شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس
 امیر عباسی

نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها -(ببین دارم اَسماء،غمی در وجودم) * امیر عباسی

949
2

نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها -(ببین دارم اَسماء،غمی در وجودم) ببین دارم اَسماء،غمی در وجودم
میسوزه ازین غم،همه تار و پودم
به هنگام دَفنِ،همین جسمِ لاغر
میترسم که معلوم،بشه حجمِ پیکر
داره فکر این غم من و می کشه
داره درد و ماتم من و می کشه
غریبیِ یارم من و میکشه
شهیدِ علی فاطمه فاطمه...

به احوال مضطر،علی رو کمک کن
شب غسلِ پیکر،علی رو کمک کن
نذار که نگاهش،بیفته به پهلوم
نذار که ببینه،کبودیِ بازوم
خریدم به جون رنجِ تَحمیلی و
نشونش ندادم رُخِ نیلی و
نذاشتم ببینه جای سیلی و
شهیدِ علی فاطمه فاطمه..

  • شنبه
  • 6
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 20:44
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 حسین رحمانی

زمینه فاطمیه زبانحال مولا -(بیرون از خونه، سلامم بی جواب) * حسین رحمانی

773

زمینه فاطمیه زبانحال مولا -(بیرون از خونه، سلامم بی جواب) بیرون از خونه، سلامم بی جواب
توخونه حال تو ، منو میده عذاب

چی شده اون خنده ها
روزای باصفا

بگو با شوهرت
که چی اومد سرت

شبا تا صب میسوزی بیداری
برای محسنت عزا داری
شبیه ابرای بهار. داری ، میباری

بیا نرو کبوتر حیدر
بمون امید آخر حیدر

آه از آهی که، کشیدی پشت در
زدی تو شعله ها ، عزیزم بال وپر

صدات تا عرش رسید
و خون از میخ چکید

شدم من نیمه جون
تو بودی غرق خون

خدا نیاره واسه هیچ مردی
چه صبری و چه طاقت دردی
تو کوچه ها حمایتم کردی، با سختی

بیا نرو کبوتر حیدر
بمون امید آخر حیدر

ریختی به پای من ، تموم هست تو
دستامو بستن و ، شکستند دست تو

حلالم کن نرو
ببین اشک منو

میگیری اشکامو
میدونی دردامو

  • پنج شنبه
  • 27
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 11:26
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها دم نوحه ایستاده؛بعد از شهادت -(ای برای من،یار و دلداده) * امیر عباسی

1063

نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها دم نوحه ایستاده؛بعد از شهادت -(ای برای من،یار و دلداده) ای برای من،یار و دلداده
رفتی و حیدر،از پا افتاده
گریان،با شور و با زَمزَمه
گویم حلالم کن فاطمه
زهرا یا زهرا یا فاطمه...

بخاطرِ من رویَت نیلی ‌شد
نصیبَت زهرا ضربِ سیلی ‌شد
کوچه،غم به دل حاکی شده
ای وای چادرت خاکی ‌شده
زهرا یا زهرا یا فاطمه...

پیش چَشمم ای،ماهِ یگانه
تو را زد دشمن با تازیانه
دیگر از آثار ضربه ها
دستِ تو نمی آمد بالا
زهرا یا زهرا یا فاطمه...

  • یکشنبه
  • 7
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 08:46
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ترکیب‌بند مرثیه حضرت فاطمه علیهاالسلام(فاطمیه) -(این سخن کم نیست دنیا صبحگاهی بیش نیست) *حجه الاسلام والمسلمین جواد محمد زمانی

2533
1

ترکیب‌بند مرثیه حضرت فاطمه علیهاالسلام(فاطمیه) -(این سخن کم نیست دنیا صبحگاهی بیش نیست) این سخن کم نیست دنیا صبحگاهی بیش نیست
شهر پرآشوبِ امکان، کوچه‌راهی بیش نیست

یوسف دل را نگه دار از زلیخای هوس
بگذر از دنیا که دنیا قعر چاهی بیش نیست

کم بجو آب حیات از تیرگی‌های وجود
تشنگی گاهی سراب است، اشتباهی بیش نیست

یابن آدم! روی گندمگون به روی خاک نه!
گاه اسباب نزول دل، گناهی بیش نیست

در صف میدان کجا از کاه باید کوه ساخت
کوه ماییم ای دلیران! خصم کاهی بیش نیست

روسپیدی‌های محشر با شرف آید به دست
هر کسی ذلت پذیرد روسیاهی بیش نیست

دل حریم نور گردد با نگاه فاطمه
آری آری! انتظار ما نگاهی بیش نیست

با نگاهش سینۀ ما وادی أیمن شود
هرچه داریم از تجلی‌های او روشن شود

هر که فرمان داد در پیش خدا

  • پنج شنبه
  • 27
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 18:11
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

تشییع حضرت زهرا(س)_مظلوم اول می برد مظلومه اش را * اسماعیل تقوایی

2405

تشییع حضرت زهرا(س)_مظلوم اول می برد مظلومه اش را مظلوم اول میبرد مظلومه اش را
بر روی دوشش تاکه برخاکش سپارد

شب غسل داده،شب کفن کرده گلش را
شب هستی خود را به قبرش می گذارد

ای روزگار آخر چه تشییع غریبی است
جز چند تن ، همراه دیگر او ندارد

آرام می گرید علی در سوگ زهرا
هم کوچه، هم دیوار ودر،در یاد آرد

شب باشد وظلمت،سکوتی دردآلود
از دیده ی ماه وستاره اشک بارد

آه ای زمانه پیکری در خاک کردی
خالق به مانندش دگر دنیا نیارد

دستان پیغمبر زقبر او برون شد
حیدر امانت را به صاحب می سپارد

شعر:اسماعیل تقوایی

  • دوشنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 00:26
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

تشییع شبانه(شب است و مردم شهر مدینه) * اسماعیل تقوایی

844

تشییع شبانه(شب است و مردم شهر مدینه) تسییع شیانه
شب است ومردم شهر مدینه
همه خوابند ومولا هست بیدار

نگاهش هست بر تابوت زهرا
بگیرد اشک چشمانش به دستار

دگر لطفی ندارد زندگانی
برایش بعد از آن بانوی ایثار

زکف داده علی یار جوانش
یتیمانش به هجرانش عزادار

شود آماده تا در نیمه ی شب
سپارد خاک جسم پاک دلدار

چه تشییع عجیبی باشد امشب
غریبانه بدور از چشم اغیار

چه تشییعی که غرق در سکوتست
تمام گریه ها،آرام،غمبار

زمین وآسمان می گرید امشب
برای کشته ی دیوار ومسمار

بمانده زینبش در بین خانه
زداغ مادرش گردیده بیمار

علی امشب به گورستان نماید
وداع آخرش با پیکر یار

نمی خواهد دگر این زندگانی
که بی زهرای او باشد دل آزار

شعر :اسماعیل تقوایی

  • دوشنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 12:56
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا س -(الهی بشکند دستی که پرپر کرده قرآن را!) * هستی محرابی

1512
-1

شهادت حضرت زهرا س -(الهی بشکند دستی که پرپر کرده قرآن را!) #نذر_غربت_حضرت_زهرا_س
#زبانحال_حضرت_علی_ع

دوباره تازه شد داغِ کبودیِ سر و رویت
که حتی سنگ میگرید برای زخمِ بازویت

پَر و بالِ کبوتر را کسی حتی نمی بندد
عجب! از دستِ نامَردَم کمین کرده به پهلویت

بگو ای کوثرِ قرآن تو که این صحنه را دیدی
چه حالی بر علی آندم فتاده شعله بر مویت؟

تو می سوزی ولی کاری ز دستم بر نمی آید
که آندم تیغِ ظالم با غضب می آمده سویت

گناهت چه مگر بوده به این تاوان تو محکومی
ز پا میزد به پهلویت میانِ دست گیسویت

میانِ کوچه انگاری غمِ محشر شده بر پا
مگر بابا کشد دستِ نوازش بر سر و رویت

الهی بشکند دستی که پرپر کرده ریحان را
شکسته با چه بیرحمی پرو بالِ پرستویت!

#هستی_محرابی

  • دوشنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 16:52
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 امیر حسین الفت

واحد - فاطمیه -(جونم به فدای حسنت _ یا حضرت زهرا) * امیر حسین الفت

1012

واحد - فاطمیه -(جونم به فدای حسنت _ یا حضرت زهرا) بسم الله النور ،(۲) بسم الله النور نورٌ نورٌ علی نور

جونم به فدای حسنت _ یا حضرت زهرا
نذر پسر بی کفنت _ یا ام ابیها

مست نجفم رفته ز کفم قرار
ای ابر کرم تو روی سرم ببار

عمریه که تو سایه ی رو سرمی
دلخوشم به همین که تو مادرمی
می کشم خودمو که تو بی حرمی
__________________________________

بسم الله النور ،(۲) بسم الله النور نورٌ نورٌ علی نور
__________________________________

دستم به پر چادر تو _ یا جده ی سادات
تسبیح شب و روز منی _ ای قبله ی حاجات

ام الحسنی بر درد منی دوا
حق داده مرا از خاک شما بقا

عمریه به ولای علی قسمم
تا ابد زیر سایه ی این علمم
می رسه به حسینیه ها قدمم
____________________

  • شنبه
  • 29
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 12:05
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زبانحال حضرت علی(ع) -(ای شمعَم از شرار تعب جسمت آب شد) * محمد هدایتی

706

زبانحال حضرت علی(ع) -(ای شمعَم از شرار تعب جسمت آب شد) ای شمعَم از شرار تعب جسمت آب شد
قلبت ز شعله های حسودان کباب شد

خیرالبشر هر آنچه به خیر بشر نمود
از سوی غاصبان همه حقّ و حساب شد

غصب حقوق و هتک حریم و طغتیات
جرمی که جانیان طغی ارتکاب شد

آتش بر آستانه زدند و شرر گرفت
محبوس کنج خانۀ خود بوتراب شد

شورای شیطنت که به نفس اقتدا نمود
دزد شرف به باب تو نایب مناب شد

رویش سیه هر آنکه سیه روز کرددت
از تو دلیل رنجش و درد و عتاب شد

زخمی به سینه داری و سینه در التهاب
مملوّ غصّه سینۀ پر التهاب شد

باب ستم ز رحلت طاها گشوده شد
با سوز درگهت به ستم فتح باب شد

حق را به دادگاه جفا سر بریده اند
آب حقیقت عاقبت عین سراب شد

با آنهمه سفارش طاها از عترتش
ما را

  • دوشنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 20:12
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر حسین الفت

زمینه زبانحال امیرالمومنین ع با حضرت زهرا س -(حسابی بی صبرم) * امیر حسین الفت

2249
6

زمینه زبانحال امیرالمومنین ع با حضرت زهرا س -(حسابی بی صبرم) حسابی بی صبرم
نمونده طاقتم
نگا به لبخند
تو بوده عادتم
با گریه هات حالا
نده خجالتم

میبینی این روزا
قد کمونمو
نکن دیگه خاموش
چراغ خونمو
که رفتنت زهرا
میگیره جونمو

گریمو دراوردی- داری میری
زینب و به کی سپردی - داری میری
__________________________________

دیگه از این دنیا
حسابی خستمو
پیش تو اوردم
دل شکستمو
نمیدیدی ای کاش
تو دست بستمو

نمیدیدم ای کاش
چه بی حیا زدن
در و به پهلوی
تو بی هوا زدن
تو رو جلو چشمم
تو کوچه ها زدن

جای رد پا مونده
رو چادرت
جای اتیش و دوده
رو چادرت
_________________________________

شبا همش کابوس
میبینه مجتبی
یه رحمی کن زهرا
به حال بچه ها
منو نزار تنها
میون غصه ها

قرارمون

  • شنبه
  • 29
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 12:16
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

نوحه‌ی سینه‌زنی ایام فاطمیه (یکی از سبکهای دهه۶۰) که با آن شهداء سینه زدند * مرتضی محمودپور

1418

نوحه‌ی سینه‌زنی ایام فاطمیه (یکی از سبکهای دهه۶۰) که با آن شهداء سینه زدند ◾نوحه‌ی سینه‌زنی
ایام فاطمیه
یکی‌ازسبکهای‌دهه شصت
که شهداء باآن سینه زدند

◾بنداول
میان کوچه زهرا جان داد
ز ظلم و کینه‌های صیاد
بی‌هوا زمین خورده زهرا
واویلا واویلا واویلا(۲)

◾بنددوم
از پی حسن تا میجوید
چادر خاکیش میگوید
میان کوچه گشته تنها
واویلا واویلا واویلا(۲)

◾بندسوم
ماه حیدر ز ضرب سیلی
بین کوچه خدا شد نیلی
چشم عالم شده چون دریا
واویلا واویلا واویلا(۲)

◾بندچهارم
چهره از اشک خون میشوید
فضه خذینی میگوید
گشته غنچه ز شاخه جدا
واویلا واویلا واویلا(۲)

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • سه شنبه
  • 9
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 09:08
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 امیر حسین الفت

شور حضرت فاطمه س -(مادرم حسابش از تموم عالم جداس) * امیر حسین الفت

765
1

شور حضرت فاطمه س -(مادرم حسابش از تموم عالم جداس) مادرم
حسابش از تموم عالم جداس
تاج سر تمومی مادراس
شبای جمعه حرم کربلاس

مادرم
خدا میدونه که زیر دینتم
گدای خونهء زینبینتم
نوکر حسنتو و حسینتم

من مدیون
دونه دونه اشکای توام
من گریون
دونه دونه غمهای توام
از این خونه
نکنی جون زینب ردم
غلام غلامای توام

میدونم تو
حواست هست
که نوکرت
نره از دست
این سر بند
یا زهرا رو
مادرم رو
پیشونیم بست

یا فاطمه یا فاطمه

__________________________________
@amirhoseinolfat

  • سه شنبه
  • 9
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 14:02
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر حسین الفت

زمزمه شهادت حضرت زهرا س -(وقتی در و سوزوندن) * امیر حسین الفت

845

زمزمه شهادت حضرت زهرا س -(وقتی در و سوزوندن) وقتی در و سوزوندن

لگد به در کوبیدن با هم
در و زدن به پهلوت محکم
صدا زدی که فضه (بچم)

تا پشت در افتادی

چهل نفر هجوم اوردن
کشون کشون علی رو بردن
خاطر زینب و ازردن

واویلتا واویلا
واویلا اه و صد واویلا ۳
___________________________________

__________________________________
@amirhoseinolfat
بلند شدی با اون حال

گرفتی دست به پهلوت مادر
رفتی به جنگ طاغوت مادر
غلاف زدن به بازوت مادر

رسیدی مسجد دیدی

بالا سر علی شمشیره
شدن به اشک چشمات خیره
گفتن که " اه تو میگیره

واویلتا واویلا
واویلا اه و صد واویلا ۳
__________________________________

کجا بودی تو گودال

حی میکشد رو حنجر خنجر
زینب صدا میزد " و

  • شنبه
  • 29
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 14:25
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شهادت جانسوز حضرت زهرا س -(این ناله آید از جانِ کوثر!) * هستی محرابی

2194

شهادت جانسوز حضرت زهرا س -(این ناله آید از جانِ کوثر!) ‍ "السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الشَّهِيدَة"

این ناله آید از جانِ کوثر
با من چه کردید ای قومِ کافر

زینب خبر کن بابا بیاید
اینگونه سویم اعدا نیاید

در دستِ دشمن شمشیر و خنجر
طاقت ندارد پهلوی مادر

دشمن در اینجا مأمن گرفته
تصمیمِ قتلِ محسن گرفته

ای کاش این بود تصمیمِ ‌دشمن
دردش فقط بود آزردنِ من

پیچیده عالم آهِ شرارم
می سوزم اما راهی ندارم

از داغِ محسن من بیقرارم
از روی غنچه من شرمسارم

این پیکر من در خون نشسته
بازو و کتف و پهلوم شکسته

نالد علی با دستانِ بسته
اندوه عالم در جان نشسته

تیغِ عدو شد با من برابر
ماندم میان دیوار و این در

این ناله آید از جانِ حیدر
شرمنده کوثر، ش

  • چهارشنبه
  • 10
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 00:47
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 امیر عباسی

نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها -(تا در افتاد حیدر افتاد) * امیر عباسی

1617

نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها -(تا در افتاد حیدر افتاد) ای وای ای وای ای وای ای وای...

تا در افتاد حیدر افتاد
در پشت در مادر افتاد

قنفذ میزد بر بازویش
مغیره هَم بر پهلویش

چه گویم از دود و شَرَر
از محسن و مِسمارِ در

این غم رسید تا کربلا
قتلِگاه و سَر نیزه ها

زینب گوید تا رسیدم
می بُرید و من می دیدم

لطفاً در فضای مناسب اجرا شود که به روضه بی احترامی ای صورت نگیرد
خواهشاً اگر فضای مناسبی نبود
ازین نوحه ها مطلقاً استفاده نشود

  • چهارشنبه
  • 10
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 10:56
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها یک بند زمزمه روضه -(میونِ شُعله ها،شدی اِی مادرم فدا) * امیر عباسی

1200
1

نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها یک بند زمزمه روضه -(میونِ شُعله ها،شدی اِی مادرم فدا) لطفاً در فضای مناسب اجرا شود که به روضه بی احترامی ای صورت نگیرد
خواهشاً اگر فضای مناسبی نبود
ازین نوحه ها مطلقاً استفاده نشود

میونِ شُعله ها،شدی اِی مادرم فدا
پهلوت شکسته و،زَده تو رو یه بی حیا
سیلی به صورتت زدن توو کوچه بی هَوا
فتنهٔ یَهود وای وای وای وای
صورتِ کبود وای وای وای وای
یارالي نَنَه وای وای وای وای...

  • چهارشنبه
  • 10
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 11:09
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

زمزمه نوحه‌ی سینه زنی و شور ایام فاطمیه * مرتضی محمودپور

794
1

زمزمه نوحه‌ی سینه زنی و شور ایام فاطمیه ◾زمزمه‌ی،نوحه‌سینه‌زنی
◾زمینه و شور
ایام فاطمیه

سینه زن توام تو شهر فاطمیه
تشنه لبم تشنه‌ی بحر فاطمیه
دشمن زهرا و علی دشمن قرآن
سوزد عدو همه ز قهر فاطمیه

محب‌فاطمه محب حق تعالاست
توفاطمیه‌دیده‌اش‌زگریه‌دریاست
زآتش‌کینه‌پشت‌در، شور عزا شد
میان‌شعله‌های‌کین مظلومه‌زهراست

خودم دیدم به زخم بابامون نمک زد
مادرم و مغیره از کینه کتک زد
فضه دوید و مادرم ز پا فتاده
دست توسلی به الله و معک زد

مدینه از این ماجرا پر از بلا شد
غنچه یاس مرتضی ز گل جدا شد
غلاف شمشیر روی بازو تا نشسته
ناله بلند شد که مدینه کربلا شد

  • چهارشنبه
  • 10
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 12:03
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 ابوالفضل عباسی معروفان

سیه پوشان فاطمیه -(ما سیه پوشان عیش و شادمانی نیستیم) * ابوالفضل عباسی معروفان

692

سیه پوشان فاطمیه -(ما سیه پوشان عیش و شادمانی نیستیم) ما سیه پوشان عیش و شادمانی نیستیم
در جهانی دیگریم و این جهانی نیستیم

کام خود را از لب کوثر گرفتیم و دگر
در پی جام شراب و کامرانی نیستیم

از گل گلزار زهرا طالب شهدیم ما
عاشق هر بوستان آنچنانی نیستیم

اشک بر داغ جوانی ٬ در جوانی ریختیم
زین سبب شرمنده ی عمر جوانی نیستیم

ای که ما را دائما دیوانه میخوانی ٬ بخوان
شکر حق دیوانه ایم اما روانی نیستیم

کوچه های تنگ یثرب عالم اسرار ماست
لاف می گوید کسی گر آسمانی نیستیم

در گذر از کوچه اسرار یاس نیلگون
جایز بشنیدن هر داستانی نیستیم

می رسد بر گوش فریاد انالحق از بقیع
غیر حق در محضر هر همزبانی نیستیم

گر علی اسرار خود را در لحد پنهان نمود
جایز افشای اسرا

  • چهارشنبه
  • 10
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 18:08
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زمزمه فاطمیه -(اشک علی خونه دنیا گرفته رنگ غم این زندگیمونه) * خادم زینب

987
2

زمزمه فاطمیه -(اشک علی خونه دنیا گرفته رنگ غم این زندگیمونه) اشک علی خونه
دنیا گرفته رنگ غم این زندگیمونه
تو میدی دلداری
میگی علی دنیا که اینجوری نمیمونه
اما اگه رفتی
حیدر میمونه با در و دیوار این خونه

کاش میشد این چند روز
واسه دل من هم شده حال تو بهتر شه
سخته جلو چشمام
تنها پناه زندگیم اینجوری پرپر شه
بی مادری سخته
بابا نمیتونه برای خونه مادر شه

دیگه داری میری
مثل من از نامردی این کوچه ها سیری
دستای حیدر رو
این لحظه ی آخر برا دلگرمی میگیری
یادت میاد زهرا
قول دادی بامن باشی و تنها داری میری

این کوچه بی رحمه
حال علی رو هیشکی غیر تو نمیفهمه
دستت تو دستامه
بازو که هیچی حتی انگشتای تو زخمه
آروم بخواب امشب
درد تو رو هیشکی به غیر من نمیفهمه

تا لحظه ی آخر

  • پنج شنبه
  • 11
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 09:28
  • نوشته شده توسط
  • Khademozeinab1396@gmail.com
ادامه مطلب
 حمزه محمودی

نوحه فاطمیه_ زمینه_روز من چون شب سیاه‌است ای که رفتی از کنارم (حمزه محمودی) * حمزه محمودی

1412
3

نوحه فاطمیه_ زمینه_روز من چون شب سیاه‌است ای که رفتی از کنارم (حمزه محمودی) روز من چون شب سیاه‌است ای که رفتی از کنارم
حال من درمان ندارد در خزانی سرد و تارم

《فاطمه جان فاطمه جان
از غمت جان می‌سپارم》

زینبت را در کناری مثل تو دیدم دعا کرد
بر مریضان، بر یتیمان، بر تو بشنیدم دعا کرد

《فاطمه جان فاطمه جان
از غمت جان می‌سپارم》

چادرت را بار دیگر روی سر تا می‌گذارد
عطر تو سجاده را پر می‌کند گلپونه دارد

《فاطمه جان فاطمه جان
از غمت جان می‌سپارم》

غصه هایم را به چاهی گفته‌ام همتا ندارد
آنچه را بی تو کشیدم در تصور جا ندارد

《فاطمه جان فاطمه جان
از غمت جان می‌سپارم》

همسرم این عهد ما اصلا نبود ای نور چشمم
آخر ای زهرا چرا اینقدر زود ای نور چشمم

《فاطمه جان فاطمه جان
از غمت جان

  • یکشنبه
  • 30
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 12:12
  • نوشته شده توسط
  • حمزه محمودی
ادامه مطلب

متن شهادت حضرت زهرا -(خنده دگر روی لب مولا نیاید) * عبدالحسین میرزایی

1518

متن شهادت حضرت زهرا -(خنده دگر روی لب مولا نیاید) #حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#غسل

خنده دگر روی لب مولا نیاید
چون فاطمه دیگر در این دنیا نیاید

اهل مدینه بعد از این راحت بخوابید
دیگر صدای گریه زهرا نیاید

فضه میان حجره زینب را نگهدار
در وقت غسل مادرش اینجا نیاید

تنها چگونه پیکر او را بشوید
بر یاری حیدر اگر اسما نیاید

اسما بریز آب روان آهسته اما
از زخم سینه خون تازه تا نیاید

دفن تن مجروح او سخت است سخت است
دست نبی از قبر اگر بالا نیاید

#عبدالحسین_میرزایی
.

  • پنج شنبه
  • 11
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 15:26
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین میرزایی
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

زهرا(س)مرو_فاطمه ای نور چشمانم مرو -(فاطمه ای نور چشمانم مرو) * اسماعیل تقوایی

843
0

زهرا(س)مرو_فاطمه ای نور چشمانم مرو -(فاطمه ای نور چشمانم مرو) فاطمه ای نور چشمانم مرو
حال تو کردست حیرانم مرو

پیش من حرفی تو از مردن مزن
اینچنین منما پریشانم مرو

کودکانت کوچکند ومادری
مادر نیکوی طفلانم مرو

کم تو گوعجل وفاتی جان من
با دعای خود مرنجانم مرو

زندگی با تو سروسامان گرفت
بی تو من بیسر،وسامانم مرو

گرکه آبادم تو در پیش منی
می کند هجر تو ویرانم مرو

دردفاع از تو قصوری داشتم
بانویم،در فکر جبرانم مرو

التماست می کنم،زهرا بمان
گرنمانی من نمی مانم مرو

شعر:اسماعیل تقوایی

  • جمعه
  • 12
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 02:04
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(غزل)غنچه چیده/به مثل فاطمه هرگز نباشد کس ستم دیده * محمود اسدی

729
1

(غزل)غنچه چیده/به مثل فاطمه هرگز نباشد کس ستم دیده به مثل فاطمه هرگز نباشد کس ستم دیده
فتاده از نفس بلبل ز بعد غنچه ی چیده

به زانو آمده حیدر کنار بستر کوثر
ولی افسوس حورایم ز من رخسار پوشیده

شکسته دست زهرایم دگر بالا نمی آید
همان دستی که پیغمبر مدام از مهر بوسیده

اگر چه بخت من در خواب رفته لیک می دانم
که چشم و بازوی زهرا ورم هایش نخوابیده

خدا داند که پاشیدم میان شعله ها دیدم
که یارم از فشار در بخود هر لحظه پیچیده

چگونه می برم از یاد که در روی تنش افتاد
به پیش چشم طفلانی که مثل جوجه لرزیده

گل من پشت در پژمرد لگد پشت لگد می خورد
صدای استخوان او میان کوچه پیچیده

صدای خنده قنفذ میان کوچه بالا رفت
به اشک دیده ام خندید هر کس غربتم دیده
*****

  • شنبه
  • 13
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 13:47
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(غزل)فریاد حسین/در این مدینه بیا و ببر ز تن سر من * محمود اسدی

795

(غزل)فریاد حسین/در این مدینه بیا و ببر ز تن سر من در این مدینه بیا و ببر ز تن سر من
ولی غلاف نزن روی دست مادر من

یکی از آن همه نامردها در آن کوچه
نکرد رحم به اشک حسن برادر من

حسن به گریه صدا زد نزن مغیره نزن
زدی و لرزه فتاده به جسم خواهر من

همین که محسن شش ماهه سقط شد دیدم
رسید تیر به حلق علی اصغر من

به جای در که روی قلب مادرم افتاد
همه به چکمه بیایید روی پیکر من
*****
شائق

  • شنبه
  • 13
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 13:57
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(غزل)خون پیراهن/غرقم به موج غصه و درد و محن علی * محمود اسدی

669

(غزل)خون پیراهن/غرقم به موج غصه و درد و محن علی غرقم به موج غصه و درد و محن علی
حتی مرا نمانده توانی به تن علی

از لحظه ای که صورتم آسیب دیده است
من با اشاره با تو بگویم سخن علی

وقتی که بین کوچه عدو راه من گرفت
دیدم فتاد لرزه به جان حسن،علی

از بس که آب گشته تمام تنم،ببین
گریان شده به پیکر من پیرهن علی

از آن لگد که خصم به جسمم زده،بدان
خون می چکد هنوز ز پهلوی من علی

خیلی مواظبت ز حسینم نما،که من
دلواپسم به غربت آن بی کفن علی

ترسم تنش به هم بخورد زیر نعل ها
ترسم که مثل خاک شود آن بدن علی
*****
شائق

  • شنبه
  • 13
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 14:29
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(غزل)ارث مادر/میان شعله گل پرپری زمین میخورد * محمود اسدی

988
1

(غزل)ارث مادر/میان شعله گل پرپری زمین میخورد میان شعله گل پرپری زمین میخورد
صدف شکسته شد و گوهری زمین میخورد

لگد که خورد به در،در به روی او افتاد
به پیش چشم همه مادری زمین میخورد

میان کوچه برای کمک به مادر رفت
چه شد که بین گذر دختری زمین میخورد

نفس کشیدن بانوی حامله سخت است
مغیره ضربه نزن،یاوری زمین میخورد

علی رسید وعبا روی فاطمه انداخت
به پیش همسرخود، همسری زمین میخورد

نه اینکه فاطمه تنها،که محسن معصوم
پی حمایت از رهبری زمین میخورد

رسید ارث به اولادشان زمین خوردن
زخیمه تا روی تل خواهری زمین میخورد

رسید و دید یکی نیزه را به پهلو زد
امام در وسط لشکری زمین می خورد

بریده شد سر و،سر روی خاک می غلتید
ز دست قاتل بی دین سری زمین میخورد

  • شنبه
  • 13
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 16:02
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(غزل)بمان/ای آشنا به درد علی در وطن بمان * محمود اسدی

1185

(غزل)بمان/ای آشنا به درد علی در وطن بمان ای آشنا به درد علی در وطن بمان
خانه شود بدون تو بیت الحزن بمان

هستی بهار و دلخوشی این چمن به توست
ای توبهار من مرو از این چمن بمان

وقتی که میزنی مژه دلگرم میشوم
آرامش علی مرو از پیش من بمان

دیدی که من چقدر غریبم؛سپاه من
پس لااقل تو حرف جدایی مزن بمان

از دست تا نرفته؛تو بگشا دو چشم خویش
ترسم ز غصه ی تو بمیرد حسن بمان

بایک اشاره باز شود زخم سینه ات
آخر چگونه غسل دهم این بدن بمان

فکری به حال بی کفنی حسین کن
از بهر آن شهید بدون کفن بمان
*****
شائق

  • شنبه
  • 13
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 17:44
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 طاها تحقیقی

سبک زمینه ایام فاطمیه(فارسی، ترکی، عربی) با نوای جواد مقدم -(فاطمه نرو عزیزِ من تو پشتِ در) * طاها تحقیقی

4190
10

سبک زمینه ایام فاطمیه(فارسی، ترکی، عربی) با نوای جواد مقدم -(فاطمه نرو عزیزِ من تو پشتِ در) بند اول:

فاطمه
نرو عزیزِ من تو پشتِ در
نرو که میشه خونه شعله وَر
نرو میشی زمین گیر همسرم

فاطمه
نرو که تازیونه میزنن
تو رو میونه خونه میزنن
نرو که میمیری تو کوثرم

بمیره حیدرت که دی~~د
حرومی پهلوتو شکست
بمیره حیدرت که زَ~~د
به صورتت مغیره دست

هنوز جوونی فاطمه
چرا میخوای تو زود بری
چرا میخوای زِ پیشِ من
با صورتِ کبود بری

یا فاطمه نرو نرو

بند دوم:

اومدن
چهل تا بی حیا تو خونمون
زدن آتیش به آشیونمون
بابامو دسته بسته بردن و

میزدن
چه بی هوا لگد به مادرم
ندیدن اونا چشمای ترم
بلا سر ماها آوردن و

خودم دیدم که مادرم
میون شعله ها میسوخت
خودم دیدم که افتاد و
به زیر دست و پا میسوخت

خودم دیدم که فِض

  • چهارشنبه
  • 3
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 20:48
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

فراق پیغمبر -(تو رفتی و زهرا به حال زار افتاد) * سید پوریا هاشمی

1239

فراق پیغمبر -(تو رفتی و زهرا به حال زار افتاد) تو رفتی و زهرا به حال زار افتاد
کارم برای مرگ به اصرار افتاد

رفتی اراذل خانه را آتش کشیدند
انسیه الحورات بین نار افتاد!

دستی که میبوسیدی اش نوبت به نوبت
در کوچه با ضرب غلاف از کار افتاد

با مخزن الاسرار من لج کرده بودند!
یک جور زد برسینه ام مسمار افتاد

من که خودم از حال رفتم!فضه میگفت...
در شل شد و روی سرم انگار افتاد

یک عده ابتر انتقام از من گرفتند
بارم میان آن در و دیوار افتاد

افتادم و از روی یک شهر رد شد
یثرب به فکر اذیت و آزار افتاد

شلاق بالارفت و من چیزی ندیدم!
ردش ولی بر بازویم بسیار افتاد..

من کوچه رفتم دخترانم ارث بردند
زینب گذارش تا سر بازار افتاد

من بین زنهای مدینه خطبه خواند

  • شنبه
  • 13
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 18:34
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 پیمان امجدی

واحد/درد دل حضرت مولا -(بهونه ی رفتن ومیگیری) * پیمان امجدی

1138

واحد/درد دل حضرت مولا -(بهونه ی رفتن ومیگیری) بهونه ی رفتن ومیگیری
تو ام مثه من از همه سیری
بدون حیدرت کجا میری

فاطمه جان

نفسام وصله به نفسات
جون میگیرم میاد تاصدات
زنده میشه دلم بادعات
جون حیدر بشه به فدات

نبند چشاتو به زندگیم گره میوفته
خوب میشی زهرا حالت بده آخه کی گفته

وااااای فاطمه جانم

چراغ خونمون میشه خاموش
فاطمه جان وقتی میری از هوش
حسن چرا میلرزه هی بازوش

عزیز من
دلم و میسوزونه نگات
نمیتونی بلند شی روپات
برامن زوده رخت عزات
جون حیدر بشه به فدات

تو خونه باتو زندگیمون معنی میگیره
اگه نباشی علی بدون تو میمیره

واااای فاطمه جانم

  • شنبه
  • 13
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 19:53
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد