وفات حضرت زینب کبری (س)

مرتب سازی براساس
 مرتضی محمودپور

زمزمه‌ی وفات حضرت زینب(س) -(داداش لحظه آخرم رسیده) * مرتضی محمودپور

1029

زمزمه‌ی وفات حضرت زینب(س) -(داداش لحظه آخرم رسیده) زمزمه‌ی وفات حضرت زینب(سبک ایران)
داداش لحظه آخرم رسیده
از تشنگی رنگم پریده
از غصه های کربلایت
ببین که قامتم خمیده
داداش در انتظارت بیقرارم
اگر بیایی غم ندارم
آرزوم لحظه آخر
سرم به خاک پات گذارم
داداش یادت میاد تو قتلگاهت
یک تنه گردیدم سپاهت
اگر که تازیانه خوردم
منتظر نیمه نگاهت
داداش سرت رو بد جوری بریدن
دیدم موهات و میکشیدن
نشست رو سینت پیش چشمم
مگه منو اونجا ندیدن
داداش حالا منم لب تشنه موندم
حسین حسین برا تو خوندم
از ناله ها و سوز آهم
قلب سکینه رو سوزندم
داداش بااسم تو نفس گرفتم
پیراهنت رو پس گرفتم
یاد تنِ غرقه بخونت
تا تو بیای تو دس گرفتم

  • شنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 12:58
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 مرتضی محمودپور

زمزمه وفات حضرت زینب(س)سبک منتظرت بودم -(شبم سحر گردیده منتظر یارم) * مرتضی محمودپور

2385
1

زمزمه وفات حضرت زینب(س)سبک منتظرت بودم -(شبم سحر گردیده منتظر یارم) زمزمه وفات حضرت زینب(س)
بند اول
شبم سحر گردیده منتظرم یارم(۲)
برای دیدارش من ز دیده خونبارم(۲)
چشم انتظارم تا که آید نورعینم
همراه عباس و علی اکبر حسینم
به مثل ماه شبم رسیده جان به لبم(۲)
بند دوم
از آن وداع آخر هنوز و بی تابم
بگو که سقا آید منتظر آبم(۲)
لبهای من یاد لب خشکیده میسوزد
از آه سوزانت حسین جان،دیده میسوزد
به مثل ماه شبم رسیده جان به لبم(۲)
بند سوم
ز شام ویران و از کوفه نشان دارم
برای دیدارت من ببین توان دارم(۲)
آتش زده برجان من اشک سکینه
شد تازه بر زخم دلم داغ مدینه
به مثل ماه شبم رسیده جان به لبم
(به سبک منتظرت بودم)

  • شنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 14:13
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

شور سینه زنی وفات حضرت زینب(س) -(صدا در همه عالم امان از دل زینب) * مرتضی محمودپور

1795
2

شور سینه زنی وفات حضرت زینب(س) -(صدا در همه عالم  امان از دل زینب) شور سینه زنی وفات

حضرت زینب(س)
بنداول
صدا در همه عالم

امان از دل زینب

الا ای اهل ماتم

امان از دل زینب

بخوان نوحه دمادم

امان از دل زینب

میان روضه گویم

امان از دل زینب

ز اشک دیده شویم

امان از دل زینب

امان از دل زینب

امان از دل زینب

بنددوم

به ناقه‌های عریان

بنات آل حیدر

تمام آیه‌های

سوره به سوره کوثر

به روی نیزه‌ها سر

به پای نیزه‌هاسر

تمام لاله‌ها شد

خزان زکینه پرپر

تمام اهل علم

به ناله گوید امشب

امان از دل زینب

امان از دل زینب

  • شنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 15:32
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

دوبیتی رحلت حضرت زینب س -(آن روز که آن فتنه به بار آمده بود) *

5332
3

دوبیتی رحلت حضرت زینب س -(آن روز که آن فتنه به بار آمده بود) آن روز که آن فتنه به بار آمده بود

خورشید ولا بر سر دار آمده بود

با پای برهنه دشت‌ها را زینب

دنبال حسین سایه وار آمده بود

حسین اسرافیلی

  • جمعه
  • 27
  • خرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 17:36
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

غزل مدح حضرت زینب(س)-شاید در آن حماسه اگر زینبي نبود *

4634
3

غزل مدح حضرت زینب(س)-شاید در آن حماسه اگر زینبي نبود اگر زینب(س) نبود

شاید در آن حماسه اگر زینبي نبود
دیگر برای گفته شدن مطلبی نبود
شاید تمام واقعه بر باد رفته بود
پرواز و خون و صاعقه را مکتبی نبود

او خطبه خوان صاعقه بود و بدون او
حتی مجال گریه زیر لبی نبود
شاید بدون زینب انسان می‌شدیم
حتی زمین و گردش روز و شبی نبود

  • جمعه
  • 27
  • خرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 17:38
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

گفتگو -(عارفی باخودمرادمساز کرد ) *

3512
1

گفتگو -(عارفی باخودمرادمساز کرد ) عارفی باخودمرادمساز کرد

دفتردل را برویم باز کرد

ازسکوتم بغض وحرفم را شنید

بعدازآن اینگونه او آغازکرد

گفت:ازجام گویم یا سبو

پاسخ پرسش اگر خواهی بجو

میشوم سرتا به پا سمع وبصر

هرچه را خواهد دل تنگت بگو

گفتمش ای عاشق آل علی

ای که قلبت ازولایت منجلی

زینب کبری شناسی یا که نه

باادب زانو زدو گفتا بلی

لیکن ازدرکش همه جامانده اند

عرشیان ازصبراو وامانده اند

آنقدررنج وغم ومحنت کشید

درلقب ام المصائب خوانده اند

عاشقی باشد همی پیشینه اش

باولی ماندن ره دیرینه اش

داغ حیدر،داغ زهرای بتول

داغ 18دسته گل برسینه اش

خیزدیگر ازبرم ای بی -نفس-

باکلید عاشقی واکن قفس

هرکه رازینب بگرددمقتدا

وارهد ا

  • شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 08:02
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زینب(س) - (دارد از روز ازل دیده‌ي بینا زینب) *

6493
4

شعر شهادت حضرت زینب(س) - (دارد از روز ازل دیده‌ي بینا زینب) دارد از روز ازل دیده بینا زینب

عشق را کرده به نه کنگره معنا زینب

اولین صابره ارض و سما باشدو بس

علم پیغمبری آموخت ز طاها زینب

بود او عالمه مکتب فرهنگ علی

پرورش یافته در دامن زهرا زینب

همچنان کمه به نبی ام ابیها زهراست

با شد از بهر علی ام ابیها زینب

گشت قربانی کعبه به منای شهدا

هستی اش را به خدا می کند اهدا زینب

در اسارت سخن از غیرت و آزادی گفت

اه و زاری نکند در بر اعدا زینب

عبد الحسین رضایی

  • سه شنبه
  • 8
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 07:40
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعاروفات حضرت زينب(س)-در علم و فضیلت و ادب، دریایی *

6074
2

اشعاروفات حضرت زينب(س)-در علم و فضیلت و ادب، دریایی در علم و فضیلت و ادب دریایی
در عصمت و صبر و حلم بی همتایی

سجاده‌ی تو شمیم کوثر دارد
تو آینه‌ی ‌حقیقی زهرایی

*
ای روح زلال! نور کوثر داری
تو عطر گل یاس پیمبر داری

در حجب و حیا آینه‌ی فاطمه ای
در وقت خطابه شور حیدر داری
*
ای پشت و پناه قافله، چون زینب
همراز نماز نافله، چون زینب

در شام نیفتاده ای از پا، بانو
یک لحظه در این مقابله چون زینب
*
هر چند که بی صبر و قراری بانو
هر چند غریب و داغداری بانو

در کوفه‌ی بی کسی و شام غربت
چون کوه وقار استواری بانو
*
در روز دهم چو شمع افروخته ای
در آتش بی کسی و غم سوخته ای

تا سرحد جان حمایت از مولا را
از مادر خود فاطمه آموخته ای
*
از دیده اگرچه خون دل افشا

  • یکشنبه
  • 8
  • مرداد
  • 1391
  • ساعت
  • 12:20
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار وفات حضرت زینب کبری(س),(بیا در کربلا مادر گره از کار من واکن)به همراه سبک سنتی *

4458
2

اشعار وفات حضرت زینب کبری(س),(بیا در کربلا مادر گره از کار من واکن)به همراه سبک سنتی بیا در کربلا مادر گره از کار من واکن
بیا خونین بدنها را تو ای مادر تماشا کن
منم زینب منم زینب (2)

خودم دیدم که در آتش دو کودک دست وپا می زد
پدر را با لب تشنه بزیر لب صدا می زد
منم زینب منم زینب (2)
خودم دیدم که در گودال تن پاک شهیدان را
بدیدم بر سر نیزه سر هجده عزیزان را
منم زینب منم زینب (2)
خودم دیدم رقیه در خرابه از نفس افتاد
بزد بوسه به لبهای پدر پرپر زد و جان داد
منم زینب منم زینب (2)

شاعر : حاج مهدی خرازی

منبع:سایت مدایح

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:55
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار وفات حضرت زینب کبری(س),(منم که عمری، ز باغ شادی، گلی نچیدم)به همراه سبک سنتی *

3574
1

اشعار وفات حضرت زینب کبری(س),(منم که عمری، ز باغ شادی، گلی نچیدم)به همراه سبک سنتی منم که عمری، ز باغ شادی، گلی نچیدم
نشانه دارم، به تار تار موی سفیدم
ز غم خمیدم شادی ندیدم

منم که باد، خزان گرفته، گلان باغم
ز کینه بوده، همیشه داغی، به روی داغم
ز غم خمیدم شادی ندیدم

منم که با داغ و درد و ماتم، گِلَم عجین شد
به کوچه دیدم، که مادر من، نقش زمین شد
ز غم خمیدم شادی ندیدم

منبع:سایت مدایح

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:42
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار وفات مظلومانه حضرت زینب(س),(دلش بود و اندوه و درد نهانش) *

3618

اشعار وفات مظلومانه حضرت زینب(س),(دلش بود و اندوه و درد نهانش) دلش بود و اندوه و درد نهانش
خودش بود و الله و صبر كلانش
همان زن كه آن خطبه يكباره در شام
شد آتش و آمد برون از دهانش

همان زن كه در موقع خطبه خواندن
زبان علي بود آري زبانش
همان زن كه از كودكي شخص حيدر
شد استاد تدريس فنّ بيانش
خدايا تو خود ذوالفقار علي را
در آن لحظه دادي به دست زبانش
همان زن كه در كربلا بوسه مي‌زد
به دست قمر اختر آسمانش
و هفتاد و دو دفعه از صبح تا عصر
در آنجا خدا داد خود را نشانش
مگر مي‌شود يافت جز او زني را
كه سوگ برادر كند قهرمانش
ز سوگ علمدار و داغ برادر
مگر لحظه‌اي گريه مي‌داد امانش
زن بي‌نظيري كه با سر بلندي
برون آمد از بوته امتحانش
همان زن كه بنياد ظلم و ستم سوخت
ز خاكستر

  • یکشنبه
  • 12
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:29
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار وفات حضرت زینب(ع),(ای تمام علی تمام حسین) *

5476

اشعار وفات حضرت زینب(ع),(ای تمام علی تمام حسین) ای تمام علی تمام حسین
معنی کامل قیام حسین
اقتدار تو اقتدار حسین
احترام تو احترام حسین

بر تو و عزم و صبر و همّت تو
از زبان همه سلام حسین
در سکوتت صدای قلب علی
در صدای تو انتقام حسین
نصف جام بلا به کام تو ریخت
نیمة دیگرش به کام حسین
قبر تو کعبة حسینیون
قلب تو مسجدالحرام حسین
تو رساندی ز دشت کرب و بلا
به زمین و زمان پیام حسین
چون دلت در بلا شکیبا بود
هر چه چشم تو دید زیبا بود
جوشش وحی در سخن داری
شرف و قدر پنج تن داری
شک ندارم مقام عصمت را
ارث از مام خویشتن داری
شک ندارم که خون پاک خداست
خون پاکی که در بدن داری
آنچه مادر نشانه بر تن داشت
همه را زیر پیرهن داری
خلق و خوی و خصال پیغمبر
اقتدار ابوال

  • یکشنبه
  • 12
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:37
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار وفات حضرت زینب کبری(ع),( بود آخرین لحظه عمر من) *

4007
1

اشعار وفات حضرت زینب کبری(ع),( بود آخرین لحظه عمر من) بود آخرین لحظه عمر من
الاشام غم با تو گویم سخن
چه خوش بود آیین غمخواریت
ز آل علی میهمان داریت

دگر جانم از غصه بر لب رسید
گذشت آنچه از تو به زینب رسید
خداحافظ ای شهر آزارها
خداحافظ ای کوی و بازارها
خداحافظ ای شاهد جنگ ها
خداحافظ ای بارش سنگ ها
خداحافظ ای شهر رنج و بلا
خداحافظ ای چوب و طشت طلا
خداحافظ ای قصه بزم می
خداحافظ ای رأس بالای نی
خداحافظ ای اشک جمّازه ها
خداحافظ ای زیب دروازه ها
خداحافظ ای شهر دشنام ها
خداحافظ ای کوچه ها، بام ها
خداحافظ ای سنگ خون و جبین
خداحافظ ای سیدالساجدین
خداحافظ ای رنج ها، دردها
خداحافظ ای خاک ها، گردها
خداحافظ ای ناقة بی جهاز
خداحافظ ای اختران حجاز
خداحافظ ای خا

  • یکشنبه
  • 12
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:34
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار وفات عقیله بنی هاشم,(بحر طویل ) *

4205

اشعار وفات عقیله بنی هاشم,(بحر طویل ) بصر اشک و گروهی زخوارج همه خشنود زخشم احد قادر معبود، همه منتظر عترت پیغمبر اسلام، به کوفه شده اعلام که از جور و جفا و ستم و گردش ایام، رسیدند به آیین اسارت حرم الله به عز و شرف و جاه، به اشک و شرر و آه ستادند و گشودند همه چشم تماشا، که ببینند اسیران شه کرب و بلا را

در آن هلهله و شور، گروهی شده محزون و گروهی شده مسرور، گروهی زخدا دور، در آن عرصه ی محشر صدف بحر ولایت، ثمر نخل ولا، دخت علی، شیر خدا جلوه ی مصباح، هدا، شیرزن کرب و بلا، زینب کبرا، به همان شیوه ی حیدر، به همان عزت مادر، به بلندای مقام دو برادر، به فصاحت، به بلاغت، به شهامت، به شجاعت، چو یکی کوه مقاوم، به خروش دل دریا، به نهیبی که ص

  • یکشنبه
  • 12
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:42
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار وفات حضرت زینب کبری(س),(من آن یاس کبود لاله پوشم) *

3383

اشعار وفات حضرت زینب کبری(س),(من آن یاس کبود لاله پوشم) من آن یاس کبود لاله پوشم
که داغ لاله ها شد بار دوشم
گرفتار غم و آزاده دهر
خریدار بلا و گل فروشم

در این شهر غریب از مردمی ها
صدای آشنا آید به گوشم
سری خواند به روی نیزه قرآن
که آوایش ز سر برده است هوشم
گمانم صوت قرآن حسین است
حسین است این و صوت او سروشم
سرت نازم برادر جان حسینم
چرا افکندی از جوش و خروشم
تو استادی و من شاگرد دَرست
که با قرآن خود کردی خموشم
به آیاتی که خواندی بر سر نی
به راهت تا نفس دارم بکوشم
نریزم تا به یادت دامنی اشک
به کام خشک تو، آبی ننوشم
اگر سر را زدم بر چوب محمل
چو دریا در درون خود به جوشم
شهید من دعا کن خواهرت را
که دیبای شهادت را بپوشم

منبع:سایت مدایح

  • یکشنبه
  • 12
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:51
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار وفات حضرت زینب(ع),(تو آفتاب منی با چنین جمال حسین) *

3452
1

اشعار وفات حضرت زینب(ع),(تو آفتاب منی با چنین جمال حسین) تو آفتاب منی با چنین جمال حسین
مرا ببخش که خواندم تو را هلال، حسین
گرفته روی تو را گر چه خون و خاکستر
تو آفتاب وجودی و بی زوال، حسین

سرت به نیزه و قرآن به لب، جلالی نیست
به جز جلال خدا فوق این جلال، حسین
ز شور نغمه قرآنت ای عزیز دلم
ز حال رفتم و باز آمدم به حال، حسین
به راه عشق تو ای تشنه کام، زینب را
سرِشکسته بود بهترین مدال، حسین
سرشکسته من با سر بریده تو
ز پاره پاره دل دارد اتصال، حسین
قسم به پیکر پامال تو که نگذارم
کنند خون شریف تو پایمال، حسین
یزید اگر به اسارت کشانده اهلت را
کشم حکومت او را به ابتذال، حسین
کنم حرام بر او شهد زندگانی را
که او حرامِ خدا را کند حلال، حسین
ز کودکان ز پا اوف

  • یکشنبه
  • 12
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:48
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار نصائب حضرت زینب(س),(زینب که دست صبر حسینش به سینه است) *

3755
2

اشعار نصائب حضرت زینب(س),(زینب که دست صبر حسینش به سینه است) زینب که دست صبر حسینش به سینه است
گر چه خزان زده است، بهارِ مدینه است
هر عِلم را اگر که شماری خزینه ای
زینب ز فضل، صاحب صدها خزینه است

غیر از مقام عصمت و خون خدایی اش
این است گوهری که حسینش قرینه است
در بحر پرتلاطم صحرای کربلا
اطفال سیدالشهدا را سفینه است
هیهات! ما و خدمت آن دختر علی
جایی که جبرییل غلامی کمینه است

منبع:سایت مدایح

  • یکشنبه
  • 12
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:56
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار حضرت زینب(س),(ای شهیدی که به ایثار تو می نازم من) *

3990
1

اشعار حضرت زینب(س),(ای شهیدی که به ایثار تو می نازم من) ای شهیدی که به ایثار تو می نازم من
آمدم تا عَلم عشق بر افرازم من
آمدم با قد خم، سایه کنم بر قبرت
گر به جسم تو نشد سایه بیاندازم من

قبله راز بود کرب و بلای تو حسین
امشبی معتکف قبلگه رازم من
زینب و بر سر قبر تو نشستن هیهات!
در شگفتم که چرا روح نمی بازم من
کی گمان بود مرا بی تو بمانم نَفَسی
حالیا مانده و می سوزم و می سازم من
آن چه بر عهده من بود ادا کردم و باز
از سفر آمده پیروز و سرافرازم من
عمر من در غم و یاد تو گذشت و پس از این
به تو سوگند که جز بر تو نپردازم من

منبع:سایت مدایح

  • یکشنبه
  • 12
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:58
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

غزل اسارت بی بی حضرت زینب (س) -( غبار مقدم تو توتیای چشم من است ) * امیر عظیمی

3839
2

غزل اسارت بی بی حضرت زینب (س) -( غبار مقدم تو توتیای چشم من است ) غبار مقدم تو توتیای چشم من است
زلال اشک غم تو بهای چشم من است
تویی که در دل من یک حسینیه زده ای
تویی که مرثیه ات آشنای چشم من است
ببین هنوز دو چشمم برای روضه ی توست
هنوز روضه ات آقا برای چشم من است
اگر که یوسف من، روضه ی تو کورم کرد
بدان که پیرهن تو شفای چشم من است
بدان که روضه ی گودال پیر کرده مرا
و دست و پا زدنت کربلای چشم من است
به جان ناحیه خوان غروب و صبح، حسین
هنوز روضه ی زینب بلای چشم من است
غم اسارت آن خواهر شکسته دلت
دلیل واضح این گریه های چشم من است

شاعر : امیر عظیمی

  • شنبه
  • 22
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 12:37
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

مردم که روی ماه تو بر هم نشان دهند *

3326

مردم که روی ماه تو بر هم نشان دهند مردم که روی ماه تو بر هم نشان دهند
چون خیر مقدم است که بر میهمان دهند
زخمی بود که بر تن مجروح من رسد
با هر اشاره ای که سرت را نشان دهند
ای سر چنین که بر سر نی جلوه گر شدی
ترسم که کودکان تو از غصه جان دهند
ای میر کاروان خبری هم ز ما بگیر
بنگر چه رنج ها که بر این کاروان دهند
ما را برند بر سر بازار روزها
شب ها به کنج خلوت زندان مکان دهند
بیم گنه مدار «مؤید» که روز حشر
بر دوستان فاطمه خط امان دهند
شاعر:سید رضاموید

  • پنج شنبه
  • 30
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 08:28
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

مدح و مرثیه حضرت زینب(س) -( دومین فاطمه ی دین خدا، یا زینب ) * امیر عظیمی

3064
3

مدح و مرثیه حضرت زینب(س) -( دومین فاطمه ی دین خدا، یا زینب ) دومین فاطمه ی دین خدا، یا زینب
ای سراپای وجودت همه زهرا، زینب
وی علی در سخنان تو هویدا زینب
حَسَنِینَت به تو مشغول تولا زینب
روز میلاد تو افلاک برآشفته شدند
حوریان صیحه کشیدند و سرآشفته شدند
باز ارواح خداوند پَرآشفته شدند
به زمین تا بگذاری ز کرم پا زینب
از همان لحظه ی آغاز حسینی بودی
کامت از عشق چو شد باز حسینی بودی
تا دم لحظه ی پرواز حسینی بودی
بعد مادر تو شدی امّ اخیها، زینب
تو که هستی که خدا نام ترا می گیرد
زینت از تو، پدرت در دو سرا می گیرد
یکنفر مثل حسین از تو دعا می گیرد
خوب خواندند ترا: روح دعاها زینب
در نماز شب تو سِرِّ خدا شد مستور
سِرِّ ناگفته ی در کرببلا شد مستور
راز معراج امام شهدا

  • شنبه
  • 22
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 12:35
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

ای شامیان ز چشـم پیمبـر حیا کنید *

3390
1

ای شامیان ز چشـم پیمبـر حیا کنید ای شامیان ز چشـم پیمبـر حیا کنید
کمتـر جفـا بـه عتـرت خیرالنسا کنید
در پیش داغدیــده نرقصیــد اینقــدر
شرم از علی، حیا ز رسـول خـدا کنید
تا چند طعن و خنده و دشنام بهتر است
مثـل حسین از تـن مـا سر جدا کنید
زخم‌زبان بس است! اگر بس نمی‌کنید
ما را به تیر و نیـزه و خنجـر فدا کنید
از بام اگـر به فرق زنان سنگ می‌زنید
ما حاضریـم، رحم بـه اطفـال ما کنید
گل گر نمی‌دهیـد به دلجـوییِ مریض
زنجیــر را ز گــردن بیمــار وا کنید
زهرا کنار محمـل زینب ستـاده است
بی‌شرم‌ها! ز حضرت زهـرا حیـا کنید
مـا را بـرون بریــد ز کـوی یهودیـان
خود هرچه خواستید به عترت جفا کنید
مـا نیستیم خارجـی، اهل مدینـه‌ایم
مـا را بـه نـا

  • پنج شنبه
  • 30
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 06:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

کیست زینب مطلع دیوان عشق *

3691
1

کیست زینب مطلع دیوان عشق کیست زینب مطلع دیوان عشق
سنبل آزادۀ بستان عشق
کیست زینب اُمّ أب را جانشین
تربیت گردیده در دامان عشق
کیست زینب دختر شیر خدا
شیر غم نوشیده از پستان عشق
کیست زینب اسوۀ شرم و حیا
قهرمان صبر در میدان عشق
کیست زینب در کمان دین حق
تیر چشم منکر قرآن عشق
کیست زینب آن که در نطق و بیان
هست استاد دبیرستان عشق
کیست زینب عقل را اوج کمال
عقل او را در خط فرمان عشق
کیست زینب در شهامت بی نظیر
آن که او را داده حق عنوان عشق
کیست زینب آن که با مهر حسین
کرده بر پا در جهان طوفان عشق
کیست زینب خون حق را خون بها
جان به کف در خدمت جانان عشق
کیست زینب کلُّ ارض کربلا
مست از پیمانۀ پیمان عشق
کیست زینب زینت دامان اب
جسم عش

  • پنج شنبه
  • 30
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 06:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

با تو تمام حادثه تقدیر می شود *

3024

با تو تمام حادثه تقدیر می شود با تو تمام حادثه تقدیر می شود
بی تو فضای روضه چه دلگیر می شود
زنگارِ قلب خسته ی آلوده ای چو من
با اشک های ناب تو تطهیر می شود
آتش به جان گریه کُنان شعله می کشد
وقتی حدیث محمل و زنجیر می شود
در اوج رنج های اسارت به هر زمان
ذکر مدامتان، همه تکبیر می شود
در شام و کوفه، خطبه ی جانسوز تو عجیب!
بر قلب دشمنان تو شمشیر می شود
امروز رمز زندگی شیعه بی دریغ
با آن توجّهات تو تعبیر می شود
عباس، مشک، دست، عَلَم، کربلا، حسین
با صبر بی نظیر تو تصویر می شود
هر وقت لب به وصف تو بگشود این حقیر
در حیرتم چه زود زمان دیر می شود
شاعر:مجید لشکری

  • پنج شنبه
  • 30
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 07:20
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

ای سرت چون ماه سرگردان به روی نیزه ها *

5196
8

ای سرت چون ماه سرگردان به روی نیزه ها ای سرت چون ماه سرگردان به روی نیزه ها
از غمت خون عقده بسته در گلوی نیزه ها
خاطرات كربلا از پیش چشمانم گذشت
تا برآمد صوت قرآنت ز روی نیزه ها
آمدی با سر به دیدارم كه برگردد، حسین
دیده ی مردم ز محمل ها به سوی نیزه ها
من فدای حنجر خشكت كه نوشیدست آب
گه ز جام دشنه ها، گاه از سبوی نیزه ها
از فراق اكبرت، قلب رقیه آب شد
كاش این دختر نگردد رو به روی نیزه ها
ای «موید»! تا بیابم آن سر ببریده را
می روم با پای دل در جستجوی نیزه ها
شاعر:سید رضا موید

  • پنج شنبه
  • 30
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 07:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

یک دم میان این همه صوت مهیب بود *

3270

یک دم میان این همه صوت مهیب بود یک دم میان این همه صوت مهیب بود
آیا شنیده‌اید؟ صدایی عجیب بود....
یا ظرف قلب خواهری افتاد و خرد شد
یا که نسیم آیه‌ی مردی غریب بود
گل کرده بود طبع صدای خدا به نی؟
یا در لباس آیه‌ سرایی مجیب بود؟
می‌خواند آیه آیه و می‌خورد سنگ سنگ
در آن میانه چوبه‌ی محمل طبیب بود
جانی گرفت دختر صبر از نگاه سرخ
ورنه به خواب رفتن او عن قریب بود
از ناقه خواست ماه بچیند برای خود
اما چه سود زحمت او بی‌نصیب بود
سیراب گشته قافله از چشم‌های او
این هم کرامتی ز نگاه حبیب بود
راه نجات دخترکان زیر بار چشم
تنها به لطف بازوی امَّن یُجیب بود
غارت که کرد آفت شمشیر باغ داغ
سهم لبان نیزه فقط خون سیب بود
آیا حنا به موی سپیدش گذاشت

  • پنج شنبه
  • 30
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 07:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

از سر نیزه دعایی كن سوای این و‌ آن *

2847
1

از سر نیزه دعایی كن سوای این و‌ آن از سر نیزه دعایی كن سوای این و‌ آن
چون امیدی نیست دیگر به دعای این و آن
جاده ای هستم كه پایانم تویی امّا بدان
مانده روی بغض هایم ردّ پای این و آن
تا علم افتاد بی مولا و بی صاحب شدم
می چكد خون دلم از طعنه های این و آن
صبر هم اندازه ای دارد برادر تا به كی
سر ببینم در میان دست های این و آن
نعل ها تقسیم می كردند با بی دقتی
پاره های جسم پاكت را برای این و آن
دخترت را سنگ ها از بس اذیت كرده اند
می پرد از خواب شب ها با صدای این و آن
"البلاء للولا" پس هر چه پیش آید خوش است
كربلا ماییم یعنی مبتلای این و آن
شاعر:پیمان طالبی

  • پنج شنبه
  • 30
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 07:29
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

تنگ غروب و گریه ی بی اختیار باد *

3162
-1

تنگ غروب و گریه ی بی اختیار باد تنگ غروب و گریه ی بی اختیار باد
آید به گوش شیون مرثیّه وار باد
زیباترین ستاره ی دنباله دار نی
افتاده است گیسویتان در مسیر باد
مویت سپیدتر شده از چند روز پیش
یا نه! نشسته بر سر و رویت غبار باد
بنگر چگونه حقّ مرا غصب کرده است
بوسیدن لبان تو در انحصار باد
با گیسوان شانه زده دلرباتری
مبهوت و مات ماندم از این شاهکار باد
روح از تنم جدا شده، سوی تو می دود
ای سیب سرخ زخمیِ در چشمه سار باد
زیباتر از همیشه به آفاق می روی
ققنوس پَر گشوده میان شرار باد
شاعر:وحید قاسمی

  • پنج شنبه
  • 30
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 07:30
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

یا بر سر من از سر نی سایبان بده *

4604
4

یا بر سر من از سر نی سایبان بده یا بر سر من از سر نی سایبان بده
یا بر بلندْ نیزه مرا آشیان بده
با گیسوی رها شده در دست بادها
از نی مسیر قافله ات را نشان بده
جانم به لب رسیده ولی جان نداده ام
گفتم به دل که صبر کن و امتحان بده
نیزه سوار گشته ای و تند می روی
جا مانده ام برای رسیدن زمان بده
پایم دگر برای خودم نیست، باغبان

بر ساقه های مرده ی من باز جان بده
«خون» تو و «حجاب» من ارکان کربلاست
کشتی به گل نشسته مرا بادبان بده
شاعر:محسن عرب خالقی

  • پنج شنبه
  • 30
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 07:32
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

هلالم ای مه تابان زینب! *

3224
1

هلالم ای مه تابان زینب! هلالم ای مه تابان زینب!
سرت آتش زده بر جان زینب
از آن ترسم که روی خاک افتی
بیا از نیزه بر دامان زینب
***
شکسته طاق ابروی هلالت
نمانده جای سالم در جمالت
ندارم معجری زخمت ببندم
بمیرم عاقبت از این خجالت
شاعر:جواد حیدری

  • پنج شنبه
  • 30
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 08:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد