲:۴۳
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد