ای خاطرات جمعه ها، ای مهربانم
تنها غریب آشنا، ای مهربانم
از ابتدای خلقتم بستم دخیلی
نذر تماشای شما، ای مهربانم
با هر سلامم بر شما آئینه ی حق
خود را کنم پیدا. چرا ای مهربانم
با چشم های خیس ما سازش نداری؟
پیداترین پنهان ما ای مهربانم
در پیش خود روی تورا تصویر کردم
... زیباتر از هر مه لقا ای مهربانم
دیدار زیبا می شود با چشم هایت
غرق تماشا می شود با چشم هایت *
در انتظارت انتظار افتاده از پا
زیر نگاهت آزگار افتاده از پا
تکلیف سختی گردنم انداخت عشقت
حالا دلم با حال زار افتاده از پا
یابن الحسن، یوسف شدی بر دیده هایم
یعقوب چشمم بی قرار افتاده از پا
خورشید را شرمنده کن، رویی نشان ده
... ای از جمالت صد
- پنج شنبه
- 20
- تیر
- 1392
- ساعت
- 06:52
- نوشته شده توسط
- یحیی
ادامه مطلب