شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( نشان بندگي است اين ز پاي افتادن ) * مهدی برجلو

2470

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( نشان بندگي است اين ز پاي افتادن ) نشان بندگي است اين ز پاي افتادن
به وقت شكر به پيش خداي افتادن
تمام سختي عالم به دوش تو وقتي
ميان خانه ات آيد صداي افتادن
ميان خانه تو و ، پشت در چهل نامرد
و نيست وقت مناسب براي افتادن
از آن زمان كه در خانه با لگد وا شد
دو شانه ي حسنت شد دواي افتادن
درون خانه بمان و به فكر محسن باش
نكن تو محسن خود را فداي افتادن
تو جان حيدري و هم عليست جان تو
دو جان چگونه شود پس جداي افتادن
به سمت حضرت مولا كشان كشان رفتي
نبوده در پر و بال تو ناي افتادن
و بايد از پسرت صاحب الزمان پرسيد
چه بود علت اين ماجراي افتادن

شاعر : مهدی برجلو

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 04:57
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 وحید محمدی

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( اشک از دیده ي خونبار بیفتد سخت است ) * وحید محمدی

4893
0

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( اشک از دیده ي خونبار بیفتد سخت است ) اشک از دیده ي خونبار بیفتد سخت است
هر کجا بستر بیمار بیفتد سخت است
اوج این واقعه را جان علی می داند
خانم خانه که از کار بیفتد سخت است
به خدا فرق ندارد که کجا ، یک مادر ...
کوچه یا در خم بازار بیفتد سخت است
به زمین خوردن مادر به کناری امّا ...
پیش چشم پسر انگار بیفتد سخت است
مرد باشد ، و زنش پشت در خانهء او
در دل آتش اغیار بیفتد سخت است
سینه اش شد سپر شیر خدا ، امّا حیف
کار این سینه به مسمار بیفتد سخت است
صورت حور که از برگ گلی نازک تر
گذرش چون که به دیوار بیفتد سخت است ...
آنکه مادر شده این واقعه را می فهمد
بعدِ شش ماه اگر بار بیفتد سخت است
خواست تا شانه کند موی سر زینب را ...
شانه از دست گرفت

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 04:58
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رضا باقریان

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( بانوی خانه‌دارِ من از پا نشسته است ) * رضا باقریان

2789
2

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( بانوی خانه‌دارِ من  از پا  نشسته است ) بانوی خانه‌دارِ من از پا نشسته است
از کوچه‌ها رسیده ولی زار و خسته است
بانوی من که جان و دل من فدای او
در کوچه تار و پود وجودش گسسته است
از خاک روی چادر او حدس می‌زنم
در کوچه‌ها کسی دل او را شکسته است
فهمیدم از بنفشگیِ روی بسترش
پهلوی زخم خورده‌ی خود را نبسته است
زینب میان خواب به خود گفت: مادرم
دست ضعیف او به گمانم شکسته است
من هم ز سرفه‌های شدیدش گرفته‌ام
راه نفَس به سینه‌اش این بار بسته است
حالا نشسته‌ام وَ به این فکر می‌کنم
بانوی خانه‌دارِ من از پا نشسته است

شاعر : رضا باقریان

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:00
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( شکوه عصمت دادار حضرت زهراست ) *

2642

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( شکوه عصمت دادار حضرت زهراست ) شکوه عصمت دادار حضرت زهراست
مه منیر شب تار حضرت زهراست
علی یگانه خلق است قسم به یکتائیش
که کفو حیدر کرار حضرت زهراست
هر آنچه گل که بدیدم کنار او خاریست
گلی که نیست بر آن خار حضرت زهراست
خدا اگر به نبی فخر می کند بی شک
که فخر احمد مختار حضرت زهراست
کسی که چرخه هستی آفرینش حق
به اذن او شده دوار حضرت زهراست
علیست محرم اسرار ایزد و اورا
یگانه محرم اسرار حضرت زهراست

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:19
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( سفره ای انداختند امشب بنام فاطمه ) *

3360
3

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( سفره ای انداختند امشب بنام فاطمه ) سفره ای انداختند امشب بنام فاطمه
پخش شد در بین این سفره طعام فاطمه
باز هم صاحب عزا گرم خوش آمد گویی است
می رساند بر عزادارن سلام فاطمه
فاطمیون ؛ فاطمیه آمده بر تَن کنید
رختی از جنس بهشتیِ خیام فاطمه
سال نو امسال هم با فاطمیه توأم است
واجب است بر یک یک ما احترام فاطمه
بین فردوس برین هم سایه ی پیغمبر ست
مسندی ناگفتنی دارد غلام فاطمه

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:20
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( فاطمه روزی که خلقت شد سراسر نور بود ) *

3485
3

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( فاطمه روزی که خلقت شد سراسر نور بود ) فاطمه روزی که خلقت شد سراسر نور بود
نور قبل از خلقتش در ذات حق مستور بود
نوری از وجه خدا مستغرقند در ذات هو
کار او تصویر سبحان ، قبل هر دستور بود
او برای مادری کردن بر عالم زاده شد
یعنی از لطف ربوبی سوی ما مأمور بود
بانوی عصمت که یاری ولایت شأن اوست
نام او منصوره و در آسمان مشهور بود
تا که پای امتحان آمد زحکمت در نیاز
قبل خلقت امتحان داد و به هم مشکور بود
پاسخ زهرا به هر امر خدا لبیک شد
بس که بی چون چرا در طاعت مذکور بود
لیلة القدر علی بدر تمام مصطفی
آمد آن روزی که زیر دست و پا مشهود بود
ای خدا ... انسیة الحورا کجا و میخ در
حوریه رنجور بود و خصم او از نور بود
هیزم ، آتش ، لگد ، نعره ، صدای است

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:21
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( از سوز سينه ام جگر سنگ خاره سوخت ) * سید محسن حسینی

2356
2

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( از سوز سينه ام جگر سنگ خاره سوخت ) از سوز سينه ام جگر سنگ خاره سوخت
هم سنگ خاره سوخت و هم راه چاره سوخت
از بس ستاره ريختم از آسمان چشم
بر اشك غربتم دل ماه و ستاره سوخت
آتش زسوز سينه ام آتش گرفته است
داغ حرارت جگر پاره پاره سوخت
ياري كه سوخت پشت در خانه مثل شمع
اين غم كجا برم كه ز آهم دوباره سوخت
مي كرد با اشاره به من فاطمه سلام
از ضعف شد چنان كه توان اشاره سوخت

شاعر : سید محسن حسینی

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:23
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رضا باقریان

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( باران تازیانه امان تو را برید ) * رضا باقریان

2694
2

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( باران تازیانه امان تو را برید ) باران تازیانه امان تو را برید
بازوی حیدریِ تو را بین خون کشید
هرکس رسید ضربه ای بر پهلوی تو زد
پس بی دلیل نیست اگر قامتت خمید
حتماً تو را غلاف زمینگیر کرده است
جان نمانده ات به لبانت اگر رسید
گریه برای گل پسرت می کنم، چرا؟
بسکه شنید طعنه از این شهر دل برید
پیش حسن دلیل زمین خوردنت چه بود؟
اصلاً چه شد که رنگ رخ مجتبی پرید
حالا شب است و درد سراغ تو را گرفت
درد سری ز درد سرت مجتبی گرفت

شاعر : رضا باقریان

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رضا باقریان

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( رنگ رخساره‌ات شکسته شده ) * رضا باقریان

2483
1

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( رنگ رخساره‌ات شکسته شده ) رنگ رخساره‌ات شکسته شده
وَ نماز شبت نشسته شده
نفَست در شمارش افتاده
یا که راهش به سینه بسته شده
چه گذشته میان کوچه به تو
که حسن زار و دلشکسته شده
رنگ نیلی گرفته‌ای زهرا
تار، آن چهره‌ی خجسته شده
تار و پود وجود مجروحت
بینِ کوچه ز هم گسسته شده
پهلویت مثل رنگ رخسارت
یا کبود است یا شکسته شده

شاعر : رضا باقریان

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:26
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه - بانوی چاره ساز -( بانوی چاره ساز علی بستری شده ) * رضا باقریان

460
1

اشعار فاطمیه - بانوی چاره ساز -( بانوی چاره ساز علی بستری شده ) بانوی چاره ساز علی بستری شده
یعنی که ارغوانی و نیلوفری شده
دارد برای شیر خدا ذوب می‌شود
معلوم می‌شود که چه قَدَر حیدری شده
زخمی که مدتی‌است، نشسته به پهلویش
حالا برای فاطمه درد سری شده
با پهلوی شکسته علی را رها نکرد
اصلا میان کوچه گل پرپری شده
یاس سفید بود و رخ او سیاه شد
نیلی ترین کبوتر پیغمبری شده
پیش نگاه زخمیِ زهرای مرضیه
حالا زمان اشک همان دختری شده ...
...که هر که دید صبرو صبوریِّ او بگفت
آیینه‌ی تمام قدِ مادری شده

شاعر : رضا باقریان

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:30
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( خدایا !آسمان ،اینجا گرفتــــه ) * فاطمه خواجویی راد

2579

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( خدایا !آسمان ،اینجا گرفتــــه ) خدایا !آسمان ،اینجا گرفتــــه

امیدش را شبـــی ،لیلا گـــرفته
بسی در کوچه های غربت و غم
غریب و یکِّه و تنها گرفتــــه
به دور از چشم هرز ِمردم شهر
عجب !کار ِدلش ،بالا گرفته
خطوط ِ اشک چشمانش ،ندانی
چو سیلی ،صبر از زهرا گرفته
کنار ِ غربت ِ آن قبر ِ تنها
تمام ِ خاطراتش جا گر فته
غزل هم از وفات شعر مولا
ردیف روضه اش معنا گرفته...

شاعر : فاطمه خواجویی راد

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( اشکم چکید و گوشه ی چشمت مرا گرفت ) * حسن لطفی

3353
2

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( اشکم چکید و گوشه ی چشمت مرا گرفت  ) اشکم چکید و گوشه ی چشمت مرا گرفت
نزدیک صبح بود که یا ربنا گرفت
چیزی نمانده بود که بی آبرو شوم
این بار هم حنای تو پیش خدا گرفت
نور کلام های خودت که به جای خود
باید دهان فضه یتان را طلا گرفت
بیمارم از حرارت تب شعله می کشید
خواندن دعای نور شما را شفا گرفت
از چادرت نخی به منِ بی نوا بده
پیراهن زفافِ تو را که گدا گرفت
یک دست بر قباله و یک بر هوا
ملعون چه بی هوا زد و چه بی هوا گرفت
از گوشواره های تو معلوم می شود
یک ضربه زد ولی سر تو به دو جا گرفت
خنجر شکاف در ، سر یک میخ شعله ور
پهلوت عاقبت به لب چند جا گرفت

شاعر : حسن لطفی

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه-اجتناب کرد -( رو از علی گرفت و، خودش را حجاب کرد ) * رضا باقریان

489
1

اشعار فاطمیه-اجتناب کرد -( رو از علی گرفت و، خودش را حجاب کرد ) رو از علی گرفت و، خودش را حجاب کرد
شهر مدینه بر سر حیدر خراب کرد
حرفی نزد به حیدر و در خواب ناز رفت
از اینکه فاشِ راز کند، اجتناب کرد
حرفی نزد، ولی چه قدر درد می‌کشد
چشم خدایْ بینِ علی را پـرآب کرد
وقتی‌که دید فاطمه‌اش درد می‌کشد
سوی حسن روان شد و او را خطاب کرد
حرفی بزن حسن که دلم پاره پاره شد
اینجا حسن چگونه علی را کباب کرد
دشمن میان کوچه سرِ راهِ ما گرفت
اول برای کشتن زهرا شتاب کرد
گفتم مرا بزن، به رخ مادرم مزن
سیلی به دست، فاطمه را انتخاب کرد
دستم نمی‌رسید که او را سپر شوم
قلـب مرا دوباره پر از التهاب کرد
فهمیده‌اند، (اهلِ‌کَسا) از چه فاطمه
رو از علی گرفت و، خودش را حجاب کرد

شاعر : رضا با

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 06:48
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( با هر نفس نفس زدنت گريه ميكنم ) * حسین خیریان

3309
3

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( با هر نفس نفس زدنت گريه ميكنم ) با هر نفس نفس زدنت گريه ميكنم
در لا به لاي هر سخنت گريه ميكنم
فكري به حال بي كسي حيدرت بكن
حتي مقابل حسنت گريه ميكنم
در پشت در فتادي بر خاك خانه ات
از درد استخوان تنت گريه ميكنم
رويت چو لاله سرخ است مادر حسن
با زخم هاي بر بدنت گريه ميكنم
لحظه به لحظه بايد جامه به تن كني
از خون روي پيرهنت گريه ميكنم
هجده بهار حيدر زود است رفتنت
با ديدن كفن به تنت گريه ميكنم

شاعر : حسین خیریان

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 06:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

شعر مرثیه حضرت زهرا(س) -( از غصه آب می كنی ام فاطمه مرو ) * قاسم نعمتی

3111
3

شعر مرثیه حضرت زهرا(س) -( از غصه آب می كنی ام فاطمه مرو ) از غصه آب می كنی ام فاطمه مرو
خانه خراب می كنی ام فاطمه مرو
هَر دم كه آه می كشی از هوش می روی
در اضطراب می كنی ام فاطمه مرو
زیبا بهشت سوخته ام با نگاه خود
دائم عذاب می كنی ام فاطمه مرو
كُشتی مرا ز بس كه به شكل اشاره ای
مولا خطاب می كنی ام فاطمه مرو
من مَحرم توام ز چه پوشانده ای رُخت
در پیچ و تاب می كنی ام فاطمه مرو
كمتر نفس نفس بزن ای سینه چاك من
با خون خضاب می كنی ام فاطمه مرو
بعد تو عمر من به دوامی نمی رسد
نقشی بر آب می كنی ام فاطمه مرو

شاعر : قاسم نعمتی

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 07:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

روضه ی بستر حضرت زهرا(س) -( يك نيم رخت عجيب ، برده به قمر ) * محمود ژولیده

3111
1

روضه ی بستر حضرت زهرا(س) -( يك نيم رخت عجيب ، برده به قمر ) يك نيم رخت عجيب ، برده به قمر
يك نيم رخت حجاب دارد چقدر
يك دست به ديوار گرفتي ، باشد
يك دست چرا مدام داري به كمر
چندين ثمر از تو باغبان ديد ولي
يك شاخه چرا به پشت در داد ثمر
بازو و غلاف كي تفاهم دارند
مسمار كجا و سينة مرغ سحر
امروز بمن عيان شده قول رسول
فرمود نيازي تو نداري به سپر
با دست شكسته اشك من پاك مكن
اي گوشة چشم زخمي ات پر ز گُهر
انگار خدا قنوت يك دستي را
مقرونِ اجابت تو كرده بهتر
اين خانه كه قتلگاه كوثر شده است
بهتر كه شود خراب بر سر ، حيدر!

شاعر : محمود ژولیده

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 07:57
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر نوحه حضرت زهرا(س) -( ای یار بیمار من چشم خود وا کن ) * سید محسن حسینی

63

شعر نوحه حضرت زهرا(س) -( ای یار بیمار من چشم خود وا کن ) ای یار بیمار من چشم خود وا کن
ای تماشایی علی را تماشا کن
ای مسیحایی نفس لعل لب بگشا
امشب برای مرگ من هم دعا کن
مزن آتش به جانم ـ مرو فاطمه جانم
ای که نمازت را نشسته خواندی
دیدی علی را به چه روزی نشاندی
من هر چه کردم التماس ای گل یاس
بار سفر بستی و پیشم نماندی
مزن آتش به جانم ـ مرو فاطمه جانم
بی تو ندارد علی درد آشنایی
مشکل گشای من مشکل گشایی
با طرز ره رفتنت می کشی من را
از چه جوانم تو محتاج عصایی
مزن آتش به جانم ـ مرو فاطمه جانم
ای مانده بین کوچه ها چها کردی
دست شکسته به سوی خدا کردی
تا آن که دیدی من تنهای تنهایم
هنگام سیلی تو من را دعا کردی
مزن آتش به جانم ـ مرو فاطمه جانم

شاعر : سید محسن حس

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 13:16
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر نوحه حضرت زهرا(س) -( در بستر بیماری، ( سر تا به قدم دردم ) 2 ) * سید محسن حسینی

59

شعر نوحه حضرت زهرا(س) -( در بستر بیماری، ( سر تا به قدم دردم ) 2 ) در بستر بیماری، ( سر تا به قدم دردم ) 2
تا آن که نفس دارم، ( من دور تو می گردم )2
ای نور دیده ام دو دیده بگشا
نماز آخرم را کن تماشا
یا علی یاعلی خدا نگهدارـ یا علی یا علی خدانگهدار
من با تو چها گویم، ( در کوچه چها کردم )2
تا نقش زمین گشتم، ( من بر تو دعا کردم )2
من که بار سفر بستم علی جان
تا هستم من با تو هستم علی جان
یا علی یاعلی خدا نگهدارـ یا علی یا علی خدانگهدار
تو هستیِ زهرایی، ( ای یار غریب من )2
بیمارم و می باشد، ( عشق تو طبیب من )2
یک نگاهی به حالم کن علی جان
می روم من حلالم کن علی جان
یا علی یاعلی خدا نگهدارـ یا علی یا علی خدانگهدار

شاعر : سید محسن حسینی

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 13:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر نوحه حضرت زهرا(س) -( ای مانده بین کوچه ها ـ با من چها کردی چها ) * سید محسن حسینی

53

شعر نوحه حضرت زهرا(س) -( ای مانده بین کوچه ها ـ با من چها کردی چها ) ای مانده بین کوچه ها ـ با من چها کردی چها
بار سفر بستی چرا
یار و طبیبم ـ بی تو غریبم
بعد تو من ای قد کمان ـ هستم غریب و بی نشان
من التماست می کنم ـ زهرای من پیشم بمان
افتاده ام از پا مرو ـ زهرا مرو زهرا مرو
خون می چکد از آه من ـ بستی ز هر سو راه من
کردی خسوف ای ماه من
ای ماه نیلی ـ ای خورده سیلی
بر من نظاره می کنی ـ از من کناره می کنی
امشب چرا جای سلام ـ بر من اشاره می کنی
ای شمع خاموشم مرو ـ یار کفن پوشم مرو
کردی غروب ای آفتاب ـ شمع وجودت گشته آب
کردی مرا خانه خراب
ای بود و هستم ـ رفتی ز دستم
پشت و پناهم فاطمه ـ ای تکیه گاهم فاطمه
هم سپر و بودی و هم ـ پشت و پناهم فاطمه
من ماندم و دیوار و در ـ

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 13:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر نوحه حضرت زهرا(س) -( من بودم و رنج و ظلم و کینه ) * سید محسن حسینی

69

شعر نوحه حضرت زهرا(س) -( من بودم و رنج و ظلم و کینه ) من بودم و رنج و ظلم و کینه
من بودم و آه کنج سینه
خون خوردم و با کسی نگفتم
از قصه ی کوچه مدینه
آنجا که گل یاس، از شاخه جدا شد
مادر جوانم، محتاج عصا شد
من بودم و آن مظهر پاکی
من بودم و آن صورت حاکی
من بودم و کوچه ی مدینه
من بودم و آن چادر خاکی
من لاله میان راه دیدم
من خانه ی پر ز آه دیدم
با چشم پر از ستاره ی خود
در کوچه خسوف ماه دیدم
در کوچه گرفتم، دست مادرم را
ره فتن او را، بودم به تماشا
دیدم که قدش خمیده می شد
اشک غم او چکیده می شد
دستش به میان دستم اما
پایش به زمین کشیده می شد
جز دیده ی من کسی ندیده
نه دیده کسی و نه شنیده
با چشم به خون نشسته ی خود
در کوچه جوان قد خمیده
دیدم که پرستو، راه لانه

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 13:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر نوحه حضزت زهرا(س) -( اشک غم من چکد به دامن ) * سید محسن حسینی

523

شعر نوحه حضزت زهرا(س) -( اشک غم من چکد به دامن ) اشک غم من چکد به دامن
حرفی بزن و دلم تو مشکن
هنگام نماز آمده برخیز
ای قبله ی رو به قبله ی من
ای یاس چرا چون، برگ خشک و زردی
خیز و تا ببینی، با علی چه کردی
سیر ملکوت تو بدیدم
من صبر و سکوت تو بدیدم
شد چشم علی دو چشمه ی خون
وقتی که قنوت تو بدیدم
هم پیکر خسته را بشویم
هم دیده ی سته را بشویم
با اشک دو دیده ی خود امشب
من دست شکسته را بشویم
ای جسم مرا روح، در موج بلا نوح
من چسان بشویم، این پیکر مجروح
دستت به سوی خدا گرفتی
بیمار علی شفا گرفتی
با رفتنت ای رفته ز دستم
تو دلخوشی مرا گرفتی
***
ای یار علی خدا نگهدار
غمخوار علی خدانگهدار
من ماندم و این بستر خالی
بیمار علی خدانگهدار
باور نکنم من، ای شمع خمو

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 13:41
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر نوحه حضرت زهرا(س) -( ای یار بیمار من دو چشم خود وا کن ) * سید محسن حسینی

67

شعر نوحه حضرت زهرا(س) -( ای یار بیمار من دو چشم خود وا کن ) ای یار بیمار من دو چشم خود وا کن
تنها طرفدار من مرا تماشا کن
ای مانده بین کوچه ها با من چها کردی
ای ماه تنهایم چه بر روز من آوردی
ای دین و ایمان ـ ای فاطمه جانم
چرا تو دیگر با من سخن نمی گویی
از سینه و از پهلو به من نمی گویی
یار جوانم از غم خود کرده ای پیرم
تو می روی اما بدان من بی تو می میرم
ای دین و ایمانم ـ ای فاطمه جانم
اگر تو بر روی من دو دیده بگشایی
برای تو می گویم حدیث تنهایی
ای صبر و تاب من ببین بی صبر و تابم من
ای قد کمان بی تو سلام بی جوابم من
ای دین و ایمانم ـ ای فاطمه جانم
شمع شب تار من کمتر بزن سو سو
جان حسینت دیگر از من مگردان رو
هر شب کنار بسترت ای یار بیمارم
گه سر به زانو هستم

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 14:02
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر نوحه شهادت حضرت زهرا(س) -( ای یار بیمارم خدانگهدار ) *

44

شعر نوحه شهادت حضرت زهرا(س) -( ای یار بیمارم خدانگهدار ) ای یار بیمار من دو چشم خود وا کن
تنها طرفدار من مرا تماشا کن
ای مانده بین کوچه ها با من چها کردی
ای ماه تنهایم چه بر روز من آوردی
ای دین و ایمان ـ ای فاطمه جانم
چرا تو دیگر با من سخن نمی گویی
از سینه و از پهلو به من نمی گویی
یار جوانم از غم خود کرده ای پیرم
تو می روی اما بدان من بی تو می میرم
ای دین و ایمانم ـ ای فاطمه جانم
اگر تو بر روی من دو دیده بگشایی
برای تو می گویم حدیث تنهایی
ای صبر و تاب من ببین بی صبر و تابم من
ای قد کمان بی تو سلام بی جوابم من
ای دین و ایمانم ـ ای فاطمه جانم
شمع شب تار من کمتر بزن سو سو
جان حسینت دیگر از من مگردان رو
هر شب کنار بسترت ای یار بیمارم
گه سر به زانو هستم

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 16:35
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( بسته بار سفر یار جوانم ) * سید محسن حسینی

79

شعر شهادت حضرت زهرا(س) -( بسته بار سفر یار جوانم ) بسته بار سفر یار جوانم
پرستو می رود ز آشیانم
لاله ی پرپر ـ سوره ی کوثر
از خانه می رود زهرای اطهر
اللهُ اکبر
زینب دست دعا بالا گرفته
بیمار خانه ام شفا گرفته
یاس پیمبر ـ با دیده ی تر
از خانه می رود زهرای اطهر
اللهُ اکبر
بیمار نیمه جان بر من طبیب است
ذکر طفلان من امن یجیب است
کنار بستر ـ نشسته حیدر
از خانه می رود زهرای اطهر
اللهُ اکبر
قرآن من دگر کوثر ندارد
حسین من دگر مادر ندارد
گل نیلوفر ـ گردیده پرپر
از خانه می رود زهرای اطهر
اللهُ اکبر

شاعر : سید محسن حسینی

دانلود سبک

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 16:42
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر نوحه شهادت حضرت زهرا(س) -( ای شمع خاموش علی چون شمع و آبم می-کنی ) * سید محسن حسینی

54

شعر نوحه شهادت حضرت زهرا(س) -( ای شمع خاموش علی چون شمع و آبم می-کنی ) ای شمع خاموش علی چون شمع و آبم می-کنی
با رفتنت از خانه ام خانه خرابم می کنی
با اشک دیده، شستم شبانه
هم جای سیلی، هم تازیانه
مظلومه زهرا (3)
ای یار بیمارم مرو شمع شب تارم مرو
خیز و ببین صدها گره افتاده بر کارم مرو
یار جوانم ، ای قد کمانم
تو داده ای جان ، من نیمه جانم
مظلومه زهرا (3)
ای من به قربان تو از دیده خون افشاندمت
کی می رود از یاد من در بین کوچه ماندنت
به غربت من، کردی نظاره
کردی سلامم تو با اشاره
مظلومه زهرا (3)
ای لاله ام خیز و ببین من خونجگر چون لاله ام
آه تو آتش زد مرا، ای یار هجده ساله ام
تا کی دو زانو بغل بگیرم
رفتی دعا کن من هم بمیرم
مظلومه زهرا (3)

شاعر : سید محسن حسینی

دانلود

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 16:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

زبانحال 23 - زمزمه برای شهادت حضرت زهرای مرضیه (س) -( ای گل نیلوفر من ـ دیده بگشا کوثر من ) * سید محسن حسینی

34

زبانحال 23 - زمزمه برای شهادت حضرت زهرای مرضیه (س) -( ای گل نیلوفر من ـ دیده بگشا کوثر من ) ای گل نیلوفر من ـ دیده بگشا کوثر من
از غمت من سر به زانو می گذارم می گذارم
هر کجا یار منی تو ـ یار بیمار منی تو
در کنار بستر تو بیقرارم بیقرارم
بعد تو در جمع ما غیر از پریشانی نباشد
عمر من کاش عمر من بعد از تو طولانی نباشد
ای جوان قد کمانم
می زنی آتش به جانم
هم دو چشمت بسته هم بار سفر را بسته ای تو
من گمانم از من خانه نشین هم خسته ای تو
***
ای پناهم بی پناهم ـ ای سپاهم بی سپاهم
مانده ام تنهای تنها فاطمه جان فاطمه جان
کشتی ام پهلو گرفتی ـ از چه از من رو گرفتی
حال من دارد تماشا فاطمه جان فاطمه جان
در میان کوچه من دیدم نگاهت با علی بود
ذکر تو بین در و دیوار خانه یا علی بود
ای که می کردی دعایم
تو

  • سه شنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 14:14
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

زبانحال 24 - زمزمه ماجرای کوچه -( با آن که عمری از غم نخفتم ) * سید محسن حسینی

35

زبانحال 24 - زمزمه ماجرای کوچه -( با آن که عمری از غم نخفتم ) با آن که عمری از غم نخفتم
حدیث کوچه با کس نگفتم
دیدم خزان یاس امیرالمؤمنین شد
من با که گویم مادرم نقش زمین شد
ای مادرم ای مادرم مظلومه مادر

دیدم که نیلی شد روی ماهش
دیدم که رفته نور نگاهش
با چشم خود دیدم به روی مه نشانه
دیدم که زهرا مادرم گم کرده خانه
ای مادرم ای مادرم مظلومه مادر

با چشم پر خون کردم دعایش
میان کوچه بودم عصایش
که دیده طفلی به غم مأوا بگیرد
که دیده طفلی دست مادر را بگیرد
ای مادرم ای مادرم مظلومه مادر

کردم تماشا من روی خاکی
من بودم و یک چادر خاکی
من بودم و یک مادر شکسته سینه
من بودم و یک کوچه ی تنگ مدینه
ای مادرم ای مادرم مظلومه مادر

شاعر : سید محسن حسینی

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 14:17
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

زبانحال 25 - زمزمه شهادت حضرت زهرا (س) -( دو چشم خود وا کن ای یار بیمارم ) * سید محسن حسینی

32

زبانحال 25 - زمزمه شهادت حضرت زهرا (س) -( دو چشم خود وا کن ای یار بیمارم ) دو چشم خود وا کن ای یار بیمارم
تنها طرفدار من؛ من بی طرفدارم
بار سفر را بسته ای ای قد کمان من
همچون پرستو می روی از آشیان من
زهرا مرو زهرا ـ زهرا مرو زهرا
ای یار هجده ساله در بستر افتادی
مُردم همین که دیدم پشت در افتادی
جان علی تو از علی دیگر مگردان رو
تا کی بگیرم من سرم را بر سر زانو
زهرا مرو زهرا ـ زهرا مرو زهرا

ای شمع شام تارم در حال سوسویی
چرا تو دیگر با من سخن نمی گویی
از چه به سختی چشم خود را می گشایی تو
یار جوانم از چه محتاج عصایی تو
زهرا مرو زهرا ـ زهرا مرو زهرا

کی می رود از یادم ای کوثر قرآن
أمّن یجیب طفلان ای مادر طفلان
از دیده ی من می چکد اشک غریبانه
خانه خرابم می کنی ای صاحب خانه

  • سه شنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 14:24
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

زبانحال 27- گفتگوی حضرت زینب با مادر در بستر بیماری -( مادر جوانم ـ مادر کمانم ـ برده ای توانم ) * سید محسن حسینی

283

زبانحال 27- گفتگوی حضرت زینب با  مادر در بستر بیماری -( مادر جوانم ـ مادر کمانم ـ برده ای توانم ) مادر جوانم ـ مادر کمانم ـ برده ای توانم
کنار بسترت نشستم
می زنم صدایت ـ جان من فدایت ـ می کنم دعایت
سوی خدا باشد دو دستم
بیمار من چرا شبت سحر ندارد
أمّن یجیب زینبت اثر ندارد
ای مادرم، ای مادرم، مظلومه مادر(2)

من و ذکر مادر ـ با دو دیده ی تر ـ در کنار بستر
ببین که من از پا نشستم
لاله ی خزانی ـ گل ارغوانی ـ تو اگر بمانی
والله ممنون تو هستم
درد تو را با قیمت جان می خرم من
عصای تو هستم و راهت می برم من
ای مادرم، ای مادرم، مظلومه مادر(2)

من و بیقراری ـ من وسوگواری ـ من و خانه داری
مبر تو آرزوی زینب
ای خمیده مادر ـ در میان بستر ـ خیز و بار دیگر
شانه بزن به موی زینب
این خانه از بعد تو غبار غم بگیرد

  • سه شنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 14:30
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

زبانحال 29 -شام غریبان و تشییع جنازه حضرت زهرا(س) -( حسین من دست دعا بالا گرفته ) * سید محسن حسینی

35

زبانحال 29 -شام غریبان و تشییع جنازه حضرت زهرا(س) -( حسین من دست دعا بالا گرفته ) حسین من دست دعا بالا گرفته
بیمار خانه ی علی شفا گرفته
پرستوی شکسته پر ز لانه می رفت
بر روی شانه ی علی شبانه می رفت
زهرای من زهرای من خدانگهدار(2)

ای کشتی بشکسته ام پهلو گرفتی
کشتی مرا از بس که از من رو گرفتی
ای در بدن روح علی خدا نگهدار
ای یار مجروح علی خدا نگهدار
زهرای من زهرای من خدانگهدار(2)

بعد از تو ای پروانه ی آتش گرفته
من ماندم و این خانه ی آتش گرفته
دیدی که تنهایم ولی پیشم نماندی
ماه شبم دیدی چه بر روزم نشاندی
زهرای من زهرای من خدانگهدار(2)

کی می رود از یادم ای یار جوانم
کی می رود از یادم ای قامت کمانم
ای جان من دیدم که دیگر جان نداری
دیدم به سختی سر به سجده می گذاری
زهرای من زهرای

  • سه شنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 14:40
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد