شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس

شعر شهادت فاطمه زهرا-در مجلس عزاي شما گريه مي كنم *

2762
1

شعر شهادت فاطمه زهرا-در مجلس عزاي شما گريه مي كنم در مجلس عزاي شما گريه مي كنم
امشب فقط براي شما گريه مي كنم
عطر گلاب مرقدتان بر مشام خورد
در گوشه ي سراي شما گريه مي كنم
چون اشك بين روضه به هر درد مرهم است
با نيت شفاي شما گريه مي كنم
با بال هاي بي رمق اشك ديده ام
در مشرق هواي شما گريه مي كنم
من هم مسافرم، وطنم مشهد الرضا ست
دنبال رد پاي شما گريه مي كنم
خواندم چگونه پير شدي در جواني ات
دارم ز غصه هاي شما گريه مي كنم
عمري براي هجر پدر گريه كرده اي
امشب منم به جاي شما گريه مي كنم

  • چهارشنبه
  • 20
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 17:14
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شهادت فاطمه زهرا-ای تاج سر عالم و آدم زهرا/ از کدوکی ام دل به تو دادم زهرا *

2694
5

شهادت فاطمه زهرا-ای تاج سر عالم و آدم زهرا/ از کدوکی ام دل به تو دادم زهرا ای تاج سر عالم و آدم زهرا/ از کدوکی ام دل به تو دادم زهرا
آن روز که من هستم و تاریکی قبر / جان حسنت برس به دادم زهرا .

  • چهارشنبه
  • 20
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 17:33
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت زهرا-بی تو با شمع علی تا به سحر می سوزد *

3889
2

شعر شهادت زهرا-بی تو با شمع علی تا به سحر می سوزد شعر شهادت زهرا-بی تو با شمع علی تا به سحر می سوزد
شمع می میرد و او بار دگر می سوزد
یک نفر مثل درختان سپیدار بلند
در خیالش همه شب بین دو در می سوزد .

  • چهارشنبه
  • 20
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 17:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا-ای خاکِ درِ تو تاجِ سرها زهرا *

2360

شهادت حضرت زهرا-ای خاکِ درِ تو تاجِ سرها زهرا ای خاکِ درِ تو تاجِ سرها زهرا / وی قبر تو مخفی ز نظرها زهرا
تا باب شفاعت تو باز است چه غم؟ / گر بسته شود تمام درها زهرا . . . / وی قبر تو مخفی ز نظرها زهرا

  • چهارشنبه
  • 20
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 17:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر رباعی شهادت حضرت زهرا - (گُل بوته باغ مصطفی زهرا بود) *

2748

شعر  رباعی شهادت حضرت زهرا - (گُل بوته باغ مصطفی زهرا بود) گُل بوته باغ مصطفی زهرا بود
آلاله داغ مرتضی زهرا بود
خورشیدِ بلند در شبستان وجود
سرچشمه رحمت خدا زهرا بود

شاعر : مشفق کاشانی

  • چهارشنبه
  • 20
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 17:57
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

رباعی شهادت فاطمه زهرا-(مسلمانان چرا شب دفن شد صدیقه کبری؟) *

8528
18

رباعی شهادت فاطمه زهرا-(مسلمانان چرا شب دفن شد صدیقه کبری؟) مسلمانان چرا شب دفن شد صدیقه کبری؟
چرا گم شد نشان قبر آن انسیه حوراء؟
هنوز از رحلت ختم رسل نگذشته ایامی
نگین خاتم پیغمبران بشکست واویلا . . .

.

  • چهارشنبه
  • 20
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 18:00
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

رباعی شهادت حضرت زهرا (آن روز که پهلوی تو از کینه شکست) *

4022
1

رباعی شهادت حضرت زهرا (آن روز که پهلوی تو از کینه شکست) آن روز که پهلوی تو از کینه شکست
دل های مُحبّان تو در سینه شکست
تصویر تو را دِل علی آینه بود
اندوه تو سنگی شد و آیینه شکست . . .
شاعر : احمد زارعی
.

  • چهارشنبه
  • 20
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 18:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت فاطمه زهرا-(ای روح دو صد مسیح محتاج دَمَت ) *

4490
6

شعر شهادت فاطمه زهرا-(ای روح دو صد مسیح محتاج دَمَت  ) ای نور خدا سرشـــته با آب و گِلَت
ای مـهر علـــی راز هویــدای دلت
این ذکر هزارساله ی مهدی توست
ای یاس نبی « بِــاَیِّ ذنـب قتلت؟ »
*****
تو فرد ترین وحیــده ی تاریخی
مستوره ترین ندیــده ی تاریخی
از تربت پنهان تـومعلوم شده است
مظلومه ترین شهیده ی تاریخی
*****
ای روح دو صد مسیح محتاج دَمَت
زهـرایـی و خــورشید غبـار قدمـت
کی گــفته که تـو حـرم نداری بانو؟
ای وسعت دلـهای شکسته ، حَرَمت
*****
گفــتم به گُـل لالــه چـه آموخــته ای ؟
در باغ ، تـو تنها گُل دلســوخـته ای !
رو کــرد به آن یـاسِ میــان آتــش ...
گفتا که تو چشمِ دل به آن دوخته ای ؟
*****
در مَـجد وشــرف یکّـه و تنــها هستی
در فخــر تـو بـ

  • پنج شنبه
  • 21
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 05:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

رباعی شهادت فاطمه-(نیازی از سر احساس خواهم ) *

29011
2

رباعی شهادت فاطمه-(نیازی از سر احساس خواهم ) نیازی از سر احساس خواهم
برات کربلا از یاس خواهم
به حق پهلوی بشکسته ی او
طواف مرقد عباس خواهم

  • پنج شنبه
  • 21
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 05:41
  • نوشته شده توسط
  • abd
ادامه مطلب

رباعی شهادت حضرت زهرا- (تو هم با کوفه هم دستی مدینه) *

25390
2

رباعی شهادت حضرت زهرا- (تو هم با کوفه هم دستی مدینه) تو هم با کوفه هم دستی مدینه
نمک خوردی ولی پستی مدینه
کسی بر بازوی زهرا نمی زد
اگر دستم نمی بستی مدینه

  • پنج شنبه
  • 21
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 05:44
  • نوشته شده توسط
  • abd
ادامه مطلب

رباعی شعر شهادت حضرت زهرا-ا(ی لیلة القدر علی آخر چرا گشتی سحر) *

26781
5

رباعی شعر شهادت حضرت زهرا-ا(ی لیلة القدر علی آخر چرا گشتی سحر) ای لیلة القدر علی آخر چرا گشتی سحر
ای راحت جان علی آخر چرا کردی سفر
هجران تو آتش زده بر قلب زار مرتضی
یا تو بکن ترک سفر یا با خودت من را ببر . . .

  • پنج شنبه
  • 21
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 05:48
  • نوشته شده توسط
  • abd
ادامه مطلب

رباعی شهادت فاطمه زهرا (غم دوران من گردد یتیمی) *

31922
2

رباعی شهادت فاطمه زهرا (غم دوران من گردد یتیمی) غم دوران من گردد یتیمی
که هم پیمان من گردد یتیمی
من از قد کمانت حتم دارم
بلای جان من گردد یتیمی . . .

  • پنج شنبه
  • 21
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 06:44
  • نوشته شده توسط
  • abd
ادامه مطلب

متن شعر شهادت فاطمه زهرا-دگر بیت الحزن شد خانه ی من *

3128
1

متن شعر شهادت فاطمه زهرا-دگر بیت الحزن شد خانه ی من دگر بیت الحزن شد خانه ی من
فلک بر هم زده کاشانه ی من
الهی ننگرد مردی در عالم
چنین دردی که شد هم خانه ی من
غریبی در وطن آمد سراغم
شده لبریز غم پیمانه ی من
مدینه گریه کن با من در این غم
که گشته آشنا بیگانه ی من
مرا چون شمع سوزان آب کردند
در آتش سوخته پروانه ی من
شکسته پهلوی تنها امیدم
شده غرقه بخون جانانه ی من
ربود از کینه گلچین غنچه ام را
گل نورسته ی دردانه من
از آن روزی که آوایش شنیدم
بود خونین دل دیوانه ی من
شبانه ماه را در خاک کردند
دگر خاموش گشته خانه ی من
خداوندا توئی آگه زحالم
که پرپر شد گل و گلخانه ی من
علی دیگر دل آرامی ندارد
زدستم رفت آن فرزانه ی من
شاعر:حبیب الله موحد

  • یکشنبه
  • 24
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 06:13
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن شعر شهادت فاطمه زهرا(بدون یار شدم، رفت آن که یارم بود *

3570

متن شعر شهادت فاطمه زهرا(بدون یار شدم، رفت آن که یارم بود بدون یار شدم، رفت آن که یارم بود
همان که وقت غم و غصّه غمگسارم بود
از این قنوت و از این دست های سرد تهی
مشخص است که هم دار و هم ندارم بود
مرا به تیغ نیازی نبود تا او بود
به ذوالفقار چه حاجت که ذوالفقارم بود
نکشت و کشت مرا، جان گرفت و هم جان داد
تبسّمش، که تسلّای جان زارم بود
هزار گل پس از او روی بسترش جا ماند
ولی مدینه نفهمید او بهارم بود
منم پیمبرِ بعد از پیمبر خاتم
که گریه، وحی من و چاه کوفه، غارم بود
در آن زمان که عدو خواست تا مرا ببرد
جواب محکم زهرا «نمی گذارم» بود
سکوت کردم و آهی کشیدم آن وقتی
که در نماز پسین، دومی کنارم بود

  • یکشنبه
  • 24
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 06:25
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن شعر شهادت فاطمه زهرا(بدون یار شدم، رفت آن که یارم بود *

1635
1

متن شعر شهادت فاطمه زهرا(بدون یار شدم، رفت آن که یارم بود بدون یار شدم، رفت آن که یارم بود
همان که وقت غم و غصّه غمگسارم بود
از این قنوت و از این دست های سرد تهی
مشخص است که هم دار و هم ندارم بود
مرا به تیغ نیازی نبود تا او بود
به ذوالفقار چه حاجت که ذوالفقارم بود
نکشت و کشت مرا، جان گرفت و هم جان داد
تبسّمش، که تسلّای جان زارم بود
هزار گل پس از او روی بسترش جا ماند
ولی مدینه نفهمید او بهارم بود
منم پیمبرِ بعد از پیمبر خاتم
که گریه، وحی من و چاه کوفه، غارم بود
در آن زمان که عدو خواست تا مرا ببرد
جواب محکم زهرا «نمی گذارم» بود
سکوت کردم و آهی کشیدم آن وقتی
که در نماز پسین، دومی کنارم بود
همان که وقت غم و غصّه غمگسارم بود
از این قنوت و از این دست های س

  • یکشنبه
  • 24
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 06:41
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فاطمیه(بگذشت نُه بهار تو، در لاله زار من *

2746

شعر فاطمیه(بگذشت نُه بهار تو، در لاله زار من بگذشت نُه بهار تو، در لاله زار من
من بلبل تو بودم و تو گلعذار من
ای با تو رشکِ هشت بهشت، آشیانه‌ام
بنگر به چار لاله‌ی دلْ داغ‌دار من
چشمان خویش بستی و مژگان گره زدی
هم باز کن گره ز مژه، هم ز کار من
شمشیر، در غلافِ صبوری نهاده‌ام
تیغ زبان توست کنون، ذوالفقار من
ای ماه من چه شد که نچیدی ستاره‌ای
از آسمان ِ دیده‌ی اختر نثار من
دریای بی‌کناره‌ی غم؛ سینه‌ی من است
ای ساحل علی تو بمان در کنار من
امّید ماندن تو، به دل ، پرورانده‌ام
ای وای بـر من و دل امّیـدوار من

  • یکشنبه
  • 24
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 13:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا-بريزم اشک غم *

2359

شعر شهادت حضرت زهرا-بريزم اشک غم بريزم اشک غم
از ديده بر رخسار مادر جان
بنالم در عزايت بادل افکار مادر جان
يه ياد آرم از آن ساعت که با پهلوي بشکسته
کشيدي ناله در بين در و ديوار مادر جان
از آن غصب فدکوز بردن حيدر سوي مسجد
مرا ديگر نباشد طاقت گفتار مادر جان

  • یکشنبه
  • 24
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 14:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(جود و کرامت از کرمش جاودان شده *

2984

شعر شهادت حضرت زهرا(جود و کرامت از کرمش جاودان شده شعر شهادت حضرت زهرا(جود و کرامت از کرمش جاودان شده
هر چه دخیل هست به سویش روان شده
جبریل هم اگر برسد در حریم او
حس میکند که وارد صحن جنان شده
او ظاهرش بتول ولی باطنش علی است
در پشت آن جمال، جلالی نهان شده
از چه تمام فاطمه ها عمرشان کم است
دنیا چرا به "فاطمه " نا مهربان شده
خواهر حریف هجر برادر نمیشود
بیهوده نیست اینهمه قدش کمان شده
با احترام آمد و با احترام رفت
هر آنچه شأن اوست در اینجا همان شده
دور و برش فرشته نگهبان معجرش
پس ما فدای زینب بی پاسبان شده
گاهی میان محمل نامحرمان شهر
گاهی میان محمل بی سایبان شده
شکر خدا مقام تو زخم زبان نخورد
شکر خدا برادر تو خیزران نخورد
شاعر:علی اکبر لطیفیان

  • یکشنبه
  • 24
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 15:16
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن شعر شهادت حضرت زهرا(در مدينه مي زنند اين خانه را در بيشتر *

4014
3

متن شعر شهادت حضرت زهرا(در مدينه مي زنند اين خانه را در بيشتر پدر مدينه مي زنند اين خانه را در بيشتر
رفت و آمدها شده بعد از پيمبر بيشتر
گل که پرپر شد شميمش را هم حس مي‌کنند
مي رسد از کوچه عطر ياسپرپر بيشتر
اجر پيغمبر ادا با شعله های کینه شد
بین آن دیوار و در شد سهم کوثر بيشتر
چوب مي‌سوزد ولي آهن ز جنس ديگري‌ست
داغ شد در بين آتش ميخ آن در بيشتر
آه سيلي بي هوا سخت است از نامحرمان
پيش چشم غيرت اللّهي شوهر بيشتر
کاش جای دست مولا چشم او را بسته بود
پیش چشمان علی می‌ زد به مادر بیشتر
داغ محسن، هجر بابا، زخمهای بی‌شمار
از نفس انداخت او را فکر حیدر بیشتر
با عمویش حمزه از دوران غربت گفته است
از دو دست بسته‌ي سردار خیبر بیشتر
خواست تا روي کبودش را نبيند مرتضي
ياري

  • یکشنبه
  • 24
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 15:23
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعرشهادت حضرت زهرا(ای وای مادرم *

2986
1

شعرشهادت حضرت زهرا(ای وای مادرم ای وای مادرم
مرو که کوچه برای پرت خطر دارد
مرو که رد شدن امروز دردسر دارد
مگر نگفت خداوند خلقتت حتی
برای صورت تو برگ گل ضرر دارد؟
گمان نمی کنم این مرد بی حیا اینجا
بدون حادثه دست از سر تو بردارد
ز روی پوشیه زد،تازه این چنین شده ای
که چشمهات فقط دید مختصر دارد
نوشتند كه پيشاني ات به جايي خورد
خلاصه ضربه ي بد اينچنين اثر دارد
بزرگ بانوی این شهر باورت می شد
ز خاک کوچه حسن گوشواره بردارد؟
شاعر:علی اکبر لطیفیان

  • یکشنبه
  • 24
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:08
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر نوحه فاطمیه(کار تنش زیاد ولی وقت من کم است *

5349
2

شعر نوحه فاطمیه(کار تنش زیاد ولی وقت من کم است کار تنش زیاد ولی وقت من کم است
یک شب برای شست و شوی این بدن کم است
بانوی من نحیف نبود، این چنین نبود
وقتی نگاه می کنمش ظاهراً کم است
در زیر پارچه ورمش گم نمی شود
آن قدر واضح است که یک پیرهن کم است
باید چگونه جمع کنم این بساط را
فرصت کم است و آب کم است و کفن کم است
مسمار را خودم زده بودم به تخته ها
باید بمیرم آه، پشیمان شدن کم است
گیرم حسین دق نکند این چنین ولی
گریه بدون داد برای حسن کم است
آئینه آمدی و ترک خورده می روی
یعنی برای بردن تو چهار زن کم است
پیراهن حسین که کارش تمام شد
پس جای غُصّه نیست اگر یک کفن کم است
بالت، پرت، تنت، هم پیکرت خدا
این زخم ها زیاد ولی وقت من کم است
شاعر:علی اکبر لطی

  • دوشنبه
  • 25
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 05:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(امشب اين دل گشته بينِ سينه گم *

2594
1

شعر شهادت حضرت زهرا(امشب اين دل گشته بينِ سينه گم امشب اين دل گشته بينِ سينه گم
مهدي صاحب زمان آيد به قم
شالِ ماتم را به سر انداخته
ناله‌اش بر جان شرر انداخته
گويدش اي عمه‌ي چشم انتظار
آمدم بالين تو من بي‌قرار
آمدم در شهر قم يارت شوم
من در اين غربت پرستارت شوم
طاهره، مرضيه، ماهِ عالِمِه
اي كريمه، اي رضيه، فاطمه
اي كه نامت شبه نامِ مادرم
در برت با يادِ مادر مضطرم
عمه جان معصومه بين بستري
لحظه‌ي ناله شبيه مادري
فرق تو با مادرم بس باشد اين
او ميان كوچه‌ها خورده زمين
او ميان كوچه سيلي خورده است
ميخ در پهلوي او آزرده است
اي كه هر جا بي‌قرينه بوده‌ايكي دچارِ دردِ سينه بوده‌اي
مردم قم احترامت كرده‌اند
كي تو را گريه حرامت كرده‌اند
اهل قم گريان و زارت

  • دوشنبه
  • 25
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 05:52
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(مردم از اين جدايي (2 *

2715
1

شعر شهادت حضرت زهرا(مردم از اين جدايي (2 مردم از اين جدايي (2
جانم رضا كجايي (2
اشكم ز رخ چكيده
شد قامتم خميده
از هجرِ روي يارم
جانم به لب رسيده
مردم از اين جدايي (2
جانم رضا كجايي (2
دلدار و دلبرم كو
خدا تاجِ سرم كو
آمدم از مدينه
اي واي برادرم كو
مردم از اين جدايي (2
جانم رضا كجايي (2
از هجمه‌هاي هجران
بال و پرم شكسته
مرگم كنارِ بسترِ
در انتظار نشسته
مردم از اين جدايي (2
جانم رضا كجايي (2

  • دوشنبه
  • 25
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 05:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

عر شهادت حضرت خدیجه(امشب كه از دو چشمام بارون غم می‌باره *

2345

عر شهادت حضرت خدیجه(امشب كه از دو چشمام بارون غم می‌باره امشب كه از دو چشمام بارون غم می‌باره
خدا خودش می‌دونه تنها شدم دوباره
از رفتنت خدیجه افسرده‌ام عزیزم
اما تمام فكرم، زهرای بی‌قراره
گاهی میون خونه، گاهی كنار قبرت
با آه آتشینی نام تو رو میاره
آروم نداره شبها خواب تو رو می‌بینه
بر چادرت خدیجه باغصه سر می‌زاره
دیدم كه لحظه‌هایی در حجره‌ات می‌شینه
از گوشه‌های چشمش می‌ریزه صد ستاره
جز اشك نیمه شبها جز ناله‌های تنها
درمون نداره زهرا، ‌راهی دگر نداره
اما بگو چه سازم با این غم جدایی
با گریه‌های یاست، ای یار پر شراره

  • دوشنبه
  • 25
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 06:04
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت فاطمه زهرا(فاطمه آئينه ي زلالِ علي بود *

2783

شعر شهادت فاطمه زهرا(فاطمه آئينه ي زلالِ علي بود فاطمه آئينه ي زلالِ علي بود
عکس جماليّه يِ جلال علي بود
فاطمه نُه سالِ اول نفسش هم
مالِ پيمبر نبود مالِ علي بود
هيچ نيازي به قُربِ عرش ندارد
فاطمه ديدن خودش کمال علي بود
مثل پيمبر يکي دو مرتبه، نَه نَه
بوسه به دستش زدن روال علي بود
نيست تعجب اگر ذوالفقار را بفروشد
فاطمه شمشيري از جلال علي بود
شير خدا دست نزد به پختن غيري
سفره يِ زهرا فقط حلال علي بود
تار شد و کم نشد تلألوءِ نورش
فاطمه خورشيد لم يزال علي بود
خورد زمين و بلند کرد علي را
با پرو بال شکسته بال علي بود
گفت که بارم امانت است نیفتد
بسکه به فکر علی و آل علی بود
شاعر:علی اکبر لطیفیان

  • پنج شنبه
  • 28
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 07:58
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شعر شهادت حضرت زهرا( بس که از آه، دل شعله ورت می سوزد * حسن لطفی

2942
1

شعر شهادت حضرت زهرا( بس که از آه، دل شعله ورت می سوزد بس که از آه، دل شعله ورت می سوزد
با تماشای تو قلب پدرت می سوزد
ای جگرگوشه ی من شعله مزن بر جگرم
جگرم سوخت ز بس که جگرت می سوزد
زودتر از همه پیش پدرت می آیی
زودتر از همه شمع سحرت می سوزد
زیر پرهای تو آرام گرفتم بابا
حیف از آن روز که تو بال و پرت می سوزد
بعد من هر چه بلا هست سرت می آید
بعد من وای که پا تا به سرت می سوزد
گاه در کوچه ای از درد زمین می افتی
گاه از دست کسی چشم ترت می سوزد
گاه در پشت در خانه ی خود می نالی
چشم وا می کنی و دور و برت می سوزد
یک طرف دست تو در پای علی می شکند
یک طرف دخترکت پشت سرت می سوزد
از صدای تو در آن شعله علی می فهمد
که اگر فضّه نیاید پسرت می سوزد
با تماشای تو قلب پد

  • پنج شنبه
  • 28
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 08:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت زهرا(اهل مدينه فاطمه ام را نظر زدند *

6383
7

شعر شهادت زهرا(اهل مدينه فاطمه ام را نظر زدند اهل مدينه فاطمه ام را نظر زدند
با برق چشم خرمن جان را شرر زدند
در اول ربيع ، خزان شد بهار من
ماهه مرا به آخر ماهه صفر زدند
از چوب ، خون تازه روان شد به روي خاك
از بس كه با غلاف به پهلوي در زدند
ديدند كه با تو راه به جايي نميبرند
نزديكتر شدند و سرت را به در زدند
زهرا نبود آنكه بيافتد به روي خاك
سيلي به صورت زن من بي خبر زدند
تا آمدم به خويش جمالش كبود شد
بد سيرتان جمال مرا بي خبر زدند
هر قدر گفت دختر پيغمبرم نزن
اهل مدينه فاطمه را بيشتر زدند
افتاد روي جفت علي لنگه ي دري
از بس كه جفت جفت و فُرادا به در زدند
سَرو رشيده ام آخر خميده شد
اهل مدينه فاطمه ام را نظر زدند

  • پنج شنبه
  • 28
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 08:13
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(ای زمینی که بقیع نام تو است *

3225
-1

شعر شهادت حضرت زهرا(ای زمینی که بقیع نام تو است ای زمینی که بقیع نام تو است
قبر زهرای جوان مرده کجاست
خوابگاه بدن خسته کجاست
ی آن پهلوی بشکسته کجاست
کس مگر فاطمه در شهر نداشت
که علی شب بدنش را برداشت

  • چهارشنبه
  • 4
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 07:51
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(مـــــدینه شـــد گـُل یاسَت کجا نیلوفری *

2603
4

شعر شهادت حضرت زهرا(مـــــدینه شـــد گـُل یاسَت کجا نیلوفری مـــــدینه شـــد گـُل یاسَت کجا نیلوفری
کدامین کوچه دارد داغ مـرگ مادری
مـــــدینه در کــــجاست، مــزار فاطمه
کـــجا گــــشـته خـــزان، بـهار فاطمه
فاطمه، فاطمه، فاطمه(2
مدینه کوچه هایت بــوی زهرا می دهد
نشان از غربت شبهای مـولا می دهد
مـــــدینه در کــــجاست، مــزار فاطمه
کـــجـا گــشتـه خـــزان، بــهار فاطمه
فاطمه، فاطمه، فاطمه(2
مــدینه در کدامین کوچه زهرا را زدند
کجا در پیش طفلان یار مولا را زدند
مـــگر آنــجا علی، دو دستش بسته بود
کــه زهـــرا نـــالــه دلــش آهسته بود
فاطمه، فاطمه، فاطمه(2
سکوتت ای مدینه می زند بر جان شَرر
سخن بــا ما بگو از قصه دیوار و در
بـــــگو از غــــربت امـــــــی

  • چهارشنبه
  • 4
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 07:56
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

اشعار فاطمیه (س) (غزلم فاقد تصویر حرم مانده هنوز *

3040
1

 اشعار فاطمیه (س)  (غزلم فاقد تصویر حرم مانده هنوز بانک اشعار اهل بیت (ع)
غزلم فاقد تصویر حرم مانده هنوز
شهر در حسرت شمشیر دو دم مانده هنوز
کوچه در آتش غفلت؛ بدل عاشوراست
داغِ آن حادثه بر دوش علم مانده هنوز
از همان لحظه که در کوچه گرفتار شدی
توی فرهنگ غزل، واژه ی غم مانده هنوز
هر چه می خواست دلم از تو، برآورده شده -
آرزوی به فدایت بشوم مانده هنوز
عشق را در غل و زنجیر به بیعت بردند...
بعد از آن فاجعه ابروی تو خم مانده هنوز
می نویسم غزل و بعد غزل می بینم
طرحی از آتش و خون روی قلم مانده هنوز
از قدم های خودم در دل شب خسته شدم
به ظهور پسرت چند قدم مانده هنوز...؟
شاعر: محمد شریف

  • سه شنبه
  • 10
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 21:09
  • نوشته شده توسط
  • عفاف
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد