شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس
 علیرضا خاکساری

مناجات امام زمان(عج) -( بي استخاره............در يك غزال عاشقي بااستعاره ) * علیرضا خاکساری

1371
2

مناجات امام زمان(عج) -( بي استخاره............در يك غزال عاشقي بااستعاره  ) بي استخاره............در يك غزال عاشقي بااستعاره
ميگويم از تو..........ميگويم از چشمان شهلايت دوباره
ليلاتريني...............مجنون راهت ميشود ماه و ستاره
زنداني هستم..........مابين مژگان سياهت ماهپاره
فكر گريزم............."لايمكن..." ميخوانم و كو راه چاره
حلقه به گوشم........درپيش تو اين گوش واين هم گوشواره
دلداه ام من............همراه من بودي شما از گاهواره
ميميرم آخر............چشم انتظارم كي مي آيي اي سواره
ادركني آقا.............من ماندم و هرشب بساط اشكواره
دلخون ترينم...........با كربلا و روضه هاي شيرخواره
برگرد آقا ..............اي منتقم اصلي حلقوم پاره

شاعر : علیرضا خاکساری

  • پنج شنبه
  • 20
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:16
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

پُر است شهر من و تو ز شب نشینی ها *

2461
1

پُر است شهر من و تو ز شب نشینی ها پُر است شهر من و تو ز شب نشینی ها
و هست جرم من و تو عقب نشینی ها
کنار پلک خیابان غریزه می جوشد
و کوچه شرم گناه کبیره می نوشد
چه شد که این همه شهر از غرور خالی شد
نصیب غیرت ما فصل خشک سالی شد
چه شد که این همه مردم ز خویش وا رفتند
دعا رها شده، دنبال ادعا رفتند
نشسته ایم که شاید خدا کند فرجی
و یا دوباره امام رضا کند فرجی
حضور«من» شده پررنگ تر ز «ما» امروز
به مرتضی قسم این نیست کار ما امروز
به مرتضی قسم احساس ها طلایی نیست
و هیچ عاطفه ای خالص و خدایی نیست
پر است شهر ز انبوه نابسامانی
و نیست چاره بر این درد، این پریشانی
اسیر فتنه ی کلاش ها شدن تا کی؟
حصار رخوت عیاش ها شدن تا کی
مغازه ها همه گنجینه

  • دوشنبه
  • 18
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 06:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

ای یار ز دیده گشته غایب برگرد * مجید رجبی

4088
4

ای یار ز دیده گشته غایب برگرد ای یار ز دیده گشته غایب برگرد
ای هجر تو اعظم مصائب برگرد
امشب ز خدا فقط تو را می خواهم
ای آرزوی شب رغائب برگرد

  • دوشنبه
  • 18
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 06:34
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

بالی در آسمان نگاهت به ما بده *

2443
2

بالی در آسمان نگاهت به ما بده بالی در آسمان نگاهت به ما بده
یا نه! به این گیاه کمی هم هوا بده
اصلا در آفتاب گنه پس بگیر و بعد
در سایه های دور و بر خویش جا بده
سنگ فراق و سینه ی من،طاقتم کم است
بغضم شکسته است نگو شیشه را بده
باز است شوق پنجره هر وقت رد شدی
امشب به سنگ فرش دلم ردپا بده
دست خودم که نیست، شب جمعه آمده
اصلا مرا بگیر و به من کربلا بده
شاعر:روح الله عیوضی

  • دوشنبه
  • 18
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 06:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

زود بیدار شدم تا سر ساعت برسم *

2544
1

زود بیدار شدم تا سر ساعت برسم زود بیدار شدم تا سر ساعت برسم
بایداین بار به غوغای قیامت برسم
من به "قد قامت" یاران نرسیدم، ای کاش
لا اقل رکعت آخر به جماعت برسم
آه ،مادر! مگر از من چه گناهی سر زد
که دعا کردی و گفتی به سلامت برسم؟
طمع بوسه مدار از لبم ای چشمه که من
نذر دارم لب تشنه به زیارت برسم
سیب سرخی سر نیزه ست...دعا کن من نیز
اینچنین کال نمانم به شهادت برسم
شاعر:محمد مهدی سیار

  • دوشنبه
  • 18
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 06:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

نور تو گر نبود مسلمان نمی شدم *

2314
2

نور تو گر نبود مسلمان نمی شدم نور تو گر نبود مسلمان نمی شدم
بر سفره ی کریم تو مهمان نمی شدم
لطف محمدی تو بر من مقام داد
ورنه ز نسل حضرت سلمان نمی شدم
اصلا اگر دعای تو پشت سرم نبود
بر خانواده ی تو ثناخوان نمی شدم
من از عنایت تو که بهره نداشتم
گر دوستدار عترت و قرآن نمی شدم
حرف از خدا زدی تو ، ولی گر علی نبود
هرگز مطیع و گوش به فرمان نمی شدم
قم یا رسول صوت جلی را شروع کن
قرآن بخوان و مدح علی را شروع کن
قرآن بخوان که بی خبران را خبر کنی
بر قلب سنگ ، با سخن خود اثر کنی
قرآن بخوان ، زجهل ، خلایق رها شوند
روشن فضای ظلمت محض بشر کنی
قرآن بخوان و در دل مردم نمک بریز
تا اینکه دوستان خدا بیشتر کنی
قرآن بخوان بشارت و انذار کن رسول
قر

  • دوشنبه
  • 18
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 06:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

طعنه ز این و آن که شنیدن نمی شود * جعفر ابوالفتحی

2184
4

طعنه ز این و آن که شنیدن نمی شود در فراق یار و گریز حضرت رقیه (س)

دیگر بس است ... بی تو پریدن نمی شود

دیدار دوست .... بی تو که دیدن نمی شود

مقصد خداست... مبدا ما... دست ما بگیر

بی مَرکبت ببین که رسیدن نمی شود

مانند کرم ها به خودم پیچم از غمت

در خاک هجر تو که خزیدن نمی شود

حتما برای من تو دعا کرده ای ولی

از غیر تو ببین که بریدن نمی شود

پیراهنم دگر شده پاره ... برهنه ام

از داغ هجر جامه دریدن نمی شود

در روز و شام می شنوم طعنه ها ز غیر

طعنه ز این و آن که شنیدن نمی شود

دختر سه ساله می دود و می دود ولی

بر روی خارها که دویدن نمی شود

سروده جعفر ابوالفتحی

  • دوشنبه
  • 25
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 12:47
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عزیز قلب فاطمه *

2864
6

شعر مناجات امام زمان(عزیز قلب فاطمه عزیز قلب فاطمه
نظر نما به ما همه
که بی تو زندگی بس است
بیا نگار فاطمه
نیامدی وقلب من
پریده در هوای تو
شکسته سینه ی غمم
بیاد غصه های تو
بیا به داد ما برس
بزرگ ما همه تویی
قرار قلب مادرت
اشکت نگو برا منه
لبریز درد و ماتمه
ببخشمو صدام بزن
بگو که نوکر منه
یا ابن الحسن آقا بیا
شاعر:ایمان غلامی

  • چهارشنبه
  • 27
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 05:04
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر امام زمان(سلام من به آوای شب تو *

6130
7

شعر امام زمان(سلام من به آوای شب تو سلام من به آوای شب تو
سلام من به آن خال لب تو
سلام من به قطره قطره اشکت
به ذکر روضه یا زینب تو
سلام من به آن راز و نیازت
به آه وناله و سوز وگدازت
به اشک سجده و ذکر رکوعت
به آن حالی که داری در نمازت
گره بگشودن از تو مشکل از من
شرار عشق از تو حاصل از من
دلی میخواستی میخانه سازی
تمام کارها با تو دل از من
من از همه در رانده ام یا خوانده یا نا خوانده ام
من رانده وا مانده ام دست من و دامان تو
یا ابن الحسن یا ابن الحسن دل را به تو خوش کرده ام
یا ابن الحسن یا ابن الحسن آقا کجایی خسته ام
ام من به آن جائی که هستی
به آن صحرا که در خیمه نشستی
سلام من به آن رخت سفیدت
به آن عمامه سبزی که بستی
سلام من به تو

  • چهارشنبه
  • 27
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 05:18
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(دلم گرفته دوباره برایتان آقا *

3899
4

شعر مناجات امام زمان(دلم گرفته دوباره برایتان آقا دلم گرفته دوباره برایتان آقا
دوباره آمده بردر گدایتان آقا
جهان بدون تو تاریک هست وما هستیم
نیازمند کمی از صفایتان آقا
میان زندگی عالمی ، تو تنهایی
و خالی است غریبانه جایتان آقا
پر است گوش من از حرفهای این دنیا
و کر شده است برای صدایتان آقا
بیا وسوخته بال مرا شفایی ده
توان بده بپرم در هوایتان آقا
برای وصل ، پیاده ، سواره فرقی نیست
چه می شود برسم بر سرایتان آقا
"به غیر شعر ندارم بضاعتی دیگر
تمام قافیه هایم فدایتان آقا"

  • چهارشنبه
  • 27
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 05:32
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(لهی گواهی که شرمنده ام *

2859
6

شعر مناجات امام زمان(لهی گواهی که شرمنده ام الهی گواهی که شرمنده ام
به پیش تویا رب سر افکنده ام
ولی هر چه هستم ترا بنده ام
گدایم ، گدا یم تو بخشنده ای
به حق شهیدان پناهم بده
به اشک یتیمان جوابم بده
من از سوز دل شب صدا می کنم
چو مرغ شباهنگ نوا می کنم
ترا این دل شب صدا می کنم
خواهی اگر جان فدا می کنم

  • شنبه
  • 30
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 05:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

در فراق امام زمان( عج) ( باشد كه روزگاري ، ياري رسد ز ياري ) *

1169
1

در فراق امام زمان( عج) ( باشد كه روزگاري ، ياري رسد ز ياري ) باشد كه روزگاري ، ياري رسد ز ياري
برجانب محبان ،چون افتدش گذاري
دل خسته و حزينم، لختي خوشي نبينم
يار دلم بود غم ، هر جا به هر دياري
گر مبتلا بود دل ، محنت سرا بود دل
كي ميرود ز محزون ، جز اين انتظاري
وزي كه از بر ما ، رفته است دلبر ما
از ديدگاه اشكبار ،چون ابر نوبهاري
اي ياد رفته باز آي ، شادان نما دل ما
دل بي تو مي نمايد، همواره بي قراري
بي رويت اي بهارم ، شوري به دل ندارم
زاحوال عاشق خويش ، جانا خبر نداري
اي يوسفي كه كنعان ، چون تو نديده هرگز
مارا در انتظارت، تا چند مي گذاري
از ماه عارض تو ، دل زنده ،جان شود نو
بفشان زچهره ما ، با مقدمت غباري
اي يار آشنايم ، كردي تو مبتلا يم
با كوشه نگاهي ،

  • یکشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 20:44
  • نوشته شده توسط
  • عفاف
ادامه مطلب

در فراق امام زمان (عج) ( ای کاش شبی لایق دیدار تو باشم) *

2398
1

در فراق امام زمان (عج) (  ای کاش شبی لایق دیدار تو باشم) ای کاش شبی لایق دیدار تو باشم
از پرده دل راز نگهدار تو باشم
دستم تهی ونیست کلافی به بساطم
تابر سر بازار خریدار توباشم
یک عمر به دنبال امان بودم وصحت
منت نه و بگذار که بیمار توباشم
ای سایه لطفت همه جا روی سرمن
بگذار که در سایه دیوار توباشم
ای کاش شبی آیدودرجامع سهله
با چشم دلم زائر رخسار توباشم
مجید رجبی

  • یکشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 20:48
  • نوشته شده توسط
  • عفاف
ادامه مطلب

در فراق امام زمان (عج) ( آنجا که لحظه ها به شما پشت می کنند ) *

1410
1

در فراق امام زمان (عج) ( آنجا که لحظه ها به شما پشت می کنند ) آنجا که لحظه ها به شما پشت می کنند
یا پنجه ها مقابلتان مشت می کنند
آنجا که نوشهای شما نیش می شود
خلق زیاده خواه کم اندیش می شود
آنجا که اسب آمدنت تند می دود
جا، بهر پارک کردنتان طفره می رود
آنجا که ابرهای ظهور تو لاله کار
باید به شوره زار ببارد نه مَرغزار
آنجا که چشمها به شما دل نبسته اند
فرسنگها جلوتر از این بار بسته اند
آنجا که از تلألؤ تو غافلست شهر
دنبال روشنایی کم مصرف است شهر
آنجا که باغ بی تو تأسف نمی خورد
کنعان غم جدایی یوسف نمی خورد
آنجا که باز مُهر تغافل به جبهه هاست
یوسف اسیر چاه خودی ساز فتنه هاست
آنجا که کرده شعله حق مسلکی اُفول
تا گردن است دیده مردم درون پول
آنجا که هست اهرم خدمت

  • یکشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 20:50
  • نوشته شده توسط
  • عفاف
ادامه مطلب

در فراق امام زمان (عج ) ( یارا به یاری من بی یار کن شتاب) *

1240
1

در فراق امام زمان (عج )  (  یارا به یاری من بی یار کن شتاب) یارا به یاری من بی یار کن شتاب
افتاده ام بدون تو در رنج بی حساب
از روزن امید به تو رو زدم ،چرا
افتاده بین چشم من و روی تو حجاب؟
با کور رنگی بصر من چه می کنی؟
رنگین کمانِ بارشَ باران ِ پر حباب
دریا! که تشنگان ز زره مانده ایم ما
بیتابِ موجهای تو و لحظه های آب
پیداست تاکنون عوض من تو کرده ای
من را برای خویشتن از قبل انتخاب
با خارهای راه وصالت نوشته ام
در دفتر خیال خودم خاطرات ناب
این روزها برای تو تنها غریبه ام
ای آسمان بپرس نشانم از آفتاب
شاعر؟؟؟

  • یکشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 20:52
  • نوشته شده توسط
  • عفاف
ادامه مطلب

در فراق امام زمان (عج) ( چون گذشته از چه با ما بد مدارا می کنی؟ ) *

1309
2

در فراق امام زمان (عج) ( چون گذشته از چه با ما بد مدارا می کنی؟ ) چون گذشته از چه با ما بد مدارا می کنی؟
با خم ابروی خود در سینه غوغا می کنی
من مریض عشقم و در بستر بیماریم
نازنینا درد عشقم کی مداوا می کنی؟
یوسف مصر ار نشیند در کمین خال تو
صد چو یوسف را بسان صد زلیخا می کنی
گر زنی پر در هوای چشم گوهر بار من
قطره قطره اشک چشمم را چو دریا میکنی
ای که راهت را ز راه ما جدا بنموده ای
بین دشمن دوستان را خوار و رسوا می کنی
این شنیدستم که دور از چشم ما ای مه لقا
خلوتی داری و با بیگانه سودا می کنی
این یقین دانم اگر افتد گذارت بر دلم
در خرابات دلم جایی تو پیدا می کنی
شاعر؟؟؟

  • یکشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 20:53
  • نوشته شده توسط
  • عفاف
ادامه مطلب

در فراق امام زمان (عج) ( با یاد یاران صبح وشب طی می شود ایام من ) *

1366
1

در فراق امام زمان (عج) ( با یاد یاران صبح وشب طی می شود ایام من ) با یاد یاران صبح وشب طی می شود ایام من
مستی است کار روزم و سوز است کار شام من
خون دل واشک بصر مهجوری و سوز سحر
این جمله با هم سر به سر شرحی است بر آلام من
ترسم از این است ای صنم ای یار سیمین پیکرم
بنشیند از بهر جفا مرغ اجل بر بام من
راه عبورم باز کن گلناز من کم ناز کن
با خود مرا همراز کن می ریز اندر جام من
درهر زمان و هر مکان نام تو دارم بر زبان
در دفتر عشاق خود بنویس اکنون نام من
خال لب تو دانه و در دام عشقت من اسیر
هر طعمه ای حسرت کش یک دام همچون دام من
دست گدایی می زنم بر دامنت ای ذوالنعم
تا با نگاهی بر دلم شاید برآید کام من
شاعر؟؟؟

  • یکشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 20:54
  • نوشته شده توسط
  • عفاف
ادامه مطلب

در فراق امام زمان (عج ) ( دیده بیدار من دیده بیدار تو ) *

1812

در فراق امام زمان (عج )  (  دیده بیدار من دیده بیدار تو ) دیده بیدار من دیده بیدار تو
عمر گذشت و نشد فرصت دیدار تو
در به درم ای طبیب چاره دردم بجوی
هست فقط دست تو داروی بیمار تو
روز به شب، شب به روز،طی کنم اما هنوز
نیست مرا حظی از جلوه رخسار تو
طبع بلندت منیع جاه و جلالت رفیع
دیده مدهوش عقل در عجب از کار تو
نامه سیه دل خراب وای ز روز حساب
گو چه دهد در جواب،عبد گنهکار تو
ره به سما می بری بوی خدا می دهی
یاس فرح بخش من ای گل و من خار تو
کم بنشین با رقیب این عمل از تو عجیب
منفعلم گر چه از رحمت سرشار تو
کوی تو دارالشفا خواجه مُلک وفا
هر چه کنی حکم کن این تو و دادار تو
شاعر؟؟؟

  • یکشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 20:55
  • نوشته شده توسط
  • عفاف
ادامه مطلب

در فراق امام زمان (عج ) ( بدان امید که بوسم رواق منظر تو ) *

1262

در فراق امام زمان (عج )  ( بدان امید که بوسم رواق منظر تو  ) بدان امید که بوسم رواق منظر تو
نشسته ام به گدایی هنوز بر در تو
مرا که نیست ز سرمایه حاصلی جز مهر
خدا کند نشود باز مِهرم از سر تو
نگاه روز نخستینت از بهشتم بِه
امان امان ز شرار نگاه آخر تو
هنوز شوق خیال تو در سرم باقیست
منم که هیچ نگنجم درون باور تو
چه روزها که بیابان وصل طی کردم
رسید صدمه به پایم ز ریگ اخگر تو
به دوش وقت سحر با حبیب می گفتم
تو را چه می شود آیم اگر به محضر تو
بگیر هاله ز رخ ماه من که جان جهان
نهفته در صدف جبهه منور تو
شاعر؟؟؟

  • یکشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 20:56
  • نوشته شده توسط
  • عفاف
ادامه مطلب

در فراق امام زمان (عج ) ( کی سپری فصل خزان می شود؟ ) *

1209
1

در فراق امام زمان (عج )  ( کی سپری فصل خزان می شود؟ ) کی سپری فصل خزان می شود؟
کی سحر و وقت اذان می شود؟
ود فرج از دل تنگ زمان
کی سوی گلزار روان می شود؟
باز زِ یُمن قدمش گفته اند
عالم فرتوت جوان می شود
یوسف از ین دیرتر آیی تگر
قامت یعقوب کمان می شود
خوبتر و برتر و بالاتری
بیشتر از آنچه بیان می شود
چشمه خورشید محبت بتاب
ورنه دل از دیو و دَدان می شود
ای دل از ین بیش مزن دست و پا
هر چه خدا خواست همان می شود
شاعر؟؟؟

  • یکشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 20:59
  • نوشته شده توسط
  • عفاف
ادامه مطلب

در فراق امام زمان (عج ) ( از راه می رسد سحر و زنده می شوم) *

1100

در فراق امام زمان (عج )  (  از راه می رسد سحر و زنده می شوم) از راه می رسد سحر و زنده می شوم
از یادها نرفته و پاینده می شوم
چون ذرّه ام ،اگر چه نیم قابل تو لیک
با مِهر تو چو مِهر درخشنده می شوم
اری!نگاه کن که به یک گوشه نگات
مشمول عفو خالق بخشنده می شوم
جانا ز لطف گر نپیذیری مرا مدام
سر خورده تر زپیش و سرافکنده می شوم
محروم لااقل ز دعایت مکن مرا
ر مصر جان عزیز نشد بنده می شوم
هر چند ای عزیز گر آیی ،زلطف خویش
در وقت مرگ،پیش تو شرمنده می شوم
اما در آن نفس که همه غرق گریه اند
من با نظر به روی تو در خنده می شوم
شاعر؟؟؟
منبع:شیعتی

  • یکشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 21:00
  • نوشته شده توسط
  • عفاف
ادامه مطلب

در فراق امام زمان (عج ) ( از سوز سحر نیست مرا حظّ و نصیبی ) *

1029

در فراق امام زمان (عج )  ( از سوز سحر نیست مرا حظّ و نصیبی ) از سوز سحر نیست مرا حظّ و نصیبی
بیمار من عمریست به دنبال طبیبی
جانا عوض این همه دوری و ملامت
گهگاه سراغی ز دل افکار غریبی
هر لحظه که از ساحت قدس تو شوم دور
افتد به دلم فتنه و آشوب عجیبی
این بار اگر رفتی ازین خانه مبادا
با آمدنی باز دلم را بفریبی
یا دار بنا کن که هوادار تو هستم
ا همچو مسیحم بنما نقش صلیبی
از فرصت رفته نتوان چشم بپوشید
بگذشت دمی با تو گاهی به رقیبی
باشد که سرانجام به پایت فتدم سر
در پاسخ عمری که خزان شد به شکیبی
شاعر؟؟؟

  • یکشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 21:01
  • نوشته شده توسط
  • عفاف
ادامه مطلب

در فراق امام زمان (عج ) ( ز گردش شب و روزم ملولم و نگران ) *

1271
1

در فراق امام زمان (عج )  (  ز گردش شب و روزم ملولم و نگران ) ز گردش شب و روزم ملولم و نگران
چنانکه رفته ز دستم حساب روز و شبان
گذشته آب ز سر را ملال رفتن نیست
من از خیال تو صرفنظر کنم یا جان؟
من ار به پای پیاده پِیت شوم سخت است
ولیک از تو قدم رنجه کردن است آسان
مرام عاشقی ای ساقی از کجا داری؟
که خون به جام دلم کردی و کنی اینسان
بیا شبی به نوایی قرار قلبم باش
به نغمه های حجازی و صوت خوش اَلحان
مرا به شرط مروت به راه آوردی
به عهد خویش بمان تا بماندم ایمان
به درد خویش چه سازم کجاست درمانم؟
قضا به وصل کند دلخوشم قَدَر هجران
بیا که یوسف کنعان به فیض دیدن تو
اگر رسد سر انگشت می کند بریان
به دیده هر چه که دیدم دلم همان می خواست
مراد دیده و دل هر دو را تویی یکس

  • یکشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 21:02
  • نوشته شده توسط
  • عفاف
ادامه مطلب

در فراق امام زمان (عج ) ( باران ببار تا که بهاری ترین شوم ) *

1363

در فراق امام زمان (عج )  ( باران ببار تا که بهاری ترین شوم  ) باران ببار تا که بهاری ترین شوم
از یاس هم گذشته و خوشبوترین شوم
خورشید طاق هفتم هفت آسمان و یا
ماه تمام چهره اهل زمین شوم
عمری بود که در به در یار غایبم
کی مورد عنایت آن بی قرین شوم؟
با بدترین بساز که شاید ازین گذر
یضی دهد نگاه تو و بهترین شوم
خود را میان دوزخ اعمال دیده ام
با تو مگر میان بهشت برین شوم
شیطان به پای هر قدمم دام کرده پهن
کهف الحصین! چگونه جدا زان لعین شوم؟
شرمنده ام که فطرت پاکم ز دست رفت
باور نمی شد آخر کار اینچنین شوم
عمری خیانت از من گمراه دیده ای
ای کاش زیر دست تو قدری امین شوم
شاعر؟؟؟

  • یکشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 21:04
  • نوشته شده توسط
  • عفاف
ادامه مطلب

در فراق امام زمان (عج ) ( خداوندا چرا روزم سیاه است ) *

1455
1

در فراق امام زمان (عج )  (  خداوندا چرا روزم سیاه است ) خداوندا چرا روزم سیاه است
چرا تا صبح چشمانم به راه است
چرا نومید می باشم خدایا
کخ نومیدی خودش جرم و گناه است
چرا تاریک گشته روزگارم
چرا عالم به پیش من سیاه است
چرا پنهان زچشم خلق گشته
کسی که بر جهان پشت و پناه است
به هرجا می روم ره بسته بینم
چرا بسته به رویم شاهراه است
برای رفتن در خانه او
چرا مانع زمن جند و سپاه است
چرا حکم خدا اجرا نگردد
چرا بسته به رویم دادگاه است
خداوندا چرا مهدی نیامد
که او هم دادرس هم دادخواه است
رضایی سوخته از هجر رویش
دو چشم اشکبار او گواه است
شاعر؟؟؟

  • یکشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 21:05
  • نوشته شده توسط
  • عفاف
ادامه مطلب

در فراق امام زمان (عج ) ( کو آتشی که شعله زند بر وجود من ) *

1543

در فراق امام زمان (عج )  ( کو آتشی که شعله زند بر وجود من  ) کو آتشی که شعله زند بر وجود من
کو شعله ای که اب کند تار و پود من
دل سوزد از شراره بی اعتناییت
جانا عنایتی بنما بر وجود من
پیشانی ام به نقش و نگارت مزین است
نازت کشیده عکس نیاز سجود من
گر سینه چاک دوست بدانم که دل خطاست
عشق عزیز یار کجا و حدود من
آن یار دلنواز اگر هم مرا زند
بر او سلام و حمد و ثنا و درود من
ای مهر روح پرور تو مانع سقوط
ای نام دلربای تو ذکر صعود من
یارا نثار محضر پاک تو خون من
جانا فدای غشق تو بود و نبود من
از ذره هم ذلیل ترم در حریم تو
نور ولایت است است دلیل نمود من
مهر علی و آل ضمیمه اگر نبود
دیگر بها نداشت قیام و قعود من
با نامه سیاه مرا رو سپید کن
باشد دعای سبز فرج چون سرود

  • یکشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 21:06
  • نوشته شده توسط
  • عفاف
ادامه مطلب

در فراق امام زمان (عج ) ( تک سوار حجاز ادرکنی ) *

2184
2

در فراق امام زمان (عج )  (  تک سوار حجاز ادرکنی ) تک سوار حجاز ادرکنی
ای مرا چاه ساز ادرکنی
قبله عشق و کعبه امّید
روح سوز و گداز ادرکنی
دین من یک کرشمه از تو بود
نیت هر نماز ادرکنی
تو امام نیازمندانی
ای مسیحای ناز ادرکنی
هر چه دارم تصدق سر توست
ای زما بی نیاز ادرکنی
کربلا هست چشم بر راهت
ای شه یکه تاز ادرکنی
کی شود صبح جمعه پنجره ها
روی به سوی تو باز ادرکنی
دل مهیای غارت است بیا
آرزویم زیارت است بیا

شاعر؟؟؟

  • یکشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 21:08
  • نوشته شده توسط
  • عفاف
ادامه مطلب

در فراق امام زمان (عج ) ( تک سوار حجاز ادرکنی ) *

1702
1

در فراق امام زمان (عج )  (  تک سوار حجاز ادرکنی ) تک سوار حجاز ادرکنی
ای مرا چاه ساز ادرکنی
قبله عشق و کعبه امّید
روح سوز و گداز ادرکنی
دین من یک کرشمه از تو بود
نیت هر نماز ادرکنی
تو امام نیازمندانی
ای مسیحای ناز ادرکنی
هر چه دارم تصدق سر توست
ای زما بی نیاز ادرکنی
کربلا هست چشم بر راهت
ای شه یکه تاز ادرکنی
کی شود صبح جمعه پنجره ها
روی به سوی تو باز ادرکنی
دل مهیای غارت است بیا
آرزویم زیارت است بیا

شاعر؟؟؟

  • یکشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 21:12
  • نوشته شده توسط
  • عفاف
ادامه مطلب

در فراق امام زمان (عج ) ( اين من وَ او بدون شما، ما نمي شود ) *

1240

در فراق امام زمان (عج )  (  اين من وَ او بدون شما، ما نمي شود ) اين من وَ او بدون شما، ما نمي شود
با تو سكوت، غرق معمّا نمي شود
با ديده اي كه باز به نامحرمان شده
مي خواستم ببينمت، امّا نمي شود
اينجا ميانِ مردم نامردِ شهر ما
يك مرد هم براي تو پيدا نمي شود
داريم ادّعا كه گل نرگس علي
با اين همه حبيب كه تنها نمي شود
امّا ميانِ ذكرِ قنوت و گهِ دعا
يك دست هم براي تو بالا نمي شود
در بين لحظه ها و مكان ها و يادها
جايي براي بودنتان وا نمي شود
اينجا تمام بود و شد و هست هايمان
نابود و نيست شد همگي با نمي شود
اين است حرفِ آخر اين نسل روسياه
وقتي دگر بيا كه حالا نمي شود!
منبع:شیعتی
مجيد لشكري

  • یکشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 21:16
  • نوشته شده توسط
  • عفاف
ادامه مطلب

در فراق امام زمان (عج ) ( درد فراق یوسف زهرا شدید شد ) *

2502
2

در فراق امام زمان (عج )  (  درد فراق یوسف زهرا شدید شد ) درد فراق یوسف زهرا شدید شد
یعقوب روزگار دو چشمش سپید شد
امید انتظار دل نا امید ها
امید هم ز آمدنت نا امید شد
از عشق ناله خیزد و از هجر درد و غم
غم ناله می کند که فراقت مدید شد
بزم وصال مطلبد جان ز عاشقان
خوشبخت انکه در ره جانان شهید شد
در پیشگاه یوسف زیبای فاطمه
صد ها هزار یوسف مصری عبید شد
از کثرت گناه و خطاهای بی شمار
راه وصال من به سرایت بعید شد
تا شد غلام حلقه به گوش تو (هاشمی)
دنیا و آخرت به حقیقت سعید شد

سید حسین هاشمی نژاد

  • یکشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 21:17
  • نوشته شده توسط
  • عفاف
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد