حضرت علی اکبر (ع)

مرتب سازی براساس

حضرت علی اکبر(ع) -(چه ریختو پاشیه جلو چشمام) * مرتضی سراوانی گرگانی

419

حضرت علی اکبر(ع) -(چه ریختو پاشیه جلو چشمام) #بند_اول

چه ریختو پاشیه جلو چشمام
علی ببین بی رمقه پاهام
چطور تا خیمه ها بریم آخه
جسم تو با زمین شده ادغام

قرآنه ناطقم چرا
شده ورق ورق جسمه تو

گناهه تو چی بوده که
شده تیر و سنان قِسْمِ تو

جسمه تو پاره پاره شد
آخه بوده ''علی'' اسمه تو

میخوام نوازشت کنم
ولی شدی جدا جدا
نگاه بکن بصورتم
"دنیا بعدک العفا"

توی دلم تا به ابد
علی میمونه حسرتت
تاکه یکم آروم بشم
سرمیذارم رو صورتت

یا ولدی یا ولدی 8

#بند_دوم

چی به سرت آوردن این لشگر
نیزه تو پهلوتو شکسته سر
جوونی و کناره جسمه تو
تداعی میشه روضه ی مادر

تاکه دیدم جسم تورو
مصیبتای من شد آغاز

تو اربا اربا شدی و
شده کلّ تنت از هم باز

پاهاتو رو زمین نکوب
منو میکُشه این چشم انداز

کنارتو مرده بودم
که عمت اومد رو سرم
باید من هر طوری شده
تو رو تاخیمه ببرم

پاشو علی اکبرم
آبرومو پاشو بخر
از توی این برو بیا
پاشو و عمتو ببر

یا ولدی یا ولدی

  • شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 23:28
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

زمینه شب ۸ محرم از زبان حضرت زینب(س) خطاب به حضرت لیلا(س) -(لیلا نبودی و خدات بود) * مرتضی سراوانی گرگانی

371

زمینه شب ۸ محرم از زبان حضرت زینب(س) خطاب به حضرت لیلا(س) -(لیلا نبودی و خدات بود) لیلا نبودی و خدات بود
تو گوش من دائم صدات بود
وقتی گلت میرفت به میدون
پیش چشام اشک چشات بود

براش مادری کردم
تا نباشه جات خالی
لحظه ی وداع ما
حرم داشت عجب حالی
حسین داشت چه احوالی

با رفتنش شکسته شد دلم دلم دلم
مرغ به خون نشسته شد دلم دلم دلم
دوباره زار و خسته شد دلم دلم دلم

آه لیلا نبودی نبودی نبودی۸

بند دوم

پشت سرش اشک حرم ریخت
روی دلم آوار غم ریخت
دل کندن از رعنا جوونت
داداشمو خیلی بهم ریخت

همینکه به میدون رفت
گریه هات اومد یادم
باصدای تکبیرش
یاد حیدر افتادم
ذره ذره جون دادم

کاشکی میشد بهش بگم بمون بمون بمون
نذار که سایه ت بشه کم بمون بمون بمون
پشت داداشم میشه خم بمون بمون بمون

بند سوم

وقتی علی اکبر زمین خورد
سوی چشامو اشک غم برد
تا که بره پیش جوونش
تو را(ه) حسینم صد دفه مُرد

چه خوبه ندیدی که
دور اون چه غوغا شد
بین لشکر گرگا
اکبرا اربا اربا شد
قامت باباش تا شد

پخشه تو صحرا بدن علی علی علی
چیزی نمونده از تن علی علی علی
حسین صدا هی میزنه علی علی علی

  • یکشنبه
  • 23
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 15:30
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه شهادت حضرت علی اکبر(ع) -(كجا ميرى جوون بابا / كجا ميرى بدون بابا) * علی صالحی

566

زمینه شهادت حضرت علی اکبر(ع) -(كجا ميرى جوون بابا / كجا ميرى بدون بابا) كجا ميرى جوون بابا / كجا ميرى بدون بابا ۲
نگايى كن ، دعايى كن / كه بعد تو نَمونه بابا ۲
اى رسول كربلاى من
خوش صداى خيمه هاى من
رفتنت منو عذاب ميده
پشتْ سرت مى لرزه پاى من
(آى امان٣)

روى سرم غبار غم ريخت / گفتى مى خواى برى دلم ريخت ۲
چه رفتنى ، چه شيونى / تمام خيمه ها به هم ريخت ۲
اى شبيه مصطفى على
يادگار مرتضى على
رحم به غربت حرم كن اِى
غرق ذات كبريا على
(آى امان٣)

آهاى عصاى دست بابا / ببين دلش شكسته بابا ۲
برو بازم ، بيا حرم / كه چِش به رات نشسته بابا ۲
ديدنيه حال زار من
مى خوره گره به كار من
اين خجالتم ميده كه تو
تشنه رفتى از كنار من
(آى امان٣)

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 23:18
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه شب هشتم محرم -(لیلا نبودی ببینی وقتی با دستای سردم) * مرتضی سراوانی گرگانی

367

زمینه شب هشتم محرم -(لیلا نبودی ببینی وقتی با دستای سردم) لیلا نبودی ببینی
وقتی با دستای سردم
سربند اکبر رو بستم
جای تو من گریه کردم

وقتی علی جلوم زره می پوشید
تو‌ نگاش برقی از سبکبالی بود
وقتی که شونه میزدم موهاشو
جای تو پیشمون چقد خالی بود

علی می رفت و
نبودی اینجا
ولی بوسیدم پیشونیشو بجات

دلم لرزید و
به سمت میدون
روونه ش کردم با اشک و صلوات

بند دوم

لیلا نبودی ببینی
جنگ علی رو‌تو‌میدون
وقت خروشش یه لشکر
میشد پریشون و حیرون

جنگ نمایان علی دیدن داشت
رجزی با شکوه و باهیبت داشت
حتی دشمنا میگفتن اکبر
جای خون توی شارگش غیرت داشت

عجب جنگی کرد
علیّ اکبر
همه مونده بودن انگش به دهان
شبیه حیدر
شبیخون میزد
به قلب دشمن باشور و هیجان

بند سوم

لیلا چه‌خوبه ندیدی
رعنا جوونت زمین خورد
خوبه ندیدی که نیزه
شیرت رو از پا درآورد

دور تنش حلقه زدن کفتارا
روسر شیر کشته غوغا کردن
باباش ذره ذره جمعش میکرد
بدنی رو که اربا اربا کردن

تن یوسف شد
دریده از هم
میون صحرا بین گله ی گرگ
جلوی چشمام
حسین از غصه
سفید شد موهاش از این داغ بزرگ

  • یکشنبه
  • 23
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 15:58
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه شهادت حضرت علی اکبر(ع) -(افتاده به روی خاک / مؤذن از مأذنه) *

542

زمینه شهادت حضرت علی اکبر(ع) -(افتاده به روی خاک / مؤذن از مأذنه) افتاده به روی خاک / مؤذن از مأذنه
داره زیر دست و پا / پسرم جون میکَنه
ولدی ولدی ...
(صورت روی صورتت - میذارم علیِ من
جونم به لبم رسید - اینقدر دست و پا نزن) ۲
علی الدنیا، ولدی بعدک العفا ۴

میچکه خون ای علی / از تار گیسوی تو
شبیه مادر شده / این زخم پهلوی تو
ولدی ولدی
(با کینه ی مرتضی - با نیزه تو رو زدن
مونده جای نیزه ها - حتی رو لب و دهن) ۲
علی الدنیا، ولدی بعدک العفا ۴

چیزی نمونده ازت / علی چقدر کم شدی
به زیر سر نیزه ها / چقدر تو درهم شدی
ولدی ولدی
(تابوت تو اکبرم - آخر شد عبای من
میخنده سپاه کفر - به این گریه های من) ۲
علی الدنیا، ولدی بعدک العفا ۴

سید حمیدرضا حسینی

  • پنج شنبه
  • 18
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 15:10
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه حضرت علی اکبر(ع) -(دلخوشی دنیا - رفته ز یاد ما - محرمت مانده) * حسین خدایاری

632

نوحه حضرت علی اکبر(ع) -(دلخوشی دنیا - رفته ز یاد ما - محرمت مانده) سربند:
دلخوشی دنیا - رفته ز یاد ما - محرمت مانده
ز ماجرای تو - میگذرد آقا - ولی غمت مانده
تویی ای احسن حالم / که با تو خوبه احوالم
حسین باب النجات عالم
الهی در شب هجران / لثارات الحسین گویان
بیاید صاحب دلهامان
بیا یابن الحسن مولا ۲ بیا یابن الحسن آقا جان

ز خیمه میدیدم - به تیر صیادان - فتاده آهویم
رسیده ام بابا - کنار جسم تو - ولی به زانویم
عدو خندد به فریادم / تو جان دادی و جان دادم
عصای پیری ام! افتادم
بهارم شد خزان دیگر / به خون غلطان شدی اکبر
شکست آیینه ی پیغمبر
علی اکبر علی جانم۲ علی اکبر علی ای جانم

علی صدایم کن - چه شد اذان گویم - نوای شیرینت
گره ز خون افتاد - یوسف مصر من - به زلف مشکینت
حرم در شیون و افغان / که آمد خواهرم میدان
به خیمه عمه را برگردان
تنت پاشیده وای من / نشد جا در عبای من
علی! خوش قد و بالای من
علی اکبر علی جانم۲ علی اکبر علی ای جانم

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 10:20
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

زمینه شهادت حضرت علی اکبر(ع) -(دلم شکسته حالم پریشون) * بهمن عظیمی

408

زمینه شهادت حضرت علی اکبر(ع) -(دلم شکسته حالم پریشون) دلم شکسته حالم پریشون
صدات میاد از میون میدون
جون دادم تا از خیمه ها بیام پیش تو میون صحرا
وایِ من چرا پیکر تو پاشیده اینجوری ای بابا ۲
علی ، وای

الهی واست بمیره بابا
چیکار کنم تا بلند شی از جا
وای من چرا پیکرت توو این دشت پر بلا پاشیده
فکری کن به حال من و حرم فکرِ مادر غمدیده ۲
علی ، وای

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 13:01
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه شهادت حضرت علی اکبر(ع) -(توو خیمه ها غوغاست / میره توو میدون ماه) * داود قاضی

390

زمینه شهادت حضرت علی اکبر(ع) -(توو خیمه ها غوغاست / میره توو میدون ماه) توو خیمه ها غوغاست / میره توو میدون ماه ۲
گل میریزن زن ها به پای / جوون ثارالله
وسط خیمه وایساده - میگردن خواهرا دورش
بغلش میکنه زینب - میگه عمه به قربونش
سه ساله میره آغوشش - میگه حرفاشو توو گوشش
حسین میبینه پیغمبره انگار به جای جوونش
داره میره به میدون // پسر ارشد شاه
میره تا که بخونه // اشهد ان علی ولی الله

اشهدمو خوندم / تا توو میدون رفتی ۲
پشت قدم هات میبارم / چه لحظه ی سختی
عصای پیری بابا - داری میری علی یارت
برو میدون جوون من - برو خدا نگهدارت
فقط یک کمی آروم تر - قدم بردار عزیز من
دیگه انگاری داره که خزونی میشه این بهارت
حال من و نگاه کن // ای شبیه پیمبر
خدا کنه که پهلوت // نشه شبیه پهلوی مادر
(خدا کنه که فرق سرت نشه شبیه سر حیدر)

می باره توو خیمه / چشا مثلِ بارون ۲
ماه شب تارِ حسینه / افتاده توو میدون
پیکرش روی خاک افتاد - ارباً اربا علی اکبر
دست و پا می زنه پیش - چش بابا علی اکبر
دوره شد وسط میدون - افتاد از پا علی اکبر
پخش شده مثل آینه توی این صحرا علی اکبر
یه کاری کردن آخه // دیگه نمیشه پا شه
بدن غرق خونش // چجوری توی عبا جاشه ؟

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 10:47
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

واحد شهادت حضرت علی اکبر(ع) -(یوسفم دیدی چطور کار تو هم کشید به صحرا ...) * بهمن عظیمی

2134

واحد شهادت حضرت علی اکبر(ع) -(یوسفم دیدی چطور کار تو هم کشید به صحرا ...) یوسفم دیدی چطور کار تو هم کشید به صحرا ...
دستِ شمشیر با سخاوت جسمتو بخشید به صحرا!
مثل یه تسبیح پاره از زمین باید جَمِت کرد!
روز و شب گریه به وضعیت جسمِ مُبهمِت کرد!
تو رو کشتن
جلو چشام با اینهمه شمشیر
زدن دو تا هدف رو با یک تیر!
هم تو زمین خوردی و هم من
می‌دونستن
می‌سوزه از غم جگرش بابا
می‌میره بعد از پسرش بابا
که وحشیانه تو رو کُشتن
می‌میره مادرت لیلا / علیِ اکبر بابا
علی جانم علی جانم ۲

یوسفم گرگای صحرا کردن آخر ارباً اربات
میشه تعداد یه لشکر رو شمرد از روی زخمات!
دست خالی برنگشته یک نفر از پیش جسمت
از تو هیچ چیزی نَمونده دیگه بابا غیرِ اِسمت!
با اینکه تو
شبیه ترین بودی به پیغمبر
ریختن سرت تموم این لشکر
برای غارت و تَصَرُّف
مثِ خیرات
جلو چشای گریون بابا
تن تو رو میون این صحرا
به هم دیگه کردن تعارف
امان از این غم عظمی / علیِ اکبر بابا
علی جانم علی جانم ۲

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 17:13
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

زمینه شهادت حضرت علی اکبر(ع) -(ای منتقمِ خونِ ، ثارالله لَکَ لَبِّیک) * بهمن عظیمی

375

زمینه شهادت حضرت علی اکبر(ع) -(ای منتقمِ خونِ ، ثارالله لَکَ لَبِّیک) سربند:
ای منتقمِ خونِ ، ثارالله لَکَ لَبِّیک
آجَرَکَ الله مولا ، فِی مُصیبَتِ جَدِّک
گریه می کنی توو روضه ها از غمِ حسين
هر شبانه روز رو دوشِته پرچمِ حسین
هستی بانیِ عزای مُحَرَّمِ حسین
گریه از اشک زینب / واسه اون جسم عریان
گریه واسه خُشکیِ / لبهای شاهِ عطشان
یا حسین یا ثارالله ۴

تو دست و پا می زنی ، من دست و پام می لرزه
بی تو دیگه این دنیا ، به چیزی نمی ارزه
پا نکش رو خاک که قلبم از سینه در میاد
دست و پا نزن از من مگه کاری بر میاد
بعدِ رفتنِ تو عمر منم به سر میاد
ندارم بی تو دیگه / توو این دنیا دلخوشی
پا نکش روی خاکا / که باباتو می کُشی
بُنَیَّ علی جانم ۴

پاشو این بارِ غمو ، از روی شونم بردار
چیزی از تو نَمونده ، خیراتت کردن انگار!
دیدم از خیام چطور تو رو بی هوا زدن
نیزه هاشون و توی بدن تو تا زدن!
پیش چشم من با کینه ی مرتضی زدن
می گیرم بین صحرا / از نیزه ها سُراغت
تا ابد توی دلم / باقی می مونه داغت
بُنَیَّ علی جانم ۴

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 22:02
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محسن حنیفی

نوحه حضرت علی اکبر(ع) -(حال دلم ببین که روبه راه نیست) * محسن حنیفی

1372

نوحه حضرت علی اکبر(ع) -(حال دلم ببین که روبه راه نیست) سربند
حال دلم ببین که روبه راه نیست
هیشکی به غیر تو برام پناه نیست
تموم هستی منی میدونی
توی بساط من به غیر آه نیست
آه یا مظلوم
اسم تو بغضیه مونده توو گلوم
(آه یا عطشان
میخونه برا تو صاحب الزمان) ٢
لأَندُبَنَّكَ صَباحا / لأَندُبَنَّكَ مَساء
باید کشید آه اینجا / کشیده شد تنت رو خاکا
(آه مظلوم حسین - آه عطشان حسین) ٢

دم غروب بازم صدا اذونه
روضه ی اکبرو داره میخونه
اذون میگه داغ علی اکبر
همیشه رو دل حسین میمونه
آه از این داغ
افتاده بابا با قامت خمش
(آه از این داغ
رو عبایی داره می‌کنه جمش) ٢
شد بدنی که ارباً اربا / داره میگیره جون بابا
بعد تو دنیا نمی ارزه / خاک می‌ریزه بر سر دنیا
آه مظلوم حسین

چه زود رسیده موعد خزونت
جون داره میده پیش تو جوونت
معجر زینب اومده به امداد
آخه به لب رسیده اینجا جونت
آه یا مظلوم
تشییع میشه اکبرت روی عبا
(آه یا مظلوم
اما پیکر تو زیر مرکبا) ٢
غیرت خیمه ها شهید شد / امینت حرم به باد رفت
خدا کنه نشنوه؛ عمه / به مجلس ابن زیاد رفت
آه مظلوم حسین

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 12:38
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه شهادت حضرت علی اکبر(ع) -(با عنایت امام رضا / سینه میزنم دو ماه برات) * داود قاضی

707
1

زمینه شهادت حضرت علی اکبر(ع) -(با عنایت امام رضا / سینه میزنم دو ماه برات) سربند
با عنایت امام رضا / سینه میزنم دو ماه برات
من مُحرِم این مُحَرَمم / جونم به فدات یا قتیل العبرات
ای به قربون ترک های لبات
زنده ام تا نوکری کنم برات
افتاده به دلم امسال اربعین
سینه میزنم آقا توو موکبا،ی کربلات
ای حسین جانم حسین جانم حسین ۴

قدری جلو من راه برو / قبل رفتنت ای پسرم
ای عصای دستام یه کمی / آروم برو میدون، من آخه پدرم
ای خدا داره میره پیمبرم
تا به خاطرت فدا شه پسرم
توی میدون همه میگن الفرار
وقتی که رجز میخونه با صدای پدرم
ای علی اکبرم ای پسرم ۴

پاشو ای مؤذن حرم / اشکام و نگاه کن اکبرم
پاهاتو نکش روی زمین / نامردا میخندن به چشمای ترم
یه نگاه بکن به حال و روز من
جان بابا آخه یه حرفی بزن
بین نامحرما پاشو و ببین
عمه اومده علی پیش تو چشمت روشن
ای علی اکبرم ای پسرم ۴

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 18:04
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

نوحه شهادت حضرت علی اکبر(ع) -(يا حسين - با توام - يا قديم الاحسان از قديم) * رضا تاجیک

432

نوحه شهادت حضرت علی اکبر(ع) -(يا حسين - با توام - يا قديم الاحسان از قديم) سربند
يا حسين - با توام - يا قديم الاحسان از قديم
عشق تو شد بهانه ى زندگيم ٢
آب حيات / برس به داد من كشتى نجات
محتاجم من به هواى كربلات / عالم به فدات
من اسمه دواء - حسين
و ذكره شفاء - حسين
غريب كربلا - حسين
(غريب كربلا - حسين) ۳

ماه ليلا على - روضه ى مكشوفه ى كرببلاست
اسير پنجه هاى سر نيزه هاست
تنش غريبانه زير دست و پاست
حرمله ها / به دور ارباب كنند هلهله ها
به جز خدا به كى بگويد گله ها / از هلهله ها
اى گل پرپر - حسين
شبه پيمبر - حسين
على اكبر - حسين
(غريب كربلا - حسين) ۳

در دل - معركه - به زير نيزه ارباً اربا شده
گل زخم هاى بر تنش وا شده
تشخيص على معما شده
واویلتا / تنش نشسته بر روى يک عبا
واى ز ناله هاى خون خدا / بعدک العفا
عزت لشكر - حسين
ناصر و ياور - حسين
على اكبر - حسين
(غريب كربلا - حسين) ۳

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 18:37
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

مرثیه_حضرت_علی_اکبر علیه السلام -(باشد نمان،باشد برو،باشد رهایم کن) * سید پوریا هاشمی

368

مرثیه_حضرت_علی_اکبر علیه السلام -(باشد نمان،باشد برو،باشد رهایم کن) باشد نمان،باشد برو،باشد رهایم کن
یک بار دیگر جان من بابا صدایم کن

این آخرین عمری ببین بر زانو افتادم
پاشو عصای دست من کاری برایم کن

سرنیزه ها رفته به داخل درنمیاید
خورده گره در کار من بابا دعایم کن

این بددهن ها مسخره کردند اشکم را
پاشو مرا از شمر و از خولی جدایم کن

ناموس ما از خیمه زد بیرون علی.. بد شد
زنده بمان و چاره ای بر غصه هایم‌ کن

سید پوریا هاشمی

  • دوشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 13:45
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

غزل شهادت حضرت علی اکبر-(نفرين به روزگار كه ديگر ندارمت) * یاسین قاسمی

292

غزل شهادت حضرت علی اکبر-(نفرين به روزگار كه ديگر ندارمت) نفرين به روزگار كه ديگر ندارمت
دار و ندار من به خدا مى سپارمت

تسبيح دانه دانه افتاده روى خاك
مى چينمت به روى عبا مى شمارمت

باور بكن اگر قسم خواهرم نبود
ممكن نبود تا دم خيمه بيارمت

آه اى عصاى دست پدر ميخورم زمين
هر دفعه اى كه روى زمين مى گذارمت

اى يوسف فتاده به چنگال گرگ ها
با چشم تار در بغلم مى فشارمت

یاسین قاسمی

  • سه شنبه
  • 10
  • تیر
  • 1404
  • ساعت
  • 13:47
  • نوشته شده توسط
  • ياسين قاسمى
ادامه مطلب

بلوا شد و صدا به حرم رفت،حسین مُرد(شهادت حضرت علی اکبر ع) * رامین برومند

211

بلوا شد و صدا به حرم رفت،حسین مُرد(شهادت حضرت علی اکبر ع) شهادت حضرت علی اکبر ع

تا که به معرکه قدمش را پسر گذاشت

دستش پدر زحسرت دل روی سر گذاشت

.

با رفتنش به هر قدمی سوی قتلگاه

بر روی قلب مضطر بابا شرر گذاشت

.

با زوره نیزه تا که ز مرکب به خاک خورد

آتش به جان لیلی خونین جگر گذاشت

.

یوسف دریده گشته و یعقوب سینه خیز

زانو به خاک های ز خون غوطه ور گذاشت

.

داغ پسر ببین نه فقط چشم و بر کمر

بر روی زانوان پدر هم اثر گذاشت

.

آرام هم نشد چقدر صیحه زد حسین

سینه به سینه ی پسرش آنقدر گذاشت

.

خندید لشگری و امامی هم اشک ریخت

این غم چه آتشی به دل شعله ور گذاشت

.

آنجا حسین خواست که قالب تهی کند

صورت به صورت علی اکبر اگر گذاشت

.

صورت چه صورتی!؟علی اکبر چه اکبری!!!

دشمن ز صورت و بدن اصلا مگر گذاشت؟!

.

بلوا شد و صدا به حرم رفت……،حسین مُرد

آتش به جان اهل حرم این خبر گذاشت

.

زینب رسید و جان دوباره حسین گرفت

تا دست خود به شانه ی آن محتضر گذاشت

.

.

کار حسین نبود که برداردش ز خاک

قطعه به قطعه روی عبا چند نفر گذاشت

رامین برومند(زائر)

  • چهارشنبه
  • 11
  • تیر
  • 1404
  • ساعت
  • 17:55
  • نوشته شده توسط
  • رامین برومند(زائر)
ادامه مطلب

بلوا شد و صدا به حرم رفت،حسین مُرد(شهادت حضرت علی اکبر ع) * رامین برومند

360

بلوا شد و صدا به حرم رفت،حسین مُرد(شهادت حضرت علی اکبر ع) شهادت حضرت علی اکبر ع

تا که به معرکه قدمش را پسر گذاشت

دستش پدر زحسرت دل روی سر گذاشت

.

با رفتنش به هر قدمی سوی قتلگاه

بر روی قلب مضطر بابا شرر گذاشت

.

با زوره نیزه تا که ز مرکب به خاک خورد

آتش به جان لیلی خونین جگر گذاشت

.

یوسف دریده گشته و یعقوب سینه خیز

زانو به خاک های ز خون غوطه ور گذاشت

.

داغ پسر ببین نه فقط چشم و بر کمر

بر روی زانوان پدر هم اثر گذاشت

.

آرام هم نشد چقدر صیحه زد حسین

سینه به سینه ی پسرش آنقدر گذاشت

.

خندید لشگری و امامی هم اشک ریخت

این غم چه آتشی به دل شعله ور گذاشت

.

آنجا حسین خواست که قالب تهی کند

صورت به صورت علی اکبر اگر گذاشت

.

صورت چه صورتی!؟علی اکبر چه اکبری!!!

دشمن ز صورت و بدن اصلا مگر گذاشت؟!

.

بلوا شد و صدا به حرم رفت……،حسین مُرد

آتش به جان اهل حرم این خبر گذاشت

.

زینب رسید و جان دوباره حسین گرفت

تا دست خود به شانه ی آن محتضر گذاشت

.

.

کار حسین نبود که برداردش ز خاک

قطعه به قطعه روی عبا چند نفر گذاشت

رامین برومند(زائر)

  • چهارشنبه
  • 11
  • تیر
  • 1404
  • ساعت
  • 17:56
  • نوشته شده توسط
  • رامین برومند(زائر)
ادامه مطلب

بلوا شد و صدا به حرم رفت،حسین مُرد(شهادت حضرت علی اکبر ع) * رامین برومند

318

بلوا شد و صدا به حرم رفت،حسین مُرد(شهادت حضرت علی اکبر ع) شهادت حضرت علی اکبر ع

تا که به معرکه قدمش را پسر گذاشت

دستش پدر زحسرت دل روی سر گذاشت

.

با رفتنش به هر قدمی سوی قتلگاه

بر روی قلب مضطر بابا شرر گذاشت

.

با زوره نیزه تا که ز مرکب به خاک خورد

آتش به جان لیلی خونین جگر گذاشت

.

یوسف دریده گشته و یعقوب سینه خیز

زانو به خاک های ز خون غوطه ور گذاشت

.

داغ پسر ببین نه فقط چشم و بر کمر

بر روی زانوان پدر هم اثر گذاشت

.

آرام هم نشد چقدر صیحه زد حسین

سینه به سینه ی پسرش آنقدر گذاشت

.

خندید لشگری و امامی هم اشک ریخت

این غم چه آتشی به دل شعله ور گذاشت

.

آنجا حسین خواست که قالب تهی کند

صورت به صورت علی اکبر اگر گذاشت

.

صورت چه صورتی!؟علی اکبر چه اکبری!!!

دشمن ز صورت و بدن اصلا مگر گذاشت؟!

.

بلوا شد و صدا به حرم رفت……،حسین مُرد

آتش به جان اهل حرم این خبر گذاشت

.

زینب رسید و جان دوباره حسین گرفت

تا دست خود به شانه ی آن محتضر گذاشت

.

.

کار حسین نبود که برداردش ز خاک

قطعه به قطعه روی عبا چند نفر گذاشت

رامین برومند(زائر)

  • چهارشنبه
  • 11
  • تیر
  • 1404
  • ساعت
  • 17:56
  • نوشته شده توسط
  • رامین برومند(زائر)
ادامه مطلب

سبک واحد شب هشتم محرم حضرت علی اکبر (ع) -(می باره از، روی پر از خونت شفق) * ابوذر رئیس میرزایی

489

سبک واحد شب هشتم محرم حضرت علی اکبر (ع) -(می باره از، روی پر از خونت شفق) می باره از، روی پر از خونت شفق
نداره زانوهام رمق
پاشو علی جون

حالا که تو، گرفتی با خونت وضو
پاشو برام اذون بگو
صداتو قربون

ازم گرفتن جوونمو
گرفتن ازم توونمو
بریده غمت امونمو

آه
خدا ببین جونمو‌
علیِ مهربونمو

ای وای من
شق القمر شده علی
چه مختصر شده علی
ای وای من

علی علی علی جان علی علی
___
نامردما، به زخم من آتیش زدن
به قلب عمه نیش زدن
دارن میخندن

رعنای من، پاشو نذار دست روی دست
بابات به خاک غم نشست
منو شکستن

گریه هام شده چه بی امون
چشام شده یه کاسه ی خون
سخته چقده داغ جوون

آه
برام نمونده بال و پر
عمه رو تا خیمه ببر

پاشو علی
با ناله ی یا ولدی
دل منو آتیش زدی
پاشو علی

علی علی جان علی علی
➖➖➖

انتشار با لینک کانال جواز نوکری و نام شاعر مجاز می باشد.

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • چهارشنبه
  • 21
  • شهریور
  • 1403
  • ساعت
  • 19:30
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

نوحه واحد حضرت علی اکبر(ع) -(دل بی‌قرارِ معراج چَشمت) * رضا خورشیدی‌فرد

6

نوحه واحد حضرت علی اکبر(ع) -(دل بی‌قرارِ معراج چَشمت) دل بی‌قرارِ معراج چَشمت
دشمن فراری باشد ز خشمت

ای ناصرِ دین خدا
در خلق‌وخو نبی، در شجاعت چو مرتضی

هر کسی رزم تو را دید، یاد حیدر افتاد
«ها عَلیٌ بَشَرٌ کَیفَ بَشَر» را سر داد

«ای امید دل بابا، یا علی اکبر»

راز دلم را هرگز نگفتم
وقت اذان‌ها یادت می‌افتم

زیباترین، حس حضور
ای سرو قامتت چون پیمبر طوبای نور

با جمال نبوی دل می‌بری از بابا
از همان روز ولادت، محو تو شد سقا

«ای امید دل بابا، یا علی اکبر»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:39
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

متن شعر در عزای شب هشتم محرم الحرام نذر_حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام -(با دل و جانم اسیرش هستم و آزاده است) * مرضیه عاطفی

292

متن شعر در عزای شب هشتم محرم الحرام  نذر_حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام  -(با دل و جانم اسیرش هستم و آزاده است) با دل و جانم اسیرش هستم و آزاده است
دوست دارم آنکه نامش حضرتِ شهزاده است

دوستش دارند و به نسوان حواسش هست خوب
حافظِ ناموسِ حیدر عشقِ خانواده است‌

با همان شوقی که دارد در اذان؛ خوانده رجز
ریگِ صحرا زیر پاهایش خودِ سجّاده است

کینهٔ صفین و خیبر زود شد پا به رکاب
خنجرِ دشمن برای کشتنش آماده است

می کِشد در شطّ خون با صد مشقّت یک نفس
ردّی از شمشیر رویِ حنجرش افتاده است

آمده با چشم گریان و چه می بیند حسین(ع)
ساغر افتاده به خاک و خاک؛ غرقِ باده است

تکّه تکّه از تنِ تازه-جوانش را گریست
در عبایش ریخت آن داغی که فوق العاده است

شد عبا سنگین و دستش هست اما ناتوان
فتنهٔ دنیا چه کاری سخت دستش داده است...

عمه زینب(س)آمده، شد جان به لب دیگر حسین(ع)
مات و مبهوتِ سراپایِ برادرزاده است

عضو عضوِ پیکرِ اکبر(ع) پراکنده شده
بُردنش تا خیمه اینگونه مگر که ساده است؟!...

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 18:07
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زبان‌حال حضرت علی‌اکبر و امام سجاد(علیهماالسلام) در وداع روز عاشورا -(حلالم کن، رسیده لحظۀ رفتن) *

3

زبان‌حال حضرت علی‌اکبر و امام سجاد(علیهماالسلام) در وداع روز عاشورا -(حلالم کن، رسیده لحظۀ رفتن) حلالم کن، رسیده لحظۀ رفتن
خداحافظ، برادر غریب من

تو عصای دست عمه می‌شی و
من می‌رم فدای بابا می‌شم
تو کنار خیمه دلخون می‌شی و
من تو میدون ارباً اربا می‌شم

تازه این اول ماجرامونه
سمت شام می‌برنت غریبونه
غم نخور همیشه دنیا اینجوری، نمی‌مونه

«خدانگهدار، خدانگهدار»

خداحافظ، برو خدا به همراهت
می‌شم دلتنگ، برای صورت ماهت

کاش زمونه دستمو نبسته بود
می‌تونستم لااقل کاری کنم
مثه تو اون‌جوری که دلم می‌خواد
نمی‌تونم بابا رو یاری کنم

واسه من، می‌دونی سخته داغ تو
چی میاد بر سرم از فراق تو
باید از کی بگیرم تو این صحرا، سراغ تو

«خدانگهدار، خدانگهدار»

شاعر و نغمه‌پرداز: جمعی_از_شاعران

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:37
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

متن شعر عزای شب هشتم محرم الحرام نذر_حضرت_علی_أکبر_علیه_السلام -(پیکرش درگیر شد با عقده هایِ آتشین) * مرضیه عاطفی

345

متن شعر عزای شب هشتم محرم الحرام  نذر_حضرت_علی_أکبر_علیه_السلام  -(پیکرش درگیر شد با عقده هایِ آتشین) -لطفا لطفا حق روضه ادا شود-

پیکرش درگیر شد با عقده هایِ آتشین
شد علي اکبر(ع) اسیرِ کینه هایِ غاصبین

بر تنش میخورْد هر سرنیزه با ذکرِ علی(ع)
بلکه با ذکرِ اذان، بی شک و شبهه، با یقین

بر زمین افتاد لب-تشنه! به قران هیچکس
غرقِ خون شهزاده ای هرگز ندیده اینچنین

بوسه میزد پشتِ هم بر صورتش گرد و غبار
رفت و آمد بود و شد با خاک، موهایش عجین

رو به شمرِ پست(لع)شاید گفته باشد حرمله(لع)
تا صدایش دَرنیاید تیرِ بهتر برگزین

شد گلویش تیرباران! سینه اش را خون گرفت
کار دستش داد آخر آن صدایِ خوش طنین

شد عمیق و باز شد در ازدحام دور و بر
زخم شمشیری که افتاده ست بر رویِ جبین

از گلویش لحظه لحظه آه می آمد به گوش
در نفس هایِ سراسر خون و سختِ آخرین

منتظر شد گرمی آغوش بابا را فقط
آمد اما قد خمیده حضرتِ حصنِ حصین

زار میزد در کنارِ پیکرش هر آن؛ حسين(ع)
بی رمق شد پایش و بد خورد با زانو زمین

وای از آن ساعت که با گریه عبا را پهن کرد
تکه تکه جمع کرد از خاک؛ جانش را حزین!

  • شنبه
  • 12
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:24
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

نوحه حضرت علی اکبر(ع) -(به هیبت علی، به صورت نبی) *

7

نوحه حضرت علی اکبر(ع) -(به هیبت علی، به صورت نبی) به هیبت علی، به صورت نبی
به قامت علی، به سیرت نبی

«تو زمزمی و جهان در کمال تشنه‌لبی‌ست
که حُسن خلق تو آیینهٔ خصال نبی‌ست»

در میدان زنده شد، یاد مولا علی
تو با هر ضربه‌ات، می‌گفتی یا علی

«حیدرِ کربلا»

عزیز حرم، جوان حسین
امید حرم، توان حسین

پدر شنیده «اَ لَسنا عَلَی الحق» از لب تو
ببین که دور تو گردیده عمه زینب تو

بر لب‌ها ان‌یکاد، دل‌ها را می‌بری
الله اکبر از این رزم حیدری

«حیدرِ کربلا»

شاعر و نغمه‌پرداز: جمعی_از_شاعران

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:38
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه شهادت حضرت علی اکبر(ع) -(در هوای وصل جانان است بی‌تاب این قمر) *

4

زمینه شهادت حضرت علی اکبر(ع) -(در هوای وصل جانان است بی‌تاب این قمر) در هوای وصل جانان است بی‌تاب این قمر
تشنۀ دیدار یار است از همه او تشنه‌تر

ساقی کوثر حسین، میدان می‌رود
شبه پیغمبر حسین، میدان می‌رود
علیِ اکبر حسین، می‌خوانَد رجز
علیِ اکبر حسین، میدان می‌رود

اَنا عَلِیُّ بنُ الحُسینُ بنُ عَلِیّ
اَنا عَلِیُّ بنُ الحُسینُ بنُ عَلِیّ

نَحنُ و بیتُ اللهِ اَولی بالنَّبِیّ
مِن شَبَثٍ و شَمَرٍ ذاکَ الدَّنِیّ(۱)

علی اکبرم، یل نام‌آورم
یل دشمن‌شکن منم نوۀ حیدرم

«علیُ یا علی»

کوفیان گفتند پیغمبر به میدان آمده
یا که نه آیینۀ حیدر به میدان آمده

یل نام‌آور حسین، میدان آمده
همۀ لشکر حسین، میدان آمده
علیِ اکبر حسین، می‌خوانَد رجز
علیِ اکبر حسین، میدان آمده

اَضرِبُکُم بِالسَّیفِ حَتّی یَنثَنی
ضَربُ غُلامٍ هاشِمیٍّ عَلَوِیّ

و لا اَزالُ الیومَ اَحمی اَبی
تااللهِ لا یَحکُمُ فینا اِبنُ الدَّعِیّ(۲)

منم و ذوالفقار، من و این کارزار
کارتان چیست بین معرکه غیر از فرار

«علیُ یا علی»

شاعر و نغمه‌پرداز: جمعی_از_شاعران

۱. من علی پسر حسین پسر علی(علیهم‌السلام) هستم.
به خانۀ خدا سوگند که ما به نبی(صلوات‌الله‌علیه‌وآله) نزدیک‌تر و اولی هستیم تا شبث و شمر فرومایه.
۲. آنقدر با شمشیر به شما می‌زنم تا شمشیر تاب بردارد؛ شمشیر زدن جوان هاشمی علوی.
به خدا قسم پیوسته امروز از پدرم حمایت می‌کنم تا فرزند ناپاک در میان ما حکومت نکند.

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 19:56
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمزمه حضرت علی اکبر(ع) -(دارم می‌بینمت ولی نمی‌شه باورم چرا؟) * عباس همتی

6

زمزمه حضرت علی اکبر(ع) -(دارم می‌بینمت ولی نمی‌شه باورم چرا؟) دارم می‌بینمت ولی نمی‌شه باورم چرا؟
که این‌جوری تن تو مونده روی خاک کربلا
فقط نکشتنت... خدا نگذره از اینا بابا

تو رو تا پشت لشکر کشیدن
گل بودی و گلبرگاتو چیدن
معلومه که با بغض و با کینه
همه سر رسیدن
رشتۀ عمر منو با شمشیر
با خنجر بریدن

«جوون بابا، رشید بابا
پاشو تمومِ امید بابا»

پاشو عزیز قلب من پاشو مؤذن حرم
ببین به روی شونه‌هام سنگینی یه کوه غم
خودمو تو عزای تو چه‌جوری دلداری بدم

داغ تو باباتو می‌سوزونه
قلبمو به آتیش می‌کشونه
توی دنیا چه داغی بزرگ‌تر
ز داغ جوونه
جونی نمونده دیگه تو دستام
پاهام ناتوونه

«جوون بابا، رشید بابا
پاشو تمومِ امید بابا»

پیکرتو چه‌جوری آخه از خودم جدا کنم
باید برای بردنت عبایی دست و پا کنم
نمی‌شه تنهایی، باید جوونا رو صدا کنم

می‌گیرن گوشه‌های عبا رو
پاشو نگاه کن حال بابا رو
کی باید آروم کنه، تو داغت
زن و بچه‌ها رو
زنده کرده رفتنت عزای
رسول خدا رو

«جوون بابا، رشید بابا
پاشو تمومِ امید بابا»

شاعر: عباس_همتی
نغمه‌پرداز: سیدعلی‌اکبر_حسین‌پور

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 19:57
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمزمه شهادت حضرت علی اکبر(ع) زبانحال امام حسین(ع) -(نمی‌دونم اصلاً، چطور بالا سرت رسیدم) *

2

زمزمه شهادت حضرت علی اکبر(ع) زبانحال امام حسین(ع) -(نمی‌دونم اصلاً، چطور بالا سرت رسیدم) نمی‌دونم اصلاً، چطور بالا سرت رسیدم
تا حالا برادر، تو رو من اینجوری ندیدم

میون خیمه، دل خواهر سوخت
وقتی که می‌شنیدم صداتو
اولین باره، زینبت داره
می‌بینه اوج گریه‌هاتو

ای وای، چشات شده کاسۀ خون
ای وای، سخته چقدر داغ جوون

از وقتی علی رفت، تو آروم و قرار نداشتی
بمیرم که حالا، صورت رو صورتش گذاشتی

منو باز یادِ بابامون انداخت
دیدن روی لاله‌گونش
زنده شد داغ مادرم اینجا
پهلوی جسم غرق خونش

ای وای، با نالۀ یا ولدی
ای وای، دل منو آتیش زدی

شاعر و نغمه‌پرداز: جمعی_از_شاعران

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:40
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت علی اکبر(ع) -(حالا که می‌ری، ماه من، از حرم) *

2

زمینه حضرت علی اکبر(ع) -(حالا که می‌ری، ماه من، از حرم) حالا که می‌ری، ماه من، از حرم
پیش چشم من، راه برو، چند قدم
می‌ری و برات تنگ می‌شه آخه دلم
تنگ می‌شه برات، آخه دلم

می‌ری به قلب لشکر
تویی هستی من علی‌ اکبر
تویی آینۀ روی پیمبر
می‌ری تازه می‌شه فراق حیدر

علی جانم، دل اهل حرمو می‌بری همرات
علی جانم، به فدای تو، فدای قد و بالات
علی جانم، علی جانم

«علی جانم، ای امید قلب بابا»

افتاده مگه، دستِ باد، موی تو
صحرا پر شده، ای گل از، بوی تو
قلبم می‌کشه، جسممو، به سوی تو
نیمه‌جون میام، به سوی تو

رفتی عزیزِ دل‌ها
خدا می‌دونه چی کشیده بابا
وقتی که تنتو دیدم رو خاکا
منم و یه پیکر ارباًاربا

علی جانم، چطوری کنار تو جون نده بابات
علی جانم، چی اومد آخه به روز قد و بالات
علی جانم، علی جانم

«علی جانم، غرق خونه قلب بابا»

شاعر: جمعی_از_شاعران
نغمه‌پرداز: سیدعلی‌اکبر_حسین‌پور

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:28
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور حضرت علی اکبر(ع) -(اشبه الناس، به پیغمبر) *

1

شور حضرت علی اکبر(ع) -(اشبه الناس، به پیغمبر) اشبه الناس، به پیغمبر
نور یاسین، علی‌اکبر

آیینۀ روی نبی
ای خُلق تو خوی نبی
ای عطر تو عطر بهشت
ای بوی تو بوی نبی

«پیغمبر کرب‌وبلا»

ماه طاها، جان زهرا
کربلا شد، با تو زیبا

در پاکی و حق‌طلبی
ضرب‌المثل عربی
شد محو تو چشم حسین
در حسرت روی نبی

«پیغمبر کرب‌وبلا»

حیدرسیرت، حیدرصورت
ماهِ خیمه، کوه غیرت

ای با تو وقار علی
ای آینه‌دار علی
با شور و شجاعت تو
شد زنده دوباره علی

«ای حیدر کرب‌وبلا»

ای بی‌همتا، همچون سقا
ای آرامِ جان بابا

ای تاب و توان حسین
ای جان تو جان حسین
ای شور نماز حرم
ای عطر اذان حسین

شاعر: جمعی_از_شاعران

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:40
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت علی اکبر(ع) -(شده غروب غربت به افق کربلا) * محمدرضا رضایی

3

زمینه حضرت علی اکبر(ع) -(شده غروب غربت به افق کربلا) شده غروب غربت به افق کربلا
رسیده وقت رفتن عزیز جان بابا

بی‌تاب رفتنت این نیمه‌جان شده
قَد قامَتِ الصَّلاة وقت اذان شده

اَللهُ اَکبرُ اللهُ اَکبر
اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلا اَلله

برو علی، ای مَمسُوسٌ فِی ذاتِ الله
شروع معراجت شده از قتلگاه

«جانم علی علی»

دلِ حرم می‌گوید: اَللهُ اکبر با تو
زنده شده در میدان، یاد پیمبر با تو

عین پیمبری در حُسن و خُلق‌وخو
ای دائمُ الصَّلاة، بابا اذان بگو

اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله
اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله

دل تو از شوق شهادت شد بی‌تاب
تو می‌شوی از دست پیغمبر سیراب

بین رجزها وقتی، گفتی انابن‌الحیدر
در سینۀ لشکر شد، بغض علی شعله‌ور

محراب کوفه شد، این خاک قتلگاه
با روی غرق خون، حَیَّ عَلَی الفَلاح

اَشهَدُ اَنَّ عَلیاً ولی‌الله
اَشهَدُ اَنَّ عَلیاً ولی‌الله

شده تنت در بین خون ارباً اربا
حالا بخوان فُزتُ وَ رَبّ الکربلا

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:40
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد