شهادت امام محمد باقر (ع)

مرتب سازی براساس
 سیدبشیر حسینی میانجی

شهادت امام محمد باقر(ع) -(دوباره موسم آه و نوا شد) * سیدبشیر حسینی میانجی

574

شهادت امام محمد باقر(ع) -(دوباره موسم آه و نوا شد) دوباره موسم آه و نوا شد
دل ما با غم یار آشنا شد
دلا! دانشسرای حضرت دوست
برای دوستانش غمسرا شد
امام پنجم ما گشت مسموم
به قرآن مبین و دین فدا شد
هشام پَست ظلمی آنچنان کرد
که باقر کُشته ی زهر جفا شد
گل باغ ولا پژمرد آخر
هَزاران همدم اهل ولا شد
الا ای بلبل شیدا نوا کن
که دیگر صحن گلشن بی صفا شد
بزن بر سینه و بر سر که اینک
عزای حضرت باقر به پا شد
به وقت کودکی در کربلا بود
از آن رو روز و شب کارش بُکا شد
ز دنیا رفت با قلبی پر از غم
به ماتم قلب عالم مبتلا شد
دلش دریای غم بود و پر از درد
دگر راحت شد و دردش دوا شد
عزیز حضرت سجّاد، باقر
مشرّف بر حضور مصطفا شد
چنان افغان نمودند آل هاشم
که گویا شهر یثرب کربلا شد
ز جان شد باقرالعلم النبیّین
عزادارش تمام انبیا شد
عزاداران خورشید غریبیم
ز هجرش روز ما شام عزا شد
«بشیر»ا کن دعا بر سوگواران
دلت بشکست و هنگام دعا شد

  • سه شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 18:59
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

متن شعر ر شهادت جانسوز یابن السجاد(ع) -(بیدار بود و مضطرب در تب دلش خون شد) * مرضیه عاطفی

448

متن شعر ر شهادت جانسوز یابن السجاد(ع) -(بیدار بود و مضطرب در تب دلش خون شد) بیدار بود و مضطرب در تب دلش خون شد
از خاطراتِ کودکی هر شب دلش خون شد

با یادِ بابایِ مریض احوالِ در خیمه
در گریه هایِ بیهوا اغلب دلش خون شد

آهی کشید و هر چه ذهنش رفت در گودال
از قاتلانِ پست بد مَشرَب دلش خون شد

از خنده هایِ حرمله(لع) از فحش هایِ شمر(لع)
از نیزه های نحس لامذهب دلش خون شد

با جملهٔ "ألشمرُ جالِس" جان به لب میشد
یک عمر از عنوانِ این مطلب دلش خون شد

از داغِ جدّ تشنه لب گریان شد و هر بار-
حس کرد ظرف آب را بر لب؛ دلش خون شد

از فکرِ بر انگشت و انگشتر به هم می ریخت
از نعل هایِ تازه بر مرکب دلش خون شد

در روضهٔ دروازهٔ ساعات جان میداد
میگفت،آنجاعمه-جان زینب(س) دلش خون شد...
*
آورد یک نامرد تشتِ حاویِ "سر" را
افتاد بر جانِ رقیه(س) تب...دلش خون شد!

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 18:14
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

امام محمدباقر(ع) -(ای کاشف علم ازلی یا باقر) * رسول چهارمحالی

314

امام محمدباقر(ع) -(ای کاشف علم ازلی یا باقر) ای کاشف علم ازلی یا باقر
ای پور حسین بن علی یا باقر
خورشید عدالت و امامت باقر
فرموده رسول حق سلامت باقر
مدیون تو با علم و کلامت هستیم
چون سائل درگاه وغلامت هستیم
همچون پدر وعموی خود مظلومی
از صحن وسرا و حرمی محرومی
هم نام نبّی العربی یا باقر
ای عالم سرّ ازلی یا باقر
در مکتب زهرا و علی خلق شدی
از نور خدا تو یک ولی خلق شدی
درمحضر باب و جدّ خودبحر شدی
سرچشمه ی علم بودی و فخرشدی
حُجاج همه مُحْرِم دلدار شدند
بر خاک بقیع تو گرفتار شدند
جز یوسف زهرا به تو ذاکر نبود
خالیست مدینه هیچ زائر نبود
شد شمع فروزان حریمت مهدی
مولای غریب بسته با تو عهدی
روزی به بقیع ات حرمی می سازد
شیعه ز وجود تو به خود می نازد

  • یکشنبه
  • 18
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 14:06
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه واحد امام باقر(ع) -(پای دَرسَت شیعه جان گرفت) *

12

نوحه واحد امام باقر(ع) -(پای دَرسَت شیعه جان گرفت) پای دَرسَت شیعه جان گرفت
جان‌ها عطری جاودان گرفت
ای که نامت آسمانی اَست
رفتی، قلبِ آسمان گرفت

ای ماهِ آسمان دل‌ها
جا داری در میان دل‌ها

داغت بر دل داغی آشناست
هرجا هردم بیرقت به‌پاست
ما با یادت گریه می‌کنیم
ای که یادت یادِ کربلاست

خورشید نیزه‌ها را دیدی
آری تو کربلا را دیدی

دیدم عمری تربت تو را
دارم دردِ غربت تو را
باز ای مولا از چه رو شکست
جهلِ دشمن حرمت تو را؟

دلتنگ مرقد تو ماییم
روزی تا صحن تو می‌آییم

شاعر: علی_مؤیدی

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:41
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مرثیه شهادت امام باقر(ع) -(امشب دیگر مهمانم من نور عین) * رسول چهارمحالی

377

مرثیه شهادت امام باقر(ع) -(امشب دیگر مهمانم من نور عین) سبک :مگه یادم میره
--------------------------
امشب دیگر مهمانم من نور عین
امشب دیگر میخوانم من از حسین
جانم حسین ،جانم حسین ،یا حسین(2)

مگه یادم میره کرب و بلا و غصه و درد
مگه یادم میره سیلی صورت ،دست نامرد
مگه یادم میره که صورت سه ساله شد زرد
-----------------------------------
مگه یادم میره من بودم و به طفل محزون
مگه یادم میره سه ساله عمه ولی دل خون
مگه یادم میره شعله آ تش تو گلستون
-------------------------------------------
مگه یادم میره از کربلا تا کوفه و شام
مگه یادم میره بزم شراب و مجلس شام
مگه یادم میره خطبۂ عمه پیش بابام
----------------------------
مگه یادم میره به روی نی رأس شهیدان
مگه یادم میره به تازیانه گشته مهمان
خودم دیدم به نی یه حافظ و قاری قرآن
--------------------------
مگه یادم میره کبودی صورت و پهلو
مگه یادم میره کافر می بُرد ماها رو هر سو
مگه یادم میره اشک چشام شد آ ب وضو
---------------------
مگه یادم میره پر زدن به شیر خواره
مگه یادم میره یه مادری که بی قراره
مگه یادم میره چشم هایی که ابر بهاره
----------------------------
امشب دیگر مهمانم من نور عین
امشب دیگر میخوانم من از حسین
جانم حسین ،جانم حسین ،یا حسین(2)

  • یکشنبه
  • 18
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 14:12
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهدت امام باقر(ع) -(به سوی خاک بقیع دلم مسافر گشته) * رسول چهارمحالی

315

شهدت امام باقر(ع) -(به سوی خاک بقیع دلم مسافر گشته) به سوی خاک بقیع دلم مسافر گشته
در عزایش بنگر شاعر و ذاکر گشته
پنجمین نور خدا گشته فدا واویلا
تسلیت، کشتۂ حق امام باقر گشته

شهر مدینه امشب غرق عزای باقر
صادق بغل گرفته حزن و نوای باقر
گرد یتیمی امشب بر دیدگان صادق
صد حیف نیست زائر اندر سرای باقر

باقر علم رسول ای مه لقا
از پدر داری نشان در کربلا
روی نی راس حسین را دیده ای
یا ابا اباجعفر امام ره گشا

ای امامی که شکافنده علمی باقر
به همه خلق شما صاحب حلمی باقر
یادگار سفر کرب و بلا عالم دین
از تبار علی و واژه ی سلمی باقر

تسلیت صاحب زمان امشب عزای باقر است
صادق از داغ پدر نوحه خوان و ذاکر است
باز شد کانون غم ها در مدینه وای وای
حضرت زهرا عزادار و علی مسافر است

ناقوس ماتم اندر شهر مدینه در زد
دنیا ز داغت آقا بر سینه و به سر زد
زهر جفا اثر کرد بر جان پاک باقر
نور امام باقر از ارض بال و پر زد

  • یکشنبه
  • 18
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 14:13
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهادت امام محمدباقر(ع) -(تاریک و خموش است چرا قبر شریفت) * رسول چهارمحالی

306

شهادت امام محمدباقر(ع) -(تاریک و خموش است چرا قبر شریفت) تاریک و خموش است چرا قبر شریفت
در شهر پیمبر ز چه خاموش حریمت
فرزند علی و گل خوش بوی پیمبر
خاکیست چرا مرقد پر نور و عزیزت

شب جمعه دل من زائر شش گوشه ی توست
شب جمعه نفسم ذاکر هر روضه ی توست
شب جمعه بدنم گرم طواف غم توست
هر کجا ذکر لبم نوحه گر ماتم توست

کاش آدینه ای آید که کنارت باشم
مست دیدار رخ و رنگ نگارت باشم
یوسف فاطمه ای مضطر احوال همه
کاش آن جمعه بیاید که یارت باشم

شهر مدینه امشب غرق عزای باقر
صادق بغل گرفته حزن و نوای باقر
گرد یتیمی امشب بر دیدگان صادق
صد حیف نیست زائر اندر سرای باقر

مهدی عزا گرفته اندر عزای باقر
امشب شده مولا بر قبر او زائر
سینه زن غم اوست تنهادر مدینه
بانگ عزا میاید از نای مردی طاهر

کاش می شد که شوم زائر صحن خاکی
کاش می شود بزنم بوسه به خاک پاکی
کاش در موسم حج قبل منا و عرفات
می شدم حریف این عقده ز قلب شاکی

یا باقر العلوم فدای غریبی ات
آن لحظۂ بردن سوی اسیری ات
همراه کاروان از کوفه تا به شام
جانها فدای روضه شیب الخضیبی ات

  • یکشنبه
  • 18
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 14:15
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهادت امام باقر(ع) -(ذاکر روضه های حسینم،بوده در کربلا ی حسینم) * رسول چهارمحالی

430

شهادت امام باقر(ع) -(ذاکر روضه های حسینم،بوده در کربلا ی حسینم) سبک:من که مانند نی در نوایم
......................................................
یابن الزهرا،یابن الزهرا،وامصیبت(2
...............................................
ذاکر روضه های حسینم،بوده در کربلا ی حسینم
با پدر بوده ام کوفه و شام،رنج و سختی کشیدم و دشنام
دشمن ما،برده ما را،در اسارت
در خرابه،داده اسکان،بهر خجلت
...................................................
باقر علم احمد منم من،کاشف دین سرمد منم من
در علوم و فنون موشکافم،نسل حیدر گل مصطفایم
دشمن دین،کینه دارد،بر من و ما
می کشد او،راه و رسم ،عزت ما
............................ .......................
سوزد از زهر کین جگر من،ناله آید به لب در غم من
مهدی فاطمه در عزا شد،حضرت مرتضا در نوا شد
کشته گشته ،باقر ما،معدن علم
در عزایش،سوگواریم،وای از این غم
............................................... .. .
صاحب این عزا گشته صادق
در غم جانفزایش کند دق
حضرت ساجدین غرق ماتم
فاطمه روضه خوان گشته از غم
می سرآیم،ناله های ،ماتم او
اشگ و ناله،شد روانه،در غم او
...................................................
حضرت حجت اندر غم تو،بر سر قبر تو زائر تو
در بقیع روضه خوان مادر تو،سینه زن حیدر از ماتم تو
می سرآید،از زبان،کوفه و شام
از رقیه، از سکینه،مجلس شام

  • یکشنبه
  • 18
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 14:17
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهدت امام باقر(ع) -(در غمت ای امام،می زنم ناله ها) * رسول چهارمحالی

332

شهدت امام باقر(ع) -(در غمت ای امام،می زنم ناله ها) سبک:یا ابا صالح مددی مولا
....................................................
آه و واویلا،در غم باقر(2)
.....................................................
در غمت ای امام،می زنم ناله ها
داغ تو بر دلم،ای امام همام
مولا
نور چشمان،حضرت سجاد
یاوری تو بر،عمه ی سادات
...................................................
ای که در علم و دین،شهره ی عالمی
کاشف علمی و ،باقر احمدی
آقا
دشمنت بر تو،چه جسارت کرد
حین اسارت،بد نگاهت کرد
................................................
یادگارم خدا،از غم کربلا
کوفه و شام را،کرده ایم کربلا
جانا
در اسارت من،بوده ام هر دم
در خرابه هم،دیده ام من غم
.....................................................
ای مدینه به غم،در عزایش بخوان
بر سر قبر بی،زائرش روضه خوان
ای خاک
بر سر قبرش،زائری هیچ نیست
جز امام عصر،روضه خوانی نیست
....................................................
این گل فاطمه،دیده رنج و بلا
رفته از کربلا،تا به شام از جفا
مولا
همره بابا،در اسارت بود
گوئیا عاشق،بر شهادت بود
..................................................
صاحب این عزا،مهدی فاطمه
می سرآید کنون،ناله بی واهمه
آقا
در غم و اندوه،عالم شیعه
نوحه خوان حیدر،روضه فاطمه
..................................................
همره فاطمه،در عزایم خدا
روضه خواندم همی،بر غم کربلا
مولا
ساقی نالان،ناله ای سر کن
در غم باقر،آه و ماتم کن

  • یکشنبه
  • 18
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 14:18
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهادت امام باقر(ع) -(اِی نامِ تو قرارِ دلِ بیقرارها) * محسن مرادنوری

388
1

شهادت امام باقر(ع) -(اِی نامِ تو قرارِ دلِ بیقرارها) اِی نامِ تو قرارِ دلِ بیقرارها
حرفِ تو ماندگارتَرین یادگارها

دَرکِ بَشر به فَهمِ مَسائل نمی رسید
از علمِ تو شِکستَه تَمامِ حِصارها

تَعبیرهای نابِ تو راهِ عُبورِ ماست
اِی مُعتبرتَر از همهء اِعتبارها

سِیلِ فِرشتِگانِ خدا پای دَرسِ تو
شاگردی اَت بُزرگتَرین اِفتخارها

از هر طَرف به مادرِ سادات میرَسی
مَحوِ سُلالهء تو تَمامِ تَبارها

ای سِوّمین اِمامِ سِتم دیدهء بَقیع
قُربانِ خاکِ قبرِ تو سَنگِ مَزارها

از کوچه های شام تو هم شکوه اِی بِکُن
اِی بازماندهء سَفرِ نِی سَوارها

اَصلاً خودَت بِگُو چقدَر بینِ ازدِحام
خوردِه ست بر سَرت لَگدِ نِیزه دارها

بی شَک تو هم میانِ بیابان دُویده اَی
مثلِ رقیه رَفته به پای تو خارها

با آنکه تو مُراقبِ او بوده اِی، وَلی
از دَستهای زَجر، کُتک خورده بارها

اِی وای از آن دَمی که به دستِ حَرامیان
از گُوشها کشیده شَوَد گُوشوارها

التماس دعای فرج

  • یکشنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1402
  • ساعت
  • 13:30
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 حسین رحمانی

امام باقر(ع) -(نه ایوون و نه گنبد و نه صحنی داره حرمت) * حسین رحمانی

676

امام باقر(ع) -(نه ایوون و نه گنبد و نه صحنی داره حرمت) نه ایوون و نه گنبد و نه صحنی داره حرمت
یه روضه ی مجسمه گرد و غباره حرمت
پر زده باز مرغ دلم شد بیقرار حرمت
کاش بشینه روی پرم گرد و غبار حرمت

السلام علیک امام باقر امام باقر
امشب آقای من نداری زائر نداری زائر

خاکیه تربتت بمیرم آقا بمیرم آقا
واسه ی غربتت بمیرم آقا بمیرم آقا

ای امان ایدل ای وای...

تو یادگار کربلا ، شاهد رنج حرمی
تو روای مصیبت و درد و غم محرمی
تو دیدی دست و پا میزد تو قتلگاه شاه غریب
والشمر جالس علی ... شاهد ذبح اعظمی

غارت خیمه و حرم رو دیدی حرم رو دیدی
علقمه دستای قلم رو دیدی قلم رو دیدی

غارت معجر و جسارت دیدی جسارت دیدی
با همون کم اسارت دیدی اسارت دیدی

ای امان ایدل ای وای

پاره جگر شدی اگر از اثر زهر جفا
خونه دل تو واسه ی مصیبت شام بلا
یادت نمیره اون روزا به گردنت سلسله بود
جواب گریه ی شما رقص و کف و هلهله بود

خاطره داری از ، خرابه آقا ، خرابه آقا
داغ تو مجلسه شرابه آقا ، عذابه آقا

یادته خیزرون ، جسارت میکرد ، جسارت میکرد
یادته عمه جان ، به سینه میزد ، به سینه میزد

ای امان ایدل ای وای...

  • سه شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 12:35
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

متن شعر شهادت امام باقر علیه السلام -(دست بر سینه رو به این خانه..) * سید پوریا هاشمی

496

متن شعر شهادت امام باقر علیه السلام -(دست بر سینه رو به این خانه..) دست بر سینه رو به این خانه..
ایستاده گدای پرچانه

السلام علیک حضرت شمع
و علیک السلام پروانه

عاقلان فیض گریه میگیرند
از نمِ گریه های دیوانه

جان من پیشکش برای شما
پس دلم را بگیر بیعانه

حکمتش چیست قوم اربابان..
با گدا میشوند هم شانه

صاحب روزه دار ما انداخت
بهر ما سفره های شاهانه

ای بزرگ بدون صحن و حرم
که مزارت شده ست ویرانه

دل خود را مدینه ات کردیم
حرمی ساختیم جانانه

کاش میشد حیاط صحن تو را..
آب و جارو کنیم روزانه

ایمن از حادثات شوم شدم..
خادم باقرالعلوم شدم..

ناله را از جگر رها می‌کرد
آسمان هم عزا عزا می‌کرد

چشمهایش که تارشد از درد
مادرش را فقط صدا می‌کرد

با همان صورت ورم کرده..
سجده بر درگه خدا می‌کرد

تشنه بود و به آب کار نداشت
زخم را با نمک دوا می‌کرد

یادگار غروب عاشورا
یاد روز دهم چه ها می‌کرد

داد میزد حسین وای حسین
حجره را داشت کربلا می‌کرد

جد من زیر زخم های عمیق..
خویش را سخت جابه‌جا می‌کرد

جامه اش را کسی به تن می‌کرد
چکمه اش را کسی به پا می‌کرد

کاش یک مرد بود قاتل را..
از روی سینه اش جدا می‌کرد

ناله فاطمه به گوش رسید
شمر اما مگر اِبا میکرد؟!

نه کسی بیخیال خیمه شد و..
نه کسی از زنان حیا میکرد

پای این روضه آه باید مرد..
دختر بوتراب سیلی خورد

  • پنج شنبه
  • 19
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:48
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

واحد امام باقر(ع) -(وارث حلم علی، باقرالعلم نبی) * یوسف رحیمی

5

واحد امام باقر(ع) -(وارث حلم علی، باقرالعلم نبی) وارث حلم علی، باقرالعلم نبی
چشمهٔ نوری و ما غرق در تشنه‌لبی

تویی که منبر تو عالمو عاشق می‌کنه
دلای تشنه رو لبریز حقایق می‌کنه
هر مشامی رو پر از عطر شقایق می‌کنه

تویی بهار امامت، ای مأمن اُمت
خورشید کرامت، ای ماه منابر
تویی چراغ هدایت، ای سورهٔ عصمت
ای آیهٔ رحمت، یا حضرت باقر

جان پیغمبر مولا مولا
وارث حیدر مولا مولا
یا اباجعفر مولا مولا

«یا اباجعفر مولا مولا»

اومدم با یه سلام، که باشم جابر تو
با صد امید اومدم، تا بشم زائر تو

می‌رسه عطر سلام نبوی از حرمت
من حساب وا می‌کنم آقا بازم رو کرمت
تا که صورت بذارم روی غبار قدمت

هوای مدينه داره، چشمی که می‌باره
قربونِ غبارِ روی سر زائر
بده برات زیارت، دارم آقا حاجت
ای صبح اجابت، یا حضرت باقر

ا‌شک دلتنگی تو چشمامه
هر چی که دارم از آقامه
شفیع امروز و فردامه

«یا اباجعفر مولا مولا»

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:38
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه امام باقر(ع) -(میون شبای تیره، تو ماه تمومی) * محمدرضا شفیعی

5

زمینه امام باقر(ع) -(میون شبای تیره، تو ماه تمومی) میون شبای تیره، تو ماه تمومی
ای آقا تو فخر شیعه، باقرالعلومی

از شور جهاد تو این باغ سرزنده شده
این مکتب به برکت تو پاینده شده

آب حیاته، چراغ راهه
حرف تو واسه ما
جوشش علمت، جذبۀ چشمت
غوغا کرد، تا ابد تو دلا

تو دل تو داغ عصرِ عاشورا نشسته
عمه زینبو می‌دیدی با دستای بسته

اولین خاطرۀ تلخت داغ شهداست
علت بارون نگاهت آه اسراست

خیمه و غارت، داغ اسارت
روضۀ هر شبه
یه عمره آقا، دلیل اشکات
غصۀ غربت زینبه

ستاره صبحی آقا توی شام غم‌ها
تو کودکی هم خروشی داری مثل مولا

شمشیر کلام تو هردم غوغا می‌کنه
وقتی که یزیدو تو مسجد رسوا می‌کنه

عزت زهرا هیبت مولا
تو نگات جاریه
تیغ کلامت بر سر دشمن
تا قیامت آقا کاریه

شاعر: سیدعلیرضا_شفیعی
نغمه‌پرداز: محمدرضا_رضایی

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:39
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 طاها تحقیقی

زمینه شهادت امام باقر(ع) -(پنج ساله بودم، که دیگه شدم سیر از دنیا) * طاها تحقیقی

16

زمینه شهادت امام باقر(ع) -(پنج ساله بودم، که دیگه شدم سیر از دنیا) بند اول:

پنج ساله بودم، که دیگه شدم سیر از دنیا
پنج ساله بودم، تو آتیش میسوختن خیمه‌ها
پنج ساله بودم، چیا که ندیدم عاشورا

یادم نمیره، کربلا و گودالو
یادم نمیره، ازدحام و جنجالو
یادم نمیره، پیکرای پامالو

یاد ذبیحاً بِقفا گریه میکنم
یاد شهید سر جدا گریه میکنم
یاد مُرَمل بِدِما گریه میکنم

گریه میکنم...

بند دوم:

پنج ساله بودم، دلم خون و چشمم دریا شد
پنج ساله بودم، که دیدم تو مقتل غوغا شد
پنج ساله بودم، سره سر بریدن دعوا شد

یادم نمیره، قتل صبر جدم رو
یادم نمیره، نیزه های درهم رو
یادم نمیره، ضربه های محکم رو

یاد اسیر الکربات، گریه میکنم
یاد قتیل العبرات، گریه میکنم
با روضه ی آب فرات گریه میکنم

گریه میکنم...

بند سوم:

پنج ساله بودم، چه زخمی از این دنیا خوردم
پنج ساله بودم، با داغ اسارت پژمردم
پنج ساله بودم، که روزی هزار دفعه مُردم

یادم نمیره، رنج کوفه و شام و
یادم نمیره، طعنه ها و دشنام و
یادم نمیره، ما و نذر اطعام و

عمریه بی حد و حساب، گریه میکنم
با روضه ی بزم شراب، گریه میکنم
واسه رقیه و رباب، گریه میکنم

گریه میکنم...

شعر: طاها_تحقیقی، حسین_نوری
ملودی: طاها_تحقیقی

  • چهارشنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 02:43
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد