شهادت امام محمد باقر (ع)

مرتب سازی براساس

پیامک تسلیت به مناسبت شهادت امام باقر ع *

5146
12

پیامک تسلیت به مناسبت شهادت امام باقر ع پیامک تسلیت به مناسبت شهادت امام باقر ع

یک عمر سوخت قلب تو از کینه هشام آن دشمن سیاه دل بى حیاى تو

تنها نه در عزاى تو چشم بشر گریست آن دشمن سیاه دل بى حیاى تو

اى خفته همچو گنج، به ویرانه بقیع پر مى‏ زند کبوتر دل، در هواى تو

در را به روى امت اسلام بسته‏ اند آن گمرهان که بى خبرند از صفاى تو

############################

السلام علیک یا ابا جعفر یا محمد بن علی ایها الباقر یابن رسول الله انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله

############################

بـه سر مـی پـرورانم من هوای حضرت بـاقر (ع)
بـه دل باشد مرا شوق لقای حضرت باقر

  • دوشنبه
  • 1
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 18:53
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 رضا تاجیک

شهادت امام باقر(ع) به همراه دانلود سبک -(یه آقای خسته روضه خون کربلا شده) * رضا تاجیک

5115
1

شهادت امام باقر(ع) به همراه دانلود سبک -(یه آقای خسته روضه خون کربلا شده) یه آقای خسته روضه خون کربلا شده
به یاد شاه تشنه لب داره جگرم می سوزه
نشسته روبروی من دل مادرم می سوزه۲
دارم میرم بی کس وتنها با چشمای شبیه دریا
سر میذارم رو پای زهرا
أنا الغریب أنا الغریب ۳
***
با اثر این زهر مسافر شهر غربتم
آثار شهادت پیدا شده روی صورتم
تنم پر از ورم شده به خدا زپا فتادم
آتیشه پا تا به سرم یکی برسه به دادم
دیگه به من نفس حرومه یه دنیا غم بین گلومه
ای پسرم کارم تمومه
أنا الغریب أنا الغریب ۳
****
پسر عزیزم به کنار بسترم بیا
وصیت من رو بگو به تموم حاجیا
برام تا ده سال تو منا مجلس عزا بگیرن
اجر عزاداریشونو از خود خدا بگیرن
لباسی که برای احرام پوشیده ام وقت دعاهام
بذار برام بین کف

  • دوشنبه
  • 1
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 23:19
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

ترکیب بند شهادت امام باقر و گریز به روضه ی شام -( ما در بهشت مرغ غزلخوان باقریم ) * جعفر ابوالفتحی

3738
7

ترکیب بند شهادت امام باقر و گریز به روضه ی شام  -( ما در بهشت مرغ غزلخوان باقریم ) ترکیب بند شهادت امام باقر و گریز به روضه ی شام

ما در بهشت مرغ غزلخوان باقریم
در گوشه ای ز صحن شبستان باقریم
بوسه زنان پای غلامان باقریم
بیچاره ایم و دست به دامان باقریم
آنقدر لطف و جود و کرم کرده است که
همواره زیر بارش باران باقریم
از داغ قبر خاکی او لطمه می زنیم
بر سینه و به سر زده گریان باقریم
یکتا امام اهل نظر یک نظر فقط
آقا نمی کنی تو ضرر یک نظر فقط
گرد و غبار قبر شما بهتر از بهشت
یک نخ ز شال آل عبا بهتر از بهشت
من که ز تو بهشت برینی نخواستم
از من لب و ز تو کف پا بهتر از بهشت
جنت برای اهل نظر.... یک نگاه کن ...
رحمی کنی به حال گدا بهتر از بهشت
شمعی کنار پنجره های بقیع نیست
گریه کنار پنجره

  • چهارشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 20:04
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر شهادت امام باقر(ع) (عشق آمد و مقابل من دفتری گشود) *

2306

شعر شهادت امام باقر(ع) (عشق آمد و مقابل من دفتری گشود) عشق آمد و مقابل من دفتری گشود
مرغ دلم بهانه گرفت و پری گشود
بال و پری زدم به بلندای آسمان
از لطف خود خدای کریمان دری گشود
احرام سرخ بر تن من بود و ناگهان
دیدم که روبه روم در اخضری گشود
در آن طرف تمامی عالم بهشت بود
یک لحظه نور، پرده زیباتری گشود
بر روی دیدگان پر از التماس من
باری تعال چهره یک سروری گشود
به به چه سروری که مَلَک مست بوی او
جمعی ز انبیاء همه مبهوت روی او
نامش محمد است و لقب باقرالعلوم
عالِم ترین رجال عرب باقرالعلوم
در روز اولي که قدم در جهان گذاشت
گردیده است فخر رجب، باقرالعلوم
تا اینکه می برم به زبان نام اطهرش
شیرین شود دهان چو رطب؛ باقرالعلوم
تابنده تر ز او نبود کس میان روز
زیب

  • شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 11:31
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

غزل شهادت امام باقرعلیه السلام (ای جلوه حق در تو عیان حضرت باقر) *

3913
3

غزل شهادت امام باقرعلیه السلام (ای جلوه حق در تو عیان حضرت باقر) ای جلوه حق در تو عیان حضرت باقر

مدح تو فزونتر ز بیان حضرت باقر

شاهان همگی سائل درگاه رفیعت

ای پادشه پادشهان حضرت باقر

باید که کند فخر گدای سر کویت

بر جمله سلاطین جهان حضرت باقر

تو حجت داداری و دشمن به چه جرمی

با زهر تو را کشته چنان حضرت باقر

در ماتم تو ای گل کلزار حسینی

گریند همه عالمیان حضرت باقر

افسوس که زد آتش زهر ستم خصم

یکباره تو را شعله به جان حضرت باقر

فریاد که از سوزش آن زهر شرربار

رفته ز تنت تاب و توان حضرت باقر

خون شد به دلت چونکه همه عمر شنیدی

از دشمن و دوست زخم زبان حضرت باقر

از کودکی ات ظلم و ستم دیدی و کردی

در سینه غم خویش نهان حضرت باقر

با خاطره های سفر شام هما

  • چهارشنبه
  • 11
  • آبان
  • 1390
  • ساعت
  • 20:30
  • نوشته شده توسط
  • حیدریم
ادامه مطلب

شعر شهادت امام باقر(ع) (لبم شهد و دهانم چشمه و فيض و کلامم جان ) *

2742
2

شعر شهادت امام باقر(ع) (لبم شهد و دهانم چشمه و فيض و کلامم جان ) لبم شهد و دهانم چشمه و فيض و کلامم جان
سزد با جان خود ريزم به خاک پاي جانانش
امام پنجم و معصوم هفتم حضرت باقر
که تا شام ابد بادا سلام از حي منانش
لقب باقر، محمّد نام او، کنيه ابا جعفر
تعالي الله از اين کنيه و اين نام و عنوانش
رجال علم از صبح ازل، مرهون گفتارش
جهان فضل تا شام ابد، مديون احسانش
سجود آورده خلقت از پي تعظيم بر خاکش
سلام آورده جابر از رسول حسن سبحانش
عجب نبود اگر در باغ رضوان پاي بگذارد
اگر در حشر، شيطان دست خود آرد به دامانش
عجب ني گر شفا بخشد نگاهش چشم جابر را
که هر کس درد دارد خاک کوي اوست درمانش
چراغ روشن دل‌هاست قبر بي چراغ او
چه غم گر نيست شمع و آستان و سقف و ايوانش
نسيمي از

  • شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 08:38
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

شعر شهادت امام باقر(ع) (مولا! نفس زدی و دوعالم درست شد) *

2555

شعر شهادت امام باقر(ع) (مولا! نفس زدی و دوعالم درست شد) مولا نفس زدی و دوعالم درست شد
از آن گِل وجود تو آدم درست شد
بسکه شما میان منا ناله کرده ای
از گریه تو چشمه زمزم درست شد
از تار و پود و رشته پیراهن عزات
بالای هر حسینیه پرچم درست شد
در ماجرای پر غم وادی کربلا
اشکت چکید و قطره شبنم درست شد
بانی روضه های عطش! با حمایتت
سینه زنی ماه محرم درست شد
هرکس که روضه ای ز شما گوش می کند
یک جرعه می ز دست شما نوش می کند
آقا عنایتی بده بر سینه ناله را
پر کن ز داغ کرببلا این پیاله را
ای باغبان ساقه شکسته به ما بگو
داری به باغ سینه غم چند لاله را
یا حضرت غریب بمیرم برای تو
طی کرده ای چگونه تو این چند ساله را
دیدی که رأس جد غریبت به نیزه شد
دیدی به چشم خود شب غس

  • شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 11:40
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) (خسته در بند غمم بال و پرم می سوزد) *

3511
4

اشعار شهادت امام باقر (ع) (خسته در بند غمم بال و پرم می سوزد) خسته در بند غمم بال و پرم می سوزد

نفسم با جگر شعله ورم می سوزد

با دلم زهر چه کرده ست خدا می داند

جگرم نه که زپاتا به سرم می سوزد

دست و پا می زنم و ذکر لبم یا زهراست

گوشه حجره همه برگ و برم می سوزد

ز آن همه ظلم که دشمن به سرم آورده

در غمم زار نشسته پسرم می سوزد

گرچه در آتشم و پا به زمین می کوبم

قصه کرببلا بیشترم می سوزد

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 14:05
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( بين نماز ، وقت دعا گريه مي كني) *

3146
8

اشعار شهادت امام باقر (ع) (  بين نماز ، وقت دعا گريه مي كني) بين نماز ، وقت دعا گريه مي كني

با هر بهانه در همه جا گريه مي كني

در التهاب آهِ خودت آب مي شوي

مي سوزي و بدون صدا گريه مي كني

هر چند زهر قلب تو را پاره پاره كرد

اما به ياد كرب و بلا گريه مي كني

اصلاً خود تو كرب و بلاي مجسّمي

وقتي براي خون خدا گريه مي كني

آب خوش از گلوي تو پايين نمي رود

با ناله هاي وا عطشا گريه مي كني

با ياد روزهاي اسارت چه مي كشي ؟

هر شب بدون چون و چرا گريه مي كني

با ياد زلفِ خوني سرهای ني سوار

هر صبح با نسيم صبا گريه مي كني

هم پاي نيزه ها همه جا گريه كرده اي

هم با تمام مرثيه ها گريه مي كني

ديگر بس است « چشم ترت درد مي كند ! »

از بس كه غرق اشك عزا گريه مي كني

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 15:19
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( بار دگر مدینه غمی تازه دیده است) *استاد سید هاشم وفایی

2408
1

اشعار شهادت امام باقر (ع) (  بار دگر مدینه غمی تازه دیده است) باردگر مدینه غمی تازه دیده است

داغی دگربه جان ودل او رسیده است

تنها مدینه نیست که درسوک و ماتم است

ماتم نشین و غمزده هرآفریده است

از بس به خاک اوست نهان چلچراغ نور

شام مدینه آینه دار سپیده است

برمحنت و غریبی گل های باغ عشق

گریان شده است دیده ،هرکس شنیده است

از بس که داغ بر دل زهرا نهاده اند

خون جگر ز چشم پیمبر چکیده است

گلچین روزگار که دستش شکسته باد

ازباغ اهل بیت گلی تازه چیده است

سوزد دلم ز داغ غم باقر العلوم

آن کس که کشته ره عشق و عقیده است

ازغربت و مصیبت آن حجت خدا

نخل بلند قامت هستی خمیده است

آن نازنین که درسفر کربلا و شام

خونین جگر به سینه صحرا دویده است

همراه کاروان اس

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 15:35
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( اختر پنجم ز برج آسمان چارمینم ) *

2333

اشعار شهادت امام باقر (ع) (  اختر پنجم ز برج آسمان چارمینم ) اختر پنجم ز برج آسمان چارمینم

من امام ابن امام ابن امام متقینم

روح عشق و جان دین و زاده حبل المتینم

وارث جانانه و هم نام ختم المرسلینم

باقر العلم نبیم نور چشمان علیم

حجت حقم ولیم من صفیم من سخیم

باز کردم بار دیگر می کشان می خانه ها را

باده کردم مهر کردم ساقیان پیمانه ها را

شرح دادم تاب دادم لوحه افسانه ها را

نور دادم شور دادم گوشه ویرانه ها را

از علوم بی زوالم ازقدوم بی مثالم

از جلال و از جمالم از خصال و از کمالم

چلچلراغ عرش شد روشن زنور ماه رویم

نه رواق نه فلک را کردم عطر آگین زبویم

چرخش چرخ مدور چرخد از یک تار مویم

خیل حور العین و غلمان محو رخسار نکویم

اسم من در آسمانهاست کوی

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 15:53
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( پنجمین گوهر پاک نبوی) *

2102

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( پنجمین گوهر پاک نبوی) پنجمین گوهر پاک نبوی

باقر العلم علوم نبوی

بود در کرببلا همره باب

دلش آنروز زکین گشت کباب

بود قوتش چو پدر اشگ فزون

زهر هم داد بر او قاتل دون

گاهی از داغ شهیدان می سوخت

گاهی از زهر لعینان می سوخت

گفت ای نور دو چشمان ترم

بنشین تو به برم ای پسرم

تا به دامان تو سر بگذارم

با تو من چند وصیت دارم

بدنم را به سر جامه گذار

در بر خاک تنم خویش سپار

از برایم تو عزاداری کن

اشک در خانه حق جاری کن

خلیل کاظمی

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 16:00
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( سلام ما به بقیع و بقاع ویرانش ) *

8703
6

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( سلام ما به بقیع و بقاع ویرانش ) سلام ما به بقیع و بقاع ویرانش

برآن حریم که باشد ملک نگهبانش

سلام ما به بقیع آن تجسم غربت

گواه بر سخنم تربت امامانش

بقیع کعبه قدس چهار معصوم است

چهار نور خدا می دمد زدامانش

یکی است حضرت باقر آز آن چهار امام

که داغ او زده آتش به قلب یارانش

شهید شد ز جفای هشام آن مولا

ز زهر تعبیه در زین که اب شد جانش

غریب اوست که در موسم زیارت حج

مدینه و آنهمه زائر که هست مهمانش

شب شهادت او یک نفر نمی ماند

که اشک غم بفشاند به قبر ویرانش

دری که سجده گه قدسیان بود خاکش

به زائرش ندهد اذن بوسه دربانش

سید رضا مؤید

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 16:05
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( يادگار عشق و جنون ) *

2256

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( يادگار عشق و جنون ) يادگار عشق و جنون

من غصه دار غصه هايى قرينم

من كربلا را يادگار آخرينم

من يادگار روزهاى خاك و خونم

من يادگار چهره‏هاى لاله گونم

من تشنگى در خيمه را احساس كردم

ياد از دو دست خونى عباس كردم

من كودكى بودم كه آهم را شنيدند

ديدم سر جدّ غريبم را بريدند

من ديده‏ام در وقت تشييع جنازه

اسبان دشمن را كه خورده نعل تازه

من با خبر هستم ز باغى بى شكوفه

خورشيد را بر نيزه ديدم بين كوفه

گرچه كنون مسموم از زهر هشامم

من كشته ويرانه‏اى در شهر شامم

سوغات من از كربلا درد و محن بود

پژمردگى لاله هايى در چمن بود

من روضه خوانى در منا بر پا نمودم

خود روضه خوان قتل آن مظلوم بودم

من سوختم از داغ بانوى مدي

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 16:07
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( اى شمع بزم دين، يا باقرالعلوم ) *

2174

اشعار شهادت امام باقر (ع) (  اى شمع بزم دين، يا باقرالعلوم ) اى شمع بزم دين، يا باقرالعلوم

وى آيت مبين، يا باقرالعلوم

اى سرور امم، وى پنجمين امام

معصوم هفتمين، يا باقرالعلوم

مرآت طاوها، ريحانه ‏ى نبى

فرزند يا و سين، يا باقرالعلوم

اى مهر دل فروز، در آسمان علم

وى يار مه جبين، يا باقرالعلوم

اى حجت خدا، ما را شفيع شو

در روز واپسين، يا باقرالعلوم

اى آفتاب علم، آئينه‏ ى كمال

چشم و چراغ دين، يا باقرالعلوم

اى نور كردگار، هستى تو يادگار

بر زين العابدين، يا باقرالعلوم

رسواى خاص و عام، كردى هشام را

با نطق آتشين، يا باقرالعوم

اى ماه هاشمى، شد قلب اهل دل

با مهر تو عجين، يا باقرالعلوم

اى كشته ستم، عالم به ماتمت

با غم شده قرين، يا باقرالعلوم

شمع وج

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 16:13
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( اى به تو از خالق داور سلام ) *

2092

اشعار شهادت امام باقر (ع) (  اى به تو از خالق داور سلام ) اى به تو از خالق داور سلام

از لب جانبخش پيمبر سلام

اى پدر عالم هستى همه

نخل على يوسف فاطمه

شمس و قمر را به نسب اخترى

نسل امام از پدر و مادرى

اختر تابنده دانش تويى

بلكه شكافنده دانش توئى

عالم علم احد قادرى

باقرى و باقرى و باقرى

دانشى كل نقطه ‏اى از مكتبت

علم لِدُنى سخنى بر لبت

مدح تو از قول خدا در نبى است

خلق تو آيينه خلق نبى است

مام تو ريحانه بخل بتول

جابرت اورده سلام از رسول

اختر تابنده ماه رجب

مهر فروزنده ما رجب

شهر رجب را تو مهين كوكبى

ماه فروزان نخستين شبى

علم نهانى ز گلستان تو

پير خرد طفل دبستان تو

هر نفست باغ گلى از كمال

هر سخنت پاسخ صدها سوال

مهر رخت اى به على نو

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 16:16
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( بسر مى‏ پرورانم من هواى حضرت باقر) *

1995

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( بسر مى‏ پرورانم من هواى حضرت باقر) بسر مى‏ پرورانم من هواى حضرت باقر

بدل باشد مرا شوق لقاى حضرت باقر

ز عشقش جان من بر لب رسيده كس نمى‏ داند

كه نبود چاره ساز من سواى حضرت باقر

بگوشم هاتف غيبى سرود اين نكته را ديشب

كه باشد رخش دانش زير پاى حضرت باقر

چنان بگرفته علمش آفاق را يكسر

كه پيچيده در اين عالم صداى حضرت باقر

پيمبر گفت با جابر كه خواهى ديد باقر را

سلام از من رسان آنكه براى حضرت باقر

سوالاتى كه از وى كرده دانشمند نصرانى

جوابش را شنيد از گفته‏ هاى حضرت باقر

مسلمان گشت راهب ناگهان در محضر آن شه

منور شد دل او از ولاى حضرت باقر

شد آسان وضع حمل گرگ وحشى بيابانى

به روى قله ى كوه از دعاى حضرت باقر

بر ستاخيز اگر خواه

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 16:19
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( قوام هستى محيط امكان ) *

2179
1

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( قوام هستى محيط امكان ) قوام هستى محيط امكان

بلوغ خلقت شكوه ايمان

فروغ توحيد دليل سرمد

بيان وحدت لسان برهان

بهشت رحمت صفاى جنت

بهار طوبى جمال يزدان

امام باقر كه فيض وافر

دهد كلامش به علم و عرفان

كه را شناسد جهان تحقيق؟

كه برتر از او كشيده ايوان

بدست سبزش رياض دين را

نموده خرم چنان گلستان

بداده قولش كلام حق را

هزار تفسير هزار عنوان

پناه قرآن ز كفر و باطل

ز كفر و باطل پناه قرآن

ولادتش را عنايتى دان

به اهل تقوى به اهل ايمان

به شا د باش دل پيمبر

دلى نباشد كه نيست شادان

مرا ز شوق است نواى شادى

چنانكه بر شاخ هزار دستان

ترانه خيزد ز تار پودم

قصيده ريزم ز جوهر جان

به هر كه بينم چو ناى مطرب

بود خوش آو

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 16:21
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( قوام هستى محيط امكان ) *

2404
1

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( قوام هستى محيط امكان ) قوام هستى محيط امكان

بلوغ خلقت شكوه ايمان

فروغ توحيد دليل سرمد

بيان وحدت لسان برهان

بهشت رحمت صفاى جنت

بهار طوبى جمال يزدان

امام باقر كه فيض وافر

دهد كلامش به علم و عرفان

كه را شناسد جهان تحقيق؟

كه برتر از او كشيده ايوان

بدست سبزش رياض دين را

نموده خرم چنان گلستان

بداده قولش كلام حق را

هزار تفسير هزار عنوان

پناه قرآن ز كفر و باطل

ز كفر و باطل پناه قرآن

ولادتش را عنايتى دان

به اهل تقوى به اهل ايمان

به شا د باش دل پيمبر

دلى نباشد كه نيست شادان

مرا ز شوق است نواى شادى

چنانكه بر شاخ هزار دستان

ترانه خيزد ز تار پودم

قصيده ريزم ز جوهر جان

به هر كه بينم چو ناى مطرب

بود خوش آو

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 16:23
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( اى بوسه گاه جن و ملك، خاك پاى تو ) *

2480
2

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( اى بوسه گاه جن و ملك، خاك پاى تو ) اى بوسه گاه جن و ملك، خاك پاى تو

جان تمام عالم خاكى فداى تو

اى اختر سپهر ولايت، كه تا ابد

عالم منور است به نور لقاى تو

از شهريار كشور دانش، كه در جهان

نشناخت كس مقام تو را جز خداى تو

اى ريزه خوار سفره علمت جهانيان

خورشييد علم، كرده طلوع از سراى تو

اى باقر العلوم كه هنگام مكرمت

باشد هزار حاتم طايى گداى تو

پنجم ولى و حجت خلاق عالمى

لوح دل است مهر به مهر و ولاى تو

در عرصه وجود نهى قبل از آنكه پاى

داده سلام احمد مرسل براى تو

هر كس تورا شناخت، دل از ديگرى بريد

بيگانه گشت با همه كس، آشناى تو

چندين هزار عالم و دانشور فقيه

آمد برون ز مكتب و دانشسراى تو

آن پير سالخورده راهب تو را چو د

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 17:00
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) (فصل بهار آمد و عالم معطر است) *

2155

اشعار شهادت امام باقر (ع) (فصل بهار آمد و عالم معطر است) فصل بهار آمد و عالم معطر است

بوى نسيم صبح بسى روح پرور است

گويا ز خلد مى ‏وزد اين باد مشكبيز

كاين سان دماغ ابر ز بوى خوش‏تر است

هم اين زمين مرده شده احيا ز فيض او

هم اين جهان پير، جوان بار ديگر است

چندان نموده عقد عقد جواهر نثار يار

كز فيض او فضاى زمين، پر ز گوهر است

گستره است فرش ز مرد به صحن باغ

دهقان باغ را ندانم چه بر سر است

در بزم بلبل آمد گل، باز بى نقاب

اما به سوز حسن رخش طرفه چادر است

نرگس گشوده چشم تماشا به روى گل

سوسن به صد زبان، پى مدحش ثناگر است

بنگرد مى به شاخه نيلوفر از شعف

در پيچ و خم، چو زلف عروسان دلبر است

ريحان تو گويى آمده از خطّه خطا

مجموع بار او همه از مشك

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 17:11
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) (اى ز سرو قدّ رعنا بر صنوبر طعنه زن ) *

2230

اشعار شهادت امام باقر (ع) (اى ز سرو قدّ رعنا بر صنوبر طعنه زن   ) اى ز سرو قدّ رعنا بر صنوبر طعنه زن

و اى ز ماه روى زيبا مهر را رونق شكن

همچو من هر كس رخ و قد تو بيند تا ابد

فارغ است از ديدن خورشيد و از سرو چمن

گر خرامى صبحدم در طرف باغ اى گل عذار

غنچه از شرم دهانت هيچ نگشايد دهن

اى تو شمع انجمن از فرط حسن و دلبرى

هر كجا دارند خوبان دو عالم انجمن

نسبت حسن تو با يوسف نشايد داد از آنك

صد هزاران يوسفت افتاده در چاه ذقن

چشم جادويت نموده شرح بابل مختصر

بوى گيسويت شكسته رونق مشك ختن

كى توانم كرد وصف و چون توانم داد شرح

ز آنچه عشقت مى كند اى نازنين با جان من

بس بود طبعم پريشان از غم زلفت مگر

با خيال قد رعنايت كنم موزون سخن

در مديح صادر اول امام پنجم

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 17:13
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( دلم پَر مى زند امشب براى حضرت باقر ) *

2205

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( دلم پَر مى زند امشب براى حضرت باقر ) دلم پَر مى زند امشب براى حضرت باقر

كه گويم شرحى از وصف و ثناى حضرت باقر

نديده ديده گيتى به علم و دانش و تقوا

كسى را برتر و اعلم به جاى حضرت باقر

ز بهر رفع حاجات و نياز خويش گرديده

سلاطين جهان يكسر گداى حضرت باقر

زبان از وصف او اَلكَن قلم از مدح او عاجز

كه جز حق كس نمى داند بهاى حضرت باقر

نزايد مادر گيتى ز بهر خدمت مردم

به جود و بخشش و لطف و سخاى حضرت باقر

بود عقل بشر مات و به حيرت عارف و دانا

ز صدق و پاكى و مهر و وفاى حضرت باقر

به ذرات جهان يكسر بود او هادى رهبر

كه جان عالمى گردد فداى حضرت باقر

به زير ابر پنهان شد مه و خورشيد از حجلت

ز شرم نورروى دلرباى حضرت باقر

برو كسب فضيلت

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 17:17
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( آسمان اشك غم از ديده ما بيرون كرد ) *

2111
1

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( آسمان اشك غم از ديده ما بيرون كرد  ) آسمان اشك غم از ديده ما بيرون كرد
دل ما را ز غم و غصّه لبالب خون كرد
هر دلى رسته ز غم بود، به غم كرد دچار
هر سرى لاف زد از عقل و خرد مجنون كرد
هر كه در دايره عشق و وفا گام نهاد
چرخش از دايره عشق و وفا بيرون كرد
پنچمين حجت حق حضرت باقر كه خدا
بهر او خلقت اين دايره گردون كرد
گشت مسموم جفا از اثر زهر وليد
شيعيان را به جهان غمزده و محزون كرد
چه دهم شرح غمش را كه ندانم به خدا
با دل خسته او زهر هلاهل چون كرد
گويم آن قدر كه تا بر سر زين جاى گرفت
آسمان زين فلك از غم او وارون كرد
قدر اين گوهر يكدانه ندانست فلك
كه غريبانه به زير لحدش مدفون كرد
مى رود اشگ غم از چشم ملايك «خسرو»
شعر جانسوز تو چون چشم ملك

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 17:22
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) (باقر آل رسولم نجل زهرای بتولم) *

3941
3

اشعار شهادت امام باقر (ع) (باقر آل رسولم   نجل زهرای بتولم) باقر آل رسولم
نجل زهرای بتولم
پاره شد ، قلبم از ، زهر کینه
جان سپردم به شهر مدینه
وا مصیبت مصیبت مصیبت2
قبله اهل ولایم
شد مدینه کربلایم
زاده سیّد الساجدینم
کشته ام کشته راه دینم
وا مصیبت مصیبت مصیبت2
من در ایّام صغیری
دیده ام رنج اسیری
با اسیران به ویرانه خفتم
درد پنهان خود را نهفتم
وا مصیبت مصیبت مصیبت2
جان مادر کن نگاهم
صدر زین شد قتلگاهم
ناله آمد برون از نهادم
چهره برخاک غربت نهادم
وا مصیبت مصیبت مصیبت2
شد گواه درد وداغم
قبر بی شمع و چراغم
گرچه خاک وطن تربتم شد
تربتم شاهد غربتم شد
وا مصیبت مصیبت مصیبت2
شاعر : حاج غلامرضا سازگار

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 17:47
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( ای دومین محمد و ای پنچمین امام ) *

2148
2

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( ای دومین محمد و ای پنچمین امام ) ای دومین محمد و ای پنچمین امام
از خلق و از خدای تعالی تو را سلام
چشم و چراغ فاطمه، خورشید هفت نور
روح و روان احمد و فرزند چار امام
آن هفت نور روشنی چشم هفت آفتاب
آن چار امام خود پدر این چهار امام
وصف تو را نگفته خدا جز به افتخار
نام تو را نبرده نبی جز به احترام
هم ساکنان عرش به پایت نهاده رخ
هم طایران سدره به دستت همیشه رام
حکم خدا به همت تو گشته پایدار
دین نبی به دانش تو مانده مستدام
با آنهمه جلال و مقامی که داشتی
دیدی ستم ز خصم ستمگر علی الدوام
گه دید چشم پاک تو بیداد از یزید
گاهی شنید گوش تو دشنام از هشام
گریند در عزای تو پیوسته مرد و زن
سوزند از برای تو هر روز خاص و عام
گاهی به دشت کرب و ب

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 17:52
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

شعر شهادت امام باقر(ع) (آن گل که غمش اخگر داغ علم است) *

2700
1

شعر شهادت امام باقر(ع) (آن گل که غمش اخگر داغ علم است) آن گل که غمش اخگر داغ علم است
پژمرده گیش خزان باغ علم است
بر قبر امام باقرگر شمعی نیست
روشن به مزار او چراغ علم است

  • جمعه
  • 28
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 14:33
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

شعر شهادت امام محمدباقر(ع)-(نمی‌دانم چرا افسرده دل‌هاست) *

3363
1

شعر شهادت امام محمدباقر(ع)-(نمی‌دانم چرا افسرده دل‌هاست) نمی دانم چرا افسرده دلهاست

گمانم ماتم فرزند زهراست
امام باقر از بیداد دشمن

شهید مکتب خلّاق یکتاست
ضیاء چشم زین العابدین است

چراغ پر فروغ علم و تقواست
غبار غم نشسته بر رخ ما

در این ماتم ز سینه ناله برخواست
شد از کینه به زهر آلوده مسموم

همان کو دین زعزمش پای برخاست
زداغ جانگدازش اختر اشک

روان از آسمان چشم زهراست
بیاد آن مزار بی چراغش

ز دیده اشک ما جاری در اینجاست

(حافظي)

  • شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 03:35
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

شعر شهادت امام باقر(ع) (بر باقر علم نبی ، جنّ و ملک گریان بود ) *

3330

شعر شهادت امام باقر(ع) (بر باقر علم نبی ، جنّ و ملک گریان بود ) بر باقر علم نبی ، جنّ و ملک گریان بود
اندر عزای او به پا صد ناله و افغان بود
آن سرور و سالار دین ، فرزند زین العابدین
سرحلقه اهل یقین ، کز سوز سمّ نالان بود
ظلم هشام بی ادب ، افکند او را در تعب
عقل بشر زان تاب وتب ، وز آن جفا حیرا ن بود
چون بود طالب بر رضا ، گردید تسلیم قضا
تا شافع روز جزا ، او برگنه کاران بود
گر رفت زین بیت الحزن ، با صد غم و رنج و محن
اکنون چو بلبل در چمن ، مسرور هم خندان بود
آتش به جان ماسوا ، افتاده از این ماجرا
کان شاه از زهر جفا ، مقتول از عدوان بود
( قاضی زاهدی)

  • جمعه
  • 28
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 14:44
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

نوحه شهادت امام محمد باقر(ع) ,(قبر باقر بی چراغ است نور بارانش کنید) *

2907
1

نوحه شهادت امام محمد باقر(ع) ,(قبر باقر بی چراغ است نور بارانش کنید) قبر باقر بی چراغ است نور بارانش کنید
یادی از درد دل و غمهای دورانش کنید
شمع دل خاموش اگر شد پرتو افشانش کنید
شعله آهی بیارید و فروزانش کنید
قبر باقر بی چراغ است نور بارانش کنید
یادی از درد دل و غمهای دورانش کنید
دل که مرد از بی غمی دیگر نمی ارزد به هیچ
زلف او را یاد آرید و پریشانش کنید
قبر باقر بی چراغ است نوربارانش کنید
یادی از درد دل غمهای دورانش کیند
حرمت غم را نگهدارید ای دلدادگان
روز و شب گرد سرش گردید و مهمانش کنید
قبر باقر بی چراغ است نور بارانش کنید
یادی از درد دل و غمهای دورانش کنید
نیست تاب چشم زخم آن ماه مهر افروز را
تا نبیند روی او را ماه پنهانش کنید
قبر باقر بی چراغ است نوربارانش

  • جمعه
  • 28
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 23:02
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد