شهادت امام محمد باقر (ع)

مرتب سازی براساس
استاد سید هاشم وفایی

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( بار دگر مدینه غمی تازه دیده است) *استاد سید هاشم وفایی

2725
1

اشعار شهادت امام باقر (ع) (  بار دگر مدینه غمی تازه دیده است) باردگر مدینه غمی تازه دیده است

داغی دگربه جان ودل او رسیده است

تنها مدینه نیست که درسوک و ماتم است

ماتم نشین و غمزده هرآفریده است

از بس به خاک اوست نهان چلچراغ نور

شام مدینه آینه دار سپیده است

برمحنت و غریبی گل های باغ عشق

گریان شده است دیده ،هرکس شنیده است

از بس که داغ بر دل زهرا نهاده اند

خون جگر ز چشم پیمبر چکیده است

گلچین روزگار که دستش شکسته باد

ازباغ اهل بیت گلی تازه چیده است

سوزد دلم ز داغ غم باقر العلوم

آن کس که کشته ره عشق و عقیده است

ازغربت و مصیبت آن حجت خدا

نخل بلند قامت هستی خمیده است

آن نازنین که درسفر کربلا و شام

خونین جگر به سینه صحرا دویده است

همراه کاروان اس

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 15:35
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر شهادت امام باقر(ع) (یارب به شکافنده علمت باقر) *

2975
1

شعر شهادت امام باقر(ع) (یارب به شکافنده علمت باقر) یارب به شکافنده علمت باقر کانوار تو از جبین پاکش ظاهر
آن را که سعید خوانده ای از اوّ ل مگذار که تا شقی شود در آخر

  • شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 04:32
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

شعر شهادت امام باقر(ع) (به دوران هشام کفر آیین) *

3533
0

شعر شهادت امام باقر(ع) (به دوران هشام کفر آیین) به دوران هشام کفر آیین بسی محنت کشید آن خسرو دین
هشام از شام ، عدوان و بیداد برای اسب او زینی فرستاد
چو جا بگرفت بر زین قطب پنجم ز غم هم چرخ لرزان شد هم انجم
به روزی هفتم ذی الحجه آن شاه نهان گردید ، زیر ابر چون ماه
از این ماتم هر آنکس در فغان است زاهوال قیامت در امان است

  • شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 04:35
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

شعر شهادت امام باقر(ع) (ای نعمت ولایت تو بهترین نِعَم) *

3920
4

شعر شهادت امام باقر(ع) (ای نعمت ولایت تو بهترین نِعَم) ای نعمت ولایت تو بهترین نِعَم ولی لطف بینهایت تو شامل امم
هم کاشف الغمومی و هم باقر العلومی هم چشمه کمالی و هم منبع حکم
ای آنکه گفت خواجه اَسری ترا سلام بپذیر هم سلام من خسته از کرم
وا حسرتا که کشته زهر جفا شدی از کینه هشام تو ای شاه محتشم
دشمن پی اذیّت تو قد نموده راست چندانکه شد زکثرت غم قامت تو خم
تأ ثیرزهر تعبیه در زین بپای تو بگسیخت تارو پود وجود ترا ز هم
ای خفته در بقیع که قبرت بود خراب جانها فدای غربتت ای کشته ستم
پیوسته در عزای تو و بر مزار تو
چشم کبود چرخ ببارد سرشک غم

  • شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 04:38
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( اختر پنجم ز برج آسمان چارمینم ) *

2449

اشعار شهادت امام باقر (ع) (  اختر پنجم ز برج آسمان چارمینم ) اختر پنجم ز برج آسمان چارمینم

من امام ابن امام ابن امام متقینم

روح عشق و جان دین و زاده حبل المتینم

وارث جانانه و هم نام ختم المرسلینم

باقر العلم نبیم نور چشمان علیم

حجت حقم ولیم من صفیم من سخیم

باز کردم بار دیگر می کشان می خانه ها را

باده کردم مهر کردم ساقیان پیمانه ها را

شرح دادم تاب دادم لوحه افسانه ها را

نور دادم شور دادم گوشه ویرانه ها را

از علوم بی زوالم ازقدوم بی مثالم

از جلال و از جمالم از خصال و از کمالم

چلچلراغ عرش شد روشن زنور ماه رویم

نه رواق نه فلک را کردم عطر آگین زبویم

چرخش چرخ مدور چرخد از یک تار مویم

خیل حور العین و غلمان محو رخسار نکویم

اسم من در آسمانهاست کوی

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 15:53
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

شعر شهادت امام باقر(ع) (بسرمی پرورانم من هوای حضرت باقر) *

3286
3

شعر شهادت امام باقر(ع) (بسرمی پرورانم من هوای حضرت باقر) بسرمی پرورانم من هوای حضرت باقر به دل باشد مرا شوق لقای حضرت باقر
ز عشق جان من بر لب رسیده کس نمی داند که نبود چاره ساز من سوای حضرت باقر
چنان بگرفته علمش آفاق را یکسر که پیچیده در این عالم صدای حضرت باقر
پیمبر گفت با جابر که خواهی دید باقررا سلام از من رسان آنگه برای حضرت باقر
به رستاخیز گر خواهی نجات از گرمی محشر برو در سایه ظل همای حضرت باقر
جلال و شأن آن امام پاک بازان نمی داند کسی غیر از خدای حضرت باقر
عبدالحسین رضائی

  • شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 04:42
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( يادگار عشق و جنون ) *

2421

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( يادگار عشق و جنون ) يادگار عشق و جنون

من غصه دار غصه هايى قرينم

من كربلا را يادگار آخرينم

من يادگار روزهاى خاك و خونم

من يادگار چهره‏هاى لاله گونم

من تشنگى در خيمه را احساس كردم

ياد از دو دست خونى عباس كردم

من كودكى بودم كه آهم را شنيدند

ديدم سر جدّ غريبم را بريدند

من ديده‏ام در وقت تشييع جنازه

اسبان دشمن را كه خورده نعل تازه

من با خبر هستم ز باغى بى شكوفه

خورشيد را بر نيزه ديدم بين كوفه

گرچه كنون مسموم از زهر هشامم

من كشته ويرانه‏اى در شهر شامم

سوغات من از كربلا درد و محن بود

پژمردگى لاله هايى در چمن بود

من روضه خوانى در منا بر پا نمودم

خود روضه خوان قتل آن مظلوم بودم

من سوختم از داغ بانوى مدي

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 16:07
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

شعر شهادت امام باقر(ع) (سر تا سر مدینه را ماتم گرفته) *

3091
0

شعر شهادت امام باقر(ع) (سر تا سر مدینه را ماتم گرفته) سر تا سر مدینه را ماتم گرفته از داغ باقر العلوم عالم گرفته
یا سیّدی یاابن الحسن آجَرَکَ الله (2)
از این مصیبت عظیم آه و واویلا امام صادق شد یتیم آه و واویلا
یا سیّدی یا ابن الحسن آجرَکَ الله (2)
آن کس که ختم الانبیاء داده سلامش شد پاره پاره جگر از زهر هشامش
یا سیّدی یا ابن الحسن آجرَکَ الله (2)
در هفتم ذی حجّه خون قلب زهرا شد امام باقر کُشته از ظلم اعدا شد
یا سیّدی یا ابن الحسن آجرَکَ الله (2)

  • شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 04:47
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( اى شمع بزم دين، يا باقرالعلوم ) *

2439

اشعار شهادت امام باقر (ع) (  اى شمع بزم دين، يا باقرالعلوم ) اى شمع بزم دين، يا باقرالعلوم

وى آيت مبين، يا باقرالعلوم

اى سرور امم، وى پنجمين امام

معصوم هفتمين، يا باقرالعلوم

مرآت طاوها، ريحانه ‏ى نبى

فرزند يا و سين، يا باقرالعلوم

اى مهر دل فروز، در آسمان علم

وى يار مه جبين، يا باقرالعلوم

اى حجت خدا، ما را شفيع شو

در روز واپسين، يا باقرالعلوم

اى آفتاب علم، آئينه‏ ى كمال

چشم و چراغ دين، يا باقرالعلوم

اى نور كردگار، هستى تو يادگار

بر زين العابدين، يا باقرالعلوم

رسواى خاص و عام، كردى هشام را

با نطق آتشين، يا باقرالعوم

اى ماه هاشمى، شد قلب اهل دل

با مهر تو عجين، يا باقرالعلوم

اى كشته ستم، عالم به ماتمت

با غم شده قرين، يا باقرالعلوم

شمع وج

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 16:13
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

شعر شهادت امام باقر(ع) (نشسته بر رُخ غبار عز) *

2894

شعر شهادت امام باقر(ع) (نشسته بر رُخ غبار عز) نشسته بر رُخ غبار عزا، گشته به دلِ شیعیان ظاهر(2)
به دست دشمن ز زهر جفا، کشته گردیده حضرت باقر
مدینه شد همچو کرب و بلا دریغا و آه و واویلا(2)
ز اشک و خون چشم اهل و ولا، زین عزا و مَحَن گشته طوفانی
رود اکنون زین مصیبت و غم، خانۀ دلِ ما رو به ویرانی
مدینه شد همچو کرب و بلا دریغا و آه و واویلا(2)
چه حزن انگیز از مدینه رسد با نوای عزا آه غربت او
ببر گلهای سرشک مرا ای صبا ز وفا سوی تربت او
مدینه شد همچو کرب و بلا دریغا و آه و واویلا (2)

  • شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 04:50
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( اى به تو از خالق داور سلام ) *

2283
1

اشعار شهادت امام باقر (ع) (  اى به تو از خالق داور سلام ) اى به تو از خالق داور سلام

از لب جانبخش پيمبر سلام

اى پدر عالم هستى همه

نخل على يوسف فاطمه

شمس و قمر را به نسب اخترى

نسل امام از پدر و مادرى

اختر تابنده دانش تويى

بلكه شكافنده دانش توئى

عالم علم احد قادرى

باقرى و باقرى و باقرى

دانشى كل نقطه ‏اى از مكتبت

علم لِدُنى سخنى بر لبت

مدح تو از قول خدا در نبى است

خلق تو آيينه خلق نبى است

مام تو ريحانه بخل بتول

جابرت اورده سلام از رسول

اختر تابنده ماه رجب

مهر فروزنده ما رجب

شهر رجب را تو مهين كوكبى

ماه فروزان نخستين شبى

علم نهانى ز گلستان تو

پير خرد طفل دبستان تو

هر نفست باغ گلى از كمال

هر سخنت پاسخ صدها سوال

مهر رخت اى به على نو

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 16:16
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

شعر شهادت امام باقر(ع) (سلام مــــــــــــا به بقیع و بُـــقاع ویرانش) *

3197
3

شعر شهادت امام باقر(ع) (سلام مــــــــــــا به بقیع و بُـــقاع ویرانش) سلام مــــــــــــا به بقیع و بُـــقاع ویرانش به آن حریم که بـــاشد مَلَک نگهبانش
سلام مــــــــــــــا به بقیع آن تجسُّم غربت گواه بـــــــــــــر سخنم تربت امامانش
بقیع تـــــــــربت پاک چهار معصوم است چهـــــــار نور خدا می دَمَد ز دامانش
یکی است حضرت باقر از آن چهار امام کـــــه داغ او زده آتش به قلب یارانش
غـــریب اوست که در موسم زیارت حجّ مدینه و آنهمه زایر که هست مهمانش
شب شهــــــــــــــادت او یک نفر نمیماند کــــه اشک غم بفشاند به قبر ویرانش
شهـــید شـــــد ز جــــور هشام آن مظلوم زهــــرتَعبِیه درزین که آب شد جانش
[ سیّد رضا مؤیّد ]

  • شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 04:54
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( بسر مى‏ پرورانم من هواى حضرت باقر) *

2142

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( بسر مى‏ پرورانم من هواى حضرت باقر) بسر مى‏ پرورانم من هواى حضرت باقر

بدل باشد مرا شوق لقاى حضرت باقر

ز عشقش جان من بر لب رسيده كس نمى‏ داند

كه نبود چاره ساز من سواى حضرت باقر

بگوشم هاتف غيبى سرود اين نكته را ديشب

كه باشد رخش دانش زير پاى حضرت باقر

چنان بگرفته علمش آفاق را يكسر

كه پيچيده در اين عالم صداى حضرت باقر

پيمبر گفت با جابر كه خواهى ديد باقر را

سلام از من رسان آنكه براى حضرت باقر

سوالاتى كه از وى كرده دانشمند نصرانى

جوابش را شنيد از گفته‏ هاى حضرت باقر

مسلمان گشت راهب ناگهان در محضر آن شه

منور شد دل او از ولاى حضرت باقر

شد آسان وضع حمل گرگ وحشى بيابانى

به روى قله ى كوه از دعاى حضرت باقر

بر ستاخيز اگر خواه

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 16:19
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

متن روضه شهادت امام باقر(ع) (من ذاکر انا الیه راجعونم) *

5713
6

متن روضه شهادت امام باقر(ع) (من ذاکر انا الیه راجعونم) من ذاکر انا الیه راجعونم
من خاطرات جانگداز دشت خونم
در کربلا بودم صغیری پنج ساله
همراه بابایم مرا بردند اسیری
دیدم پرستوهای دین را پر بریدند
در قتلگه جدم حسین را سر بریدند
آقا امام باقر همه صحنه های دلخراش کربلا را شاهد بود ، عاشورا را دیده ، قتلگاه را دیده امام باقر ، کوفه را دیده امام باقر، اما امروز مدینه یک پارچه غوغا بود ، مردم با سر و پای برهنه عقب جنازه امام باقر راه می رفتند آقا امام صادق شال عزا به گردن انداخته ، بدن امام باقر را آوردند کنار قبر عزیزانش دفن کردند ، مردم
تجلیل و احترام کردند پسر فاطمه را ، اما دلهای آماده:
ولی از شما می پرسم بدن پسر اینطور برداشته می شود احترام می شود

  • شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 05:25
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( قوام هستى محيط امكان ) *

2324
1

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( قوام هستى محيط امكان ) قوام هستى محيط امكان

بلوغ خلقت شكوه ايمان

فروغ توحيد دليل سرمد

بيان وحدت لسان برهان

بهشت رحمت صفاى جنت

بهار طوبى جمال يزدان

امام باقر كه فيض وافر

دهد كلامش به علم و عرفان

كه را شناسد جهان تحقيق؟

كه برتر از او كشيده ايوان

بدست سبزش رياض دين را

نموده خرم چنان گلستان

بداده قولش كلام حق را

هزار تفسير هزار عنوان

پناه قرآن ز كفر و باطل

ز كفر و باطل پناه قرآن

ولادتش را عنايتى دان

به اهل تقوى به اهل ايمان

به شا د باش دل پيمبر

دلى نباشد كه نيست شادان

مرا ز شوق است نواى شادى

چنانكه بر شاخ هزار دستان

ترانه خيزد ز تار پودم

قصيده ريزم ز جوهر جان

به هر كه بينم چو ناى مطرب

بود خوش آو

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 16:21
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( قوام هستى محيط امكان ) *

2530
1

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( قوام هستى محيط امكان ) قوام هستى محيط امكان

بلوغ خلقت شكوه ايمان

فروغ توحيد دليل سرمد

بيان وحدت لسان برهان

بهشت رحمت صفاى جنت

بهار طوبى جمال يزدان

امام باقر كه فيض وافر

دهد كلامش به علم و عرفان

كه را شناسد جهان تحقيق؟

كه برتر از او كشيده ايوان

بدست سبزش رياض دين را

نموده خرم چنان گلستان

بداده قولش كلام حق را

هزار تفسير هزار عنوان

پناه قرآن ز كفر و باطل

ز كفر و باطل پناه قرآن

ولادتش را عنايتى دان

به اهل تقوى به اهل ايمان

به شا د باش دل پيمبر

دلى نباشد كه نيست شادان

مرا ز شوق است نواى شادى

چنانكه بر شاخ هزار دستان

ترانه خيزد ز تار پودم

قصيده ريزم ز جوهر جان

به هر كه بينم چو ناى مطرب

بود خوش آو

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 16:23
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشك غم *

2624

اشك غم اشك غم
آسمان اشك غم از ديده ما بيرون كرد
دل ما را ز غم و غصّه لبالب خون كرد
هر دلى رسته ز غم بود، به غم كرد دچار
هر سرى لاف زد از عقل و خرد مجنون كرد

هر كه در دايره عشق و وفا گام نهاد
چرخش از دايره عشق و وفا بيرون كرد
پنچمين حجت حق حضرت باقر كه خدا
بهر او خلقت اين دايره گردون كرد
گشت مسموم جفا از اثر زهر وليد
شيعيان را به جهان غمزده و محزون كرد
چه دهم شرح غمش را كه ندانم به خدا
با دل خسته او زهر هلاهل چون كرد
گويم آن قدر كه تا بر سر زين جاى گرفت
آسمان زين فلك از غم او وارون كرد
قدر اين گوهر يكدانه ندانست فلك
كه غريبانه به زير لحدش مدفون كرد
مى رود اشگ غم از چشم ملايك «خسرو»
شعر جانسوز تو چون

  • پنج شنبه
  • 23
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 11:30
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( اى بوسه گاه جن و ملك، خاك پاى تو ) *

2682
2

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( اى بوسه گاه جن و ملك، خاك پاى تو ) اى بوسه گاه جن و ملك، خاك پاى تو

جان تمام عالم خاكى فداى تو

اى اختر سپهر ولايت، كه تا ابد

عالم منور است به نور لقاى تو

از شهريار كشور دانش، كه در جهان

نشناخت كس مقام تو را جز خداى تو

اى ريزه خوار سفره علمت جهانيان

خورشييد علم، كرده طلوع از سراى تو

اى باقر العلوم كه هنگام مكرمت

باشد هزار حاتم طايى گداى تو

پنجم ولى و حجت خلاق عالمى

لوح دل است مهر به مهر و ولاى تو

در عرصه وجود نهى قبل از آنكه پاى

داده سلام احمد مرسل براى تو

هر كس تورا شناخت، دل از ديگرى بريد

بيگانه گشت با همه كس، آشناى تو

چندين هزار عالم و دانشور فقيه

آمد برون ز مكتب و دانشسراى تو

آن پير سالخورده راهب تو را چو د

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 17:00
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشک در خانه حق جاری کن *

2548

اشک در خانه حق جاری کن اشک در خانه حق جاری کن

پنجمین گوهر پاک نبوی

باقر العلم علوم نبوی

بود در کرببلا همره باب

دلش آنروز زکین گشت کباب

بود قوتش چو پدر اشگ فزون

زهر هم داد بر او قاتل دون

گاهی از داغ شهیدان می سوخت

گاهی از زهر لعینان می سوخت

گفت ای نور دو چشمان ترم

بنشین تو به برم ای پسرم

تا به دامان تو سر بگذارم

با تو من چند وصیت دارم

بدنم را به سر جامه گذار

در بر خاک تنم خویش سپار

از برایم تو عزاداری کن

اشک در خانه حق جاری کن
خلیل کاظمی

  • پنج شنبه
  • 23
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 11:34
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) (فصل بهار آمد و عالم معطر است) *

2349

اشعار شهادت امام باقر (ع) (فصل بهار آمد و عالم معطر است) فصل بهار آمد و عالم معطر است

بوى نسيم صبح بسى روح پرور است

گويا ز خلد مى ‏وزد اين باد مشكبيز

كاين سان دماغ ابر ز بوى خوش‏تر است

هم اين زمين مرده شده احيا ز فيض او

هم اين جهان پير، جوان بار ديگر است

چندان نموده عقد عقد جواهر نثار يار

كز فيض او فضاى زمين، پر ز گوهر است

گستره است فرش ز مرد به صحن باغ

دهقان باغ را ندانم چه بر سر است

در بزم بلبل آمد گل، باز بى نقاب

اما به سوز حسن رخش طرفه چادر است

نرگس گشوده چشم تماشا به روى گل

سوسن به صد زبان، پى مدحش ثناگر است

بنگرد مى به شاخه نيلوفر از شعف

در پيچ و خم، چو زلف عروسان دلبر است

ريحان تو گويى آمده از خطّه خطا

مجموع بار او همه از مشك

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 17:11
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) (اى ز سرو قدّ رعنا بر صنوبر طعنه زن ) *

2358

اشعار شهادت امام باقر (ع) (اى ز سرو قدّ رعنا بر صنوبر طعنه زن   ) اى ز سرو قدّ رعنا بر صنوبر طعنه زن

و اى ز ماه روى زيبا مهر را رونق شكن

همچو من هر كس رخ و قد تو بيند تا ابد

فارغ است از ديدن خورشيد و از سرو چمن

گر خرامى صبحدم در طرف باغ اى گل عذار

غنچه از شرم دهانت هيچ نگشايد دهن

اى تو شمع انجمن از فرط حسن و دلبرى

هر كجا دارند خوبان دو عالم انجمن

نسبت حسن تو با يوسف نشايد داد از آنك

صد هزاران يوسفت افتاده در چاه ذقن

چشم جادويت نموده شرح بابل مختصر

بوى گيسويت شكسته رونق مشك ختن

كى توانم كرد وصف و چون توانم داد شرح

ز آنچه عشقت مى كند اى نازنين با جان من

بس بود طبعم پريشان از غم زلفت مگر

با خيال قد رعنايت كنم موزون سخن

در مديح صادر اول امام پنجم

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 17:13
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

بقیع و بقاع *

2725

بقیع و بقاع بقیع و بقاع

سلام ما به بقیع و بقاع ویرانش

برآن حریم که باشد ملک نگهبانش

سلام ما به بقیع آن تجسم غربت

گواه بر سخنم تربت امامانش

بقیع کعبه قدس چهار معصوم است

چهار نور خدا می دمد زدامانش

یکی است حضرت باقر آز آن چهار امام

که داغ او زده آتش به قلب یارانش

شهید شد ز جفای هشام آن مولا

ز زهر تعبیه در زین که اب شد جانش

غریب اوست که در موسم زیارت حج

مدینه و آنهمه زائر که هست مهمانش

شب شهادت او یک نفر نمی ماند

که اشک غم بفشاند به قبر ویرانش

دری که سجده گه قدسیان بود خاکش

به زائرش ندهد اذن بوسه دربانش
سید رضا مؤید

  • جمعه
  • 24
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 15:05
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( دلم پَر مى زند امشب براى حضرت باقر ) *

2329

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( دلم پَر مى زند امشب براى حضرت باقر ) دلم پَر مى زند امشب براى حضرت باقر

كه گويم شرحى از وصف و ثناى حضرت باقر

نديده ديده گيتى به علم و دانش و تقوا

كسى را برتر و اعلم به جاى حضرت باقر

ز بهر رفع حاجات و نياز خويش گرديده

سلاطين جهان يكسر گداى حضرت باقر

زبان از وصف او اَلكَن قلم از مدح او عاجز

كه جز حق كس نمى داند بهاى حضرت باقر

نزايد مادر گيتى ز بهر خدمت مردم

به جود و بخشش و لطف و سخاى حضرت باقر

بود عقل بشر مات و به حيرت عارف و دانا

ز صدق و پاكى و مهر و وفاى حضرت باقر

به ذرات جهان يكسر بود او هادى رهبر

كه جان عالمى گردد فداى حضرت باقر

به زير ابر پنهان شد مه و خورشيد از حجلت

ز شرم نورروى دلرباى حضرت باقر

برو كسب فضيلت

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 17:17
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

من امام تمام دنیایم *

2290

من امام تمام دنیایم من امام تمام دنیایم
بر تمامی خلق مولایم
باقر علم احمد و علی ام
چون که من هم ز نسل زهرایم
روزها شمس و ماه هم هر شب
روی خود می نهند بر پایم
روی بال دعا و سجاده
آسمان غرق در تماشایم
من شکافندۀ علوم شدم
از دعاهای خیر بابایم
گوهر علم و آیه های حدیث
ریزد از درّ سرخ لب هایم
من امام طلوع امروزم
من شفیع غروب فردایم
دست بر دامنم اگر بزنید
از زمین تا بهشت پر بزنید
شاعر:مهدی نظری

  • یکشنبه
  • 3
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 15:47
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( ای دومین محمد و ای پنچمین امام ) *

2277
2

اشعار شهادت امام باقر (ع) ( ای دومین محمد و ای پنچمین امام ) ای دومین محمد و ای پنچمین امام
از خلق و از خدای تعالی تو را سلام
چشم و چراغ فاطمه، خورشید هفت نور
روح و روان احمد و فرزند چار امام
آن هفت نور روشنی چشم هفت آفتاب
آن چار امام خود پدر این چهار امام
وصف تو را نگفته خدا جز به افتخار
نام تو را نبرده نبی جز به احترام
هم ساکنان عرش به پایت نهاده رخ
هم طایران سدره به دستت همیشه رام
حکم خدا به همت تو گشته پایدار
دین نبی به دانش تو مانده مستدام
با آنهمه جلال و مقامی که داشتی
دیدی ستم ز خصم ستمگر علی الدوام
گه دید چشم پاک تو بیداد از یزید
گاهی شنید گوش تو دشنام از هشام
گریند در عزای تو پیوسته مرد و زن
سوزند از برای تو هر روز خاص و عام
گاهی به دشت کرب و ب

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 17:52
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

از سوز تشنگی جگرم ناله می کند *

3099

از سوز تشنگی جگرم ناله می کند از سوز تشنگی جگرم ناله می کند
نذر حسین، روضه ی ده ساله می کند
یاد لبان خشک و عطش خورده ی حسین
بین دو نهر آب مرا واله می کند
آری منای من شده یک عمر خون دل
این غم مرا شبیه به آلاله می کند
امروز یاد کرب و بلا می کشد مرا
در گلشن بقیع، مرا لاله می کند
من آشنای کعب نی و تازیانه ام
زخمم نظر به گریه ی غسّاله می کند
از بس که سر به پیش نگاه ترم شکست
چشمم عجیب همدمی ژاله می کند
نوری که بود شاهدم از قتلگاه سرخ
حالا چه سبز دور سرم هاله می کند
این مادر است و این پدر و جدّ اطهرم
زهرا مرا خلاص ز قتّاله می کند
شاعر:محمود زولیده

  • یکشنبه
  • 3
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:13
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام محمدباقر(ع)-(نمی‌دانم چرا افسرده دل‌هاست) *

3552
1

شعر شهادت امام محمدباقر(ع)-(نمی‌دانم چرا افسرده دل‌هاست) نمی دانم چرا افسرده دلهاست

گمانم ماتم فرزند زهراست
امام باقر از بیداد دشمن

شهید مکتب خلّاق یکتاست
ضیاء چشم زین العابدین است

چراغ پر فروغ علم و تقواست
غبار غم نشسته بر رخ ما

در این ماتم ز سینه ناله برخواست
شد از کینه به زهر آلوده مسموم

همان کو دین زعزمش پای برخاست
زداغ جانگدازش اختر اشک

روان از آسمان چشم زهراست
بیاد آن مزار بی چراغش

ز دیده اشک ما جاری در اینجاست

(حافظي)

  • شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 03:35
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

از سوز زهر پیکرم آتش گرفت و سوخت *

3622
1

از سوز زهر پیکرم آتش گرفت و سوخت از سوز زهر پیکرم آتش گرفت و سوخت
یا رب ز پای تا سرم آتش گرفت و سوخت
مسمومم و زبانه کشد شعله از تنم
از این شراره بسترم آتش گرفت و سوخت
من یادگار کرب و بلایم که روز و شب
با روضه هاش خاطرم آتش گرفت و سوخت
می سوخت بین تب تن بابا به خیمه ها
صد بار قلب مضطرم آتش گرفت و سوخت
هنگامه ی غروب که غارت شروع شد
هر کس که بود در حرم آتش گرفت و سوخت
یک زن نمانده بود که شعله به تن نداشت
چادر نماز مادرم آتش گرفت و سوخت
معجر دگر به روی سر دختری نماند
دیدم که موی خواهرم آتش گرفت و سوخت
خنده دگر ندید کسی بر لب رباب
تا جای خواب اصغرم آتش گرفت و سوخت
در کوفه تا كه رأس حسین شهید را
دیدم به نیزه، حنجرم آتش گرفت و سوخت

  • یکشنبه
  • 3
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:39
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

نوحه شهادت امام محمد باقر(ع) ,(قبر باقر بی چراغ است نور بارانش کنید) *

3072
1

نوحه شهادت امام محمد باقر(ع) ,(قبر باقر بی چراغ است نور بارانش کنید) قبر باقر بی چراغ است نور بارانش کنید
یادی از درد دل و غمهای دورانش کنید
شمع دل خاموش اگر شد پرتو افشانش کنید
شعله آهی بیارید و فروزانش کنید
قبر باقر بی چراغ است نور بارانش کنید
یادی از درد دل و غمهای دورانش کنید
دل که مرد از بی غمی دیگر نمی ارزد به هیچ
زلف او را یاد آرید و پریشانش کنید
قبر باقر بی چراغ است نوربارانش کنید
یادی از درد دل غمهای دورانش کیند
حرمت غم را نگهدارید ای دلدادگان
روز و شب گرد سرش گردید و مهمانش کنید
قبر باقر بی چراغ است نور بارانش کنید
یادی از درد دل و غمهای دورانش کنید
نیست تاب چشم زخم آن ماه مهر افروز را
تا نبیند روی او را ماه پنهانش کنید
قبر باقر بی چراغ است نوربارانش

  • جمعه
  • 28
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 23:02
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

تو را غرق محن کردند اما.. *

2599

تو را غرق محن کردند اما.. تو را غرق محن کردند اما..
غریبت در وطن کردند اما...
غریبانه تو جان دادی، ولیکن
تو را غسل و کفن کردند اما
شاعر:سید مجتبی شجاع

  • یکشنبه
  • 3
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد