شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس
 محمد مهدی عبدالهی

در فراق یار -( رمضان آمد و از یار خبر نیست که نیست ) * محمد مهدی عبدالهی

2375
9

در فراق یار -( رمضان آمد و از یار خبر نیست که نیست ) رمضان آمد و از یار خبر نیست که نیست
پدری خوب ولی وقت سحر نیست که نیست
در مناجات بسی گفته ام عجبل فرَجَک
در دعاهای من انگار اثر نیست که نیست
شاعر:محمدمهدی عبدالهی

  • چهارشنبه
  • 11
  • مرداد
  • 1391
  • ساعت
  • 14:45
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 عبدالحسین شفیع پور

واحد آرام((این اشک دونه دونه خداخودش میدونه)) * عبدالحسین شفیع پور

6850
15

واحد آرام((این اشک دونه دونه خداخودش میدونه)) این اشک دونه دونه خداخودش میدونه

بـرا غـم تـو بـوده ،الـهی کـه بـمـونه

نیومدن حدی داره،بگو میام سراغت

چقد عذابم میدی،چشام مونده به راهت

درگیربادقایقم ،زدست من رفته حساب

حالاکه تقدیرم اینه،بذا ببینمت به خواب

قهرم باجمعه هاعزیز،زندگی بی رنگ شده

دیگه چه جوربایدبگم ،دلم برات تنگ شده

لعنت بنام فاصله ، که بین ما قدم گذاشت

وصالموبه توگرفت زخمی روپیکرم گذاشت

لعنت بنام فاصله،که بین ماقدم گذاشت

نخواست ببینمت آقا،چون چشم دیدن و نداشت

تموم ذرات وجود،پره زشوق دیدنه

بزرگترین آرزو،صوت توروشنیدنه

حس عجیبی دارمودلم داره شور میزنه

امشب تپشهای دلم ،داره چه ناجورمیزنه

یه حسی توی دل میگه،وای نشه حا

  • سه شنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 20:53
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین شفیع پور
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

در فراق یار * محمد مهدی عبدالهی

1935
9

در فراق یار ای شیعه تو تقدیم نما در امشب
یاسین و دعای نور را در امشب
دستان دعا بهر فرج بردارید
شاید نظری به ما شود در امشب
شاعر:محمدمهدی عبدالهی

  • چهارشنبه
  • 11
  • مرداد
  • 1391
  • ساعت
  • 15:18
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

در فراق یار-مناجات با امام زمان * محمد مهدی عبدالهی

2315
9

در فراق یار-مناجات با امام زمان خسته ام بس جمعه ها تکراریند

دائماً این اشک هایم جاریند

تا به کی ندبه بخوانم ،بی فرج

یاد تو ، هر شب مرا دلداریند

شاعر:محمدمهدی عبدالهی

  • پنج شنبه
  • 12
  • مرداد
  • 1391
  • ساعت
  • 22:31
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر مناجات امام زمان(عج) -( دیده را شسته ام از اشک چو گل های بهاری ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

1356

شعر مناجات امام زمان(عج) -( دیده را شسته ام از اشک چو گل های بهاری ) دیده را شسته ام از اشک چو گل های بهاری
به امیدی کـه تو یک لحظه بر آن پا بگذاری
آتش فتنه ز یک سو عطش عدل ز یک سو
مگـر ای ابـر کرامت تو بر این دشت بباری
شیعه در مـوج ستـم دادرسی جز تو ندارد
تو هم ای یار همه یـار به جز شیعه نداری
خصم شمشیر ز رو بسته که بر شیعه بتازد
تـو مگر پا به رکاب آوری و تیغ برآری
سـر و جـان بـاد فدای نفس روح فزایت
اگـر ای بـاد صبـا یـک خبـر از یار بیاری
اگر ای دوست تو را قاصدی از دوست بیاید
نیستی دوست اگر در قـدمش جان نسپاری
سیدی این همه عاشق که تو داری، شود آیا
بیـن آنــان ز کـرم اسـم مـرا هم بنگاری؟
سال ها چشم به ره بوده ام و اشک فشاندم
کـه مـرا هـم یکـی از منتظرانت بشماری

  • شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 17:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

اشعار امام زمان(عج),(امام راه ظهور تو با گنه بستم) *

2448
1

اشعار امام زمان(عج),(امام راه ظهور تو با گنه بستم) تمام راه ظهور تو با گنه بستم/ دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم.

كسي به فكر شما نيست راست مي گويم/ دعا براي تو بازيست راست مي گويم.

اگرچه شهر براي شما چراغان است/ براي كشتن تو نيزه هم فراوان است

تمام راه ظهور تو با گنه بستم
دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم

كسي به فكر شما نيست راست مي گويم
دعا براي تو بازيست راست مي گويم

اگرچه شهر براي شما چراغان است
براي كشتن تو نيزه هم فراوان است

من از سرودن شعر ظهور مي ترسم
دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم

من از سياهي شب هاي تار مي گويم
من از خزان شدن اين بهار مي گويم

درون سينه ما عشق يخ زده آقا
ت تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا

كسي كه با تو بماند به جانت آق

  • یکشنبه
  • 22
  • مرداد
  • 1391
  • ساعت
  • 09:37
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( يا رب زغمش تا چند اشکم ز بصر آيد ) *

2016
3

شعر مناجات امام زمان(عج) -( يا رب زغمش تا چند اشکم ز بصر آيد ) يا رب زغمش تا چند اشکم ز بصر آيد
بنشسته سر راهش ، شايد ز سفر آيد
تا چند بنالم زار شب تا سحر از هجرش
كوكب شِمُرم هر شب ، شايد كه سحر آيد
هر دم كه رخش بينم خواهم دگرش ديدن
بازش نگرم شايد يك بار دگر آيد
از ديده نهان اما اندر دل من جايش
او را طلبم هر شب شايد كه ز در آيد
با كس نتوانم گفت من راز درون خویش
كز درد غم هجرش دل را چه به سر آيد
مي سوزم و مي سازم از درد فراق اما
تير غم او بر دل افزون ز شمَر آيد
"حيران" به فغان تا کی با محنت و غم همدم
یارب نظری کان شاه از پرده بدر آید

  • پنج شنبه
  • 27
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( كاش از لطف شبي ياد زما مي كردي ) *

1283
1

شعر مناجات امام زمان(عج) -( كاش از لطف شبي ياد زما مي كردي ) كاش از لطف شبي ياد زما مي كردي
ياد از عاشق افتاده ز پا مي كردي
كاش بيمار فراقت كه ز پا افتاده
با نگاه ملكوتي تو دوا مي كردي
كاش مي آمدي با يك نظر اي نخل اميد
گره از كار من زار تو وا مي كردي
كاش يك شب تو براي فرجت مالك من
با دل سوخته خويسش دعا مي كردي
همچو باران به سر شيعه بلا مي بارد
كاش مي آمدي و دفع بلا مي كردي
پرچم ظلم بر افراشته شد در همه جا
كاش تو پرچمي از عدل بپا مي كردي
كاش يك روز رضايي ز وفا
مهدي فاطمه از خود تو رضا مي كردي

  • پنج شنبه
  • 27
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:33
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

بار دیگر قلب مهدی غم گرفت * محمد مهدی عبدالهی

1948
6

بار دیگر قلب مهدی غم گرفت بار دیگر قلب مهدی غم گرفت

همچو مولا ،قلب زینب هم گرفت

یاد آن روزی که ویران شد بقیع

در جنان، حیدر به سر ماتم گرفت

"محمدمهدی عبدالهی"

  • چهارشنبه
  • 1
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 08:11
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

سالروز تخریب بقیع-ربانحال امام زمان با مادر سادات * محمد مهدی عبدالهی

2088
8

سالروز تخریب بقیع-ربانحال امام زمان با مادر سادات بقیع است و تماماَ غربت و غم

گرفته زائری با مادری ،دم

مخور غصه ،حرم می سازم آخر

اگر آیم برون آیی ز ماتم

شاعر:محمدمهدی عبدالهی

  • شنبه
  • 4
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 19:34
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب

اشعار مهدوی(ع),(خسته از جمعه هاي تكراري) *

1749
2

اشعار مهدوی(ع),(خسته از جمعه هاي تكراري) خسته از جمعه هاي تكراري

خسته از بي غمي و بي عاري

بي خبر هستم از تو و از خود

خسته ام ،خسته از خودم، آري

حال مجهول و مبهمي دارم

خونِ دل از دو ديده ام جاري

بي خبر مانده ام ز احوالت

تو ولي از دلم خبر داري

عمر بي تو چه بي ثمر طي شد

عمر نه ، زندگي اجباري

از جواني به خويش ميگفتم

ميكنم عاقبت تو را ياري

روزگار ِ وصالت اما حيف

نرسيد و نشد كنم كاري

ناله هايم به گوش تو نرسيد؟

يا كه از من ملول و بيزاري؟
آرزوي تو را برم در گور

مثل من هست و بود بسياري

(رضا فراهاني)

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:04
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار در فراق یار(بهار آمد بهار من نیامد) * مشفق کاشانی

8223
13

اشعار در فراق یار(بهار آمد بهار من نیامد) بهار آمد بهار من نیامد

گل آمد گلعذار من نیامد

بر آوردند سر از شاخ گلها

گلی بر شاخسار من نیامد

چراغ لاله روشن شد به صحرا

چراغ شام تار من نیامد

جهان را انتظار آمد به پایان

به پایان انتظار من نیامد

همه یاران کنار از غم گرفتند

چرا شادی کنار من نیامد

چه پیش امد دراین صحرا که عمری

گذشت و تکسوار من نیامد

سر از خواب گران برداشت عالم

سبک رفتار یار من نیامد

به کار دوست طی شد روزگارم

دریغ از من ,به کار من نیامد

(مشفق كاشاني)

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 17:44
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 محمد فردوسی

اشعار مهدوی - (بعد از گذشت این همه لیل و نهارها) * محمد فردوسی

2193
1

اشعار مهدوی - (بعد از گذشت این همه لیل و نهارها) بعد از گذشت این همه لیل و نهارها
تازه شدیم مثل همه بی قرارها
غفلت که همدم همه ی لحظه های ماست
کوتاه کرده دست مرا از نگارها
میل گناه در دل ما موج می زند
بیهوده نیست این همه دوری ز یارها
در این زمانه هیچ کسی فکر یار نیست!
یعنی گرفته آینه ها را غبارها
در راه وصل او قدمی برنداشتیم
جا مانده ایم گوشه ی تنگ حصارها
افعال خویش را همه توجیه می کنیم
با کثرت مشاغل و با این شعارها ...
این چه بساطی است که ما در می آوریم
بی حرمتی به او بُوَد این گونه کارها
دیدار یار لازمه اش پاکی است و بس
تقوا مداری است نشان عیارها
خواهیم اگر که او نظری هم به ما کند
باید شویم آینه ی مهزیارها
او را به حق پهلوی زهرا قسم دهیم
ش

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 03:41
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 محمد فردوسی

اشعار مناجاتی با امام زمان(عج) - (دستم چرا به گوشه ی دامان نمی رسد؟) * محمد فردوسی

10426
23

اشعار مناجاتی با امام زمان(عج) - (دستم چرا به گوشه ی دامان نمی رسد؟) دستم چرا به گوشه ی دامان نمی رسد؟!
پایم چرا به خیمه ی جانان نمی رسد؟!
در طول عمر، درد زیادی چشیده ام
دردی به تلخی غم هجران نمی رسد
ناز طبیب، درد دلم را زیاد کرد
این گونه شد که نسخه ی درمان نمی رسد
هر صبح جمعه ندبه کنان ناله می زنم
آتش به گرد این دل سوزان نمی رسد
پایان هفته تازه شروع غم من است
این زلف پیچ خورده به سامان نمی رسد
شیطان ... هوی ... هوس ... دل آلوده ... آه آه
آیا کسی به داد جوانان نمی رسد؟!
با این همه معاصی و غفلت عجیب نیست
یوسف اگر به وادی کنعان نمی رسد
در قعر چاه نفس بد اندیش گم شدم
پیغام من به سوی تو آسان نمی رسد
گرد و غبار آینه هم بی دلیل نیست
طوفان نفس بی تو به پایان نمی رسد
ت

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:21
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

مناجات امام زمان(عج) -( بیا و ظلمت شب را به نور ماه بگیر ) * محمد بیابانی

1307

مناجات امام زمان(عج) -( بیا و ظلمت شب را به نور ماه بگیر ) بیا و ظلمت شب را به نور ماه بگیر
دوباره تیرگی از این دل سیاه بگیر
ز راه آمدم و کوله بارم امید است
چنان همیشه مرا گرم در پناه بگیر
چو طفل گمشده ای بین شهر حیرانم
بیا و دست مرا از میان راه بگیر
گناه های بزرگ مرا به حرمت اشک
به کوچکی یک انگار اشتباه بگیر
برای خاطر من نه به خاطر زهرا
سراغی از من غمدیده گاه گاه بگیر
چقدر حسرت صبح مدینه را بخورم
بیا و از دل تنگم مجال آه بگیر
به غنچه ای که ز شاخه شکست برگرد و
تقاص خون همان طفل بی گناه بگیر

شاعر : محمد بیابانی

  • پنج شنبه
  • 20
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:19
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه-شام غریبان -( ما آمدیم امشب كه حیران تو باشیم ) * محمد بیابانی

6944
2

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه-شام غریبان -( ما آمدیم امشب كه حیران تو باشیم ) ما آمدیم امشب كه حیران تو باشیم
آشفته ی حال پریشان تو باشیم
تقصیر هجران است، تقصیر فراق است
امروز اگر پاره گریبان تو باشیم
مثل كویر تشنه می مانیم و باید
روزی خور الطاف باران تو باشیم
از دردهای ما طبیبان نا امیدند
انگار باید تحت درمان تو باشیم
شكر خدا این روزها توفیق داریم
هم ناله ی چشمان گریان تو باشیم
شاید خدا قسمت كند یك فاطمیه
اندازه ی یك روضه مهمان تو باشیم
صاحب عزای فاطمیه باید امشب
گریه كن شام غریبان تو باشیم

شاعر : محمد بیابانی

  • پنج شنبه
  • 20
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:23
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر امام زمان جمعه-درفراق یار(صد جمعه دیده ایم و شما را ندیده ایم)-امام هشت *

77846
111

شعر امام زمان جمعه-درفراق یار(صد جمعه دیده ایم و شما را ندیده ایم)-امام هشت يـا صـاحب الـزمان...گـل نـرگس! چـه شـود بـوسه بـه پـايت بـزنـيمتـا بـه کـي، خـستـه دل از دور، صـدايـت بـزنيمگــــــــل نـرگس!
نــکـنـد مـــهر زمــا بـــــرداري،داغ ديــــدار رخــت را بـــردلـهـايــمـان بـگــذاري در این پست برای شماکاربران گرامی امام هشت یکی از(اشعار) شعر امام زمان جمعه را قرار داده ایم.

شعر امام زمان جمعه

صد جمعه دیده ایم و شما را ندیده ایم

از درد گفته ایم و دوا را ندیده ایم

چشمان ما هر آنچه به جز یار دیده است !

از بخت تیره وجه خدا را ندیده ایم

چرخیده ایم دور سر خویش تا کنون

اما مسیر پای شما را ندیده ایم

خون دل است قسمت ما از فراق یار

از روزگار ما که مدارا ندیده ایم

  • جمعه
  • 31
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 05:10
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

مناجات امام زمان(عج) -( حــرام بــاد مــرا فیـض دیـدن رویـت ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

1410

مناجات امام زمان(عج) -( حــرام بــاد مــرا فیـض دیـدن رویـت ) حــرام بــاد مــرا فیـض دیـدن رویـت
اگر دهم دو جهان را به یک سـر مـویت
به هـر کجـا کـه روم زائـر جمـال تـوام
به هر طرف که نهم رو دلم بـود سـویت
قبـول نیـست نمــازم بـه پیشگـاه خـدا
مگـر کـه سجـده بیـارم به طاق ابرویت
تو غایبی و من احساس می‌کنم هر شب
که در کنـار تـو بنشستــه‌ام بـه پهلویت
تو را ظهور خوش است و مرا حضور خوش است
ظهـور کـن کـه رسانـم حضور در کویت
اگر چه جای تو خالی‌ست ای تمام ظهور
پـر اسـت مـلک خداونــد ز هیاهــویت
تمــام عالمیـان را مقــام خضـر دهند
بـه شـرط آن‌ که بنـوشند آبی از جویت
رخـت ندیده و خندیـده بـر گـل رویت
فقـط نـه شهـر سمـرقند یـا بخــارا را
نمی‌دهم دو جهان را به خـال

  • پنج شنبه
  • 20
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر مناجات امام زمان(عج) -( ما روی تو دیدیم، ندیدیم که دیدیم ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

1785
1

شعر مناجات امام زمان(عج) -( ما روی تو دیدیم، ندیدیم که دیدیم ) ما روی تو دیدیم، ندیدیم که دیدیم
بر گِرد تو گشتیم و به گَردت نرسیدیم
گفتیم مدام از تو و انگار نگفتیم
گویی نشنیدیم که وصف تو شنیدیم
تو بحر کرم، عالم هستی ز تو سیراب
افسوس که ما بهر درم، جامه دریدیم
چون گرد به خاکی که نشستند، نشستیم
چون باد به هر سو که دویدند، دویدیم
از چار طرف بر سر ما، پای نهادند
روزی که ز دامان شما، دست کشیدیم
یا دام هوس بود به هر جا که نشستیم
یا تیر هوا بود به هر سو که پریدیم
از کاه سبک، کفّۀ طاعات سبک تر
وز کوه گنه، سخت شکستیم و خمیدیم
از تیغ هوس، رگ رگ ما، گشت بریده
با این همه از مهر شما، دل نبریدیم
زان به خطا انس گرفتیم که یک بار
شیرینی دوری ز گنه را نچشیدیم
"میثم" همه از

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( من از تو می نویسم و از اشک جاری ام ) * یوسف شیردژم

2659
8

شعر مناجات امام زمان(عج) -(   من از تو می نویسم و از اشک جاری ام ) من از تو می نویسم و از اشک جاری ام
از حد گذشته مدت چشم انتظاری ام
انگار فرق می کند این بار ، ‌رفتنت
یک جور دیگر است تب بی قراری ام
من سعی می کنم که شبم را جلا دهم
با گردسوز روشن امیدواری ام
تعجیل کن در آمدنت ای صبور من
گسترده نیست دامنه ی بردباری ام
من کیستم که شعر بگویم برای تو
باید افق دوباره بیاید به یاری ام

شاعر : یوسف شیردژم

  • پنج شنبه
  • 27
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:47
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر امام زمانی از مرحوم محمد عابد تبریزی -( از چشمه سار عرفان هر كس وضو ندارد ) * محمد عابد

4498
8

 شعر امام زمانی از مرحوم محمد عابد تبریزی -( از چشمه سار عرفان هر كس وضو ندارد ) اقبال قو(از مرحوم عابد تبریزی)
از چشمه سار عرفان هر كس وضو ندارد
در سجده گاه عشقت آبي به رو ندارد
گر نيست آشنايت سر گشته ولايت
دل نيست دل بجانت دل ميل او ندارد
شب تا سحر نخفتم با ماه راز گفتم
چشمم به دور هجران با خواب خو ندارد
از اشك پروراندم در دل گل خيالت
اين آب را طبيعت در هيچ جو ندارد
با گل گل خيالت تا روبرو نمودم
گل شد خجل كه با تو او رنگ و بو ندارد
از يك نگاه چشمت مستند عاشقانت
ساقی نگر كه در كف جام و سبو ندارد
هر كس كند حديثي از دلبري وليكن
جز با خيال رويت دل گفتگو ندارد
جويند عاشقانت از هر دري نشانت
هستي تو در دل من اين گفتگو ندارد
رو تافتي ز گلشن با سرو گفت سوسن
از پشت سر ببينش گل پشت

  • شنبه
  • 5
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 18:30
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

زمزمه با یار سفر کرده -( دوباره جمعه شد قلبم شکسته ) * محمد مهدی عبدالهی

2070
12

زمزمه با یار سفر کرده  -( دوباره جمعه شد قلبم شکسته ) دوباره جمعه شد قلبم شکسته
نمودم ندبه با چشمان خسته
الا زندانی زندان غیبت
ببین کشتیّ من در گِل نشسته
شاعر:محمدمهدی عبدالهی

  • جمعه
  • 15
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 13:36
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

رباعی مهدوی برای اربعین حسینی -( چهل روزه شدم چلّه نشینت ) * محمد مهدی عبدالهی

2042
13

رباعی مهدوی برای اربعین حسینی -( چهل روزه شدم چلّه نشینت ) چهل روزه شدم چلّه نشینت
میان روضه ها بودم غمینت
ولی این چلّه هم رفت و ندیدم
جمال دلربا و دل نشینت
شاعر:محمدمهدی عبدالهی

  • جمعه
  • 15
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 15:52
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

رباعی برای امام زمان در اربعین حسینی -( تمام هستیم فرش نگاهت ) * محمد مهدی عبدالهی

2291
14

رباعی برای امام زمان در اربعین حسینی -( تمام هستیم فرش نگاهت ) تمام هستیم فرش نگاهت
فدای ناله پر سوز و آهت
اگر چه اربعین غم سر آمد
هنوزم منتظر هستم به راهت
شاعر:محمدمهدی عبدالهی

  • جمعه
  • 15
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 15:59
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

اشعار در فراق یار از محمد مهدی عبدالهی-(در عصر ظهور بس که غفلت کردم) * محمد مهدی عبدالهی

1678
6

اشعار در فراق یار از محمد مهدی عبدالهی-(در عصر ظهور بس که غفلت کردم) از نفس خودم که باز هجــرت کردم
در واژه انتظــــــــــــــار دقــت کردم
ديدم که گنــاه است ، حجاب من و او
در عصر ظهــور ، بس که غفلت کردم
شاعر:محمدمهدی عبدالهی

  • سه شنبه
  • 3
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 17:14
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

اشعار در فراق امام زمان از محمد مهدی عبدالهی-(ما منتظر امام باران هستیم) * محمد مهدی عبدالهی

2230
8

اشعار در فراق امام زمان از محمد مهدی عبدالهی-(ما منتظر امام باران هستیم) مانند کویر خشک و بی جان هستیم
دلـــــــواپس لحظه های طوفان هستیم
از آخر شب تا سحر هر جمعـــــــــــعه
ما منتظر امام بـــــــــــــــــــاران هستیم
شاعر:محمدمهدی عبدالهی

  • پنج شنبه
  • 5
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 16:18
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

اشعار در فراق امام زمان از محمد مهدی عبدالهی-(اگر چه جمعه ها فصل ظهور است) * محمد مهدی عبدالهی

2160
8

اشعار در فراق امام زمان از محمد مهدی عبدالهی-(اگر چه جمعه ها فصل ظهور است) اگر چه جمعه ها فصل ظهور است
بساط عاشقی با ندبـــــه جور است
ولی این جمعه هم مثل همیشـــــــه
دوباره خانه دل سوت و کور است
شاعر:محمدمهدی عبدالهی

  • جمعه
  • 6
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 09:18
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب

شعر امام زمانی برای محرم و عزای امام حسین (ع) -( هفته به هفته جمعه به تکرار می رسد ) * حسین باغ شیخی

2532
5

شعر امام زمانی برای محرم و عزای امام حسین (ع) -( هفته به هفته جمعه به تکرار می رسد ) هفته به هفته جمعه به تکرار میرسد
هر بار گفته ایم که اینبار میرسد
هر بار گفته ایم که با ذکر یا حسین
از کربلا و مکه خریدار میرسد
اما گذشت هفته ای و یادمان نبود
این جمعه های یخ زده بسیار میرسد
این جلسه سه شنبه شب جمکران کجاست
آن لحظه ایی که لحظه دیدار میرسد
آقا سلام و ذکر شما رو به کربلا
با بوی سیب و عشق علمدار میرسد
ما را که بی قرار حرم میکنی بس است
گویا جواب از حرم یار میرسد
ما را به کربلا برسان ایها العزیز
حالا نوای العطش انگار میرسد
این جمعه ها برای من از حد گذشته است
حتما که کار عشق به بازار میرسد

شاعر : حسین باغ شیخی

  • چهارشنبه
  • 24
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 08:39
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

اشعار در فراق یار از محمد مهدی عبدالهی-(صبح جمعه بوی غربت می دهد) * محمد مهدی عبدالهی

7411
16

اشعار در فراق یار از محمد مهدی عبدالهی-(صبح جمعه بوی غربت می دهد) صبح جمعه بوی غربــــــت می دهـد
ندبه اش هم طعم حسرت می دهد
صبح جمعه با ندای انتظــــــــــــــــار
وعده دیــدار حضـــــــــرت می دهد
شاعر:محمدمهدی عبدالهی

  • جمعه
  • 20
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 15:38
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( در دل از دوری تو حال و هوای دِگر است ) *

5348
14

شعر مناجات امام زمان(عج) -( در دل از دوری تو حال و هوای دِگر است ) در دل از دوری تو حال و هوای دِگر است
شوق دیدار شما لحظه به لحظه به سر است
بسکه من دیده به در دوخته ام پیر شدم
چشم آلوده به در دوختنش بی اثر است
به گدایی در خانه ات عادت دارم
سالها می شود آقا که دلم پشت در است
شب اگر تا سحری گریه کنم از دوری
اگر آدم نشوم گریه من بی ثمر است
بی وضو نام تو را می برم و می خندم
همه اش زیر سَرِ خشکی این چشم تر است
نکند منتظر مردن مایی آقا
نکند علت تاخیر شما از سفر است
حاضرم زود بمیرم که شما برگردی
آخر این حاصل دست رنج دل منتظَر است

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:21
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد