شعر شب های قدر

مرتب سازی براساس

اشعار مناجاتی شب های قدر،(الهـی بـه خوبـان عالم قسم) *

11094
25

اشعار مناجاتی شب های قدر،(الهـی بـه خوبـان عالم قسم) الهـی بـه خوبـان عالم قسم

به هفتاد و دو اسم اعظم قسم

به عالم به آدم به خاتم قسم

ز پا اوفتادم تو دستم بگیر اجرنا من النار یا مجیر

دلم گشته بیمار و خواهم دوا

که جز تو کند حاجتم را روا؟

به زنجیر نفس و به بنـد هوا

اسیرم اسیرم اسیرم اسیر اجرنا من النّار یا مجیر

به لطف و عطای تو خو کرده‌ام

رضــای تــو را آرزو کـرده‌ام

بـه درگاه عفـو تـو رو کرده‌ام

تو عفوم نما و تو عذرم پذیر

اجرنـا من النّار یا مجیر

منم نخل خشک و گنه، بار من

اجـل آیـد از بهـر دیـدار من

تو آگاهـی از جرم بسیـار من

تو هستی سمیع و تو هستی بصیر

اجرنـا من النّـار یا مجیر

اگر چـه گنهکـار و آلوده‌ام

بـه امید عفـو تـو آسوده

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1391
  • ساعت
  • 11:35
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر شب نوزدهم ماه مبارک رمضان (شب قدر) -( مسجد كوفه ببین عزم سفر كرد على ) * علی احدی

6953
11

شعر شب نوزدهم ماه مبارک رمضان (شب قدر) -( مسجد كوفه ببین عزم سفر كرد على  ) مسجد كوفه ببین عزم سفر كرد على
با دلى خون ز تو هم قطع نظر كرد على
مسجد كوفه مگر مسجدالاقصایى تو
كه ز محراب تو تا عرش سفر كرد على
رفت آن شب كه به مهمانى امّ كلثوم
دخترش را ز غمى سخت خبر كرد على
خبر از كشتن خود داد به تكبیر و فسوس
هر زمان جانب افلاك نظر كرد على
كس چو او روزه یك ساعته هرگز نگرفت
چون كه افطار به هنگام سفر كرد على
گرچه جانش سفر تیر بلا بود، آخر
پیش شمشیر ستم فرق سپر كرد على
ریخت بر دامن محراب ز فرق سر او
آنچه اندوخته از خون جگر كرد على
گرچه در هر نفسى بود على را معراج
غوطه در خون زد و معراج دگر كرد على

شاعر : علی احدی

  • دوشنبه
  • 23
  • تیر
  • 1393
  • ساعت
  • 13:41
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شعر شب نوزدهم ماه مبارک رمضان -( پیشانى عدل و عدالت را شکستند ) * عبدالحسین اشعری

3921
8

شعر شب نوزدهم ماه مبارک رمضان -( پیشانى عدل و عدالت را شکستند ) پیشانى عدل و عدالت را شکستند
آن دسته اى که با على پیمان ببستند
معصوم را دیدى که مظلومانه کشتند
در سجده گاهى ناجوانمردانه کشتند
یا رب چه صبحى در پى شب هاى او بود
«فُزتُ وربّ الکعبه» بر لب هاى او بود
تا کى شود بى حرمتى در این لیالى
وقت نماز و کشتن مولى الموالى
اسطوره علم و ولایت را شکستند
دیدید ارکان هدایت را شکستند
دیگر اذان گویى نماند از بهر کوفه
بگرفت رنگ خون تمام شهرکوفه
دیگر که، نان و آب بر ایتام آرد
دیگر که بر دامن، سر آنان گذارد
دیگر ز سرها، هوش و از تن، عقل ها رفت
شب زنده دارى در کنار نخل ها رفت
آخر همان خار به دیده رفته اش کشت
آن استخوان در گلو بگرفته اش کشت
بانگ منادى را چو بشنید ام کل

  • دوشنبه
  • 23
  • تیر
  • 1393
  • ساعت
  • 14:12
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

غزل مناجات با امام زمان(عج) در شب قدر-شب قدر است روزیم گردان-محمدمهدی عبداللهی * محمد مهدی عبدالهی

5731
6

غزل مناجات با امام زمان(عج) در شب قدر-شب قدر است روزیم گردان-محمدمهدی عبداللهی ای عزیز خدا،امام زمان
صاحب روضه ها،امام زمان
شب تودیع حیدر است امشب
جان زهرابیا ،امام زمان
بر سر و سینه می زنی ای وای!
فرق او شد دو تا امام زمان
بین ما هستی و چه تنهایی!
می زنی ضجّه ها امام زمان
از سر شب به یادتان هستم
می کنی یاد ما؟امام زمان
کم ما و کرامتت مولا
نظری بر گدا امام زمان
پرده های گناه باعث شد
از تو هستم جدا امام زمان
می شوم لایق زیارت تو
گر نمایی دعا امام زمان
کاش احیا کنیم یک شب قدر
در کنار شما امام زمان
تو جوادی و من بخیل آقا
جود بی انتها ،امام زمان
امشبی را بیا و بد گذران
سحری با گدا امام زمان
شب قدر است روزیم گردان
عرفه،کربلا، امام زمان
شاعر: محمدمهدی عبدالهی

  • جمعه
  • 27
  • تیر
  • 1393
  • ساعت
  • 11:13
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب

متن مداحی مناجات با خدا در ماه رمضان به سبک روضه با نوای حاج محمود کریمی -( میاید اخر سر سرت چیزی نمانده ) * حاج محمود کریمی

6379
5

متن مداحی مناجات با خدا در ماه رمضان به سبک روضه با نوای حاج محمود کریمی -( میاید اخر سر سرت چیزی نمانده ) میاید اخر سر سرت چیزی نمانده
تا جان بگیرد دخترت چیزی نمانده
با چادر گلدار و سنجاقی و معجر
میاد اینجا مادرت چیزی نمانده
خورشید ویرانه قدم رنجه نمودی
دیر امدی از دخترت چیزی نمانده
من خواب دیدم که در اغوش تو هستم
حالا ولی از پیکرت چیزی نمانده
داری نگاهم میکنی با چشم بسته
از پلک چشمان ترت چیزی نمانده
زیبایی ام را شامیان از من گرفتند
از گیسوان دخترت چیزی نمانده
زخم مرا با تکه های معجرش بست
از روسری خواهرت چیزی نمانده
سنگ و تنور و نعل و نیزه علت این هاست
که ای پدر از ظاهرت چیزی نمانده
لعنت به شمر و خنجر کندش خدایا
بابای من از حنجرت چیزی نمانده
======================
با سر افتادم زمین انقدر رم کرد نا

  • سه شنبه
  • 16
  • تیر
  • 1394
  • ساعت
  • 07:54
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 جواد حیدری

شب قدر -( ای بهترین مولای من ) * جواد حیدری

1539

شب قدر  -( ای بهترین مولای من ) امشب شب قدر است و من
روی سیاه آورده ام
تا که خریداری کنی
بار گناه آورده ام
من رو سیاهم ای خدا
غرق گناهم ای خدا
( یا ربنا یا ربنا اغفر لنا تقصیرنا )

گفتی که امشب بهتر از
یک عمر طولانی بود
گفتی که توبه می خری
وقت پشیمانی بُود
یا رب اَجِرنا یا مُجیر
ردم مکن دستم بگیر
( فَارحم الهی یا کریم )

سنگینی بار گناه
پشت مرا بشکسته است
از بس که دارم حق ناس
درها به رویم بسته است
الطاف خود ابراز کن
در را به رویم باز کن

از تو خجالت می کشم
بس نان شبهه خورده ام
من آبروی خویش را
با هر گناهی برده ام
ای آن که ستاری خدا
کن آبرو داری خدا

من با شهیدان بوده ام
حالا چنین آلوده ام
از آخرت غافل شدم
با معصیت آسوده ام
ح

  • چهارشنبه
  • 11
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 10:41
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

مناجات با خدا شب قدر -( جونمو بچه هام فدای حیدر ) * مجتبی روشن روان

981

مناجات با خدا شب قدر  -( جونمو بچه هام فدای حیدر ) من اومدم بگم خدای حیدر
گرچه بدم جونم فدای حیدر

من اومدم بگم تو این دل شب
در می زنه بازم گدای حیدر

من اومدم قرآن به سر بگیرم
با زینبش برا شفای حیدر

من اومدم امشب دیگه بمیرم
برای درد و غصه های حیدر

من اومدم بگم آقام بیادش
به پای ذکر روضه های حیدر

من اومدم یه ذره نور بگیرم
از نوکرای با صفای حیدر

من اومدم بگم منو بشوری
با اشک چشم بچه های حیدر

من اومدم بگم منو ببخشی
به حق ناله ی شبای حیدر

من اومدم بگم شبیه زینب
سیاه پوشیدم تو عزای حیدر

من اومدم بگم اگر چه پستم
ولی دلم داره ولای حیدر

من اومدم بگم که خیلی مردی
مارو خریدی به وفای حیدر

من اومدم بگم اگه سیاهم
نذار بدی هامو به پای حیدر

من اوم

  • یکشنبه
  • 22
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 05:19
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

شعر شبهای قدر -( شب‌ قدر است قرآن سربگیرید ) * مرتضی محمودپور

1291
1

شعر شبهای قدر  -( شب‌ قدر است قرآن سربگیرید ) شب‌ قدر است قرآن سربگیرید
به‌ اوج معرفت تا پر بگیرید
شب قدر و شب تقدیر امر است
برات از حق به چشم تر بگیرید
شب قدر است قدر هم بدانید
مدد از ساقی کوثر بگیرید
شب قدر است یعنی قدر بشناس
نشان قدر از پیغمبر بگیرید
شب قدر است زهرا لیله القدر
که هر چه خواهی از مادر بگیرید

بساط روضه امشب گشت بر پا
میان خانه‌ی مولا و زهرا

به بستر مرتضی در خون نشسته
سر حیدر ز تیغ کین شکسته
برای دیدن رخسار زهرا
ز عالم چشمهای خویش بسته
عدو با ضربتی در بین محراب
تمام رشته هایش را گسسته
برای دیدن بابای مظلوم
یتیمان شیر در کف دسته دسته
زمکر کوفیان ای وای ای وای
امام المتقین گردیده خسته

ز جنت آمده زهرای اطهر
برای دیدن ساقی

  • شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 08:18
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

دودمه های شبهای شهادت -( لحظه های آخر عمر امیرالمومنین ) * مرتضی محمودپور

3220
2

دودمه های شبهای شهادت  -( لحظه های آخر عمر امیرالمومنین ) دسته اول
لحظه های آخر عمر امیرالمومنین
پاره شد حبل المتین یا اله العالمین(۲)

دسته دوم
از غم بابا ببین زینب شده نقش زمین
پاره شد حبل المتین یا اله العالمین(۲)

دسته اول
کاسه‌های شیر در دست یتیمان پشت در
میزند زینب به سر در غم مرگ پدر(۲)

دسته دوم
شد علمدار از غم سردار خیبر خونجگر
میزند زینب به سر از غم مرگ پدر(۲)

شاعر : مرتضی محمودپور

  • شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 08:20
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

مناجات با خدا شب های قدر -(امشب دوباره یارب) * رضا یعقوبیان

3939
8

مناجات با خدا شب های قدر -(امشب دوباره یارب) امشب دوباره یارب من آمدم به سویت
گرچه بدم امید است بگیرم عطر و بویت
یا رب الهی العفو یا رب الهی العفو

تنهاوزاروخسته بنده دلشکسته
در شب قدر خدایا در محضرت نشسته
یا رب الهی العفو یا رب الهی العفو

بنده روسیاهم یار ب بده پناهم
قسم به حق حیدر امشب ببخش گناهم
یا رب الهی العفو یا رب الهی العفو

بشکسته بالم امشب بنگر به حالم امشب
رسیده ای خدایا شب وصالم امشب
یارب الهی العفو یا رب الهی العفو

از کودکی خدایا گدای این درم من
خودت میدونی یا رب عاشق حیدرم من
یا رب الهی العفو. یا رب الهی العفو

گناه و جرم و عصیان گردیده کوله بارم
دلسوز چون تو یارب در این جهان ندارم
یارب الهی العفو یا رب الهی العفو

یگانه

  • چهارشنبه
  • 2
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 01:52
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

الهی بنده‌ی شرمنده حالم -(مناجات شبهای قدر) * مرتضی محمودپور

1586
4

الهی بنده‌ی شرمنده حالم -(مناجات شبهای قدر) مناجات شبهای قدر
الهی بنده‌ی شرمنده حالم
به سویت آمدم بشکسته بالم
شب قدر است سویت پرکشیدم
به جز احسان ز تو چیزی ندیدم
سیه‌رویم و پشیمانم ز عصیان
پریشانم پریشانم پریشان
ز من بگذر به حق آل طاها
گنه کردم گنه کردم ببخشا
شب‌قدراست‌قدرم‌ شاه‌دین است
تمام آبروی من همین است
خداوندا به زهرای مطهر
به زینب دختر ساقی کوثر
به سقای حرم ماه مدینه
به کام تشنه و خشک سکینه
ز ما بگذر تو ای یار خطاپوش
به این بنده تو غمخوار و خطا پوش

  • یکشنبه
  • 13
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 21:26
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 سید حمید رضا برقعی

توسل در شب قدر -(در شب قدر دلم با غزلی همدم شد) * سید حمید رضا برقعی

2019

توسل در شب قدر -(در شب قدر دلم با غزلی همدم شد) در شب قدر دلم با غزلی همدم شد
بین ما فاصله ها واژه به واژه کم شد

چارده مرتبه قرآن که گرفتم بر سر
در حرم یک به یک ابیات غزل، محرم شد

ابتدا حرف دلم را به نگاهم دادم
بوسه می خواست لبم، گنبد خضرا خم شد

خم شد آهسته از اسرار ازل با من گفت
گفت: ایوان نجف بوسه گه عالم شد

بعد هم پشت همان پنجره ی رویایی
چشم من، محو ضریحی که نمی دیدم شد

خواستم گریه کنم بلکه بر این زخم عمیق
گریه مرهم بشود، خون جگر مرهم شد

گریه کردم، عطش آمد به سراغم، گفتم:
به فدای لب خشکت! همه جا زمزم شد

روی سجاده ی خود یاد لبت افتادم
تشنه ام بود، ولی آب برایم سم شد

زنده ماندم که سلامی به سلامی برسد
از محمد(ص)به محمد(ص) که میسر هم

  • دوشنبه
  • 14
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 12:30
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

شعر مناجات شب قدر از استاد سید هاشم وفایی -(دل خود را زفروغ تو ضیا بخشیدم) *استاد سید هاشم وفایی

1255

شعر مناجات شب قدر از استاد سید هاشم وفایی -(دل خود را زفروغ تو ضیا بخشیدم) شب احیا

دل خود را زفروغ تو ضیا بخشیدم
سینه ی خویش زیاد تو جلا بخشیدم

بنده ای راکه پُراز غفلت وعصیان گشته
می شود باز بگویی که بیا بخشیدم

گفتی ای بنده که درسایه ی قرآن منی
شب احیا ست تو را حال بُکا بخشیدم

گریه کردم من و با زمزمه ی یا الله
به گلستان دل خویش صفا بخشیدم

به محمّد به محمّددل من می لرزید
درد خودرا به همین نام دوا بخشیدم

به حق فاطمه برسوره ی قدر و شب قدر
که زقدرش به دلم قدروبها بخشیدم

درجواب به علیٍ به علیٍ به علی
کاش گویی که گناهان تو را بخشیدم

تاکه گفتم به درخانه ی تو بالحسنٍ
مژده آمد که تو را صبرو رضا بخشیدم

به همان ذبح عظیمی که به مقتل می گفت
هرچه را داشته در راه خدا بخشید

  • سه شنبه
  • 15
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 06:14
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

شب احیا -(شب احیا شب احیای جانهاست ) * اسماعیل تقوایی

843

شب احیا -(شب احیا شب احیای جانهاست ) شب احیا شب احیای جانهاست
شب بگسستن زنجیر دنیاست

شب احیا شب شب زنده داریست
شب رحمت زسوی حی یکتاست

شب احیا شب قدری که قدرش
به قرآن الهی نیک پیداست

شب احیا شب انزال قرآن
به صدر وسینه ی پیغمبر ماست

شب احیا شب دوری زظاهر
شب رفتن بسوی هرچه معناست

شود در قدر یکسالت مقدر
در این شب بنده را نیکی تقاضاست

شب احیا شب راز ونیازست
خداهر بنده را غرق تماشاست

مده از دست راحت شام احیا
شب احیا شب عشق وتولاست

شاعر:اسماعیل تقوایی

  • پنج شنبه
  • 17
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 10:27
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 رضا باقریان

مناجات با خدا -(شبهای قدر آمد و آقا نیامدی) * رضا باقریان

1990
7

مناجات با خدا -(شبهای قدر آمد و آقا نیامدی) شبهای قدر آمد و آقا نیامدی
زیباترین ستاره‌ی دنیا نیامدی

ما را امید وصل تو اینجا نشانده است
ما آمدیم، یوسف زهرا نیامدی

امشب بیا به مجلس ما هم سری بزن
قدرِ گذشته رفت و به اینجا نیامدی

گفتیم جمعه می‌رسد و می‌رسی، ولی
جمعه گذشت و حضرت دریا نیامدی

مانند طفل گم شده‌ای گریه می‌کنم
خیمه‌نشین، از دل صحرا نیامدی

مثل یتیم کوفه خرابه نشین شدم
صاحب عزای مجلس مولا نیامدی

کنج خرابه کودکی آرام زیر لب
با گریه گفت شب شده، بابا نیامدی

  • پنج شنبه
  • 17
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 11:05
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

مناجات با خدا -(سر به زیر و شرمنده، دل به لطف تو بستم) * قاسم نعمتی

2088
2

مناجات با خدا -(سر به زیر و شرمنده، دل به لطف تو بستم) ا کریم و یا الله

سر به زیر و شرمنده، دل به لطف تو بستم
توبه نامه ای باطل، مانده بر روی دستم
معصیت شده کارم، از تو هم طلبکارم
یا کریم و یا الله ، یا کریم و یا الله

مورد پسند تو ، زندگی نکردم من
یک سحر به عشق تو ، بندگی نکردم من
مانده بر زمین بارم، دلخوشم تو را دارم
یا کریم و یا الله ، یا کریم و یا الله

با کمال بی شرمی، قلب یارم آزوردم
نزد حضرت صاحب، آبروی خود بردم
سرچگونه بردارم، کرده معصیت خوارم
یا کریم و یا الله ، یا کریم و یا الله

با محبّت زهرا، تا نجف کشیدم پر
ذکر هرشب قدرم، یا علی مدد حيدر
بر علی گرفتارم، حبّ مرتضی دارم
یا کریم و یا الله ، یا کریم و یا الله

زیر لب علی امشب، نام فاطمه

  • پنج شنبه
  • 17
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 15:59
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

مناجات با امام زمان(عج) -(سفره دار خدا امام زمان) * علی صالحی

3253
2

مناجات با امام زمان(عج) -(سفره دار خدا امام زمان) سفره دار خدا امام زمان
دگر امشب بيا امام زمان

شب قدر است هر كجا هستي
التماسِ دعا امام زمان

منكه امشب به يادِ تو هستم
ياد كن پس مرا امام زمان

دست بر دامنت اگر نرنم
بروم پس كجا؟ امام زمان

آمدم آشتي دهي من را
باخودت، با خدا امام زمان

كاش قرآن به سر بگيرم من
يك شبِ قدر با امام زمان

جاي دوري نمي رود كه كني
گوشه چشمي به ما امام زمان

خوب شد در شبِ عزاي علي
با تو هم هم صدا امام زمان

شبِ تقديرِ من بيا بنويس
يك سفر كربلا امام زمان

  • شنبه
  • 19
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 11:11
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

نوحه شهادت امام علی (ع) -(دلها پر از رنج و محن شد) * رضا یعقوبیان

795

نوحه شهادت امام علی (ع) -(دلها پر از رنج و محن شد) دلها پر از رنج و محن شد
کوفه چنان بیت الحزن شد
دلهاز غم ویرانه گشته
خون قلب هر بیگانه گشته
بیت علی غمخانه گشته
مولا حسن آجرک الله(۳)

کوفه زغم ماتم سرا شد
در هر کجا ماتم به پا شد
عالم شده از غم سیه پوش
شمس هدا گردیده خاموش
پیکر پاکش شد کفن پوش
مولا حسن آجرک الله

گوید طبیب از این مصیبت
مولای من بنما وصیت
یا مرتضی بنگر به حالت
کم شده مولاجان مجالت
رسیده لحظه وصالت
مولاحسن آجرک الله

زینب او در شور و شین است
گریان حسن نالان حسین است
سوزان دل هر مرد و زن شد
خون دیده مولا حسن شد
با دست او مولا کفن شد
مولا حسن آجرک الله

امشب یتیمان بی قرارند
بعد از علی پدر ندارند
آمده در سرای مولا
بر گوششان نوای م

  • چهارشنبه
  • 1
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 00:06
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شب قدر و متن نوحه شهادت حضرت علی(ع) -(دیگر امشب علی راحت از غم شود) * رضا یعقوبیان

2794
5

شعر شب قدر و متن نوحه شهادت حضرت علی(ع) -(دیگر امشب علی       راحت از غم شود) دیگر امشب علی راحت از غم شود
خانه مرتضی غرق ماتم شود
می‌رود حیدر به سوی عقبا
درجنان گردد همدم زهرا
یا علی مظلوم(۲)

زهر شمشیر کین. پیکرش کرده آب
هر دعای علی. می‌شود مستجاب
زهرا اثر کرد حیدر زمین‌گیر است
دست هر طفلی کاسه شیر است
یا علی مظلوم

مسجد کوفه شد. از چه امشب خموش
پیکر مرتضی می‌رود روی دوش
مجتبی گرید از غم حیدر
زینب کبری میزند بر سر
یا علی مظلوم

شهر کوفه دگر بی علی بی صفاست
مرد عالم علی میهمان خداست
غربت و غم را می کنند احساس
ام کلثوم و زینب و عباس
یاعلی مظلوم

زین مصیبت همه گشته در شور و شین
در کنار بدن ریزداشک حسین
این سخن گوید با دل سوزان
چه کنم بابازین غم هجران
یا علی مظلوم

  • چهارشنبه
  • 1
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 00:22
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شب قدر نوحه شب 23 ماه مبارک رمضان -(گل گلزار ولایی علی یاحیدر) * رضا یعقوبیان

1011
1

شعر شب قدر نوحه شب 23 ماه مبارک رمضان -(گل گلزار ولایی           علی یاحیدر) گل گلزار ولایی علی یاحیدر
تو طبیب دل مایی علی یاحیدر

توبه دریای ولایت دروگوهر هستی
تو گل سرسبد آل پیمبر هستی
تو علی بن ابی طالب و حیدر هستی
تو فقط شیرخدایی علی یاحیدر
تو طبیب دل مایی علی یا حیدر

تو همه هستی ختم مرسلینی حیدر
بعد احمدتو امیرالمومنینی حیدر
شیعه را تا به ابد حبل المتینی حیدر
دو جهان رمز بقایی علی یاحیدر
تو طبیب دل مایی علی یاحیدر

شیر پیغمبری و خالق سرمد حیدر
بین خوبان جهان تویی سر آمد حیدر
بس که خوبی شده‌ای نفس محمد حیدر
نوروفجروهل اتایی. علی یاحیدر
تو طبیب دل مایی علی یاحیدر

دل خود را به جز از تو بگسستم حیدر
همه عمربود سوی تو دستم حیدر
شکرالله به جهان حیدری هستم حیدر
درد ما ر

  • پنج شنبه
  • 2
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 17:29
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شب قدر نوحه شب 23 ماه مبارک رمضان -(بر پیمبر علی نور عینی ) * رضا یعقوبیان

1437
2

شعر شب قدر نوحه شب 23 ماه مبارک رمضان -(بر پیمبر علی نور عینی ) بر پیمبر علی نور عینی
پدر زینبین وحسینی
همسرفاطمه تا به محشر
تو امید همه عالمینی
ای ،نور سرمد حیدر
ای ،جان احمد حیدر
ای ،لطف بیحد حیدر
یا علی یا حیدر(۳)

تو گلاب گلستان دینی
تو امید همه مومنینی
شیعیان راتو تا روز محشر
یا علی جان تو حبل المتینی
ای،عبدخاص داور
ای،وصی پیغمبر
ای ،جان زهرا حیدر
یا علی یا حیدر

می رسد بر مشام عطروبویت
دل خود بسته بر تار مویت
در وفا و عطا و سخاوت
همچو پیغمبراست خلق و خویت
ای ،بس که تو آقایی
ای، برهمه مولایی
ای، تو امید مایی
یا علی یا حیدر

هستی عالمین گشته خاموش
کی شود یاد حیدر فراموش
مجتبی آمده با حسینش
تا کند باب خود را کفن پوش
وای ،همگی محزونند
وای ،خسته و دلخونند

  • پنج شنبه
  • 2
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 17:30
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شب قدر -(امشبی چشمِ امیدم به درِ رحمتِ توست تا سحر منتظرِ بخششِ بی غایتِ توست) * هستی محرابی

2322
2

شب قدر -(امشبی چشمِ امیدم به درِ رحمتِ توست تا سحر منتظرِ بخششِ بی غایتِ توست) #مناجات_شب_های_قدر
#شب_های_عاشقی
#الهی_و_ربی_من_لی_غیرک

امشبی چشمِ امیدم به درِ رحمتِ توست
تا سحر منتظرِ بخششِ بی غایتِ توست

ای خدایی که کریمی و مُجیبُ الدَعوات
تو بده آنچه که بخشندگی در وسعتِ توست

همه ذرات جهان چشم به الطافِ تواند
عرش تا فرش سرِ سفره ی با برکتِ توست

می ستایند همه خلق تو را با دل و جان
عزتم ده که جهانم همه در عزتِ توست

خالقِ هر دو جهانم تویی ای ذاتِ کریم
عالمِ کون و مکان در یدِ با قدرتِ توست

آن که جانش عطشِ نورِ حقیقت دارد
دائماً چشمه ی جانش طلبِ رحمتِ توست

من که جز داده ی تو هیچ ندارم ز خودم
ای خدا هر چه که دارم همه از دولتِ توست

آمدم با تو کمی از تهِ دل حرف زنم
دلِ م

  • جمعه
  • 3
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 20:04
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

مناجات -(دردِ جانِ نگران را به که گویم یارب آتشِ بغضِ نهان را به که گویم یارب) * هستی محرابی

1224
2

مناجات -(دردِ جانِ نگران را به که گویم یارب آتشِ بغضِ نهان را به که گویم یارب) #ماه_رمضان_ماه_مناجات_با_خدا

دردِ جانِ نگران را به که گویم یارب
آتشِ بغضِ نهان را به که گویم یارب

کوله بارِ سفرم از عملِ خیر تهی ست
غفلتم در رمضان را به که گویم یارب

تویی همرازِ من و همدمِ تنهاییِ من
این همه زخمِ زبان را به که گویم یارب

دستِ رد گر بزنی بر دلِ بشکسته ی من
آهِ جانسوزِ خزان را به که گویم یارب

دستِ خالیِ من و ، دامن رحمانیِ تو
سفره ی خالی ز نان را به که گویم یارب

ما خطا کرده ایم اما تو فقط بخشیدی
دردِ بی شرمی مان را به که گویم یارب

با همه نقصی که در عبدِ خطا کارِ تو هست
تو نگفتی و من آن را به که گویم یارب

تویی که بنده نوازی، تویی که مظهرِ عشق
لطفِ بی حدِ تو جان را به که گو

  • یکشنبه
  • 5
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 16:36
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 امیر عباسی

نوحه شب نوزدهم ماه مبارک رمضان -(قلب دلدادگانِ وِلا گردیده بی تاب) * امیر عباسی

1712

نوحه شب نوزدهم ماه مبارک رمضان -(قلب دلدادگانِ وِلا گردیده بی تاب) قلب دلدادگانِ وِلا گردیده بی تاب
خورده ضربت به فرق عدالت بین محراب
مسجد کوفه شد دریایی از خون
ذکر عالَم شده با حالِ محزون
یا علی یا علی مولا علی جان...

شد سیه پوشِ غم بیت و کاشانهٔ مولا
عرصهٔ کائنات شد عزاخانهٔ مولا
اینچنین که به خاک و خون نشیند
وای اگر دخترش زینب ببینید
یا علی یا علی مولا علی جان...

ای خوشا آنکه آل پیمبر را غلام است
ای خوشا آنکه در راهِ ایمان مستدام است
یا علی جان مرا عبدِ خدا کنه
زائرِ شهیدِ کرببلا کن
یا علی یا علی مولا علی جان...

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 16:22
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

نوحه مناسب برای خواندن در مساجد و هیئات مذهبی در ایام شهادت امام علی علیه السلام و شبهای قدر -(السلامُ علیکَ یا مَظهرَ العَجائب) * امیر عباسی

766

نوحه مناسب برای خواندن در مساجد و هیئات مذهبی در ایام شهادت امام علی علیه السلام و شبهای قدر -(السلامُ علیکَ یا مَظهرَ العَجائب) السلامُ علیکَ یا مَظهرَ العَجائب
ولیُ اللهِ الْاَعظَم،اَسَدُ اللهِ غالب
غصه دارم از برایت مولا
دیدگانم خاک پایت مولا
جانم عالَم به فدایت مولا
یا مولانا یا حیدر...

تو مظهر عدالت،الگوی مُتّقینی
تا به صبح قیامت،امیرُالمؤمنینی
خوش به حالِ آنکه یارت باشد
در رهِ عشق بی قرارت باشد
پیش دشمن ذوالفقارت باشد
یا مولانا یا حیدر...

شمشیرِ ابن ملجم،بر فرق تو نشسته
در بهشت اِلٰهی،زهرا شد دلشکسته
در عزایت ای ولیّ خدا
زینب تو گشته صاحب عزا
نالهٔ او شده یا ابتا
یا مولانا یا حیدر...

سُکوتِ پر صدایت،از فریاد مدینه
شد با شهادت تو،زنده یادِ مدینه
شیر خیبر،ای دلاور،حیدر
روضه خوانم بر تو اِی غَمپَروَر
‌کُشته گشتی ت

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 16:26
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 میلاد  قبایی

زمزمه واحد سنگين شب بيست يكم -(دنياي من رو به غروبه فاطمه) * میلاد قبایی

937

زمزمه واحد سنگين شب بيست يكم -(دنياي من رو به غروبه فاطمه) دنياي من رو به غروبه فاطمه
بيا ببين ديگه زمين گيره علي
فقط خودت ميفهمي حالو روزمو
سي ساله كه از زندگي سيره علي

بيا نگاه كن اشك از چشام حالا مياد
دستام ميلرزه مگه ديگه بالا مياد
هي اينو ميگم الان ديگه زهرا مياد

بيا اشكاي چشم علي رو پاك كن
خودت بيا با دستات
منو شبونه خاك كن

زهرا جان بيا قرآن بخون كنارم
ميخوام ميون قبرم
سر روي پات بذارم

" امون از اين جدايي زهراي من كجايي "
———————
بي تو چقدر برام زمونه سخت گذشت
حقم نبود به غصه عادتم بدن
يه عده ميخواستن تا جايي كه ميشه
تو كوچه پيش تو خجالتم بدن

يادم نميره قنفذ،غلاف،بازو،كبود
يادم نميره اون خونه و آتيشو دود
يادم نميره دليل گريه هات چي بود

آتي

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 18:02
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمد قاسمی

واحد اميرالمؤمنين عليه السّلام شب نوزدهم شب قدر -(حقيقت قرآن حيدر يگانه ي دوران حيدر) * محمد قاسمی

1895
3

واحد اميرالمؤمنين عليه السّلام  شب نوزدهم   شب قدر  -(حقيقت قرآن حيدر يگانه ي دوران حيدر) حقيقت قرآن حيدر يگانه ي دوران حيدر
مالك يومِ الدّيني و صراطي وميزان حيدر

اي رويت مرآت الله تفسير آيات الله
حيدر نفس اللّهي و ممسوسٌ في ذات الله

امير بي همتا علي ولي الله
عليٌّ الاعليٰ علي ولي الله
مقام اَوْ اَدنا علي ولي الله

گوش جان بسپار و بشنو از امين كردگار
لافتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار
ياعلي ٤
------------------------------
دلير و بي باكي حيدر قوام افلاكي حيدر
قسم به انّا انزلناه تو فوق ادراكي حيدر

تو تاج البَكّـاييني حقّاً - حقُّ اليقيني
مولي الموحّدين و اميرالمومنيني

أَنزَعُ البَطيني علي ولي الله
زَينُ العابديني علي ولي الله
نورُ ألاَرَضيني علي ولي الله

شاه مردان شيريزدان حيدر

  • سه شنبه
  • 11
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 11:47
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر حسین الفت

زمینه شب نوزدهم ماه رمضان که هم برای واحد و هم برای شور قابل اجراست -(میدم شهادت با اذون و با اقامم) * امیر حسین الفت

629
1

زمینه شب نوزدهم ماه رمضان  که هم برای واحد و هم برای شور قابل اجراست -(میدم شهادت با اذون و با اقامم) میدم شهادت با اذون و با اقامم
ذکر علی هستش همیشه تو کلامم
یعنی میشه چشم وا کنم محشر ببینم
امضای زهرا خورده باشه پای نامم

بحق ایا_
_ت سورهء کهف
بحق زهرا
الهی العف

دلم اسیره
زلف حسینه
هر چی که دارم
لطف حسینه

رولبهام _ بک یالله
عشق من _ ابی عبدالله
__________________________________

تو این شبا غرق ندامت غرق اهم
رو شونه هام سنگین شده بار گناهم
اونقدر میشینم پشت در با اشک و ناله
تنها همین اشک و همین اهه سلاحم

به حق عباس
به حق زینب
الهی العف
الهی یارب

ببین تو چشمام
بارون گریس
تنها امیدم
بی بی رقیس

رو لبهام _ بک یا الله
عشق من _ ابی عبدالله
__________________________________

گفتم همیشه نوکر ا

  • پنج شنبه
  • 13
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 11:40
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسین رئوفی

زمینه یا زبانحال با امام زمان عج در شب قدر -(بر آیات کرم تفسیری آقا ) * حسین رئوفی

934
1

زمینه یا زبانحال با امام زمان عج در شب قدر  -(بر آیات کرم تفسیری آقا ) بر آیات کرم تفسیری آقا
اگر از دست من دلگیری آقا
شب قدر آمدم با دست خالی
مدد کن تا کنم تغییری آقا

کجا قرآن به سر میگیری آقا 3

تو امضا می کنی تقدیرها را
مُعَجَل می کنی تاخیرها را
به زنجیر گنه گشتم زمین گیر
نگاهت بشکند زنجیرها را

زمن امشب خبر میگیری آقا
خبر با چشم تر میگیری آقا
کشیدم دست از دست تو صدبار
ولی بار دگر میگیری ٱقا

کجا قرآن به سر میگیری آقا 3

امید آخر مادر کجایی
دعای دست آب آور کجایی
نه تنها مرتضی کرده صدایت
تو را خوانده علی اصغر کجایی

شب قدر و بیا امشب خدا را
نکن جان علی رد این گدا را
دلم تنگه دلم تنگه دلم تنگ
مقدر کن برایم کربلا را

گذشت عمرم رسیده پیری آقا
برایم چاره کن تدبیری

  • یکشنبه
  • 16
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 11:30
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

متن نوحه مسجدی شب نوزدهم ماه مبارک رمضان -(ناله داریم امشبی با چشم گریان) * امیر عباسی

17755
44

متن نوحه مسجدی شب نوزدهم ماه مبارک رمضان -(ناله داریم امشبی با چشم گریان) ناله داریم امشبی با چشم گریان
ذکر لبها گشته با حال پریشان
یا علی جان یا علی جان یا علی جان...

خورده ضربت بر سرِ شمس عدالت
کز ازل بود،در دلش شوق شهادت
یا علی جان یا علی جان یا علی جان...

کوفه گشته غرقِ در زاری و غوغا
بهر حیدر خوانَد از غم،نوحه زهرا
یا علی جان یا علی جان یا علی جان...

دل دگر از حیطهٔ صبر گشته خارج
شد عدالت کشته با تیغ خَوارج
یا علی جان یا علی جان یا علی جان...

بی بصیرت ها و ظلمِ بی کرانی
ای امان از فتنه های نهروانی
یا علی جان یا علی جان یا علی جان...

گشته محراب غرقِ در خونِ ولایت
شد شکسته رکن ارکانِ هدایت
یا علی جان یا علی جان یا علی جان...

غصّه دارد در دلش با جانِ بر لب
ا

  • چهارشنبه
  • 9
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 17:14
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد