شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( چنانکه دست گدایی شبانه می لرزد) *

2586

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (  چنانکه دست گدایی شبانه می لرزد) چنانکه دست گدایی شبانه می لرزد
دلم برای تو ای بی نشانه می لرزد
هنوز کوچه به کوچه ،حکایت از مردی ست
که دستِ بسته ی او عاشقانه می لرزد
چه رفته است به دیوار و در که تا امروز
به نام تو در و دیوار خانه می لرزد
چه دیده در که پیاپی به سینه می کوبد؟
چه کرده شعله که با هر زبانه می لرزد؟
هنوز از آنچه گذشته است بر در و دیوار
به خانه چند دلِ کودکانه می لرزد
دگر نشان مزار تو را نخواهم خواست
که در جواب، زمین و زمانه می لرزد
ز من شکیب مجو ، کوه صبر اگر باشم
همین که نام تو آرند شانه می لرزد
شاعر : میلاد عرفان پور

  • چهارشنبه
  • 11
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 13:15
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( بال و پر ِ خسته پريدن دارد آيا) *

2771

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( بال و پر ِ خسته پريدن دارد آيا) بال و پر ِ خسته پريدن دارد آيا!؟
يا چشم های بسته ديدن دارد آيا!؟
ای باغبانم ..! دست بردار از دل من
ناز ِ گل زخمی خريدن دارد آيا!؟
ديروز زينب کوشش بيهوده می کرد
يک مشت خون ، شانه کشيدن دارد آيا!؟
می خواهی از زهرا چه چيزی را بدانی؟
افتادن بانو... شنيدن دارد آيا!؟
از تو توقع ، چيز ديگر داشتم من
رخساره يِ نيلی ، خميدن دارد آيا!؟
ميل دل من نيست ، مجبورم ، وگرنه
از تو ، همه عشقم ! بريدن دارد آيا!؟
شاعر : ياسر حوتي

  • چهارشنبه
  • 11
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 17:51
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (در ماتم فراق پدر گریه میکنم) *

6364
3

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (در ماتم فراق پدر گریه میکنم) زبان حال حضرت زهرا (سلام الله علیها)
در ماتم فراق پدر گریه میکنم
همراه شمس و نجم و قمرگریه میکنم
شب ها و روزها زغمش مویه میکنم
تا آخرین توان بصر گریه میکنم
خواب شبانه ازسر زهرا پریده است
مانند شمع تا به سحر گریه میکنم
داغی عظیم دیده ام ای مردمان شهر
با لحن جانگدازی اگر,گریه میکنم
پیغمبر طوایف اهل بکاء شدم
قدر تمام اشک بشر گریه میکنم
خشکد اگر که چشمه ی اشکم دوباره من
با دیده های سرخ جگر گریه میکنم

  • چهارشنبه
  • 11
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 17:57
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

اشعار زمزمه برای شهادت حضرت زهرا (س) (وای ، علی دگر سپر ندارد , قرآن من كوثر ندارد ) *

4320
1

اشعار زمزمه برای شهادت حضرت زهرا (س) (وای ، علی دگر سپر ندارد , قرآن من كوثر ندارد ) وای ، علی دگر سپر ندارد قرآن من كوثر ندارد
حسین من مـادر ندارد مرو
وای ، سر بر سر زانو بگیرم دعا كن ای جوان پیرم
كنــار بستـرت بمیرم مرو
كسی نشان نگیرد از من بی نشانه
مرو ز خانه من ای خورده تازیانه
ای شمع خانه من افتاده‌ای ز سوسو
برخیز و كن تماشا باشد سرم به زانو
فاطمه جوانم جوان قد كمانم
وای ، نماز خود نشسته خواندی چرا به پیش من نماندی
دیدی به چه روزم نشاندی مرو
وای ، دیگر ندارم من طرفدار ای مانده بین در و دیوار
زهـرای من خدا نگهدار مرو
غیر از خدا ز حالم كسی خبر ندارد
امن یـجـیـب زینب چرا اثر ندارد
امشب تو ای پرستو مرو ز آشیـانم
ماه گرفته مـن مـرو ز آسمـــانم
فاطمه جوانم جوان قد كمانم
وای ، خ

  • پنج شنبه
  • 12
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 12:22
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

زمزمه و نوحه واحد برای شهادت حضرت زهرا (س) ( مدینه و غریبی و جنایتای منجلی) *

3599
2

زمزمه و نوحه واحد برای شهادت حضرت زهرا (س) ( مدینه و غریبی و جنایتای منجلی) مدینه و غریبی و جنایتای منجلی
ظلم و جفا و کینه و غصب خلافت از علی
آه آتش فتنه چون شعله ور بود
فاطمه بینِ دیوار و در بود
برای زهرا میخونن نوحه تموم افلاک
سوره ی کوثر خدا افتاده بر روی خاک
وای ، از دل حیدر
بابا تو رفتی و غریبی موند و این دختر تو
گرد و غبار فتنه موند و غصّه ی حیدر تو
آه این نانجیبا حرمت شکستن
دست علی رو تو کوچه بستن
این شعله ها و کینه ها از آتیش یهوده
غاصب حق حیدر از اول با ما نبوده
وای ، از دل حیدر
سران فتنه و همه صحابه ی ابولهب
دندونای به هم فشرده با حقد و غضب
آه از یادشون رفت حق ولایت
شد داغ عظمی غصب خلافت
دلم به یاد این بلا نوحه ی غم سروده
هر چی کشیده شیعه از آتیش شورا بوده
و

  • پنج شنبه
  • 12
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 13:39
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

نوحه زمینه برای شهادت حضرت زهرا (س) ( فتنه ها جلوه گر) *

2441
1

نوحه زمینه برای شهادت حضرت زهرا (س) ( فتنه ها جلوه گر) فتنه ها جلوه گر امان از این همه غربت
فاطمه پشت در امان ازین همه غربت
او سپر حیدر شد ، همچو گلی پرپر شد ، فدایی رهبر شد
واویلا علی ، واویلا علی ، واویلا علی
آه و واویلتا هیزم و ظلم و کینه
آه و واویلتا شهیده ی مدینه
مانده ز ظلم کافر ، میان دیوار و در ، ناله زند پیغمبر
واویلا علی ، واویلا علی ، واویلا علی
شاعر : امیر عباسی

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 12
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 13:56
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( اینکه گریان ز سحر تا دم مغرب باشید) *

2376

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( اینکه گریان ز سحر تا دم مغرب باشید) اینکه گریان ز سحر تا دم مغرب باشید ؛
بایدم فکر زبان بد یثرب باشید
چشم هاتان چه کبود است کمی مادر جان
لحظه ی پلک زدن هاش مواظب باشید
دخترت گریه کنان رفته سر سجاده
یک کمی فکر دل ام مصائب باشید
لرزه افتد به دلش وقت زوال این ایام
بر سر سفره ی این خانه که غایب باشید
ضرب آن سیلی ناجور ، ... سرم درد گرفت
آنچنان ضربه زده تا از عجایب باشید
لحظه ای نیست توانم که تصور بکنم
زیر مشت و لگد ظالم غاصب باشید
گل سرخی که کشیدند روی پیرهنت
وا شده ، مادر سادات مراقب باشید
لا اقل بین دو سرفه نفسی تازه کنید
فکر یک پیرهن خوب و مناسب باشید .......

  • یکشنبه
  • 15
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 16:42
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( شکست حرمت ذکر شریف یا قدوس) *

2468

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (  شکست حرمت ذکر شریف یا قدوس) شکست حرمت ذکر شریف یا قدوس
شکسته تر شده سبوح خانه ی حیدر
صدای گریه ی زهرا و کودکان ... گویا:
زیاد تر شده اندوه خانه ی حیدر
غرور فاتح خیبر شکست در کوچه
شکست تا در مفتوح خانه ی حیدر
چه آمده به سر صورتت ، که پنهانی ؟
بگو کمی تو ز مشروح خانه ی حیدر
نگاه کن که دگر کشتی علی غرق است
چه آمده به سرت نوح خانه ی حیدر ؟
به ضرب دست ... چنین ؟ یا تو را لگد ... ای وای
چه شد شدی گل مجروح خانه ی حیدر ؟
مرو به خاطر من !نه...مرو به جان حسین !
به جان گریه ی مذبوح خانه ی حیدر
دو دست ، زانوی غم ،من ! تو ، دست بر پهلو
نرو زجسم علی ، روح خانه ی حیدر ؟؟؟ !!!

  • یکشنبه
  • 15
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 16:50
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرن زهرا (س) ( درگیر فصلی تازه از آشوب بودند) *

2385

شعر شهادت حضرن زهرا (س) (  درگیر فصلی تازه از آشوب بودند) درگیر فصلی تازه از آشوب بودند
آن عده ای که عادتا مغضوب بودند
این بار بار چندمی بود این اراذل _
در نا جوانمری خود مغلوب بودند ؟!!!
انگار نه اینجا رسولی آمد و رفت
گویی خداهاشان هنوز از چوب بودند
این ظلم ها در خاطرات برگ تاریخ
در نسخه های مختلف مکتوب بودند
همسایه ، همسایه ، شکایت ، طعنه ، دشنام
تا دیده های فاطمه مرطوب بودند
نزد خدا این خانه خیلی محترم بود
این خانواده فطرتا محبوب بودند
از صبر بین کوچه پی بردیم ایشان
آموزگار حضرت ایوب بودند
آن مردمی که هیزم آوردند اینجا
وقتی مردد بین زشت و خوب بودند
پس دور بودند از مرام آدمیت
پس نطفه هاشان لاجرم معیوب بودند

  • یکشنبه
  • 15
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 16:51
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(دیدم غمت ای مادر ای کاش نمی دیدم) *

3271

شعر شهادت حضرت زهرا(دیدم غمت ای مادر ای کاش نمی دیدم) دیدم غمت ای مادر ای کاش نمی دیدم
تنها تو به پشت در ای کاش نمی دیدم
وقتی که درخانه با ضرب لگد وا شد
تو بودی و یک لشگر ای کاش نمی دیدم
دیدم که در آن غوغا در پشت در خانه
شد محسن تو پرپر ای کاش نمی دیدم
وقتی که زد آن ملعون سیلی به رخت دیدم
خون می چکد از معجر ای کاش نمی دیدم
ای وای چه بی رحمند آنان كه به هم بستند
دستان یل خیبر ای کاش نمی دیدم
آن لحظه که زد قنفذ بر بازوی تو دیدم
فریاد زدی حیدر ای کاش نمی دیدم
آن شب که تو را شستند تا جسم تو بابا دید
می زد به فغان بر سر ای کاش نمی دیدم
ای وای خودم دیدم از چوبه ی تابوتت
جاری شده خون تر ای کاش نمی دیدم
شاعر:مجتبی رب دوست مطلق

  • سه شنبه
  • 17
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 14:08
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(محسن ای غنچه نشکفته من) *

3149

شعر شهادت حضرت زهرا(محسن ای غنچه نشکفته من) محسن ای غنچه نشکفته من
از ستم صید به خـون خفته من
تـو مـرا روح و روانـی پـسـرم
پـرپـر از بــاد خــزانـی پـســرم
دیده نگـشـوده به عـالـم مُـردی
هــمچنـان غـنـچـه گل افـسردی
چون که رفـتی تو به نزد پـدرم
فاش بر گـو تو به آن تاج سرم
بـعـد تو آن دو بـهـم پـیـوسـتـنـد
سـیـنـه فـاطمه(س) را بشکستند
سـیـنـه ای که چـو گـل بـوئیدی
از ره مـهــر و وفـا بــوسـیـدی
گشته سـوراخ ز مـسـمـار پدر
از فـــشـــار در و دیـــوار پــدر
ای پدر جان ز جهان سیر شدم
در جـوانـی بـه خـدا پـیـر شـدم
شاعر:احمد دلجو

  • سه شنبه
  • 17
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 14:10
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(معصوم ترین صبح سپیدی محسن) *

2512

شعر شهادت حضرت زهرا(معصوم ترین صبح سپیدی محسن) معصوم ترین صبح سپیدی محسن
آن روز کبود را ندیدی محسن
در راه علی حق بزرگی داری
الحق که تو اولین شهیدی محسن
با ضرب در سوخته ماهم را کشت
در آتش و خون نور نگاهم را کشت
فریاد بزن «بأیّ ذنبٍ قُتل»
ای وای که طفل بی گناهم را کشت
در کوچه به پا کرد دوباره ‌محشر
با مادر دلسوخته، یاس پرپر
آن روز اگر ‌مجال صحبت می‌داشت
می گفت چنان فاطمه: حیدر حیدر
ای مونس داغ های من محسن جان
ای یاور با وفای من ‌محسن جان
با سرخی خون من و تو حق برپاست
قربانی کربلای من ‌محسن جان
شاعر:یوسف رحیمی

  • سه شنبه
  • 17
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 14:12
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( ای گلستان علی رنگ خزان داری چرا؟) *

2751
1

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( ای گلستان علی رنگ خزان داری چرا؟) ای گلستان علی رنگ خزان داری چرا؟
یار هجده ساله ام قد کمان داری چرا؟
ای بهشتی یاس من بوی بنفشه می دهی
چهرۀ یاسی به رنگ ارغوان داری چرا؟
با دو چشم خویش صحبت می کنی این روزها
لب فرو بستی و مهری بر دهان داری چرا ؟

" می روم " را بر لبت هر روز جاری می کنی
این چنین دوری تو با لفظ "بمان" داری چرا؟
فاطمه بی تو دگر من با که گویم راز خویش
فکر رفتن بی علی از آشیان داری چرا؟
عاقبت با من نگفتی ماجرای کوچه را
یا نگفتی که ز من چهره نهان داری چرا؟
در وصیت های خود حرف از سنان و نیزه و
تشنگی و آب و آتش بر زبان داری چرا؟
شاعر : ناصر شهریاری

  • جمعه
  • 20
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 19:08
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

نوحه و زمینه برای شهادت حضرت زهرا (س) (زند از بیت مولا آتش زبانه ) *

2629

 نوحه و زمینه برای شهادت حضرت زهرا (س) (زند از بیت مولا آتش زبانه ) زند از بیت مولا آتش زبانه دشمن دین آمده با تازیانه
آتش فتنه گر ها شعله ور است
زهرای مرضیه در پشت در است
واویلا واویلا آه و واویلا

کوثر قرآن و نور هل اتایی پیِ یاریِ ولایت شد فدایی
در راه دین چه سختی ها کشیده
محسنش شد شهید و خود شهیده
واویلا واویلا آه و واویلا
عصمت الّه بین دود و شعله ها بود اینجا شروع عزای کربلا بود
اینجا شد قامت زهرا خمیده
آنجا شد نور عینش سر بریده
واویلا واویلا آه و واویلا

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 19
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 19:58
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

نوحه زمینه برای شهادت حضرت زهرا (س) (جز غصه ندارم به لب دیده کلامی) *

2864
1

نوحه زمینه برای شهادت حضرت زهرا (س) (جز غصه ندارم به لب دیده کلامی) جز غصه ندارم به لب دیده کلامی زهرا و جنایات لعینان حرامی
بین شرر افتاد در پشت در افتاد
بدتر بوَد این واقعه از داغ گل و داس مسمار زده بوسه به گلبرگ گل یاس
ذکر دل مولا واویلا واویلا
بر فاطمه شد بعد ه نبی ظلم و جنایت شد محسن او کشته به اثبات ولایت
زهرای حزینه مجروحه ی کینه
یا فاطمه جان ما به حریم تو فقیریم ای کاش که از داغ غمت جمله بمیریم
ای نور حمیده بانوی شهیده
تاریخ ز تو درس خوش ه عشق گرفته ایزد ز ازل مدح تو را خوانده و گفته
ای عصمت کبری یا حضرت زهرا
منبع : حسینیه نوحه

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 19
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 20:32
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر حضرت زهرا (س)با موضوع بقیع ( بر گشا مُهر خاموشى از زبانت اى بقیع!) *

4140
1

شعر حضرت زهرا (س)با موضوع بقیع ( بر گشا مُهر خاموشى از زبانت اى بقیع!) بر گشا مُهر خاموشى از زبانت اى بقیع!
جاى زهرا را بگو با زائرانت اى بقیع!
دیدۀ گریان ما را بنگر و با ما بگو
در كجا خوابیده آن آرام جانت اى بقیع!
لطف كن، گم كردهٔ ما را نشانِ ما بده
بشكن این مُهر خموشى از زبانت اى بقیع!
گر دهى بر من نشان از قبر زهرا، تا ابد
بر ندارم سر ز خاك آستانت اى بقیع!
گفت مولا رازِ این مطلب مگو با هیچ كس
خوب بیرون آمدى از امتحانت اى بقیع!
گر ندارى اذن از مولا كه سازى بر ملا
لااقل با ما بگو از داستانت اى بقیع!
فاطمه با پهلوى بشكسته شد مهمان تو
دِه خبر ما را ز حال میهمانت اى بقیع!
آرزو دارد به دل خسرو كه تا صاحب زمان
بر ملا سازد مگر راز نهانت اى بقیع
شاعر : محمد خسرو نژاد

  • جمعه
  • 20
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 12:15
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) وامیرالمومنین (ع) (باد در گوش نخل ها می گفت) *

2276

شعر شهادت حضرت زهرا (س) وامیرالمومنین (ع) (باد در گوش نخل ها می گفت) باد در گوش نخل ها می گفت
کوفه این روزها چه بد شده است
غنچه ای در مسیر روئیدن
باورت می شود لگد شده است؟
نخل در گوش باد زمزمه کرد:
که رطب هام اگر چه شیرین است
آه! اما سیاه پیرهنش
مثل داغ امام غمگین است
نخل با باد درد دل می کرد
که صدایی به گوششان آمد
یک نفر برخلاف باد وزید
هیس! آن کس که گفته ام آمد
سر فرو برد توی چاه و سپس
دردها را دوباره آه کشید
چاه در حلقه های موج و اشک
در خودش باز عکس ماه کشید
چاه در موج های خود می دید
ماه را دست بسته آوردند
یاس را پشت درب های جهان
زار و پهلو شکسته آوردند
فصل غم نامه های آن بانو
هر کسی میوۀ فدک می خورد
دیگران ارث و نان قرآن را
او ولی غصه و کتک می خورد
کوچه های

  • جمعه
  • 20
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 13:57
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت و ولادت حضرت زهرا (س) (یاسی ولی بهار تمام بهارها ) *

2429

شعر شهادت و ولادت حضرت زهرا (س) (یاسی ولی بهار تمام بهارها ) یاسی ولی بهار تمام بهارها
تنها دلیل گردش لیل و نهارها
دست تو را نبی خدا بوسه زد كه تا
برگی شود اضافه بر آن افتخارها
ای مادر قبیلۀ عترت به یمن تو
آل نبی سرآمد ایل و تبارها
چون تو كسی به سینه و بازو و پهلویش
این گونه دنده دنده ندید انكسارها
بی بیِ بی حرم لقبی در خور تو نیست!
وقتی درون سینه تو داری مزارها
تو آمدی كه خیر كثیر نبی شوی
در راه عشق مادر چون زینبی شوی
بی بی تو را سرشته خدا بر خصال خود
یعنی كه برگزیده برای وصال خود
سلمان هنوز حرفی ز آب و گلش نبود
ما را اذان نگفته تو كردی بلال خود
بی اشك روضه های تو هر كس كه زنده است
خیری ندیده از همه ماه و سال خود!
تنها ز جسم تو شبحی روی بستر است
آخر تو

  • جمعه
  • 20
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 14:04
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت و مدح حضرت زهرا (س) ( محمد کیست جان انبیا زهرا بود جانش) *

2742

شعر شهادت و مدح حضرت زهرا (س) ( محمد کیست جان انبیا زهرا بود جانش) محمد کیست جان انبیا زهرا بود جانش
بر این زهرا سلام از احمد و از حی سبحانش
به قرآن می‌خورم سوگند دارد حرمت قرآن
که بوسد رحمة للعالمین مانند قرآنش
امین وحی از سوی خدا بر او سلام آرد
محمد بارها فرمود بابایش به قربانش
ملک دور سرش گردد فلک در مقدمش افتد
زمین مهریه و اهل زمین پیوسته مهمانش
سلام سورۀ یاسین و قدر و کوثر و طاها
بر آن بانو که آمد آیۀ تطهیر در شانش
سلام‌ الله بر خلقش تعالی ‌الله بر خویش
درود از روح پاک انبیا بر جسم و بر جانش
خداوندا چه گویم در ثنا و مدح بانویی
که مولایم امیرالمؤمنین گردیده حیرانش
که دیده آفتاب از چشم اعمی رخ بپوشاند
سلام‌ الله بر این آفتاب و نور ایمانش
عقوبت سایۀ رحمت شو

  • جمعه
  • 20
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 14:09
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت و مدح حضرت زهرا (س) (از کوثر و زمزم دهن خویش بشویم ) *

2360

شعر شهادت و مدح حضرت زهرا (س) (از کوثر و زمزم دهن خویش بشویم ) از کوثر و زمزم دهن خویش بشویم
تا با مدد فاطمه از فاطمه گویم
درمانده ام از گفتن و شرمنده ازویم
گرد و عرق شرم روان از سر و رویم
این نکته عیان است عیان است عیان است
مداحی ناموس خدا فوق بیان است
او نور الهی به صعود و به نزول است
والله بتول است بتول است بتول است
موسی نتوان گفت بدان لحن فصیحش
عیسی بزند بوسه به دست دو مسیحش
جایی که زند ختم رسل بوسه به دستش
مدح من و مدح همه خلق است شکستش
جبریل برد سجده به خاک در زهرا
دامان زمین است پر از کوثر زهرا
ذات ازلی بوده ثناگستر زهرا
قرآن علی حُسن خدا منظر زهرا
نامش همه جا در همه دم بر لب شیعه است
آئین علی دوستیش مکتب شیعه است
این کیست که خواند پدرش ام ابیها
در

  • جمعه
  • 20
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 14:14
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت و مدح حضرت زهرا (س) (مظهر اسم یا لطیف خدا ) *

2968
1

شعر شهادت و مدح حضرت زهرا (س) (مظهر اسم یا لطیف خدا ) مظهر اسم یا لطیف خدا
بهترین بندۀ عفیف خدا
عطر ناب بهشت از دم تو
رنگ سرخ غروب از غم تو
بهترین لحظه های حضرت حق
با تو بوده تمام صحبت حق
فتبارک به خود، برای تو بود
احسن الخالقین خدای تو بود
جبرئیل از تو اذن می گیرد
گر بگویی بمیر، می میرد
از ازل بوده ای تو با خالق
خالق ما تویی تو یا خالق؟
یک نگاهت بهشت می سازد
فضه ات سرنوشت می سازد
ای شفای مسیح دست شما
هستی عالمی ز هست شما
خاک پایت ز عرش والاتر
سایه ات از بهشت بالاتر
با تو معنی شده صفات خدا
آیه هستی تو بر حیات خدا
با نسیم سحر سلامت کرد...
حضرت حق خودش خطابت کرد:
فاطمه، انسیه وَ حورایی...
آبروی پیمبر مایی
این که احمد شده است اشرف ناس
همه از برکت تو

  • جمعه
  • 20
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 14:18
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( زمین ز سیل سرشکم به آه افتاده) *

2666

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( زمین ز سیل سرشکم به آه افتاده) زمین ز سیل سرشکم به آه افتاده
درون اشک روان عکس ماه افتاده
به حال غربت حیدر مدینه خندیده
صدای ناله ام آخر به چاه افتاده
کنون بیا به تماشای فاتح خیبر
اسیر موج بلا بی پناه افتاده
شبانه در پی ات آیم ولی ببین زینب
گرفته دامن من را به راه افتاده
بر آن سرم که بیایم ولی چه سازم باز
که چشم من به در قتلگاه افتاده
تمام لشگر حیدر تو بودی و محسن
کنون به خاک تو این بی سپاه افتاده

  • جمعه
  • 20
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 14:22
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( به دعا، دست خود که برمی‏داشت) *

2228

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (  به دعا، دست خود که برمی‏داشت) به دعا، دست خود که برمی‏داشت
بذر آمین در آسمان می‏کاشت
به تماشا، ملَک نمازش را
نردبانی ز نور می‏پنداشت
چه نمازی؟! که تا به قبّه‏ی عرش
برد او را و، نردبان برداشت!
پرچم دین ز بام کعبه گرفت
برد و بر بام آسمان افراشت
بس که کاهیده بود، شبْ او را
شبَحی ناشناس می‏انگاشت!
خصم بیدادگر ز جور و ستم
هیچ در حق او فرونگذاشت!
تا نینداختش به بستر مرگ
دست از جان او مگر برداشت؟!
قصه را، تازیانه می‏داند!
در و دیوار خانه می‏داند!
شاعر : محمد مهدی مجاهدی

  • جمعه
  • 20
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 14:30
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( رفتی میان غصه مرا جا گذاشتی) *

4919
8

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( رفتی میان غصه مرا جا گذاشتی) رفتی میان غصه مرا جا گذاشتی
ما را در اوج غم تک و تنها گذاشتی
برداشتی تو بار خودت را ز بستر و
آن را به روی شانۀ بابا گذاشتی
یادم نمی رود به خدا لحظه ای که تو
با یا علی به آتش در پا گذاشتی
مادر لباس محسن خود را نبرده ای
آن را به زیر بالش خود جا گذاشتی
این یادگاری ات جگرم را کباب کرد
در بین شانه موی خودت را گذاشتی
گفتم که چار ساله کجا مادری کجا؟!
این کار را برای من اما گذاشتی
آن بوسه ای که سهم گلوی حسین بود
آخر برای زینب کبری گذاشتی
شاعر : مهدی نظری

  • جمعه
  • 20
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 14:33
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( رفتی و مانده در دلم نالۀ بی‌صدای تو) *

2649

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( رفتی و مانده در دلم نالۀ بی‌صدای تو) رفتی و مانده در دلم نالۀ بی‌صدای تو
چه زود مستجاب شد فاطمه جان دعای تو
تو تا حیات داشتی بهر علی گریستی
علی به طول عمر خود گریه کند برای تو
دست خزان رسید و زد لطمه به برگ یاس من
کاش کبود می‌شدی صورت من به جای تو
بعد شهادت تو چون وارد خانه می‌شوم
می‌نگرم به هر طرف می‌شنوم صدای تو
بود من و نبود من، رکن همه وجود من
با چه گناه پشت در شکست دنده‌های تو
روز ز پا نشسته‌ای روز دو دیده بسته‌ای
شب ز چه رفت زیر گل روی خدا نمای تو
تویی که با نثار جان گشود بین دشمنان
بازوی بستۀ مرا دست گره‌گشای تو
هم ‌زره علی شدی هم‌ سپر علی شدی
فدایی ره علی، علی شود فدای تو
تو زیر تازیانه‌ها دویده در قفای من
چهار طفل نازنین

  • جمعه
  • 20
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 14:35
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( رفتـی مــرا بــه وادی غــم وا گـذاشتی) *

2553
1

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( رفتـی مــرا بــه وادی غــم وا گـذاشتی) رفتـی مــرا بــه وادی غــم وا گـذاشتی
تنهـای مـن! مـرا ز چـه تنهـا گذاشتی؟
یادش به خیر باد کـه نـه سال پیش بود
آن شب کـه تـو به خانۀ من پا گذاشتی
حوریـۀ بـهشت علـی! نیمه‌هــای شـب
رفتـی سوی بهشت و مـرا جـا گذاشتی
یـاسین مـن! چـقــدر غریبـانه از وطن
رفتی و سـر بـه دامـن طاهــا گذاشتی
کردی بـه هر نفس طلب مـرگ از خدا
تـا داغ خـویش بــر جگـر مـا گذاشتی
گردون به دیده‌ام چه قدر زشت گشته بود
آن شب که سر به سینۀ صحرا گذاشتی
تا ننگرم چه با تو شده، دست خویش را
هنـگام مــرگ بــر رخ زیبـا گـذاشتی
هر کس نهد ز خویش نشانی، تو بعد خود
یک قبـر بی‌نشـانه بــه دنیــا گذاشتی
دار و نــدار من همـه رفت و بـرای من
تن

  • جمعه
  • 20
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 14:37
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( بعد از تو مادر خانه جور دیگری شد) *

2232
2

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( بعد از تو مادر خانه جور دیگری شد) بعد از تو مادر خانه جور دیگری شد
رنگ تمام یاس ها، نیلوفری شد
از شرم پهلویت که زخم میخ برداشت
دیوار خانه تا ابد خاکستری شد
ای وای از آن شب های خاموش مدینه
روز فراقت، روز گریه آوری شد
وقتی که رفتی زیر لب آهسته گفتم :
ای وای، تازه اول بی مادری شد
سی سال بعد از رفتنت با ضرب شمشیر
فرق پدر بشکافت، او هم بستری شد
آن کودکی که زینت دوش نبی بود
در قتلگاه عشق، شاه بی سری شد
شاعر : حمید رمی

  • جمعه
  • 20
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 14:40
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( آن مادری که درد دو عالم دوا کند) *

2874
2

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( آن مادری که درد دو عالم دوا کند) آن مادری که درد دو عالم دوا کند
«آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کند»
آیا شود به نیت پاداش نوکری
امضا برات کرببلای مرا کند
ما دَم زِ دل خسته و دلگیر زدیم
ناله ز غم بغض گلوگیر زدیم
مادر کَرَمت لیاقتی داد که باز
در فاطمیه سینه و زنجیر زدیم
مرا کُشته هوای فاطمیه
شود جانم فدای فاطمیه
شده ذکر دلم در هر شب و روز
خداحافظ عزای فاطمیه
نَفَسم با دم یا فاطمه سازش دارد
زندگی با حُبّ زهراست که ارزش دارد
پای این نوکری ام دیده ام امضایت را
من بمیرم چقدر دست تو لرزش دارد
شاعر : اسماعیل فرهنگ

  • جمعه
  • 20
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 14:43
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( دخت رسول و، این همه خونین جگر چرا؟! ) *

2250

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( دخت رسول و، این همه خونین جگر چرا؟! ) دخت رسول و، این همه خونین جگر چرا؟!
فلک نجات و، غرقه به موج خطر چرا؟!
نه سال خانه داری و صد سال رنج و غم
یک مادر جوان و خمیده کمر چرا؟!
مسجد، کنار خانه و زهرا به درد و رنج
می‏رفت بر زیارت قبر پدر چرا؟!
با داعیان صحبت خیر البشر بگو:
چندین جفا به دختر خیر البشر چرا؟!
گیرم که بود بغض علی در نهاد تو
سیلی زدن به صورت زهرا، دگر چرا؟!
سیلی زدی به مادر و، دستت شکسته باد!
مادر زدن مقابل چشم پسر چرا؟!
گلچین اگر نداشت عداوت به باغبان
آتش زدن به باغ و شکستن شجر چرا؟!
شاعر : سید رضا موید

  • جمعه
  • 20
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 19:12
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( آن شب میان هاله ای از ابر و دود رفت) *

2564

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( آن شب میان هاله ای از ابر و دود رفت) آن شب میان هاله ای از ابر و دود رفت
روشن ترین ستاره‌ی صبح وجود رفت
آن شب صدای گریه‌ی باران بلند بود
دریا به روی شانه‌ی زخمی رود رفت
روشن تر از زلالی نور آمد و چه حیف
با چند یادگاری سرخ و کبود رفت
بال و پری برای پرستو نمانده بود
آخر چگونه نیمه‌ی شب پر گشود رفت
آتش زده به جان علی با وصیتش
غمگین ترین چکامه‌ی خود را سرود رفت
رحمی به قبر خاکی او هم نمی کنند
این شد که مخفیانه و بی یادبود رفت
مولا خوشی ندیده ز دنیای بعد او
می گفت بعد فاطمه ام هر چه بود رفت
شب ها کنار تربت او یاس کوچکش
زانو بغل گرفته که مادر چه زود رفت
شاعر : یوسف رحیمی

  • جمعه
  • 20
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 19:18
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد