شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس

شعر در فراق یار,(عشق از سرای این دل من پا نمیشود) *

4795
6

شعر در فراق یار,(عشق از سرای این دل من پا نمیشود) عشق از سرای این دل من پا نمیشود

مجنون دلش بجز سوی لیلا نمیشود

بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند

هر یوسفی که یوسف زهرا نمیشود

این زندگی بدون تو تلخ است و بی ثمر

بی روی یار آب گوارا نمیشود

سایه کجا و دیدن تشريف آفتاب

میخواستم ببینمت اما نمیشود

دق مرگ كرد بسكه مرا خواند بر خودم

آيينه از كنار دلم پا نميشود

تعجيل كن وگرنه كه از دست ميروم

اين كارها به صبر و مدارا نميشود

هرگز مكن سوال چرا ما نرفته ايم

هر قطره اي كه فاني دريا نميشود

بر من مگير خُرده كه درد فراق دوست

جز با نگاه دوست مداوا نميشود
(رضا جعفري)

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 16:45
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر در فراق یار,(نازك دلي شبيه تو پيدا نميشود) *

6039
2

شعر در فراق یار,(نازك دلي شبيه تو پيدا نميشود) نازك دلي شبيه تو پيدا نميشود

اين دل حريف ناز تو مولا نميشود

اي ناز تو بهاي تمام نياز من

كالا بدون عرضه تقاضا نميشود

اخمت ، به جان حضرتتان ميكشد مرا

تا كي گره ز ابروي تو وا نميشود

يك گوشه چشم درد مرا ميكند دوا

عاشق حريف قهر دل آرا نميشود

نامحرمم مگر كه نگاهم نميكني

يا بنده ي سياه تماشا نميشود

هر پرده از نگاه تو تجديد بندگي

بي منّت تو بندگي ما نميشود

هفتاد سال عابد اگر بندگي كند

يك لحظه اش بدون تو امضاء نميشود

يوسف اگر عزيز تمام جهان شود

غير از غلام يوسف زهرا نميشود

پايت اگر ز سينه ي سينا كند حذر

موسي كه صاحب يد بيضا نميشود

نور جلال فاطمي ات سجده آور است

ورنه نماز ، تا به كمر

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 16:48
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر درد دل با امام زمان(عج),(بازآ که دل هنوز به ياد تو دلبر است) *

2127

شعر  درد دل با امام زمان(عج),(بازآ که دل هنوز به ياد تو دلبر است) بازآ که دل هنوز به ياد تو دلبر است

جان از دريچه ي نظرم، چشم بر در است

بازآ دگر که سايه ي ديوار انتظار

سوزنده‌تر ز تابش خورشيد محشر است

بازآ، که باز مردم چشمم ز درد هجر

در موج خيز اشک چو کشتي، شناور است

بازآ که از فراق تو اي گنج آرزو

دامن ز خون ديده چو درياي گوهر است

اي صبح مهر بخش دل، از مشرق اميد

بنماي رخ که روز من از شب، سيه‌تر است

زد نقش مهر روي تو بر دل چنان که اشک

آيينه‌دار چهره‌ات اي ماه منظر است

هرگز بدين لطافت و زيبايي و نشاط

دلبر نديده ايم كه جان مصور است

اي رفته از برابر ياران (مشفقت)

رويت به هر چه مي‌نگرم در برابر است
(عباس كي منش كاشاني(مشفق))

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 17:00
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی(ع),(سال ها منتظر روز وصالت هستم) *

1545
1

اشعار مهدوی(ع),(سال ها منتظر روز وصالت هستم) سال ها منتظر روز وصالت هستم

چشم در راه تماشای جمالت هستم

گر چه دورم ز تو امّا به خیالم آقا

صبح و شب معتکف کعبه ی خالت هستم

من که در باغ کرامات تو پرورده شدم

با گنهکاری خود،میوه ی کالت هستم

خوب می دانم از این که چقدَر آقا جان

باعث درد سر و رنج و ملالت هستم

با همه بار گناهی که به گردن دارم

نکند فکر کنی وزر و وَبالت هستم

روسیاهی مرا تو به رخ من نکشی

تا قیامت به خدا محو خصالت هستم

خوش به حال من مسکین که تو آقای منی

روزگاری است گدای تو و آلت هستم

آن قدَر آه از این چاه دلم جوشیده

که دگر چشمه ی جوشان زلالت هستم

بی جهت نیست که در بزم عزا می گریم

چون که من ریزه خور نان حلالت هستم

قامت

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 17:02
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر مهدوی,(از تو يک عمر شنيديم و نديديم تو را) *

1542
2

شعر مهدوی,(از تو يک عمر شنيديم و نديديم تو را) از تو يک عمر شنيديم و نديديم تو را
به وصالت نـرسيديم و نديديم تو را

روزي مـا فـقـرا شـربـت وصل تو نبـود
زهر هجر تو چشيديم و نديديم تو را

شايد ايام کهن سالي ما جلوه کني!
در جواني که دويديم و نديديم تو را

چه قدَر چلّه نشستيم و عزادار شديم
چه قدَر شمع خريديم و نديديم تو را

گاهي اندازه ي يک پرده فقط فاصله بود
پرده را نيز کشيديم و نديديم تو را

سعي کرديم كه شبي خواب ببينيم تورا
سحر از خواب پريديم و نديديم تو را

مدتي در پي تو رند و نظر باز شديم
همه را غير تو ديديم و نديديم تو را

فکر کرديم که مشکل سر دلبستگي است
از همه جز تو بريديم و نديديم تو را

لا اقل کاش دم خيمه ي تو جان بدهيم
تا بگوييم : ر

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 17:13
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار امام زمان(عج),(تا ظهورت چقدر فاصله داريم آقا) *

2395
2

اشعار امام زمان(عج),(تا ظهورت چقدر فاصله داريم آقا) تا ظهورت چقدر فاصله داريم آقا

آه از جمعه ي بي تو گله داريم آقا

زلـف شـب را به سراپـای سحـر می ریــزم

تا خود صبح به راه تو قمر مـی ریـــزم

ساحل چشــم من از شوق به دریا زده است

چشم بسته به سرش موج تماشا زده اسـت

جمـعــه را سرمــه کشیدم كه مــگر برگـــردی

با همان سیصد و دلتنگ نفر برگــــــــــــــردی

زندگـــی نیست ممــات است ، تورا کم دارد

دیدنت ارزش آواره شدن هـــــــــــــــم دارد

خير از جمعه نديديم به والعصر قسم

بي تو ما طعنه شنيديم به والعصر قسم

از دل تنــگ مـــــن آیا خبــری هــم داری ؟

آشنا ، پشت سرت مختصری هــــــــم داری؟

لذت درد تــو شـــد مـــزد دعـــای پــــدرم

من به این

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 17:17
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر در فراق یار,(مرا با عشق خود درگیر کردی به پایم با غمت زنجیر کردی بدان دنیای بی تو هیچ باشد دلم را از زمانه سیر کردی تو با رفتن به پشت ابر ایام غروب جمعه را دلگیر کردی) *

3741
3

شعر در فراق یار,(مرا با عشق خود درگیر کردی  به پایم با غمت زنجیر کردی     بدان دنیای بی تو هیچ باشد  دلم را از زمانه سیر کردی     تو با رفتن به پشت ابر ایام  غروب جمعه را دلگیر کردی) مرا با عشق خود درگیر کردی

به پایم با غمت زنجیر کردی

بدان دنیای بی تو هیچ باشد

دلم را از زمانه سیر کردی

تو با رفتن به پشت ابر ایام

غروب جمعه را دلگیر کردی

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 17:29
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی,(گر قسمتم شود كه تماشا كنم تورا) *

7676
18

اشعار مهدوی,(گر قسمتم شود كه تماشا كنم تورا) گر قسمتم شود كه تماشا كنم تورا

اي نور ديده جان و دل اهدا كنم تورا

اين ديده نيست لايق ديدار روي تو

چشمي دگر بده كه تماشا كنم تورا

تو در ميان جمعي و من در تفكرم

كاندر كجا بر آيم و پيدا كنم تورا

هر صبح جمعه ندبه كنان در دعاي صبح

از كردگار خويش تمنا كنم تورا

ياابن الحسن ، اگر چه نهاني ز چشم من

در عالم خيال هويدا كنم تورا

گويند دشمنان كه تو بنموده اي ظهور

زين افتراي محض ، مبرا كنم تورا

همچون مؤيدم به تكاپو ، مگر دمي

اي آفتاب گمشده پيدا كنم تورا

(سيد رضا مؤيد خراساني)

منبع:سایت من غلام قمرم

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 03:57
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی,(در آن نفس كه بميرم در آرزوي تو باشم) *

8051
5

اشعار مهدوی,(در آن نفس كه بميرم در آرزوي تو باشم) در آن نفس كه بميرم در آرزوي تو باشم

بدان اميد دهم جان كه خاك كوي تو باشم

به وقت صبح قيامت كه سر ز خاك بر آرم

به گفت و گوي تو خيزم به جستجوي تو باشم

به مجمعي كه در آيند شاهدان دو عالم

نظر به سوي تو دارم غلام روي تو باشم

به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم

ز خواب عافيت آگه به بوي موي تو باشم

حديث روضه نگويم گل بهشت نجويم

جمال حور نجويم دوان به سوي تو باشم

مِي بهشت ننوشم ز جام ساقي رضوان

مرا به باده چه حاجت كه مست روي تو باشم

هزار باديه سهل است با وجود تو رفتن

وگر خلاف كنم سعديا به سوي تو باشم

(سعدي)

منبع:سایت من غلام قمرم

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:00
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

شعر امام زمان(عج)-(هر سحر منتظر يار نباشم چه كنم؟) * علی اکبر لطیفیان

5331
5

شعر امام زمان(عج)-(هر سحر منتظر يار نباشم چه كنم؟) هر سحر منتظر يار نباشم چه كنم؟
من اگر اينهمه بيدار نباشم چه كنم؟
گريه بر درد فراق تو نكردن سخت است
خونجگر از غمت اي يار نباشم چه كنم؟
عده اي بر سر آنند اسيرت نشوند
من بر آنم كه گرفتار نباشم چه كنم؟
تو چه كردي كه من از خواب و خوراك افتادم؟
راستي ، اينهمه بيمار نباشم چه كنم؟
چهارده بار خدا عاشق تو شد من اگر
عاشق روي تو يكبار نباشم چه كنم؟
ابرويت تيغ مصري است كه جان ميطلبد
به طلبكار بدهكار نباشم چه كنم؟
خواستم نام مرا هم بنويسند_همين
سر بازار خريدار نباشم چه كنم؟
من اگر مثل تو هر صبح و غروبي آقا
فكر بين در و ديوار نباشم چه كنم؟
شاعر : علي اكبر لطيفيان

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:02
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

اشعار مهدوی-(با کدام آبــرویـی روز شمـارش باشیم) * علی اکبر لطیفیان

10484
30

اشعار مهدوی-(با کدام آبــرویـی روز شمـارش باشیم) با کدام آبــرویـی روز شمـارش باشیم
عصرها منتظر صبح بهارش باشیم

کاروان سحـرش مال هـمـه، جـا دارد
تا که جا هست ،چرا گرد و غبارش باشیم

سالها منتظر سیصد و اندی مرد است
آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم

بارها كار دل ما به دستش افــتـاد
یادمان رفت كه ما در پی کارش باشیم

گـیـرم امـروز بـه ما اذن ملاقاتی داد
مرکبی نیست که راهی دیارش باشیم

ما چرا؟ خوبترین ها به فدای قدمش
حیف او نیست که ما میثم دارش باشیم؟

اگـر آمـد خـبـر رفـتـن مـا را بـبـریـد
به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم

(علي اكبر لطيفيان)

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:05
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی,(سالار! وقت آمدنت دير شد بيا) *

1908

اشعار مهدوی,(سالار!  وقت آمدنت دير شد بيا) سالار! وقت آمدنت دير شد بيا

اين دل در انتظار فرج پير شد بيا

ديدم به خواب آمدي از جاده‌هاي دور

گفتا دلم که خواب تو تعبير شد بيا

اين جمعه هم گذشت و ليکن نيامدي

آيات غربتم همه تفسير شد بيا

افسرده‌ام بدون تو، باور نمي‌کني

عشقم اسير قسمت و تقدير شد بيا

گفتي که پاک کن دلت از هر چه غير ماست

قلبم به احترام تو تطهير شد بيا

هر شب به ياد خال لبت گريه مي‌کنم

عکست ميان آينه تصوير شد بيا

در دفترم به ياد تو نرگس کشيده‌ام

نرگس هم از فراق تو دلگير شد بيا

جانم فداي خال لبت نازنين نگار

ساقي ز زندگي به خدا سير شد بيا

منبع:من غلام قمرم

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:07
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر امام زمان(عج),(خوش آن ساعت که دیدار تو بینم) *

10491
5

شعر امام زمان(عج),(خوش آن ساعت که دیدار تو بینم) خوش آن ساعت که دیدار تو بینم
کمند عنبرین تار تو بینم
نبیند خرمی هرگز دل ما
مگر آن دم که رخسار تو بینم

***
غم عالم همه کردی به بارم
مگر ما لوک مست سر به تارم
مهارم کردی و دادی به ناکس
فزودی هر زمان باری به بارم

***
نسیمی کز بن آن کاکل آید
مرا خوشتر ز بوی سنبل آید
چو شب گیرم خیالت را در آغوش
سحر از بسترم بوی گل آید

***

فلک کی بشنوه آه و فغونم
به هر گردش زنه آتش به جونم
یک عمری بگذرونم با غم و درد
به کام دل نگرده آسمونم

***

غم عشقت مرا بيچاره كرده

دل تنگ مرا صد پاره كرده

هواي ديدن روي تو يك عمر

مرا در كوچه ها آواره كرده

***

نميدونم بهاره يا خزوونه

فلك با عاشقا نامهربونه

جوونيم رفت و

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:10
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی,(اي حجت زمانه ، زمانه چه بد شده است) *

2259
1

اشعار مهدوی,(اي حجت زمانه ، زمانه چه بد شده است) اي حجت زمانه ، زمانه چه بد شده است

يك تكه ابر بين من و نور سد شده است

ديگر براي غنچه سري تب نمي كند

در عالمي كه خار، گل سر سبد شده است

هم نان عشق ميخورم و هم كباب غير

دل راهه آن كه سيخ نسوزد بلد شده است

عشق تو را به قيمت يك نان فروختم

ميبيني آن كه دم ز تو ميزد چه بد شده است؟

بعد از عبور جمعه فراموش ميشوي

يادت هميشه غرقه ي اين جذر و مد شده است

دل خوش نكن به ندبه ي هر جمعه خواندنم

دين هم براي حجله ي دنيا نمد شده است

دنيا ميان لجه ي خون غوطه ميخورد

انسان به زير پاي هوسها لگد شده است

قرآن به روي طاقچه ها خاك ميخورد

من منتظر كه باز ببينم نود شده است*

قربان چشم خيس تو گردم كه ابر هم

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:13
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی,(رسيده ام به چه جايي كسي چه ميداند) *

1707
1

اشعار مهدوی,(رسيده ام به چه جايي كسي چه ميداند) رسيده ام به چه جايي كسي چه ميداند

رفيق گريه كجايي كسي چه ميداند

ميان مايي و با ما غريبه اي افسوس

چه غفلتي چه بلايي كسي چه ميداند

تمام روز و شبت را هميشه تنهايي

اسير ثانيه هايي كسي چه ميداند

براي مردم شهري كه با تو بد كردند

چگونه گرم دعايي كسي چه ميداند

تو خود براي ظهورت مصممي اما

نميشود كه بيايي كسي چه ميداند

كسي اگر چه نداند خدا كه ميداند

فقط معطل مايي كسي چه ميداند

اگر صحابه نباشد فرج كه زوري نيست

تو جمعه جمعه ميايي كسي چه ميداند

(كاظم بهمني)

منبع:من غلام قمرم

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:15
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی,(دل را ز بيخودي سر از خود رميدن است) *

1427
2

اشعار مهدوی,(دل را ز بيخودي سر از خود رميدن است) دل را ز بيخودي سر از خود رميدن است
جان را هواي ز قفس تن پريدن است
از بيم مرگ نيست که سر داده‏ام فغان
بانگ جرس به شوق به منزل رسيدن است

دستم نمي‏رسد که دل از سينه بر کنم
باري علاج شکر گريبان دريدن است
شامم سيه ترست ز گيسوي سرکشت
خورشيد من بر آي که وقت دميدن است
سوي تو اي خلاصه گلزار زندگي
مرغ نگه در آرزوي پر کشيدن است
بگرفته آب و رنگ ز فيض حضور تو
هر گل در اين چمن که سزاوار ديدن است
با اهل درد شرح غم خود نمي‏کنم
تقدير غصه دل من ناشنيدن است
آن را که لب به دام هوس گشت آشنا
روزي «امين‏»(1) سزا لب حسرت گزيدن است
1- تخلص شعري مقام معظم رهبري.

منبع: بانک اشعا رروضه

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:39
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی,(صف بیارایید رندان! رهبر دل آمده) *

2745
12

اشعار مهدوی,(صف بیارایید رندان! رهبر دل آمده) صف بیارایید رندان! رهبر دل آمده
جان برای دیدنش، منزل به منزل آمده
بلبل از شوق لقایش، پر زنان بر شاخ گل
گل ز هجر روی ماهش، پای در گل آمده

طور سینا را بگو: ایام «صعق‏» آخر رسید
موسی حق در پی فرعون باطل آمده
بانگ زن بر جمع خفاشان پست کور دل
از ورای کوهساران، شمس کامل آمده
بازگو اهریمنان را فصل عشرت بار بست
زندگی بر کام‏تان، زهر هلاهل آمده
دلبر مشکل گشا از بام چرخ چارمین
با دم عیسی برای حل مشکل آمده
غم مخور، ای غرق دریای مصیبت غم مخور
در نجاتت، نوح کشتیبان به ساحل آمده

منبع:بانک اشعار روضه

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:43
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی(من حقّم است هشت گرفتم چرا که من) *

1724
2

اشعار مهدوی(من حقّم است هشت گرفتم چرا که من) من حقّم است هشت گرفتم چرا که من
یک جمله هم نساخته ام با دوازده
با چند نمره باشد اگر رد نمی شوی
یک ، دو ، سه ، ... ، هفت ، هشت، نَه آقا دوازده

بی تو تمامِ اهل قیامت رفوزه اند
ای نمرۀ قبولی ِ دنیا، دوازده
ثانیه های کـُند توسل می آورند
یا "صاحب الزمان خدا" یا "دوازده"
حالا که ساعت تو و چشم خدا یکی است
آقا چقدر مانده زمان تا دوازده
امروز اگر نشد ولی یکروز می شود
ساعت به وقت شرعی زهرا (س) دوازده

منبع:بانک اشعار روضه

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:45
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

شعر امام زمان(عج)-(يك شب بيا ستاره بريزم به پاي تو) * علی اکبر لطیفیان

2688
1

شعر امام زمان(عج)-(يك شب بيا ستاره بريزم به پاي تو) يك شب بيا ستاره بريزم به پاي تو
اي آفتاب من همه چيزم فداي تو
يك شب بيا به ما برسد اي اذان صبح
از پشت بام مسجد كوفه صداي تو

ما مدتي است خانه تكاني نكرده ايم
شرمنده ايم در دل ما نيست جاي تو
غير از همين دو قطره اشكي كه مانده بود
چيزي نداشتم كه بيارم براي تو
از روزهاي هفته سه شنبه براي من
شبهاي پنجشنبه و جمعه براي تو
روزي به خاطر سفر جمكران من
روزي به خاطر سفر كربلاي تو

شاعر: علی اکبر لطیفیان

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:50
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی,(به يک نگاه تو بیدارمي شود دل من) *

1991
2

اشعار مهدوی,(به يک نگاه تو بیدارمي شود دل من) به يک نگاه تو بیدارمي شود دل من
به يک کرشمه گرفتار مي شود دل من
براي درک حضور تو اي گل نرگس
هميشه راهي گلزار مي شود دل من

به شوق ديدن روي تو صبح آدينه
رفيق ديده بيدار مي شود دل من
چه اشتياق عجيبي چه حالتي دارد
سحر ، که منتظر يار مي شود دل من
بيا که از غم هجر تو يا ابا صالح
اسير غصه بسيار مي شود دل من
سرور دل به ظهور تو بستگي دارد
بيا که بي تو عزادار مي شود دل من
غروب جمعه که دلها هميشه مي گيرد
ز هر چه غير تو بيزار مي شود دل من
به ياد غربت ياس علي که مي گريم
قسم به لاله سبکبار مي شود دل من
قسم به چشم پر اشک حسن در آن کوچه
که خون ز قصه مسمار مي شود دل من
حديث هيزم و در چو خاطرم آيد
شبيه چشم تو

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:54
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر امام زمان(عج),(ای جمعه ی نیامده ی روز گارها) *

2595
1

شعر امام زمان(عج),(ای جمعه ی نیامده ی روز گارها) ای جمعه ی نیامده ی روز گارها

الغوث و الامان خزان و بهارها

آیینه ی شریف ترین تبارها

خال لب تو کعه ی دلبر مدارها

خوش به سعادت پسر مهزیارها

حالا که غصه وصله ی ناجور می شود

گیسوی تو بهانه ی منصور می شود

چشمت شعاع مستی انگور می شود

دارد بساط شکر خدا جور می شود

نامت شراب کهنه ی بزم خمارها

نام تو خواب از سر پیمانه می برد

هوش و هواس از سر میخانه می برد

آتش به شرط بندی پروانه می برد

دل قرعه را به صرف تماشا نمی برد

آتش بزن به هستی ما تازه کارها

حالا که می به دلبری ساغر آمده

عطر گل محمدی از قمسر آمده

آقا بیا که کاسه ی صبرم سر آمده

حتی دعای ندبه صدایش در آمده

برگرد ای قرار دل بی قرارها

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:58
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی,(مدینه، مکه، نجف، کاظمین، کرب‌و‌بلایی) *

3664
3

اشعار مهدوی,(مدینه، مکه، نجف، کاظمین، کرب‌و‌بلایی) مدینه، مکه، نجف، کاظمین، کرب‌و‌بلایی

عزیز مصر ولایت! ولی عصر! کجایی؟

صفا و مروه و حجر و حطیم و کعبه و زمزم

تمام، دیده به ره دوختند تا تو بیایی

گهی به سامره گاهی کنار مسجد کوفه

گهی برای زیارت کنار قبر رضایی

بیا که پرچم خون خداست چشم ‌به‌ راهت

بیا که منتقم خون سیدالشهدایی

خدا کند به حرم با دو چشم خویش ببینم

که بین حجر و حجر رخ به حاجیان بنمایی

رسد ندای انا المهدی‌ات ز کعبه به عالم

از این ندا همه را جان دهی و دل بربایی

سپاه بدر و سپاه تو هم عدد بود آری

تو در مقام و جلال و شرف، رسول خدایی

ز چشم خود گله دارم نه از تو ای گل نرگس

که با منی همه جا و نبینمت به کجایی

پیمبر است به شهر مدی

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 05:03
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار در فراق یار,(از تو یک عمر شنیدیم و ندیدیم تو را) *

2182
5

اشعار در فراق یار,(از تو یک عمر شنیدیم و ندیدیم تو را) از تو یک عمر شنیدیم و ندیدیم تو را
به وصالت نـرسیدیم و ندیدیم تو را

روزی مـا فـقـرا شـربـت وصل تو نبـود
زهر هجر تو چشیدیم و ندیدیم تو را

مگر ایام کهن سالی ما جلوه کنی!
در جوانی که دویدیم و ندیدیم تو را

چه قدَر نذر ِتو کردیم و خبر از تو نشد
چه قدر شمع خریدیم و ندیدیم تو را

گاهی اندازه ی یک پرده فقط فاصله بود
پرده را نیز کشیدیم و ندیدیم تو را

سعی کردیم تو را خواب ببینیم شبی
سحر از خواب پریدیم و ندیدیم تو را

مدتی در پی تو رند و نظر باز شدیم
همه را غیر تو دیدیم و ندیدیم تو را

فکر کردیم که مشکل سر دلبستگی است
از همه جز تو بریدیم و ندیدیم تو را

لا اقل کاش دم خیمه ی تو جان بدهیم
تا بگوییم : ر

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 05:18
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی,(تو غصه خوردی ما که غمخواری نکردیم) *

1567
3

اشعار مهدوی,(تو غصه خوردی ما که غمخواری نکردیم) تو غصه خوردی ما که غمخواری نکردیم

تو ناله کردی هیچ دلداری نکردیم

یک شب اسیر رنج بی خوابی نبودیم

از دوری تو گریه و زاری نکردیم

از تو توقع هست فکر ما نباشی

وقتی به پای عشق تو کاری نکردیم

شب زنده دار ماه قرآن بگذر از ما

آن گونه که باید تو را یاری نکردیم

شرمندگی سفره ها باعث شدند که

یک شب تو را دعوت به افطاری نکردیم

از درد حاجت هاست داد ما بلند است

کاری بجز همسایه آزاری نکردیم

تا لااقل یک ساعتی یاد تو باشیم

با دوستانت نیز دیداری نکردیم

منبع:بانک اشعار روضه

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 05:29
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

در فراق یار,(از خواب چون به یاد تو بیدار می شوم) *

2093
1

در فراق یار,(از خواب چون به یاد تو بیدار می شوم) از خواب چون به یاد تو بیدار می شوم

با ناله ی دعای فرج یار می شوم

هر چهره ای که در دو جهان دلبری کند

تنها اسیر روی تو دلدار می شوم

با یک نگاه نافذ تو ایهاالعزیز

از چشمه سار عشق تو سرشار می شوم

هر جمعه ها غروب که دلگیر می شود

آماده بهر لحظه ی دیدار می شوم

در غفلتم که وقت گنه ناظر منی

آنجا که پیش دیده ی تو خار می شوم

احساس می کنم که مرا می کنی قبول

وقتی دخیل دست علمدار می شوم

یک "یاحسین" باعث تغییر حال ماست

وقتی دوباره عبد گنهکار می شوم

وقتی که مادر تو دعا می کند مرا

سوی تو می پرم که سبکبار می شوم

من گرد روی شال عزاداری تو را

با نقد جان خویش خریدار می شوم

منبع:بانک اشعار روضه

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 05:44
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی,(قرآن زبان بگیر و خبر از نهان بده) *

3604
4

اشعار مهدوی,(قرآن زبان بگیر و خبر از نهان بده) قرآن زبان بگیر و خبر از نهان بده

پیغام وصل مصحف پنهانمان بده

هرچند آیه آیه ی تو نور مطلق است

نور جمال عشق به مستان نشان بده

ای با دلم گره به دل ِ خسته رحم کن

با یک نگه به عاشق دلخسته جان بده

چون استخوان ره ِ گلویم بسته هجر تو

اشکی برای پس زدن استخوان بده

اشکی که ریزم از غم هجران وُ وا شود

این عقده که گرفته به سینه مکان بده

تا کی غم فراق و جدایی عزیز من؟!

صاحب زمان بیا و بها بر زمان بده

من مجرمم بگو تو چرا گریه می کنی؟!

بر نامه ام نظاره کن و سر تکان بده

این عاشق و نگاه تو ای آسمان عشق

پرواز را به یک نگهت یادمان بده

حسین ایمانی

  • جمعه
  • 31
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:57
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی,(بي اذن تو هرگز عددي صد نشود) *

4734
14

اشعار مهدوی,(بي اذن تو هرگز عددي صد نشود) بي اذن تو هرگز عددي صد نشود

بر هر که نظر کني دگر بد نشود

زهرا تو دعا کن که بيايد مهدي

زيرا تواگر دعا کني رد نشود

***

مي آيد و از تاب و تبش مي گويد

از درد دل و اشک شبش مي گويد

مي آيد و بهر شيعيانش آن روز

از غربت عمه زينبش مي گويد

***

از فکر گناه پاک بودن عشق است

از هجر تو سينه چاک بودن عشق است

آن لحظه که راه مي روي آقا جان

زير قدم تو خاک بودن عشق است

***

هر شيعه دعا کند بيايي مهدي

صد شور به پا کند بيايي مهدي

ديگر به دل سوخته ام صبري نيست

اين جمعه خدا کند بيايي مهدي

***

تکيه به وفاي ما نکن آقا جان

گريه تو براي ما نکن آقا جان

بهر فرجت خودت بيا کاري کن

دل خوش به دعاي ما نکن

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 05:47
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار اماام زمان(عج),(در ازدحام غریبی حبیب میگردی) *

2206
1

اشعار اماام زمان(عج),(در ازدحام غریبی حبیب میگردی) در ازدحام غریبی حبیب میگردی

شبیه مرهم زخم و طبیب میگردی

صدات میزنم و میرسی به فریادم

تجلّی همه ی " یا مجیب " میگردی

در آن زمان که پی یک قرار میگردم

تویی که سنگ صبور و شکیب میگردی

نبود باورم اصلا که تکسوار هستی

نبود باورم اصلا غریب میگردی

کنار فاطمه پنجشنبه کربلا زائر

شمیم دمدمه ی صبح سیب میگردی

غروب بغض گلویت تَرَک که بر دارد

شبیه ابر بهاری عجیب میگردی

حسین جدی العطشان ! به روی لب داری

که گرم روضه ی " شیب الخضیب " میگردی

منبع: بانک اشعار روضه

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 05:50
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر مهدوی,(آقا قسم به جان شما خوب می شوم) *

3516
8

شعر مهدوی,(آقا قسم به جان شما خوب می شوم) آقا قسم به جان شما خوب می شوم

باور کن آخرش به خدا خوب می شوم

این روزها ز دست دل خویش شاکیم

قدری تحملم بنما خوب می شوم

حتی اگر گناه خلایق کشم به دوش

با یک نگاه لطف شما خوب می شوم

من ننگ و عار حضرتتان تا به کی شوم

کی از دعای اهل بکا خوب می شوم

با یک دعای مادر دلسوز و مهربان

ام الائمه النجبا خوب می شوم

جمعی کبوتر حرم فاطمه شدند

من هم شبیه آن شهدا خوب می شوم

من بدترین غلام حقیر ولایتم

ای بهترین امام بیا خوب می شوم

با این همه بدی به ظهور شما قسم

با یک نسیم کرب و بلا خوب می شوم

منبع:بانک اشعار روضه

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 05:55
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی,(این جمعه هم گذشت بدون زیارتی) *

2766
4

اشعار مهدوی,(این جمعه هم گذشت بدون زیارتی) این جمعه هم گذشت بدون زیارتی

یا ایهاالعزیز نگاهی، عنایتی

سائل منم چگونه نگاهم نمی کنی؟

سلطان تویی کجا ببرم عرض حاجتی؟

دست ردی به سینه‌ی این دل غمین مزن

شاید که مادرت کند از من شفاعتی

از بعد ناله های سحرهای انتظار

خاکم به سر بگویی اگر کم ارادتی

آقا اگر بناست که مرگم فرا رسد

بنما عنیاتی، بده فیض شهادتی

وقتی گناه فاصله انداخت بین ما

دیگر چه جای خواب و خور و استراحتی

چشم زمان و اهل زمین مانده منتظر

تا صبح عید وصل ببیند کرامتی

حالا شما به خاطر در و دیوار بیا

یعنی ز میخ و دل بده شرح قساوتی

منبع:بانک اشعار روضه

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 05:58
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد