با خود بگذارید كه نجوا كند امشب
این روح مگر بال و پری واكند امشب
یك لحظه دگر طاقت این هجر ندارد
سخت است تحمل، غم زهرا كند امشب
این فرقِ ترك خورده تسلی شدنی نیست
جز فاطمه اش كیست تسلا كند امشب
اسرار مگوی علی و چاه بماند
با فاطمه خود حلِّ معما كند امشب
مردی كه جدا از دل محراب نمی شد
بایست که بالِشت، مصلی كند امشب
ایكاش بگویند به زینب خبری نیست
بگذار پرستاریِ بابا كند امشب
شد زنده دگر بار شب سخت وصیت
بگذار كمی زمزمه مولا كند امشب
زان بسته كه جبریل سفارش به نبی داشت
باید كفنِ تازه تری واكند امشب
فرمود: حسینم ! حسنم سخت غریب است
بسیار دعا زینب كبری كند امشب
این سنّتِ تشییعِ غریبانه به جا ماند
می خو
- دوشنبه
- 7
- مرداد
- 1392
- ساعت
- 07:06
- نوشته شده توسط
- یحیی












