وقتی عمومو غرق خون دیدم
از دل آه مصیبت کشیدم
عمه ببین دلم اسیر آهه
نذر عمو شده بال و پرم
عمه تورو خدا بذار برم
غرق به خون عموم توقتلگاهه
غریبیّ
عمو حسین تموم مشکل من
محبتش توی آب و گل من
ببین شکسته از غمش دل من
آرزومه
به پای غربت عمو بمیرم
تااینجوری من آبرو بگیرم
میون موج درد و غم اسیرم
( عموحسین، عموحسین عموحسین عمو جان )
دستام فدای دست تو عمو
باخون گرفتم اینجا من وضو
من با چه زحمتی اینجا رسیدم
وقتی روی سینه ی تو افتادم
وقتی باچشم گریون جون دادم
انگار که حضرت زهرا رو دیدم
عموحسین
خدارو شکر که حاجتم روا شد
عبدالله تو عاقبت فدا شد
به زیر سمّ اسبا بی صدا شد
عموحسین
پیش بابام آروم می گیرم امشب
کن
- جمعه
- 26
- مهر
- 1392
- ساعت
- 05:18
- نوشته شده توسط
- علی






