عبدالله بن حسن (ع)

مرتب سازی براساس
 طاها تحقیقی

واحد سنگین شب پنجم محرم -(رها کن عمه دستمو) * طاها تحقیقی

121

واحد سنگین شب پنجم محرم -(رها کن عمه دستمو) بند1⃣

رها کن عمه دستمو
بذار برم پیش عموم
نذار که اینجا بشکنه
بغضی که مونده تو گلوم
بذار برم تا نبینم
کار حرم میشه تموم

افتاده رو خاک، تشنه غرق خون، نمیشه از این بدتر
هرجوری که هست، میرم تا باشم، واسش سرباز آخر
توی گریه هام، روی لب هامه، اَمَّن یُجیبُ المضطر

گرفته بین قتلگاه
دور عمومو یک سپاه
پناه عالم بی پناه
شده تو گودال

بند2⃣

عمومو دارن میکشن
این از خدا بی خبرا
رمق نمونده توو صداش
تا که بگه جلو نیا
طاقت ندارم ببینم
تنش رو زیر دست و پا

خدا میدونه، به پای عموم، همه هستیمو، میدم
با هر سختی بود، خودم رو آخر، توی قتلگاه دیدم
دستم که شکست، به یاد مادر، باریدم و نالیدم

به آرزوهام رسیدم
از زندگی دل بریدم
سمت بابام پر کشیدم
از دل گودال

  • چهارشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 15:09
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 طاها تحقیقی

زمینه حضرت عبدالله(ع) -(دیگه نمیتونم عمه) * طاها تحقیقی

654

زمینه حضرت عبدالله(ع) -(دیگه نمیتونم عمه) ?بند اول:

دیگه نمیتونم عمه
بذا که به میدون برم
مثه علی اصغر میخوام
تو راهه عموم سر بدم

دستمو وِل کن عمه
ببین شدم پریشون
عمومو دوره کردن
بذا برم به میدون

واااای، غریبه و تنهاس عموم
واااای، دور و برش غوغاس عموم

واااای واااای

حسین واااای

?بند دوم:

به خدا که ای عمو جون
تنها نمیذارم تو رو
نمیخوام ازت جدا شم
بهم نگو اینقد برو

عمو جونم تا آخر
به پای تو میمونم
منم شبیه قاسم
بشه فدا تو جونم

واااای، پسته چه قده دشمنت
واااای، اومده برا کشتنت

واااای واااای

حسین واااای

?بند سوم:

به دادم برس ای عمو
دستمو برید بی حیا
خیلی میکنه درد ولی
توی راهه تو شد فدا

خدا رو شکر عمو جون
شدم سپر براتو
دیگه دارم میمیرم
کاش نبینم غماتو

واااای، حرمله بازم با یه تیر
واااای، به غصه تو رو کرد اسیر

واااای واااای

حسین واااای

  • چهارشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 18:35
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمزمه واحد شب چهارم حضرت عبدالله(ع) -(موندن برام سخته میخوام برم عمه) * میلاد صلاحی

339

زمزمه واحد شب چهارم حضرت عبدالله(ع) -(موندن برام سخته میخوام برم عمه) ?بند اول:

موندن برام سخته میخوام برم عمه
میخوام برم حتی اگه بره سرم عمه
میخوام منم بشم مدافع حرم عمه

می بینی عمو جونم تنهاس باید برم
می بینی توی گودال غوغاس باید برم
انگار سر کشتنش دعواس باید برم

دستت رو از دستم جدا کن
از این قفس منو رها کن
عمه برام خیلی دعا کن

?بند دوم:

از بس که زخم خورده داره میره از حال
پا می کشه روی زمین تشنه تهِ گودال
مثل تن قاسم تنش داره میشه پامال

داره تیر و نیزه می باره از آسمون
انگاری پهلوشو می گیرن همه نشون
عمه دیگه ندارم طاقت نگو بمون

بمونم و عمو نباشه
جلو چشام سرش جدا شه
تنش روی زمین رها شه

?بند سوم:

عمو به زحمت تا این جا دویدم من
مردم هزار بار توی راه تا که رسیدم من
یک لحظه بین ازدحام بابامو دیدم من

داد میزنم حرمله هم با خبر بشه
نمیذارم که عمو جون بی سپر بشه
عبدالله اومده تا واسش پسر بشه

زخمی تر از زخمی عمو جون
تنها تر از تنها تو میدون
خیلی پریشونی پریشون

  • چهارشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 18:36
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 طاها تحقیقی

شور حضرت عبدالله(ع) -(فدائیه راهِ امامت نگاهته باب عنایت) * طاها تحقیقی

258

شور حضرت عبدالله(ع) -(فدائیه راهِ امامت نگاهته باب عنایت) بند اول:

فدائیه راهِ امامت
نگاهته باب عنایت
دسته ما رو بگیر آقا جون
خودت توی روزِ قیامت

ای جانم ای جانم، جانانم، عبدالله
ای روح و ریحانم، سلطانم، عبدالله

گوهر عبدالله، دل و دلبر عبدالله
برتر عبدالله، سر و سرور عبدالله
محشر عبدالله، سِرِّ اکبر عبدالله

مدد عبدالله

بند دوم:

ای پسرِ شاه کریمان
مثلِ پدر اسوه ی احسان
شهیده کربلا شدی تو
تو بغلِ سَیّد العطشان

ای عشقم ای شورِ، شیرینم، عبدالله
ذکرِ تو، باعثِ، تسکینم، عبدالله

مولا عبدالله، شهِ والا عبدالله
اعلا عبدالله، گلِ رعنا عبدالله
جانا عبدالله، یل زهرا عبدالله

مدد عبدالله

بند سوم:

شیرِ جمل سَیّدِ اَنْوَر
ای تو یلِ ارشده حیدر
امام حسن فداییتَم من
با حُبِّ تو میمیرم آخر

ای رؤیام ای دنیام، ای عقبام، مجتبی
دلدار و غمخوارم، ای آقام، مجتبی

یاحسن دینم، یاحسن ای آئینم
یاحسن اسمت، شده حک روی سینم
ایشالا روزی، حرمت رو می بینم

حسن ای جانم

  • چهارشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 20:19
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شب پنجم حضرت عبدالله(ع) -(اشکه چشاش میباره چون الماس) * مرتضی سراوانی گرگانی

226

شب پنجم حضرت عبدالله(ع) -(اشکه چشاش میباره چون الماس) #بند_اول

اشکه چشاش میباره چون الماس
میگه ببین عمه عموم تنهاس
تو روخدا بذار برم میدوون
دیگه نداره اکبر و عباس

نگاه بکن به معرکه
باید برم برای نصرت

خسته بی حاله عموم
نداره واسه ی جنگ قدرت

توشیبه گودال بلا
زده تکیه به نیْ باغربت

رها بکن دست منو
عمومو هی میزننو
اگه نرم چطور بدم
جواب بابام حسنو

ببین که نامردا دارن
باتیروسنگ میزننش
شبیه تابوته بابام
ببین پره از تیره تنش

عمو حسین عمو حسین 8

#بند_دوم

شده تو قتلگاه چه غوغایی
با سنه کم میکنه آقایی
تا که میفته رو زمین دستش
هوای مقتل میشه زهرایی

ماه داره میکنه خسوف
بروی سینه ی شاهنشاه

سینه ی پر مهره عمو
حالا شده براش قربانگاه

مثل باباش مادریه
بروی لب میگه وا امّاه...

میگه اگر که دست من
شده فدای تو عمو
شبیه ساقی میخونم
والله اِن قطعتموا

پیش بابام شکر خدا
من دیگه رو سفید میشم
منم شبیه اصغرت
تو بغلت شهید میشم...

عمو حسین عمو حسین(ع)

  • شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 23:25
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محسن حنیفی

حضرت عبدالله(ع) -(بارگاهی که شده عرش خدا کفش کنش) * محسن حنیفی

164

حضرت عبدالله(ع) -(بارگاهی که شده عرش خدا کفش کنش) بارگاهی که شده عرش خدا کفش کنش
لشکری پای نهادند به روی بدنش

این حسین است که مانده است تنش روی زمین؟!
یا روی خاک به لب آمده جان حسنش

یک‌ نفر در صدد غارت عمامه ی او
یک نفر آمده تا که ببرد پیرهنش

دور تا دور حرم دست حرامی ها بود
وارد معرکه شد شیر یل صف شکنش

رجز شیر جمل نعره ی مستانه اوست
یا حسن بود که میریخت ز کنج دهنش

آمد و داشت به لب آیه "فاخلع نعلیک"
گفت سیناست همین سینه ی غرق محنش

بی وضو آنکه نبرده است دمی نام عمو
بود با شمر در آن مهلکه روی سخنش

به ادب نافه گشایی کن از آن زلفِ سیاه
*جای دل‌های عزیز است به هم بر مَزَنَش*

ساربانا سر من سهم تو اما عوضش
دست بردار از انگشت و عقیق یمنش

بود آن لحظه دعای لب عطشان عمو
که میان دل خود داشت غم یاسمنش

*یارب این نوگل خندان که سپردی به منش
میسپارم به تو از دست حسود چمنش*

وای از بال و پرش رفت به غارت با تیغ
وای از حنجره اش حرمله شد راهزنش

وطن آغوش حسین است، خوشا عبدالله
لاأقل جان نسپرده است به دور از وطنش

* حافظ علیه الرحمه

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 10:17
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه حضرت عبدالله(ع) -(دلخوشی دنیا - رفته ز یاد ما - محرمت مانده) * حسین خدایاری

146

نوحه حضرت عبدالله(ع) -(دلخوشی دنیا - رفته ز یاد ما - محرمت مانده) سربند:
دلخوشی دنیا - رفته ز یاد ما - محرمت مانده
ز ماجرای تو - میگذرد آقا - ولی غمت مانده
تویی ای احسن حالم / که با تو خوبه احوالم
حسین باب النجات عالم
الهی در شب هجران / لثارات الحسین گویان
بیاید صاحب دلهامان
بیا یابن الحسن مولا ۲ بیا یابن الحسن آقا جان

عموی بی یارم - کمی تحمل کن - که آمدم گودال
به حنجر خشکت - نشسته سرنیزه - ولی مرو از حال
ز جام عشق تو مستم / سپر شد بهر تو دستم
به جای مجتبی من هستم
در آغوش تو سیرابم / دم آخر تو دریابم
به روی سینه ات میخوابم
عموی من حسین جانم ۲ عموی من حسین ای جانم

شدم تماشایی - منم کنار تو - تو در ته گودال
شبیه قاسم شد - زیر سم مرکب - تنم عمو پامال
شکسته بال و پرهایم / فدای شاه تنهایم
به مقتل آمده بابایم
سرم بر روی دامانت / ذبیح عید قربانت
منم نُه آیه ی قرآنت
عموی من حسین جانم ۲ عموی من حسین ای جانم

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 10:41
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

واحد شهادت حضرت عبدالله(ع) -(اونکه توو دریای خون افتاده و تنهاست عَمومه) * بهمن عظیمی

143

واحد شهادت حضرت عبدالله(ع) -(اونکه توو دریای خون افتاده و تنهاست عَمومه) اونکه توو دریای خون افتاده و تنهاست عَمومه
من اگه اینجا بمونم می‌میرم کارم تمومه
جز عمو جونم دلم توو دنیا دلداری نداره
عمه می‌بینی عمو رو که دیگه یاری نداره
ببین عمه
از تشنگی رفته عمو از حال
بذار بِرَم به سمت اون گودال
ببین چقد زیاده دشمن
جونِ بابام
ببین عمو چشماش و دیگه بست
بذار بِرَم پیشش تا فرصت هست
دلِ منِ یتیمو نشکن
بدون اون نمی‌تونم / عمو جونم عمو جونم

اومدم اینجا نَگه دشمن حسین یاری نداره
پیش تو می‌مونم از این آسمون سنگم بِباره
اومدم تا نائب بابام باشم توو قتلگاهت
اومدم مثل علمدار دستمو بِدَم به راهت
عمو جونم
خودت که می‌دونی دلم غوغاست
اگه بابامَم بود اینو می‌خواست
منم مث قاسم فداشم
عمو جونم
برای تو مُردن چه شیرینه
تموم افتخار من اینه
منم شهید کربلاشم
توو آغوشِ تو می‌مونم / عمو جونم عمو جونم

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 17:16
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

واحد شهادت حضرت عبدالله(ع) -(می بینی بی قرارتم - عمو حسین ) * رضا تاجیک

118

واحد شهادت حضرت عبدالله(ع) -(می بینی بی قرارتم - عمو حسین ) می بینی بی قرارتم - عمو حسین
تا آخرش کنارتم - عمو حسین
اگر که دیر رسیدم / منو ببخش عزیزم
من همه ی هستیمو / به پای تو می ریزم
توو قتلگاهت چه غصه داره
بارون خون می باره * شبیه نیزه زاره
یارت میخواد با عشقی که داره
زخماتو بند بیاره * یه دست بیشتر نداره
عمو به جون بابام - آرزویی ندارم
دستم که قابلی نیست - جون براتو میذارم
جانم حسین مظلوم

چشمای زخمیتو رو هم - نذار عمو
فقط یه کم دیگه طاقت - بیار عمو
نفس بکش که من هم / نفس برام بمونه
جای گلوت بذار که / گلوم بشه نشونه
ازم نپرس که چطور رسیدم
از دور تو رو می دیدم * ای همه ی امیدم
توو قتلگاهت نفس بریدم
می دونی چی کشیدم؟ * چه صحنه هایی دیدم؟
یه نیزه ی بلندی - راه گلوتو بسته
یه نانجیبی روی - سینه ی تو نشسته
عمو حسین مظلوم

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 17:26
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

زمزمه شهادت حضرت عبدالله(ع) -(توو این دقایقی که / نمیشه هیشکی یارت ) * بهمن عظیمی

145

زمزمه شهادت حضرت عبدالله(ع) -(توو این دقایقی که / نمیشه هیشکی یارت ) توو این دقایقی که / نمیشه هیشکی یارت
به سختی اومدم تا / شاید بیام به کارت
خودم می‌دونم - کوچیکم اما
می‌خوام یه قطره توی دریای تو باشم
گفته داداشم - می‌خواسته بابام
منم همیشه تا ابد پای تو باشم
عمو حسینم ۴

نمی‌تونم ببینم / به اشک تو بِخَندن
به حنجرِ تو راهِ / تَنَفّسُ و بِبَندن
عموی خوبم - برات بمیرم
چطور ببینم غربتِ توی چشاتو
دویدم از تل - به سمت مقتل
وقتی دیدم توو پنجه ی قاتل موهاتو
عمو حسینم ۴

من اومدم که اینجا / برای تو سپر شم
دیگه دلم نمی‌خواد / دوباره بی پدر شم
مثل داداشم - کنارت هستم
مثل داداشم همه ی هستمو میدم
نبین کوچیکم - منم به راهت
مثل علمدار حرم دستمو میدم
عمو حسینم ۴

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 21:44
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

زمینه شهادت حضرت عبدالله(ع) -(ای منتقمِ خونِ ، ثارالله لَکَ لَبِّیک) * بهمن عظیمی

141

زمینه شهادت حضرت عبدالله(ع) -(ای منتقمِ خونِ ، ثارالله لَکَ لَبِّیک) سربند:
ای منتقمِ خونِ ، ثارالله لَکَ لَبِّیک
آجَرَکَ الله مولا ، فِی مُصیبَتِ جَدِّک
گریه می کنی توو روضه ها از غمِ حسین
هر شبانه روز رو دوشِته پرچمِ حسین
هستی بانیِ عزای مُحَرَّمِ حسین
گریه از اشک زینب / واسه اون جسم عریان
گریه واسه خُشکیِ / لبهای شاهِ عطشان
یا حسین یا ثارالله ۴

اشک غربت توو چشمم ، غم توو سینم مهمونه
قلب بی تابم مثلِ ، مقتل دریای خونه
بغض عالَمه که خیمه زده توی گلوم
کُلّ زندگیم اونه که می‌میره روبرم
زیر دست و پا نفس نفس می زنه عَموم
به خودم قول دادم که / آخرین قربونی شَم
می دونم بین گودال / بابامم میاد پیشم
عمو جانم یا حسین ۴

یتیمی خیلی سخته ، نمی خوام نمی تونم
اومدم توو آغوشت ، عموی مهربونم
من فدات بشم که اینقَدِه زخمیه تنت
قطره های خون می چکه از زیر پیرهنت
آرزوم اینه سرم جدا شِه رو دامنت
دوس دارم مثل قاسم / مَردِ مِیدونِت باشم
این لحظه های آخر / حافظِ جونِت باشم
عمو جانم یا حسین ۴

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 22:04
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

نوحه شهادت حضرت عبدالله(ع) -(ای عشق جاودانه - ای شور بیکرانه) * رضا تاجیک

164

نوحه شهادت حضرت عبدالله(ع) -(ای عشق جاودانه - ای شور بیکرانه) سربند:
ای عشق جاودانه - ای شور بیکرانه
هر لحظه می رسد این - نجوای عاشقانه
هر که دارد / سر همراهی ما / فَلْیَرْحَلْ مَعَنَا / تا کربلا
هر که دارد / هوس کرببلا / شور سرمستی ما / بسم الله
حسین - باب النجات // جانم فدات ۲

بی تو من بی پناهم - مثل تو غرق آهم
در زیر تیغ و نیزه - با تو در قتلگاهم
کن نگاهم / جلوه ی روی حسن / بر روی ماه من / تابیده است
کن حلالم / که در اینجا خون / حنجرم به صورتت / پاشیده است
حسین - مولای من // بابای من ۲

ای دلدارم بگو چی - بهتر از این سعادت
می نوشم در کنارت - من از جام شهادت
آه عزیزم / آمده حرمله تا / سر من را بِبَرَد / بر نیزه ها
آه عزیزم / می آیم ز وفا / پشت سر تو تا / شام بلا
حسین - ای نور عشق // ای شور عشق ۲

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 22:30
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه شهادت حضرت عبدالله(ع) -(عمو جونم ، به تو دل بسته عبدالله) * علی صالحی

137

زمینه شهادت حضرت عبدالله(ع) -(عمو جونم ، به تو دل بسته عبدالله) عمو جونم ، به تو دل بسته عبدالله ۲
عمو جونم ، سپرِت دست عبدالله ۲
من زائر مادرتم / قربونى آخرتم
حسين ثارالله حسين ثارالله

بذار من هم ، ميون نوكرات باشم ۲
بذار من هم ، زير خنجر باهات باشم ۲
من چرا تنها بمونم / از شهيدا جا بمونم
حسين ثارالله حسين ثارالله

نمى تونم ، ببينم عمه دلگيره ۲
نمى تونم ، ببينم بينِ زنجيره ۲
من نمى تونم بشينم / غارت معجر ببينم
حسين ثارالله حسين ثارالله

توو اين مقتل ، شبيه اصغرت ميشم ۲
توو اين مقتل ، شهيد بى سرت ميشم ۲
حرمله زد حنجرمو / نذر تو كردم سرمو
حسين ثارالله حسين ثارالله

تمام عمر ، با تو بودم با تو هستم ۲
تمام عمر ، بوده توو دست تو دستم ۲
تا آخر دنيا ميام / زير سُمِ اسبا ميام
حسين ثارالله حسين ثارالله

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 22:45
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محسن حنیفی

نوحه حضرت عبدالله(ع) -(حال دلم ببین که روبه راه نیست) * محسن حنیفی

274
1

نوحه حضرت عبدالله(ع) -(حال دلم ببین که روبه راه نیست) سربند
حال دلم ببین که روبه راه نیست
هیشکی به غیر تو برام پناه نیست
تموم هستی منی میدونی
توی بساط من به غیر آه نیست
آه یا مظلوم
اسم تو بغضیه مونده توو گلوم
(آه یا عطشان
میخونه برا تو صاحب الزمان) ٢
لأَندُبَنَّكَ صَباحا / لأَندُبَنَّكَ مَساء
باید کشید آه اینجا / کشیده شد تنت رو خاکا
(آه مظلوم حسین - آه عطشان حسین) ٢

عطر نفس هاش مثه یاسمن بود
راهی برای جنگ تن به تن بود
توو کوچه ی نیزه عمو رو میدید
کسی که وارث غم حسن بود
آه یا مظلوم
زیر دشنه ای تو حیّ لایموت
(آه یا مظلوم
خنجرش رو میذاره روی گلوت) ٢
من اومدم برات سپر شم / با سوز روضه شعله ور شم
بشم شهید آخرین و / رو سینه ی تو محتضر شم
آه مظلوم حسین

طفل یتیم حسنی سرشتم
ضریح آغوش توئه بهشتم
جدایی از تو مرگه واسه ی من
اسم تو ثبته توی سرنوشتم
آه یا مظلوم
من به جای پدرم یار تو ام
(آه یا مظلوم
بعد عباس علمدار تو ام) ٢
بریده شد اگر چه دستم / من از دم اسم تو مستم
به پای داغت اشک میشم / مرهم زخمای تو هستم
آه مظلوم حسین

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 12:41
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

زمینه شهادت حضرت عبدالله(ع) -(ازین زمونه چیزی نمی خوام) * بهمن عظیمی

159

زمینه شهادت حضرت عبدالله(ع) -(ازین زمونه چیزی نمی خوام) ازین زمونه چیزی نمی خوام
روی زمینه تموم دنیام
غصه ی غریبیش زده شرر بر تمام جونم عمه
دیر برم باید تا قیامت حسرت به دل بمونم عمه ۲
عمو ، وای

میون قلبِ شکسته غوغاست
عموی پیرم غریب و تنهاست
پا گذاشته قاتل رو سینه ی پر جراحت دلدارم
زندگی من رو زمینه و غرق خونه قلب زارم ۲
عمو ، وای

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 13:03
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت عبدالله(ع) -(لا اُفارق به لبم شد زرهم پیرُهنم) *

226

زمینه حضرت عبدالله(ع) -(لا اُفارق به لبم شد زرهم پیرُهنم) لا اُفارق به لبم شد زرهم پیرُهنم
نوه ی فاطمه و حیدر خیبر شکنم
از تبار علویانم و ابن الحسنم ۲
حَیِ علی خیر العمل
میدوم پا برهنه به سوی اجل
منم عبدالله وارث فاتح جمل ۲
(یا حسن میگم / پر میگیرم
برای تو عمو حسین / من میمیرم) ۲

قسمتم شد که به دریای غمت دل بزنم
آخرین یاور و سرباز سپاه تو منم
خون حیدر به رگم دارم و ابن الحسنم ۲
با ذکر لا حول و لا ...
با دل به غصه و غم مبتلا
میروم به سوی گودال بلا ۲
(اسم بابامه / تیغ و شمشیرم
فدایی توام عمو / اینه تقدیرم) ۲
یا حسن میگم ...

این دم آخر عمو دامن تو شد وطنم
مثل تو بوسه زده نیزه به جسم و دهنم
میچکد خون ز لبم چون لب بابا حسنم ۲
اِنا الیه الراجعون
تیره و تاره به چشمم آسمون
جون میدم با این تن غرق به خون ۲
(بی تو از دنیا / ای عمو سیرم
بی پر و بال و تشنه / من زمینگیرم) ۲
یا حسن میگم ...

سید حمیدرضا حسینی

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 18:11
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت عبدالله(ع) -(با عنایت امام رضا / سینه میزنم دو ماه برات) * داود قاضی

144

زمینه حضرت عبدالله(ع) -(با عنایت امام رضا / سینه میزنم دو ماه برات) سربند
با عنایت امام رضا / سینه میزنم دو ماه برات
من مُحرِم این مُحَرَمم / جونم به فدات یا قتیل العبرات
ای به قربون ترک های لبات
زنده ام تا نوکری کنم برات
افتاده به دلم امسال اربعین
سینه میزنم آقا توو موکبا،ی کربلات
ای حسین جانم حسین جانم حسین ۴

تنهایی گرفتاره عموم / افتاده رو خاکا گمونم
بین قتلگاه باشه و من ... / دیگه پیش عمه چجوری بمونم؟
آخرین سرباز این سپاه منم
سنگ عشقشو به سینه میزنم
جونم و میدم برا عموم حسین
چونکه من وارث خون و رزم بابام حسنم
ای حسین جانم حسین جانم حسین ۴

تو دلت میاد شهید نشم / من که از تبار حسنم
مثل عمو عباس میخوام / تا جدا شه دستام برات از بدنم
آه! چقدر زخمیه آخه تن تو
خون میباره عمو از جوشن تو
داره میرسه میون قتلگاه
واسه ی کشتن تو یا بردن پیرهن تو ؟

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 18:17
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 عبدالله باقری

زمزمه حضرت عبدالله(ع) -(غیورم و یتیم مجتبام / کاش نامه داشتم منم از بابام) * عبدالله باقری

222

زمزمه حضرت عبدالله(ع) -(غیورم و یتیم مجتبام / کاش نامه داشتم منم از بابام) غیورم و یتیم مجتبام / کاش نامه داشتم منم از بابام
صبری نمونده عمه جون برام
جای بابام بوده - بِهِش بدهکارم
عمه! تو میدونی - چقد دوسِش دارم
دُورم یه عمر گشته - شبیه پروانه
عمه! حالا دیگه - زمان جبرانه
من میرم عمه // دردت به جونم
بَده علی اصغر بره من جا بمونم

اگه بذاره بارون چشام / به سمت تو دوون دوون میام
شهادتم رو از خدا می‌خوام
همون یه بار بَسه - دیگه نمیکِشم
طاقت ندارم که - بازم یتیم بشم
عمه دعا کنه - جور میشه این وصال
از شمر بی حیا - زودتر میام گودال
کامم رو با عشق // پر از عسل کن
می‌خوام برات سپر بشم من و بغل کن

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 18:18
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

نوحه حضرت عبدالله(ع) -(يا حسين - با توام - يا قديم الاحسان از قديم) * رضا تاجیک

226

نوحه حضرت عبدالله(ع) -(يا حسين - با توام - يا قديم الاحسان از قديم) سربند
يا حسين - با توام - يا قديم الاحسان از قديم
عشق تو شد بهانه ى زندگيم ٢
آب حيات / برس به داد من كشتى نجات
محتاجم من به هواى كربلات / عالم به فدات
من اسمه دواء - حسين
و ذكره شفاء - حسين
غريب كربلا - حسين
(غريب كربلا - حسين) ۳

اى عمو - آمدم - شريک داغ قتلگاه توام
يک نفرم ولى سپاه توام
مقلد حضرت ماه توام
شير حسن / نشسته در گلوم تكبير حسن
زبان من به جاى شمشير حسن / شمشير حسن
عشق شه كريم - حسين
باباى هر يتيم - حسين
تموم زندگيم - حسين
(غريب كربلا - حسين) ۳

اى عمو - حنجرم - را سپر حنجر تو مى كنم
خود را من پرپر تو مى كنم
جان نذر اصغر تو مى كنم
خون خدا / پيچيده به مقتل عطر مجتبى
و روسفيد مى شوم در اين بلا / ای خون خدا
صداى خواهشم - حسين
بكن نوازشم - حسين
تويى نيايشم - حسين
(غريب كربلا - حسين) ۳

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 18:39
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمزمه حضرت عبدالله(ع) -(به عشق تو ای عمو گرفتارم من) * محمدرضا رضایی

334

زمزمه حضرت عبدالله(ع) -(به عشق تو ای عمو گرفتارم من) به عشق تو ای عمو گرفتارم من
توی بازوم نیروی حسن دارم من
بعد پدر تو بودی بابام // چطور غم تو رو ببینم
تو بین قتلگاه باشی من // حرم بشینم؟!
صدای غربت تو رو شنیدم
با عمه تا رو تل منم دویدم
تویی امیدم
برات بمیرم ای عموی تشنه
دوره شدی با نیزه ها و دشنه
تویی امیدم

شبیه بابام ببین چه بی حبیبه
من و رها کن عمه عموم غریبه
خنجر میون دست قاتل // دور عموم چه ازدحامه
اگه براش سپر نشم من // کارش تمومه
ببین که رو سر عموم شمشیره
عمه بذار برم که خیلی دیره
داره میمیره
هر کی با هر چی دستشه می‌زنه
خودم سپر میشم براش یک تنه
داره میمیره

  • شنبه
  • 27
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 19:35
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه شهادت حضرت عبدالله(ع) -(امید آخر سپاه عبدالله) * عباس قانعی

283

زمینه شهادت حضرت عبدالله(ع) -(امید آخر سپاه عبدالله) امید آخر سپاه عبدالله
میره به سمت قتلگاه عبدالله
رزمنده جان نثار و جان سپار و جان فدای شاه، عبدالله
جان عبدالله
مثه یل جمل زمان جولان عبدالله
نگاهشه شبیه تیغ بران عبدالله
جان عبدالله
میبنده پای عقلو به زنجیر / واژه عشقو میکنه تفسیر
میخونه زیر نیزه و خنجر / پیروزه خون همیشه بر شمشیر
و اللهِ لا اُفارقُ عَمی ۴

نداره بر تنش کفن عبدالله
گرفته هیبت حسن عبدالله
بی جوشن و بی سپر میره برای جنگ تن به تن عبدالله
آه عبدالله
خدا کنه نباشه عمرت کوتاه عبدالله
نیفته دست تو توو آغوش شاه عبدالله
آه عبدالله
پرچمداری مثه عمو عباس / جنگاوری مثه علی اکبر
شیرین تر از عسل مثه قاسم / شورآفرین مثه علی اصغر
و اللهِ لا اُفارقُ عَمی ۴

امانت برادرم عبدالله
شدی شبیه مادرم عبدالله
دستت شده از بدن جدا مثل دلاور حرم عبدالله
مرد عبدالله
نکش پاهاتو روی خاکا از درد عبدالله
گلوی پاره تو بیچارم کرد عبدالله
مرد عبدالله
چشمامو خونِ حنجره ت بسته / اما روضت مثه عمو بازه
با من میمونی توی این گودال / میشی مهمون نعلای تازه
و اللهِ لا اُفارقُ عَمی ۴

  • شنبه
  • 27
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 19:39
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

حضرت عبدالله(ع) -(نظر کرده به ما - به چشم مادری) * حسین خدایاری

224

حضرت عبدالله(ع) -(نظر کرده به ما - به چشم مادری) "سربند"
نظر کرده به ما - به چشم مادری
که زهرا میدهد - لباس نوکری
برای ماتم / پسر تو به شور و به شینیم
الهی اربعین / همه زائر قبر حسینیم ۲
یامهدی! عجل علی ظهورک ۳ مولا

به سوی قتلگاه - دویدم ای عمو
به زیر دست و پا - تو را دیدم عمو
اگرچه تشنه ام / ز می غم عشق تو مستم
علمدارت شدم / به ره تو جدا شده دستم ۲
واویلا عمو حسین ۳ حسین

شده کرببلا - مدینه در برم
رسیده مجتبی - عمو! بالاسرم
ببین معراج من / شده بر روی ریگ بیابان
جداگشته سرم / روی سینه ی تو ای عمو جان ۲
واویلا عمو حسین ۳ حسین

  • جمعه
  • 10
  • آذر
  • 1402
  • ساعت
  • 13:52
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

حضرت عبدالله(ع) -(حالا که تنها میری میدون - بذار برات بگم عمو جون) * محمد بیابانی

298

حضرت عبدالله(ع) -(حالا که تنها میری میدون - بذار برات بگم عمو جون) حالا که تنها میری میدون - بذار برات بگم عمو جون
با اینکه بابام و ندیدم
هیچ وقت تموم نشد امیدم
اصلا نفهمیدم یتیمم
آخه رو زانوت قد کشیدم، همه امیدم
نذار یتیم بشم دوباره / نذار ببینم یکی داره
رو جای بوسه‌های عمه / خنجر میذاره
میخوام نباشه خالی جای بابام
میخوام برات سپر بشم با دستام
بی تو من این زندگی و نمیخوام
(عمو حسین ۲ حسین جان) ۳

ازم نپرس چطور رسیدم - داشتم آخه از دور می‌دیدم
دیدم که زخمیه تن تو
می‌باره خون از جوشن تو
یکی داره میاد توو گودال
با نیت پیراهن تو، پیراهن تو
دیدم که پیشونیت شکسته / راه گلوت و نیزه بسته
جلوی مادرت یکی رو / سینه‌ت نشسته
عمو نمی‌تونم ببینم امشب
نعلای تازه میزنن به مرکب
ریختن توو گودال سر عمه زینب
(عمو حسین ۲ حسین جان) ۳

  • جمعه
  • 10
  • آذر
  • 1402
  • ساعت
  • 14:08
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

دستی شد جدا -(باز دستی شد جدا، افتاد مظلومی به خاک، وای از بی یاوری) * محمدرضا سروری

248
1

دستی شد جدا -(باز دستی شد جدا،  افتاد مظلومی به خاک، وای از بی یاوری) دستی شد جدا

باز دستی شد جدا، افتاد مظلومی به خاک، وای از بی یاوری

گشت شمشیری رها، شد نونهالی چاک چاک، وای از بی یاوری

رویِ خاکِ کربلا، جاری شد از او خونِ پاک، وای از بی یاوری

شد یتیم مجتبی، در عشقِ عمویش هلاک، وای از بی یاوری

******

باز شمشیری فرود آمد به دستی بی گناه

باز اندوهی نشست بر خیمه های بی پناه

عمّه ای گریان به سوی قتلگاهی می دوید

نام عَبدُللّه به لب با یا اباعبدالله

از مصاف پنجه با شمشیر بُرّان العجب

از گلویِ خشکِ شاه و تیغِ عریان العجب

در سکوتِ یک سپاه بر آخرین هَل مِن مُعین

نوگُلِ ده ساله ای شد شیر غُرّان العجب

باز دستی شد جدا، افتاد مظلومی به خاک، وای از بی یاوری

******

کودک ده ساله یارِ زادة زهرا شده

لانَفارق عَمّیِ او پیچش صحرا شده

دستش از عمّه جدا کرده به عمو داده دست

آخرین سربازِ سرخِ این شهِ تنها شده

زینب از خونِ جگر اشک از بصر باریده است

در دل دریای غم ها پیکرش پاشیده است

نیمه روزی سخت و جان فرسا به اوج بی کسی

یا برادرزاده در خون یا برادر دیده است

باز دستی شد جدا، افتاد مظلومی به خاک، وای از بی یاوری

******

بانگِ ای وای از دلِ خون بر لبِ غم می رود

نامِ این طفلِ یتیم بر لب دمادم می رود

دیدگان نیمه بازِ شاهِ در خون خفته دید

جانِ عبدالله دگر از سینه کم کم می رود

خون عبدالله به سر تا پای او اندازه شد

در میان جان نثاران صاحبِ آوازه شد

یادگاری از حسن در لشکرِ سرخِ حسین

داغِ قاسم بر دلِ خونینِ عمّو تازه شد

باز دستی شد جدا، افتاد مظلومی به خاک، وای از بی یاوری

******

درد بی یاری گران تر، بی کسی سنگین تر است

هر که داغش بیشتر باشد دلش غمگین تر است

در هوای بی کسی از دیده ها خون می رود

لکّة کودک کشی بر کوفیان ننگین تر است

تیغة شمشیرِ دون تا بر سر او سایه زد

نینوای بی کسی در وادیِ خون پایه زد

با نوایِ سروری در سوگ هفتاد و دو گُل

زینبِ غمدیده در هر سورة غم آیه زد

باز دستی شد جدا، افتاد مظلومی به خاک، وای از بی یاوری

******

  • چهارشنبه
  • 20
  • تیر
  • 1403
  • ساعت
  • 18:56
  • نوشته شده توسط
  • محمدرضا سروری
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

دست عبداله -(ضرب شمشیری که دستان ابوفاضل برید مانـده ام با دسـت عبـداله چه سازد ؟) * محمدرضا سروری

204

دست عبداله -(ضرب شمشیری که دستان ابوفاضل برید   مانـده ام با دسـت عبـداله چه سازد ؟) دست عبداله

ضرب شمشیری که دستان ابوفاضل برید مانـده ام با دسـت عبـداله چه سازد ؟

تیغ فولادی که سقا را به خاک و خون کشید مانـده ام با دسـت عبـداله چه سـازد ؟

******

دیده عمو را به خون خود شناور بر زمین

در میان لشکــری بی یار و یاور بر زمین

خون حیدر ، عشق عمو در درون او چه شد؟

طفل ده ساله شده مـردی دلاور بر زمین

دستش از دستم کشیده سوی عمو می دود

یا عمو گویان ، شتابان جانـب او می رود

مِن مُعین ها را شنیده در سرود بی کسی

لحظـه های آخرین ، رزم آور او می شود

ضرب شمشیری که دستان ابوفاضل برید مانـده ام با دسـت عبـداله چه سازد ؟

******

با تمنّـا ، با تضـّرع ، نالـه ای کردم بیـا

غیرتـت باشـد قبـولم ای جوانمردم بیـا

جان عبـداله امانـت دست عمّـه بوده ای

من چگونه تا حرمگـاه بی تو برگردم بیـا

یا حسین بنگر به سوی تو‌ کفن پوش آمده

نغمة ابن الکـریمش تازه بر گـوش آمده

نونهـالِ تـازه جـانی از تبـار هـاشـمی

در رگش مانند قاسم غیرتش جوش آمده

ضرب شمشیری که دستان ابوفاضل برید مانـده ام با دسـت عبـداله چه سازد ؟

******

دست عبداله سپر شد مثل شیری صف شکن

کوفه را گوید ، بگیرید قبل عمو ، جان من

من چه می بینـم بـرادر یا بـرادر زاده را

روی لب گویم حسین و زیر لب گویم حسن

ضربـت دسـت ستمگـر بازوانش بشکند

تیغه شمشیر دشمن ، استخوانش بشکند

با ابوفاضل چه کردند این خدا نشناس ها ؟

شـدّت فـولاد و آهن کل جانـش بشکند

ضرب شمشیری که دستان ابوفاضل برید مانـده ام با دسـت عبـداله چه سازد ؟

******

من که ویران دیده ام در نیمه روزی باغ گل

دیـدگـانـم را ببنـدم تا نبینـم داغ گـل

پنجه آویزان شده با پوست ، از بازوی او

آخرین یار حسیـن گردیده استحقاق گل

طفـل ده سـاله بنـازم مرحبـا بر همتت

جان عبدالله چه کردی ؟ عالمی در حیرتت

سـروری در وصف کارت ای جوانمرد حسن

پرچم شعـرت فرازد ، آفـرین بر غیرتت

ضرب شمشیری که دستان ابوفاضل برید مانـده ام با دسـت عبـداله چه سازد ؟

******

  • چهارشنبه
  • 20
  • تیر
  • 1403
  • ساعت
  • 19:12
  • نوشته شده توسط
  • محمدرضا سروری
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

یار عمو باشد -(مانده تنها حسین می رود عبدالله یار عمو باشد) * محمدرضا سروری

234
1

یار عمو باشد -(مانده تنها حسین می رود عبدالله یار عمو باشد) یار عمو باشد

مانده تنها حسین می رود عبدالله یار عمو باشد

بین اعدا حسین می دود عبدالله یاور او باشد

با حسین تا حسین می شود عبدالله یا حسین گو باشد

داده حق با حسین می رود عبدالله طفل حق جو باشد

******

دیده در خون تنها بر زمین عمو را

می رود تا یاری سازد از دل او را

یاحسین یا عمّو بر لبانش جاری

با نوایی گیرا، تا زده اَبرو را

نه به کف شمشیری نه زره بر پیکر

می دَود بی وقفه تشنه بین لشکر

شوق یاری دارد در جواب عمّو

طفل بی پروا در زیر تیغ عسکر

مانده تنها حسین می رود عبدالله یار عمو باشد

******

سینه ها بی رحم و کینه ها در پنجه

نیزه ها در دست و تیغه ها بر پنجه

دیده اش عمّو را بین گرگان دیده

سرعتی بخشیده قدرت سرپنجه

زیر شمشیری تیز دیده بر قاتل کرد

بین تیغ و عمّو دست خود حائل کرد

لحظه ای می افتد لحظه ای می خیزد

عشق خود بر عمو این چنین کامل کرد

مانده تنها حسین می رود عبدالله یار عمو باشد

******

جنگ مردان است و کربلا خون ریزان

دشنه و خنجرها گشته بر دین میزان

بی ترحّم تیغی سوی پایین آمد

شد مثال سقّا دست او آویزان

زیر تیغِ بُرّا کودکی پرپر زد

با تقلّا در خون تشنه بال و پَر زد

این برادرزاده در کنار عمّو

نقشه ای خونین بر پردة آخر زد

مانده تنها حسین می رود عبدالله یار عمو باشد

******

عمّه ای خونین دل، دیده بر رَه دارد

گه سوی عبداله گه سوی شَه دارد

دم به دم می سوزد، دم به دم می نالد

یوسف خونینی، در دو تا چَه دارد

در شب عبداله جام دل خون دارد

نوحه ها تصویر دست گلگون دارد

سروری در سوگ حضرت عبداله

حال غم، احوالِ زار مجنون دارد

مانده تنها حسین می رود عبدالله یار عمو باشد

******

  • چهارشنبه
  • 20
  • تیر
  • 1403
  • ساعت
  • 19:19
  • نوشته شده توسط
  • محمدرضا سروری
ادامه مطلب
 احسان  نرگسی رضاپور

شعر زمزمه زمینه شب پنجم محرم -(روضه رفته - سمت گودال ) * احسان نرگسی رضاپور

93

شعر زمزمه زمینه شب پنجم محرم -(روضه رفته  - سمت گودال ) روضه رفته - سمت گودال
عبدالله هم - رفته از حال
مثل قاسم - غرق خون شد
دستش به پوست - آویزون شد

حیف از دستاش بریدنش
حیف از سینش دریدنش
می دید جسم عموشو که
رویِ خاک می کشیدنش

ای یادگار مجتبی
____
ای آخرین - یارِ عمو
می گیری با - خونِت وضو
دوختن تو رو - آخ به عموت
فواره زد - خون گلوت

پیش چشم خیسِ عمو
سینت رو میشکنه عدو
آه از گودال و ماجراش
از خنجرِ زیرِ گلو

ای یادگار مجتبی
➖➖➖

انتشار با لینک کانال جواز نوکری و نام شاعر مجاز می باشد.
تخصصی ترین کانال سبک و شعر مخصوص ذاکرین

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • چهارشنبه
  • 21
  • شهریور
  • 1403
  • ساعت
  • 12:42
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زمینه عبدلله بن الحسن ع -(امامشو غریب ببینه) *

83

زمینه عبدلله بن الحسن ع -(امامشو غریب ببینه) امامشو غریب ببینه
غمش چه بی کرونه
تصمیم خودشو گرفته
دیگه نمیخاد بمونه

میکنه به دشمن نظر
بدون سلاح و سپر
میخونه ان بن الحسن
میزنه به قلب خطر

میره تا ثابت کنه
تو میدون کربلا
که هنوز هم زنده اند
پسرای مجتبی

یاحسن یا حسین

عمو بوده تا حالا
همیشه جای باباش
نوبت این رسیده
که پسری کنه براش

اومده مثال علی
هیبت و جلال علی
افتاده بازم معرکه
تو دستای آل علی

از خیمه تا قتلگاه
گوش به فرمان حسین
رسید به قافله‌ی
فدائیان حسین

یاحسن یا حسین

✍️ سیدمحمدحسن آل‌مجتبی
?سیدمهدی صادقی

⏳حضرت عبدالله

منبع جواز نوکری

  • یکشنبه
  • 8
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:20
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

حضرت عبدالله بن حسن علیه السلام -(در یازده بهارم تنها حسین گفتم) * سید پوریا هاشمی

119

حضرت عبدالله بن حسن علیه السلام -(در یازده بهارم تنها حسین گفتم) در یازده بهارم تنها حسین گفتم
یاد حسن که کردم یک یاحسین‌ گفتم
عمه نوازشم کرد زیرا حسین گفتم
به تو عمو نگفتم بابا حسین گفتم!

باید همه بدانند در زیر دین هستم
عبداللهم ولی من عبدالحسین هستم

مانند قاسم عزمِ کشته شدن که دارم
در رگ‌رگ وجودم خون حسن که دارم
گیرم زره ندارم! یک پیرهن که دارم!
جای کلاه‌خودم عمامه من که دارم

بگذار من بیایم تا راه حل بسازم
مثل حسن بجنگم صدها جمل بسازم

بی اکبر و ابالفضل دور تو بود خلوت
گفتی بمان به خیمه گفتم عمو اطاعت
عمه مراقبم بود با صدهزار زحمت
تنها زدی به میدان آخر چقدر غربت!!

دیدم به قصد قتلت لشکر به راه افتاد
تا پیکر شریفت در قتلگاه افتاد

یک نیزه بین پهلو یک نیزه در گلو بود
دست کسی به ریش و دست کسی به مو بود
با چکمه بر لبت زد آن کس که روبرو بود
دیدم در آن شلوغی زهرا کدام سو بود

خون از تو رفت و چشم مظلوم تو به هم ریخت
تیر سه شعبه خوردی حلقوم تو به هم ریخت

مشغول اذیت تو جمع اراذل اوباش
یک عده گرم خنده یک عده گرم پرخاش
توهین زیاد کردند بد مست های فحاش
بر سینه ات نشسته یک نانجیب عیاش

آنجا کنار عمه این روضه را که دیدم
"والله لا افارق".. سوی تنت دویدم

بر پیکرت کشیدم با گریه پیکرم‌ را
دادم نشان به عالم آن روی دیگرم را
نذر سر تو کردم دستان لاغرم را
بازو شکست و دیدم‌ بازوی مادرم را

شکرخدا که من هم پای تو جان سپردم
دیدی که من دلیرم! دیدی به درد خوردم!

  • دوشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 14:00
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر عزای شب پنجم ماه محرم الحرام نذرحضرت_عبدالله_إبن_الحسن_علیه_السلام -(باز هم با اشتیاق و دور از فکر و خیال) * مرضیه عاطفی

130

متن شعر  عزای شب پنجم ماه محرم الحرام نذرحضرت_عبدالله_إبن_الحسن_علیه_السلام -(باز هم با اشتیاق و دور از فکر و خیال) باز هم با اشتیاق و دور از فکر و خیال
محضِ کسبِ فیض عرفانی فراهم شد مجال

زیرِ خیمه گاهِ روضه، تا قیامت جایِ فرش
پر گشوده جبرئیل و صد ملَک گسترده بال

نامهٔ اعمالمان را داده عمری شستشو
محو کرده معصیت ها را همین اشکِ زلال

ذکر ما از کودکی تا به کهنسالی؛ حسین(ع)
ای خوشا عمری که اینجا میرود رو به زوال

در حسینی بودن و در جان سپردن پایِ عشق
هیچ تعریفی ندارد قدّ و قامت، سنّ و سال

تا قیامت، کربلا، روز دهم، اثبات کرد
پایبندِ حق شدن بسیار دارد قیل و قال

کودکی نًه ساله گاهی میشود حیدرنشان
در حمایت از امامش میشود خونش حلال

آنچنان آمد به میدان یادگار مجتبی(ع)
شد زبانِ شعرم از این جرأتِ جانانه، لال

تیغِ شمشیر آمد و وقتی که شد دستش جدا
آمد و انداخت دورِ گردنش غیرت؛ مدال

آن به آن ذکر لبش شد؛ لا أُفارِق عمّي و...
در دلِ گودال جان داد عاقبت این نونهال

بارِ خود را با شهادت بست و نامش ثبت شد-
در میانِ نام هفتاد و دو یارِ ایده آل

بود عبدالله(ع) و خون در راهِ ثارالله(ع) داد
پایِ فرزندانِ زهرا(س) مال و جان را بیخیال

ذکر ما هم کاش باشد لا أُفارِق مِنْ امام
دور بودن از امامِ عصرمان باشد ملال

عهد می بندیم در روضه شبیه مهزیار
بی حضورش؛ زندگی باشد برایمان محال

بر لبِ منجی هنوز آوایِ "هَل مِن ناصر" است
دستِ بیعت میدهیم امشب بدونِ شرحِ حال

حالمان معلوم! میسوزیم از داغِ حسین(ع)
میرسد تا که نمانَد خونِ جدّش پایمال

انتهایِ راهِ عاشوراست آغازِ ظهور
جا نمانیم از سپاهِ انتقام بی مثال!

  • شنبه
  • 12
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:35
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد