اربعین حسینی

مرتب سازی براساس

اشعار حماسی اربعین -(فرش سیاه جاده نقش ردِّپا داشت) * بردیا محمدی

710

اشعار حماسی اربعین  -(فرش سیاه جاده نقش ردِّپا داشت) فرش سیاه جاده نقش ردِّپا داشت
آئینه ی روحی ترک خورده جلا داشت
این خاک،خاک پاک،عطری آشنا داشت
انگار بوی تربت مُهر مرا داشت

راه نجف تا کربلا آغاز می شد
بال کبوترها یکایک باز می شد
چشمان دنیا محو این پرواز می شد
این کوچ یک مقصد به نام:"کربلا" داشت

حسِّ خوشی دارد پیاده راه رفتن
مانند سربازِ سپاهِ شاه رفتن
شب از مسیر آسمان تا ماه رفتن
شب..،جاده..،خیلی عابر سر به هوا داشت

این عشق،مجنون را به لیلا می رساند
شاه و گدا را پای سفره می نشاند
آهندلی را تا حریمش می کشاند
انگار که شش گوشه اش آهنرُبا داشت

موکب به موکب ناله ی جانکاه خوب است
با سینه زن‌هایش شَوی همراه..،خوب است
آن‌قَدر طعم روضه،بین راه،خوب است
زائر همیشه قَدر آهی،اشتها داشت

هر موکبی که پابرهنه می رسیدم
بانگ هَلابیکُم هَلابیکُم شنیدم
طعم خوش چای عراقی را چشیدم
آن استکان هایی که طعم باده را داشت

رقص شکر در چای ها بیداد می کرد
شور حسینی در دلم ایجاد می کرد
این شهدِ"شیرین" خلق را "فرهاد" می کرد
هرجرعه طعم بوسه های ناشتا داشت

ما آیه های روشن فتح المبینیم
فرزند خاکی امیرالمومنینیم
ما سینه زن های یل ام البنینیم
آن کوه که هر صخره را بر سجده وا داشت

بی دغدغه..،بی دردسر..،ساده..،همیشه
با گریه کارم راه افتاده همیشه
زهرا هر آنچه خواستم داده همیشه
مادر هوای کودکش را هر کجا داشت

موکب به موکب با برادر های دینی
با همسفرهای شریف اربعینی
تا صبح گرم گفتگو و شب نشینی
الحقُّ وَ الاِنصاف هر لحظه صفا داشت

اینجا کسی جز اشک دارایی ندارد
نام و نشان ها نیز کارایی ندارد
در عشقبازی مُدَّعی جایی ندارد
در راه می مانَد..،کسی که ادعا داشت

شب‌گریه ها بغض‌گلو را حفظ می کرد
با یار حال گفتگو را حفظ می کرد
این آبله ها آبرو را حفظ می کرد
هرسربلندی در کف پا،زخم ها داشت

یاد رقیه راهِ ناهموار رفتم
در نیمه‌شب..،با زخم پا..،دشوار رفتم
با رخت پاره در دل انظار رفتم
امّا مگر این راه چشمی بی حیا داشت!؟

این‌روزها از درد می بارم دوباره
از هجر تو گریه شده کارم دوباره
قصد گریز روضه را دارم دوباره
می گویم از ذبحی که خیلی ماجرا داشت

با قامتی خم خانمی از حال می رفت
تا سمت جسمی درهم و پامال می رفت
آن روضه خوانی که تهِ گودال می رفت
روی سر خود چادر خیرالنسا داشت

اهل قُریٰ بال و پرش را جمع کردند
با چه مشقَّت پیکرش را جمع کردند
انگشت بی انگشترش را جمع کردند
شکرخدا که روستاشان بوریا داشت

  • چهارشنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1401
  • ساعت
  • 18:04
  • نوشته شده توسط
  • احسان مشفق
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

روضه -(ما درون روضه هر جا می رویم) * رسول چهارمحالی

361

روضه -(ما درون روضه هر جا می رویم) ما درون روضه هر جا می رویم
ما ز بالائیم و بالا می رویم
حب زهرا اندرون سینه ها
ما به پابوس شهنشاه می رویم
هر شب جمعه به لطف مادرش
فرش را تا عرش اعلا می رویم
دیدگانی غرق اشک و آ ه دل
لحظه لحظه سوی غم ها می رویم
هیئت ما محفل دلدادگی
عاشقانه بهر روضه نزد آ قا می رویم
مجلس مولا بود عزت برای نوکرش
خالصانه عاجزانه نزد زهرا می رویم
هر کجا گردد عزای شاه دین
با ولی عصر ما بهر تسلا می رویم
عمر ما باشد به ده شب نوکری
اذن زهرا و علی باشد اگر ما می رویم
سال را طی می کنیم شاید بیاید ماه خون
چون هلال ماه تو قامت خم و تا می کنیم
چون رسد بانگ عزای کربلا
بهر خون خواهی به سوگ لاله هر جا می رویم
با سلامی از ته دل نزد دوست
با لباس مشکی و با نوحه خوان ها می رویم
ساقی از آ قا بخواه کرب و بلا
اربعین پای پیاده کربلا را می رویم

  • جمعه
  • 23
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 00:53
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شعر زائرین پیاده روی اربعین حسینی -(پیاده ای آقا من میام به سوی تو) * رسول چهارمحالی

372

شعر زائرین پیاده روی اربعین حسینی -(پیاده ای آقا من میام به سوی تو) سبک سنتی منتظرت بودم
...............................
آمدم از ایران،یا سید العطشان(2)
..................................
پیاده ای آقا من،میام به سوی تو
جاده به جاده آقا،به کربلای تو
شوق وصال تو در،وجودم آکنده
دیدن شش گوشه،جان از تنم کنده
من نوکر و ارباب
ارباب منو تو دریاب
ای گوهر نا یاب(3)
.................................
برات کربلا رو،تو هیئت ها دادی
اذن حضور ما رو،تو روضه ها دادی
وقتی که اشک های ما ،روانه بود آقا
رزق زیارتت رو،به ما عطا کردی
مجنون تو لیلایم
در کوه و بیابانم
ای یوسف زهرا(3)
.................................
با کوله باری از غم،با چشمای پر خون
با کاروانی خسته،پیاده آقا جون
لب های تشنه و با،پای برهنه من
میام به سویت مولا،زائرت بشم من
ای بی کفن مولا
دور از وطن آقا
حسین جان آقا(3)
...........................
قدم قدم من مولا،به کربلای تو
از نجف میام آقا،صحن و سرای تو
عمود عمود من آ قا،روضه رو لب هام بود
به یاد اطفال تو،گریه تو چشمام بود
من یاد اسیرانم
همراه یتیمانم
با یک لب تشنه(3)
.........................................
علم به دوشم آقا،به یاد عباست
گرد و غبار رویم،به یاد طفلانت
پیاده دارم میام،خسته و دل بسته
دخیل قلبم ارباب،به گنبدت بسته
ما سینه زدیم آقا
بر غربت تو مولا
حسین جان آقا(3)
.....................................
یعنی میشه من،زائر اون صحن آقا شم
چون خواهر تو،سینه زن کرب و بلا شم
بین الحرمین سمت،علمدار شما شم
پابوس شهید سر جدا،تو کربلا شم
منتظرش بودم
چشم به رهش بودم
حسین جان آقا(3)
...................................
آمدم از ایران،یا سید العطشان(2)

  • جمعه
  • 23
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 00:32
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

درد و دل حضرت زینب(س) با برادر روز اربعین حسینی ، سفر شام -(تو بالا بودی و من روی محمل) * رسول چهارمحالی

629

درد و دل حضرت زینب(س) با برادر روز اربعین حسینی ، سفر شام -(تو بالا بودی و من روی محمل) تو بالا بودی و من روی محمل
ز دوریت بگو ما را چه حاصل
سرت بی تن مرا می کرد نظاره
گهی قرآن به لب که با اشاره
گهی اندر تنور گه در کلیسا
دم تو زنده کرده صدمسیحا
دلم می گفت آیم من به سویت
زنم شانه به ابرو ،ریش و مویت
بشویم دیدگانت را به اشکم
بخوانم روضه من با اشک نم نم
ببوسم آن لبان خشک و عطشان
که می خواند به روی نیزه قرآن
چهل منزل که من بودم پیاده
نظر کردم جمالت نی به جاده
بدیدم روی نی کردی نظاره
زمانی که رقیه ماند کناره
اگر چه پیکرت جا ماند جانا
وجودت بود با ما گو به هر جا
بدیدم اشک از چشمت روان شد
زمانی که کتک مهمان مان شد
سرت از نیزه چون افتاد بر خاک
بشد قلبم ز داغت یا اخا چاک
الهی که بمیرد خواهر تو
نبیند روی نی دیگر سر تو
زمین و آسمان گویند بر لب
خداوندا امان از قلب زینب
نمی دانم چه شد از کوفه تا شام
امان از صد خیال واهی و خام
اگر بر نی سر خون خدا شد
سرش پرچم به فتح کربلا شد
سفیر دست بسته در اسارت
فتوحاتی نمود او با جسارت
چنان در کوفه و شام رفت منبر
تو گویی رفته منبر شخص حیدر
چنان می خواند خطبه همچو زهرا
که شد نقل محافل گو به هر جا
مگو ساقی ز نیزه تیر و خنجر
فدای آن سر ببریده خنجر

  • جمعه
  • 23
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 00:49
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

یک اربعین روضه * مرتضی محمودپور

659
4

یک اربعین روضه ◾یک اربعین روضه

در این مسیر رنج و ستم بسکه دیده‌ام
در زیر بار غصه‌ی هجران خمیده‌ام

از بهر حفظ جان یتیمان در این سفر
دشنام بی شمار ز دشمن شنیده‌ام

در مجلس یزید سرت تا که چوب خورد
من لاله از دو دیده‌ی خونبار چیده‌ام

نامت بلند باد حسین جان در این قیام
بار محبت تو به دوشم کشیده‌ام

پیغمبر زمانه‌ی کرببلا شدم
من جز وجود ناز تو چیزی ندیده‌ام

باعشق تو چو مادرمان خطبه خوانده‌ام
من تا خدا به عشق تو اینجا رسیده‌ام

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • چهارشنبه
  • 8
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 00:50
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

محرم -(ای به خاکِ مقدمِ پاکت سلام ای به روح و قلبِ غمناکت سلام) * هستی محرابی

530

محرم -(ای به خاکِ مقدمِ پاکت سلام ای به روح و قلبِ غمناکت سلام) ( حرکت کاروان نور)

اینک حسین(ع) به کربلا می آید تا
دلهای عاشقان را به سمتِ بهشت بکشد

◾️السلام علیک یااباعبدالله الحسین◾️
#حی_علی_العزا?

ای به خاکِ مقدمِ پاکت سلام
ای به روح و قلبِ غمناکت سلام

کربلای سینه ات زخمِ عمیق
ای به اشک چشمِ نمناکت سلام

خاک پایت شد منای کربلا
هم به گرد و خار و خاشاکت سلام

حَجهُم مقبول در احرامِ سرخ
بر شعاعِ روحِ افلاکت سلام

ای طوافِ عشق ای ذبحِ عظیم
ای به زخمِ جسمِ صد چاکت سلام

کربلایت شد مطافِ اهلِ دل
تا ابد بر آهِ پژواکت سلام

یا حسین جان این تو وُ این آزمون
این تو وُ این سرزمینِ لاله گون

این تو وُ این مقصدِ آغوشِ مرگ
این تو وُ این آتش سردِ درون

آن شکوهِ حج نا فرجام تو _
منتهی شد عاقبت در دشتِ خون!

#هستی_محرابی
@Asharemehrabi
#بداهه_سه_شنبه_۲۷_تیر_۴۰۲

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 09:56
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

شور احساسی مناجات با ابا عبدالله علیه السلام -(چه حس قشنگیه اینکه ظهر اربعین تو حرم باشی) * مجید آقاجانی

572

شور احساسی مناجات با ابا عبدالله علیه السلام -(چه حس قشنگیه اینکه ظهر اربعین تو حرم باشی) ?بند 1

چه حس قشنگیه
اینکه ظهر اربعین تو حرم باشی
چه حس قشنگیه
تا همیشه سایه ی رو سرم باشی
چه حس قشنگیه
قول اینو بدی که پدرم باشی

چه حس قشنگیه
توی کربلا بباره رو سرت بارون
چه حس قشنگیه
آقا دعوتت کنه حرم بشی مهمون
چه حس قشنگیه
بشه قصمون شبیه لیلی و مجنون

عشق اول و
عشق آخرم
در خونه ی تو من یه عمره نوکرم

دست خالیمو
پر کن سرورم
توی قبرم پیرن سیامو میبرم

عشق بین الحرمین دارم
رو لبم ذکر حسین دارم

جانم ارباب حسین جانم

? بند 2

چه حس قشنگیه
اینکه دستتو بگیره دختر ارباب
چه حس قشنگیه
تو بهشتم برسی به محضر ارباب
چه حس قشنگیه
بده اذن کربلامو مادر ارباب

چه حس قشنگیه
نفسم بنده به روضه های توباشه
چه حس قشنگیه
سر قبر من سیاهیای تو باشه
چه حس قشنگیه
فکر من فقط به کربلای تو باشه

شد کرببلات
خواب هرشبم
من فداییه علی اکبر و زینبم

ازعشق حرم
رفت بالا تبم
به علی قسم شدی تو دینو مذهبم

عشق بین الحرمین دارم
رو لبم ذکر حسین دارم

جانم ارباب حسین جانم

  • شنبه
  • 11
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 15:49
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

اربعین -(ای خلوتِ عشق ای هیاهوی نهان) * هستی محرابی

513

اربعین -(ای خلوتِ عشق ای هیاهوی نهان) #لبیک_یا_حسین_ع

ای خلوتِ عشق ای هیاهوی نهان
از عطرِ تو پُر شده است جانِ همگان

ای مِهرِ تو می‌کِشد همه دلها را
از هر چه که بگذریم از تو نتوان!

#هستی_محرابی
@Asharemehrabi

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 00:11
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

فراق کربلا ( اربعین) -(آخه چجوری آقای من) * مجید آقاجانی

600

فراق کربلا ( اربعین)  -(آخه چجوری آقای من) ?بند 1

آخه چجوری آقای من
این غمو تحمل کنم
دوباره بایدبه دخترت
با گریه توسل کنم

دیگه نوکرت نمیکشه
بسه غمه دوری ازحرم
پر دل من شکسته و
نمیتونم آقا بپرم

خود تو حالو روزمو ببین حسین جانم
نشد بیام پیاده اربعین حسین جانم

گناه کردمو آقا خودمو نمیبخشم 2
یه نامردمو آقا خودمو نمیبخشم

حسین حسین

?بند 2

بی خبرم از حرم حسین
خالی شده جای نوکرت
میگم ازالان که سال بعد
منو ببر جون دخترت

صدایی که داره میرسه
صدای دل منه حسین
میبینی که قلب خستم از
دوری به سر میزنه حسین

دوباره تو دام بلاها اسیرم حسین جانم
نمیتونم بی حرم آروم بگیرم حسین جانم

دوباره اومده غلام روسیاه قبولم کن
توهستی واسه من آقا پناه قبولم کن

حسین حسین

  • یکشنبه
  • 12
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 15:00
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

اربعین حسینی -(جاجتمو میخوام ازت الهی که روا بشه که قسمتِ من اربعین تو صحنِ کربلا بشه) *

382

اربعین حسینی -(جاجتمو میخوام ازت الهی که روا بشه که قسمتِ من اربعین تو صحنِ کربلا بشه) #السلام_علیک_یا_اباعبدالله
#الحسین_علیه_السلام

جاجتمو میخوام ازت الهی که روا بشه
که قسمتِ من اربعین تو صحنِ کربلا بشه

داغِ زیارتِ حرم فقط شده بغضِ گلوم
سلامِ دور و نمیخوام شوقِ سلامِ رو به روم

قبول بکن حتی اگه لیاقتش رو ندارم
شبیهِ ابرِ پاییزم دارم برات خون می بارم

از بهترین آزروهام زیارتِ شما باشه
پای پیاده اربعین طوافِ کربلا باشه

قسم به اشکِ زینبت بزار منم قابل باشم
نزار تو عشقِ حرَمت من آرزو به دل باشم

دیگه بریدم آقا جون خودت بیا واسطه شو
جون رقیه دخترت باعثِ این رابطه شو

دلم بهونه میگیره برای یه ذره نگات
به عشقِ بین الحرمین به عشقِ اون صحن و سرات!

#هستی_محرابی
@Asharemehrabi

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 10:08
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 محسن کاویانی

زندگی با حسین شیرین است * محسن کاویانی

631

زندگی با حسین شیرین است .
.
دائماً شورِ عشق در سرِ ماست
ترش روییِ دشمن از این است
این که در ازدحامِ تلخی ها
زندگی با حسین شیرین است

کوله ی من کجاست؟ کفشم کو؟
اربعین ها همیشه بی تابم
بعد از آن اولین سفر دلِ من
موکِبی شد برای اربابم

بغضِ بی تابِ عاشقان ، سفری
روی ابرِ خیال می خواهد
از نجف سمتِ کربلا رفتن
پا فقط نه که بال می خواهد

این ستون ها که بیستون وارند
نقلِ یک عشقِ ناب و دیرینند
این جماعَت چقَدْر فرهادند
شهریارانِ قصرِ شیرینند

ما (( أَنَا مِنْ حُسَیْن )) گویانیم
همه یک روح و بیشمار تنیم
بس که (( حُبُّ الحُسَینِ یَجمَعُنا ))
همه انگار اهلِ یک وطنیم

چشممان مَحوِ رقصِ پرچم هاست
گوشمان مستِ نوحه ی عربی ست
آتش و باد، گرمِ عود و فلوت
شبِ مستانِ نینوا چه شبی ست

به لبم ، لَبْ لَبی غزلخوان شد
جای شربت شراب در سینی ست
به دهانم دِهْین عجب چسبید
طعم شَعْریّه شعرِ آیینی ست

در مسیری که فرشِ آن عرش است
من فقط دیده ام ظواهر را
خُرده از من مگیر ای زاهد
حَرَجی نیست حالِ شاعر را

گرمِ تبخیر سوی خورشیدیم
رودهایی به سمتِ دریاییم
در همین ظهرِ راه پیمایی
سوی عصرِ ظهور پویاییم

شک ندارم برای دردِ همه
نامِ مهدی همیشه تسکین است
چای مَشّایه یادمان داده ست
زندگی با حسین شیرین است...

شاعر : محسن کاویانی

  • یکشنبه
  • 12
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 20:44
  • نوشته شده توسط
  • امام هشت
ادامه مطلب

اربعین -(کربلا داغش همیشه تا همیشه تازه است) * هستی محرابی

451

اربعین -(کربلا داغش همیشه تا همیشه تازه است) #اربعین_حسینی

کربلا داغش همیشه تا همیشه تازه است
جای زخمش بر مشامِ ما همیشه تازه است

تا جهان پاینده است و چرخ هستی بر مدار
خون سرخِ موجِ این دریا همیشه تازه است!

#هستی_محرابی

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 10:12
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

اربعین -(هوای تو و هوای حرم) * مجید آقاجانی

337

اربعین -(هوای تو و هوای حرم) ⬇️ بند ۱

هوای تو و هوای حرم
دلم تنگه برای حرم
چقدر زیباس شبای حرم / حسین جانم

من ازته دل صدات میزنم
به سینه یه عمر برات میزنم
دوباره دم از کربلات میزنم / حسین جانم

از تو میخونم وقتی بی قرارم
روی تربت تو سرمو میزارم

یا حسین امیری یا حسین

⬇️ بند ۲

آقای غریب برات بمیرم
به درد و غمت ببین اسیرم
تو پادشاهی ومن فقیرم / حسین جانم

نمیشم ازت یه لحظه جدا
همیشه به پات میمونم آقا
الهی بمیرم تو کرببلا / حسین جانم

این روزا خیلی درد و غم دارم
روی تربت تو سرمو میزارم

یا حسین امیری یا حسین

⬇️ بند ۳

ببین که دلم شکسته حسین
پیشت اومده یه خسته حسین
جلوی ضریحت نشسته حسین / حسین جانم

زدم زانو در برابر تو
قسم به ضریح برادر تو
همه مدیونیم به خواهر تو / حسین جانم

جز تو آقاجون هیچ پناهی ندارم
روی تربت تو سرمو میزارم

یا حسین امیری یا حسین

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 02:52
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

اربعین -(ای که روحت تا قیامت شاد باد ارباب من) * هستی محرابی

446

اربعین -(ای که روحت تا قیامت شاد باد ارباب من) #السلام_علیک_یا_حسین_مظلوم

ای که روحت تا قیامت شاد باد ارباب من
کربلایت تا ابد آباد باد ارباب من!

#هستی_محرابی
@Asharemehrabi

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 10:16
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

شور پیاده روی اربعین -(بخدا گریم میگیره کاروانارو میبینم) * مجید آقاجانی

409

شور پیاده روی اربعین -(بخدا گریم میگیره کاروانارو میبینم) بند ۱

بخدا گریم میگیره کاروانارو میبینم
راهی میشن به کربلا پیرو جوونارو میبینم

کاش بتونم راهی بشم پیاده روی اربعین
برم زیارت حسین و پسر ام البنین

دلم تنگه برای حرم ثار الله
بشم مست هوای حرم ثارالله

بند ۲

چه حالی داره راه بری پای برهنه تا حرم
باروضه هاگریه کنی بری سوی شاه کرم

چه حالی که باشم آقا میون زائرا
دل منم پر بزنه لابه لای کبوترا

حاجتمو من میگیرم تو حرم ثارالله
یه شب میام و میمیرم تو حرم ثارالله

بند ۳

انشاالله قسمتم میشه بایه پرچم یا حسین
میرم لبه مرزو میام پیاده بین الحرمین

بخدا حسرت میخورم میبینم و نمیتونم
بیام و اما بیش ازاین دور ازتو من نمیتونم

دلم میخواد داد بزنم تو حرم ثارالله
با گریه فریاد بزنم تو حرم ثارالله

  • چهارشنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 00:20
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور احساسی امام حسین(ع) -(هر کسی که عاشقه تو مسیر کربلاس) * مجید آقاجانی

306

شور احساسی امام حسین(ع) -(هر کسی که عاشقه تو مسیر کربلاس) ⬇️ بند ۱

هر کسی که عاشقه تو مسیر کربلاس
واسه درد این دلم نیم نگاه تو دواس
اومدم تا که پناهم بدی آقای من
خوشبحال اونی که زیر گنبد طلاس

کربلا بدون تو میمیرم
کربلا بادردو غم درگیرم
کربلا دوریه تو کرده پیرم

بی تابم برای دیدن حرم
بی تابم دستی بکش روی سرم
بی تابم نگاهی کن بازم به چشمای ترم

یا حسین آقام یا حسین

⬇️ بند ۲

جای ویژه ای دارن پیش تو پیاده ها
زندگیشونو رها میکنن میان آقا
دیگه فرصتی نمونده بگو چکار کنم
کاش میشد منم بودم اربعین تو کربلا

کربلا ببین پریشونه دلم
کربلا خرابو حیرونه دلم
کربلا میدونی که خونه دلم

بی تابم جز تو پناهی ندارم
بی تابم سیاهه بی تو روزگارم
بی تابم کی میشه سر روی ضریح تو بزارم

یا حسین آقام یا حسین

⬇️ بند ۳

آقا میشه چشمامو شبیه دریا کنی ؟
موکبی از جنس عشق تودلم برپا کنی ؟
خستم از این روزگار میشه که آقای من
یه جورایی این دلو رها از دنیا کنی ؟

کربلا امون از این حال بدم
کربلا به تو دوباره رو زدم
کربلا اومدم و نکن ردم

بی تابم ببین بالو پرم شکسته
بی تابم توسینه گرد غم نشسته
بی تابم دل ازغم دوریه توشد بی تابو خسته

یا حسین آقام یا حسین

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 02:53
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

جاماندگان-جاماندگان در اربعین غوغا نمودند * اسماعیل تقوایی

751

جاماندگان-جاماندگان در اربعین غوغا نمودند جاماندگان در اربعین غوغا نمودند
شوری حماسی در وطن برپا نمودند

کوری چشم دشمنان دین وملت
عشق به آل ا... را معنا نمودند

مرد وزن وپیر وجوان افتاده در راه
با همَ، خلق صحنه ای زیبا نمودند

نام حسین ونام زینب ذکر لبها
پیمانِ با خون خدا امضا نمودند

شعر:اسماعیل تقوایی

  • پنج شنبه
  • 16
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 00:08
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

اربعین -(اربعینه ، دلم یه عالمه غم داره) * مجید آقاجانی

349

اربعین -(اربعینه ، دلم یه عالمه غم داره) ⬇️ بند ۱

اربعینه ، دلم یه عالمه غم داره
اشک چشام دوباره بی امون میباره

کاشکی میشد از غم تو من میمردم
شاهدی که چقد براتو غصه خوردم

آرومم بکن عزیز زهرا
هر لحظه به یادتم ای آقا
میمیرم اگه نیام کربلا

یا حسین به ابی انت و امی

⬇️ بند ۲

عشق و صفا ینی شبای بین الحرمین
سینه زدن جلوی گنبد حسین

هرکسی که اومده کربلایی شده
روح و دلش تا همیشه خدایی شده

به اینجا کشیده شد کار دل
عشق من شدی توسردار دل
کاری کن برا حال زار دل

یا حسین به ابی انت و امی

⬇️ بند ۳

تو زندگیم همیشه دارم یک هدف
تا حرمت بیام پیاده از نجف

خیلی بدم اما به روم نیووردی حسین
با یه نگات دل منو بردی حسین

یک عمره آقا هوامو داری
تو سختیا منو کردی یاری
میدونم منو تنها نمیزاری

یا حسین به ابی انت و امی

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 02:54
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

اربعین -(میوزد عطری ز سمت حرمت) * مجید آقاجانی

507

اربعین -(میوزد عطری ز سمت حرمت) میوزد عطری ز سمت حرمت
بوی شش گوشه تو مستم کرد
همه رفتند ولی من جا ماندم
به خدا دوری راه خستم کرد
_____________________________________

قصه و غم تو دلم روییده
از حرم دورمو باز بی تابم
رفیقم گفت که ان شاالله
هفته ی بعد حرم اربابم
_____________________________________

ناله واشک شده کار هرشبم
آقا این نوکرتون جا مونده
همه رفتند ولی این بیچاره
توی تنهایی ها تنها مونده
_____________________________________

دستمو بگیر حسین کاری کن
من در مانده رو هم یاری کن
همه گفتند که دگر دیر شده
بشین از بخت بدت زاری کن

  • یکشنبه
  • 19
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 14:08
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

اربعین -(کاش منو بازم صدا کنی) * مجید آقاجانی

442

اربعین -(کاش منو بازم صدا کنی) ⬇️ بند ۱

کاش منو بازم صدا کنی
درد این دلو دوا کنی
قسمتم یه کربلا کنی حسین

بارون چشای این ترم
باز میاره واسه ی حرم
محتاجم به تو شاه کرم حسین

کاش مثل پیاده ها یا شبیه عاشقا
قسمتم میشد میرفتم به سوی کربلا

حس و حال ناخوشی توی این دل منه
قلبی که با درد حسین واسه تو میزنه

کربلا کربلا

⬇️ بند ۲

انتهای راه من تویی
آقاتکیه گاه من تویی
یاور و پناه من تویی حسین

دل پریده سوی کربلات
میگن آقا کل زائرات
فوق العادس اون صحنوسرات حسین

حالو روزمو ببین آرزومه اربعین
کربلا باشم همین

ذکر رو لبای من کربلا و کربلا
لازمه برای من که حرم بیام آقا

کربلا کربلا

⬇️ بند ۳

حیف که زود گذشت محرمت
یاد دسته ها و پرچمت
کاشکی من میمردم از غمت حسین

باتو زندگیم چه روبه راس
گنبدت آقا چه با صفاس
فکر و ذکر من کرببلاس حسین

جون میدم برای تو زندگیم فدای تو
کاش بشه آقا بیام روزی کربلای تو

وقت مردنم الهی باشم پایین پات
سنگ قبر من باشه زیر پای زائرات

کربلا کربلا

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 02:55
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 طاها تحقیقی

اربعین -(باز هوای اربعین کردم و خیلی بی قرارم) * طاها تحقیقی

614

اربعین -(باز هوای اربعین کردم و خیلی بی قرارم) باز هوای اربعین کردم و خیلی بی قرارم
هر نفس از دوریِ کرب و بلا دارم میبارم
میدونی که نوکرت چه غصه ای رو بد چشیده؟!
یک ساله آقا حرم رو این دلِ تنگم ندیده

یا حسین آقای من
ای سرور و مولای من
کربلات دنیای من
شیرین ترین رؤیای من
عشقِ بی همتای من
خوابِ خوشِ شبهای من

من همون سینه زن و گریه کنِ ماهِ عزاتم
عاشق و دلبسته ی صحن و سرای کربلاتم
انتهای قصه ی این عاشقی وصلِ به جاده
کاش بیام باز اربعین با مادرم پای پیاده

یا حسین آقای من
ای سرور و مولای من
کربلات دنیای من
شیرین ترین رؤیای من
عشق بی همتای من
خوابِ خوش شبهای من

آقای من، اللهمَ الجْعَل محیایَ محیای من
دنیای من، دیدنِ کربلای تو رؤیای من
مولای من

  • چهارشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 18:02
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محمد زوار

پیاده روی اربعین -(هستند هریک از یکی دیگر مؤدب‌تر) * محمد زوار

379

پیاده روی اربعین -(هستند هریک از یکی دیگر مؤدب‌تر) هستند هریک از یکی دیگر مؤدب‌تر
اینجا گدا هرچه مؤدب‌تر، مُقرَب‌تر

در اربعین، پای پیاده خوب فهمیدم
جز تو مسیرم هرچه باشد، نیست جز اَبتر

چای عراقی مست خواهد کرد زائر را
ساقی بریز از آن برای ما لبالب‌تر

در کوره‌‌ی چشمان جابِر، عشق ثابت کرد*
دنیا ندارد دلبری از تو مُجرب‌تر

تو کُشته‌ی اشکی و ماهم زنده با اشکیم
از این سبب چشمان نوکر هست اغلب، «تَر»

او زینب است و زینتِ دوشِ پدر، یعنی:
عالَم از او هرگز نخواهد دید، زینب‌تر

خواهر رسید و نامرتب کرد مویش را
خولی رسید و شد گلویت نامرتب‌تر

کم‌کم تنت غرق هجوم نیزه‌داران شد
آمد سنان و پیکر تو نیزه‌باران شد...

*جابربن عبدالله انصاری، اولین زائر اربعین سیدالشهدا (ع) بود که با چشمان نابینا در غم از دست دادن آن حضرت گریست...

  • دوشنبه
  • 24
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 15:12
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه شور اربعین -(یک ساله توو هیأت - می زنیم پرو بال) * احسان تبریزیان

314

زمینه شور اربعین -(یک ساله توو هیأت - می زنیم پرو بال) یک ساله توو هیأت - می زنیم پرو بال
ایشالله به لطفِت - دعوت میشیم امسال
توو راه و توو موکبات / دوشا دوشِ زائرات
با یادِ جامونده ها / روضه خون میشیم برات ۲
میگیریم - دم آقا
من زار الحسین کمن زار الله (۲)

بازم پر میگیریم - با شوق زیارت
لَن تَبرُد به والله - این شور و حرارت
یَجمَعُنا حبُّ الحسین / همه با هم برادریم
کوری چشم دشمنا / بچه های یه مادریم ۲
کعبه مون - کربلا
من زار الحسین کمن زار الله (۲)

بازم بی اراده - با پای پیاده
زوار حسینی - دل میدن به جاده
ای والله چه جلوه ای / یک ارتش علم به دوش
دنیا در تلاطمه / از این سیل پر خروش ۲
میخونن - زائرها
من زار الحسین کمن زار الله (۲)

  • چهارشنبه
  • 26
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 13:30
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

اربعین حسینی -(سفر خوب است اگر مقصد به سمتِ کربلا باشد که در جان و دلت شوق حسین سرجدا باشد) * هستی محرابی

617

اربعین حسینی -(سفر خوب است اگر مقصد به سمتِ کربلا باشد که در جان و دلت شوق حسین سرجدا باشد) #نذر_زیارت_اربعین

سفر خوب است اگر مقصد به سمتِ کربلا باشد
که در جان و دلت شوقِ شهید سر جدا باشد

سفر خوب است اگر رفتی طوافِ قبرِ شش گوشه
به هر گوشه لبت تکبیر و تسبیحِ خدا باشد

به یاد خواهرش زینب که از شامِ بلا آمد
غم و رنجِ اسیری اش به کامت آشنا باشد

سلام ای داغِ جاویدان که اینگونه وفاداری
سلام ای قلبِ تفتیده که اینگونه پریشانی

به یاد عصرِ عاشورا ز داغِ لاله های خون
غریبانه عزاداری غریبانه غزلخوانی

وَ نقل است اربعین یعنی سری که رفته بر گشته
خوشا بر تو که آن سر را ز خون آغشته مهمانی

به روی شانه ات داری تو کوهی از مصیبتها
تو آن میعاد عشقی که تجلی گاهِ جانانی

سلام ای اربعینِ خون که اینگونه خروشانی
تداعیِ غم زینب تداعیِ شهیدانی

سلام ای مشکِ خون افشان، دو دستِ ساقیِ عطشان
طبیبِ ساغرِ عشقی که بر هر درد درمانی

میانِ عقل و عشقِ ما حسین معیار و میزان است
که درسِ مکتبش بر ما به چون تفسیرِ قرآن است

سفر خوب است اگر در سر هوای اربعین باشد
به فردا در صفِ محشر شفیع ات شاهِ دین باشد!

#هستی_محرابی
@Asharemehrabi

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 22:45
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

زمینه اربعین -(همینجاها بود که علی - بابات تو رو آورده بود ) * داود قاضی

496

زمینه اربعین -(همینجاها بود که علی - بابات تو رو آورده بود ) زبانحال #حضرت_رباب سلام الله علیها

همینجاها بود که علی - بابات تو رو آورده بود
همینجا پشت خیمه ها - تو رو به خاک سپرده بود
کجا باید آخه دنبالت باشم علی
کجا باید آخه قبر تو بغل کنم
چجوری بفهمم که کجایی پسرم
چجوری آخه به مادریم عمل کنم ۲
کاش نمیدیدم / اونجور تو رو توو قبر علی
تنگه دلم آخه / نمیدونی چقدر علی ۲

〰️〰️〰️〰️〰️〰️ @Bipelak_ir

زبانحال #حضرت_زینب سلام الله علیها

پاشو عروس مادرم - گریه نکن با اضطراب
علی رو سینه ی حسین - آروم خوابیده، ای رباب
پاشو تا بریم قبرشونو نشون بدم
پاشو تا بریم با همدیگه گریه کنیم
پاشو تا با هم دیگه لالایی بخونیم
اشک چشامونو واسشون هدیه کنیم ۲
یادته حسین / چجور اومد تا خیمه ها ؟
با بارون اشکاش / چجور صدا زد که بیا ۲

  • چهارشنبه
  • 26
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 13:31
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه اربعین -(همینجاها بود که علی - بابات تو رو آورده بود ) * داود قاضی

341

زمینه اربعین -(همینجاها بود که علی - بابات تو رو آورده بود ) زبانحال #حضرت_رباب سلام الله علیها

همینجاها بود که علی - بابات تو رو آورده بود
همینجا پشت خیمه ها - تو رو به خاک سپرده بود
کجا باید آخه دنبالت باشم علی
کجا باید آخه قبر تو بغل کنم
چجوری بفهمم که کجایی پسرم
چجوری آخه به مادریم عمل کنم ۲
کاش نمیدیدم / اونجور تو رو توو قبر علی
تنگه دلم آخه / نمیدونی چقدر علی ۲

زبانحال #حضرت_زینب سلام الله علیها

پاشو عروس مادرم - گریه نکن با اضطراب
علی رو سینه ی حسین - آروم خوابیده، ای رباب
پاشو تا بریم قبرشونو نشون بدم
پاشو تا بریم با همدیگه گریه کنیم
پاشو تا با هم دیگه لالایی بخونیم
اشک چشامونو واسشون هدیه کنیم ۲
یادته حسین / چجور اومد تا خیمه ها ؟
با بارون اشکاش / چجور صدا زد که بیا ۲

  • چهارشنبه
  • 26
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 13:31
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

اربعین حسینی -(اربعین کرب و بلاییم اباعبدالله عازمِ عرشِ خدائیم ابا عبدالله) * هستی محرابی

415

اربعین حسینی -(اربعین کرب و بلاییم اباعبدالله عازمِ عرشِ خدائیم ابا عبدالله) #امام_حسین_علیه_السلام

اربعین کرب و بلاییم اباعبدالله
عازمِ عرشِ خدائیم اباعبدالله

ما به شوقِ حرمت، سر به بیابان زده ایم
در دلِ نور رهاییم اباعبدالله

آتشِ عشقِ حرم در دلِ ما شعله ور است
شوقِ آن صحن و سراییم اباعبدالله

هر طرف می‌نگرم رنگِ افق خونین است
ذاکرِ راسِ جداییم اباعبدالله

داغِ تفتیده ی صحرا وُ بیابان به جگر
بی تو در شور و نواییم اباعبدالله

خیمه ها سوخته وُ قتلگه وُ عمّه وُ تل
سر و پا غرقِ عزاییم، اباعبدالله

هئیت و دسته وُ سنج و علم و بیرقِ خون
ما به پابوسِ تو آییم اباعبدالله

عشق در جاده ی دیدارِ شما گم شده است
ما دل و جان به فداییم اباعبدالله

هجرِ شش گوشه ی تو برده قرار از کفِ ما
راهیِ کوی ولاییم اباعبدالله

پرچمِ قافله سالار حسین در راه است
زائرِ خونِ خداییم اباعبدالله

یک قدم مانده که عاشق به وصالت برسد
اربعین کرب و بلاییم اباعبدالله!

#شب_زیارتی_ارباب_بیکفن
#پنجشنبه_۱۲_مرداد_۱۴۰۲
#هستی_محرابی

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 22:51
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

اربعین حسینی -(اربعین کرب و بلاییم اباعبدالله عازمِ عرشِ خداییم اباعبدالله) * هستی محرابی

518
1

اربعین حسینی -(اربعین کرب و بلاییم اباعبدالله عازمِ عرشِ خداییم اباعبدالله) #امام_حسین_علیه_السلام

اربعین کرب و بلاییم اباعبدالله
عازمِ عرشِ خداییم اباعبدالله

ما به شوقِ حرمت، سر به بیابان زده ایم
در دلِ نور رهاییم اباعبدالله

آتشِ عشقِ حرم در دلِ ما شعله ور است
شوقِ آن صحن و سراییم اباعبدالله

هر طرف می‌نگرم رنگِ افق خونین است
ذاکرِ راسِ جداییم اباعبدالله

داغِ تفتیده ی صحرا وُ بیابان به جگر
بی تو در شور و نواییم اباعبدالله

خیمه ها سوخته وُ قتلگه وُ عمّه وُ تل
سر و پا غرقِ عزاییم، اباعبدالله

هئیت و دسته وُ سنج و علم و بیرقِ خون
ما به پابوسِ تو آییم اباعبدالله

عشق در جاده ی دیدارِ شما گم شده است
ما دل و جان به فداییم اباعبدالله

هجرِ شش گوشه ی تو برده قرار از کفِ ما
راهیِ کوی ولاییم اباعبدالله

پرچمِ قافله سالار حسین در راه است
زائرِ خونِ خداییم اباعبدالله

یک قدم مانده که عاشق به وصالت برسد
اربعین کرب و بلاییم اباعبدالله!

#شب_زیارتی_ارباب_بیکفن
#پنجشنبه_۱۲_مرداد_۱۴۰۲
#هستی_محرابی

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 22:54
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

امام حسین ع -(سوختن را دوست دارم لیک در پای حسین(ع) چون نمی گیرد کسی در قلبِ من جای حسین(ع) ) * هستی محرابی

483

امام حسین ع -(سوختن را دوست دارم لیک در پای حسین(ع) چون نمی گیرد کسی در قلبِ من جای حسین(ع)  ) سوختن را دوست دارم لیک در پای حسین(ع)
چون نمی گیرد کسی در قلبِ من جای حسین(ع)

حُبِ من با او شروعش عصرِ عاشورا نبود
غرق بودم از ازل در مِهرِ دریای حسین

چشمِ سر آیینه ای جز قابِ روی او نداشت
چشمِ دل بینا شد از شوقِ تولای حسین

گم شدم در خویش چون کوری به دنیای سراب
خوش بحالم گشته ام در عشق پیدای حسین

عطرِ جنّت را میانِ روضه تا حس کرده ام
پر کشیده روحِ من تا عرشِ اعلای حسین

آن صدای مانده در آفاقِ هل مِن ناصرش
کرده عالم را چنان مجذوبِ سیمای حسین

کربلایی که نمادش نیزه و خورشید بود
قرنها مانده به سوگِ شرحِ غمهای حسین

شعرِ من هفتادو دو بیت است از کرب و بلا
لحظه لحظه می برد دل را به صحرای حسین

در طریقِ عشق بازی می دهم جان و تنم
شیوه ی دلدادگی یعنی که شیدای حسین

جز ز روی ماهِ او چشمم تماشایی نداشت
تا که خود را دیده ام غرقِ تماشای حسین

نوکرِ خوبی نبودم لیک مداحش شدم
تا دهم هستیِ خود را جمله در پای حسین!

#هستی_محرابی

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 22:58
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

اربعین -(دوباره راهِ نجف سوی بارگاهِ علی دوباره می گذرم من ز شاهراهِ علی) * هستی محرابی

631

اربعین -(دوباره راهِ نجف سوی بارگاهِ علی دوباره می گذرم من ز شاهراهِ علی) #زیارت_اربعین_شور_حسینی

دوباره راهِ نجف سوی بارگاهِ علی
دوباره می گذرم من ز شاهراهِ علی

دوباره صحنِ نجف با اجازه‌ی آقا
پیاده راه بیفتم به سوی کرب و بلا

دوباره زیرِ عمودی به الهتاب افتاد
دلم به یادِ علی اصغرِ رباب افتاد

دوباره چای عراقی در این مسیرِ غریب
به سینه شورِ حسینی به دیده شوقِ حبیب

رسیده‌ام به عمودی به یاد سلطانم
به یاد شاهِ خراسان‌ به لب رسد جانم

دوباره روضه‌ی ابن الشبیب می گیرم
نشان ز کشته‌ی شیب‌الخضیب می گیرم

رسیده‌ام به حرم رو به سوی علقمه‌ام
به یاد ساقیِ عطشان عزیزِ فاطمه‌ام

پس از اجازه ز سقا به قتلگه رفتم
میانِ صحن و سرا به عشقِ شَه رفتم

به گوشه گوشه‌ی این بارگاه بوسه زدم
تنِ علیل و ضعیفم به شیش‌گوشه زدم

سخن به آهِ غریبی چنین کنم کوتاه
که میرسد به دو عالم صدای غربتِ شاه

صدای یا ولدیِ اکبرم.... ز جا برخیز
به پای زائرِ دشتِ بلا ستاره بریز!

#هستی_محرابی

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 00:15
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد