توصیف حرم،فصاحتش گسترده ست
چون سایه ی عرش، ساحتش گسترده ست
محدود به کربلا که نه!این کعبه
در عرض جهان مساحتش گسترده ست
- چهارشنبه
- 14
- آذر
- 1397
- ساعت
- 21:40
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور
توصیف حرم،فصاحتش گسترده ست
چون سایه ی عرش، ساحتش گسترده ست
محدود به کربلا که نه!این کعبه
در عرض جهان مساحتش گسترده ست
من هستم و اشک و دعا شب های جمعه
یک حسرت بی انتها شب های جمعه
پر می کشم با یک سلام صاف و ساده
رو به ضریح کربلا شب های جمعه
دم را غنیمت می شمارم تا دمت هست
هرجا که باشم بر لب اسمِ اعظمت هست
از هر کسی که خواست باشم همنشینش
پرسیده ام اول که آیا آدمت هست؟
از آدم و عالم اگر شد دست کوتاه
در دل ندارم هیچ غم چون پرچمت هست
مبهوت و مات از سختیِ دنیا نگردم
زیرا که رخسارم به رنگِ ماتمت هست
دستم چه با امید دق الباب کرده
وقت خریدن ، شوقِ جنس دَرهمت هست
از تو نخوانده صِله را آماده دیدم
قبل از شروع شعرهایم دِرهمت هست
خشکیده احوال زمین از عشق اما
بر چشمِ عشاق تو اشکِ بر غمت هست
با یک دوا درمانِ درد هر مریضی
در نسخهٔ اشکی به روضه ، مَرهمت هست
گریه ، دلیلِ محکمی بر آشنایی است
چشمی که گریان تو باشد مَحرمت هست
گر خلقتِ عالم شود قربانی
مائیم نسیم خانه بردوش حسین
چون کعبه شب وروز سیه پوش حسین
گرروز جزا زما بپرسند که اید؟
گوئیم غلام حلقه برگوش حسین
دلم می خواهد از این غم بمیرم
به زیرِ سایه ی پرچم بمیرم
نرفتم کربلا ای دادِ بیداد
الهی که از این ماتم بمیرم
حسینی هستم و آلوده ام آقا مرا حر کن
نباشم کمتر از خاک نجف امشب مرا دُر کن
شبیه گرد گاهی گِرد دشمن هستم و گه دوست
مرا در بندِ مهر خود ، رها از این تحیر کن
نفس آه و به دیده آب و دل آتش ، شدم خاکت
خدا را یا علی انسانم از این چار عنصر کن
نمی خواهم شبیه دشمنانت باشم از این پس
وجودم را به جودت خالی از خشم و تکبر کن
ز خود خواهی پس از عمری هنوزم از شما دورم
ز خود خالی نما جان مرا و از خدا پر کن
دلم را یا علی لبریز کن از حب احبابت
و از هر دشمنت در هر زمان پر ، از تنفر کن
کنون که یا علی گفتی «رئوفی» هر کجا هستی
خودت را کنج ایوان نجف دیگر تصور کن
یا حسین(ع)
شب جمعه ست دلم در حرم خون خداست
نقش در دیده ی من منظره ی کرببلاست
دست برسینه سلامی بدهم بر آقا
چشم گریان شده از بهر حسین زهراست
الا يا ايها الاول امام سوم دنيا
قلم در دست ميگويم كه بسم الله مجراها
الا يا ايها الباطن الا يا ايها الظاهر
الا يا عالم الغيب و الا يا ايها الحاضر
الا يا ايها الباقي بگو آب حياتم كو
ز گريه ديده ام درياست كشتي نجاتم كو؟
الا يا ايها المصباح در اعماق تاريكي
دلم قرص است ميدانم كه تو بسيار نزديكي
الا يا ايها المحبوب اي شيرين ترين شورم
نميخوانم كسي را جز تو از گهواره تا گورم
الا يا ايها ليلي جنونم را تماشا كن
مرا از عاشقانت بيشتر در عشق رسوا كن
الا يا ايها السيد به اين عامي نگاهي كن
بيا و قبل جان دادن به ناكامي نگاهي كن
الا يا ايها المولا غلامي حلقه در گوشم
كه فرداي قيامت هم علم دارم سر دوشم
منم یه روضه خونه ساده
ارادتم به تو زیاده
من اونیم که مادرم تو روضت
با گریه شیرم داده
بگی بمیر به پات میمیرم
به پای بچه هات میمیرم
سوال من ازت همینه آقا
تو کربلات میمیرم ؟
آقا محتاج نیم نگاتم
وقتی تو روضه هاتم
یه حسی بهم میگه
زیر ایوون طلاتم
"میخونم حرم حرم ، میمیرم ''
برای نوکر اعتباری
امید قلب بی قراری
چقدر به دل میشینه اسمت آقا
به به چه اسمی داری
یه عمره با دعای مادر
نشسته ام به پشت این در
میتونم اینو من بگم که هستم
سرباز بنت الحیدر
زینب غیرتی ام رو نامش
هرشب میدم سلامش
سوی کرب و بلا پر
میگیرم از رو بامش
"میخونم حرم حرم ، میمیرم اگه نرم"
به عشق کربلا غلامت
صبح و مسا میده سلامت
هوامو داشتی و
هرکس که به دل زُلالِ ایمان دارد
با ذکرِ حسین اشکِ فراوان دارد
.تلخیِ مرا همیشه شیرین کردَه ست
شوری که همین ذکرِ "حسین جان" دارد
یارفیق...
من کیستم حسین غلامِ غلام تو
روی لبم به جلوه نشسته است نام تو ...
قلبم دوباره دست به سینه سلام داد...
عمریست دلخوشم به جواب سلام تو...
« السلام علیک یا اباعبدالله ... »
شب جمعه است دلم کرب و بلا میخواهد
در حرم حال مناجات و بکا میخواهد
شب جمعه ست دلم شوق پریدن دارد
بوسه بر پهنه ی ایوان طلا میخواهد
حال و احوال دلم خوب نمیباشد چون
خفقان دارد و از عشق هوا میخواهد
آه ای کرببلا سخت تر از هجران چیست؟
دل من آمده در صحن تو جا میخواهد
اغنیا کعبه خود را به تو ترجیح دهند
کربلا، حضرت ارباب گدا میخواهد؟
روح مجروح من از نوح حرم کرده طلب
مرهمی مرحمتم کن که دوا میخواهد
تنگدستم ولی از برکت آقا شاهم
بی نیاز است ولی باز مرا میخواهد
ای هزار آینه حیران تو یا ثارالله
صبح سر زد ز گریبان تو یا ثارالله...
عجبی نیست اگر از سر جان برخیزد
هر که زد دست به دامان تو یا ثارالله
ای خوشآن قومکه در مکتب هفتاد و دو تن
سر سپردند به فرمان تو یا ثارالله
چشم تاریخ ندیدهست و نبیند دیگر
به وفاداری یاران تو یا ثارالله
رو به منظومۀ چشمان تو سر زد خورشید
ماه شد آینهگردان تو یا ثارالله...
ریخت در دامن شب آینه در آینه نور
شور تو، عشق تو، ایمان تو یا ثارالله
به فتوّت، به عدالت، ابدیت بخشید
شرف و غیرت و وجدان تو یا ثارالله
آب از خون گلو خورد که سر سبز شود
چمن لاله و ریحان تو یا ثارالله
خون شد از غم جگر دجله که هرگز نگرفت
بوسهای از لب عطشان تو یا
دلا بكوش كه آیینۀ خدات كنند
به خود بیایی و از دیگران جدات كنند
بكش ز سینهات آهی اگر حواله شود
بریز قطرهٔ اشكی اگر برات كنند
اگر خلاف رضای خدا قدم نزنی
به اشک چشم تو البته التفات كنند
تو روزها گره از كار غنچه وا كردی؟
كه رهروان وفا نیمهشب دعات كنند
كمر به تزكیه نَفْس بستهای كه تو را
مقیم خیمۀ «آتیتُم الزّكاة» كنند
اگر چو «حُر» ز رهِ اشتباه برگردی
تو را در آینهٔ عشق، محو و مات كنند
به سوی كعبهٔ دلها سفر توانی كرد
اگر به حال خود این همرهان رهات كنند
كبوتران مهاجر دم از عطش نزنند
اگر كه مشقِ سفرنامهٔ فرات كنند
سفر به محضر محبوب شرطها دارد
«حبیب» باش كه دعوت به كربلات كنند
سفینههای سعادت اگرچه
#سبک_شور_امام_حسینی
بند اول
رفیقمی آقا چقد مردی
منو یه عمره مجنونت کردی
فقط تو روضه یا حسین گفتم
تو مرهم واسه هر دردی
میدونی که حسین یه بیچارم
مگه به جز تو کسی رو دارم
سرم رو وقت مردنم آقا
روی پای تو میزارم۲
دلم یه کربلا میخواد خیلی/به جز حرم نداره هیچ میلی
حسین تموم شور و حالی
میدونی کربلاتو دوس دارم/دنیا رو اقا با تو دوس دارم
با تو حسین خدا رو دوس دارم
حسین جان،میدونی غلام تمومیه این نوکراتم
میدونی یه عمره که محتاج نیمه نگاتم
هنوزم حسین،دیوونه برا کربلاتم
حسین جان،زده عشق تو از قدیم تو وجودم یه ریشه
رفیق منی از قدیم و برای همیشه
مثه تو حسین،برام دیگه پیدا نمیشه
(انت فی قلبی ابا عبدال
خواستم جانم زره باشد برایت... دیر شد
حلقههای زخم از پا تا سرت زنجیر شد
منعکس شد رنگ خونت در غروب آفتاب
قلب مجروح تو هم خورشید این تصویر شد
تیغ ها روی تنت در هم گره خوردند؛ آه!
هر کدام از این گرهها باز با شمشیر شد
هیچ جای سالمی روی تنت نگذاشتند
تازه کم کم با گلویت نیزهای درگیر شد
چند روزی بر فزار نیزه بودی، بعد از آن
آمدی روی زمین و خاک از خون سیر شد
چند دندان شکسته... چند خط با خیزران...
خواهرت این صحنه ها را دید و آخر پیر شد
صبح نزدیک است؛ چون نور خدا میتابد از
سورهی فجری که روی حنجرت تحریر شد
سالیان سال رفت و عشقت از دلها نرفت
«کل شیءٍ هالک الّا وجهه» تفسیر شد
هفتاد و دو آیه تابناک افتادهست
هفتاد و دو لاله سینهچاک افتادهست
ای ماه بگو ستارهها شرم کنند
هفتاد و دو خورشید به خاک افتادهست
در سینۀ کربلا که چون گل پاک است
هفتاد و دو خورشید نهان در خاک است
هفتاد و دو خورشید که هر خورشیدی
روشنگر منظومهای از افلاک است
تا در پی عشق تابناک افتادند
اصحاب حسین سینهچاک افتاد
هفتاد و دو سروناز چون اشک وداع
در پای امام خود به خاک افتادند
امام حسین(علیهالسلام):
«یَا بُنَیَّ، اِصْبِرْ عَلَى الْحَقِّ وَ إِنْ کَانَ مُرّاً»
فرزندم! در راه حق پایداری کن، هرچند تلخ باشد.
الکافی، ج۲، ص۹۱
در عشق، رواست جاننثاری کردن
حق را باید، همیشه یاری کردن
در یاری حق صبور باشید، صبور
تلخ است اگرچه پایداری کردن
خیلی دلم تنگه
داره هوای کربلا این دل/برا حرم تنگه
میبینی اقا حال و روزم رو/نگو دلم سنگه/خیلی دلم تنگه
از همه دل کندم
دل شکستم رو به ضریح/شش گوشه میبندم
تا که بدونی من به عشقه کر/بلاته که زندم/از همه دل کندم
کرمتو عشقه
یه شب جمعه سینه زنی تو/حرمتو عشقه
نوکری کردن تا ابد زیر /علمتو عشقه/کرمتو عشقه
اشکامو میبینی
واسه همه غم هایی که دارم/تویی که تسکینی
تا که میام روضه کنار من/همیشه میشینی/اشکامو میبینی
حسین اربابم منو دریابم
همه کس و کارم
به همه میگم ای آقاجونم/که تورو دوست دارم
اینو میدونی که خیلی وقته /به تو گرفتارم/همه کس و کارم
درمونه هر دردی
دستای خالیمو که آوردم/تو بودی پر کردی
یه نظر لطفی ب
توسل تاکه جست آدم به معنا آدمش خواندند
شنید اوسوره غم را که آندم محرمش خواندند
مفاهیم زمین با اهل بالا فرق ها دارد
به بالا گشت درمان و در این دنیا غمش خواندند
اساسِ دیدن دنیا و برگشتن به جنت را
مسیرخاکساری برحسین ومقدمش خواندند
خدا هر خلقتی آورده بر تعظیم او بوده
بیابان ریگ راهش شد وَ دریا را نمش خواندند
به زیر خیمهٔ لطفش بیار ای دل تو حاجت را
که مرده جان گرفت و باز ، اعجازِکمش خواندند
به واقع نفخ صور حشر، صوتِ یالثارات است
قیامت را فقط هنگام رقص پرچمش خواندند
در عاشورا به یاریش سر جن و ملک بر کف
در آن غوغا همه خودرا به یاری آدمش خواندند
برای امتِ جدش به قربانگاه تنها رفت
که زخمان تن او را بر
چشم از همه کائنات بستی، ای عشق
در کعبهٔ کربلا نشستی، ای عشق
هفتاد و دو مسجدالحرام است اینجا
مُحرم به کدام قبله هستی، ای عشق
گذشته چند صباحی ز روز عاشورا
همان حماسه، که جاوید خواندهاند او را
همان حماسهٔ زیبا، همان قیامت عشق
به خون نشستنِ سرو بلندقامت عشق
به همره اُسرا، میروند شهر به شهر
سپاه جور و جنایت، سپاه ظلمت و قهر
ندیده چشم کسی، در تمام طول مسیر
به جز مجاهدت، از آن فرشتگان اسیر
«چهل ستاره» که بر نیزه میدرخشیدند
به مهر و ماه در این راه، نور بخشیدند
طناب ظلم کجا، اهلبیت نور کجا؟
سر بریده کجا، زینب صبور کجا؟
هوا گرفته و دلتنگ بود، در همه جا
نصیب آینهها سنگ بود، در همه جا
نسیم، بدرقه میکرد آن عزیزان را
صبا، مشاهده میکرد برگریزان را
نسیم، با دل سوزان به هر طرف که وزید
صدای همهمه پیچید، در سپاه یزید
سپاه، مس
دوباره پر شده قلب من از هوای شما
گرفت دست مرا اشک روضه های شما
دوباره بی سر و سامان روضه ها هستم
چراغ راه شبم پرچم عزای شما
تویی دلیل همیشه بهاری چشمم
خیال گریه ندارم به جز برای شما
در این لباس عزا پیر می شوم هر سال
چه خوب می گذرد عمر من به پای شما
تمام عمر درون دلم که خانه ی توست
نخواستم بنشیند کسی به جای شما
قسم به خاطره هایی که در خیال من است
نمی رود ز سرم فکر کربلای شما
حدیث_نوشت:
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
مَنْ ذُکِرَ الْحُسَیْنُ علیهالسلام عِنْدَهُ، فَخَرَجَ مِنْ عَیْنِهِ [عَیْنَیْهِ] مِنَ الدُّمُوعِ مِقْدَارُ جَنَاحِ ذُبَابٍ کَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ ی
هستیِ جهان، بر سرِ خوانِ کـَرَم توست
امنیَتِ ما، تحتِ شعاعِ عَلَــم توست
هر وقت دلم محفلِ آشوب و هیاهوست
آرام ترین جایِ زمین ، در حــرم توست
جانم ابی عبدالله یا حسین
ارث مادریمونه عشقت
رمز نوکریمونه عشقت
وقت رفتن از این دنیا هم
حرف آخریمونه عشقت
جانی، عشق و ایمانی، روح و ریحانی
ابی عبدالله
نوری، سرّ مستوری، وتر موتوری
ابی عبدالله
اسمت همیشه رو لب منه
هر کس برا تو سینه می زنه
هر کی نمک روضه تو چشید
از عشق شما دل نمی کنه
جانم ابی عبدالله یا حسین
رنگ سادگیمونه عشقت
اوج بندگیمونه عشقت
درس عزته آقا سیره ت
نور زندگیمونه عشقت
روحی، کشتی نوحی، یا من ارجوهی
ابی عبدالله
یارم، ای کس و کارم، من دوسِت دارم
ابی عبدالله
قلبم به هوای تو می زنه
این دل با نگاه تو روشنه
هر کی نمک روضه تو چشید
از عشق شما دل نمی کنه
جانم ....
یا حسینه ذکر محبوبم
کرده
حسینه که آقای منه
ارباب بی همتای منه
فکر و ذکرم دیدارش شده
کرببلا رویای منه
حرمی که تو داری
براتشو می ذاری
امشب تو دستای من
طپش دل زاره
ذکری که رو تکراره
یا حسین آقای من
شهید کربلا حسین
صلی علیک یا حسین
صلی الله یا اباعبدالله ع
بند دوم
شد قلبم اسیر کربلا
مجنون تاثیر کربلا
قابه رو دیوار خونه مون
چند تا از تصویر کربلا
این دلی که مدهوشه
به هوای شش گوشه
زبون می گیره آقا
دل مارو سوزونده
این نوکر جامونده
از دنیا سیره آقا
شهید کربلا حسین
صلی علیک یا حسین
صلی الله یا اباعبدالله ع
بند سوم
هر کی باشه مست کربلا
می مونه پابست کربلا
روزیشو می گیره دم به دم
از دست بی دست کربلا
دلیل جنون من
جوشیدن خون من
ذکر
دوباره لحظه ی پروازه
مسیر آسمونی بازه
خدا می دونه یا ثارالله
می خوامت آقا بی اندازه
هر جا رفتم عکس حرمه
مقابل چشم ترمه
یک شب جمعه کرببلا
دعای خیر مادرمه
اربابم ۲ می دونی که از غمت بی تابم
اربابم ۲ تو رو جان مادرت دریابم
ثارالله...
بند دوم
بهشت رو زمین کربلا
قبله ی اهل دین کربلا
روم سیاهه نشد که بیام
پیاده اربعین کربلا
من عمریه که سینه زنم
به عشق شاه بی کفنم
این نوکری رو تا به ابد
من مدیون آقام حسنم
اربابم ۲ با تو چشمه بی تو من مردابم
اربابم ۲ تو رو جان مادرت دریابم
ثارالله...
بند سوم
دلی که خونه ی احساسه
به تو و کربلا حساسه
هر کسی که می ره پابوسی
مدیون حضرت عباسه
هوای مارو داره آقا
واسه بی کسا
کبوتر دل من میل کربلا دارد
هوای دیدن شش گوشه ترا دارد
بگیر دست مرا وبه کربلا برسان
که بین آن دو حرم سعی من صفا دارد
بند اول:
غم تو توی دلم ، داره آشوب میکنه
هوای صحن و سرات، حالمو خوب میکنه
خوشا به سعادت، حبیب و حر و زهیر
اینکه پارکاب تو، شدن عاقبت بخیر
الهی به مادرت، برسه صدای من
جون من برای تو، کربلات برای من
(بابی الغریب حسین)
بنددوم:
همه ی وجودمو، نذر روضه ت میکنم
با همین حال خوشم، یه زیارت میکنم
وسط زیارتم، عرض حاجت میکنم
به کرم میشناسمت، که سماجت میکنم
اگه هیُتی شدم، واسه من سعادته
گریه توی روضه هات، بهترین عبادته
الهی به مادرت، برسه صدای من
جون من برای تو، کربلات برای من
(بابی الغریب حسین)
بند سوم:
توی حرمت آقا، خاطره دارم حسین
شبا پرسه میزدم، توی بین الحرمین
چه شبا که مادرم، یاد شبهای حرم
اشک غربت
بند اول:
کربلا میرم تا ،حال من بهتر شه
من زاره کمن، زار الله فی عرشه
الهی کرببلات مزد منِ غلام بشه
خاک پای نوکرات سرمه برا چشام بشه
خرمای نخلای بین الحرمین غذام بشه
یه سلامی که میدم به تو، با همه سلاما فرق داره
حرم تو با حرمهای ، همه ی اماما فرق داره
(حسین...وااای)
بند دوم:
معجزه دیدم از ، روضه ها به عینه
روضه قطعه ای از، بین الحرمینه
دوری از روضه ی تو عمر منو کم میکنه
تو این دنیا دم تو آدمو آدم میکنه
تو محشر مادر تو نوکراتو جم(ع) میکنه
ما همه غلام اکبرت، خواهرا کنیز خواهرت
روز قیامت آقا بکن ، سفارشمو به مادرت
(حسین...وااای)
بند سوم:
منو میشناسن با، عشقت مردم حسین
انی سلم لمن، سالکم حسین