من آواره مدتها دویدم
رخ زیبای مهدی را ندیدم
برای دیدن آن روی زیبا
چه مشکل ها من حیران کشیدم
فراق روی او بیچاره ام کرد
گواه حرفم این موی سپیدم
برای لحظه ای دیگر رویش
دو صد پیراهن طاقت دریدم
گهی از بهر دیدارش به کلی
از ین دنیا و مافیها بریدم
غم عشقش من از آن روز اول
ز جان و دل خدا داند خریدم
هزاران مرتبه در زندگانی
شماتت از عدوی او شنیدم
چو بر من طعنه می زد دشمن او
لبان خویش از غصه هجرت گزیدم
کجایی یوسف زیبای زهرا
ببینی از غم هجرت خمیدم
خدا داند تو را ای منبع جرد
ز بین خوبرویان برگزیدم
به تو دل بسته ام در این دو روزه
مکن جان علی قطع امیدم
گشا در را به روی این گدایت
بده از بخششت مولا نویدم
گناهم
- چهارشنبه
- 15
- شهریور
- 1391
- ساعت
- 16:38
- نوشته شده توسط
- جواد








