قرار نبود علی من و مضطر کربلا کنی
هر چی صدات کنم فقط، خیره به من نیگا کنی
قسمت نشد گل پسرم، مادر من و صدا کنی
---------------------------------------------------
با اون سه شعبشون تو رو ، از شیر گرفتن
گلوی نازت و نشون، با تیر گرفتن
رفتی نبینی که من و، اسیر گرفتن
-------------------------------------------
وقتی که دنیا اومدی، چه خوابایی برات دیدم
تا که یه وقت چشم نخوری، به روت نقابی کشیدم
ولی بمیرم پسرم، راه رفتنت رو ندیدم
---------------------------------------------------
دلم می خواست یه روزی تو، بشی علمدار
بجنگی تو جنگا مثل، حیدر کرار
همه صدات کنن علی، اصغرِ سردار
----------------------------
- شنبه
- 17
- مهر
- 1395
- ساعت
- 15:22
- نوشته شده توسط
- سیده زینب فیض










