انتهای این دو راهی کربلاست
یا ببر یا زنده خاکم کن حسین
#زیارت_اربعین
#هستی_محرابی
- دوشنبه
- 14
- مهر
- 1399
- ساعت
- 18:08
- نوشته شده توسط
- ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
انتهای این دو راهی کربلاست
یا ببر یا زنده خاکم کن حسین
#زیارت_اربعین
#هستی_محرابی
◾مشتاق کربلا
تا کربلا رو می شنوم دلم میگیره
تا روضه ها رو می شنوم دلم میگیره
بس که دلم تنگ ِ برای حرم ِ تو
نام شما رو می شنوم دلم میگیره
من از دوعالم که تو رو تنها گزینم
یه عمریه مُهر تو بوده بر جبینم
آقا نظر کن تو به این دل حزینم
بزار که کربلای تو منم ببینم
الهی جون من شود آقا فدایت
مزن تو دست رد به سینه ی گدایت
تمام آرزوی من فقط همینه
میخوام که اربعین بیام به کربلایت
آقا تو که بر همه کس گره گشایی
ببین منو که اومدم بهر گدایی
خسته شدم ازین همه آقا جدایی
بزار آقا منم شوم کرب و بلایی
از فراق من و دلدار چهل روز گذشت
از شب آخر دیدار چهل روز گذشت
@hosenih
از همان شب که زن و بچه ی دلخونت را
من شدم قافله سالار چهل روز گذشت
از شبی تلخ که همراه یتیمان بودم
وسط شعله گرفتار چهل روز گذشت
از شب شام غریبان که زمین می افتاد
پسرت با تن تبدار چهل روز گذشت
از غروبی که تنت زیر سم مرکب رفت
من شدم بی کس و بی یار چهل روز گذشت
از غروبی که دو تا دخترکانت مردند
پشت یک بوته ای از خار چهل روز گذشت
وای بر من ، ز شب غارت معجرهامان
دور از چشم علمدار چهل روز گذشت
از جسارت به من و هلهله ی نامردان
وسط کوچه و بازار چهل روز گذشت
از قد خم شده و موی سپیدم پیداست
چه بر این سینه ی خونبار چهل روز گذشت
من که یک روز جدا از تو شدم ، پژمردم
باورم نیست که این بار چهل روز گذشت
تو خودت از سر نی خوب تماشا کردی
که چه بر زینب غمخوار چهل روز گذشت
بعد عمری همراهمی
رفیق نیمه را شدی
من راهی اسارت
تو ساکن کربلا شدی
-
چهل روز شکستم
چهل روز بریدم
چهل روز ندیدی
که من چی کشیدم
-
حال و روزم تعریفی نداره
دل تنگم از تو گله داره
-
بنددوم
-
چشم تو که دور دیدن
غرورم وشکستن
عصر ظهر عاشورا
دست زینبت رو بستن
-
نشد تا بمیرم
تو این غم برا تو
شنیدم رو نیزه
عزیزم صداتو
-
اخه من کجا و معجره پاره؟
دل تنگم از تو گله داره
-
بندسوم
-
اومدم پیشت اما
صورت من کبوده
داغ قلب این خواهر
از محله ی یهوده
-
نپرس از رقیه
نشد تا بمونه
تا اسمت رو می برد
می خورد تازیونه
-
خدا واسه ی هیچکسی نیاره
دل تنگم از تو گله داره
-
مسافر کربلا در اربعین
سال ها پیش در پی ِ ویزا بودیم این زمان
منتظر بر مُهر و یک امضا بودیم این زمان
گر چه ایام عزا بود و ولی ذوقی دگر
چونکه ماهم زائر مولا بودیم این زمان
ساک بر دوش و پیاده در ره ِ کرب وبلا
همسفر با زینب کبرا بودیم این زمان
از نجف تا کربلایش هر قدم تا هر قدم
یاد تنها وارث زهرا بودیم این زمان
حال امسال ای عزیز فا طمه جا مانده ایم
خود که دانی با تو ما هم پا بودیم این زمان
در ره ِ عشق یک قدم آقا تو بر ما هدیه کن
اربعین چون با تو ما یکجا بودیم این زمان
-لطفا حق روضه ادا شود-
تو ماندی و صحرا، چهل روزِ پیش
غریبانه! تنها...چهل روزِ پیش
تو را با تنی خفته در خاک و خون
سپردم به صحرا، چهل روزِ پیش
زمین بر سر و سینه زد! گریه کرد
برای تو دریا، چهل روزِ پیش
نبودی و بستند دست مرا
به زنجیرِ غم ها، چهل روزِ پیش
ببین که شکسته مرا داغ تو
جوان بودم امّا چهل روزِ پیش
زمین خوردی و بود دور و برت
چه جنجال و دعوا، چهل روزِ پیش
رقم خورد با کینۂ حرمله(لع)
تمام بلایا، چهل روزِ پیش
به تو نیزه زد شمر(لع) و بعدش گذاشت
به روی تنت پا...چهل روزِ پیش
خودم دیدم آبت نداد و برید
سرت را همین جا، چهل روزِ پیش
سرت را که نه! بلکه بر نیزه زد
دلِ زینبت(س) را، چهل روزِ پیش!
#ألسلام_علیک_یاقتیل_ٱلعطشان_یاحسین
#آجرک_ٱلله_یا_صاحب_ٱلزمان_عج
#ای_امان_از_دل_زینب_س
#اربعین_حسینی_تسلیت
#مرضیه_عاطفی
بعد یک سال دویدن نرسیدن سخت است
گر پر و بال شود بسته پریدن سخت است
بعد یک سال صبوری ز فراق حرمت
اربعین آید و صحن تو ندیدن سخت است
ما به شیرینی رنج سفر عادت داریم
پای بی تاول و دل از تو بریدن سخت است
ما که یک سال ز نانِ سر سفره زده ایم
جز به راه غم تو توشه خریدن سخت است
حرف ویزا و گذرنامه و "مهران" نزدن
نغمه های هَلَبیکُم نشنیدن سخت است
گر حرم روزی ما نیست ولی روضه که هست
روضه ی طفل تو هر چند شدیدا سخت است
گفت بابا حرمت سوخت دویدم اما
پا برهنه به روی خار دویدن سخت است
سر من رفت ز بس بر سر من داد زدند
بر سر دختر تو نعره کشیدن سخت است
دوست دارم بزنم بوسه سرت خوب شود
بر رگ حنجر تو بوسه ولیکن سخت
?بند اول
ای امیدم ای برادر
جانم از غم آمد بر لب
از میان خاکت برخیز
از سفر برگشته زینب
آه-آمدم از شام ویران
دل پریشانم پریشان
غصه ها خوردم فراوان
آه-بی تو من خیری ندیدم
رنج و محنت ها کشیدم
قد خمیده مو سفیدم
《آه-یاحسین سالار زینب》
?بند دوم
ای گل از کین خزانم
ای دوای درد زینب
خیز و بنگر این تنم را
ای که هستی مرد زینب
آه-دارم از جور زمانه
بر پر و بالم نشانه
جای ضرب تازیانه
آه-الامان از مردم شام
سنگ کینه از روی بام
از جسارتها و دشنام
《آه-یا حسین سالار زینب》
?بند سوم
خطبه خوانه نهضت تو
آمده با آه و ناله
از تو شرمنده ام اخا
چون نیاوردم سه ساله
آه-بر سر تو میزبان شد
از غم تو قدکمان شد
غنچه ات آخر خزان شد
آه-دست گلچین پرپرش کرد
مثل زهرا مادرش کرد
خاک غربت بسترش کرد
《آه-یا حسین سالار زینب》
بند اول
قطره به قطره به یاد سقا
راهی شدن موجا سمت دریا
سِیلی خروشان میون جاده...
تا کربلا با پای پیاده...
آسمون همسفر ، با ملائک شده!
کعبه هم ، راهیِ ، این مناسک شده
آه ، بی سر و سامونه
قلبی که مجنونه 2
آه ، یا ابی عبدالله(ع)
بند دوم
لشکر به لشکر تو راه زینب
سینه زنای سپاه زینب
پای برهنه یه نذری دارن
پرچم حقُّ و زمین نذارن
علم این مسیر ، علم زینبه
پادگان قیام ، حرم زینبه
آه ، بی سر و سامونه
قلبی که مجنونه 2
آه ، یا ابی عبدالله(ع)
بند سوم
بین شلوغی تو این تلاطم
از دست دنیا میخوام بشم گم
میام پیاده با سر به زیری
دست دلم رو میشه بگیری؟
هرکی تو این مسیر ، به حرم عازمه
چش به راهش شده ، مادرت فاطمه
آه ، بی سر و سامونه
قلبی که مجنونه 2
آه ، یا ابی عبدالله(ع)
بند چهارم
چشمامو بستم تو اوج گریه
دارم به جای بی بی رقیه
با پای خسته پیاده میرم
دل تو دلم نیست زبون میگیرم
تو همین صحرا بود ، که شدی بی پناه
بی بی جانم تورو ، میزدن بین راه
آه ، بی سر و سامونه
قلبی که مجنونه 2
آه ، یا ابی عبدالله(ع)
بند پنجم
اشکای چشما چقد زُلاله
وقتی می باره واسه سه ساله
با اینکه بانیِّ اربعینه
داغ زیارت داره توسینه
سه ساله ضامن همه جامونده هاس
یکی از رحمتاش جواز کربلاس
آه ، بی سر و سامونه
قلبی که مجنونه 2
آه ، یا ابی عبدالله(ع)
دوباره تو خیالم - باگریه دم می گیرم
آخرش از فراقت - میمیرم
میخونم از زبون همه جامونده ها
که برسه به گوش تموم زائرا
اونایی که رسیدن حرم کربلا
ای خدا
باشه آقا - دوباره منم و فراق و دوری
باشه آقا - با غم دوری می سازم یه جوری
باشه آقا - باشه آقا
از تو رسیده خیلی - به منه بی سرو پا
چی شده رام ندادی - کربلا
آرزوی من این بود مث جابر بشم
بار سفر ببندم یه مسافر بشم
تاروز اربعین کربلا زائر بشم
ای خدا
باشه آقا - تا سال دیگه منتظر می مونم
باشه آقا - سینه و میزنم و ازت می خونم
باشه آقا - باشه آقا
تو و کرامت و جود - ما و دل پریشون
نگاهی کن آقا به - دلهامون
دوباره میخونم با قلبی زار و حزین
میگرم اذن روضه من ز ام البنین
مجلس روضه میخواد شهرمون تو همین
اربعین
باشه آقا - بانام زیبای تو جون می گیرم
باشه آقا - خدا کنه تو روضه ها بمیرم
باشه آقا - باشه آقا
?بند اول
منم و یک اربعین،رنج دوری از تو
منم و یک اربعین،دردِ بی تو بودن
منم و یک اربعین،سر تو روی نیزه
منم و یک اربعین،داغت ای بی کفن
خواهرت رسیده پاشو
پاشو من بگم تو بشنو
چهل روز تورو ندیدم
پاشو از سفر رسیدم
رسیدم اما ناتوون
رسیدم اما نیمه جون
رسیدم اما قدکمون
حسین
پاشو مظلوم،داداش حسین
?بند دوم
منم و یک اربعین،حرف از شام و کوفه
منم و یک اربعین،شرح از دسته بسته
منم و یک اربعین،ضرب تازیونه
منم و یک اربعین،پر و بال شکسته
خواهرت رسیده پاشو
پاشو من بگم تو بشنو
چهل روز تورو ندیدم
پاشو از سفر رسیدم
چی بگم از این اسارت
چی بگم من از جسارت
چی بگم خودت که دیدی
منو میزدن می دیدی
منو میزد چه بی امون
تورو میزد با خیزرون
چی بگم قاصره زبون
حسین
پاشو مظلوم،داداش حسین
?بند سوم
منم و یک اربعین،هر روزش مصیبت
منم و یک اربعین،آه و اشک و حسرت
منم و یک اربعین،حرف از این جماعت
منم و یک اربعین،طعنه و حقارت
خواهرت رسیده پاشو
پاشو من بگم تو بشنو
چهل روز تورو ندیدم
پاشو از سفر رسیدم
چی بگم برات میدونی
داری از چشام میخونی
چی بگم من از خرابه
گفتنش واسم عذابه
نپُرس ازم از دخترت
جواب نداره خواهرت
آخه بُردن براش سرت
حسین
پاشو مظلوم،داداش حسین
خسته ام و بی شکیب
غمزده و دل غمین
قسمتم آخر نشد
کرببلا اربعین
تشنه لبان در پی
آب بقا می روند
پای پیاده همه
سوی منا می روند
ذکر دل های بی تاب ما
اللهم الرزقنا کربلا ۲
کرببلا کرببلا کرببلا کرببلا ۴
اهل جنان گوئیا
سوی جنان می روند
در طلبش مرد و زن
پیر و جوان می روند
پای ضریح حسین
فاطمه با چشم تر
گیرد از این زائران
گرد و غبار سفر
رویای شیرینم کربلا
خوابت را می بینم کربلا
کرببلا کرببلا کرببلا کرببلا ۴
حرف بین نوکرا این سخنه
اربعین حرم میریم یانمیریم
خدا اون روز و نیاره بسته شه
بخدا دق میکنیم و میمیرم
خاطرات کربلا یادم میاد
توی این دلم چه غوغا میشه
هی دارم فکر میکنم گه اربعین
برات کرببلام امضا میشه
حسین برسون منو حرم
حسین اربعین بامادرم
این دلم یک دل سیر حرم میخواد
بخدا تنگه دلم براحرم
روز وشب تموم دغدغم اینه
نکنه که اربعین حرم نرم
تا حالا اینطوری دلتنگ نشدم
دله من ضعف میره واسه کربلا
یه کاری کن این مریضی دفع بشه
اربعین بیایم حرم با رفقا
حسین برسون منو حرم
حسین اربعین بامادرم
شاعر:حسین نوروزی
گرفته قلبم و شور و نوا
دارم می رم پیاده کربلا
می رم زیارت خون خدا
خدایا شکرت که تو این راهم
منم جزء زائرای شاهم
به لطف فاطمه س که قسمتم شده آروم آروم می رم به سمت کربلا
شریک من شدن تو این زیارتم امام و رهبر و همه جامونده ها
قدم قدم تا کربلا
می گم حسین یا کربلا
یا کربلا
داره میاد نسیم کربلا
بوی خوش ازحریم کربلا
از مرقد کریم کربلا
نمونده راهی دلم آشوبه
چشام رو به گنبد محبوبه
اگه خدا بخواد می خوام تو این سفر با تشنگی برم به پابوس آقام
می خوام با هر نفس درپای هرستون حسین حسین بگم بگیره این صدام
حسین حسین ای جان من
ای دلبر عطشان من
حسین حسین
سبک(ای بابا حکایتی شده مویم...)
عزیز خواهر
ببین که زار و دلغمینم
ببین برادر
ز داغ هجر تو حزینم
امیر بی سر
نگر که بال و پر شکسته زائر تو اربعینم
یاحسین--حزین و سوگوارم من
یاحسین--ببین که بی قرارم من
یاحسین--غمین و اشکبارم من
یاحسین حسین حسین حسین مولا
چهل روزه من
که از غم تو بیقرارم
چهل روزه من
اسیر فرقه ی شرارم
چهل روزه من
حسین حسین به زیرلب کفیل جمع سوگوارم
آمدم--دلم ز محنت آکنده
آمدم--رقیه دل ز ما کنده
آمدم--ولی خجیل و شرمنده
یاحسین حسین حسین حسین مولا
تو عراقی و من ایرانم جان رسیده به لبم آقا
ناله می کنم از این دوری کربلا بطلبم آقا
ای آقا بی تابم بی تابم بی تابم
ای آقا دریابم دریابم دریابم
می بینی دارم از این چشمام خوشه های غم و می چینم
این سرود روی لبهامه کی ضریح تو رو می بینم
ای آقا گر چه من برای تو ننگم
اما باز دلتنگم دلتنگم دلتنگم
تو که مثل علی و زهرا در به در پی گدا هستی
باورم نمی شه درهای کربلاتو روی من بستی
ای آقا محتاجم محتاجم محتاجم
کربلاست علاجم علاجم
ترسم اینه بمیرم آقا توی سینه بمونه آهم
ترسم اینه نبینم دیگه کربلای تو رو ای شاهم
ای آقا تو قلبم بیداده بیداده
ای آقا اسم من از قلم افتاده
زینبم بادل زارآمده ام
بهردیدارنگارآمده ام
زینبم عاشق سرمست حسین
دیدن مرقدیارآمده ام
زینبم خواهرشاه زمنم
بادل پرزشرارآمده ام
زینبم گلشن من گشته خزان
نغمه خوان همچوهزارآمده ام
زینبم داغ حسین پیرم کرد
به بلاگشته دچارآمده ام
زینبم خسته زشام وکوفه
باهمه خردوکبارآمده ام
زینبم حیف رقیم مانده
خجل ازآن گل یارآمده ام
به درت عارفم ای جان جهان
غرق عصیانم وخوارآمده ام
بند اول
چهل روزه ندیدمت(غریبِ مادر3)
از سَفره کوفه وشام(اومده خواهر3)
اللهی من بشم فدات،خیلی دلم تنگه برات
جانم حسینم
موی سرم گشته سفید،قامتم از غصه خمید
ای نورعینم
کناره من بود،سرت روی نی
زینب و بردن،تو مجلس می
(واویلتا2آه وواویلا3)
بند دوم
خواهر کناره قبره تو(هی میره از حال3)
یادم میاد کشوندنت (میونه گودال3)
با شمشیر و با نیزه ها ، میزدنت حرومیا
بابغض و کینه
خودم دیدم نشست باپا،شمره ستمگر بی حیا
به روی سینه
بردن به غارت،پیرهن تو
رفتن با مرکب،روی تن تو
(واویلتا2آه وواویلا3)
بند سوم
چهل روزه نداشته ام(یه خوابه راحت3)
مونده توی خرابه ها(طفله سه سالت3)
به گوشه پارش خندیدن،مردا به دورش رقصیدن
ای داداش من
یتیمی بود براش عذاب،غش کرد توی بزم شراب
تو آغوش من
میگفت ای عمه،بابامو میخوام
جون داد رو خاکا،جلوی چشمام
(واویلتا2آه وواویلا3)
بند اول
جامونده ام حسین جان،از عاشقان وخوبان
امسال باید بمونم ، اربعین و در ایران
دلم تو سینه بیتاب،برا ضریحت ارباب
میسوزم از جدایی،حسین گداتو دریاب
حاله منو میدونی،بدجور خرابم آقا
با دوری از حریمت ، نده عذابم آقا
ارباب من حسین جان
بند دوم
اسمت روی لبامه،فیض علی الدوامه
اُنظر اِلینا حسین ، زیارتت دعامه
رؤیای این شبامی،بغض توی صدامی
وقتی میآم توروضه،علته گریه هامی
اشکِ چشام گواهه،خستم زِ هجر ودوری
تاکی بسازم آقا ، با این غم صبوری
ارباب من حسین جان
بند سوم
ای همه کس و کارم، میبینی بیقرارم
شبهای جمعه آقا ، در ماتمت میبارم
درسته روسیاهم ، اگر که پر گناهم
اما خوشم ازاینکه،تو میکنی نگاهم
کرب و بلا رو بازم، قسمت بکن ببینم
بیآم یه گوشه ای از،حرمه تو بشینم
ارباب من حسین جان
ماه در گردش خود مات و پریشان میرفت
باد از جور فلک پیش سلیمان میرفت
باد و ابر و مه و خورشید و فلک افسرده
شفق آلوده بخون گشته گریزان میرفت
شام شرمنده شد از فعل بد اندیشانش
چون دل آزرده از او پرتو ایمان میرفت
صاحب عصر همان مفترض الطاعه امام
جگرش سوخته چون لاله ی نعمان میرفت
اسرای علوی گوهر دریای شرف
به ستوه آمده در محبس دونان میرفت
زینب آن خسته و ماتم زده زانو به بغل
با هزاران گله با دیده ی گریان میرفت
آرزوهای عروسیکه بدل مدفون شد
بال و پر سوخته از غایت حرمان میرفت
سینه ها ز آتش مهر رخ جانانه کباب
صد زلیخا ز غم یوسف کنعان میرفت
از شمیم چمن سرخ قبا دستانش
سوره ی حمد به آواز خوش الحان میرفت
شب هجران سپری گشته وصال آمده بود
اشک شوق و هوس از دیده ی طفلان میرفت
اربعین شهدای شه دین بود قرین
بهر آن بزم عزا قاری قرآن میرفت
مادر از داغ پسر ناله ی جانسوزی داشت
خواهرانی که همه با دل سوزان میرفت
کاروان و جرس و اشتر و یک عدّه یتیم
برگزاران شب شام غریبان میرفت
طوطیان از سفر هند شکر می آورد
به نثار قدم خسرو خوبان میرفت
خواهری مضطرب از حادث ویرانه ی شام
که چه گوید به پدر از گل خندان میرفت
گر چه از جور لئیمان خطاکار " صفا "
زین غم از دیده ی خود اشک چو باران میرفت
نوحه اربعین حسینی
من.... کبوتری شکسته بالم
از...... داغی چهل روزه بنالم
من از شام بلا... آمدم کربلا
بهر زیارت... حسین سرجدا
برادرم حسین، برادرم حسین، برادرم حسین، برادرم حسین2
____________________________
بر..... روی خاک قبرت حسینم
هم..... چون جابر و در شور وشینم
دوباره کربلا... گشته ماتمسرا
یاد من آمده.... آن روز پر بلا
برادرم حسین....
____________________________
وای.... سه ساله ات گردیده پرپر
شد.... شرمنده ی روی تو خواهر
مانده آن گل به جا... در آن ویرانسرا
قصورم را ببخش... ای جان مصطفی
برادرم حسین...
___________________________
کاش.... در کربلا زینب بمیرد
تا..... هجران ما پایان بگیرد
می خواهم مدفنم... باشد کنار تو
باشی قرار من.... منهم قرار تو
برادرم حسین...
شعر:اسماعیل تقوایی
دلــــم تنگ است ، دلتنگ حـرم هستــــم خدا داند
که می داند چه حالی دارم آقاجان ، که می داند؟
بلی ، آلـــــــوده هستـــم جای من کرببلایت نیست
ولی ارباب جرم بنــده را بخشـــــــوده می خواند
اگـــر فـــرزند خوبی هم نبـــودم که نبـــودم، لیک
پـــدر فــــــرزند بد را هم ز پیش خـــــود نمی راند
خلاصه باتمــــامِ روسیـــــــــــــــاهی دوستت دارم
که می داند چگونه دوستت دارم ، که می داند؟
با توسل به شكوه علم انشاالله
زائر كربوبلا ميشوم انشاالله
نا اميد از كرم شاه شهيدان نشوم
به گدا لطف كند از كرم انشاالله
منت اش بر سر عشاق خودش بوده و هست
ميكشم باز نفس در حرم انشاالله
از نجف راهي مشايه شدن ميخواهم
ميزنم پاي پياده قدم انشاالله
خاطرم نيست كجا بود دقيقأ اما
عربي گفت مي آيد عجم انشاالله
حسرت لذت مشايه كشيدن سخت است
برطرف ميشود اين درد و غم انشاالله
ميشود باز نصيبم دم باب القبله
سجده ي شكر كنم دست كم انشاالله...
نگاه از زائر خود بر نداری
ز گریه نوحه ای بهتر نداری
زیارت نامه ی بالای سر را
کجا باید بخوانم ، سر نداری
سنگ هم باشم نگاه تو مرا دُر می کند
لطف تو هر طِیبی را عاقبت حُر می کند
زمزم و کوثر میان چشم من جوشیده است
پس گلابِ این گُلِ پژمرده را کُر می کند
رزق چشمم کربلا را دیدن است ، اما فراق
نان چشمان مرا هربار آجر می کند
یک سلام از پشت بام خانه دادم ، فطرست
جای خالی مرا در کربلا پُر می کند
در زیارت بُعد منزل نیست، پس هر عاشقی
پشت بام خانه را مرقد تصور می کند
آسمان روضه گرفت و ابر گریه میکند
رعد سینه می زند ، زهرا تشکر می کند
مهر تربت را که بوسیدم دلم آرام شد
سنگ هم باشم نگاه تو مرا دُر می کند
آتش گرفتیم از فراق کربلایت
بر درد ما غیر از حرم هرگز دوا نیست
هر چند دوری جان به لب کردهاست ما را
تسکین این درد و بلا جز روضه ها نیست
هق هق کنانیم و اضافی ...مال ماها
آقا مگر که کربلایت جا ندارد
جامانده از عشقیم و بغضی در گلومان
برگ برات ما چرا امضا ندارد
حالا که قسمت نیست پا بوست بیاییم
جایی پناه ما جز آغوش رضا نیست
ای دل بسوز و گریه کن از این مصیبت
امسال هم سهم دل ما کربلا نیست
با کوله بار کربلا در اشک نازیم
درمانده ایم و جملگی مشهد نیازیم....
میرسد آواز عشق
از حرم مرتضی
وعدهی ما اربعین،کربلا کربلا
تا کربلا همره انبیا
با هرقدم می رویم تا خدا
قال علی بن موسی الرضا
من زار الحسین کمن زارالله
لبیک یا حسین حسین ثارالله
بند ۲
ای مه بالا نشین
ای شه والا مقام
حضرت خون خدا السلام السلام
ای کربلا قبله ی ماسوا
ای شهر عشق ای بهشت خدا
قال علی بن موسی الرضا
من زارالحسین کمن زار الله
لبیک یا حسین حسین ثارالله
بند۳
هر قدم عاشقان
سوی حرم بیعت است
قافله سالار ما حضرت حجت است
با آخرین حجت کبریا
باز میرویم اربعین کربلا
قال علی بن موسی الرضا
من زار الحسین کمن زار الله
لبیک یا حسین حسین ثارالله
چادر رو سرم / سنگ مزارته
ببین که با چه حال و روزی / خواهرت کنارته
دیدی سر از کجا در آوردم - حسینم
دیدی چقد توو راه کتک خوردم - حسینم
کنار نیزه ی تو مُردم
آبی رو که بهت ندادن عزیزم
حالا باید سر مزارت بریزم
حسینم عزیزم عزیزم عزیزم
غرق خجالتم / بارونیه چشام
ببین چقد گلایه دارم / از مصیبتای شام
تو شهری که دلم رو سوزونده - حسینم
طفل سه ساله ی تو جامونده - حسینم
جونم و به لبم رسونده
غسلش میدادن و رو دستای من بود
مثل خودت رقیتم بی کفن بود
حسینم عزیزم عزیزم عزیزم
چِل روزه که داداش / کارمه اشک و آه
به یاد لحظه ای که با سر / افتادی توو قتلگاه
یادم نمیره ضجه ی مادر - حسینم
یادم نمیره کندی خنجر - حسینم
الهی که بمیره خواهر
از روی تل به سمت مقتل دویدم
اما سرت رو بُردن و دیر رسیدم
حسینم عزیزم عزیزم عزیزم
.
ای قدیم الاحسان / قدیما یادته؟
اربعین اون حالِ / با صفا یادته؟
راهمون میدادی / کربلا یادته؟
منو یادته یا نه؟ ۲
یادته هر سال چه شوقی داشتم
که اربعین یه وقت جا نمونم
یادته هرسال چه عشقی داشتم
"قدم قدم" رو توی راه بخونم
دوری و دوستیمون گذشته از حد
کاشکی سریع تموم شه این مصیبت
ای وطن من وطن قشنگت
اسیری ام که افتادم توو غربت
اسیرم ۲ اسیر خاطرات اون مسیرم
اسیرم ۲ ایندفه که بیام برات میمیرم
[حسین جان ۲ خسته ام از دوری تو به قرآن]
بین راه توو جاده / گریه هام یادته؟
اون شلوغی ها و / ازدحام یادته؟
اولین دیدار و / اون سلام یادته؟
منو یادته یا نه؟ ۲
چه حس خوبی بوده که هنوزم
به یاد اون لحظهی دلنشینم
یادته از شدت اشک چشمام
نمی تونستم حرمو ببینم
گنبد زیبای طلات به والله
دل سیاه منو هم طلا کرد
ببین چجوری یه سفر تا این حد
به درد عشقت منو مبتلا کرد
نیازم ۲ با درد دوریت نمیشه بسازم
نیازم ۲ بذار بیاد تا حرمت جنازم
[حسین جان ۲ خسته ام از دوری تو به قرآن]
لحظه های آخر / حال زار یادته؟
ما گذاشتیم باهم / یه قرار یادته؟
اربعین بعدی / جام نذار یادته؟
منو یادته یا نه؟ ۲
قرار نبود منو حرم نیاری
قرار نبود برم که برنگردم
قرار نبود که دوری سهم من شه
آخه بگو چرا تو کردی طردم؟
ببین به جای چایی عراقی
دو سالیه مدام غصه خوردم
همینقدم امام رضا کمک کرد
که از فراق تو دووم آوردم
پناهم ۲ میگم غلط کردم و روسیاهم
پناهم ۲ منو بده یه بارِ دیگه راهم
[حسین جان ۲ خسته ام از دوری تو به قرآن]
.
تکیه بر منبر تو دادم و بالا رفتم
روضه باعث شده تاخانه زهرا رفتم
پای من بسته شد از بار گناهان زیاد
دست و پابسته شدم روضه ات اما رفتم
اول روضه شبی چای تورا نوشیدم
چای نوشیدم و تا عرش معلا رفتم
گفته بودند حرم عرش خدای ازلی ست
اربعین آمدو من هم به تماشا رفتم
همه رفتند حرم من هم ازینجا رفتم
بی شک از برکت این سینه زنیها رفتم
اول راه دلم سوخت بریدم دیگر
یک قدم راه که چون زینب کبری رفتم
بی گمان روی پر روح الامین می رفتم
بی گمان تاحرمش بی سرو بی پا رفتم
یاد زینب وسط راه زمین می خوردم
روضه می خواندم و چون ماه زمین میخوردم
از سه ساله دوسه خط روضه شنیدم ای وای
ناخود آگاه وآگاه زمین میخوردم
مادری سینه زنان راه میآمد آنجا
تاکه میگفت فقط آه زمین میخوردم
آب هم بود غذا بود رفیقم هم بود
یاد افتادنت ای شاه زمین میخوردم
ازحرم آمده بودم به حرم می رفتم
گاه پا می شدم و گاه زمین میخوردم