وفات حضرت زینب کبری (س)

مرتب سازی براساس

شعر شهادت حضرت زینب(ای برادر جان مادر) *

3813
3

شعر شهادت حضرت زینب(ای برادر جان مادر) ای برادر جان مادر
از روی نی کن نظاره
کودکانت جام پاره
من چه گویم دشمن تو
برده یغما گوشواره
عدو زد آتش خیمه را
سرت شد ماه نیزه ها
رقیه گم شد در صحرا
سالار زینب یا حسین
یابن امی یا حبیبی
تو ذبیح البالقفائی
تو شهید کربلائی
ای گل یاس گو به عباس
مرگ من از ره رسیده
دشمنت معجر کشیده
بس که چشمش گشته کم سو
جز لگد چیزی ندیده
اسیر موج غمهایم
میان دشمن تنهایم
شکسته کل اعضایم
سالار زینب یا حسین
یابن امی یا حبیبی
تو ذبیح البالقفائی
تو شهید کربلائی
بی قرارم بی بهارم
بین نا محرم نشستم
دشمن از کین بسته دستم
دختر زهرایم اما
کوچه گرد کوچه هستم
نمازم باشد بنشسته
چو زهرا دستم بشکسته
ز طعنه ها گشتم خسته
سالار زینب

  • چهارشنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 13:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر شهادت حضرت زینب(من زائر کوی یارم) *

2824
-1

شعر شهادت حضرت زینب(من زائر کوی یارم) من زائر کوی یارم
از کینه ها بی بهارم
رفته ز کف برگ و بالم
ا ثارالله یا ثارالله
آمد زینب با موی سپید از غم
تنها آن دم بین جمع نا محرم
حسین امان امان امان امان امان امان ای دل
السلام ای نور دیده
السلام ای سر بریده
زینب بر سر قبرت رسیده
یا ثارالله یا ثارالله
زینب اینجا غم به روی غم دیده
بوسه زد بر آن رگهای ببریده
حسین امان امان امان امان امان امان ای دل
آخر شده فصل خزانم
از داغ تو نیمه جانم
همچو زهرا قد کمانم
یا ثارالله یا ثارالله
با آه و غم یا حسین حسین گویم
با اشک خود قبر پاک تو شویم
حسین امان امان امان امان امان امان ای دل

  • چهارشنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 13:51
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زینب(جسمت به خاک مانده خفته چرا پا نمی شود) *

2766

شعر شهادت حضرت زینب(جسمت به خاک مانده خفته چرا پا نمی شود) جسمت به خاک مانده خفته چرا پا نمی شود
چشمت به روی من ز چه رو وا نمی شود
گیرم که زخم سلسله را محرمی نهم
این قلب زخم خورده مداوا نمی شود
جز اشک دیده ام که ز خونابه دل است
آبی برای کام تو پیدا نمی شود
گفتم دوباره بوسه زنم بر گلوی تو
جسمت به بوریاست هویدا نمی شود
حق داری ای یگانه که نشناسی ام دگر
با تازیانه چهره که زیبا نمی شود
بسکه تنم سپر به غم کودکان شده
بال و پرم شکسته و بالا نمی شود
شرمنده ام که کودک پیرت به شام ماند
بهر یتیم عمه که بابا نمی شود
گر چه رباب حسرت گهواره می کشید
اینجا به گاهواره تسلا نمی شود
از صحنه ای به زیر لبم ناله می کنم
دیدم به نیزه رأس علی جا نمی شود
الحمدالله الحمدالله ذک

  • چهارشنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 13:13
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زینب(بین نامحرم ببین تو زینبت تنها شده) *

3915

شعر شهادت حضرت زینب(بین نامحرم ببین تو زینبت تنها شده) بین نامحرم ببین تو زینبت تنها شده
همدمم از بعد یارم رأس بر نی ها شده
دیده خواهر ساربان را بر سر نعش حسین
خنده مستانه کرده این لعین عالمین
گفته زینب ساربانا این چه شور و حالی است
جای انگشتی چرا در دست یارم خالی است
صلی علیکم علی کم سماء
جسمٌ سریعٌ بالعرا مقطع الاعضا
غریب حسین غریب حسین
روی قلبم می نویسم
وقف مولانا حسین
جون بدم با ذکر عباس
توی بین الحرمین
کربلای پاک ارباب
بهتر از عرش خداست
من چه گویم فاطمه ام
زائر کرب و بلاست

  • چهارشنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 14:07
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زینب(اشک از دو دیده خون چکان) *

3469
1

شعر شهادت حضرت زینب(اشک از دو دیده خون چکان) اشک از دو دیده خون چکان
می آید از ره کاروان
قلب همه سوزان
ازره رسیده اربعین
هم آسمانها هم زمین
در ناله و افغان
زینب به لب آوا
که جان خسته ام مولا
بر لب آمده
گوید گل زهرا
ببین ای خفته در صحرا
زینب آمده
حق داری ای درخون نگار عالمین
نشناسی ام ای نور چشمانم حسین
با کوله بار غم به روی دوش خود
از کوفه و شام آمدم ای نور عین
قلب من شکسته از
این همه رنج ودرد و غم
قامتم به زیر بار دوری تو شده خم
یا حسین یا حسین ما را ببر کرب وبلا
در کربلا غوغا کنم
گر سفره دل وا کنم
عالم شود مجنون
گرچه تو بودی یا اخا
همره به روی نیزه ها
با زینب دل خون
تنها وسرگردان
میان خیل مردان بی کس و غریب
از بس کتک خوردم
در این آوارگ

  • چهارشنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 13:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زینب(حرم الله فقط حرم حسین) *

3808
2

شعر شهادت حضرت زینب(حرم الله فقط حرم حسین) حرم الله فقط حرم حسین
بنگر به حال زار من از بعد مرگ خویش
یک تن چسان کشم ستم یک سپاه را
نه طاقتی که بر سر نی بنگرم سرم
نه سر کز رخ تو بپوشم نگاه را
حرم الله فقط حرم حسین

  • چهارشنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:33
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زینب(قلب زینبت کبابه) *

3092
1

شعر شهادت حضرت زینب(قلب زینبت کبابه) قلب زینبت کبابه
گل من زندگی بی تو عذابه
آخر قصه همیشه
دل هوائی میشه باز
میره و پر می کشه
کرب و بلائی میشه باز
کربلا یه عشقیه
فراتر از دو عالمه
کربلا خونه عباسه و اربابم حسین
سر زمین کربلا
بهشت روی زمینه
چی میشه یه بار چشم
صحن و سراشو ببینه
از ازل بوده دلم به شور و شین
مست و مجنون ابالفضل و حسین
هر کی عشقی داره
حق خوب میدونه
که منم عاشق بین الحرمین
یا حسین غریب مادر حسین
بعد چهل شبانه روز رنج و بلا
رسیدم به خاک سرخ کربلا
من کجا و زینب چهل روزپیش
به خدا نمی شناسیم دیگه حالا
منی که بی تو نبوده ام یه روز
باورم نمیشه زنده ام هنوز
همدمم بعد تو تازیانه بود
گریه های خسته شبونه بود
سخت تر از اسیری ودر

  • چهارشنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 13:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زینب(همچون تو ای برادر) *

4348
1

شعر شهادت حضرت زینب(همچون تو ای برادر) همچون تو ای برادر
کس کشته ای ندیده
لب تشنه جان سپرده
در خاک و خون تپیده
این صحنه ای که دیدم
در قتلگاه آن روز
گردون نشان نداده
چشم فلک ندیده
زینب مدد زینب مدد
آن دم که آفتاب عمرت غروب می کرد
دیدم که جان من نیز
از غم به لب رسیده
دیدی برادر من
تا رفتی از بر من
از چشم خواهرت رفت
نور دو دیده من
زینب مدد زینب مدد
موی سیاه خود را
از غم سپید کردم
از شب اثر نمانده
چون می زند سپیده
آن دم که کشتگان را
دیدم به خویش گفتم
گویی که یک چمن گل
بر خاک آرمیده
آن شب که ماه گردون
بر قتلگاه تابید
دیدم که همچو مهتاب
رنگ از رخش پریده
زینب مدد زینب مدد

  • چهارشنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت زینب(عزیزی قد خمیده) *

3703

شعر روضه حضرت زینب(عزیزی قد خمیده) عزیزی قد خمیده
کنار قبر دلدارش رسیده
می خونه با دلی زار
ببین داداش که زینب چی کشیده
دلش گرفته با هر بهونه
می خواد برا تو روضه بخونه
عقیلة العرب یا زینب
الان جون میده داداش
روی خاک مزار تو سکینه
پاشو از این دل خاک
ما را راهی بکن سوی مدینه
چه جور بریم ما
ای شاه عالم
سوی مدینه با این همه غم
رقیه ات خرابه
سلامت را رسونده
ببین شرمنده ام چون
توی شام تنها مونده
امونت تو چشماش رو بسته
تو خاک غربت
با قلب خسته
عقیلة العرب یا زینب

  • چهارشنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زینب(همه اشکم همه دردم) *

3066

شعر شهادت حضرت زینب(همه اشکم همه دردم) همه اشکم همه دردم
بنگر بر رخ زردم
زینبم من زینبم من
دیده بگشا خواهر تو
اومده ز شام و کوفه
بهار چله نشینت
شده خشک و بی شکوفه
دیده بگشا کن نذاره
شد سپهرم بی ستاره
بعد از تو رفتم اسیری
با لباس پاره پاره
به غم عشقت اسیرم
دوری تو کرده پیرم
حالا که اومدم اینجا
دعا کن دیگه بمیرم
همه اشکم همه دردم
بنگر بر رخ زردم
زینبم من زینبم من
دیدگان تو به خوابه
چشم ما پر اشک و آبه
برای تو عزا گرفتیم
روضه خون ما ربابه
هی میگرده دور قبر
دست اون یه مشک آبه
لالایی می خونه تا که
علی اصغرش بخوابه
می زنه بر سر و سینه
توی علقمه سکینه
می گه دیگه آب نمی خوام
پاشو ای ماه مدینه
بچه هات که غصه دیدن
همه از غصه خمیدن
پاهاشون زخ

  • چهارشنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت زینب(سالار زینب حسین ) *

3231
-1

شعر روضه حضرت زینب(سالار زینب حسین ) سالار زینب حسین
هلال یک شب زینب فدایت
چرا دیگر نمی آید صدایت
مگر کنج تنور جای تو بوده
ز تو خولی پذیرایی نموده
سالار زینب حسین
کی جدا بودم من از تو
کی جدا بودی تو از من
خیزد آه از سینه ی من
ریزد اشک من به دامن
تا سرت بر نیزه دیدم
از کفم تاب و توان رفت
هم رمق از پیکر من
هم توان از کودکان رفت
دخترت را بین که بی تو
پر زند روحش ز سینه
بر تسلای دل او
کن تکلم با سکینه
سالار زینب

  • چهارشنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:49
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زینب(تو رفتی و قسمتم) *

3218

شعر شهادت حضرت زینب(تو رفتی و قسمتم) تو رفتی و قسمتم
غریبی و درد و غم
اسباب دل تنگی و
اسارتم برا همه
قلب من به شور و شین
ذکر من غریب حسین
وای وای اسیر آهم اسیر آهم
وای وای چه بی پناهم چه بی پناهم
من می میرم تا می بینم
خورشید نیزه ها سرت
انگشت تو رفته چرا
به همراه انگشترت
نداشتی کهنه پیرهن
شد گوییا بال و پرت
قلب من به شور و شین
ذکر من غریب حسین
وای وای اسیر آهم اسیر آهم
وای وای چه بی پناهم چه بی پناهم
دست های سنگینشون
مرهم زخم یتیمات
کبود شده بعد از تو
بال و پر یا کریمات
پیکرت به خون رهاست
ماه من سرت کجاست
موندم غریب و بی یار غریب و بی یار
وای وای کجاست علمدار کجاست علمدار
عباس یا اباالفضل
از حرم زینب بیا
عباسم آخر کشته شد
پیکر سق

  • چهارشنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه ی حضرت زینب(دوباره ی روضه ی تلخ اسارت زینب) *

8019
0

شعر روضه ی حضرت زینب(دوباره ی روضه ی تلخ اسارت زینب) دوباره ی روضه ی تلخ اسارت زینب
مرور متن کتاب شرافت زینب
وجود معجری از نور پرده در پرده
دلیل محکم حکم قداست زینب
روز جمعه ی من را دعا نما خواهد
نهفته در ثمرات عبادت زینب
نماز سینه زنان رو به کعبه ی گودال
غروب روز دهم با امامت زینب
سکوت محض جرس های لشکر دشمن
نشان ز معجزه ای از رسالت زینب
صدای قاری قرآن به روی نی نگذاشت
نگاه ها برود سمت ساحت زینب
به پیش کعبه نی و سنگ راست قامت بود
رقیه درس گرفت از شهامت زینب
لغات خطبه ی زینب لغات قرآن بود
ملائکه همه مات بلاغت زینب
نهیب حیدریش کاخ ظلم را لرزاند
یزید شکه شده از شهامت زینب
ملائکه همه مات بلاغت زینب
علی علی

  • چهارشنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:08
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه ی حضرت زینب(ای سرت بر روی نیزه) *

3208

شعر روضه ی حضرت زینب(ای سرت بر روی نیزه) ای سرت بر روی نیزه
سایبان محمل من
این تو و این نیزه داران
این من و داغ دل من
ای برادر دیده بگشا
از برای یاری من
گردش چشمانت از نی
می دهد دلداری من
یا حسین عزیز زهرا
کی جدا بودم من از تو
کی جدا بودی تو از من
خیزد آه از سینه ی من
ریزد اشک من به دامن
یا حسین عزیز زهرا

  • چهارشنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:10
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زینب(محنت کشیده زینبم) *

2937
2

شعر شهادت حضرت زینب(محنت کشیده زینبم) محنت کشیده زینبم
قامت خمیده زینبم
آن که به روی نیزه ها
راس تو دیده زینبم
واویلا واویلا از دل زینب
بنگر به شور و شین من
ای عشق عالمین من
حسین من حسین من
من صوت قرآن تو را
از روی نی بشنیده ام
هجده سر ببریده را
بر روی نیزه دیده ام
واویلا واویلا از دل زینب
واویلا بکربلا

  • چهارشنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زینب(حال که ای همسفر) *

3566
2

شعر شهادت حضرت زینب(حال که ای همسفر) حال که ای همسفر
بی تو سفر می کنم
زاد ره خویش را
خون جگر می کنم
واویلتا واویلتا
من که ز آغاز عمر
بی تو نکردم سفر
خیز و ببین یا اخا
با که سفر می کنم
هر طرفم می کشند
بر تو نظر می کنم
هر قدمم میزنم
نام تو را می برم
واویلتا واویلتا

  • چهارشنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:41
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زینب(چکد اشکم به دامانم حسین جان) *

3083

شعر شهادت حضرت زینب(چکد اشکم به دامانم حسین جان) چکد اشکم به دامانم حسین جان
ببین چون شمع سوزانم حسین جان
امون از دل زینب
دلم شد پر شراره
به حالم کن نظاره
که بر هفت آسمان است
نماد یک ستاره
امون از دل زینب
به اشکم خنده زد دشمن حسین جان
ز دستم رفته هست من حسین جان
شده ای هست زینب
غمت پا بست زینب
تماشا کن که باشد
به سینه دست زینب
امون از دل زینب
یا زینب

  • چهارشنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت زینب(به دنبال محمل سبک بال قدم زن) *

5269
9

شعر روضه حضرت زینب(به دنبال محمل سبک بال قدم زن) به دنبال محمل سبک بال قدم زن
مبادا غباری به محمل نشیند
غمت در نهان خانه دل نشیند
به نازی که زینب به محمل نشیند
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که بر خواست که مشکل نشیند

  • چهارشنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 18:04
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت زینب(زینب ای امید عاشق خسته) *

4371
5

شعر روضه حضرت زینب(زینب ای امید عاشق خسته) زینب ای امید عاشق خسته
زینب ای صدای قلب بشکسته
زینب غصه های تو چه جانسوز است
زینب نور رویت عالم افروز است
عمریست من عزای تو به دل دارم
دردیست از غم هجر تو در کارم
یاسی روی تو اما چو نیلوفر
سروی قامتت گردیده چون مادر
تنها در بیابان ها پریشانی
زینب در میان غم تو زندانی
من گدای کوی تو هستم
از می جام تو من مستم
بر دل لطف تو ای زینب
من دخیل عشق تو بستم
تنها مانده از کرب و بلا هستم
عالم باقی خون خدا هستم
روحم روی نیزه در تب و تاب است
گویا اصغرم در نیزه سیراب است
سر را می زنم بر چوب محمل تا
از خون پای نامه ام شود دریا
زهرا دخترت را خارجی گویند
با نی خون جاری لبان شوید
مادر بین حسینت غرق در خون است
جس

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 06:28
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت زینب(تا بشم فدای زینب دل دیوونم اسیره) *

2646

شعر روضه حضرت زینب(تا بشم فدای زینب دل دیوونم اسیره) تا بشم فدای زینب دل دیوونم اسیره
اگه بی بی مون نباشه همه دنیا مث قبره
اگه گلهای بهشتی همه عالم بگیرن
گل زهرا گل یاسه هیچی جاشو نمی گیره
اونی که ناز نگاهش دلربای عالمینه
اونکه لالایی خوابش اسم داداشش حسینه
اونی که امیر دلهاست با نگاش آروم می گیره
اونی که یک زن اما به همه دنیا امیره
کی میشه فدای زینب کی میگه ثنای زینب
اسمشو همه می خونن نه فقط خدای زینب
مست یا رب یاربم من عمریه به تاب و تبم من
دنیا دنیا بدونن که عبدالزینبم من
اونقده مست حسینه دلش پا بست حسینه
روز اول جای بی بی به روی دست حسینه
بی فروغ روی ارباب روز عالم شب نمیشه
عاشقاش زیادن اما هیچ کسی زینب نمیشه
عمریه به شور وشینم من سگ بین الح

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 06:30
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت زینب(گم کرده ام گلی را در بین لاله هایم) *

4077
1

شعر روضه حضرت زینب(گم کرده ام گلی را در بین لاله هایم) گم کرده ام گلی را در بین لاله هایم
ترسم گلم بسوزد از سوز ناله هایم
ای یار کربلایی ای کشته ی خدایی
حسین من کجایی داداش حسین مظلوم
ای فاطمی گل من از چه شدی تو پرپر
غرق به خاک و خون ها تا آسمان زدی پر
ای یار کربلایی ای کشته ی خدایی
حسین من کجایی داداش حسین مظلوم
جویم اگر گلم را بوسه زنم به رویش
جای لبان خشکش بوسم رگ گلویش
مادر میان مقتل سوزد دلش ز آهت
گفته غریب مادر به قتلگاهت
ای یار کربلایی ای کشته ی خدایی
حسین من کجایی داداش حسین مظلوم
برگو کجا فتادی بر روی خاک و خون ها
رحمی نما به خواهر ای یادگار زهرا
بودی تمام هستم رفتی دگر ز دستم
بر طل زینبیه در ماتمت نشستم

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 06:33
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت زینب(کسی که غیرت الله است) *

3361
2

شعر روضه حضرت زینب(کسی که غیرت الله است) کسی که غیرت الله است
چقدر این درد جان کاه است
علمدار رشید من،چرا قبر تو کوتاه است
رو پیشونیم جای سنگه
تو صورتم رد چنگه
داداش پس کی میام پیشت
پس ازتو زندگی ننگه
لباست را نمی شویم
که عطرت را از آن بویم
وصیت می کنم آن را
کِشند جای کفن رویم
حسینم وا حسینم وا
الا ای دلبر مظلوم
فدایت خواهر معصوم
هنوز پیچیده در گوشم
صدای فش فش حلقوم
حسینم وا حسینم وا

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 06:34
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت زینب(میون همه دلها امون از دل زینب) *

10115
15

شعر روضه حضرت زینب(میون همه دلها امون از دل زینب) میون همه دلها امون از دل زینب
گلم را گل که صحرا پیروهن بود
غبار و خاک و خون او را کفن بود
سرش بر نی به لب ذکر خدا داشت
گلوی پاره با من همسخن بود
خودم دیدم که جسم باغبانم
سراپا باغ گل از زخم تر بود
میون همه دلها امون از دل زینب
خودم دیدم به گلزار شهادت
که بلبل نوحه خوان بر یاس من بود
خودم دیدم به صحرا یوسفم را
که جسمش پاره تر از پیروهن بود
خودم دیدم عزادار حسینم
محمد فاطمه زهرا حسن بود
دریغا ای دریغا ای دریغا
سلیمان رفت و یارم اهرومن بود
میون همه دلها امون از دل زینب

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 06:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت زینب(زینب زینب زینب) *

3186
2

شعر روضه حضرت زینب(زینب زینب زینب) زینب زینب زینب
الگوی وفا زینب، ناموس خدا زینب
زینب زینب زینب
ارامش جان زینب،ماهت به سنان زینب
زینب زینب زینب
معنی همه غم ها ،گلواژ هی ماتم ها
زینب زینب زینب
گریون شده ی سرها،شام از تو شده غوغا
زن قهرمانی، زهرا نشانی
زینب یا زینب
سالار زینب
زینب زینب زینب
شد رأس حسین بر نی
رفتی تو به بزم می
زینب زینب زینب
الگوی وفا زینب، ناموس خدا زینب
زینب زینب زینب
ارامش جان زینب،ماهت به سنان زینب
راباب ارباب ارباب
از کودکی ام مستم
چون با تو رفیق هستم
ارباب ارباب ارباب
عشق تو سرشت من
سهم تو بهشت من

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 06:41
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زینب(مگه هر كی که بد شد دل نداره) *

5341
2

شعر شهادت حضرت زینب(مگه هر كی که بد شد دل نداره) مگه هر كی که بد شد دل نداره
مگه عشقت برام حاصل نداره
آقام مگه آدم بدا عاشق نمی شن
به والله دل کمه دنیا رو میدن
اگه عشقت نبود اینجا نبودم
حسین گرفته عشق تو کل وجودم
تو که از دلبرها دل ربودی
در ِ عشقت چرا بر من گشودی
غم عشقت بیابون پرورم کرد
هوای وصل و بی بال و پرم کرد
به ما گفتی صبوری کن صبوری
صبوری چون به خاکی بر سرم کرد
برادر جان سلیمان زمانی
چرا انگشت و انگشتر نداری
بمیرم من مگر خواهر نداری
مسلمانان حسین مادر ندارد
غریب است و کسی بر سر ندارد
چهل شب است و دعایم خدا کند که بمیرم
چرا من از تو جدایم خدا کند که بمیرم
برون ز کوی تو رفتم کنون که برگشتم
نیاز و من به عصایم خدا کند که بمیرم
از وقتی که

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 06:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت زینب(از زخم زنجیرم کبودی بی شمار است) *

3038

شعر روضه حضرت زینب(از زخم زنجیرم کبودی بی شمار است) از زخم زنجیرم کبودی بی شمار است
بر شانه هایم زخم های کهنه دارم
همشیره ی خورشیدم و بانوی نورم
هر چند و که در پنجه ی گرد و غبارم
حسین ابا عبدالله یا ثار الله
دسته گل یاسی ندارم بر مزارت
اما به جایش تا بخواهی لاله دارم
من حضرت یعقوبم و یوسف پرستم
بر سینه ام پیراهنت را می فشارم
دیگر نمی آید به دنبالم مغیلان
دیگر ندارد آبله کاری به کارم
حسین ابا عبدالله یا ثار الله

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 06:45
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت زینب(به پابوس تو آمد سفر کرده کویت) *

3187

شعر روضه حضرت زینب(به پابوس تو آمد سفر کرده کویت) به پابوس تو آمد سفر کرده کویت
به قربان صفایت دل عاطفه جویت
به یک بوسه که آن روز زدم زیر گلویت
گرفت از تو طراوت بهار دل زینب
میون همه دلها امان از دل زینب
شد آینه ی عشقت سرا پای وجودم
اگر رنگ بنفشم اگر یاس کبودم
در ایام جدایی پر از یاد تو بودم
که شد ذکر جمیلت گل محمل زینب
اگر باغ گلم رفت به تاراج و به غارت
اگر سنگ ستم کرد به آیینه جسارت
مرا برده بر سوی اگر موج اسارت
ولی در دل دریا تویی ساحل زینب
میون همه دلها امان از دل زینب
آهم که شعله بر جگر غم کشیده ام
اشکم که قطره قطره به پایت چکیده ام
آیینه ام که زخم ترک خورده ام ز سنگ
سروم که سایبان شده قد خمیده ام
ای تل خاک غرق به خون برادرم
باور نمی کنم

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 06:39
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت زینب(مران ساربان، کاروان عزا را 2) *

3203
2

شعر روضه حضرت زینب(مران ساربان، کاروان عزا را 2) مران ساربان، کاروان عزا را 2
ببین غرق خون، جسم خون خدا را
بـــــــــــــــده مهلتی تا که گریه کنم
حســــین من، ای عزیز دلِ من 2
سَرش را مـــــزن، روی نیزۀ کینه
نما شــــرمی از، روی زردِ سکینه
ببینم یتیمــــــــــــــــــانِ خود خجلم
حسیــــــــــــن من، ای عزیز دل من

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 07:09
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت زینب(به دردرم هیچ مرهم نیست) *

3113

شعر روضه حضرت زینب(به دردرم هیچ مرهم نیست) به دردرم هیچ مرهم نیست
امیدی بر حیاتم نیست
چهل روزه ز تو دورم
داداش یک اربعین کم نیست
ولیکن دخت زهرایم ،شده ویرانه ها جایم
به حال جسم مجروحم،بگرید تاول پایم
کبود ضربه ی مشتم،شکسته مهره ی پشتم
خدا داند مسلمانم،نه نصرانی نه زرتشتم
چه گویم من ز بزم می،چه گویم از خزان نی
چه گویم از جسارتها،که شد منزل به منزل طی
گروهی مست و لامذهب،گروهی ناسزا بر لب
نبودی هر کس و نا کس،صدقه دادو بر زینب
چرا غم را خَمش کردن،دلم بر نیزه خوش کردن
فقط سر بسته می گویم،که ما را ضجرکش کردن
حیسنم وا حسینم وا
امان از معجر پاره،امان از گوش و گوشواره
رباب با گریه می خونه،لالایی بهر گهواره
نگاهم خیس ابر تو،سلام بر روی قبر تو
مر

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 06:42
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت زینب(بنال از داغ آن بلبل، که خون قوت دلش بوده) *

3187
5

شعر روضه حضرت زینب(بنال از داغ آن بلبل، که خون قوت دلش بوده) بنال از داغ آن بلبل، که خون قوت دلش بوده
بــــه جای لاله و ریحان، خرابه منزلش بوده
واویــلا آه واویلا، واویلا، آه واویلا
بگوئید ای بنی الزهرا، همین ذکر غم فزا را
الهــــــی بشکند دستی، که می زد عمۀ ما را
واویـــــــــلا آه واویلا، واویلا، آه واویلا
پس از قتل حسین خود، دگـر تنهایِ تنها بود
کــــــــــــلام آخر او هم، حسینم واحسینا بود
واویـــــــــلا آه واویلا، واویلا، آه واویلا
وصـــــال مادر و دختر، بود امشب تماشایی
دو مظلومـــــه ستم دیده، کنند از هم پذیرائی
واویلا آه واویلا، واویلا، آه واویلا

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 07:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد