امروز که جز عشق تو پندار ندارم
جز جان به قدوم تو سزاوار ندارم
اى دلبر من غیر تو دلدار ندارم
با غیر تو اى شیر خدا کار ندارم
من فاطمه ام واهمه از نار ندارم
امروز به سر چون که تو دستار ندارى
با حکم نبى فرصت گفتار ندارى
لیکن تو مپندار که یک یار ندارى
یا اینکه غریب استى و دلدار نداری
من فاطمه ام مانع گفتار ندارم
فریاد که بردند ز من بوالحسنم را
گم کردهام امروز خدایا وطنم را
پامال نمودند الهى چمنم را
وا مىکنم امروز به نفرین دهنم را
در راه تو از نعره زدن عار ندارم
خون در دلم از داغ تو اندوخته بهتر
در محفل من شمع تو افروخته بهتر
آن سینه که شد محرم تو دوخته بهتر
مویى که به کارم نخورد سوخته بهتر
من ح
- شنبه
- 21
- بهمن
- 1391
- ساعت
- 08:11
- نوشته شده توسط
- سیده زینب فیض



