ما مصیبت زدۀ کرب و بلاییم حسین
بال و پر سوختۀ آل عباییم حسین
بسکه خون دل از این دیده ز غم های تو رفت
همنشین لب دریای بکاییم حسین
عمر دنیا نرسد چون به عزاداری تو
تا قیامت ز غمت عقده گشاییم حسین
روز محشر که همان یوم یفر المرءست
ما سراسیمه به سوی تو بیاییم حسین
چون که احداث شود منبر منصور ملک
باز پا منبری یار تو ماییم حسین
هر که در حشر تو محشور شود با اهلش
ما به اذن تو ز طیف شهداییم حسین
همه آبادی دل از کرم مادر توست
ورنه ویرانه دل از شام بلاییم حسین
ما خجالت زدۀ غافله سالار غمیم
که سر افکندۀ (نحن اسراءیم )حسین
چادر و معجر و عمامه اگر سوخته شد
ما به جای مانده از آن سوخته هاییم حسین
در دل خاک هم ا
- پنج شنبه
- 28
- شهریور
- 1392
- ساعت
- 04:43
- نوشته شده توسط
- یحیی





