اشعار محرم

مرتب سازی براساس

اشعار شب اول محرم -( کاروان ال زهرا ،خیمه زد در دشت و صحرا ) *

166
1

اشعار شب اول محرم -( کاروان ال زهرا ،خیمه زد در دشت و صحرا ) کاروان ال زهرا ،خیمه زد در دشت و صحرا
خیمه ی سالار زینب ،میشود با نوحه بر پا
در میان دو نهر اب اما
ای دریغ از تبسم سقا
(یا حسین مظلوم )2
بانویی در التهاب است ،زانوی سقا در رکاب است
مادری دل خسته اما ،چشم نو زادش به خواب است
طفلکی خواب جبهه می بیند
خواب تیر سه شعبه میبیند
(یا حسین مظلوم )4 ) 2

  • پنج شنبه
  • 19
  • تیر
  • 1393
  • ساعت
  • 09:18
  • نوشته شده توسط
  • سبحان
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

اشعار محرم شب دوم -( این زمین صحرای محشر یا زمین کربلاست ) *

205

اشعار محرم شب دوم  -( این زمین صحرای محشر یا زمین کربلاست  ) این زمین صحرای محشر یا زمین کربلاست

دست و پا گم کرده ام (ای خدا اینجا کجاست)2

یا اخا دل شوره دارم گو خدا صبرم دهد

بین هر منزل رسیدم (گفتم اینجا کربلاست )2

خاک این صحرای سوزان بوی هجران میدهد

جای پا ی مر تضی رد پای انبیاء

بوی غم می اید و اوای حزن مادرم

بین این صحرا پر از فریادهای اشنا

{یا حسین )4)2

پای مرکعب ها به گل سرهای محمل ها به زین

بارها افتاده و رفتارها شرح بر این

ناله ی خرد سالان اختیارم را ربود

ای برادر جان مگر این سر زمین کربلاست

اری ای خواهر همین جا وعده گاه لشکر است

این فرات علقمه این دشت سوزان کربلاست(یا حسین )4)2

این همان دشت بلا باشدکه با تو بارها

مادرم میگفت سر ه

  • یکشنبه
  • 15
  • تیر
  • 1393
  • ساعت
  • 14:36
  • نوشته شده توسط
  • سبحان
ادامه مطلب

ورود به کربلا -( باز دوباره دیده هامون رنگ غصه و عزا شد ) *

187

ورود به کربلا -( باز دوباره دیده هامون رنگ غصه و عزا شد ) باز دوباره دیده هامون رنگ غصه و عزا شد
کاروان شاه خوبان وارد کرببلا شد
کاروانی از شقاییق کاروانی از گل یاس
یه طرف علی اکبر ،یه طرف قاسم و عباس
(وا مصیبت شاه عترت اومده به دشت غربت )2)2
خیمه ها ال زهرا شد بهپا تو دشت ماتم
از چشای دخت حیدر میباره اشکای نم نم
از زمانی که برادر پا گذاشتی توی صحرا
یادم اومد حرفایی که شنیدم از لب زهرا
مادرم میگفت همیشه قصه هایی زغم و درد
ماجرا کربلا و قصهیز یه عده نامرد
(وا مصیبت شاه عترت اومده به دشت غربت )2) 2
دختر من یه روز اخر باید از حسین جدا شی
تک و تنها همسفر با مردمای بی حیا شی
نگاه کن به حالو روزم دست و پام داره می لرزه
نخواه ناموس ولایت باشه و چشمای هرزه
ت

  • پنج شنبه
  • 19
  • تیر
  • 1393
  • ساعت
  • 08:54
  • نوشته شده توسط
  • سبحان
ادامه مطلب

اشعار شب اول محرم -( تاذ باد به موی سرم افتاد دلم ریخت ) *

1610
3

اشعار شب اول محرم -( تاذ باد به موی سرم افتاد دلم ریخت  ) تاذ باد به موی سرم افتاد دلم ریخت

تا اشک ز چشم ترت افتا د دلم ریخت

امروز میان تو و حر بن ریاحی

تا صحبتی از مادرت افتاد دلم ریخت

ای اینه خوار خود تا که غبار این دشت به دور و برت افتاد دلم ریخت

امروز که یه مرتبه در موقع بازی

بر روی زمین دخترت افتاد دلم ریخت

در بارهی تنهایی و بی یاوری تو

تا زمزمه در لشکرت افتاد دلم ریخت

خورشید من امروز که این سایهی شوم

سر نیزه به روی سرت افتاد دلم ریخت

  • پنج شنبه
  • 19
  • تیر
  • 1393
  • ساعت
  • 09:19
  • نوشته شده توسط
  • سبحان
ادامه مطلب

اشعار شب دوم محرم -( می خونه دل من با ،تپش دل دریا ) *

132

اشعار شب دوم محرم -( می خونه دل  من  با ،تپش دل دریا   ) می خونه دل من با ،تپش دل دریا
دخیلهدلم امشب به دستای سقا
یه تنه تو میدونه ،حریفی نمیمونه
وقتی میون معرکه ،رجز می خونه
ملک صبر و بصیرت ،زیر بیرق سرخ ،جاودانه ای تو سقا
ای شکوه شهادت ،در مسیر ولایت ،ای خلاصه عاشورا
مشتاق حسینه ،پیوسته نگاهت
ای جذبه حیدر تو چهره ماهت
(ای ماه منیر، دخیلم دخیل
ابا لفضل ابا الفضل ابا الفضل )2 )2
(سردار بصیرت ، دخیلم دخیل
ابا الفضل ابا الفضل ابا الفضل )2)2
این شبا میشم بی تاب ،شده دل تنگم اب
خودم اینجا و دلم تو حرم ارباب
چشامو می بندم تا ،بشه حرمش پیدا
السلامئ وعلیکم یا ابنا ء الزهرا
پر شده دل زارم ،کل و دار ندارم ،از محبت تو اقا
رام بده به پناهت ،جون میدم به نگاهت ،

  • پنج شنبه
  • 19
  • تیر
  • 1393
  • ساعت
  • 09:10
  • نوشته شده توسط
  • سبحان
ادامه مطلب

اشعار تک ضرب شب دوم محرم -( دو برادر هر دو دلبر ) *

1809
2

اشعار تک ضرب شب دوم محرم -( دو برادر هر دو دلبر  ) دو برادر هر دو دلبر *** دو تا دریا دو تو گوهر
اون بزرگتر ، این کوچکتر ، هردو محشر ، هر دو محشر
اون محمد شده هم نام پیمبر *** این یکی عون و جوونی های حیدر
گل های سر در عبد الله جعفر *** سمت دایی میرن از خیمه ی مادر
مادری که با چشم تر قیدشون می زد *** سرمه ی چشما شونه ی ماهو شونه میزد
با هدف جلب رضایت دل داداش *** با هر دو تا تیرش داشت یه نشونو میزد
(منم گدای زینب غرق عطای زینب *** سینه زن عزای دسته گل های زینب)2

  • چهارشنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 06:44
  • نوشته شده توسط
  • سبحان
ادامه مطلب
 جواد حیدری

اشعار مناجات با امام حسین(ع) -( وقتِ یادت چشمها آیینه بندان می شود ) * جواد حیدری

3145
1

اشعار مناجات با امام حسین(ع) -( وقتِ یادت چشمها آیینه بندان می شود ) وقتِ یادت چشمها آیینه بندان می شود
صحن چشمان محبّانت چراغان می شود
آسمان مدیونِ چشمان عزاداران توست
در محرّم بارش رحمت فراوان می شود
روضۀ لبهای تو معراج هر پیغمبر است
یاد تو کرده سُلیمان که سُلیمان می شود
حیدر کرّار فرموده : تو اشک مومنی
دوزخِ چشم من از یادت گلستان می شود
بهتر و زیباتر و آسانتر از هر مکتبی
شخصِ کافر در عزای تو مسلمان می شود
هر که در هر رُتبه ای آید ، شَود محبوبتر
تا ابوذر آید اینجا ، عینِ سلمان می شود
آنقدر ماه محرم مهربانی می کنی
توبۀ پیر و جوان در روضه آسان می شود
راست می گویم ، مُحرّم شهر می ریزد به هم
بابِ گریه گفتۀ شاه خراسان می شود
حضرتش فرموده : چشم ما شود زخم از بُکاء

  • چهارشنبه
  • 1
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 05:06
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شعر با موضوع مدافعان حرم و لذت نوکری امام حسین(ع) -( بر زخم جانگداز كه مرحم نميدهيم ) * محمد صادق باقی زاده

2490
3

شعر با موضوع مدافعان حرم و لذت نوکری امام حسین(ع) -( بر زخم جانگداز كه مرحم نميدهيم ) بر زخم جانگداز كه مرحم نميدهيم
يك ذره از غم تو به عالم نميدهيم
از ما بگير سيصد و پنجاه و پنج روز
مايك شب از عزاي محرم نميدهيم
تا پاي جان به پاي تو هستيم ياحسين
جان ميدهيم و يك نخ پرچم نميدهيم
ما در ازاي عشق تو جان را سپرده ايم
هرچند كم ولي بخدا كم نميدهيم
گر نيل را به ما بدهد دست روزگار
اين اشك هاي ساحل نم نم نميدهيم
خيلي شراره هاي طل آ سود ميدهد
يك لحظه از شراره ي اين غم نميدهيم
هركس گداي كوي تو شد پادشاه شد
اين نوكري به ثروت حاتم نميدهيم
ما را مدافعان حرم نام داده اند
اين نام را به عشق تو يك دم نميدهيم

شاعر : محمد صادق باقی زاده

  • شنبه
  • 22
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 10:22
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

اشعار شور شب سوم محرم -( از غم تو چشام در یاست *** روز و شبم با ثارلله است ) *

2016
4

اشعار شور شب سوم محرم -( از غم تو چشام در یاست  ***  روز و شبم با ثارلله است ) از غم تو چشام در یاست *** روز و شبم با ثارلله است
یعنی کل دنیا کرببلاست *** 365 روز عاشو را است
من اسیرتم، نمک گیرتم*** جوونم ولی ، عمری پیرتم
(سینه زنم کردی ممنون*** کربلا من رو کن مهمون
این همه دیونه داری *** تک لیلا یک دنیا مجنون) 2
(حسین ثارلله ثارلله ثارلله)2
با تو تا اوج پروازم *** ای تنها و اغازم
ذکر تو زیبا ترن اوازم *** تا دنیا دنیاست به تو می نا زم
دنیا ی منی، رو یای منی *** مجنون توام لیلای ، لیلای منی
عکس حرم رو به رومه *** با ذکرت قلبم آرومه
عشقت شد قاطی با خونم *** دلم با عشق تو محکومه
(حسین ثارلله ثارلله ثارلله )2
بی تو بی سر و سامونم *** برات میگذرم از جونم
از شما میرسه اب و دو

  • پنج شنبه
  • 2
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 08:53
  • نوشته شده توسط
  • سبحان
ادامه مطلب

اشعار تک ضرب شب سوم محرم -( کرب و بلا داری عجب زیبایی ) *

1750
2

اشعار تک ضرب شب سوم محرم -( کرب و بلا داری عجب زیبایی   ) کرب و بلا داری عجب زیبایی *** میون قلب عالمین جا داری
عاشقم و عشق تو مجنونم کرد *** عشق خدایی و تو ثارللهی
پست و حقیرم تو به من شرف دادی *** واسه رسیدن به حرم هدف دادی
( بر من رو سیاه اقا شرف دادی)2
هوا هوا عشق سوز اهه *** وعده ما میون قتلگاهه
تک تک ادما مارو میخونن *** نوکر خونت پی ثارلله
برای قربونی تو امادم *** افتاده بودم رسیدی به دادم
(مقیم عشق تو حسین ابادم )2 *** [( ثارلله عشق من ثارلله ) 2]2
روزی من دست تو ای شهزاده *** کار دل من شده سوز و ناله
بهتر از این نمیشه که من هستم *** خاک حسین و نوکر سه ساله
دعوتمون کردی به این مهمونی *** اجازه میدی بخونم طوفانی
( عالم نوکر و تو هم سلطانی) 2

  • شنبه
  • 4
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 08:26
  • نوشته شده توسط
  • سبحان
ادامه مطلب

اشعار شور شب چهارم محرم -( حسین دل بند من، گل لبخند من ) *

1462
2

اشعار شور شب چهارم محرم  -( حسین دل بند من، گل لبخند من  ) حسین دل بند من، گل لبخند من *** دو دستی نذر تو، دو تا فر زند من
تا نکنی قبولشون نمیشم اسوده *** این ها که لالالیی هاشون حسین حسین بوده
بزار برم تا دیر نشد، اینقدر نگو زوده *** داداش داداش ، از وقتی که شنیدم ماجرای کربلا رو
داداش داداش ، گفتم دست خالی نرم به اونجا نبندن مارو داداش
دادادش دادادش ، تا که خدا به زینب داده این دو پسر ها رو *** داداش داداش اگر چه سنی ندارن بازم شاکرم خدا رو
داداش داداش ، همین که به خودشون مشغول می کنن نیزه ها رو *** داداش داداش ، ارزشش رو داره یکم دیر تر بری قتلگاه رو
[(داداش داداش یه فکری برا دل زینب کن که پر از غمه *** داداش داداش حالا که قسمت دادم به مادرمون فاطم

  • پنج شنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 06:15
  • نوشته شده توسط
  • سبحان
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

اشعار شب اول محرم و کربلا با سبک حاج محمود کریمی -( شب اول محرم سینه زنت آرزوشه ) * سید محسن حسینی

3277
6

اشعار شب اول محرم و کربلا با سبک حاج محمود کریمی -( شب اول محرم سینه زنت آرزوشه  ) شب اول محرم سینه زنت آرزوشه
با دستای یه پیر غلامت پیرهن سیاه بپوشه
تو کوچه ها با پرچمت امید به زندگی میاد
دوباره بوی نذری از روضه های خونگی میاد
سلام یر پرچم و علم سلام بر شعر محتشم
سلام بر محرم
دم هیئت ها با گریه میگه مادر تو زهرا
قبول باشه حسینی ها این عزاداریتون ایشالله
دوباره روضه رفتن ها بی ریاترین عمل شده
دوباره هر محله ای پر علم و کتل شده
سلام بر کربلای تو سلام بر نوکرای تو
سلام بر محرم

شاعر : سید محسن حسینی

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 8
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 07:04
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار دودم شب چهارم محرم -( دختر فاطمه یا زینب ثانی حیدر ) *

1716
1

اشعار دودم شب چهارم محرم -( دختر فاطمه یا زینب ثانی حیدر ) دختر فاطمه یا زینب ثانی حیدر *** اورده دسته گل های خود نزد برادر
(گفت ای حسینم ای نور عینم *** کودکانم فدای شش ماه اصغر تو)2
دختر فاطمه یا زینب ثانی حیدر*** اورده دسته گل های خود نزد برادر
ای اخا نظر کن از وفا بر حال زارم *** توشه ای در حرم به جز این طفلان ندارم
شاه ولایت ، خواهر فدایت *** (کودکانم فدای شش ماهه اصغر تو)2
دختر فاطمه یا زینب ثانی حیدر *** اورده دسته گل های خود نزد برادر

دانلود سبک

  • یکشنبه
  • 19
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 07:12
  • نوشته شده توسط
  • سبحان
ادامه مطلب

اشعار شور شب سوم محرم -( دختری که غصه نشسته روی چشاش ) *

1364
1

اشعار شور شب سوم محرم -( دختری که غصه  نشسته روی چشاش ) دختری که غصه نشسته روی چشاش *** کبوتری که ناتوونه بال و براش
(منتظر تا که تموم شه دلتنگیهاش )2
دل توی دلش نیست ، آروم نمیشینه *** شاید که بتونه روی باباشو ببینه
([ یارقیه یارقیه)2]2
دارد میاید سمت خرابه لیلای من *** خدا کنه دیگه تموم شه رویای من
(غصه هامو بزار به سهم بابای من )2
دیگه مثل قدیما رنگ و بویی نمونده *** دیگه از بس کشیدن مو هامو مویی نمونده
([ یارقیه یارقیه)2]2
غصم اینه چند شبی ازم دور شدی *** به جای شام مهمون کنج تنور شدی
(چرا بابا سوار نیزه به زور شدی)2
(خجالت میکشم من اگه نایی ندارم )2*** دیگه جز بغل تو رو زمین جایی ندارم
[(یارقیه یارقیه)2]2

دانلود سبک

  • دوشنبه
  • 6
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 06:02
  • نوشته شده توسط
  • سبحان
ادامه مطلب

اشعار شور شب چهارم حرم -( دستم ازضریحت کوتاهه تاحرم توخیلی راهه ) *

4516
5

اشعار  شور شب چهارم حرم -( دستم ازضریحت کوتاهه         تاحرم توخیلی راهه ) دستم ازضریحت کوتاهه تاحرم توخیلی راهه
ذکرم یا ابا عبدالله رویامه رویامه رویامه
کربلا ، آخردنیامه
(حسین بن علی آقامه)2رویامه رویامه آی دنیا حسین آقامه
تولیلایی ومنم مجنونت پدر و مادرم قربونت
(عشقمه گنبد وایوونت)2
اشک وشور و شینو دوست دارم اربابم حسین و دوست دارم
(بین الحرمینو دوست دارم)2
(رویا مه رویامه آی دنیا حسین آقامه)2
به جون بی بی سه سا له شب جمعه می زنم نا له
آخه مادرت تو گوداله آخه مادرت تو گوداله
شیب الخضیبی یا ثارالله خد التریبی یا ثارالله

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 05:05
  • نوشته شده توسط
  • محمد امین
ادامه مطلب

اشعار سنگین شب چهارم محرم -( عشقت تکمیله پیر عقیله ) *

1732
6

اشعار سنگین شب چهارم محرم -( عشقت تکمیله پیر عقیله   ) عشقت تکمیله پیر عقیله *** عالمه هستی بانو عقیله
از تو ممنونم ، عشقت تو خونم *** گرفته بالا ، کار جنونم
بر دل شاهنشاهی ، سر مع اللهی *** نورا علی نوری ، به خدا مشهوری زینب
گوهر رقیه است سپر رقیه است *** جامع الکمالین ، منتهی عشق ست زینب
[( زینب زینب زینب عمه جان یا زینب )2]2
تو بی نظیری روح غدیری *** بانو اسیر تو شد اسیری
به نام زینب ، خدای زینب *** صوت علی در صدای زینب
رسیده جون بر لب حرف من این مطلب *** علی مع الحق ، حق فقط با زینب
عصمت الله زینب ، هیبت الله زینب *** خسته شده صبر از صبر تو یا زینب
[( زینب زینب زینب عمه جان یا زینب )2]2
زهرا شمایل ، مولا فضائل *** کشتی حسین و هستی تو صاحب
نداد

  • پنج شنبه
  • 9
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 05:47
  • نوشته شده توسط
  • سبحان
ادامه مطلب

اشعار شور شب پنجم محرم -( شرمند تم،تن بچه ها تو لرزوندم اما آقا،به خدا دیگه پشیمونم ) *

3494
22

اشعار شور شب پنجم محرم -( شرمند تم،تن بچه ها تو لرزوندم      اما آقا،به خدا دیگه پشیمونم ) شرمند تم،تن بچه ها تو لرزوندم اما آقا،به خدا دیگه پشیمونم
به گل روی مادرت،«منو ببخش»3
به خدای روی سرت،«منو ببخش»3
داد میزنم(الهی بالحسین بالحسین بالحسین)3
شرمندتم،روی منو آقا زمین نزن
آخر تویه کربلا تو می شی بی کفن
میگه قلبم با اضطراب،«منو ببخش»3
تو رو جون طفل رباب،«منو ببخش»3
داد می زنم(الهی با لحسین با لحسین بالحسین)3
شرمندتم ،اشک زینبو درآورد م آبرومو،پیش تو و بچه هات بردم
به ماه توی آسمون،«منو ببخش »3
میزنی دست و پا تو خون،«منوببخش»3
داد میزنم (الهی بالحسین بالحسین بالحسین)3

  • سه شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 08:02
  • نوشته شده توسط
  • محمد امین
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

اشعار نوحه زمینه (شور) حرکت کاروان به سمت کوفه بصورت زنجیری -( می آید از ره کاروان درد وبلا حسین حسین ) * علی اکبر لطیفیان

3354
4

 اشعار نوحه زمینه (شور) حرکت کاروان به سمت کوفه بصورت زنجیری -( می آید از ره کاروان درد وبلا     حسین حسین ) می آید از ره کاروان درد وبلا حسین حسین
زمکه عازم شده سوی کربوبلا حسین حسین
بچه و همسر همه مهمان حسین اند
کل ملائک همه گریان حسین اند
وای وای وای وای
**************
جوان ترینها جعفر وعون واکبر است حسین حسین
زینب به فکر حرف زهرای اطهر است حسین حسین
زینب من جان من و جان حسینم
کربوبلا وعده که مهمان حسینم
وای وای وای وای
**************
بردار و عباس مشک خود را که بچه ها حسین حسین
تشنه نمانند بی زبان ها به بین راه حسین حسین
میگه سکینه عموجون دلشوره دارم
فکر ربابم میشه گهواره نیارم
وای وای وای وای

شاعر : استاد علی اکبر لطیفیان

  • چهارشنبه
  • 22
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 13:24
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار سنگین شب چهارم محرم -( برادر هدیه اوردم نظر بر هدیه هایم کن ) *

1618
4

اشعار سنگین شب چهارم محرم -( برادر هدیه اوردم نظر بر هدیه هایم کن   	         	 ) برادر هدیه اوردم نظر بر هدیه هایم کن *** به کشی نجات خود ، برادر ناخدایی کن
[( حسین جانم حسین جانم]4)2
اگر چه هست نا قابل ، تو دانی حال و روز دل *** بده رخصت که جان بازم ، خودت را خونبهایم کن
[( حسین جانم حسین جانم]4)2
برادر بی تو در چشمم، چو زندان است این عالم *** نظر بر هدیه هایم کن، سپس خواهر صدایم کن
ببین جان بر لبم مولا، من اخر زینبم مولا *** ببین از غصه میمیرم، نظر بنما دوایم کن
[( حسین جانم حسین جانم]4)2
چو دیدم در دل صحرا ، غریبی ای گل زهرا *** ببین بر خاک افتادم ، بزرگی کن به پایم کن
شود این هدیه ها دل بر، فدای اکبر و اصغر*** به پیش هدیه و مادر ، قبول این هدایا کن
[( حسین جانم حسین جا

  • یکشنبه
  • 12
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 06:28
  • نوشته شده توسط
  • سبحان
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

حرکت امام حسین(ع) از مکه به سمت کربلا -( حج از حجاز عازم دشت بلا شده ) * محمود ژولیده

2156

حرکت امام حسین(ع) از مکه به سمت کربلا -( حج از حجاز عازم دشت بلا شده ) حج از حجاز عازم دشت بلا شده
حاجیّ عشق راهی کرب و بلا شده
این حاجیان سلاله ی زهرای اطهرند
یک کاروان نور، سفیر خدا شده
اینها فدائیان تولّای حیدرند
ذبح عظیم، راهی دشت منا شده
پنهان کنید از عرفه خیمه گاه را
این خیمه گاه بازدِهش نینوا شده
نور خدا به ظلمت شب بار بسته است
یعنی که وقت هدیه ی خون خدا شده
ای محرمان رکاب بگیرید عمّـه را
زینب پیمبـر سفـر کربـلا شـده
رؤیت شده ستاره ی دنباله دار عشق
از آسمان به سوی زمین راه وا شده
اطفالِ خردسالِ زبان بسته را ببین
حالا زبانشان به عمو آب وا شده

شاعر : محمود ژولیده

  • چهارشنبه
  • 22
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 13:29
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

طلوعی تازه * اکرم بهرامچی

1877
2

طلوعی تازه بلاگویان بلا دیدند تا سر
به دام عشق افتادند با سر
به میدان ِ عمل وقتی رسیدند
عمل کردند با تیغ ِ بلا سر
همان هفتاد و دو نور مکرر
شبی خورشید نوشیدند تا سر
تب ِخورشید شد غلطان و افشان
طلوعی تازه دارد تا کجا سر؟
صدای العطش میزد دف و نی
نشد سیراب در این ماجرا سر
درون خیمه ها داغ حسین است
که آتش زد به عرش کبریا سر
علی اکبر علی اصغر و عباس
به خون غلطان ندا دادند ..... ها.... ..سر
نوشتند اینچنین تاریخ دل را
دهد دلدار تا عرش خدا سر

شاعر : اکرم بهرامچی

  • شنبه
  • 22
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 09:40
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

اشعار زمینه شب چهارم محرم -( بار غم تو رو برادر، عمریه که به شونه بردم ) *

4243
5

اشعار زمینه شب چهارم محرم -( بار غم تو رو برادر، عمریه که به شونه بردم ) بار غم تو رو برادر، عمریه که به شونه بردم *** اما همه غم من اینه ( چرا تو کربلا نمردم )2
چه جوری از یادم بره غم برادرها *** چه جوری از یادم بره، غروب عاشورا
چه جوری از یادم بره، هجوم یه لشکر *** چه جوری از یادم بره ، اتیش مو معجر
چه جوری از یادم بره، تو بودی تو مقتل *** چه جوری از یادم بره، وقتی پیش مادر
چه جوری از یادم بره، نمی برید خنجر
(چه جوری از یادم بره)2 *** [(امون ای دل زینب دل زینب)2)2
بعد تو دیگه ای برادر، حرمت زینب و شکستن *** نا محرما با خنده داداش (دستای زینبت رو بستن)2
چه جوری از یادم بره، از تو جدام کردن *** چه جوری از یادم بره، زخم روی گردن
چه جوری از یادم بره، دروازه ی ساعات *

  • شنبه
  • 18
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 06:38
  • نوشته شده توسط
  • سبحان
ادامه مطلب
 رضا باقریان

متن اشعار واحد برای محرم و صفر از رضا باقریان -( یه دنیا ، دلم گرفته ) * رضا باقریان

14

متن اشعار واحد برای محرم و صفر از رضا باقریان -( یه دنیا ، دلم گرفته ) یه دنیا ، دلم گرفته
به عشق ، حرم گرفته
دوباره ، ماتم گرفته
هوای کربلا به سرم زده دوباره
می باره از چشای ترم بازم ستاره
دستی بکش روی سرم شکسته شد بال و پرم ، عزیز زهرا
من و راهی کن به حرم بذار تا کربلا ببرم ، عزیز زهرا
(حسین ، اربابم)3
خدا که ، من و می بینه
دلم تو ، حرم می شینه
غمت با ، گلم عجینه
تو رویا با دل تنگم میام کنارت
بالا سرت میام و می شم دل بی قرارت
سرم به زیر پاهاته دلم تا آخر باهاته ، عزیز زهرا
قبله من کربلاته بهشت من روضه هاته ، عزیز زهرا
(حسین اربابم)3

شاعر : رضا باقریان

دانلود سبک

  • یکشنبه
  • 13
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 13:50
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار تک ضرب شب چهارم محرم -( برادر هدیه با چشم تر اوردم ) *

4223
9

اشعار تک ضرب شب چهارم محرم -( برادر هدیه با چشم تر اوردم  ) برادر هدیه با چشم تر اوردم *** برادر ببین که پاره جگر اوردم
برادر ببین برات علی اکبر اوردم
غرق دردم نگو داداش که برگردم *** نو جوونام و برا قربونی من اماده کردم
وای غم تو غم این دل خستمه *** وای همه هستی من روی دستمه
[(حسین وای)2)2
برادر ببین خون علی رو تو رگاشون *** برادر ببین خواهشوتو عمق نگاشون
برادر ببین این همه اشک و ناله هاشون، در ماندم من از دیده خون افشاندم من
تن گلای جوونم داداش کفن پوشاندم من *** وای غم تو غم این دل خستمه
وای همه هستی من روی دستمه*** [(حسین وای)2)2
قسم می دمت تو رو به جون علی اصقر *** قسم می دمت به غربت بابامون حیدر
قسم می دمت به چادر خاکی مادر *** طفلان من فدای تو ا

  • یکشنبه
  • 19
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 05:12
  • نوشته شده توسط
  • سبحان
ادامه مطلب

شعر در باره ماه محرم -( پهن کنید اشک مرا پای محرم ) * رضا دین پرور

2665
1

شعر در باره ماه محرم -( پهن کنید اشک مرا پای محرم ) پهن کنید اشک مرا پای محرم
یوسف بیزار تو بازار ندارد
عاشق تو از خود اختیار ندارد
مات نگاهت شده تا صبح قیامت
آینه هم فرصت تکرار ندارد
کرده بلندم سری که حلقه به گوش است
جرأت پرواز مرا دار ندارد
پشت هر دری که بوده نام تو رفتم
دربدری شما که عار ندارد
خواستن کرببلایت شده کارم
تذکره ای کن حواله کار ندارد
بهتر آنکه از دهنِ آب بیفتد
آن لبی که از حرم، غبار ندارد
نخل اگر نخل جگر دار تو باشد
جز جگری پاره پاره بار ندارد
پهن کنید اشک مرا پای محرم
سینه زنت روز و شب قرار ندارد

شاعر : رضا دین پرور

  • جمعه
  • 25
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 19:18
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

متن سینه زنی واحد استقبال ماه محرم با سبک حسن خلج -( آمده ام تا بشينم به زير پرچم غمت ) *

9688
12

متن سینه زنی واحد استقبال ماه محرم با سبک حسن خلج -( آمده ام تا بشينم به زير پرچم غمت ) آمده ام تا بشينم به زير پرچم غمت
آمده ام گريه کنم با نوحه ی محتشمتت
از غم پيرهن تو، پيرهن سياه مي پوشم
يه بار ديگه مي گيرم، پرچم تو رو دوشم
سينه مي زنم تا که بگيرم عطر حرمت
سينه مي زنم يه عمريه با روضه ي غمت
سينه مي زنم شفا بگيرم زير پرچمت
سيدی حسين جان
پيرهن مشکي من الهی باشه کفنم
الهي آقام بياد تو لحظه ی جون دادنم
براي من نباريد کفن برام نياريد
فقط يه مهر تربت رو پيشونيم بذاريد
آخه کفن آقام حسين خاک صحرا شد
جسم بي سرش پيش بچه ها ارباً اربا شد
دست ساربان انگشتري آقامون پيدا شد
سيدی حسين جان
کوفه با نامردیاش چشم انتظار قافله است
چشم به راه اصغر نگاه شوم حرمله است
اگه بیای تو کوچه ها زینبت آ وا

  • دوشنبه
  • 20
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 06:18
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

اشعار استقبال از محرم -( چشم من محفل اشک و غم و اندوه و عزاست ) * یوسف رحیمی

10

اشعار استقبال از محرم -( چشم من محفل اشک و غم و اندوه و عزاست ) چشم من محفل اشک و غم و اندوه و عزاست
در حسینیه دل، هیئت عشق تو به پاست

محرم روضه تو محرم بیت الله است
تا ابد پرچم سرخ حرمت قبله نماست

در شکوفه و شرف و مرتبه و منزلت
جز خدایی به خدا هر چه بگوئیم رواست

همه هستی خود را به میان آوردی
بی سبب نیست بهای تو و خون تو خداست

<<کشتگان غم تو زنده جاویدانند>>
بی گمان فانی عشق تو شدن عین بقاست

دل بریدن، پر پرواز حسینیون است
هرکه از خود گذرد در سفر کرب و بلاست

شاعر : یوسف رحیمی

  • شنبه
  • 26
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 13:08
  • نوشته شده توسط
  • محمد امین
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

اشک روضه -( می ریزم از غمت چقدر عاشقانه اشک ) * اسماعیل شبرنگ

9

اشک روضه -( می ریزم از غمت چقدر عاشقانه اشک ) می ریزم از غمت چقدر عاشقانه . اشک
شب های جمعه همدم من بی بهانه اشک
وقتی میان روضه ی تان بغض می کنم
یعنی فرارسیده دوباره زمان اشک
همراه آه دل ... فوران می کند حسین (علیه السلام )
از عمق چشم های من آتشفشان اشک
آماده می شویم برای نماز عشق
تا می رسد به گوش صدای اذان اشک
فرمود: روز واهمه گریان نمی شود
چشمی که بوده معتکف خانمان اشک1
جریان گرفت و مرهم زخم تن تو شد
در امتداد مرثیه ... سیل روان اشک
اذن عروج ما به سوی عرش کربلاست
یک گوشه از هزار هزار ارمغان اشک
گریه میان روضه برایم مقدّس است
این اشک ها برای خدایی شدن بس است

شاعر : اسماعیل شبرنگ

  • شنبه
  • 26
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 14:10
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

چاووش کربلا -( پایان عشق بسته به آغاز کربلاست ) * اسماعیل شبرنگ

9

چاووش کربلا -( پایان عشق بسته به آغاز کربلاست ) پایان عشق بسته به آغاز کربلاست
بی سر شدن به عشق خدا راز کربلاست
راهی که تا به عرش خدا می برد مرا
قطعاً مسیر جاده ی پرواز کربلاست
ماییم و شوق مرقد شش گوشه حسین (ع)
فاز دل شکسته ی ما فاز کربلاست
شش گوشه ... تل زینبیه ... صحن علقمه
تصویری از مثلث اعجاز کربلاست
با یک نظر به چهره ی زوّار بی قرار
این دل اسیر سوز غم ساز کربلاست
هرکس که جزء لشکر سقای عشق شد ...
تحت لوای فاطمه (س) سرباز کربلاست
ما را دوباره همنفس عطر سیب کن
مهمان لطف حضرت شیب الخضیب کن

شاعر : اسماعیل شبرنگ

  • شنبه
  • 26
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 14:12
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

مدافع حرم -( هر که از ساحل الطاف شما دور شود ) * اسماعیل شبرنگ

8

مدافع حرم -( هر که از ساحل الطاف شما دور شود ) هر که از ساحل الطاف شما دور شود
وسط کشمکش حادثه محصور شود
شب جمعه شب شرعی حرم رفتن ماست
هر شب جمعه دلم با تو پر از نور شود
بازهم بیشتر از پیش به ما می چسبد
نمک روضه ی تو هر چقدر شور شود
ابر و باد و مه و خورشید و فلک همدستند
تا بلا از حرم کرببلا دور شود
من مگر مرده ام آقا ... که ببینم روزی
حرم تو هدف دشمن مزدور شود
جان ما فدیه به امنیت بین الحرمین
تا که چشم همه ی داعشیان کور شود
کاش می شد که منظور دفاع از حرمین
سحری کرببلا رفتن ما جور شود
دشمن رذل بدان ... گر تو هدایت نشنوی
گردنت خرج دم خنجر و ساطور شود
حاضرم بر سر بازار شهادت بروم
تا سرم بر سر داری سر ِ منصور شود
اندکی صبر .. جماعت که سحر نزدی

  • شنبه
  • 26
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 14:38
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد