عبدالله بن حسن (ع)

مرتب سازی براساس
 محمدرضا سروری

دست عبداله -(ضرب شمشیری که دستان ابوفاضل برید مانـده ام با دسـت عبـداله چه سازد ؟) * محمدرضا سروری

593

دست عبداله -(ضرب شمشیری که دستان ابوفاضل برید   مانـده ام با دسـت عبـداله چه سازد ؟) دست عبداله

ضرب شمشیری که دستان ابوفاضل برید مانـده ام با دسـت عبـداله چه سازد ؟

تیغ فولادی که سقا را به خاک و خون کشید مانـده ام با دسـت عبـداله چه سـازد ؟

******

دیده عمو را به خون خود شناور بر زمین

در میان لشکــری بی یار و یاور بر زمین

خون حیدر ، عشق عمو در درون او چه شد؟

طفل ده ساله شده مـردی دلاور بر زمین

دستش از دستم کشیده سوی عمو می دود

یا عمو گویان ، شتابان جانـب او می رود

مِن مُعین ها را شنیده در سرود بی کسی

لحظـه های آخرین ، رزم آور او می شود

ضرب شمشیری که دستان ابوفاضل برید مانـده ام با دسـت عبـداله چه سازد ؟

******

با تمنّـا ، با تضـّرع ، نالـه ای کردم بیـا

غیرتـت باشـد قبـولم ای جوانمردم بیـا

جان عبـداله امانـت دست عمّـه بوده ای

من چگونه تا حرمگـاه بی تو برگردم بیـا

یا حسین بنگر به سوی تو‌ کفن پوش آمده

نغمة ابن الکـریمش تازه بر گـوش آمده

نونهـالِ تـازه جـانی از تبـار هـاشـمی

در رگش مانند قاسم غیرتش جوش آمده

ضرب شمشیری که دستان ابوفاضل برید مانـده ام با دسـت عبـداله چه سازد ؟

******

دست عبداله سپر شد مثل شیری صف شکن

کوفه را گوید ، بگیرید قبل عمو ، جان من

من چه می بینـم بـرادر یا بـرادر زاده را

روی لب گویم حسین و زیر لب گویم حسن

ضربـت دسـت ستمگـر بازوانش بشکند

تیغه شمشیر دشمن ، استخوانش بشکند

با ابوفاضل چه کردند این خدا نشناس ها ؟

شـدّت فـولاد و آهن کل جانـش بشکند

ضرب شمشیری که دستان ابوفاضل برید مانـده ام با دسـت عبـداله چه سازد ؟

******

من که ویران دیده ام در نیمه روزی باغ گل

دیـدگـانـم را ببنـدم تا نبینـم داغ گـل

پنجه آویزان شده با پوست ، از بازوی او

آخرین یار حسیـن گردیده استحقاق گل

طفـل ده سـاله بنـازم مرحبـا بر همتت

جان عبدالله چه کردی ؟ عالمی در حیرتت

سـروری در وصف کارت ای جوانمرد حسن

پرچم شعـرت فرازد ، آفـرین بر غیرتت

ضرب شمشیری که دستان ابوفاضل برید مانـده ام با دسـت عبـداله چه سازد ؟

******

  • چهارشنبه
  • 20
  • تیر
  • 1403
  • ساعت
  • 19:12
  • نوشته شده توسط
  • محمدرضا سروری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

زمزمه حضرت عبدالله(ع) -(داره هراسون میاد) *

8

زمزمه حضرت عبدالله(ع) -(داره هراسون میاد) داره هراسون میاد
با اشک و آه، از دل سپاه
مونده عمو غریب، تنها تو قتلگاه

با تیر و با نیزه
هر کی با هرچی داره می‌زنه
رسونده خودش رو
برا عمو سپر شه یک‌تنه

می‌خواد بشه سپر، پیشِ عمو
اما دلواپسش، می‌شه عمو

بوی مدینه پیچید
تو کربلا، آه جلو چشا
دستِ گل حسن، از تن شده جدا

همونی که اومد
با تازیانه توی کوچه‌ها
با شمشیر رسیده
حالا کنار یاس مجتبی

غوغا شده به‌پا، توی حرم
زینب داره می‌گه، وای مادرم

شاعر: جمعی_از_شاعران

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:34
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

متن شعر عزای شب پنجم ماه محرم الحرام نذرحضرت_عبدالله_إبن_الحسن_علیه_السلام -(باز هم با اشتیاق و دور از فکر و خیال) * مرضیه عاطفی

522

متن شعر  عزای شب پنجم ماه محرم الحرام نذرحضرت_عبدالله_إبن_الحسن_علیه_السلام -(باز هم با اشتیاق و دور از فکر و خیال) باز هم با اشتیاق و دور از فکر و خیال
محضِ کسبِ فیض عرفانی فراهم شد مجال

زیرِ خیمه گاهِ روضه، تا قیامت جایِ فرش
پر گشوده جبرئیل و صد ملَک گسترده بال

نامهٔ اعمالمان را داده عمری شستشو
محو کرده معصیت ها را همین اشکِ زلال

ذکر ما از کودکی تا به کهنسالی؛ حسین(ع)
ای خوشا عمری که اینجا میرود رو به زوال

در حسینی بودن و در جان سپردن پایِ عشق
هیچ تعریفی ندارد قدّ و قامت، سنّ و سال

تا قیامت، کربلا، روز دهم، اثبات کرد
پایبندِ حق شدن بسیار دارد قیل و قال

کودکی نًه ساله گاهی میشود حیدرنشان
در حمایت از امامش میشود خونش حلال

آنچنان آمد به میدان یادگار مجتبی(ع)
شد زبانِ شعرم از این جرأتِ جانانه، لال

تیغِ شمشیر آمد و وقتی که شد دستش جدا
آمد و انداخت دورِ گردنش غیرت؛ مدال

آن به آن ذکر لبش شد؛ لا أُفارِق عمّي و...
در دلِ گودال جان داد عاقبت این نونهال

بارِ خود را با شهادت بست و نامش ثبت شد-
در میانِ نام هفتاد و دو یارِ ایده آل

بود عبدالله(ع) و خون در راهِ ثارالله(ع) داد
پایِ فرزندانِ زهرا(س) مال و جان را بیخیال

ذکر ما هم کاش باشد لا أُفارِق مِنْ امام
دور بودن از امامِ عصرمان باشد ملال

عهد می بندیم در روضه شبیه مهزیار
بی حضورش؛ زندگی باشد برایمان محال

بر لبِ منجی هنوز آوایِ "هَل مِن ناصر" است
دستِ بیعت میدهیم امشب بدونِ شرحِ حال

حالمان معلوم! میسوزیم از داغِ حسین(ع)
میرسد تا که نمانَد خونِ جدّش پایمال

انتهایِ راهِ عاشوراست آغازِ ظهور
جا نمانیم از سپاهِ انتقام بی مثال!

  • شنبه
  • 12
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:35
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

نوحه واحد حضرت عبدالله بن حسن(ع) -(رو به شهادت، وا کرده آغوش) * رضا خورشیدی‌فرد

2

نوحه واحد حضرت عبدالله بن حسن(ع) -(رو به شهادت، وا کرده آغوش) رو به شهادت، وا کرده آغوش
از خیمه آمد مدهوش مدهوش

تنها شده، وقتی عمو
والله لا أفارق عمّی‌ست ذکر او

نگذارد که امامش، تک و تنها باشد
هرچه باشد در رگ او، خون زهرا باشد

«باَبی انت و اُمّی، یا عزیز الزهرا»

با دست خالی، با شوق سرشار
آمد به میدان، همچون علمدار

والله إن قطعتموا...
مانده به یاد او رجز آخر عمو

آمده تا که بگوید، در حرم یاری هست
بمیرد حرمله از غم، که علمداری هست

«باَبی انت و اُمّی، یا عزیز الزهرا»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:48
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت عبدالله(ع) -(من عبداللهم درسته نوجوونم، ولی پر از اراده) * حسین حاجی

4

زمینه حضرت عبدالله(ع) -(من عبداللهم درسته نوجوونم، ولی پر از اراده) من عبداللهم
درسته نوجوونم، ولی پر از اراده
قراره با رفیقم، عَمرو بن جناده

مرد و مردونه بایستیم
روبروی هر کسی بایسته روبروی امام
تا یه روزی نوجوونا
کربلاشونُ پیدا کنن و برن به سوی امام

رفیق هر چی صمیمی بهتر
رفیق یار دلِ آشوبه
رفیق هر چقدم خوب باشه
«رفیق امام حسینیش خوبه»

هم‌عهدیم با هم
رؤیامون بزرگه، رؤیامون قشنگه
یکی‌مون شهید شد، دومی بجنگه

تا به آخر نفسامون
مثل مسلم بن عوسجه بشیم برای حبیب
اون‌جوری که به حبیب گفت
ما همون‌طور بگیم به هم «وَ اوصیکَ بِهذَا الغریب»

رفیق، رفیقِ روز سخته
رفیق، یه رزقِ که مکتوبه
خدا، برا همه بنویسه
«رفیق امام حسینیش خوبه»

تو قتلگاهم
فدایی حسینم، فدایی امیرم
من حاضرم تو این راه، هزار دفعه بمیرم

من به آرزوم رسیدم
آرزوی خوشِ «وَ الجهادَ فی سَبیلِ حسین»
هر کسی بیاد تو این راه
آخرش یه روز می‌رسه که می‌شه قتیل حسین

رفیق، به یادتم این لحظه
سرم، رو زانوی محبوبه
رفیق، به همه ثابت کردیم
«رفیق امام حسینیش خوبه»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:49
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

واحد حضرت عبدالله بن حسن(ع) -(ببخش اگر که نشد) * محمد جواد الهی پور

3

واحد حضرت عبدالله بن حسن(ع) -(ببخش اگر که نشد) ببخش اگر که نشد
دست به شمشیر بشم و بیام میدون
ولی به جاش میارم
یه سپر برا تو با تن و با جون

میام میدون، یه چشم اشکه یه چشم دیگه‌م خونه
میام میدون، اومدم فدات بشم خدا می‌دونه
ببین کارِ جهان، شده وارونه

مثه قاسم از تو می‌کنم حمایت
اولین زائرم اومدم زیارت
سر می‌ذارم روی سینه‌ت تا شهادت

«حسین جانم»

شلوغه دور و برت
تا دیدم تنهایی پر زدم اینجا
رد صداتو عمو
از حرم گرفتم اومدم اینجا

گل زهرا، اومدن یه عده باز سوی تو انگار
نمی‌ذارم، که بشه روضه‌های مدینه تکرار
نذار دنیا، بشه، رو سرم آوار

واسۀ چی با ماها دارن سر جنگ
زدنت جماعت بی‌دین صدرنگ
پیرمردا با عصا جوونا با سنگ

«حسین جانم»

ببین بابام اومده
دیگه وقتشه برم خداحافظ
به جای من تو بگو
به همه اهل حرم خداحافظ

خداحافظ، خوبه عمرم کنار تو تموم می‌شه
عموجونم، عمر هرکی بی‌تو باشه حروم می‌شه
شهادت واسه تو، آبروم می‌شه

نور چشمای یه آقای کریمم
تو نذاشته بودی حس کنم یتیمم
توی کربلات حالا منم سهیمم

«حسین جانم»

  • یکشنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 22:29
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه حضرت عبدالله(ع) -(غربت بی‌حدت را که دیدم) * حسین عباسپور

2

نوحه حضرت عبدالله(ع) -(غربت بی‌حدت را که دیدم) غربت بی‌حدت را که دیدم
نالۀ زخمی‌ات را شنیدم
من سراسیمه سویت دویدم

کودکم اما وارث کرارم
تو سپر داری تا که نفس دارم

عمری از مهرت جان می‌گیرم
آخر در آغوشت می‌میرم

«ای عموجانم، ای عموجان»

آخرین لحظه‌هایم فدایت
گریۀ بی‌صدایم فدایت
دستِ از تن جدایم فدایت

شد اگر دستم مثل علمدارت
حنجرم نذر حنجر تب‌دارت

یاکریم اما خونین‌بالم
آمد بابا به استقبالم

«ای عموجانم، ای عموجان»

  • یکشنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 22:30
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت عبدالله بن حسن(ع) -(با ذكر يا على مدد) * حسین حاجی

4

زمینه حضرت عبدالله بن حسن(ع) -(با ذكر يا على مدد) با ذكر يا على مدد
فرزند مجتبى اومد
خيلى به باباش رفته
هذا الشبل من ذاک الاسد

قيامتیه تو ميدون
بى‌جون افتاده عموجون
عمه پریشون و عبدالله حیرون

اى حسن كرار ثارالله
پشت سرت دعاى رسول‌الله
«اى عبداللهِ اباعبدالله»

ثابت کرد شبل مجتبی
مردی به قیل و قال که نيس
مردیه واسۀ خودش
مردى به سن و سال که نيس

يه عده‌اى كه نامردن
امام رو دوره كردن
با بغض به على هجوم آوردن

اى همۀ عمر فانى فی‌الله
اى آیینۀ نور وجه‌الله
«اى عبداللهِ اباعبدالله»

فرياد غربت عمو
پيچيده توى کربلا
لبيک یابن فاطمه
لبيک يابن مرتضی

عمو نفس نفس بريده
سَنان با سِنان رسيده
شمشیرشو روی عمو كشيده

شدى سپر براى ولی‌الله
اى آخرين ذبيح ذبيح‌الله
«اى عبداللهِ اباعبدالله»

  • یکشنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 22:31
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 ولی الله کلامی زنجانی

نوحه عبدالله بن حسن(ع) -(ای همراه من،عبدالله من) * ولی الله کلامی زنجانی

11

نوحه عبدالله بن حسن(ع) -(ای همراه من،عبدالله من) ای همراه من،عبدالله من
خوش آمدی بر قربانگاهِ من
آه - دل غرق غم شد
دستت قلم شد - بنگر آه من
.
گفتی عمو جان - با تو همرازم
گفتم بیا ای - سرباز نازم
شد قتلگاهت - آغوش بازم
خونت روان شد - ای خونخواه من
.
بنشین کنارم - ای گل زیبا
تا گیرم از تو - بوی حسن را
منتظر ماست - مادرم زهرا
سوز دل باشد - شمع راه من
.
دست بریده - داد آبرویت
آخر رسیدی - بر آرزویت
همسنگری با - عباس عمویت
تو کوکبی و سقا ماه من

مأخذ: پناهگاه کلامی
تاریخ انتشار: ۱۳۸۹

  • دوشنبه
  • 21
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:25
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه شب پنجم محرم حضرت عبدالله بن حسن(ع) -(رها کن عمه دستمو ببین عموم غریبه) * امیر رضایی

3

زمینه شب پنجم محرم حضرت عبدالله بن حسن(ع) -(رها کن عمه دستمو ببین عموم غریبه) رها کن عمه دستمو
ببین عموم غریبه
افتاده توی قتلگاه
بی یار و بی حبیبه

عمه چرا تو مقتلش
پره گرد و غباره
افتاده از رو مرکبش
دیگه نفس نداره

دیگه انگاری که نوبت من رسید
که توی قتلگاه منم ، براش بشم شهید
اگه الان برم میرم پیش بابام
ولی نرفتنم منو میبرتم به شام

عموم حسین من

جونم به لب رسید دیگه
عمه منو نگاه کن
دارم میرم به قتلگاه
یکم برام دعا کن

عمو حسین من میخواد
پر از قفس بگیره
بزار منو که میزنن
یکم نفس بگیره

ای تکیه و گاه ای پشت و پنام عمو
یکم طاقت بیار دیگه ، دارم میام عمو
میخوام که دستمو سپر کنم برات
بزار تا جون بدم عمو ، منم جلو چشات

عموم حسین من

  • شنبه
  • 26
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:20
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد