شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس

اشعار مهدوی,(این جمعه هم گذشت اما بدون تو) *

4844
4

اشعار مهدوی,(این جمعه هم گذشت اما بدون تو) این جمعه هم گذشت اما بدون تو

سخت است زندگی بر ما بدون تو

شد عادت همه کابوس جمعه شب

آغاز گشتن فردا بدون تو

باشی اگر شما خوش رنگ می شود

حالا که تیره است دنیا بدون تو

عالم برای ما گیرم که شد بهشت

مثل جهنم است هر جا بدون تو

آمد محرم و این روضه ها به ما

مزه نمی دهند آقا بدون تو

بی همسفر ، سفر ؟ اصلا نمی شود

کرب و بلا رویم ؟ تنها...؟ بدون تو...؟

منبع:بانک اشعار روضه

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:02
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

اشعار مهدوی,(دل را به انتظار تو دمساز کرده ایم) *

2261

اشعار مهدوی,(دل را به انتظار تو دمساز کرده ایم) دل را به انتظار تو دمساز کرده ایم

این گونه عشق خود به تو ابراز کرده ایم

هرجا کلاس درس سخن از تو گفتن است

ما دفتر گدایی خود باز کرده ایم

ما به سلامتی تو ادعیه خوانده ایم

وقتی که با خدا سحری راز کرده ایم

ما آن کبوتریم که از بام جمکران

بر بام آسمان جنان ناز کرده ایم

هر چند دانه ای ز کف تو نخورده ایم

ما در هوای کوی تو پرواز کرده ایم

راهی که هر شهید به پایان رسانده است

تازه به لطف فاطمه آغاز کرده ایم

منبع:بانک اشعار روضه

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:11
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعار مهدوی,(دیده در حسرت دیدار شما مانده هنوز) *

3535
1

شعار مهدوی,(دیده در حسرت دیدار شما مانده هنوز) دیده در حسرت دیدار شما مانده هنوز

و به امید نگاهت دل ما مانده هنوز

بوسه یک روز به خاک قدمت خواهم زد

لب به امید همان بوسه به پا مانده هنوز

فقرا پیش کریمان که معطل نشوند!

منتظر برسر راه تو گدا مانده هنوز

در نبودت زدلم صدق وصفا کم کم رفت

مِهرت اما به دلم، شکر خدا مانده هنوز

می شود دیدن روی تو نصیبم، یا،نه؟

دل من بین همین خوف ورجاءمانده هنوز

به همان ناله ی بین در و دیوار قسم

مادرت چشم براهت بخدا مانده هنوز

دلتان خون شده ،اما چکنم ،مجبورم!

دختری درعقب قافله جا مانده هنوز

هر چه که خواسته ام، داده ای آقا،اما

با شما یک سفر کرب وبلا مانده هنوز

منبع:بانک اشعار روضه

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:13
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی,(خالی شد از نبودن تو زیر پای من) *

2429
2

اشعار مهدوی,(خالی شد از نبودن تو زیر پای من) خالی شد از نبودن تو زیر پای من

قحط امید آمده بین صدای من

ترس همیشگیم همین است یک نفر

در خدمت نگاه تو باشد به جای من

پژمردگی نرفته هنوز از قنوت هام

شاید قرار نیست بگیرد دعای من

شیرین هم از شنیدنشان ترش می کند

وقتی که نیست شور تو در شعرهای من

باید برای بال و پرم آسمان شوی

یا بالهای تازه بسازی برای من

نه می شود که زودتر از این پرنده شد

امضا شود اگر سفر کربلای من

آنجا شنیدنی است دم نوحه های تو

غرق حسین می شود «آقا بیا» ی من

هم ناله با حسین شوم در لب فرات

سقای من ! برادر من ! با وفای من

منبع:بانک اشعار روضه

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:16
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر امام زمان(عج),(از لطف و مهر خود به دلم بیشتر نده) *

2053
1

شعر امام زمان(عج),(از لطف و مهر خود به دلم بیشتر نده) از لطف و مهر خود به دلم بیشتر نده

فرصت به حال متهم در به در نده

من با دلم که تنگ نشد از جدائیت...

قهرم تو هم جواب دلم را دگر نده

حالا که بین این همه کفتر زیادیم 1

از این به بعد بر دل من بال و پر نده

پرونده ام سیاه،دلم،صورتم،سیاه

از من گذشته... نور دعای سحر نده

از روی عادت است که دستم دراز شد

زحمت نکش دگر به دعایم اثر نده

از بی لیاقتی خودم خشک می شوم

بگذار بشکنم به دلم برگ و بر نده

وقتت گرانبها تر از اینهاست پس برو

اینقدر بابت من احمق ضرر نده

یک باره ، بی هوا ، تو در آتش هولم بده

اصلا حساب کار دلم را خبر نده

من را بزن ولی سر جدت قسم دهم

پرونده مرا به دو دست قمر (ع) نده

منبع:سا

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:21
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی,(روی بالم يكی دو پر بكشيد) *

2187
0

اشعار مهدوی,(روی بالم يكی دو پر بكشيد) روی بالم يكی دو پر بكشيد

دست مرهم بر اين جگر بكشيد

پای ساعات گريه های شما

چشممان را شكسته تر بكشيد

محضر سبزتان نشد ، عكس

يك گدا را به پشت در بكشيد

كفش مجروح سرنوشت مرا

تا دم خيمه ات اگر بكشيد ...

علیرضا لک

منبع:بانک اشعار روضه

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:23
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار در فراق یار,(منتظر مانده ام از اول شب تا حالا) *

2177
2

اشعار در فراق یار,(منتظر مانده ام از اول شب تا حالا) منتظر مانده ام از اول شب تا حالا

گفتم امروز می آیی شده فردا حالا

مثل این اشک سراسیمه ی عصر جمعه

دم در آمده ام می رسی آیا حالا ؟

ورق آخر امید ! اگر دیر کنی

بی تو آب از سر من می رود ... اما حالا ...

دست در حوض بینداز و در این بی آبی

ماهی ات را برسان تا لب دریا حالا

آه ای همنفس عرش بیا پلک بزن

تا که احیا بشود نسل مسیحا حالا

از نژاد نفحات حرم پروازیم

کار ما گر چه رسیده است به اینجا حالا

سر جدت تو شهیدش نکن این خواهش را

« صبح جمعه است بیا» ... می شود آیا حالا ...؟!

منبع:بانک اشعار روضه

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:31
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار امام زمان(عج),(این روزها پرونده ی اعمال ما هستند) *

2148
3

اشعار امام زمان(عج),(این روزها پرونده ی اعمال ما هستند) این روزها پرونده ی اعمال ما هستند

شب نامه های روز و ماه و سال ما هستند

تصویرهایی که در این مرداب می بینیم

ارواح سوت و کوری از جنجال ما هستند

این انتظاری که برای باغ شیرین نیست

از تنبلی میوه های کال ما هستند

پرواز می خوانیم اما خواب می مانیم

این پیله های کور شرح حال ما هستند

گرچه به قدر آب دنبالش نمی گردیم

اما دو چشم خیس او دنبال ما هستند

باید زمستان را صبوری کرد و رد شد

حالا که نرگس های فردا مال ما هستند

منبع:بانک اشعار روضه

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:34
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار امام زمان(عج),(اینجا کسی برای تو جا وا نمیکند) *

2602
2

اشعار امام زمان(عج),(اینجا کسی برای تو جا وا نمیکند) اینجا کسی برای تو جا وا نمیکند

این خاک،احترام به دریا نمیکند

شهر پر از هوی، نفسم را گرفته است

اینجا کسی هوای مسیحا نمیکند

دنیا مرا برای خودش خواست ای رفیق!

شیطان که فکر آدم و حوا نمیکند

پای تو کم کسی ز خودش دست شسته است

اینجا کسی مسافرت از ما نمیکند

نامت برای دفع بلا روی طاقچه است!

ور نه کسی نگاه به آقا نمیکند

از سیر چشمهای تو فیضی نمیبرند

قومی که میل عالم بالا نمیکند

شبهای عاشقان چقد طول میکشد!

ما را جدا زخود شب یلدا نمیکند

خون میخوریم و شکر خداوند میکنیم

با ما فراق بهتر از این تا نمیکند

منبع:بانک اشعار روضه

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:37
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار امام زمان(عج),(خوشا به حال کبوتر که بال و پر دارد) *

3205
3

اشعار امام زمان(عج),(خوشا به حال کبوتر که بال و پر دارد) خوشا به حال کبوتر که بال و پر دارد

قفس ندارد و از آسمان خبر دارد

خوشا به حال فرشته که نه زن است، نه مرد

خوشا به حال فرشته که کرّ و فر دارد

خوشا به حال همه غیر من؛ همین مردی

که باد می خورد و خاک زیر سر دارد

همین به گریه دلش خوش، همین که چشم امید

به دست خالی این سیل رهگذر دارد

منی که مانده برایم فقط همین قوطی

که چند دانه‌ی کبریت بی‌خطر دارد

مرا نجات بده از فضای کوچک خویش

اگر چه قبر، ولی هر اتاق در دارد

میان گریه‌ی خود چند قطره خون دیدم

کسی نگفت به من اشک هم جگر دارد

تو یا که هرکس دیگر- شما یکی هستید-

چه فرق می‌کند این بار را که بردارد؟!

رضا حعفری

منبع:بانک اشعار روضه

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:40
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

اشعار در فراق یار-(وقتی نفس گرفته، دلم در هوایتان) * علی اکبر لطیفیان

3195
8

اشعار در فراق یار-(وقتی نفس گرفته، دلم در هوایتان) وقتی نفس گرفته، دلم در هوایتان
‏یعنی منم که زنده ام از اشک هایتان
‏داوود من! دوباره بخوان تا که عالمی
‏ایمان بیاورد به طنینِ صدایتان
‏از این همه سحر که گذشته است می شود
‏یک شب نصیب این دل من هم دعایتان
‏این اشتراک چشم من و چشم خیستان
‏من گریه ام به کشتۀ کرببلایتان
آقا اجازه می دهید هر وقت آمدید
‏نقاشیم کنند مرا زیر پایتان؟
یک روز عاشقانه تو از راه می رسی
‏آن روز واجب است بمیرم برایتان
علی اکبر لطیفیان

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:48
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی,(جدا از این برکات سحر شدن کافی است) *

2234
3

اشعار مهدوی,(جدا از این برکات سحر شدن کافی است) جدا از این برکات سحر شدن کافی است

بیایی و بروی... بی خبر شدن کافی است

عزیز فاطمه تا کی به هر دری بزنم

بیا بیا که دگر در به در شدن کافی است

ز نان شبهه ببین تحبس الدعا شده ام

دعای هر سحرم بی اثر شدن کافی است

خودت به ترک گناهان مرا بده یاری

که غصه های دلت بیشتر شدن کافی است

به ناله گریه کنم ، تا به من نگاه کنی

بس است ، این همه دور از نظر شدن کافی است

تو رحم کن به کسی که فقط تو را دارد

سری بزن به من ، این خونجگر شدن کافی است

رضا رسول زاده

منبع:بانک اشعار روضه

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:50
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار در فراق یار,(بیا از رحمتت بر ما تو رو کن) *

2573
2

اشعار در فراق یار,(بیا از رحمتت بر ما تو رو کن) بیا از رحمتت بر ما تو رو کن

بیا و زخم هایم را رفو کن

به حق چهارده نور مقدس

نظر بر سائل بی آبرو کن

***

الا ای مونس هر صبح و شامم

نفس دادی و بگشودی تو کامم

که من شبهای جمعه در مناجات

بگویم بر حسین تو سلامم

***

خودم دانم خدا بد بنده ام من

به درگاه تو بس شرمنده ام من

نمک پرورده ی آل رسولم

به شوق روضه خوانی زنده ام من

***

دلی از معصیت ها خسته دارم

پر و بال از گنه بشکسته دارم

امیدم از دو عالم گشته نومید

فقط بر روضه ها دل بسته دارم

***

بریزد اشک حسرت از دو عینم

گدای روسیاه عالمینم

دلم تنها به این خوش گشته یا رب

که من هم از محبان حسینم

***

حسین ای هستی و دار و ندارم

شده خدمت

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:53
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار در فراق یار,(باید تمام عمــر شما را صـــدا کنم9 *

3010
1

اشعار در فراق یار,(باید تمام عمــر شما را صـــدا کنم9 باید تمام عمــر شما را صـــدا کنم

شاید که حق نان و نمک را ادا کنم

تا زنده ام به عشق تو باید،امام عصر

فکری به حال این گذر جمعه ها کنم

من اهل کوفه نیستم ولی آقا بدان

میترسم از دمی که شما را رها کنم

سنگینی فراق تو در شعر جا نشد

باید فراق را به دل خویش جا کنم

با هر گناه کردن من آه می کشی

باید مریض بودن دل را دوا کنم

با گریه پاک میشود این دلهایمان

کافــیست یادِ تشنه لب کربلا کــنم

حتما صدای مادرتان میرسد به گوش

کافــیست یاد لحظــۀ گــودال را کــنم

وای از دمی که شمر ستمگر به خنده گفت:

باید حــســـین(ع) ، رأس تو را من جدا کنم
محسن داداشی ـ زنجان

منبع:بانک اشعار روضه

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:57
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی,(صاحب به تمنای وصال تو نشینم) *

2896
7

اشعار مهدوی,(صاحب به تمنای وصال تو نشینم) صاحب به تمنای وصال تو نشینم

در کنج حرم از غم تو باده گزینم

این هفته به غفلت گذر از کوی تو کردم

مولا نظری کن که من الوده ترینم

از هجر تو چشمم شده چون چشمه زمزم

در حسرت دیدار رخت من به کمینم

ای شاه کرم دست من بی سر و پا گیر

کین بار گنه میزند اخر به زمینم

آیا که شود قسمت من آن دم اخر

اندر لحدم روی تو مهتاب ببینم

منبع:بانک اشعار روضه

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 07:07
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی -( خبر ز کوی تو مولا چرا نمیآید ) * عباس شاکری

51

اشعار مهدوی -( خبر ز کوی تو مولا چرا نمیآید ) خبر ز کوی تو مولا چرا نمی آید
بدون تو به دل ما صفا نمی آید
غم فراق تو ما را حزین و گریان کرد
چرا برای دل ما صفا نمی آید
یقین که لایق دیدار تو نمیباشیم
نظر به روی تو اصلاً به ما نمی آید
در انتظار صدایی ز کعبه ایم آقا
ز سوی کعبه چرا این صدا نمیآید
گدای خانهی اولاد هاشمیم آری
از این قبیله به غیر از عطا نمی آید
چرا برای منی که به روضه می آیم
برات قبر شه کربلا نمی آید
شاعر : عباس شاکری

  • شنبه
  • 5
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 04:46
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب

اشعار مناجاتی امام زمان(عج),( در کلّ جهان شما، نه همتا داری) *

3640
6

اشعار مناجاتی امام زمان(عج),( در کلّ جهان شما، نه همتا داری) در کلّ جهان شما، نه همتا داری

در قلب تمام عاشقان، جا داری

از فرط گناهم، شده چشمت خونبار

غصّه به دلت، مثال دنیا داری

درهر شب جمعه به کنار مقتل

بر سینه زدی، ذکر غریبا داری

هر جمعه ،کنار علقمه می آیی

بر روی لبت، روضه سقّا داری

وقتی که شوی زائر قبر مادر

در سینه خود، ماتم زهرا داری

در گوشه سرداب ، بسی ناله زدی

با خالق شیعیان، تو نجوا داری

دستان دعا،بهر ظهورت بردار

در مسجد سهله، تو که مأوا داری

ای منتقمِ حسین زهرا، برگرد

در پشت سرت، دعای زهرا داری

شاعر:محمدمهدی عبدالهی

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:06
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مناجاتی امام زمان(عج),(جمعه هایم سپری شد ز فراق رویت) *

4166
4

اشعار مناجاتی امام زمان(عج),(جمعه هایم سپری شد ز فراق رویت) جمعه هایم سپری شد ز فراق رویت
العجَل، عاشق خسته نرسیده کویت
جمعه ها، ندبه بخوانم ز برایت هر دم
قسمتم کی شود آقا، که ببینم رویت

........................

این جمعه دوباره آمد و یار نیامد
آن شمس دل افروز شب تار نیامد
مولای غریب، پدر عالم هستی
آن طبیبِ قلب و دل بیمار نیامد

شاعر:محمدمهدی عبدالهی

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:18
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مناجات با صاحب الزمان(عج),(قرار دل ز فراقت دگر قرار ندارم) *

10813
23

اشعار مناجات با صاحب الزمان(عج),(قرار دل ز فراقت دگر قرار ندارم) قرار دل ز فراقت دگر قرار ندارم
به انتظار قسم تاب انتظار ندارم
به احتظار مبدل شد انتظار ظهورت
اجل رسیده دگر تاب احتظار ندارم

ز بس گریستم و دیده ام ندید رخت را
گمان برند گروهی به من که یار ندارم
اگر بهار شود دچار فصل سال برایم
خدا گواست که بی روی تو بهار ندارم
به سلطنت ندهم رتبه ی گدایی خود را
که در زمین و زمان جز تو شهریار ندارم
نه مانده تاب فراق و نه هست طاقت جرم
چگونه صبر کنم دیگر اختیار ندارم
دیار من نبود غیر خاک مقدم یارم
چو دور غیبت یارم بود دیار ندارم
به اشک دیده بیارم مگر به دست دلت را
عزیز دل چه کنم چشم اشکبار ندارم
اگر تو سوزدهی جز به آتشت نگدازم
دگر تو اشک دهی غیر گریه کار ندارم
به د

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:27
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مناجات با حضرت مهدی(عج),(جمعه ها روز انس با مهدیست) *

19172
38

اشعار مناجات با  حضرت مهدی(عج),(جمعه ها روز انس با مهدیست) جمعه ها روز انس با مهدیست
بهترین ذکر جمعه یا مهدیست
حاجت از حجت خدا خواهید
به خدا حجت خدا مهدیست

هر که را در جهان امامی هست
اهل عالم! امام ما مهدیست
با دو بال غدیر و عاشورا
اوج پرواز شیعه تا مهدیست
چارده وجه چارده معصوم
ز ابتدا تا به انتها مهدیست
حجرالاسود و حطیم و مقام
زمزم و مروه و صفا مهدیست
زخمی زخم سینه زهرا
وارث خون کربلا مهدیست
چارده قرن هم سخن شب و روز
با سر نوک نیزه ها مهدیست
ما دعا بر ظهور او کردیم
روح آمین این دعا مهدیست
چشم دل باز کن ببین "میثم"
شیعه هرجا که هست بامهدیست

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:30
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مناجاتی با امام زمان(عج),(گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی) * نغمه مستشار نظامی

6476
11

اشعار مناجاتی با امام زمان(عج),(گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی) گاهی اگربا ماه صحبت کرده باشی
از ما اگر پیشش شکایت کرده باشی
گاهی اگر در چاه مانند پدر آه!
اندوه مادر را شکایت کرده باشی
گاهی اگر زیر درختان مدینه
بعد از زیارت، استراحت کرده باشی
گاهی اگر بعد از وضو مکثی کنی تا
آیینه ای را غرق حیرت کرده باشی
در سال های سال دوری و صبوری
چشم انتظاری را شفاعت کرده باشی
حتی اگر بی آنکه مشتاقان بدانند
گاهی نمازی را امامت کرده باشی
یا در لباس ناشناسی در شب قدر
از خود، حدیثی را روایت کرده باشی
یا در میان کوچه های تنگ و خسته
نان و پنیر و عشق قسمت کرده باشی
پس بوده ای و هستی و می آیی از راه
تا حق دل ها را رعایت کرده باشی
پس مردمک های نگاه ما عقیم اند
تو حاضری، بی آنکه

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 15:18
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

اشعار مناجاتی با امام زمان(عج)-(من گریه میکنم که تماشا کنی مرا) * قاسم نعمتی

20792
72

اشعار مناجاتی با امام زمان(عج)-(من گریه میکنم که تماشا کنی مرا) من گریه میکنم که تماشا کنی مرا
مانند طفل گمشده پیدا کنی مرا
حجت قبول دلبر احرام بسته ام
ای کاش در دعای خودت جا کنی مرا
با گریه کردن این دل من زنده می شود
دل مرده آمدم که تو احیا کنی مرا
اسباب زحمت تو شده اين گدا ولي
هرگز مباد از سر خود وا كني مرا
تو سفر دار گریه ي ماه محرمی
چشمی پر اشک میشوم گر احیا کنی مرا؟
بيت الحرام سينه زنان كوي كربلاست
دارم اميد ، مُحرم آنجا كني مرا
همراه خویش زائر شش گوشه ام کنی
خاک قدوم اکبر لیلا کنی مرا
اي روضه خوانِ تنگِ غروب منا بيا
پرچم به دوش ماتم كرب و بلا بيا
(قاسم نعمتي)

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 15:26
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار در فراق یار,(درد فراق یار را من به بیان و گفتگو) *

8849
7

اشعار در فراق یار,(درد فراق یار را من به بیان و گفتگو) درد فراق یار را من به بیان و گفتگو

شرح نمی توان دهم نکته به نکته ، موبه مو

جامه صبر بردرم چند در انتظار او

قطعه به قطعه ، نخ به نخ ، تار به تار ،پو به پو

می طلبم نشانه از هرکه ،رهم نمی دهد

گفته به گفته ، دم به دم ، دسته به دسته ، سو به سو

تا که کنم سراغ از او می گذرم به هر طرف

خانه به خانه ، جابه جا ، کوچه به کوچه ، کو به کو

اشک به دامن آورم روز وشبان به یاد شه

دجله به دجله ، یم به یم ، نهر به نهر ، جو به جو

درد جنون عشق او می کِشدم به بحر و برّ

شهر به شهر و ده به ده ، درّه به درّه ،کوه به کوه

خیز و بریز ساقیا ساغر غم ز خون دل

جام به جام و دَن به دَن ، خمّ به خمّ و سبو سبو

تا که

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 15:44
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

غزلی برای امام زمان (عج) -( وقتی که می آیی بهارت را بیاور ) * اکرم بهرامچی

2470
4

غزلی برای امام زمان (عج) -( وقتی که می آیی بهارت را بیاور ) وقتی که می آیی ، بهارت را بیاور
گل خنده ی پروردگارت را بیاور
در ایستگاه ِ تشنگی در انتظاریم
بر ما بباران، آبشارت را بیاور
آلودگی ها در وضوهامان اثر کرد
از آب زمزم، چشمه سارت را بیاور
(اینجاهوا بس ناجوانمردانه سرد است)
گرمای جان بخش، شرارت را بیاور
آدینه ها خشکید در ساعات تکرار
آمين ِ طول ِ انتظارت را بیاور
از ازدحام درد، صف ها بی شمارند
روح ِ مسیحایی تبارت را بیاور
وقت ِ اجابت در دعای ندبه آمد
این عصر ِ جمعه ، کوله بارت را بیاور
حتی عدالت در کتاب قصه ها مرد
ای عدل ِ مطلق انتشارت را بیاور
گفتند می آیی در این بیراهه ی درد
برچشم ِ ما گرد و غبارت را بیاور
پائیز در پائیز طوفان پینه بسته
درفصل ِ بی

  • چهارشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 05:53
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

اشعار در فراق یار(بیش از این یا رب مرا حیران مکن) *

6062
8

اشعار در فراق یار(بیش از این یا رب مرا حیران مکن) بیش از این یا رب مرا حیران مکن
بی پناهی را تو سرگردان مکن
بی نوایی ای خدا دستم بگیر
تا نیفتادم ز پا دستم بگیر

این دل سرگشته راآگاه کن
چاره ای بهر من گمراه کن
بر درت یا رب دگر راهم بده
از تو من یک بخششی خواهم بده
ای خدا دیگر دلم را خون مکن
غصه و درد مرا افزون مکن
حاجتی دارم ز تو کردگار
جان زهرا(س)حاجتم تو برا
این بساط ظلم را تعطیل کن
نا خوشی را بر خوشی تبدیل کن
صاحب ما را دگر فرمان بده
این جهان را ای خدا سامان بده
صاحب ما را بداد ما رسان
تا به کی از دیده ها باشد نهان
زندگی از بهر ما زندان شده
بی کس وتنها ببین قرآن شده
زندگی دور از امام منتظر
حاصلی نبود به جز عمر هدر
حامی مستضعفان یا رب کجاست
ع

  • چهارشنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 07:43
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی,(فدای تو گردم امام زمان(عج) *

6758
19

اشعار مهدوی,(فدای تو گردم امام زمان(عج) فدای تو گردم امام زمان(عج)
ببین آه سردم امام زمان(عج)
منم بی نوا و نوایم تویی
منم درد و رنج و دوایم تویی

رسان جان زهرا(س) و جان علی(ع)
دوایی به دردم امام زمان(عج)
مریض تو هستم شفایی بده
به قلب غمینم صفایی بده
نگاهی بفرما ز راه وفا
به رخسار زردم امام زمان(عج)
اگر قلب ناز تو آزرده ام
اگر آبروی تو را برده ام
دگر از درت ای گل مصطفی(ص)
مکن خوار طردم امام زمان(عج)
بگو با غم تو چسان خو کنم
زهجر تو مولا کجا رو کنم
بیا تو خود را نشان بده
که دور تو گردم امام زمان(عج)
اگر من رفیق بدی بوده ام
رهی غیر راه تو پیموده ام
پناهم بده چون جوانی خویش
فدای تو کردم امام زمان(عج)
منم(کردی)بی نوا و حزین
که باشم ز داغ

  • چهارشنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 08:44
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار در فراق یار,(شوق دیدار را دارم به دل) *

6333
3

اشعار در فراق یار,(شوق دیدار را دارم به دل) شوق دیدار را دارم به دل
ترسم این حسرت رود در زیر گل
ای فدایت جان من یابن الحسن(ع)
پرده از رخسار ماهت بر فکن

ترسم این دوری مرا حیران کند
دیده ام را تا ابد گریان کند
یوسف قرآن عزیز فاطمه
در دلم افتاده شور و واهمه
بیم آن دارم که ای والامقام
عمر من با دوریت گردد تمام
با همه جرم و خطای بی شمار
منتی ای مهربان بر من گذار
کن نوازش نوکر دل خسته را
نوکر دل خسته پر بسته را
مهدیا جانم به لب آمد بیا
روز روشن رفت و شب آمد بیا
از فراقت ای شها جان می کنم
بر سر و سینه خود می زنم
تا نمردم ای گل زهرا بیا
ای شده آواره در صحرا بیا
ای عزیز فاطمه تعجیل کن
غصه را بر راحتی تبدیل کن
(کردیم)دلداده کوی حسین
عاشق آن نام

  • چهارشنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:33
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار در فراق یار,(ای که هستی عاری از هر گونه عیب) *

4310
0

اشعار در فراق یار,(ای که هستی عاری از هر گونه عیب) ای که هستی عاری از هر گونه عیب
از چه رو کردی مکان در چاه غیب
یوسفا جای تو قعر چاه نیست
چون کسی آنجا تو را همراه نیست

در پس این پرده تنهایی چرا
همتی فرما به سوی ما بیا
گرچه هستی مالک هر دو جهان
خوانده است یزدان تو را صاحب زمان
لاجرم مولا تو هم داری نیاز
تا که بنشینی کنار اهل راز
صحبتی از مادرت زهرا کنی
عقده دل را سراسر واکنی
غاصبین را آوری پای حساب
یک یک آنها را تو بنمایی عقاب
فاش سازی داستان کربلا
قصه ای گویی تو از شام بلا
ای عزیز حضرت خیر الانام
طالب خون حسین تشنه کام
با سکوتت گرچه لب را بسته ای
بهر فرمان خدا بنشسته ای
می خوری هر لحظه ای خون جگر
از جنایات فراوان بشر
تا نخشکیده گل و سرو چمن
ر

  • چهارشنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:43
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار در فراق یار,(بیا که شیعه جدت به غم گرفتار است) *

6027
12

اشعار در فراق یار,(بیا که شیعه جدت به غم گرفتار است) بیا که شیعه جدت به غم گرفتار است
بیا که دل ز فراقت همیشه بیمار است
بیا که دشت و دمن را کنی تو گل افشان
که بی جمال تو ای گل جهان همه خار است

بیا که شیعه ندارد قرار دوری را
به ذات پاک خداوند فراق دشوار است
جهان در انتظار قدومت نشسته ای مولا
بیا که موسم وصل است و وقت دیدار است
بیا که ظلم و عداوت ز حد شده بیرون
بیا که کار عدویت جفا و آزار است
بیا که جوشن خود را به تن کنی ای دوست
که بهر دفع تظلم زمان پیکار است
اگر ز پرده درآیی برای جنگیدن
تمام ملت شیعه تو را مدد کار است
بیا و خانه نشستن به مرتضی مپسند
ببین که غضب خلافت ز سوی کفار است
بیا که جد غریبت به دشت کرببلا
غمین و بی کس وتنها و بی علمدار است

  • چهارشنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:37
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار مهدوی,(اگر چه دورم ای مولا ز کویت) *

4610
10

اشعار مهدوی,(اگر چه دورم ای مولا ز کویت) اگر چه دورم ای مولا ز کویت
ولی دارم همیشه گفتگویت
خدا داند که من ای جان جانان
بگردم مو به کو در جستجویت

به صبح جمعه ای مولا دهم گوش
که بلکه بشنوم صوت نکویت
چه می شد ای گل زیبای نرجس
دمی من هم نشینم روبرویت
شود روزی خداوند تبارک
نشان ما دهد آن خلق و خویت
شود لب تشنگان جام وحدت
بنوشند جرعه ای ز آن آب جویت
به جان تو قسم کل جهان را
عوض کی می کنم بر تار مویت
اگر عطری بود اندر گل یاس
بود یک ذره از آن عطر و بویت
شود آیا که این مخلوق عالم
به این زودی همه آیند به سویت
شود آقا به این زودی ببینم
فنا و ذلت جمله عدویت
شنیدم اشک می ریزی شب و روز
برای عمه و جد و عمویت
دعا کن(کردیا)از آب کوثر
دم رفتن بریزند

  • چهارشنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 16:03
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد