شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس

متن شعر زمزمه ایام_فاطمیه -(الهی نیاره،خدا واسه هیچکس یه باغ خزونی) * ابوالفضل جدیان

442

متن شعر زمزمه ایام_فاطمیه -(الهی نیاره،خدا واسه هیچکس یه باغ خزونی) حاج ابوالفضل جدیان شربیانی و خانم مرضیه عاطفی

➖➖➖
الهی نیاره،خدا واسه هیچکس
یه باغ خزونی
از اون رنگ چهره ت،میدونم که دیگه
نمیخوای بمونی

به شوق نگاه،پرآهِ،تو خانوم،میگیرم جون دوباره
علی جز تو زهرا،تو دنیا،دیگه محرم نداره
دعا کن جوونم،کمونم،که حیدر کم نیاره

کبوتر خسته پر،یه وقت نری بیخبر
موندنی نیستی اگه ،منم به همرات ببر
---
حسین(ع) واسه اینکه، شِفات و بگیره
لباش غرقِ ذکره
نمیدونم اما، واسه چی شب و روز
حسن(ع) تووی فِکره

نگام کن دوباره، ببین از، غم ِ تو، قد حیدر شکسته
پریشونه زینب(س)، دوباره، کنار تو نشسته
تحمل نداره،حسینت،ببینه،مادرچشماش و بسته

دلم گرفته واست، نگو که اشک نریزم
بگو چرا که از من، رو میگیری عزیزم؟!
➖➖➖
منبع جواز نوکری

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • دوشنبه
  • 30
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 12:48
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 امیر عباسی

پیش زمینه ی ایام فاطمیه -(طَریقي الیکِ وَ قلبي لَدَیکِ) * امیر عباسی

585

پیش زمینه ی ایام فاطمیه -(طَریقي الیکِ وَ قلبي لَدَیکِ) طَریقي الیکِ
وَ قلبي لَدَیکِ
برات سینه میزنم بلکه
ببینی گدات و
میخوام با دل و جان
به رسمِ شهیدان
مثه حاج قاسم و آرمان
بمیرم برا تو
شهادتِ توو این وادی
سعادته برای ما
توو دستای شماس مادر
برات کربلای ما
دمِ عرشِ اَعلیٰ/یا زهرا یا زهرا
فداییِ مولا/یا زهرا یا زهرا
یا زهرا یا زهرا...

  • شنبه
  • 26
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:10
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 احسان  نرگسی رضاپور

متن شعر زمزمه زمینه فاطمیه۱۴۰۳ -(السلام ای - قدر و کوثر) * احسان نرگسی رضاپور

1243
-1

متن شعر زمزمه زمینه فاطمیه۱۴۰۳ -(السلام ای - قدر و کوثر) سربند:‌
السلام ای - قدر و کوثر
حالم با تو - خوبه مادر
ای چادرت - حبل المتین
محشر با تو - میشه تضمین
مادر اسمت گره گشا / مادر ای نورِ هل اتی
از تو چه پنهون که بازم / دلتنگم واسه کربلا
ای مادر بی حرمم ۴

〰️〰️〰️〰️〰️〰️

این کوچه س یا - قتلگاهه
آخ مادرم - پا به ماهه
آخ مادرم - چشماش تاره
دست خستش - رو دیواره
دستاش رد شد از رو سرم / افتاد رو خاکا مادرم
هر جوری هس مادرمو / باید تا خونه ببرم
ای مادر بی سپرم ۴

〰️〰️〰️〰️〰️〰️

هر چی کوچه - باریک تر شد
دنیا واسم - تاریک تر شد
هر چی دستاش - می رفت بالا
سیر میشدم - از این دنیا
اومد راه کوچه رو بست / غرورم توو کوچه شکست
یادم مونده که مادرم / روی خاکِ کوچه نشست
ای مادر بی سپرم ۴

  • شنبه
  • 26
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:12
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

متن شعر نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها ایام فاطمیه 1403 -(ای بانوی، روزِ جزا) * امیر عباسی

1686
1

متن شعر نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها ایام فاطمیه 1403 -(ای بانوی، روزِ جزا) ای بانوی، روزِ جزا
ای بودنت
دلخوشیِ علی و تَرَنّمِ روح و جانِ مولا
نورِ دیده، غم کشیده
قد خمیده
شده اي به حمایت و یاریِ دینِ حق شهیده
نورِ دیده، قد خمیده...
خوردی سیلی
زِ جنایت و فتنه ی آل یهود و خصم کافر
خوش ادا شد
حقّ خوبی و رحمتِ بی حَد و اَلطافِ پیغمبر
مغیره زد
با غلاف و دل همه از غم تو دریای غم شد
شد پهلوی
تو شکسته و غرق عزا همه ی عرش اعظم شد
ای عرش حق، را قائمه
یا فاطمه، یا فاطمه...

ای آیاتِ، نورِ داور
مادر مادر
تویی شأنِ نُزول و حقیقتِ آیه های کوثر
حجاب تو، از نابینا
تا به محشر
به همه شده امرِ به معروف و نَهیِ از مُنکَر
ای یاور و، یارِ رهبر
بمیرم اِی
گل یاس علی زِ هجومِ خزان از غم پژمردی
در دفاع از
حقّ رهبر خانه نشین و غریبَت سیلی خوردی
در راهِ تو
همه خصمِ ستمگر و یاور و یارِ مظلومانیم
چون حاج قاسم
تا به زیر لحد به مسیر تولّایت می مانیم
ای نامت بر، لب زمزمه
یا فاطمه، یا فاطمه...

مادر ما را، دعایی کن
تا در راهت
همه اهل جهاد و عبادت و زُهد و ایمان باشیم
چون شهیدان، از دل و جان
یا حسین گویان
زِ غم پسرت همه مرثیه خوان و گریان باشیم
بی سر و بی سامان باشیم
حسینِ تو
پیِ زنده نمودنِ دین خدا گشته قربانی
در قتلگاه
زیر نیزه و خنجر و کینه ی آن قومِ شیطانی
روی نِی هم
سرِ غرقِ به خونِ حسینِ تو مُبَلّغِ دین است
آری آری
بخدا که حکایت عاشق و معشوق اینچُنین است
یا ثارلله یا ثارلله...

#دم_پایانی
#فاطمیه_۱۴۰۳
#شور_حضرت_زهرا
#زمینه_حضرت_زهرا

  • شنبه
  • 5
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:47
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 احسان  نرگسی رضاپور

فاطمیه۱۴۰۳ زمزمه زمینه شور غسل_حضرت -(آب می ریزم  ـ رو پیکرت ) * احسان نرگسی رضاپور

981

فاطمیه۱۴۰۳ زمزمه زمینه شور غسل_حضرت -(آب می ریزم  ـ رو پیکرت ) سربند:‌
السلام ای - قدر و کوثر
حالم با تو - خوبه مادر
ای چادرت - حبل المتین
محشر با تو - میشه تضمین
مادر اسمت گره گشا / مادر ای نورِ هل اتی
از تو چه پنهون که بازم / دلتنگم واسه کربلا
ای مادر بی حرمم ۴

〰️〰️〰️〰️〰️〰️

آب می ریزم ـ رو پیکرت
زخمی شده - بال و پرت
چی می بینم - از این بازو
خورد دستم به - زخم پهلو
تازه می فهمم که چرا/مرگت رو خواستی از خدا
صورت تو نیلی شده/با سیلی های بی هوا
ای زهرای زخمی من۴

〰️〰️〰️〰️〰️〰️

سر میذارم - روی دیوار
آه از میخ و - آه از مسمار
با خون دل - غسلت میدم
پاشو از جات -نور دیدم
حیدر بعدِ تو پیر شده/زینب از دنیا سیر شده
تازه می فهمم که چرا /مجتبی ت گوشه گیر شده
ای زهرای زخمی من۴

  • شنبه
  • 26
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:19
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

متن شعر نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها -(اِی اِنّا اَعطَینا مادر عاشورا) * امیر عباسی

876
1

متن شعر نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها -(اِی اِنّا اَعطَینا مادر عاشورا) اِی اِنّا اَعطَینا
مادر عاشورا
اُمّ اَبیها...

حمد و قدر و طَهٰ
یاسین و هَل اَتیٰ
امّ ابیها...
همسنگر مولا
دلگرمیِ بابا
امّ ابیها...
ذکرِ لبهای ما
یا زهرا یا زهرا
امّ ابیها...
ای مسیرت، صراط هدایت
امتدادِ، آن تا بی نهایت
شهیده ی، مکتبِ ولایت

اِی اِنّا اَعطَینا
مادر عاشورا
اُمّ اَبیها...

ای به عرش خدا
زینت و قائمه
یا زهرا یا فاطمه
ای لطف و کرم را
جلوه و خاتمه
یا زهرا یا فاطمه
ذکر شهادتِ
شهید علقمه
یا زهرا یا فاطمه
بر پیمبر، هستی نورِ دیده
در راه دین، شده اي شهیده
جان دادی با، قامتِ خمیده

اِی اِنّا اَعطَینا
مادر عاشورا
اُمّ اَبیها...

هستی مَلیکه و
سَیّدةُ النّساء
به همه ی عالَمِین
بر خَتمُ الاَنبیا
وَ بر شیر خدا
دلربا و نورِ عین
تربیت آموزِ
درسِ شهامتِ
حَسَنِین و زِینَبِین
جانت فدا در راهِ خدا شد
سر از تنِ حسینت جدا شد
در قتلگاه محشری بر پا شد
مولا یا ثارلله
مولا یا ثارلله
جانم اباعبدالله...

#فاطمیه_۱۴۰۳

  • پنج شنبه
  • 10
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 18:44
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر زمزمه بستری ایام فاطمیه -(آه از تب و از درد بازو) * عالیه رجبی

780

متن شعر زمزمه بستری ایام فاطمیه -(آه از تب و از درد بازو) آه از تب و از درد بازو
آه از کبودی رو ابرو
بند دل من پاره میشه
وقتی میشی پهلو به پهلو

همسر جوون من پیر شدی
آسمون من زمینگیر شدی
چرا رو میگیری از من مگه
تو هم از دست علی سیر شدی

امون از سرفه های بی امونت
علی رو میکشه قد کمونت
واسه پاک کردن اشکای حیدر
نده زحمت به دست نیمه جونت

ازشب تا صبح
پهلوتو میگیری
میخوای پاشی
زانوتو میگیری

بند دوم

چشمات به در هی میشه خیره
اون لحظه ها یادت نمیره
از رفتنت چیزی نگو که
از فکرشم گریه م میگیره

چینی شکسته رو بند نزن
این دل پاره رو پیوند نزن
تا ازم دردتو پنهون کنی
پیش من زورکی لبخند نزن

الهی بسترت جم شه یه روزی
شفای تو فراهم شه یه روزی
الهی که نباشم تا ببینم
که سایه ت از سرم کم شه یه روزی

چرا باره
سفرو می بندی
با دیدن
تابوتت می خندی

  • شنبه
  • 12
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 18:49
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

پیش_زمینه حضرت_فاطمه سلام الله علیها -(بدم الزهرا این شعله ی شور انگیز خاموش نخواهد شد) * رضا تاجیک

611

پیش_زمینه حضرت_فاطمه سلام الله علیها -(بدم الزهرا  این شعله ی شور انگیز خاموش نخواهد شد) شعر: #رضا_تاجیک
سبک: #محسن_عرب_خالقی


بدم الزهرا
این شعله ی شور انگیز خاموش نخواهد شد
بدم الزهرا
با دست ستم تاریخ مخدوش نخواهد شد
(در دل محبت زهراست
این گریه ها پی اثبات
اصل شهادت زهراست) ۲
حسن وارانه تقرب داریم
ز نسل عشقیم ز نسل غیرت
به نام مادر تعصب داریم
هستیم اسیر فاطمیه / بین مسیر فاطمیه
خیلی ساله به ما رسیده / خیر کثیر فاطمیه
مادر یا زهرا / اشفعی لنا ۳

  • چهارشنبه
  • 30
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:19
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

متن شعر ایام فاطمیه -(از عناوین جهان کوثر به زهرا می‌رسد) * سید پوریا هاشمی

1738
1

متن شعر ایام فاطمیه -(از عناوین جهان کوثر به زهرا می‌رسد) از عناوین جهان کوثر به زهرا می‌رسد
بهترین تعبیر از مادر به زهرا می‌رسد

ما که باید سمت این بانو فقط سجده کنیم...
گر که با تعظیم پیغمبر به زهرا می‌رسد

از ابوها از بنیها،بعلها معلوم شد..
درمیان پنج تن محور به زهرا می‌رسد

آن زمانی‌ که خلایق بر سر خود می‌زنند
حکمرانی در صف محشر به زهرا می‌رسد

یک علی دارد خدا! آن هم برای فاطمه ست
کوثر است و بهترین گوهر به زهرا می‌رسد

نوکری کن بر در این خانه و آرام باش
حل و فصل کار هرنوکر به زهرا می‌رسد

بیخودی حیران مشو با حرف های این و آن
جاده ی توحید در آخر به زهرا می‌رسد!

چون مدینه خواستی سمت نجف زانو بزن
سیر نورانی از این معبر به زهرا می‌رسد

او امام هر امام و او بزرگ انبیاست
تو بگو حالا کسی دیگر به زهرا می‌رسد؟!

هیزم از او عذرخواهی کرد و آتش گریه کرد
با خجالت نو‌ک میخ در به زهرا می‌رسد

  • سه شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 14:01
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 موسی  علیمرادی

شعر_روضه_حضرت_زهرا -(افتاد گره پشت در خانه به کارم ) * موسی علیمرادی

488

شعر_روضه_حضرت_زهرا -(افتاد گره پشت در خانه به کارم  ) احراق باب
افتاد گره پشت در خانه به کارم

در نقطه آغاز خزان گشت بهارم

از بار فشار در و دیوار نشد تا

یک بار تو را تنگ در آغوش فشارم

حالا که نشد از رخ تو بوسه بچینم

در مقتلت از خون جگر لاله بکارم

هر قدر نگه داشتم این در که نیایند

...پهلوم شکستندو تو رفتی ز کنارم

تشییع ،تو را با عجله خادمه ام کرد

فهمید که بر دیدن تو تاب ندارم

اینگونه که داغ تو بر این سینه تنگ است

لاله شکفد یاد تو از سنگ مزارم

رختی که نشد قسمت تو تا که بپوشی

باید که برای علی اصغر بگذارم

موسی علیمرادی

  • یکشنبه
  • 4
  • آذر
  • 1403
  • ساعت
  • 10:26
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمود اسدی

شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_زهرا_س -(شدی آشفته و من هم ز تو آشفته‌ترم) * محمود اسدی

702

شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_زهرا_س -(شدی آشفته و من هم ز تو آشفته‌ترم) شدی آشفته و من هم ز تو آشفته‌ترم
پشت در سوختی و سوخته من هم جگرم

زخم شد پلک تو از بس که به من پلک زدی
با اشاره تو سلامم کنی ای محتضرم

بس که ضربه به سرت خورد سرت را بستی
تو سرت بستی و من بر سر زانوست سرم

پیش چشمم چه بلایی سر چشمت آمد
با همین چشم کبودت بنگر چشم ترم

همه تقصیر مغیره است خودم می‌دانم
قوت بازوی من بازوی تو کرده ورم

مُردم آندم که صدای تو شنیدم زهرا
گفتی ای فضه بیا زود،که من زیر درم

بس که از روی در سوخته دشمن رد شد
از تو و سینه‌ی خونین شده‌ات باخبرم

می‌کشیدند مرا تا که نگاهم افتاد
دیدم از ضربه پا له شده محسن پسرم

  • یکشنبه
  • 4
  • آذر
  • 1403
  • ساعت
  • 10:48
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یازهرا(س) _دری سوزان وبا یک ضربه بر در * اسماعیل تقوایی

493

یازهرا(س) _دری سوزان وبا یک ضربه بر در یا زهرا(س)
دری سوزان وبا یک ضربه بر در
گل افتاد و کنارش غنچه پرپر

در آنجا باغبانی دست بسته
نگاهش می کند با دیده ی تر

بود گل فاطمه(س) محبوب طاها
عزیز جان و پشتیبان حیدر

فداییِ ولی اش گشته زهرا
پر از واویلتا شد عرش داور

از او فریاد وا بابا بلند است
یل خیبر شکن، درمانده، مضطر

امان از گریه ی طفلان زهرا
امان از ناله های وای مادر

شعر :اسماعیل تقوایی

  • شنبه
  • 10
  • آذر
  • 1403
  • ساعت
  • 14:30
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن شعر ایام فاطمیه یا سیدتی ومولاتی روضه احراق بیت -(خبر پیچید در شهر و جماعت را صدا می‌کرد ) * حسن لطفی

1026
1

متن شعر ایام فاطمیه یا سیدتی ومولاتی روضه احراق بیت  -(خبر پیچید در شهر و جماعت را صدا می‌کرد ) یا سیدتی ومولاتی
روضه احراق بیت

خبر پیچید در شهر و جماعت را صدا می‌کرد
چه غوغایی به پا می‌کرد
خبر پیچید در بینِ مدینه کینه‌ها را زیر و رو می‌کرد
دست‌ها را خوب رو می‌کرد

خبر می‌گفت امروز است روز آن
زمان کینه‌هایمان
تمام بغض‌ها و غیظ‌های ما
زمان انتقام کشته‌هایمان

خبر می‌گفت فرصت هست
زمان بردن اسب خلافت است

خبر می‌گفت باید که به تهدید و به اجبار از علی بیعت گرفت و راه بر عترت گرفت و این چنین دولت گرفت و ... تا که با ما این جماعت هست

خبر پیچید در شهر و جماعت جمع شد از هر کسی که تیغ مولا باعث اسلام او می‌شد

منافق‌ها یهودی‌ها‌ی پنهان
زَر پرستان زورگویان
دستهاشان خوب رو می‌شد

خبر می‌گفت جای حق شناسی نیست ترسی نیست می‌ریزیم راحت که هراسی نیست

خیالِ ما همه جمع است مامور است بر صبر و سکوت این مَرد
تسلیم است بی‌کس مانده ، یاری نیست با او
و غیر از صبر کاری نیست با او

ولیکن او علی هست و علی هم که علی باشد
در آندم نانجیبی گفت :
باید که همه با یک دگر باشیم
دست کم همه سیصد نفر باشیم

همه رفتند پشت در همه جمع‌اند پشت در

تمام ناجوانمردان، اراذل، بی‌مروت‌ها
خدایا جمع بی غیرت‌ها

همه جمع‌اند و می‌گویند او تنهاست
اینک سخت کاری نیست
زیرا که علی را هیچ یاری نیست

علی را هیچ یاری نیست اما...
صدایی آمد از خانه صدایی که جماعت را به هم می‌ریخت
به هم،ظلم و ستم می‌ریخت
صدا می‌گفت :
تنها نیست تا وقتی که من باشم
اگرچه مَرد نه اما هزاران شیرزن باشم

صدا می‌گفت برگردید تنها پیش مرگِ بوترابم
جان فدای بوالحسن باشم

صدا می‌گفت اگر وقتش رسد
رزمنده‌‌ی او در مصافی تن به تن باشم

صدای فاطمه اما نفس‌های رسول‌الله می‌آمد آه می‌آمد
صدایی که جماعت را به هم می‌ریخت
جماعت خواست برگردد که شیطان ناله‌ای زد جمع دزدان خواست تا پاشد

که فریادی رسید از غیظ از کینه پُر از نفرت در آن سینه:

که هیزم کو که مشعل آی مردم کو
که آتش می‌کشم امروز با این خانه صاحبخانه را ...

با آتش و با هیزم و تیغ و تبر هستیم
راحت دست کم سیصد نفر هستیم
برگردید

فقط یک یار دارد هرچه پیش آید مُهیا من
فقط یک یار دارد یک نفر، آن یک نفر با من

فقط یک یار سد مانده
تمام فاصله تا خرقه غصب خلافت این در است و یک قدم نه یک لگد مانده...

***

خواست تا سمتی رود تا در نیفتد روی او
حیف پهلویش به میخی خوردهِ بر در گیر کرد

پشت در هِی زد نفَس اما به سینه حبس شد
ناله‌ی یا فضه‌اش در بین حنجر گیر کرد

آی در پیش حسینش چادر او گُر گرفت
وای بین دست‌های شعله معجر گیر کرد

رفت در کوچه به دنبال علی، از هر دو سو
لااقل بین چهل نامرد مادر گیر کرد

او زمین می‌خورد و آنجا آسمان می‌زد به سر
هرچه شد دستان او بر شال حیدر گیر کرد

تازیانه پیش رو ضربِ غلاف از پشت سر
در میان ضربه‌ها بالِ کبوتر گیر کرد

**

خبر در کربلا پیچید
خبر با تیغ‌ها با نیزه‌ها تا خیمه‌ها پیچید

خبر پیچید در لشکر
خبر می‌گفت جان فاطمه در بین گودال است
پامال است

خبر پیچید لشکر تا بریزد بر سرش آنجا
خبر می‌گفت یاری نیست غیر از خواهرش آنجا

خبر می‌گفت او تنهاست
ما دست کم صدها نفر هستیم....

(حسن لطفی ۴۰۳/۰۸/۲۱)

  • سه شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 14:18
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

نوحه عزای حضرت زهرا(س) _گل به زمین فتاده در پشت در * اسماعیل تقوایی

767

نوحه عزای حضرت زهرا(س) _گل به زمین فتاده در پشت در نوحه عزای حضرت زهرا(س)
گل به زمین فتاده در پشت در
حیدر مظلوم شده بی پسر) ٢

یا ابتا گفتا، فاطمه ی زهرا
ناله او این بود، فضه بیا اینجا
فاطمه یا زهرا، فاطمه یا زهرا ٢
_______________________________
چون به زمین آن گل لاله افتاد
عرش خداوند به ناله افتاد) ٢

در آسمان پیچید، ندای واویلا
گریید پیغمبر، در جنت الاعلی
فاطمه....
______________________________
دست علی بسته وبا چشم تر
می نگرد فاطمه را خونجگر) ٢

زمانه چه کرده، با فاتح خیبر
در پیش چشمانش، زخمی شده همسر
یا فاطمه...
_______________________________
فاطمه در بستر بیماری است
ضربه میخ در بر او کاری است) ٢

جان‌ها بسوزد بر، حال پریشانش
رحمی خدایا بر، علی وطفلانش
یا فاطمه...

شعر:اسماعیل تقوایی

  • دوشنبه
  • 12
  • آذر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:38
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

زمزمه و نوحه سینه زنی فاطمیه * مرتضی محمودپور

532

زمزمه و نوحه سینه زنی فاطمیه ◾زمزمه و نوحه سینه زنی فاطمیه

◾بنداول
من حامی ولایم (پشت در پهلوی من شکستند)
من حامی ولایم(پیش من دست علی رو بستند

من حامی ولایم(گل نشکفته‌ی من خزون شد)
من حامی ولایم(زینبم ز غصه نیمه جون شد)

فتاده‌ام من ز پا پشت دیوار و در
مرغ گرفتارم گشته بی بال و پر
فضه بیا کمک کن من شدم بی پسر
امان از دل حیدر(۳)

◾بنددوم
ام ابیهایم و(بین کوچه من ز پا فتادم)
ام ابیهایم و(پیش چشم حسنم جون دادم)

ام ابیهایم و(سینه از ضرب لگد شکسته)
ام ابیهایم و(بین کوچه راه من ببسته)

بیا برس بدادم فضه خذینی
بشنو کنون فریادم فضه‌خذینی
به زانو سر نهادم فضه‌خذینی
امان از دل حیدر(۳)

#التماس_دعا
#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • سه شنبه
  • 13
  • آذر
  • 1403
  • ساعت
  • 13:41
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شب و روز شهادت نذر حضرت فاطمه بنت‌اسد سلام‌الله -(ابرها بر سقفِ ما بارانِ نم‌نم ریختند) * حسن لطفی

531

شب و روز شهادت نذر حضرت فاطمه بنت‌اسد سلام‌الله -(ابرها بر سقفِ ما بارانِ نم‌نم ریختند) ابرها بر سقفِ ما بارانِ نم‌نم ریختند
در میانِ آشیانم یک جهان غم ریختند

خانه‌ام را سیل دارد می‌برد کاری بکن
در نگاهِ بچه‌هایم آب زمزم ریختند

یک بغل واکردی و گفتند مادر خوب شد
چار طفلم بینِ آغوشِ تو باهم ریختند

تو خودت دارالشفایی پس شفایت را طلب
در نفسهایت عزیزم اسم اعظم ریختند

اشکهایم ای شکسته‌سینه رویت خیس کرد
سرفه‌هایت لکه‌خون‌ها را به رویم ریختند

هم نمی‌آید چرا زخمت ، چرا بهتر نشد
فضه و اسماء و زینب هرچه مرحم ریختند

چند روزی هست دارد بچه‌ام جان می‌دهد
چه شده؟ انگار در کامِ حسن سم ریختند

مادرم را در بقیع گفتی چه شد با کودکت
کاش می‌گفتی سرت یکباره باهم ریختند

فاطمه بنت‌اسد حالِ عروست را ببین
بر سرِ شیرخدا چند ابن‌ملجم ریختند

در به رویت فاطمه اُفتاد و از آن رد شدند
بارِ شیشه داشتی با ضرب محکم ریختند

از تو چادرخاکی و از من محاسن روی خاک
تو زمین خوردی سرِ من خاکِ عالم ریختند

ریسمان بر گردنم بود و تو هم در شعله‌ها
تازه وارد‌ها سرِ طفلانِ ما هم ریختند

* *

دادم از حالا برای زینبِ بی مَحرم است
آه می‌بیند که در گودال یکدم ریختند

نیزه‌ها با تیغ‌ها بسیار بسیار آمدند
آب را در پیش آن لب تشنه کم‌کم ریختند

(حسن لطفی۹۹/۱۰/۲۷)

  • شنبه
  • 26
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:02
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

فاطمیه  شام شهادت، غسل روضه حضرت عباس سلام الله علیه -(شب بود و از خون‌گریه‌هایش ماه می‌سوخت ) * حسن لطفی

517

فاطمیه  شام شهادت، غسل روضه حضرت عباس سلام الله علیه  -(شب بود و از خون‌گریه‌هایش ماه می‌سوخت ) #فاطمیه
شام شهادت، #غسل
روضه حضرت عباس سلام الله علیه

شب بود و از خون‌گریه‌هایش ماه می‌سوخت
عکس علی در چاه بود و چاه می‌سوخت

تنهاست...، دارد می‌کشد آب، آب نه اشک
تا پیش زهرا آب هم در راه می‌سوخت

از بس‌که آتش داشت در سینه عرق داشت
می‌خواست تا آهی کشد که آه می‌سوخت

تنها خیالی را میانِ خانه می‌شست
طوری که پیش او رسول‌الله می‌سوخت

اسما بریز آب روان باید بشوید
آن خانمی را که در آن درگاه می‌سوخت

عمداً فرستاده حسن را سوی سلمان
از بسکه با اُماه یا اُماه می‌سوخت

در بینِ دندان آستین را داشت زینب
خود را حسینش گاه می‌زد گاه می‌سوخت

دستش به پهلو زد ،سرش را زد به دیوار
از زخمهای همسری همراه می‌سوخت

دستش به بازو خورد ای لعنت به قنفذ...
می‌زد نفُس می‌گفت: یافتاح می‌سوخت

خون می‌چکد از سنگِ غسل، از شانه، تابوت
در زیر کوهِ داغ گویا کاه می‌سوخت

* *

از علقمه هم آب را می‌بُرد عباس
در بین گهواره لبی جانکاه می‌سوخت

با مَشک، سقا در میان راه می‌ریخت
بی آب سقا در میان راه می‌سوخت

با سر عمو اُفتاد زهرا بود و می‌دید
در شعله زُلفِ خیمه‌های شاه می‌سوخت

آتش، حرامی، تازیانه، چنگ، سیلی
گیسوی طفلی رو به قربانگاه می‌سوخت

وقتی سرش را دید کج خورده به نیزه
زینب تمام راه با این ماه می‌سوخت

(حسن لطفی ۴۰۳/۰۸/۲۵)

  • شنبه
  • 26
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:04
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

از بس که خسته ام (غزل شب تدفین) * وحید ولوی

374

از بس که خسته ام (غزل شب تدفین) با چشم های خیس خود از چاه می کشد

یک دلو آب سرد و سپس آه می کشد

این دلو آب سرد چه سنگین شده که او

گاهی نهد به روی زمین گاه می کشد

هر قطره اشک را به زمین می فشاند و

تا جای غسل فاطمه اش راه می کشد

تنها، به دور پیکر زهرا طواف کرد

گویا به دور کعبه قدمگاه می کشد

اسماء بریز آب روان ورنه کار غسل

از بس که خسته ام به سحرگاه می کشد

ناگه نشست و دست به دیوار غم گذاشت

هق هق نگو که صیحه ی جانکاه می کشد

این راز سر به مهر چه بوده که این چنین

حیدر کنار پیکر او آه می کشد

چون چاره نیست علی بی اراده، دست

از شست و شوی یاس به اکراه می کشد

خورشید عالم است ولی باورش نبود

دارد کفن به صورت آن ماه می کشد

  • شنبه
  • 26
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 16:04
  • نوشته شده توسط
  • وحید ولوی
ادامه مطلب

زمینه ، روضه سربسته * وحید ولوی

464

زمینه ، روضه سربسته روضه سربسته بخونم - آخه سادات نشستن

ببینین از غم مادر - که چجوری شکستن

با اجازه از تموم صاحبای این عزا

مخصوصا امام رضا

حلالم کنن همه سینه زنا و سیّدا

مخصوصا امام رضا

گل یاس افتاده توو آتیش / بماند باقی اش 2

نگم دیگه از میخ و داغی اش / بماند باقی اش 2

آسمون زیر و زبر شد

هر چی ناگفتنیِ پشت در شد

آسمون زیر و زبر شد

مرتضی هم روز غسلش با خبر شد

وای مادر ، ای وای مادر 2

خبرایی که شنیدیم - خبرایی که رسیده

همگی خلاصه ش اینه - مادر ما شد شهیده

یه سوال دارم میخوام بپرسم از صاحب عزا

کی میدونه رازشو؟

واسه چی مرگشو مادرم میخواسته از خدا

کی میدونه رازشو؟

به ما گفتن که چل تا نامرد / امون از این درد2

نمیگم در رو چجوری وا کرد / امون از این درد2

توی خونه بوی دوده

مگه جرم مادر ماها چی بوده؟

توی خونه بوی دوده

هنوزم صورت مادرم کبوده

وای مادر ، ای وای مادر 2

  • چهارشنبه
  • 30
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 10:33
  • نوشته شده توسط
  • وحید ولوی
ادامه مطلب

زمینه سوزناک: چشم تو چشم مغیره م - این بدترین عذابه * وحید ولوی

430

زمینه سوزناک:  چشم تو چشم مغیره م - این بدترین عذابه آه ای دل شکسته / چشمات اگه میباره

غم توو دلت نباشه / مادر هواتو داره

عالم دخیل هر روز / بر گوشه نگاهش

روزی ما رو میده / سجاده ی نمازش

مادر همه شیعه ها مولاتنا یا فاطمه2

ذکر روی سربندای رزمنده ها یا فاطمه2

فاطمه / اغیثینی یا فاطمه 3

حس میکنم که دنیا / روی سرم خرابه

چشم توو چشم مغیره م / این بدترین عذابه

اون خاطرات تلخش / پیش چشامه هر شب

دستامو بست و بعدش / میزد تو رو مرتب

روی خاک کوچه تن تو نیمه جون یا فاطمه2

بگذریم از این غصه ها پیشم بمون یا فاطمه 2

فاطمه / کلمینی یا فاطمه 3

این خونه بی تو زهرا / رنگ خوشی ندیده

زینب میپرسه بابا / مادر چرا خوابیده؟

حال حسن عجیبه / کز کرده خیره خیره

یک لحظه پاشو زهرا / الانه که بمیره

رفتی و عزا شد برام این زندگی یا فاطمه 2

رفتی و نشد راز پهلوتو بگی یا فاطمه2

فاطمه / کلمینی یا فاطمه 3

  • چهارشنبه
  • 30
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 10:40
  • نوشته شده توسط
  • وحید ولوی
ادامه مطلب
 اصغر چرمی

رباعی شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها * اصغر چرمی

512
0

رباعی شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها بر روی زمین خورد تمام هستم
ای کاش که چشم بر جهان می بستم

از آن همه خاطرات تلخ و شیرین
یک بغض نهفته ماند روی دستم

  • یکشنبه
  • 27
  • مهر
  • 1404
  • ساعت
  • 06:48
  • نوشته شده توسط
  • charmi
ادامه مطلب
 مهدی نظری

فاطمیه۱۴۰۳ زمینه حضرت_فاطمه سلام الله علیها -(آتیش و هیزم آوردن / آقای عالمو بردن) * مهدی نظری

1066
4

فاطمیه۱۴۰۳ زمینه حضرت_فاطمه سلام الله علیها -(آتیش و هیزم آوردن / آقای عالمو بردن) هجوم_به_خانه_وحی
مهدی_نظری

〰️〰️〰️〰️〰️〰️

آتیش و هیزم آوردن / آقای عالمو بردن
گلهای توی این خونه / دونه به دونه پژمردن
شعله به عرش اعلا رفت / دست مغیره بالا رفت
قنفذ غلافشو برداشت / با کینه سمت حورا رفت
مادرمو - مسمار می‌ زد
دیوار می‌ زد
پسر یک زن بدکار می‌ زد
مادرمو - هر بار می‌ زد
بسیار می زد
پسر یک زن بدکار می زد
خدا نیامرزه // اونایی که حق مادر منو خوردن
خدا نیامرزه // اونایی که بابامو کشون کشون بردن ۲
واویلا واویلا - وای مادر ۳

〰️〰️〰️〰️〰️〰️

آتیش به معجرش افتاد / دیدن که دخترش افتاد
پیش چشای نامحرم / زن پیش شوهرش افتاد
دشمن چی توی سر داره / توو پنجه هاش تبر داره
آخ چی گذشته به زهرا / فضه فقط خبر داره
مادرمو - بیمار کردند
بیزار کردند
خونه رو رو سرش آوار کردند
مادرمو - بی تاب کردند
بی خواب کردند
آخه چی به مادر آب کردند
خدا نیامرزه // اونایی که بی هوا حمله به در کردند
خدا نیامرزه // اونایی که مادرم رو بی پسر کردند
واویلا واویلا - وای مادر ۳
.

  • چهارشنبه
  • 30
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:25
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر_شهادت_حضرت_زهرا -(جهنم است بهشتی که جز عذاب ندارد ) *

302

شعر_شهادت_حضرت_زهرا -(جهنم است بهشتی که جز عذاب ندارد ) با که گویم غم دل را
جهنم است بهشتی که جز عذاب ندارد

که جز عذاب ندارد دلی که تاب ندارد

چگونه آن‌که زنش بر زمین نخورده بفهمد؟

که گاه غُصه‌ی یک مرد احتساب ندارد

سوالِ اینکه چه بوده گناهِ مادرِ سادات

درست مثل سلامِ علی جواب ندارد

چه انتظاری از اعجازِ دربِ سوخته داری؟

گلی که له شده در زیرِ پا، گلاب ندارد

گُلی که میخ، در آتش گرفته پیرهنش را

میانِ مُردن و پژمردن انتخاب ندارد

همین که بوی تو پیچید ای عصاره‌ی یاسین

سویِ تو خادمه کاری به جز شتاب ندارد

بگو به آن‌که تو را زد به قصدِ قُرب در اینجا

دگر شنیدنِ فریادِ زن ثواب ندارد

به آن‌کسی‌ که لگد زد، بگو که سینه‌ی گندم

میانِ شعله دگر تابِ آسیاب ندارد

در آن میانه که قنفذ به ما بلند بخندد

مغیره از زدنت هیچ اجتناب ندارد

تمامِ شهر چنین که تو را زدند حسابی

حساب کردم و دیدم کسی حساب ندارد

غرورِ من سرِ دستِ شکسته‌ی تو شکسته

وگرنه دستِ علی غُصه‌ی طناب ندارد

شبی که سیلیِ شلاق سرمه ریخت به چشمت

از آن به بعد نگاهِ تو میلِ خواب ندارد

کم است دنده‌ای از پهلویت وگرنه عزیزم

ز جا بلند شدن این‌همه عذاب ندارد

کجا برم غمِ ناموس و درد دل به که گویم؟

کسی شبیه دلم خانه‌ی خراب ندارد

از آن جمال، همین چند استخوانِ شکسته

به جز جلالتِ یک اسم بین قاب ندارد

به خاکِ خونیِ کوچه قسم که هیچ امیدی

به ماندنِ تو بدین وضع، بوتراب ندارد

فرات، مهریه‌ات بود، ای دریغ که سهمی

از آن، حسین به قدرِ دو قطره آب ندارد

اگرچه سوخته بعد از حسین صورتش، اما

گلایه مادرِ اصغر از آفتاب ندارد

به بی‌کسیِ حسن گریه می‌کنی دمِ آخر

که همسری به وفاداریِ رباب ندارد

ظهیر مومنی

  • یکشنبه
  • 4
  • آذر
  • 1403
  • ساعت
  • 10:20
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر_فاطمیه_1403 -(عجیب بعد پیمبر ، علی مصیبت داشت ) * یونس وصالی خوراسگانی

439

شعر_فاطمیه_1403 -(عجیب بعد پیمبر ، علی مصیبت داشت ) بعد از پیمبر
عجیب بعد پیمبر ، علی مصیبت داشت

میان اهل مدینه چقدر غربت داشت

تمام غربت و غم های بیشمارِ علی

از انحرافِ درونِ سقیفه نشأت داشت

خیانتی که نمودند اهل ظلم به او

به ذات اقدس حق ریشه در حسادت داشت

اگر به صبر نبود آن یل عرب ملزم

کسی برای ورود به خانه جرئت داشت؟

ببین چگونه زند نعره پشت در آن کس

که در فرار ز میدان ، فقط مهارت داشت !

به پاک طینت عالم لگد زده آن که ...

به استناد روایات ، خبث طینت داشت

قسم به ذات خداوند ، فاطمه هر بار

پس از نماز از آن دو نفر برائت داشت

وَ روح فاطمه درحالی از تنش پر زد

که از سقیفه و اهل سقیفه نفرت داشت

علی به خاک سپرد آن امانتی را که

نشانِ ضربه ی سیلی به روی صورت داشت

یونس وصالی

  • یکشنبه
  • 4
  • آذر
  • 1403
  • ساعت
  • 10:28
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 وحید محمدی

زمینه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها فاطمیه ۱۴۴۶ ه.ق -(دنیام زهرا جان، تنهام زهرا جان) * وحید محمدی

570

زمینه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها فاطمیه ۱۴۴۶ ه.ق -(دنیام زهرا جان، تنهام زهرا جان) دنیام زهرا جان، تنهام زهرا جان
تلخه این روز و، شب هام زهرا جان

ببین چه کرده با علی این دنیا
جواب سلاممو نمیدن اینجا
نمی دونی چقد دلم می سوزه
جلو چشام تو رو زدن نامردا

عجب روزایی شده عجب شب هایی
عجب امروزی شده عجب فردایی
عجب دنیایی شده عجب دنیایی

نرو زهرا جان نرو نرو زهرا جان
ـــــــــــــــــــــ

این وضع بازوت، این زخم ابروت
داری میجنگی، با درد پهلوت

هوای خونمون چقد دلگیره
نفس که می کشی صدات می گیره
میون خس خس نفس هات زهرا
حرفی بزن علی داره می میره

عجب تقدیری شده عجب تقدیری
دیگه اصرارم نداره هیچ تأثیری
چرا از من تووی خونه روو می گیری؟

نرو زهرا جان نرو نرو زهرا جان
ـــــــــــــــــــــ

بستر گل گونه، چشمات بارونه
دستات می لرزه، دستات بی جونه

دوباره باز که بدتر از دیروزی
همش داری میون تب می سوزی
از یه طرف توو فکر تابوتی و
داری برا حسین کفن می دوزی

عجب اوضاعی شده عجب احوالی
عجب اوصافی شده چقد بی حالی
چرا از حالا توو فکر اون گودالی؟؟

نرو زهرا جان نرو نرو زهرا جان

وحید محمدی
آبان ۱۴٠۳

  • یکشنبه
  • 11
  • آذر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:33
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها -(آه/ای بهار علی/ بی قرار علی) * امیر عباسی

837

نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها -(آه/ای بهار علی/ بی قرار علی) آه/ای بهار علی/ بی قرار علی
بوده ای تو تنها/ طرفدار علی
از غمت رزقم ناله و آه است
بعد از تو زهرا، روزم سیاه است
بی تو بی پناهم فاطمه فاطمه
تنها تکیه گاهم فاطمه فاطمه
فاطمه یا فاطمه...

آه/نور دو دیده ام/یار شهیده ام
من هم مانند تو/ قامت خمیده ام
واویلا از آن ظلمِ تحمیلی
به راه اسلام خوردی تو سیلی
یاس کبود من فاطمه فاطمه
بود و نبود من فاطمه فاطمه
فاطمه یا فاطمه...

آه/ای عزیز دلم/ داغت شد قاتلم
به خدا فاطمه/ از رویت خِجلم
اهل دو عالَم عزادارت شد
پیش چَشمم بر تو جسارت شد
نمازت نشسته فاطمه یا فاطمه
ای پهلو شکسته فاطمه یا فاطمه
فاطمه فاطمه...

آه/ مدینه شروعِ/ غربت و بلا شد
شروعِ روضه ی/ سخت کربلا شد
مدینه ستم ها از جفا شد
کربلا سر ها از تن جدا شد
قامتِ خمیده واویلا واویلا
سرهای بریده واویلا واویلا
واویلا واویلتا...

  • دوشنبه
  • 3
  • دی
  • 1403
  • ساعت
  • 18:15
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا ترابی گیلده

درد دل امیرالمومنین با حضرت زهرا (س) -(بر سر قبر تو زهرا دل پریشان آمدم) * رضا ترابی گیلده

688
3

درد دل امیرالمومنین با حضرت زهرا (س) -(بر سر قبر تو زهرا دل پریشان آمدم) #یا_فاطمه‌الزهرا_س

بر سر قبر تو زهرا دل پریشان آمدم
شمع در دست من و با چشم گریان آمدم
بچه ها با دیده ی گریان ، همه خوابيده اند
شال مشکی بر سرم بنهاده پنهان آمدم

ای که در نزد علی بشکسته شد بال و پرت
با خودم گفتم بیایم نیمه ی شب در برَت
تا بگویم بر تو ای زهرا برایم کن دعا
چون که صبرم نیست بهر گریه های دخترت

چهره ی ماه ِ حسن زهرا به زردی میزند
در میان خواب او داد از چه دردی میزند
نام ملعونی زبان آرد ولی معلوم نیست
خود بگو بر من که او حرف از چه فردی میزند

دخترانت با نوازش نیمه شب خوابانده ام
ظرف آب بالا سر ِ طفلم حسین بنهاده ام
دست ، بر چشم حسن بگذاشتم خوابش بَرَد
جای تو پُر کرده ام چون قول بر تو داده ام

مادری را من نمی دانم خودت کاری بکن
بهر این طفلان بیا زهرا مرا یاری بکن
گله می کردم گهی از تو که گریه کم کنی
اشتباه کردم بیا پیش علی زاری بکن

بعد از اینکه رفته ای من هم گرفتار شدم
از نفَس های درون ِ سینه بیزار شدم
بی محلی می کنند ، از بس ، این مردم مرا
فاطمه جان تازه فهمیدم که بی یار شدم

اشک چشمان مرا از گریه دریا کرده اند
غربتم را کوچه در کوچه تماشا کرده اند
جمله را سربسته گویم فاطمه جان با علی
در میان کوچه و بازار ، بد تا کرده اند

مجلس ختمی گرفتم زینبت شد نوحه خوان
دخترت کلثوم بود و با حسن بر سر زنان
چشم در چشم حسین افتاده بودم فاطمه
سوختم از اشک چشمش ای امان و ای امان

#«لَعَنَ اللهُ قَاتِلِیکِ وَ ضَارِبیِکِ و ظَالِمِیکِ وَ غَاصِبی حَقِّکِ یا مَولاتِی یا فاطِمَةَ الزَّهراء»
#رضا_ترابی_گیلده

  • دوشنبه
  • 3
  • آذر
  • 1404
  • ساعت
  • 20:03
  • نوشته شده توسط
  • 09192383310
ادامه مطلب

فاطمیه زمینه -(مرا به آسمان رسانده است) * حسین عباسپور

3

فاطمیه زمینه -(مرا به آسمان رسانده است) مرا به آسمان رسانده است
شمیم عطر آشنای تو
دلم به مهر تو سرشته است
به استجابت دعای تو

به مهربانی تو دل‌خوشم
که مادرانه می‌کنی نگاه
همیشه در هجوم فتنه‌ها
به چادر تو می‌برم پناه

آه
فدای مهر بی‌بهانه‌ات
بهشت من حیاط خانه‌ات
فدای قبر بی نشانه‌ات

«یا فاطمه مدد یا فاطمه»

چه باکی از سکوت دیگران
تو باش هم‌کلام مرتضی
تبسمت همیشه بوده است
تسلی و سلام مرتضی

فدک که قابل تو را نداشت
زمین و آسمان از آن توست
خدا پناه شیعیان تو
بهشت از آن عاشقان توست

آه
امید و یار و یاور علی
تویی تو قدر و کوثر علی
و خانۀ تو سنگر علی

«یا فاطمه مدد یا فاطمه»

سلام بر غمی که هر نفس
به دل حیات تازه می‌دهد
برای گریه در غم حسین
به چشم من اجازه می‌دهد

همین که سینه‌ام حسینه‌ست
یقینا از دعای فاطمه‌ست
مدینه ابتدای کربلا
محرم از عزای فاطمه‌ست

آه
به گریه‌های هر شبت سلام
به یا حسین بر لبت سلام
به صبر و اشک زینبت سلام

«یا فاطمه مدد یا فاطمه»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 02:22
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

نوحه شهادت حضرت زهرا -(قطره قطره می سوزم _ لاله لاله دلخونم) * میثم مومنی نژاد

881

نوحه شهادت حضرت زهرا -(قطره قطره می سوزم   _  لاله لاله دلخونم) قطره قطره می سوزم _ لاله لاله دلخونم
سرو قامت شکسته _ از وفایت ممنونم

از علی دفع خطر شد
دست و بازویت سپر شد

غریبم زهرا.......

در میان کوچه من _ کعبه و تو در طواف
عاقبت حجت شکست _ ضربه ی تیغ و غلاف

دستت از دستم جدا شد
هر چه شد در کوچه ها شد

غریبم زهرا......

خسته شد بازوی تو _ بسته شد بازوی من
من خجل از روی تو _ تو خجل از روی من

ای کبودی در کبودی
یاورم تنها تو بودی

غریبم زهرا......

  • پنج شنبه
  • 3
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 15:42
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(ای خوش آن روزی که ما در خانه مادر داشتیم) *

24681
44

شعر شهادت حضرت زهرا(ای خوش آن روزی که ما در خانه مادر داشتیم) ای خوش آن روزی که ما در خانه مادر داشتیم
دیـــده از دیـــدار رخسارش منور داشتیم
هــر کـــسی جـــسـم عــزیزش روز بردارد ولی
ما که نعش مادر خود را به شب برداشتیم
کــــــاش آن روزی کـــــــه تنها مادر ما را زدند
مـــا یکی را در مـــــیان کوچه یاور داشتیم
کاش محسن را نمی کشتند اعدا تا ما غنچه ای
یــــــادرگار از آن گــــل رعنای پرپر داشتیم
کــــــــاش آن ساعت که دانستیم بی مادر شدیم
جـــــــــای آغـــوشش بخاک تیره بستر داشتیم
این در و دیــــــــــوار می گرید بحال ما که ما
مــــــــادری بشکسته پهلو پشت این در داشتیم
مادر مــــــــا رفت از دنیا، در آن حالی که ما
گـــــــریه بـــــــر حــالش سر قبر پ

  • یکشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 12:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد