شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس
 مرتضی محمودپور

رباعی توسل به امام زمان(عج) * مرتضی محمودپور

948

رباعی توسل به امام زمان(عج) توسل به امام زمان

ای یار سفر کرده‌ی زهرا برگرد
مجنون همه عالم به تو لیلا برگرد
ما چشم براهت شده‌ایم هر لحظه
ما منتظریم از دل صحرا برگرد

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • پنج شنبه
  • 8
  • دی
  • 1401
  • ساعت
  • 00:23
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 محمد مبشری

زمزمه با امام زمان (ع) -(من از سبوی تو مستم) * محمد مبشری

897
2

زمزمه با امام زمان (ع) -(من از سبوی تو مستم) من از سبوی تو مستم
همیشه یاد تو هستم
به انتظارت نشستم۲

سلام امام زمانم ۴

تویی ترانه ی لب ها
سرور سینه ی شیدا
فروغ دیده ی زهرا ۲

سلام امام زمانم ۴

تویی چراغ هدایت
نشان راه سعادت
پناه اهل ولایت

سلام امام زمانم ۴

تو اصل مدح و ثنایی
امید اهل ولایی
شفیع روز جزایی ۲

سلام امام زمانم ۴

تمام دار و ندارم
کسی به جز تو ندارم
غریب شهر و دیارم ۲

سلام امام زمانم ۴

تو رهنمای جهانی
مرا تو روح و روانی
چرا ؟ ز دیده نهانی ۲

سلام امام زمانم ۴

طالب خون خدایی
مشعل راه هدایی
ولی و سرور مایی۲

سلام امام زمانم ۴

من عاشق و بی قرارت
یه عمرِ چشم انتظارت
همیشه هستم یارت ۲

سلام امام زمانم۴

اسیر گم کرده راهم
تویی تمام پناهم
منم که غرق گناهم ۲

سلام امام زمانم ۴

  • شنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 10:18
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب

امام زمان (عج) مناجات -(صد حیف این زخم کهنه..) * ناشناس ؟؟؟

641

امام زمان (عج) مناجات -(صد حیف این زخم کهنه..) صد حیف این زخم کهنه..
دارو و درمان نخورده
نور جمال نگارم
برچشم گریان نخورده

من ایستادم ته صف
ای نوح دل دارم آخر
جایی به من هم بده تا
کشتی به طوفان نخورده

دستی بکش بر سر من
تا سر به زیر تو باشم
سر سبز بودن ندارد
خاکی که باران نخورده

ای سفره خالی ات سبز
با تو نشستن چه خوب است
ما در کنار تو خوردیم
نانی که سلطان نخورده

عاشق شدن کار من نیست
عشق است و آواره بودن
من که پی تو گذارم
سمت بیابان نخورده!

ای یوسف بی گناهم
زنجیر پای تو از ماست
شاکی اسیر است و مجرم
شلاق زندان نخورده

کی دعوتم میکنی تو
پس دیر شد کربلایم
راه گدا تا به حالا
هرگز به هجران نخورده

پیراهنش روی نیزه
انگشترش دست قاتل
زخمی‌ نمانده که دیگر
بر جسم عریان نخورده

  • چهارشنبه
  • 5
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 13:07
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب

امام زمان عج -( دیر وقتی‌ست دلم در به درِ سایه ی توست به کجا سایه بر آید که نباشد خورشید) * هستی محرابی

943

امام زمان عج -( دیر وقتی‌ست دلم در به درِ سایه ی توست به کجا سایه بر آید که نباشد خورشید) #سلام_علی_آل_یاسین_ص

دیر وقتی‌ست دلم در به درِ سایه ی توست
به کجا سایه بر آید که نباشد خورشید!

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#هستی_محرابی

  • جمعه
  • 5
  • اسفند
  • 1401
  • ساعت
  • 18:43
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

سبک واحد مناجات امام زمان (عج) -(ای مهربون من سلام) * حسین بابانیا

1598
3

سبک واحد مناجات امام زمان (عج) -(ای مهربون من سلام) بسم الله الرحمن الرحیم

ای مهربون من سلام

ای هم زبون من سلام

خورشید پشت ابر من

دردت به جون من سلام

آرامش نگاه من

قوی ترین سپاه من

دوستت دارم جرمه مگه؟

آخه چیه گناه من

نور رخت از آدما دل می بره دل می بره دل می بره

جلوه ی خورشید پیش تو بی ثمره بی ثمره بی ثمره

آی آدما مهدی زهرا غریبه آخ غریبه آخ غریبه

چشمای ما از دیدنش بی نصیبه بی نصیبه بی نصیبه

"آقا بیا بیا بیا"

خزون نکن بهار من

کجایی ای دلدار من

هر کی یه یار داره ولی

آقا تو هستی یار من

جای تو هیچ کسی دیگه

تو قلب من نیست آقاجون

اسممو تو منتظرات

یه روزی بنویس آقاجون

میای یه روز و چشمامون دریا میشه دریا میشه دریا میشه

هر کی کنایه میزده رسوا میشه رسوا میشه رسوا میشه

یه روزی اسمتو آقا جار می زنم جار می زنم جار میزنم

پا روضه هات تو کربلا زار می زنم زار می زنم زار می زنم

"آقا بیا بیا بیا"

پرچمتو علامته

سینه زنی یه دعوته

روضه های جد شما

قیامته قیامته

میای کنار کعبه وُ

دل ما زیر و رو میشه

ظهور تا مسلماً

با یا حسین شروع میشه

میای عالمی میشه به شور و شین به شور و شین به شور و شین

تو یا لثارات میخونی جانم حسین جانم حسین جانم حسین

آقا صدات میزنم ای حبیب من حبیب من حبیب من

دوستت دارم ای آقای غریب من غریب من غریب من

هر چی بگم بازم کمه دنیای من دنیای من دنیای من

نیای همش سهمم غمه آقای من آقای من آقای من

سهم منه سوز و گداز

کار منه راز و نیاز

رو به کدوم قبله بگو

باید بخونم من نماز

نیستی و غمپرور شدم

کارم همش زاری شده

این جمعه مثل همون

هر هفته تکراری شده

شاید بیای و با خودت

آقا بیاری سادگی

شاید بیای و بچشیم

مزه عشق و بندگی

شاید یه شب با اشک و آه

غرق نوا و شور و شین

ذکر جنون دم بگیریم

نحن مجانین الحسین

آقای من تو کربلا غوغا شده غوغا شده غوغا شده

ای وای من سر سرت دعوا شده دعوا شده دعوا شده

ای دل بمیر از غصه ها واویلتا واویلتا واویلتا

چه کرده ای با دل ما ای کربلا ای کربلا ای کربلا

  • پنج شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1402
  • ساعت
  • 12:09
  • نوشته شده توسط
  • حسین بابانیا
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

بفرمائید یک جرعه غزل مهدوی * مرتضی محمودپور

621

بفرمائید یک جرعه غزل مهدوی بفرمائید....
یک جرعه غزل ناب....
مهدوی

چه میشود که بیایی کنم تماشایت
فدای بغض گلوگیر و اشک شبهایت

شبی گذر کن از این کوچه های دلتنگی
که دل هوای تو کرده فدای غمهایت

غم تو غصه ی عالم شده نمیفهمد
کسیکه دل به همه داده جز تولایت

صدای شیهه ی اسبت ز دور میآید
بیا که عالم و آدم فتاده بر پایت

بهمره تو بیاید نسیم شوق وصال
معطر است جهانی ز باغ گلهایت

گل شقایق و یاس و عقاقی و سوسن
الا تو نرگس زهرا به چشمانم جایت

انا ابن حیدریت لرزه بر جهان انداخت
تمام عالم از این بانگ گشته شیدایت

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • جمعه
  • 2
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 01:39
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

امام زمان(عج) -(غروب جمعه شد دل بی قرار است) * رضا ماه پری زنجانی

401

امام زمان(عج) -(غروب جمعه شد دل بی قرار است) غروب جمعه شد دل بی قرار است
حسینی مسلکان چشم انتظار است

بیا ای یوسف زهرا نظر کن
که چشمم در فراقت اشکبار است

بهار عمر من بی تو خزان شد
زمستانم به یاد تو بهار است

بیا خون حسین از ظالمان گیر
فدای مقدمت جان. جان نثار است

  • شنبه
  • 17
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 16:21
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 عبادی طارمی

غزل انتظار -( انتظارت عاقبت خانه خرابم می کند) * عبادی طارمی

341

غزل انتظار -(  انتظارت عاقبت خانه خرابم می کند) انتظارت عاقبت خانه خرابم می کند
درد هجران ای نگارا دل کبابم می کند

همچو خوبانت ندارم چشم دل اقای من
آگهم این ظلم را بر من حجابم می کند

موجب ننگم درون عاشقانت یوسفا
واله ام از رهگذر عاشق خطابم می کند

مست عشقت می شوم گاهی بدون ادعا
اهرمن زیبنده ی کهنه شرابم می کند

می زنم در تا ببینم یار خود را عاقبت
چوبه ی در هم مرا آن دم عتابم می کند

روسیاهم پیشتان شرمنده از کردار خویش
یک نگاهت یوسفا عالی جنابم می کند

پر شده پرونده ام از معصیت ها وخطا
دل خوشم از آنکه لطفت بی حسابم می کند

  • شنبه
  • 17
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 18:49
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مجتبی خرسندی

رباعی های علوی مهدوی -(ای وارث شیث و نوح و داوود بیا) * مجتبی خرسندی

670

رباعی های علوی مهدوی -(ای وارث شیث و نوح و داوود بیا) ای وارث شیث و نوح و داوود بیا
مقصود تویی مهدی موعود بیا
مشتاق زیارت تو شاه نجف است
عجل لولیک الفرج زود بیا

۲
داغی به دلش ز ضرب سيلی ست علی
بیش از همه مشتاق فرج کیست علی
در پیش مزار فاطمه با حسنین
مشغول دعا برای مهدیست علی

۳
این جمعه ی بی ظهور هم شد سپری
تا کی به تمنّای تو در بی خبری
روءیای قشنگیست تماشای تو در
ایوان نجف حریم امن پدری

۴
زانو به بغل گرفت و فرمود ای آه
زهرای مرا زدند بی جرم و گناه
من هم به دعا بهرِ فرج مشغولم
لا حول و لا قوة الّا بالله

بابانژاد

...................
۵
شب شاهد چشم‌های بیدار علی‌ست
عالم همه در حسرت دیدار علی‌ست
چون آینه یک‌نفر می‌آید یک‌روز
تاریخ در انتظار تکرار علی‌ست

۶
دوران ستم به‌سر می‌آید یک‌روز
از عدل‌‌ِعلی خبر می‌آید یک‌روز
تاریخ در انتظار تکرار علی‌ست
چون آینه یک‌نفر می‌آید یک‌روز

۷
بازآ که دوباره فصل ایمان بشود
هرسخت که هست، باتو آسان بشود
«لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا وَاصْطَلَحَت»
آبشخور گرگ‌ومیش یک‌سان بشود

۸
هرچند که مقتدای دنیا مهدی‌ست
مانند علی غریب و تنها مهدی‌ست
عالم همه "یا‌علی مدد" می‌گویند
ذکر لب مولای همه یامهدی‌ست

۹
بین دو امام هر نشانی باشد
تشکیل حکومت جهانی باشد
آماده‌ی بیعت مجدد هستیم
تا روز فرج غدیر ثانی باشد

مجتبی خرسندی

‌......................
۱۰
می آیی و آفتاب را می بینیم
در چشم تو صد شهاب را می بینیم
شمشیر علی به دست برمی گردی
تکرار ابوتراب را می بینیم

=====
۱۱
ای شوکت آفتاب در چهره تو
ای شور دو صد شهاب در چهره تو
خورشید بیا، پا به رکاب سحریم
ای نور ابوتراب در چهره تو

=====
۱۲
هر عاشق دل خسته خدایی دارد
با یاد تو دل حال و هوایی دارد
وقتی به زیارت پدر می آیی
ایوان نجف عجب صفایی دارد

=====
۱۳
تو آمدی و صید قبایل کردی
صد قبله به سمت خویش مایل کردی
یل های جهان پا به فرارند همه
شمشیر علی مگر حمایل کردی

=====
۱۴
ای سختی روزگار در پیش توسست
پایان شب سیاه از روز نخست
دجال که گور خویش می کند نوشت
شمشیر علی فقط برازنده توست

=====
۱۵
نوری و دلم محو درخشیدن توست
عالم همگی غرق پرستیدن توست
لا حول ولا قوة الا بالله
تکرار ابوتراب در دیدن توست

حسین بیدگلی

...‌...‌‌...........
۱۶
از رُکنِ یَمانی که به فرمان عَلیست
بَرخواستْ نِدا که عَرش مهمان عَلیست
مهدی که علی به روی او مشتاق است
هنگامِ ظهور، خودْ ثنا خوانِ علیست

رضا خوبرو
.......................
۱۷
ولله که والی الولی می آید
این جمعه نیامده ،ولی می آید
هر روز شکاف کعبه می گوید باز
احیاگر بیت حق، علی می آید

علی مهدوی نسب
..............
۱۸
عدلش علوی است اقتدارش علوی است
فرهنگ قیام استوارش علوی است
آن روز همه یاد علی می افتند
چرخاندن تیغ ذوالفقارش علوی است

۱۹
ای نور بتاب بر شب تار حرم
بازآ و بزن تکیه به دیوار حرم
این کعبه بود ز سینه چاکان علی
بردار شها پرده از این کار حرم

علی سلطانی

...........‌.‌‌‌
۲۰
هم آینه‌ی عدل علی تنها اوست
هم نور خداوند جلی تنها اوست
جان همه تن هاست ولی،تنها اوست
جان همه تنهاست، ولی تنها اوست
احمد قاسمی

...........
۲۱
بنیان کن ظلم ظالمین می آید
با شوکت و جاه شاه دین می آید
عدل علوی به پا شود وقتی که
فرزند امیرمومنین می آید

۲۲
ما عطر ظهور از نجف میبوییم
ما صاحبمان را به حرم میجوییم
هنگام نماز بعد ذکر مولا
عجل لولیک الفرج می گوییم

مرتضی کربلایی
...........
۲۳
با آمدنت صفا بده عالم را
از جسم جهان در آر رخت غم را

ای رایت رزم مرتضی در دستت
بر بام حرم بیا بزن پرچم را
.
محمود مربوبی

  • شنبه
  • 17
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 20:48
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

انتظار -(می زنم حلقه به در شاید بیایی از سفر) * رسول چهارمحالی

468

انتظار -(می زنم حلقه به در شاید بیایی از سفر) می زنم حلقه به در شاید بیایی از سفر
شامگاهان تا سحر شاید بیایی از سفر
ای ترنم از دو چشم نرگس مستانه ات
دیدگانم گشته تر شاید بیایی از سفر
دست هایت بال پرواز اند تا عرش خدا
باز کن تو بال و پر شاید بیایی از سفر
نام تو آرامش دریاست غایب از نظر
کن دعا ای رهگذر شاید بیایی از سفر
عالمی پر گشته از آ شوب و جنگ
عدل گستر کن نظر شاید بیایی از سفر
خواهی آ مد از میان خاطره از راه دور
کن نظر بار دگر شاید بیایی از سفر
در میان این همه عاشق نداری تو مگر
سیصد و سیزده نفر شاید بیایی از سفر
یابن طاها یابن یاسین نور چشمان علی
مانده ام من بی خبر شاید بیایی از سفر
کوه و صحرا ،دشت و دریا در پی ات
گشته ام قرص قمر شاید بیایی از سفر
چشم بر راهت شدم یا صاحب عصر و زمان
آمدم تا پشت در شاید بیایی از سفر

  • یکشنبه
  • 18
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 14:58
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

امام زمان(عج) -(روز آدینه بدون تو چه غمگین شده است) * رسول چهارمحالی

368

امام زمان(عج) -(روز آدینه بدون تو چه غمگین شده است) روز آدینه بدون تو چه غمگین شده است
در فراقت گل نرگس در دلم غم شده است

آرزوی فرجت کار همه در همه جاست
دیدن روی جمالت هوس این دل ماست

کاش آیی گل نرگس برسد روز ظهور
چشم ما خشک شده بهر نگاه تو ز دور

جان زهرا تو دعا کن به ظهورت مولا
چشم ما مانده به راهت که بیایی آقا

شیعه مظلوم و غریب است بیا مولا جان
لطف کن شیعه حزین است بیا آقا جان

جان ارباب شهیدان به دو دستان علمدار بیا
عمه جان بی کس و کار است تو دلدار بیا

»ساقی« از دوری تو ذکر فرج می خواند
از برای فرجت ،عجل فرج می خواند

  • یکشنبه
  • 18
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 15:11
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

انتظار امام زمان(عج) -(ای روشنی دیده ی زهرا برگرد) * رسول چهارمحالی

380

انتظار امام زمان(عج) -(ای روشنی دیده ی زهرا برگرد) ای روشنی دیده ی زهرا برگرد
غمدیده ترین ماه دل آرا برگرد
ظلمت زده ایم والی اعلا برگرد
موعود همه به سوی دنیا برگرد

ما تشنه لب جام طَهورت هستیم
ظلمت زده دروادی نورت هستیم
ما منتظر روز ظهورت هستیم
ای نور دل حضرت مولا برگرد

ای ساحل دریای کرامت مهدی
ای فُلک نجات کل اُمّت مهدی
ای خاتم دریای امامت مهدی
از غیبت کبری تو آ قا برگرد

آدینه ی ما عِطر تو دارد مهدی
دیدار تو شیرین تر از هر شهدی
در ندبه ی خود با تو بستم عهدی
از کوچه غربت به سوی ما برگرد

عجل لولیک الفرج می خوانم
درعشق شما همیشه من می مانم
مجنون شده ی عشق توأم میدانم
لیلی من از کوچه ی فردا برگرد

  • پنج شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 11:50
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

انتظار فرج -(بیا ای وارث شمشیر حیدر) * رسول چهارمحالی

445

انتظار فرج -(بیا ای وارث شمشیر حیدر) بیا ای وارث شمشیر حیدر
بیا ای حافظ تقدیر حیدر

بیا ای منتقم بر یاس حیدر
الا ای حضرت عباس حیدر

بیا ای منجی یاران حیدر
بیا ای شافع خوبان حیدر

صدای غربت هر سال حیدر
بیا بر گو‌تو از احوال حیدر

بیا ای آخرین سردار حیدر
انیس و مونس و دلدارحیدر

بیا هنگامه ی سوگ ولا شد
به غربت مرتضی غرق عزا شد

صدای غربت مولا رسد گوش
زمین و آسمان را کرده مدهوش

میان در شکست پهلوی مادر
حسن شد روضه گر با دیده تر

اگر آیی شود خشنود زهرا
بیا و بر ملا کن راز دنیا

چرا مخفی ست قبر مادر تو
فدای آن لب نوحه گر تو

دو چشمان جهان خیره به راهت
عدالت را به پا کن با نگاهت

زبان الکن ز نام نامی توست
زمانه بر حضورت گاه همسوست

دعا کن بر ظهورت ماه زهرا
بیا از کوچه ها از شام غم ها

  • پنج شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 18:48
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

امام زمان(عج) -(با صولت حیدری تو را می خوانم) * رسول چهارمحالی

429

امام زمان(عج) -(با صولت حیدری تو را می خوانم) با صولت حیدری تو را می خوانم
با سیرت مادری تو را می خوانم

ای نور تمام اهل بیت ای مهدی
با شوکت رهبری تو را می خوانم

ای روضه گر حسین سلطان جهان
درروضه به پیکری تورا می خوانم

سلطان ادب عموی آب آور توست
در حالت دلبری تو را می خوانم

اشک تو شده خون بَصَرْ یا مولا
درحالت مضطری تو را می خوانم

از خنجر و حنجر و لبان خونین
با شیوه ی نوکری تو را می خوانم

چون زینب دلشکسته درکوفه وشام
با واژه ی بهتری تو را می خوانم

عجل لولیک الفرج زمزمه ام
سردار به لشگری تو را می خوانم

فریاد انا المهدی پیچیده به عرش
بر مأذنه ، منبری تو را می خوانم

  • جمعه
  • 23
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 00:27
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مناجات امام زمان(عج) -(عمریه که من با قلبی تنها) * مجید آقاجانی

485

مناجات امام زمان(عج) -(عمریه که من با قلبی تنها) بند ۱

عمریه که من با قلبی تنها
چشم به راهم که بیایی اقا
روزگارم بی توخیلی سرده
حال من خیلی خرابه مولا

آقا از غصه و از دلتنگی
خیلی وقته دلم آروم نمیشه
حال من بی توچقد آشوبه
توبیای دنیا گلستون میشه

یا مهدی یا مهدی

دارم غصه اقا میمیرم
من از این دنیا چقدر دلگیرم
روزی دستای تورو میگیرم

یا مهدی یا مهدی

دلامون بی توآقا ویرونه
دنیامون بدون تو زندونه
چشمای نوکر تو گریونه

یا مهدی یا مهدی
یا اباصالح مدد ادرکنی
_______________________________
بند ۲

غروب جمعه که میشه حال من
خیلی بدتر از روز قبل میشه
بخدا به یادتم هر شب و روز
اسم تو روی لبامه همیشه

اقاجون توشاهدی و میبینی
گریه میکنم تا اروم بمونم
یاد تو تسکین دردای منه
تاجایی که میشه ازتومیخونم

یا مهدی یا مهدی

تو خودت ستاره ی شبهامی
عشقمی و تموم دنیامی
چقدر خوبه که تو اقامی

یا مهدی یا مهدی

باش کنارم اقا وقت مرگم
چقدر برای تو دلتنگم
تو گلی و اما من ازسنگم

یا مهدی یا مهدی
یا اباصالح مدد ادرکنی
______________________________
بند ۳

هرروز هفته به یادت هستم
بارون غصه ها باز میباره
انقده دلم میخواد گریه کنم
نگاهی کن به من بیچاره

قسمت میدم به جون مادرت
بیا اقا دیگه خیلی شده دیر
آقا به مادرمون سیلی زدن
بیا انتقام زهرا رو بگیر

یا مهدی یا مهدی

تو بیای همه جا آزاد میشه
دل بچه شیعه ها شاد میشه
با حضورت بقیع آباد میشه

یا مهدی یا مهدی

نمیدونی که چقد دوستدارم
جونمو به پای تو میزارم
اولین عشق منی و دلدارم

یا مهدی یا مهدی
یا اباصالح مدد ادرکنی
______

  • چهارشنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 22:26
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مناجات با امام زمان(عج) -(من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم) *کربلایی امیر حسامی تبریزی

1292
1

مناجات با امام زمان(عج) -(من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم) من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم
از آن روزی که مولایم شود بیمار میترسم!
همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوس
من از خوابیدن مهدی درون غار میترسم!
رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم و فرزند
من از گرداندن یوسف سر بازار میترسم!
همه گویند این جمعه بیا اما درنگی کن
از اینکه باز عاشورا شود تکرار میترسم!
سحر شد آمده خورشید اما آسمان ابریست
من از بی مهری این ابرهای تار میترسم!
تمام عمر خود را نوکر این خاندان خواندم
از آن روزی که این منصب کنم انکار میترسم!
طبیبم داده پیغامم بیا دارویت آماده است
از آن شرمی که دارم از رخ عطار میترسم!
شنیدم روز وشب از دیده ات خون جگر ریزد
من از بیماری آن دیده خونبار میترسم!
به وقت ترس و تنهایی،تو هستی تکیه گاه من
مرا تنها میان قبر خود نگذار، میترسم!
دلت بشکسته از من،لکن ای دلدار رحمی کن
که از نفرین و عاق والدین بسیار میترسم!
هزاران بار من رفتم،ولي شرمنده برگشتم
ز هجرانت نترسیدم ولی این بار میترسم!

  • پنج شنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 01:14
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
کربلایی محسن پور جهانگیر

شور امام زمان(عج) -(توی تقدیر منه بیچاره بنویس آقا وصال خودتو) *کربلایی محسن پور جهانگیر

555

شور امام زمان(عج) -(توی تقدیر منه بیچاره بنویس آقا وصال خودتو) بند اول ؛

توی تقدیر منه بیچاره بنویس آقا وصال خودتو
یه دل غرق گناه آوردم که دیگه باشه تو دست خودتو

یابن الحسن عرض سلام
راس دعاها من ظهورت رو می‌خوام
یابن الحسن آقای من
میشه بگی امشب یه العفو جای من

تقدیر زیبا اینه که چند سال دیگه ای آقا
من بگم که شد زندگیم تازه شروع از اون شبا

محول الحالم یابن الحسن
بده پروبالم یابن الحسن

بند دوم ؛

می‌دونم فاصله دارم آقا از اونی که میشد بشم تو روضه ها
شب احیا اومدم احیام کنی آقاجون بحق شاه کربلا

یابن الحسن امشب برام
بنویس که با تو اربعین کرببلام
گریه بده پای غمش
بنویس محرم زنده باشه نوکرش

امشب اگر رفتی حرم میشه منو یادم کنی
از غم و غصه تو فقط میتونی آزادم کنی

محول الحالم یابن الحسن
بده پروبالم یابن الحسن

  • سه شنبه
  • 4
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 21:37
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 حسین رحمانی

حضرت مهدی(عج) -(السلام ای غریب این دوران ) * حسین رحمانی

493

حضرت مهدی(عج) -(السلام ای غریب این دوران ) السلام ای غریب این دوران
مهربان ، صاحب الزمان آقا
بی پناهم ، دوباره حیرانم
می زنم ناله الامان آقا

من که جز بی حیایی و غفلت
توشه ایی محضرت نیاوردم
غیر یک نامه ی پر از عصیان
پیش چشم ترت نیاوردم

رمضان رفت و بعدِ آن فیضِ
روزه ها را همه که سوزاندم
لااقل کاش قدر یک ماهی
پای قول و قرار می ماندم

بی تو هر روزمان شب تار است
شب ما هم بدون مهتاب است
بین بازارمان دغلکاری
حرفِ غیبت به هرکجا باب است

مهربانی که یادمان رفته
نه کسی یاد دیگری باشد
همه دنبال ثروت و شهرت
هرکسی فکر برتری باشد

کی به فکر رعیت خسته ست؟
اختلافِ همه سیاسی شد
خسته ام از نفاق بعضی ها
آن‌ مسلمان که اختلاسی شد

سهم دزدان بی حیا ثروت
ناسزا سهم دین اسلام است
هرکه حرف از خدا و از دین گفت
بین مردم غریب و بد نام است

وسط کوچه ها که با نامِ...
...شهدا عطرِ دیگری دارند ...
عده ایی بی حجاب و بی پروا
بذر بی دینی از چه می کارند ؟

هر چه پیش آید این زمان آقا
پای این اعتقاد خود هستم
عهدو پیمان محکم خود را
با شهیدان راه تو بستم

تو دعا کن برای ما حالا
که نفس بین سینه ها تنگ است
پرچم روضه ها پناهِ ما
بین این کوچه های صد رنگ است

من به آغوش امن این روضه
سربزیر آمدم ، پشیمانم
مطمئنم به من نظر داری
خیس اشکم که روضه می خوانم

روضه راه نجاتمان باشد
بین روضه دلم مقرب هست
روضه ی حضرت علی اصغر
بهر رفع بلا مجرب هست

آه از آن ساعتی که بر دستِ
پدری طفل تشنه ایی می مُرد
تا که تیر سه شعبه ایی آمد
بی هوا نیمی از گلو را بُرد

آه از آن ساعتی که بر دستش
پسرش با سری جدا مانده
مادرش دل شکسته و خسته
منتظر بین خیمه ها مانده ...

  • سه شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 12:56
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

امام زمان(عج) -(الا ای یار تنهایان نگه کن بر گدای خود) * مرتضی سراوانی گرگانی

446

امام زمان(عج) -(الا ای یار تنهایان نگه کن بر گدای خود) الا ای یار تنهایان نگه کن بر گدای خود
ز بهره توتیا بر من بده از خاک پای خود
اگرچه نیستم لایق ولی ابن الکریمی تو
محبت کن کرم کن لطف کن بر مبتلای خود
اگرلطفت نباشد من گرفتاره بلا گردم
ولیکن میبری اسم مرا هم در دعای خود
کمی آقا خودت را هم دعا کن یوسف زهرا
کمی اسم خودت را هم ببر در ربنای خود
نمی گویم بیا ترسم شود کرببلا برپا
شوی تنها تو هم مانند جد سر جدای خود
اگر بانام جدت روضه خوانی تو ،تمنایی
مرا هم جا بده مولابه آن ماتم سرای خود
*اگر تا کربلا رفتی تو با جد غریب خود
بگو با او که من را هم بَرد تا کربلای خود
به آن نقطه که زینب مات بودوبی کس و تنها
شرر میزد به صحرا با نوای یا اخای خود...
به آن جا که به بزم می حرامی را به چشمش دید
که میریزد شرابش را به آن تشت طلای خود...

  • شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 22:57
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

بیا مهدی_بیا مهد ی دلی بیتاب دارم * اسماعیل تقوایی

1689

بیا مهدی_بیا مهد ی دلی بیتاب دارم بیا مهدی دلی بیتاب دارم
به هجرت دیده ای پرآب دارم

برای دیدن روی چو ماهت
نه آزام و نه خورد وخواب دارم

  • سه شنبه
  • 25
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 13:04
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 عبدالله باقری

زمزمه امام زمان(عج) -(کاش‌ قسمتِ منم یه‌جرعه‌بود از مِی‌ تو) * عبدالله باقری

553

زمزمه امام زمان(عج) -(کاش‌ قسمتِ منم یه‌جرعه‌بود از مِی‌ تو) کاش‌ قسمتِ منم یه‌جرعه‌بود از مِی‌ تو
کاش‌ راهی‌ بود واسم که‌‌برسم خیمه‌ی‌ تو
من‌ از‌ شما‌ دورم / من‌ وصله‌ی ناجورم
دنیا جُدام‌ کرده از تو ای مقصد و منظورم
سنگینه پرونده‌م / همینه‌ که شرمنده‌م
ولی به آغوشِ گرم و پُر مِهرت پناهنده‌م
آقا سردم نکن - برگ زردم نکن
بَدَم آقا قبول - ولی طردم نکن

دعایی‌ کن آقا دمِ‌سحر برای ما
سخت‌ میگذره آخه بدونِ‌تو دنیای ما
این روزا دلخونی / چه بی‌ سر‌ و سامونی
به‌ یاد اون چادرْ سیا(ه) که شد خاکی‌ و‌ خونی
فدا پریشونیت / نگاهای بارونیت
به مرتضی رفته چقد اون اشکای پنهونیت
حاجتی این شبا - به قسم نیست آقا
مادرت پشت در - چشم براته بیا

  • پنج شنبه
  • 4
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 14:08
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

مناجات با امام زمان(عج) در فاطمیه -(بیا امام زمانم! امام فاطمیه!) * رضا تاجیک

1101

مناجات با امام زمان(عج) در فاطمیه -(بیا امام زمانم! امام فاطمیه!) بیا امام زمانم! امام فاطمیه!
که نامتان گره خورده به نام فاطمیه

به اشکهای سرازیر چشمهای شما
شروع می شود آقا سلامِ فاطمیه

بده اجازه که مشکی بپوشم از غمتان
به احترام تو و احترام فاطمیه

بخوان میان قنوتت مرا، که این سنت
مرام فاطمه هست و مرام فاطمیه

خروش گریهٔ ما انتها نخواهد داشت
که تا ظهور تو دارد ادامه، فاطمیه

بیا به شعله بکش آن دو بی مروت را
به انتقام علی؛ انتقام فاطمیه

مرا ببر حرم با شکوه مادرتان
برای دیدن حُسن ختام فاطمیه

برای روضه ی آتش گرفتن خانه
بیا که با تو شود التیام، فاطمیه

نوشته اند چهل مرد می‌زدند او را
همین بس است برای تمام فاطمیه

  • پنج شنبه
  • 4
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 14:46
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 رضا قاسمی

فراق امام زمان(عج) -(می‌نویسیم که دلدار بخواند ما را) * رضا قاسمی

757

فراق امام زمان(عج) -(می‌نویسیم که دلدار بخواند ما را) می‌نویسیم که دلدار بخواند ما را
کاشکی نامه‌رسانی برساند ما را

چه بگوییم که اعدام صدا آزاد است
می‌نویسیم، قلم منتقم فریاد است

بسم‌ربّ‌الْقلم؛ ای آیه‌ی موعود سلام!
از لبِ تشنه‌لبان می‌چکد «ای رود سلام!»

اگر از حال دل بی‌خبران جویایی
اگر از بغضِ نگاهِ نگران جویایی ...

غصه‌ای نیست، به جز غربتِ جان‌فرسایت
نیست غم؛ جز غمِ هجرانِ جوان‌فرسایت

چشم‌مان کور شد از بسکه ندیدیم تو را
گوش‌مان کر شده از بس نشنیدیم تو را

دل‌مان گوشه‌ای از بی‌خبری‌ها پوسید
لب‌مان نامِ تو را جای قدومت بوسید

چه بگوییم، نگفته همه را می‌دانی
نامه‌ای را که نوشته نشده می‌خوانی

الغرض؛ بی سپری در دلِ دشمن سخت است
تکیه بر دوستیِ باد سپردن سخت است

گرگ‌های دِهِ ما میش، نه؛ چوپان شده‌اند
دُزدهامان جلوی قافله پنهان شده‌اند

آنکه اجدادِ تو را تا به پیمبر کشته
روضه در روضه خودش را سرِ منبر کشته

لشکرِ بی‌خبران از خبرت می‌گویند
دشمنانِ پدرت؛ از پدرت می‌گویند

گرچه خود دشمن عَدل‌اند، ولی می‌گویند
عمروعاصان سخن از عدلِ علی می‌گویند

شمرکیشانِ زمان دورِ سرت می‌گردند
کوفیان؛ دور و برِ نامه‌برت می‌گردند

جمعه‌ی وصل، در آوار زمان پیر شده
روز موعود بیا؛ آمدنت دیر شده

کاش تا خیمه‌‌ی سبزت قدمی پل بزنیم
پیش چشمان ترت حرفِ تغزّل بزنیم ...

پادشاها! چقدَر دردِ نداری سخت است
بین آبادی خود؛ بی کس و کاری سخت است

اشک، شد دانه‌ی تسبیح و زمین را پُر کرد
با چنین سیلِ غمی لحظه‌شماری سخت است

وسط لشکری از دشمنِ باران دیده
ابر باشی ولی از ترس، نباری سخت است

از سرِ «منتظِرآبادِ ظهورت» بروی
دل به صحرای غریبی بسپاری سخت است

در زمینی که به عشقت شده نرگس‌کاری
مثلِ هر جمعه؛ گُلِ اشک بکاری سخت است

گوشه‌ی شهرِ چراغان شده از میلادت
سر به دیوار غریبی بگذاری سخت است

گر چه حرف از تو دروغی‌ست، که در تکرار است
بینِ ما بی عملان مردِ عمل بسیار است

جاده‌ی چشمِ نگاهِ نگران مرطوب است
یوسف از راه بیا؛ شهر پر از یعقوب است

جانِ «عَجّل فَرج»؛ ای روح دعا منتظریم
«منتَظَر» با دلِ‌مان راه بیا منتظریم!

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 20:12
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

سرود ویژه امام زمان عج -(به امید نگاهت،میشینم سر راهت،به انتظار) *

699

سرود ویژه امام زمان عج -(به امید نگاهت،میشینم سر راهت،به انتظار) به امید نگاهت،میشینم سر راهت،به انتظار
میدونم یه روز آخر،وامیشه دیگه این در،سمت بهار

اگه روزی میخوره دنیا فقط تویی دلیل
همیشه برای بچه شیعه ها بودی کفیل
خیلی حیفه که بمیرم و نبیمت اقا
دست من کوتاه خرما بر نخیل

از عرش تا فرش،دنبال تو
اینجا اونجا همه جا اقبال تو
خنده گریه ، شادی غصه
حالم تنظیم میشه با حال تو
"بهونه ی زندگیم العجل العجل العجل

بند۲
تو نفس بهاری
هوای منو داری،کنارمی
تا همیشه و هرجا
ای آرامش دلها،قرارمی

تو میای و فرش زیر پاته بال جبرئیل
یوسفِ زهرا گل نرگس عزیزم الدخیل
کاش میشد می‌دیدمت واسه یه بار اما چه حیف
دست من کوتاه خرما بر نخیل

روز و هفته ماه و سالم
تنها با شادی تو من خوشحالم
دست خالیم،با تو پر شد
تا تو رو دارم قطعا خوش اقبالم
"بهونه ی زندگیم،العجل العجل العجل"

#حاج_ابوالفضل_جدیان
#سیدمهدی_صادقی
#علی_گلچین_پور
➖➖➖

منبع جواز نوکری

  • پنج شنبه
  • 12
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 13:24
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد سید رضا موید

متن شعر امام_زمان_مناجات -(بیا که جان به لب آمد ز شوق دیدارت ) *استاد سید رضا موید

753

متن شعر امام_زمان_مناجات -(بیا که جان به لب آمد ز شوق دیدارت ) بیا که جان به لب آمد ز شوق دیدارت
همیشه یار دل من! خدا نگه‌دارت!

چو اشک بر سر بازار دیده پای گذار
الا که گرم‌تر از محشر است بازارت!

نشسته‌اند به راه و ستاده‌اند به صف
پیمبران الهی به شوق دیدارت

سلامت دو جهان را به هیچ انگارد
عنایتی که تو داری به جان بیمارت

مرا دمی ز کمند غمت رهایی نیست
که بوده این دل ما دم به دم گرفتارت

متاع مهر تو سرمایه‌ای است بی‌نقصان
دلم خوش است بدین مایه‌ام خریدارت

رسان به تربت زهرا سلام ما و بگو
بده ز دور جواب سلام زوّارت

سری ز پنجرۀ خانه‌ات درآر و ببین
به صد امید نشستیم پشت دیوارت

قبول شعر «مؤیّد» نکوترین صله است
قبول کن که نباشد جز این سزاوارت

  • شنبه
  • 5
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:37
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر_مناجات_امام_زمان_عج ایام فاطمیه -(اشک را از چشمه‌سارِ دیده‌‌ی تر می کِشم) * بردیا محمدی

801

متن شعر_مناجات_امام_زمان_عج ایام فاطمیه -(اشک را از چشمه‌سارِ دیده‌‌ی تر می کِشم) اشک را از چشمه‌سارِ دیده‌‌ی تر می کِشم
دارم از اندوه تو آهِ مکرر می کشم

من به تلخی فراقت سخت عادت کرده ام
جام زهرِ دوری‌ات را شب به شب سر می کشم

خیمه‌ات را در بیابان‌ها تصور می کنم
چادر تنهایی ات را بین دفتر می کشم

بارها این شهر را گشتم ، کسی فکر تو نیست
بار عشقت را خودم بی یار و یاور می کشم

نَفْسِ من راه تَنَفُّس‌کردنم را بسته است
هرچه دارم می کشم از این ستمگر می کشم

معصیت مانندِ من پشت کسی را تا نکرد
در جوانی رنج پیری را فراتر می کشم

روح تو از دست سهل‌انگاری‌ام آزار دید
روی قلبت با همین اعمال ، خنجر می کشم

غالباً سردرگمی‌هایم به هیئت می رسند
منت ارباب‌ها را مثل نوکر می کشم

آرزو دارم ببینم خطبه‌خوانی تو را
در خیالاتم تو را بالای منبر می کشم

مستمند مهربانی تواَم ، رَدَّم مکن...
کاسه‌ی خالی خود را تا دمِ در می کشم

اوج خوشحالی من لمس نوازش‌های توست
سر که بگذارم به روی شانه ات ، پر می کشم

هر زمان بد می شوم ، زهرا درستم می کند
در گرفتاری خودم را سمت مادر می کشم

حسرت لب‌ های من خرمای نخل مرتضی‌ست
سفره‌ام را در میان باغِ حیدر می کشم

من خدا را در شبستان نجف حس می کنم
رو به ایوانِ طلا الـلّـهُ اکـبـر می کشم

کُشته ی عشق حسینم ، کربلا دفنم کنید
لااقل بر روی نعشم خاک دلبر می کشم

جانِ بانویی که گیر افتاد پشت در ، بیا...
داغ او را در دلم تا روز محشر می کشم

قنفذِ بی چشم و رو می گفت: ای زهرا ! ببین
با طنابم پهلوانِ جنگ خیبر می کشم

  • چهارشنبه
  • 9
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:24
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر به امید قبولی طاعات و عبادات -(قدّ و بالایِ ولی الله رؤیت میشود) * مرضیه عاطفی

311

متن شعر به امید قبولی طاعات و عبادات -(قدّ و بالایِ ولی الله رؤیت میشود) قدّ و بالایِ ولی الله رؤیت میشود
قامتِ آن عشقِ خاطرخواه رؤیت میشود

با تبسم، با محبت، با نگاهی غرقِ نور
بی تعلل، بیخبر، ناگاه رؤیت میشود

خیلِ عصیانکارهایِ غافل و گمکرده راه
زود پیدا میشوند و راه رؤیت میشود

روزی از این روزها می آید آن سنگِ صبور
آنکه هست از حالمان آگاه رؤیت میشود

در میانِ دستهایش ذوالفقارِ بی غلاف
یاعلی(ع)گویان عدالتخواه رؤیت میشود

در ولایت؛ حیدری! کارش؛ عدالت محوری
در عبادت؛ بهترین همراه رؤیت میشود

میشود مهمانِ سفره هایِ افطاریِ ما
دور از صحرا و خیمه گاه رؤیت میشود

ماهِ شوّال از ظهورِ چهرهٔ نورانی اش
در میانِ هاله ای از آه رؤیت میشود

میشود تلفیق؛ عیدِ فطر و قربان و غدیر
ماهِ ما در کنجِ بیت الله رؤیت میشود!

  • چهارشنبه
  • 9
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:37
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متنن شعر نذر_سلامتی_و_ظهور_حضرت_مهدی_عج -(امشب دلم را دستِ بیداری سپردم) * مرضیه عاطفی

316

متنن شعر نذر_سلامتی_و_ظهور_حضرت_مهدی_عج -(امشب دلم را دستِ بیداری سپردم) امشب دلم را دستِ بیداری سپردم
لحظات سختِ بی تو بودن را شمردم

می دیدمت ایکاش قدرِ یک تبسّم
ایکاش پیش پایِ تو جان می سپردم

با دیگران خوش بودم و با تو غریبه
از این و آن دل بردم از تو دل نبردم

من از خودم ناراضی ام! دارم گلایه...
آخر چرا از درد هجرانت نمُردم؟!

همدست با شیطان شدم! خیلی دلت سوخت
شرمنده ام از اینکه قلبت را فشردم

در سجدهٔ بعد از نمازت گریه کردی
در سجدهٔ بعد از نمازم غصه خوردم

انداختم خیلی ظهورت را به تأخیر
امسال هم آقا به درد تو نخوردم!

  • چهارشنبه
  • 9
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:44
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج -(ای حضرتِ آیینه صفات أدرکنی) * مرضیه عاطفی

323

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج -(ای حضرتِ آیینه صفات أدرکنی) ای حضرتِ آیینه صفات أدرکنی
منجی تمام کائنات أدرکنی
طوفان زده ایم! جانِ جدّت برگرد
ای وارث کشتی نجات أدرکنی!

  • چهارشنبه
  • 9
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:50
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

بنفسی_أنت_یاصاحب_الزمان_عج -(قسم خوردم که دربند تو باشم) * مرضیه عاطفی

462

بنفسی_أنت_یاصاحب_الزمان_عج -(قسم خوردم که دربند تو باشم) قسم خوردم که دربند تو باشم
دلیل شوق و لبخند تو باشم
نیازی نیست بر تأییدِ مردم
بنا دارم خوشایند تو باشم!

  • شنبه
  • 12
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 11:05
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد