وفات حضرت زینب کبری (س)

مرتب سازی براساس

شهادت حضرت زینب(س) -( دریای دردهای دلش بی کرانه بود) * کمیل کاشانی

724

شهادت حضرت زینب(س) -( دریای دردهای دلش بی کرانه بود) دریای دردهای دلش بی کرانه بود
از کودکی به تیر مصیبت نشانه بود

از لحظه ای که چشم به چشم حسین دوخت
زینب حدیث زندگی اش عاشقانه بود

هر جا حسین رفت چنان سایه بی قرار
منزل به منزل از پی مولا روانه بود

انسان ولی فرشته تر از هر فرشته ای
دلخسته از جفای زمین و زمانه بود

آوار شد حماسه ی او بر سر یزید
هر چند کوه غصه و داغش به شانه بود

در خطبه اش حقیقت اسلام جلوه کرد
ویران گر بنای فریب و فسانه بود

آن روز در هیاهوی بازار شام شوم
در ازدحام مطرب و چنگ و چغانه بود

از مادر شهیده ی خود ارث برده بود
جسمش کبود از اثر تازیانه بود

شعر " کمیل" قابل خاتون صبر نیست
تنها برای عرض ارادت بهانه بود

  • پنج شنبه
  • 2
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 00:40
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شهادت حضرت زینب(س) -( هر دل که شد به روز بلا آشنای صبر ) * کمیل کاشانی

1160

شهادت حضرت زینب(س) -( هر دل که شد به روز بلا آشنای صبر ) هر دل که شد به روز بلا آشنای صبر
حق می دهد نوید بهشتش جزای صبر

جز صبر چاره نیست دل داغدیده را
مرهم نهد به زخم مصیبت دوای صبر

خیاط دهر ، جامه بسی دوخته ولی
زیبنده است قامت دل را ردای صبر

تقدیر هرچه بود رضا باش تا شود
یاد خدا به خانه ی دل پاگشای صبر

بانوی مهر و عاطفه ، زینب صبور عشق
محمل نشین رنج و اسارت ، خدای صبر

هجده بهار پرپر در پیش چشم او
میسوخت مثل شمع ولی با نوای صبر

خورشید محملش سر فرزند فاطمه
از کوفه تا به شام بلا پا به پای صبر

می خورد تازیانه و میگفت یا حسین
می داد کاروان عزا را صلای صبر

  • پنج شنبه
  • 2
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 00:49
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 ابوالفضل عباسی معروفان

وفات حضرت زینب(س) -(مادر رنج و غم و آلام می میرد بیا) * ابوالفضل عباسی معروفان

637

وفات حضرت زینب(س) -(مادر رنج و غم و آلام می میرد بیا) مادر رنج و غم و آلام می میرد بیا
یادگار کربلا در شام می میرد بیا

پاسدار نهضت خونین عاشورای عشق
پاسبان پرچم اسلام می میرد بیا

خواهر زار و سیه پوشت غریب و بی وطن
بسته در وصل خدا احرام می میرد بیا

کام نگرفتم برادر از زمین کربلا
عاشق کرب و بلا ناکام می میرد بیا

فاصله بین حیات و مرگ دارم یک قدم
پیش نِه بر آشنا یک گام می میرد بیا

کوفه ی بد نام سوزاندم به نطق آتشین
شیر دخت فاطمه خوشنام می میرد بیا

از دیار کربلا تا شام ویران یک تنه
سرپرست بی کس ایتام می میرد بیا

پایگاه حفظ و نشر آثار عباسی معروفان اهری

  • چهارشنبه
  • 26
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 22:09
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهادت حضرت زینب -(دل من اسیره حسین) * جعفر خدری

1155

شهادت حضرت زینب  -(دل من اسیره حسین) دل من اسیره حسین
توهوای ماتم تو
مرگو دارم حس میکنم
توزندگی باغم تو

کاش فاصله ها کم بشه
کاشکی بشه پیشت بیام
من زندگیه بی تورو
یه ثانیشم نمیخوام

محبوبم حسین . ای خوبم حسین
دل کوبم حسین
ای یارم حسین . سالارم حسین
دلدارم حسین
حسین سالار زینب

یه سالو نیمه کربلات
نمیره ازخیال من
من گریه میکنم برات
توگریه کن به حال من

ازروی نی طلوع کن ای
خورشیدمن هلال من
ازهمه یادگاریات
پیرهن خونی مال من

غمگینم حسین.تسکینم حسین
تلقینم حسین
هرآنم حسین.جانانم حسین
ای جانم حسین

فقط میخوام ازت بی بی
گدای هرشبیه شم
سرموتقدیمت کنم
گدای زینبیه شم

ردم نکن منی روکه
یه عمره زیردینتم
ردم نکن آخه منم
سینه زن حسینتم

مهتابم حسین.اربابم حسین
دریابم حسین
دنیامی حسین.عقبامی حسین
رویامی حسین

  • پنج شنبه
  • 20
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 10:08
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

نوحه ی سینه زنی در عزای حضرت زینب(س )سبک سنتی * مرتضی محمودپور

5584
10

نوحه ی سینه زنی در عزای حضرت زینب(س )سبک سنتی ◾نوحه سینه زنی (سبک سنتی)
◾در عزای حضرت زینب (س)

◾بنداول
دختر کبرای علی زینبم
ذکر حسینم واحسین بر لبم
ثانی مادرم
حسین دیگرم
با لب عطشان عمرم سرآمد
حسین من با چشم تر آمد
آه و واویلا آه واویلا (۲)

◾بنددوم
من قهرمان دشت کربلایم
من خواهر امام مجتبایم
به ساقی ساغرم
دختر کوثری
فاطمه را من نور دوعینم
به امر مادر یار حسینم
آه و واویلا آه و واویلا(۲)

◾بندسوم
هم دختر و هم مادر شهیدم
در کربلا به مقصدم رسیدم
هستیم فدا شد
حاجتم روا شد
بعد علمدار علم بدوشم
بهر شهیدان سیه بپوشم
آه و واویلا آه و واویلا(۲)

  • جمعه
  • 8
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 01:32
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

زمزمه و زمینه ی سینه زنی شهادت حضرت زینب(س ) * مرتضی محمودپور

2160
1

زمزمه و زمینه ی سینه زنی شهادت حضرت زینب(س ) ◾زمینه زمزمه ی
◾شهادت حضرت زینب (س)

◾بنداول
در وادی محبت یگانه خواهرم من
بهرحمایت از دین شبیه مادرم من
من مظهر قیامم
من یاور امامم
من قهرمان صبرم
گرچه اسیرشامم
واویلتا واویلا واویلتا
واویلا واویلتا واویلا (۲)

◾بنددوم
بس طعنه ها میان شام بلا شنیدم
چون مادر شهیده بابا ببین خمیدم
بر روی نیزه ها تا راس حسین دیدم
بادست بسته آهی من از جگر کشیدم
گفتم که ای علمدار
بنگر شدم گرفتار
بار غم حسینم
از دوش من تو بردار
واویلتا واویلا واویلتا
واویلا واویلتا واویلا (۲)

  • جمعه
  • 8
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 13:55
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا زینب کبری(س) _آنقدر از بهر مرگ خویشتن کردی دعا * اسماعیل تقوایی

664

یا زینب کبری(س) _آنقدر از بهر مرگ خویشتن کردی دعا یا زینب کبری

آنقدر از بهر مرگ خویشتن کرده دعا
تا اجابت شد دعایش از حریم کبریا

بارها عجل وفاتی برزبان آورده بود
بود این در خاطرش از یادگار مصطفی

زینب و بعد حسینش زندگانی العجب
هر نفس بودش به یاد خاطرات کربلا

تا که یاد او می آمد قتلگه خون می گریست
در جفای شمر ملعون برحسین سرجدا

مو سفیدی، قد کمانی، پیکری زار ونحیف
یادگارش بود از هنگامه ی خون وبلا

شام را هرگه بیاد آورد او از حال رفت
کوی و برزن، مجلس می، دختر ویرانسرا

آخرش کوتاهی اش را خوب جبران کرد او
رفت از دنیا کنار دختر خون خدا

نیست بانوی سه ساله بعد از این تنها دگر
عمه اش آمد دهد دلداری آن مه لقا

لحظه آخر چو بابا فزت رب گو بود او
دوره هجران سر آمد با شهید نینوا

زائری در این حرم‌ها آرزوی شیعه است
کاش گردد قسمت و روزی این مشتاقها

شعر:اسماعیل تقوایی

  • شنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 01:45
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 وحید محمدی

وفات حضرت زینب(س) -(هنوز رخت سیاه عزا به تن دارد...) * وحید محمدی

2023

وفات حضرت زینب(س) -(هنوز رخت سیاه عزا به تن دارد...) هنوز رخت سیاه عزا به تن دارد
هنوز در دل خود غصه ی کفن دارد

هزار خاطره از کوچه ی بنی هاشم
هزار خاطره از مادر و حسن دارد

شکسته بال و پرش را فراق جانکاهی
دو چشم خیس و دو تا دست سینه زن دارد

هزار حرف نگفته است در دلش از شام
هزار غصه ز دوری اش از وطن دارد

هنوز هم که هنوز است پلک او زخمی است
هنوز در بر خود پاره پیرهن دارد

هنوز هم که هنوز است، چشم او تار است
و ردّ سلسله ها را به روی تن دارد

هنوز هم که هنوز است روضه می خواند
چه روضه های عجیبی از آن بدن دارد

همان بدن که میان حصیر پیچیدند
هزار بوسه از آن تیر و نیزه ها چیدند

  • شنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 13:03
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 محسن حنیفی

حضرت زینب(س)، مدح ومصائب -(بخشیده بر خورشید نور مأمنش را...) * محسن حنیفی

869

حضرت زینب(س)، مدح ومصائب -(بخشیده بر خورشید نور مأمنش را...) بخشیده بر خورشید نور مأمنش را
نور عفیف آیه های روشنش را

با کاف و ها و یا و عین و صاد، مریم
قدری تجلی داده یاس گلشنش را

ارباب محتاج قنوت وتر او بود
یعنی گرفته عرش هر شب دامنش را

آری سلوکش عرش را آباد کرده
روضه سرا کرده ست کوی و برزنش را

این اشک های جاریِ در بین روضه
احرام بسته بارگاه شیونش را

از آستینش احتضارش را بپرسید
"شرمش" بخواند روضه جان دادنش را

با خط نامحرم نوشته تازیانه
شرح کبود مرثیه های تنش را

با حرمتِ آن گوشوار غرق خونش
وا کرد با ایثار مشت دشمنش را

او پیش تر با قتل صبری جان سپرده
یک بار دیده رفتن جان از تنش را

از پیکر خورشید هنگامی که بردند
پیراهن و کفش و عبا و جوشنش را

با خنجر کندی کسی از بین می برد
گل بوسه های "ان یکاد" گردنش را

کوبید وقتی که چهل تا نعل تازه
آن خوشه های سبز پوش خرمنش را

او بارگاهش تا ابد قلب حسین است
پس ساخته نیزه ضریح مدفنش را

بر روی سینه می فشارد وقت رفتن
آغوش گرم و زخمی پیراهنش را

  • شنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 13:19
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

زبانحال حضرت صاحب الزمان(عج) ؛ شد غرق در غم روزگارت عمه جانم * مرضیه عاطفی

1476
1

زبانحال حضرت صاحب الزمان(عج) ؛ شد غرق در غم روزگارت عمه جانم زبانحال حضرت صاحب الزمان(عج)

شد غرق در غم روزگارت عمه جانم
خیلی دلم شد بیقرارت عمه جانم

در پیش چشمت زیر خنجر دست و پا زد
در خاک و خون دار و ندارت عمه جانم

بر روی تل، در غربتِ شام غریبان
ایکاش بودم در کنارت عمه جانم

تنها و بی محرم شدی دیگر ندیدی
مرهم برای حال زارت عمه جانم

جانم فدایت! عصرِ عاشورا به سختی
دیدم گره خورده به کارت عمه جانم

مانند قلبت چند جای چادرت سوخت
در شعله هایِ پُر حرارت عمه جانم

چشم عمو عباسمان را دور دیدند
شد پیش چشمت خیمه غارت عمه جانم

لعنت بر آنکه بست دست خسته ات را
در بین آتش؛ با جسارت...عمه جانم

بین تمام داغ هایی را که دیدی
می سوزم از داغ اسارت عمه جانم!

#ألسلام_علیک_یا_جبل_الصبر
#یا_زینب_کبری_سلام_الله
#أللهم_عجل_لولیک_الفرج

  • شنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 15:08
  • نوشته شده توسط
  • مرضیه عاطفی
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

حضرت زینب(س)، وفات -(امان ازهجر، امان از نبودن تو حسین!..) * سید پوریا هاشمی

710

حضرت زینب(س)، وفات -(امان ازهجر، امان از نبودن تو حسین!..) امان ز هجر امان از نبودن تو حسین
گرفت جان مرا غصه ی تن تو حسین

ز سینه ام نفس بی قرار افتاده
حسین عشق تو در احتضار افتاده

چقدر اشک بریزم نیامدی پیشم
دلم گرفته عزیزم نیامدی پیشم

دلم هوای تو کرده بیا در آغوشم
هنوز بعد عزایت سیاه میپوشم

برای تو همه زندگیم سینه زدم
کنار دخترکان یتیم سینه زدم

نگاه کن چقدر چین به صورتم‌ دارم
نشان ضربه ی سنگین به صورتم دارم

برات روضه ی هرروزه میگرفتم من
به یاد تشنگی ات روزه میگرفتم من

کسی مقابل من آب خورد غش کردم
و گاهواره کمی تاب خورد غش کردم

اگرچه از همه کس احترام میبینم
به خواب اگر بروم خواب شام میبینم

به احترام سرت چشم من نشد روشن
تنور خانه ی من مطلقا نشد روشن

پس از تو داغ کفن میکشد مرا آخر
شتر سوار شدن میکشد مرا آخر

زمان خواندن قرآن زدم بروی لبم
به یاد آن لب و دندان زدم بروی لبم

میان خانه غمِ آفتاب را چه کنم
به سایبان بروم من رباب را چه کنم

چقدر شام، سرت را عذاب میدادند
به قاتلت جلوی من شراب میدادند

لباس مادری ت را گرفتم‌ از دستش
مرا زیاد زد اما گرفتم از دستش

در آفتاب نشانی غربتم برگشت
شبیه صورت تو رنگ صورتم برگشت

نگو دوباره چرا من به شام سر زده ام
پی زیارت قبر رقیه آمده ام

همینکه نیست سرم سایه ی سری سخت است
بدان برادر من بی برادری سخت است

  • شنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 14:11
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

شور حضرت زینب(س)، حاج محمود کریمی -(دست منو بستن، نبودی ببینی حسین...) *

1574

شور حضرت زینب(س)، حاج محمود کریمی -(دست منو بستن، نبودی ببینی حسین...) دست منو بستن، نبودی ببینی یا حسین
فرقمو شکستن، نبودی ببینی یا حسین
تا که تو رفتی از بر من،ای عزیز مادر من،گُل یاس پر پر من
سر تو بر نیزه و من از پی تو،خاک عالم بر سر من
بی یاوری،در به دری،بی برادری،بی هم سفری
کاشکی می شد باد صبا، یک خبری،برای مادر ببری
از من و از دلبر من
بر تنم نشونه،نبودی ببینی یا حسین
جای تازیونه،نبودی ببینی یا حسین
دست من رو بستن، نبودی ببینی یا حسین
فرقمو شکستن، نبودی ببینی یا حسین
مهمونت از راه رسیده،قد خمیده،با صورت رنگ پریده
دور فلک ،غریبی این جور ندیده
یک زن تنها که به دوشش،غم غربت کشیده
دور و برش،بچه یتیما همگی،صف کشیده
همگی گریبان دریده،همگی نفس ها بریده
زینب و خرابه،نبودی ببینی یا حسین
یادشم عذابه،نبودی ببینی یا حسین
خنده های دشمن،نبودی ببینی یا حسین
جای نیزه بر تن،نبودی ببینی یا حسین
چشمای زیبای تو خوابه عزیزم،حال من خرابه عزیزم
چشمام پر آبه عزیزم،دیدنت سرابه عزیزم
پاشو از جات تا ببینی،روضه خونه اهل حرم، چشمای ربابه عزیزم
زیر آفتابه عزیزم
کربلا آباد شده امروز،پاشو ای تشنه لبم
آب دیگه آزاد شده امروز، پاشو ای تشنه لبم
قربون تو ،خواهر تو
کاشکی می شد من بمونم،تا بمیرم بر سر تو
با چه رویی ببرم،این خبرُ،برای مادر تو
جامه های پاره،نبودی ببینی یا حسین
گوش و گشواره،نبودی ببینی یا حسین
دست من رو بستن، نبودی ببینی یا حسین
فرقمو شکستن، نبودی ببینی یا حسین
آی اهل عالم بدونید،عمویی دارم نمی دونید که چقدر مهربونه
قامتش تا کهکشونه،نگاهش رنگین کمونه
توی چشمای قشنگش،هزار هزار آسمونه
وقتی شبا خواب ندارم،روی شونش سر می زارم
در گوشم آروم آروم،شعر محبت می خونه
وای که چقدر، عمو جونم مهربونه
شونه هاش بالاتر از،هرچی بلندی رو زمین
عمو جونم میگه ای ،فرشته ی روی زمین
راه نرو خسته می شی،روی شونه هام بشین
روی دوش عمو جونت،همه عالم رو ببین
از تو چشمام می خونه،که چقدر دوسش دارم
از تو چشماش می خونم،که چقدر دوسم داره
فکر می کنم عمو جونم اگرکه با ما نباشه،خدا اون روز رو نیاره
اگه من تب بکنم،تاب نداره
اگه خار تو پام بره،خاب نداره
هرچی ازش می ترسیدم،خدایا اومد به سرم
عمو جون رفت آب بیاره،خبرش اومد به حرم
عمو جونم تا تو بودی سرو سامونی داشتیم
تا تو رفتی دل پر خونی داشتیم
عمو جونم تا تو بودی، چاره داشتیم
کی لباس، پاره داشتیم
تو که رفتی ،ما همه بیچاره شدیم
از پی زینب همه آواره شدیم
بی گوش و گوشواره شدیم
عمو جونم دیگه دل سامون نداره
عمو جون پای زینب جون نداره
کار چشماش دلبریه،دلبریه
قد و بالای قشنگش عجب، محشریه،محشریه
تیغ دو دمش صفدریه،صفدریه
غضب نگاش حیدریه،حیدریه
سر زلفش دل فریبه،دل فریبه
رگ پیشونیش،نصر من الله و فتحٌ قریب
همه عاشقن، اون حبیبه
قوت بازوی شه،کربُبلا
عباس، علمدار حسین
کیست خدای برتری؟ ابالفضل
کیست خدای سروری؟ ابالفضل
کیست خدای دلبری ابالفضل
ابالفضل.....

  • شنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 14:50
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

حضرت زینب(س)، مرثیه -(مرا ببر به خرابات شام عبدالله..) * سیده فرشته حسینی

663

حضرت زینب(س)، مرثیه -(مرا ببر به خرابات شام عبدالله..) مرا ببر به خرابات شام ، عبدالله
که خواب شد به دوچشمم حرام عبدالله

نپرس اینکه دوباره چه یادم افتاده
نپرس اینکه کجا و کدام ، عبدالله

که من به گوش خودم می شنیدم از زن ها
صدای هلهله از پشت بام ، عبدالله

من از کدام بگویم که داغ بسیار است
نگاه حرمله یا ازدحام عبدالله

نه اینکه مرگ من امروز بوده باشد ، نه
همان زمان شده عمرم تمام عبدالله
همان زمان که به همراه دخترش دیدم
بروی نیزه جمال امام عبدالله

اسارت از همه ی دردها گران تر بود
و بدتر از همه ، الشام ..شام ، عبدالله

  • جمعه
  • 15
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 11:17
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

زمزمه وتوسل ویژه شهادت حضرت زینب(س) به نفس حاج مجتبی رمضانی -(پریشون زینب!...) *

1173

زمزمه وتوسل ویژه شهادت حضرت زینب(س) به نفس حاج مجتبی رمضانی -(پریشون زینب!...) پریشونِ زینب
بی سامونِ زینب
شلوغه تو گودال
نرو جونِ زینب

پاشو ای برادر
جلو چشم مادر
تو خوردی زمین و
اومد شمر با خنجر

من و می دید
خنجر رو حنجر می کشید
وحشیونه شمر پلید
سر از تنِ تو می برید

خدایا پرم سوخت
خدا معجرم سوخت
زآتیش خیمه
تمام سرم سوخت

سنان نیزه داره
تنم لرزه داره
میترسم برادر
چشم هرزه داره

کو قمرم
دارن میان سمت حرم
با چی بپوشونم سرم
حالا که سوخته معجرم

حزینه ام
یه دنیا غم تو سینه ام
میترسم از این کوفیا
دلواپس سکینه ام

غوغاشده
برا سرت دعوا شده
خودم دیدم برادرم
سرت رونیزه جا شده

دلم شکست
وای از چشم خولی مست
بابام کجاست تا ببینه
دشمن تو دستم و بست

مادرم و نزن،نزن نزن
از کوچه خوندن دردسر داره

  • سه شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 12:54
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

یا ام المصائب.. -(از جان شیرین هست مارا روح و جان تر...) * سیده فرشته حسینی

711

یا ام المصائب.. -(از جان شیرین هست مارا روح و جان تر...) از جان شیرین هست ما را روح و جان تر
یک زن که هست از قهرمان ها قهرمان تر

بانوی من الگوی مردان جهان است
کوه.اهنی از آب دریا هم روان تر

از هر چه عالم- بوده بی استاد برتر
از هر چه عاقل- بوده زینب نکته دان تر

دسته گل زیبای زهرا و علی اوست
هم لاله تر هم یاس تر هم ارغوان تر

تقوا خلاصه می شود آنجا که بوده
از هر زمانی بر خدایش خوش گمان تر

او در مصیبت غیر زیبایی ندیده
در اوج غم ها می شود ایمان عیان تر

با خطبه ی طوفانی ش در شام ظلمت
شد نهضت سرخ حسینی جاودان تر
...
ای آنکه هستی وارث رنج و مصیبت
ای از تمام قهرمان ها قهرمان تر

چشم من از داغ مصیبت هايتان هست
مانند چشم مهدی صاحب زمان تر

  • جمعه
  • 15
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 11:18
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

شور حضرت زینب(س) -(یاوره شاه ، بانوی جلیله) * الیاس محمدشاهی

571

شور حضرت زینب(س) -(یاوره  شاه ، بانوی  جلیله) بند اول

یاوره شاه ، بانوی جلیله
عصمت الله،زن بی بدیله
بنی هاشم،راهستی عقیله

شیره بیشه ی حجابی،خواهره سیدالشبابی
شرافتت را همین بس ، دختره ابوترابی

زینت حیدر ، ای خطیبه ی برتر
آیت الله العظمایی روی منبر
اسوه ی وقار ، وارث یل کرار
تیزیه نطقت،همچو تیغ ذوالفقار

یازینب یازینب

بند دوم

حماسه ساز،بعده عاشورایی
پر صلابت ، ماننده زهرایی
با کرامت ، مثله مجتبایی

زاده ی بیته عترتی،ماده شیره باهیبتی
ذلیله تو کوفه وشام،پیام رسانه نهضتی

غیرتت محشر،اسطوره ی نام آور
عا لمه ی بی معلمه ی داور
نوه ی خاتم،گدای درت حاتم
سر شکستی از ماتم شه عالم

یازینب یازینب

  • شنبه
  • 7
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 21:29
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

شور حضرت زینب (س) -(ای خواهره خونه خدا یازینب) * الیاس محمدشاهی

953

شور حضرت زینب (س) -(ای خواهره خونه خدا یازینب) بنداول

ای خواهره خونه خدا یازینب،معلم حجب و حیا یازینب
شاگرده درسه صبره تو نوح و ایوب،پیام رسانه کربلا یازینب

عقیله ی آله مصطفایی،محبوبه ی قلبه ماسوایی
وارثه صفات بی بی زهرا،ام ابیهای مرتضایی

دختره کراری،عروس طیاری،ازبعده عاشورا،غافله سالاری
تو مطلع نوری،بانی این شوری،مثاله مادره خود،انسیه الحوری

(عمتی2)یازینب

بنددوم

عالمه ی کون و مکان یازینب،عمه ی صاحب الزمان یازینب
تیغه کلامه تو بی بی ذوالفقاره،بانوی حیدری نشان یازینب

رسوا گره دشمن توی شامی،برای رقیه هستی حامی
وقتی میشینی بر روی منبر،خطیب بلافصل کلامی

نماده ایمانی،نطق تو طوفانی،مفسره دین و مذهب و قرآنی
اسوه ی زنهایی،آیت عظمایی،اسطوره ی عفت،زینت بابایی

(عمتی2)یازینب

بندسوم

دختره اربابم حسین رقیه،دلیله عشق وشور وشین رقیه
گرچه سه ساله هستی اما بی بی،مشگل گشای عالمین رقیه

منکره وجودت پست و رذله،بی نصیبه از الطاف و بذله
هرکی میگه رقیه نبوده،حوالش باآقام ابالفضله

عزت دنیامی،شافع عقبامی،نوکرتونم چون،دلبره آقامی
قبله ی حاجاتی،اصل برکاتی،عزیزه جانه همه،عمه ی ساداتی

(عمتی2)رقیه

  • چهارشنبه
  • 4
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 14:38
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

شور حضرت زینب (س) -(عمریه عضوه سپاهه زینبیونم) * الیاس محمدشاهی

1722

شور حضرت زینب (س) -(عمریه عضوه سپاهه زینبیونم) بنداول

عمریه عضوه سپاهه زینبیونم
فخره من اینه سگ رقیه خاتونم

کوریه منکره تو،میمونم نوکره تو

ذکره اعجازم،باله پروازم،بهت مینازم،رقیه
اوجه نیازم،قبله ی رازم،سوز و گدازم،رقیه

(بی بی جان رقیه۳)رقیه

بنددوم

من هلاکه غصه ی عمه ی ساداتم
مردن تو روضه هاش افضله حاجاتم

وقفه سوز و محنم،براتون سینه زنم

ذکره جنونم،گروهه خونم،آرومه جونم،یازینب
بازم مجنونم،برات میخونم،کلبت میمونم،یازینب

یازینب

بندسوم

من خرابه باده ی ساقی و دلدارم
عمریه مسته صحبای علمدارم

ای یل بی واهمه،پادشاهه علقمه

چون شیره غران،هستی رجزخوان،خصمت گریزان،ابالفضل
میانه میدان،رزمه تو طوفان،دشمنت حیران،ابالفضل

(یاابوفاضل۳) ابالفضل

بندچهارم

همسره غیرتیه امام عاشورا
به اسارت رفته ای با زینب کبری

بانوی حجب و حجاب،لقبت رب آب

عروس حیدر،زهرای دیگر،مادره اصغر،یارباب
شافع محشر،سایته بر سر،ذکره مکرر،یارباب

(ٱمنارباب۳)یارباب

  • چهارشنبه
  • 4
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 14:51
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
کربلایی جواد محمدی

شور حضرت زینب (س) -(یا زینب نفس بده) *کربلایی جواد محمدی

885

شور حضرت زینب (س) -(یا زینب نفس بده) یا زینب نفس بده
من رو پر از قفس بده
از حوض کوثر علی
یک جرعه مِیِ ملس بده

ماییم و نوای بی نوایی
بسم الله اگر حریف مایی
حب حضرت زینبو داریم
از دشمنامون ترسی نداریم

زینب مردِ هر جنگ و میدان
زینب اُسوه‌ی حجب و ایمان
زینب خطبه ات کرده طوفان

یا عقیله مددی
.............................
بند دوم

یازینب بنت علی
ای عشق ناب ازلی
زنجیر بزن دور گردنم
مستم کن بی معطلی

دل من برای تو دربدره
همیشه درمون دردش سفره
یه سفر زیارتی با مادرم
تا دمشق و اولیا مخدره

زینب زینِ اَب زینب بانو(هوهو)
هر دم میزنم بر تو زانو
عشقه میکشم صحنت جارو

یا عقیله مددی

  • سه شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 19:36
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

زبانحال حضرت زینب (س) -(خزان شده عمره زینب، زمان ماتم رسیده) * الیاس محمدشاهی

634

زبانحال حضرت زینب (س) -(خزان شده عمره زینب، زمان ماتم رسیده) بند اول

خزان شده عمره زینب، زمان ماتم رسیده
سواره ناقه ی عریان کناره رأس بریده
تا افتادی روی خاکا دستای ماهاروبستن
یه عده پستِ حرومی حرمته مارو شکستن

حسین، وای از غم اِسارت
حسین، رفت چادرم به غارت
حسین، میترسم از جِسارت

توی راهه کوفه و شام(خواهرت آواره3)
آخره مسیره زینب(کوچه و بازاره3)

آه(امان از دله زینب3)

بند دوم

باضربه ی تازیانه کشیده اند نازه طفلان
پاهای دختر سه ساله کجا و خاره مغیلان
صددفعه جون میدادم تامیفتادی ازرونیزه
کُشته به واللهِ من رو غُصه ی چشمای هَرزه

حسین، خواهرتو بزم اَغیار
حسین، بردن منو بین اَنظار
حسین، کجاس داداشم عَلمدار

گرده محملم نامردا(کف زدن3)
زنانه رقاصه دورم(دف زدن3)

آه(امان از دله زینب3)

بند سوم

کوچه ی یهودیان و سنگ وآتیش لب بام
اهالی این محله خیلی دادن مارو دشنام
تو مجلس عیش کافر، برام بدترین عذابه
سرت بینه طشت و دورش پیاله های شرابه

حسین، در پیشِ دخترانت
حسین، خیزران و لبانت
حسین، خون ریزد از دهانت

توی اون شلوغی داداش(شد یه چیزی3)
سکینه رو میخواس یه مردی(به کنیزی3)

آه(امان از دله زینب3)

  • دوشنبه
  • 9
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 18:25
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

زمینه شهادت حضرت زینب(س) -(لحظه های آخرمه ببین غمین و مضطرم) * الیاس محمدشاهی

891

زمینه شهادت حضرت زینب(س) -(لحظه های آخرمه ببین غمین و مضطرم) بند اول

لحظه های آخرمه،ببین غمین و مضطرم
هنوزگریونه صحنه ی،درب ودیوارو مادرم
مادرم و زد به زمین،ثانی باضربه ی لگد
وای از دسته مغیره که،به بابام گفت حرفای بد

آه

ضرب غلاف و مشت و تازیانه
چهل تا نانجیب چه ظالمانه
فاطمه رو زدن چه وحشیانه

آه،(امون2)از دله بی بی زینب

بند دوم

از این زمونه سیر شدم ، دارم میزنم پر و بال
همش جلوی چشممه،دورت کردن تو اون گودال
با ضربه های شمشیرا،پاره پاره شد بدنت
سنان بی حیا و پست،با نیزه زد تو دهنت

آه

شمره پلید رو سینته با خنجر
هی میکشید خنجرشو رو حنجر
اونم به پیشه چشمای یه مادر

وای(امون2)از دل همه زینب

بند سوم

خمیده و خزون شدم ، با یاده قتلگاهه تو
خولی زد توی صورته،خواهره بی پناهه تو
خیلی سخت بوداسارته،توی راهه کوفه و شام
دیگه بزار چیزی نگم ، از اهلبیت و ازدحام

آه

امون از این همه طعنه و آزار
خواهرتو بردن تو کوچه بازار
غروره من شکست تو بزم اغیار

وای(امون2)از دله عمه زینب

بند چهارم

یکسال و نیمه یاحسین،غرغه در سوز و ناله ام
به یاده جون دادنه اون ، دخترک سه ساله ام
یادم نمیره یا اخا ، بغل گرفته بود سرت
لبهاشو رو لباد گذاشت،پهلو شکسته دخترت

آه

میگفت بااشک و سوزو آه و گریه
چیزی نمونده دیگه از رقیه
کشته من رو زجره بنی امیه

وای(امون2)از دله بی بی زینب

  • پنج شنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 23:00
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

زمینه شهادت حضرت زینب(س) -(یک سال و نیمه دارم روضه هاتو میخونم) * الیاس محمدشاهی

1289

زمینه شهادت حضرت زینب(س) -(یک سال و نیمه دارم روضه هاتو میخونم) بند اول

یک سال ونیمه دارم،روضه هاتو میخونم
از بسکه گریه کردم،به لب رسیده جونم
بازم بغل گرفتم پیراهنت برادر
مصائبت حسین جان،برده دیگه توونم

یه صبح تاعصر تمومه،گلهای من رو چیدن
گرگهای پست و وحشی،یوسفمو دردیدن

یه روزه خوش ندیدم،از بعده تو یا أَخا
زينب وکشته داداش،غُصه ی کرب وبلا

واویلتا واویلا

بند دوم

از داغِ روزه دهم،موی سرم شد سپید
قامته خواهره تو،از غم و غُصه خمید
همش جلو چشامه،صحنه ی قتلگاهت
همونجا که عدو از،قفا سرت رو برید

از ضربه های شمشیر،زخمیه پیکره تو
سرت به نیزه رفته ، جلوی مادره تو

غارته خیمه هاتوبه چشم دیدم حسین جان
بردن ما رو اسارت ، رو ناقه های عریان

واویلتاواویلا

بند سوم

مسیره کوفه تا شام،پر از غم و بلا بود
محله ی یهودی بدتر ز کربلا بود
ازروی پشت بوما آتیش و سنگ میبارید
دیدم سرت یا اخا،به زیره دست وپا بود

رفتیم تو کوچه بازار،امان ازاین جسارت
در بین ازدحام شد،به خواهرت اهانت

بزم یزید ملعون ، میونه نامحرمان
دیدم لبت پاره شد،باضربه ی خیزران

واویلتاواویلا

  • پنج شنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 23:01
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت زینب (س) -(تنم از تب پر از آتیشه) * رضا نصابی

819
1

زمینه حضرت زینب (س) -(تنم از تب پر از آتیشه) بنداول
تنم از تب پر از آتیشه

میسوزم با یه قلبی بی تاب

یاد داداش حسین جون میدم

روی خاکا به زیر افتاب

دیگه راحت میشم از دنیا

ازمصیبت های کربلا

خاطره ش هی عذابم میداد

چی کشیدم روز عاشورا

خنجر شو کشید /اشک من و ندید
سر تورو برید(3)

ضربه زد از قفا/به پیشه چشم ما
سر تورو برید(3)

سیدنا المظلوم سیدنا العطشان
سیدنا الغریب غریب غریب غریب

بنددوم
بین جنجال تورا می دیدم

ته گودال تورا می دیدم

با لبی خشک و جسمی مجروح

رفتی از حال تورا می دیدم

به کنارت رسید می دیدم

تاکه خنجر کشید می دیدم

ضربه می زد به رگ های تو

سر تو می برید می دیدم

خنده های عدو می دیدم

تن تو پشت و رو می دیدم

بین آن ازدحام آن لشکر

نیزه را در گلو می دیدم

غرق به خون شدی تو نیمه جون شدی
پیشه نگاهه من حسین (3)

روخاکا افتادی/دیدم که جون دادی
پیشه نگاهه من حسین (3)

سیدنا المظلوم سیدنا العطشان
سیدنا الغریب غریب غریب غریب

بندسوم
نیزه بر بازو زد می دیدم

ضربه بر پهلو زد می دیدم

روی سینه نشست با چکمه

پنجه بر گیسو زد می دیدم

ازجفا میزدش می دیدم

بی هوا میزدش می دیدم

پیر مردی تورا ای داداش

با عصا میزدش می دیدم

غم به دلم نشست /استخونت شکست
به زیر مرکبا حسین (3)

بدونه بال و پر /با دیده های تر
می زدمت صدا حسین (3)

سیدنا المظلوم سیدنا العطشان
سیدنا الغریب غریب غریب غریب

بندچهارم

با شرر میزدن زینب را

باکمرمی زدن زینب را.

تیر و شمشیر و نیزه کم بود

باسپر میزدن زینب را

معجردخترت را بردند

زر و انگشترت را بردند

تن تو ماند به روی خاک و

روی نیزه سرت را بردن

سیدنا المظلوم سیدنا العطشان
سیدنا الغریب غریب غریب غریب

  • چهارشنبه
  • 18
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 21:50
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور شهادت حضرت زینب (س) -(خداحافظ الا ای بی وفا دنیا) * رضا نصابی

807
2

شور شهادت حضرت زینب (س) -(خداحافظ  الا ای بی وفا دنیا) خداحافظ
الا ای بی وفا دنیا
دارم میرم
به نزدمادرم زهرا

منم زینب
به حیدر نور عین بودم
توی غمها
شریکه الحسین بودم

منم زینب(س)
که قدَّم از عزا خم شد
نصیبم از
زمونه رنج و ماتم شد
حسین جانم

حسین جانم حسین جانم
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✅بنددوم
میادیادم
حسین و پشت و رو کردن
دیدم نیزه
به پهلوهاش فرو کردن
حسین جانم

تاشمر ضربه
با خنجر از قفا می زد
جلو چشمام
حسینم دست و پا می زد

با هر ضربه
قلبم کنده می شد از جا
دیدم داره
میادباقد خم زهرا (س)

حسین جانم حسین جانم
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️✅بندسوم
دیدم وقتی.
که زخم های تو بیشتر شد
شنیدم من
صداتو که ضعیف تر شد

یکی داداش
تو را با نیزه از پشت زد
یکی با سنگ
یکی با چکمه و مشت زد
?

در اوردن
ازتن پیرُهنت ای وای
چهل مرکب
گذشتن از تنت ای وای

حسین جانم حسین جانم
حق روضه ادا بشود
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
بندچهارم
موندم تنها
حسین جان بین اون اوباش
موندم تنها
بین نا محرما داداش

تو رفتی و
کنیز گفتن به دختر ها
رسید دسته
نامحرم ها به معجر ها
حسین جانم

تو رفتی و
ما رو بردن تو بازار ها
ما رو بردن
حسین در بین انظار ها

حسین جانم حسین جانم

  • پنج شنبه
  • 19
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 21:58
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور حضرت زینب (س) -( حسین بعد تو چی کشیده زینب) * رضا نصابی

1421
0

شور حضرت زینب (س) -( حسین   بعد تو چی کشیده زینب) حسین

بعد تو چی کشیده زینب

زدنیا دل بریده زینب

دیگه قدش خمیده زینب

ای وای ای وای ای وای ای وای

زینب و غم شاه خوبان

زینب و قد از غم کمان

زینب و بزم نامحرمان

ای وای ای وای ای وای ای وای

سرتو در نی
خواهرت از پی

چهل منزل شد طی

با دست بسته
زینب و بردن

تو مجلسی از می

ای وای ای وای ای وای

حسین

چی بگم از مردای شامی

از بازارو بی احترامی

از نگاه یه مشت حرامی

حسین

به چشم کنیز مارو دیدن

دورو بر ما میرقصیدن

به اشکای ما میخندیدن

ای وای ای وای ای وای

سرتو در نی
خواهرت در پی

چهل منزل شد طی

با دست بسته
زینب و بردن

تو مجلسی از می

یا حسین یا حسین

  • پنج شنبه
  • 19
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 22:05
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
حاج نادر بابایی

در رثای حضرت زینب (س) -(امشب هر عاشق چرا مجنون این زینب شده) *حاج نادر بابایی

651

در رثای حضرت زینب (س) -(امشب هر عاشق چرا مجنون این زینب شده) امشب هر عاشق چرا مجنون این زینب شده
دیده ی اهل وِلا جیحون این زینب شده

صبر او هر صابری را وادی حیرت بَرد
حضرت ایوب خود مَفتون این زینب شده

پیر دِیر و شیخ مسجد ، زاهد صحرا نشین
درس هو را اینهمه مَرهون این زینب شده

او تن سجّاد را از نار دشمن ها رَهید
سیّد سجّاد خود ممنون این زینب شده

سید سجّاد و هشت اولاد معصومش یقین
این امامت را همه مَدیون این زینب شده

روز عاشورا اگر بَند از دل زهرا فِتاد
تا قیامت لیکن او دلخون این زینب شده

قبر او (نادر) شَمیم کربلا دارد یقین
زین سبب اهل وِلا مَحزون این زینب شده

  • یکشنبه
  • 13
  • تیر
  • 1400
  • ساعت
  • 22:17
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور تلفیقی حضرت زینب (س) -( چی دیده زینب کوچه و بازارو طعنه و ازارو مجلسه اغیارو) * رضا نصابی

982

شور تلفیقی حضرت زینب (س) -( چی دیده زینب      کوچه و بازارو  طعنه و ازارو  مجلسه اغیارو) چی دیده زینب

کوچه و بازارو
طعنه و ازارو
مجلسه اغیارو

ای وای ای وای

دبده های تارو
بدنه تب دارو
پای زخم از خارو

ای وای وای
خنده ی اشرار و
ریزش الوارو
شرمه تو انظار

ای وای ای وای

‍ ‍ _المصائب_یعنی
رونیزه ها سر دیدن
سر برادر دیدن
غارت معجر دیدن

ام المصائب یعنی
غنچه پر پر دیدن
ضجه مادردیدن
شیر خواره بی سر دیدن

ام المصائب یعنی
لحظه ی غارت دیدن
خیلی جسارت دیدن
طعم اسارت دیدن

چی دیده زینب
غرق خون حنجرو
بدنه بی سرو
زیر پا پیکر و

ای وای ای وای

گریه مادرو
و تیر سه پرو
گلوی اصغرو

ای وای ای وای

گلای پر پرو
روی نیلوفرو
سه ساله مضطرو

ای وای ای وای

ام المصائب یعنی
خنده ی اغیار دیدن
طعنه و ازار دیدن
کوچه و بازار دیدن

ام المصائب یعنی
بزم حرامی دیدن
بی احترامی دیدن
بازار شامی دیدن

ام المصائب یعنی
پژمرده لاله دیدن
گریه و ناله دیدن
مرگ سه ساله دیدن

چی دیده زینب

دست و پا زدن و.
غرق خون دهن و
تنه بی کفن و

ای وای ای وای

بی هوا زدن و
ضربه ها زدن
از قفا زدن و

ای وای ای وای

قلبه شعله ور و
دیده های ترو
دستای قمرو

ای وای ای وای

‍ ‍ام المصائب یعنی
غصه و غم ها دیدن
رد قدم ها دیدن
دست قلم ها دیدن

ام المصائب یعنی
غرقه به خون تن دیدن
غارت پیرهن دیدن
غرقه به خون تن دیدن

  • شنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 20:56
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور حماسی حضرت زینب (س) -(نائبةُ الزهرا زینب ملیکةُ الدنیا زینب ) * رضا نصابی

2126
6

شور حماسی حضرت زینب (س) -(نائبةُ الزهرا زینب  ملیکةُ الدنیا زینب ) نائبةُ الزهرا زینب
ملیکةُ الدنیا زینب
انسیةُ الحوراء زینب
صدیقةُ الصغریٰ زینب

خطبه های تو بی نظیر شده
پیش تو دشمنت حقیر شده
سر بلند دو عالمین میشه
هر کی پیشه تو سر به زیر شده

ضربانم زینب. تاب و توانم زینب
شب و روز نام شما ورد زبانم زینب
خواهر سقایی. حافظ عاشورایی
وقتی خطبه می خونی همه می گن مولایی

یا زینب یا رینب

غیرت حیدر تو رگهات
عفت زهرایی داری
ملک سخن تحت خطبت
مثل علی تو سرداری

سجده بر تو نماز کاملم
خاک پات قاطی با آب و گلم
افتخارم همینه تا ابد
نوکر خونه ی شما منم

هیجانم بی بی ، خط امانم بی بی
جسم و جون و زندگیم ، روح و روانم بی بی
مظهر توحیدی ، شما یمِ امّیدی
واسه سر شکستنم تو مرجع تقلیدی

یا زینب یازینب

ورد لب حیدر زینب
عشق شه خیبر زینب
شبیه زهرا یی خانوم
شفیعه ی محشر زینب

نوکرت با تو محترم شده
کنج قلبش برات حرم شده
این بساط محرم و صفر
از وجود شما علم شده

کس و کارم زینب. دارو ندارم زینب
غم ندارم به خدا. تا تو رو دارم زینب
ساکن دلهایی ، ملیکه ی دنیایی
تو علیمه عالمه نائبة الزهرایی

یازینب یازینب

  • شنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 21:03
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

شب جمعه شب زیارتی و وفات حضرت زینب(س) * مرتضی محمودپور

948
-1

شب جمعه شب زیارتی و وفات حضرت زینب(س) ◾شب‌جمعه
◾شب زیارتی اباعبدالله

جبل الصبر زینب کبراست
سوره‌ی قدر زینب کبراست
خیبر و خندق و احد با او
حیدر بدر زینب کبراست
روز دشمن‌زخطبه‌اش شب شد
ما رَاَیتُ شعار زینب شد

ما گدایان خیل سلطانیم
روشنائی شمع سوزانیم
باب عشق حسین زینبیه
ما به باب الحسین دربانیم
گرچه در راه عشق در مانیم
دردها را تمام درمانیم

کاف و ها یا و عین بسم‌الله
نجف و کاظمین بسم‌الله
پر کشیده دلم به کرببلا
همه هستم حسین بسم‌الله
وقت دیدار علقمه آمد
شب جمعه است فاطمه آمد

ابتدا را اگر چه غایتی است
در دلت گرچه حاجتی است
شب بخشش بود شب جمعه
شب جمعه شب زیارتی است
کربلا زائرش بود زهرا
روضه‌خوان است زینب کبری

مادری‌گشته‌قدخمیده‌ی‌تو
بفدای سر بریده تو
ای ذبیح بریده سر ز قفا
آمده خواهر حمیده‌ی تو
بین مقتل ترا صدا میزد
ازغم‌وغصه دست‌و‌پامیزد

#شب_جمعه

  • چهارشنبه
  • 27
  • بهمن
  • 1400
  • ساعت
  • 21:38
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

هستی ات را امتحانی پُر بلا از تو گرفت * مرضیه عاطفی

781

هستی ات را امتحانی پُر بلا از تو گرفت هستی ات را امتحانی پُر بلا از تو گرفت
سایهٔ روی سرت را کربلا از تو گرفت

تا که در صبرِ مصائب شهرهٔ عالم شوی
آمد و دست قضا فوراً عصا از تو گرفت

زهدِ بی خاصیت و کفر و نفاق آری ولی-
عشق مادرزادی ات را کینه ها از تو گرفت

دوره اش کردند تیر و تیغهٔ شمشیرها
نور چشمت را هجومی بیهوا از تو گرفت

جرعه جرعه نیزه خورد و از قفا سیراب شد
خنجری کهنه حسینِ(ع) تشنه را از تو گرفت

شمر(لع) در گودال فکر بیکسی هایت نبود؟!
تکیه گاهت را، پناهت را چرا از تو گرفت؟!

زیر سنگ و چوب، روی دست های قتلگاه
در میان خاک و خون.؛ جان را خدا از تو گرفت

غارتش کردند و بی شک خواب شبهای تو را
پیکری که چیده شد بر بوریا از تو گرفت!

  • پنج شنبه
  • 28
  • بهمن
  • 1400
  • ساعت
  • 13:16
  • نوشته شده توسط
  • مرضیه عاطفی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد