وفات حضرت زینب کبری (س)

مرتب سازی براساس
 میثم مومنی نژاد

شهادت حضرت زینب سلام الله علیها -(عالم شد عزاخانه رفتی تو به ویرانه) * میثم مومنی نژاد

833
-1

شهادت حضرت زینب سلام الله علیها -(عالم شد عزاخانه    رفتی تو به ویرانه) زینب زینب زینب

عالم شد عزاخانه رفتی تو به ویرانه
در مجلس بیگانه با قد دوتا زینب

اندوه تو پیوسته قلبت ز جهان خسته
دستان تو شد بسته پیش اسرا زینب

مسمار در و زینب فرق پدر و زینب
خون جگر و زینب ای صاحب عزا زینب

زهرا شد عزادارت بر کوچه و بازارت
شد گیسوی دلدارت بر نیزه رها زینب

  • دوشنبه
  • 5
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 13:16
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 امیرحسین سلطانی

دو بند سبک واحد سنگین وفات شهادت گونه ی حضرت زینب سلام الله علیها -(پیرهن خونیتو میبوسم) * امیرحسین سلطانی

920

دو بند سبک واحد سنگین وفات شهادت گونه ی حضرت زینب سلام الله علیها -(پیرهن خونیتو میبوسم) بند اول

پیرهن خونیتو میبوسم
آخه برام محترمه
میبوسم و بومیکشم چون
یادآوره درد و غمه

غمی که یکسال و نیمه
قلبم و آتیش میزنه
غمی که یکسال و نیمه
همیشه همراهه منه

غم وداع آخرت
زده آتیش به خواهرت
یادم نمیره که زدم
بوسه به جای مادرت
خودم به زیر حنجرت۲

حالا که توی بسترم،شکسته قلب مضطرم
این لحظه های آخرم،بیا عزیز برادرم

عزیز برادرم حسین...

بند دوم

به یاد پیکرت میسوزه
هنوز تمومِ پیکرم
به یاد رگهای بریدت
آتیش گرفته حنجرم

با لب تشنه کشتنت
تو رو میونه نهر آب
سوال هل من ناصرت
تو کربلا موند بی جواب

بریدن از قفا سرت
زدن رو نیزه ها سرت
طعمه ی گرگا شده بود
پیکر ناز و اطهرت
جلو چشای دخترت۲

هنوز نمیشه ب

  • دوشنبه
  • 5
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 15:56
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

زمینه حضرت زینب سلام الله علیها به سبک(یادگار کربلایم) -(پرچمدار کربلایم زینبم من زینبم من) * امیرحسین سلطانی

2890

زمینه حضرت زینب سلام الله علیها به سبک(یادگار کربلایم) -(پرچمدار کربلایم زینبم من زینبم من) بند اول

پرچمدار کربلایم زینبم من زینبم من
همنوا با نی نوایم زینبم من زینبم من

گرچه اسیر دست ظلمم اسیر من تمومه عالم
صابره ی دشت بلایم و ناخدای کشتیه غم

بنت/امیر نشاتینم
اخت/خون خدا حسینم
ام/الشهید عالمینم

من زینبم گل امیرالمومنین
شاگرد فاطمه بر اولیا نگین

(زینب یا زینبا)

بند دوم

محو صبرم صبر ایوب زینبم من زینبم من
اناالغالب غیر مغلوب زینبم من زینبم من

وجه خدای ذوالجلالم شور و شعور کربلایم
پایه گذار نهضت عشق تو کوفه و شام بلایم

بردم/پرچم حق رو بالا
خوندم/خطابه های غرا
دیدم/کرب و بلا رو زیبا

من زینبم گل امیرالمومنین
شاگرد فاطمه بر اولیا نگین

(زینب یا زینبا)

بند سوم

در نجابت مادری ام

  • دوشنبه
  • 5
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 16:00
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(زمزمه)از کوچیکی من چه سختی هایی کشیدم * محمود اسدی

898

(زمزمه)از کوچیکی من چه سختی هایی کشیدم از کوچیکی من چه سختی هایی کشیدم
وقتی در می سوخت خنده ی مغیره رو دیدم
از کجا بگم،از پهلو،سقط جنین،یا میخ در
از کجا بگم،له شد مادر
در روی سینه افتاده بود
دشمن روی در استاده بود
هی در و با پاش فشار می داد
مادر ما از نفس فتاد

نرفته از یاد در این ساعات آخرم
چگونه از من جدا شدی ای_برادرم
یاد لحظه ای،که رفتی،بوسه زدم،زیر حنجر
رفتی و شدم،من خونجگر
لحظه ی وداع عزیز من
پوشیدی تو کهنه پیراهن
حالا در آغوش خواهره
اون روزو از یاد نمی بره

خودم دیدم شمر چطور سر از پیکرت برید
محاسنت رو با دست خونیش می کشید
بین قتلگاه از کینه قاتل تو ما را می زد
بر تنت داداش،با پا می زد
یکی نمی گفت به اون بی دین
از روی سینه ب

  • دوشنبه
  • 5
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 17:58
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب

زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها -(اسیر درد غربتم حسین من بیابیا) * صادق تائب

1041

زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها -(اسیر درد غربتم حسین من بیابیا) اسیر درد غربتم حسین من بیابیا
رسیده وقت رحلتم حسین من بیابیا

من آن عقیله زینبم یکیست روز با شبم
که جان رسیده بر لبم حسین من بیابیا

به سخت روزگار من کسی نه غمگسار من
تو خویش بر کنار من حسین من بیابیا

من آن عزیزه خواهرم که بود شش برادرم
شدند غائب از برم حسین من بیابیا

فدای دیدو محضرت فدای دیده ترت
دمی به دید خواهرت حسین من بیابیا

توروح من روان من روان من توان من
به لب رسیده جان من حسین من بیابیا

ندات تا شنیده ام به مصرعت دویده ام
به بستن دو دیده ام حسین من بیابیا

زبسکه دلشکسته ام دگر زپا نشسته ام
زپا نشسته خسته ام حسین من بیابیا

غریب و دلفگارمن به حال انکسار من
به راهت انتظار من حسین من

  • سه شنبه
  • 6
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 11:48
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

سهم پدر -(گر اينهمه از صبر ثمر داشته زینب ) * علی شهودی

1006

سهم پدر  -(گر اينهمه از صبر  ثمر داشته  زینب ) گر اينهمه از صبر ثمر داشته زینب
بذری که پدر کاشته برداشته زینب

مانند علی شیر خدا حیدر کرار
اندازه صد شیر جگر داشته زینب

سهمی که بر انداخته بر پیکر بیداد
سهمی است که از خون پدر داشته زینب

دور از نظر خلق در آن شام بلاخیز
بس قصه که با شمس و قمر داشته زینب

آنشب چه به دل داشت خدا داند گویی
از واقعه صبح خبر داشته زینب

آن پرچم اسلام که در قتلگه افتاد
مردی بنگر یک تنه بر داشته زینب

درسایه مهرتووالطاف توبوده ست
توفیق در این راه اگر داشته زینب

بر عزت و اجلال قیام تو فزودست
هرگام که در راه تو برداشته زینب

آن روز که می کند دل از عالم فانی
دانی که در آن دم چه به سرداشته زینب

گویند که در حسرت دیدار

  • سه شنبه
  • 6
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 13:50
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

مصيبت حضرت زينب سلام الله عليها -(اختر بُرج حيا زهرۀ زهرا زينب) *حاج محمد رونقی مازندرانی

1147

مصيبت حضرت زينب سلام الله عليها -(اختر بُرج حيا زهرۀ زهرا زينب) اختر بُرج حيا زهرۀ زهرا زينب
دُر درياي وفا گوهر يكتا زينب

بَضعة پاك نبي وارث ادراك علی
دختر نامور حضرت زهرا زينب

يار و غمخوار حسن محرم اسرار حسین
صدف هر دو گُهر در ره سودا زينب

ديد پاره جگر پور نخستين درطشت
سر سبط دگر درطشت مُطـلا زينب

داشت بـر روي سِنان جاي چو رأس شه دين
بوُد او را به قفا مَحو تماشا زينب

گفت اي ماه چرا بر سر ني جلوه گري
به فداي سر پُر خون تو بادا زينب

تو سرت غرقه به خون باشد و سالم سر من
مَصلحت هست شود با تو هم آوا زينب

زده بر چوبة محمل سرش آنگونه كه گشت
چهره اش رَشك رُخ لالة حَمرا زينب

خشك لب تير عيون دست جدا مَشك تهي
همه را ديد در آن معركه يكجا زینب

بی جحاز اُشتر و

  • سه شنبه
  • 6
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 13:50
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

متن شعر حضرت بی بی زینب(س) -(تنگ غروب بود ودلش پرشراره بود) *استاد سید هاشم وفایی

927

متن شعر حضرت بی بی زینب(س) -(تنگ غروب بود ودلش پرشراره بود) تنگ غروب بود ودلش پرشراره بود
چشمش زاشک چون فلک پرستاره بود

چون خیمه های شعله ور از آتش ستم
آتش گرفته بود وسراپا شراره بود

زاری نکرد دربر دشمن صبور بود
با آنکه داغهای دلش بی شماره بود

بعد از وداع آخروبوسیدن گلو
چشمش هنوز بربدن پاره پاره بود

هرسنگ خون گریست ازاین غم ولی نسوخت
قلب عدو که سخت تراز سنگ خاره بود

وقتی که بود مصلحت دین به صبراو
غیر ازشکیب وصبرمگر راه چاره بود

درد رباب بر دل اوچنگ زد که دید
چشمش به هر طرف زپی شیرخواره بود

دررتبه گفته اند گرام المصائبش
دریای رنج وماتم اوبی کناره بود

چشمان روزگار پس ازرفتنش به شام
درانتظار تابش فجری دوباره بود

بار دگر شکست« وفایی» طلسم بغض
زیرا

  • جمعه
  • 22
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 19:25
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر و سبک زمینه حضرت زینب س (اسارت) -(سرتو.ازبالانیزه ها سایبون.برای خواهرت) * ابوالفضل آلوئیان

1027

متن شعر و سبک زمینه حضرت زینب س (اسارت) -(سرتو.ازبالانیزه ها سایبون.برای خواهرت) سرتو.ازبالانیزه ها
سایبون.برای خواهرت

دیگه نیست.از قل و زنجیرا
رمقی.به پای خواهرت

میون بازار برده ها
میگیره صدای خواهرت

گفتی.تنهام نمیزاری
گفتم.هواموپس داری
اما.گرفتنت از من
حالا.کارم شده زاری

ای وای برادرم(3)حسین
➰➰➰➰➰➰➰➰➰
بند دوم
➰➰➰➰➰➰➰➰➰
عشق تو عمریه با منه
طاقت دوریتو ندارم

روی نیزه اومدی ماهم
ابر غم میشم و میبارم

ببین از میون اسمون
باکی افتاده سرو کارم

بی تو.آتیش گرفت هستم
بی تو.طناب و این دستم
اما.خیال تو راحت
محکم.معجرم مو بستم

ای وای برادرم ای وای

  • سه شنبه
  • 19
  • آذر
  • 1398
  • ساعت
  • 10:56
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر شور شهادت حضرت زینب س -(باز بوی گوداله) * خادم زینب

1202
2

متن شعر شور شهادت حضرت زینب س -(باز بوی گوداله) باز بوی گوداله
آشوب و جنجاله
بازم زیر پاها
جسمی لگد ماله

یه خواهر از رو تل
باز داره میبینه
یکی با یه خنجر
رو سینه میشینه

باز خواهری دست روی سر گرفته
چشماشو رو به برادر گرفته
دستی روی چادره با قد خم
یه دستشو روی معجر گرفته

دیگه سایه ی سر نداره
میدونه میدونه میدونه
دیگه برادر نداره
میدونه میدونه میدنه

دیگه چشم براه نیست برای
علمدار علمدار علمدار
دیده نیزه رو تو چشای
علمدار علمدار علمدار

بند دم دوم

یک سال و نیم از اون
صحرا گذشت اما
تو خواب و بیداری
میخونه واویلا

هر شب توی چشماش
محشر به پا میشه
از اون سری که سهمِ نیزه ها میشه

زخمای روی تنش تازه مونده
تنها غمت رو به شونه کشونده
زخماش زیاده

  • چهارشنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 09:54
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعر رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(ای گلبن باغ ولا، نور دل خیرالنسا) * رضا یعقوبیان

1885

متن شعر رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(ای گلبن باغ ولا، نور دل خیرالنسا) ای گلبن باغ ولا، نور دل خیرالنسا
هستی توجان مرتضی ،مولاتنازینب مدد
از نسل پاک حیدری، ازگلشن پیغمبری
آیینه ی زهرا نما، مولاتنازینب مدد
برفاطمه نوردوعین جان علی اخت الحسین
پیغمبرکرب وبلا ،مولاتنازینب مدد
چون فاطمه هستی،صبوردشمن شکن هستی غیور
ای دختر شیر خدا،مولاتنا زینب مدد
عالم بود مهمان تو،شرمنده احسان تو
سرمنشأ جودوسخا،مولاتنازینب مدد
آورده ام برتوپناه،برمن زرحمت کن نگاه
ای درد عالم را دوا،مولاتنا زینب مدد
گرروسیاه وگربدم با دعوت تو آمدم
آورده برتو التجا،مولاتنا زینب مدد
جانم فدای غربتت دشمن شکسته حرمتت
امشب به لب دارم نوا، مولاتنا زینب مدد
چون فاطمه غم دیده ای ظلم فراوان دیده ای
ای خواهرغم م

  • شنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 13:57
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(در سینه ام غم دارم امشب ) * رضا یعقوبیان

937
1

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(در سینه ام غم دارم امشب ) در سینه ام غم دارم امشب
جانم دگر رسیده بر لب
با دل سوی شهر دمشقم
افتاده ام به یاد زینب
واویلتاآه و واویلا(3)

زینب رود از دار دنیا
راحت شود از درد و غم ها
از سوز داغ زینب خود
سوزد دل حضرت زهرا
واویلتا آه و واویلا

شنیده ای از پشت آن در
از سوز دل ناله ی مادر
همچون حسین و مجتبایت
تو دیده ای خجلت حیدر
واویلتا آه و واویلا

دیدی پدر را دست بسته
مولای در خانه نشسته
دیدی که در محراب کوفه
از تیغ کین فرقش شکسته
واویلتا آه و واویلا

حس کرده ای رنج و محن را
پاره جگر دیدی حسن را
وقت سحر دیدی تو خواهر
خون گلوی در لگن را
واویلتا آه و واویلا

در رنج و درد و ابتلایی
سرتابه پا مهر و وفایی
با آن همه داغ و مصیبت

  • شنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 13:59
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(ای امید همه. دختر فاطمه ) * رضا یعقوبیان

1345

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(ای امید همه.        دختر فاطمه ) ای امید همه. دختر فاطمه
بود از لطف حق. بر لبم زمزمه
بار دیگر هستم به تاب وتب
سوزم از یاد حضرت زینب
حضرت زینب(۴)

گل باغ ولا. دختر حیدری
هستی حسنین جان پیغمبری
ای گل گلزار ولا زینب
نور چشمان مرتضی زینب
حضرت زینب

ما همه ذره و ماه تابان تویی
زینبا مظهر جود و احسان تویی
شکر حق هستم از محبانت
تو کرم کردی گشته مهمانت
حضرت زینب

ای گل فاطمه همه مفتون تو
تا صف محشراست شیعه مدیون تو
توچنان زهرا حامی دینی
در جهان زینب یار مسکینی
حضرت زینب

فاطمه در کمال حیدری در جلال
صبر تو حسنی چون حسین درخصال
زینت عالم گشته نام تو
همچو زهرا خوی و مرام تو
حضرت زینب

دختر کوثری. برعلی زیوری
چون مه انوری. برحسین خواهری

  • شنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 14:00
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(ام المصائب زینب رفته از دنیا ) * رضا یعقوبیان

897
1

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(ام المصائب زینب رفته از دنیا ) ام المصائب زینب رفته از دنیا
راحت شده ازرنج وازدردوغمها
واویلا واویلا واویلا واویلا(۲)

شیعه دوباره به غم مبتلا گشته
روز رحلت زینب کبرا گشته
واویلا واویلا واویلا واویلا

دیده زینب مادر و کوچه و سیلی
باضرب دست دشمن شدرخش نیلی
واویلا واویلا واویلا واویلا

دیده زینب مرتضی ودست بسته
دیده زینب مادر را پهلو شکسته
واویلا واویلا واویلا واویلا

دیده زینب مولا به خانه نشسته
دیده زینب فرق بابا را شکسته
واویلا واویلا واویلا واویلا

دیده زینب درد و محن در مدینه
در لگن خون دل حسن از کینه
واویلا واویلا واویلا واویلا

دیده کرب و بلا و عاشورای خون
دست وپامیزد حسین دردریای خون
واویلا واویلا واویلا واویلا

دیده

  • شنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 14:01
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعرنوحه شور رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(دوباره جان من بود بر لب ) * رضا یعقوبیان

1026

متن شعرنوحه شور رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(دوباره جان من بود بر لب ) دوباره جان من بود بر لب
شب داغ گل علی زینب
شده راحت ز درد و رنج و غم
گل زهرا اخت الحسین امشب
آه و واویلا آه و واویلا(۳)

بار دیگر به شور و شینم من
همدم غم در عالمینم من
ریزد اشکم ز دیدگان من
یاد داغ اخت الحسینم من
آه و واویلا آه و واویلا

همه گریان از این غم عظما
اشک هر دیده ای شده دریا
شده امشب به یاد داغ او
ذکر عالم یا زینب کبرا
آه و واویلا آه و واویلا

دیده ای داغ کربلا زینب
دیده ای رنج و ابتلا زینب
همه عمرت به یاد داغ حسین
بر لب تو شور و نوا زینب
آه و واویلا آه و واویلا

همه عمرت تو بوده ای محزون
یاد داغ حسین شدی دل خون
تو گذشتی ز جان و هستی خود
دین و قرآن به تو بود مدیون
آه و واویلا آه و

  • شنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 14:05
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(تو گل باغ ولایی مدد یا زینب) * رضا یعقوبیان

1532
2

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(تو گل باغ ولایی      مدد یا زینب) تو گل باغ ولایی مدد یا زینب
دختر خیرالنسایی مدد یا زینب

تو امید همه ی آل عبایی زینب
معنی نوری و فجر و هل اتایی زینب
دخت حیدر، از تبار مصطفایی زینب
خواهر خون خدایی مدد یا زینب
دختر خیرالنسایی مدد یا زینب

افتخار همه ی شیعه ی مولا زینب
همچو زهرای بتول،مظهر تقوا زینب
در صبوری و شهامت تویی یکتا زینب
زینت آل عبایی مدد یا زینب
دختر خیرالنسایی مدد یا زینب

شمع جمع عالمینی مدد یا زینب
بر علی نور دوعینی مدد یا زینب
نور چشمان حسینی مدد یا زینب
معنی صبر و رضایی مدد یا زینب
دختر خیرالنسایی مدد یا زینب

با حسین بن علی بوده ای در کرببلا
بروی دوش کشیدی تو بسی رنج و بلا
دین حق باتوشده زینب کبرا احیا
داشتی حا

  • شنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 14:07
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(غزل)بدن له شده/از همان کودکی ام رنج و بلایا دیدم * محمود اسدی

995

(غزل)بدن له شده/از همان کودکی ام رنج و بلایا دیدم از همان کودکی ام رنج و بلایا دیدم
چه بگویم که به یکباره چه غمها دیدم

طفل بودم که چو جوجه بدنم می لرزید
بین آن کوچه عجب محشر کبرا دیدم

می کشیدند علی را وسط کوچه به زور
ریسمان سیهی بر سر بابا دیدم

مادرم روی زمین و لگدی محکم خورد
به روی خاک تن محسن زهرا دیدم

سخت تر بوداز این کوچه،خدایا گودال
بدنی را به سر نیزه ی اعدا دیدم

وای از نحر گلویش چقدر طول کشید
نرود از نظرم آنچه در آنجا دیدم

من به یک روز شدم پیر و قدم گشت دوتا
مرگ خود را دل شب در دل صحرا دیدم

کاشکی طفل یتیمی پس از این گم نشود
من خودم گم شدن لالهٔ طاها دیدم

در پی طفل روانه شدم و یک تن گفت
زیر مرکب بخدا له شدنش را دیدم

نفس آخر زینب

  • دوشنبه
  • 19
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 02:54
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب

ای نور دیده من و تاج سرم حسین * عبدالحسین میرزایی

3207
8

ای نور دیده من و تاج سرم حسین #حضرت_زینب_شهادت

ای نور دیده من و تاج سرم حسین
یک دم قدم گذار به چشم ترم حسین
بنگر چه آمد از غم تو بر سرم حسین
در زیر آفتاب ببین بسترم حسین
نام تو گشته زمزمه آخرم حسین

بالاسر همه تو دم آخر آمدی
بالین هر شهید به چشم تر آمدی
با زانو در کنار علی اکبر آمدی
بر دیدن سه ساله خود با سر آمدی
من خواهر توام بیا در برم حسین

یادش به خیر آن تب و تابی که داشتم
در طول آن مسیر رکابی که داشتم
در زیر سایه تو حجابی که داشتم
دیدی چه شد حسین نقابی که داشتم
دیدی چه شد مقنعه و معجرم حسین

یک نیمه روز موی سیاهم سفید شد
یک نیمه روز امید دلم ناامید شد
هجده گلم مقابل چشمم شهید شد
از مادر تو خواهرت هر چه شنید...،شد
داغ

  • دوشنبه
  • 19
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 09:57
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین میرزایی
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

متن شعر روضه شهادت حضرت زینب س -(داغ زینب به سینه ها مانده) * محمود ژولیده

1888

متن شعر روضه شهادت حضرت زینب س -(داغ زینب به سینه ها مانده) داغ زینب به سینه ها مانده
خصم او رفت و کینه ها مانده

داغ زینب یکی دوتا هم نیست
داغ هفتادو دو بلا ، کم نیست

نیست روزی که از سرِ نِفرت
نفرستی به دشمنش لعنت

دشمنی که بر او هجوم نمود
تا به دندان همه مسلّح بود

در کدامین دیار باشد رسم
یک زن و اینهمه سپاهِ خصم

همه جا روبروی قاتل بود
دور تا دورِ او اَراذل بود

چشم ها چشم های شیطانی
چهره ها چهره های ظلمانی

دست ها دست های پُر سیلی
یاس ها زیر دست و پا نیلی

نه به کودک تبسمی کردند
نه به معجر ترحمی کردند

چادری بینِ شعله ها میسوخت
حجت حق به خیمه ها میسوخت

همه جا بود چون سپر زینب
همه را دید خون جگر زینب

نعش ها دید بر زمین بی سر
راس ها دید روی نِی مض

  • دوشنبه
  • 19
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 10:55
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

نوحه زمینه وفات شهادت گونه ی حضرت زینب سلام الله علیها -(ای یار بی سرم ای گلگون پیکرم) * امیرحسین سلطانی

983

نوحه زمینه وفات شهادت گونه ی حضرت زینب سلام الله علیها -(ای یار بی سرم ای گلگون پیکرم) بند اول

ای یار بی سرم
ای گلگون پیکرم
خونین پیراهنت
میگیرم در برم

حسین
جانم به لب رسید
در نیمهٔ رجب
حسین
مرگش را از خدا
دارد زینب طلب

(حسین حسین حسین مظلوم)۲

بند دوم

می آیم سوی تو
دل تنگه روی تو
می آید بر مشام
عطر خوشبوی تو

حسین
یک سال و نیمه که
دور از تو مانده ام
حسین
با خاطراته تو
دل را کشانده ام

(حسین حسین حسین مظلوم)۲

بند سوم

دیدم سویت دوید
ناگه خنجر کشید
بر سینه ات نشست
رأس تو را برید

حسین
پیش چشمان من
تو دست و پا زدی
حسین
مُردم آن لحظه که
من را صدا زدی

(حسین حسین حسین مظلوم)۲

  • دوشنبه
  • 19
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 12:53
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمد حسین رحیمیان

متن شعر حضرت زینب(س) -(آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند) * محمد حسین رحیمیان

2005
0

متن شعر حضرت زینب(س) -(آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند) آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
حتما کنیز و پیرغلامان زینب اند...

  • سه شنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 10:07
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن شعر وفات حضرت زینب سلام الله -(نگاهم ماند و از درها نیامد) * حسن لطفی

2163
4

متن شعر وفات حضرت زینب سلام الله -(نگاهم ماند و از درها نیامد) یازینب سلام الله علیهم

نگاهم ماند و از درها نیامد
نشانی از کبوترها نیامد
زمانی گردِ من پُر بود حالا..‌.
یکی از آن برادرها نیامد

دلم از تارِ غم شیرازه دارد
وجودم دردِ بی اندازه دارد
لباسِ کهنه‌ات را می‌فشارم
لباست بویِ خونِ تازه دارد

لبم خشک است آب‌آور کجایی
رُبابم مُرد علی‌اصغر کجایی
سرم برخاک اُفتاده‌است عمه
عصایِ پیری‌ام اکبر کجایی

مگر در شامِ غم خواهر ندارید
مگر این گوشه یک دختر ندارید
بیایید و ببینم رویتان را...
ولی افسوس بر تَن سر ندارید

مرا در لحظه‌ی خوشحالی‌اش زد
مرا در موقعِ بی‌حالی‌اش زد
کسی که تیغِ خود را بر تنت کرد
مرا هم با غلافِ خالی‌اش زد

امیدم رفت تا بازوی تو رفت
اباالفضلم

  • سه شنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 10:15
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

متن شعر حضرت زینب سلام الله علیها -(به شانه ميكشد بار محرم را به تنهائي) * محسن صرامی

1818

متن شعر حضرت زینب سلام الله علیها -(به شانه ميكشد بار محرم را به تنهائي) به شانه ميكشد بار محرم را به تنهائي
تحمل ميكند با خستگي غم را به تنهائي

ودايع را سپرده لحظه ي آخر به دست او
اداره ميكند امر دو عالم را به تنهائي

اشاره كرد يا جدا بيا تا كربلا يك دم
كشيد ام المصائب دست خاتم را به تنهائي

گرفته روي دستان خودش جسم برادر را
چنين تقديم حق ميكرد آن كم را به تنهائي

امام اش سخت تب دار است و بيمار است،پس زينب
به تصوير آورد آيات مريم را به تنهائي

اگر چه خون دل ها خورده از كرب و بلا تا شام
در آورده به زانو درد و ماتم را به تنهائي

علم هرگز نيفتاده پس از عباس از دست اش
گرفته با دو دست بسته پرچم را به تنهائي

  • سه شنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 10:30
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن شعر وفات حضرت زینب(س) -(غمِ دوری چه بی رحمِ برادر) * حسن لطفی

1619
3

متن شعر وفات حضرت زینب(س) -(غمِ دوری چه بی رحمِ برادر) غمِ دوری چه بی رحمِ برادر
غمِ ما رو کی میفهمه برادر
زِ بسکه تیغ از جسمت کشیدم
ببین دستم پُر از زخمِ برادر

(حسن لطفی ۹۸/۱۲/۲۰)

  • چهارشنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 10:42
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(غزل)محمل بی پرده/پس از تو خون،به دل بچّه ها شد و دیدم * محمود اسدی

750

(غزل)محمل بی پرده/پس از تو خون،به دل بچّه ها شد و دیدم پس از تو خون،به دل بچّه ها شد و دیدم
پس از تو جان عزیزت فدا شد و دیدم

در این دقایق آخر به یاد گودالم
که سینه ی تو پر از ردّ پا شد و دیدم

کنار پیکر تو فاطمه زمین افتاد
کنار جسم تو گرم دعا شد و دیدم

دلم به یاد مدینه شکست آندم که
برای کشتن تو کوچه وا شد و دیدم

تو نیزه خوردی و من بند آمده نفسم
سنان به پهلوی تو جابجا شد و دیدم

دم غروب سرت را ز سینه ات کندند
ز گردن تو سر تو جدا شدو دیدم

پس از تو کوچه به کوچه همه مرا دیدند
پس از تو قاتل تو بی حیا شد و دیدم

پس از تو محمل بی پرده ای مرا دادند
پس از تو محرم زینب،چها شد و دیدم

سرم شکست به سنگ حرامیان؛دیدی
لبت به چوب عدو آشنا شد و دیدم

به شهر کوف

  • جمعه
  • 1
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 05:45
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 محمود اسدی

زمزمه و شور/می میرم و بخدا که ازغم تو پیرم و * محمود اسدی

838
1

زمزمه و شور/می میرم و  بخدا که ازغم تو پیرم و می میرم و بخدا که ازغم تو پیرم و
می میرم و پیرهنت رو در بغل می گیرم و
می میرم و من به تار موی تو اسیرم و

بیا ببین مثل تو دارم تو گرما جون میدم
بیا ببین ولی کٍی دیگه تو صحرا جون میدم
بیا ببین کٍی دیگه شبیه زهرا جون میدم

دیده تر و دیدم از کوچیکی داغ مادرو
دیده تر و دوخته با سینه دیدم میخ درو
دیده تر و روی در دیدم داداش چل نفرو

فدا سرت بیا یک لحظه کنار خواهرت
فدا سرت ای داداش دیدم چی اومد به سرت
فدا سرت بالا پایین شد رو نیزه پیکرت

خودم دیدم خنجرو کشید و فریاد کشیدم
خودم دیدم سرتو بد می برید و بریدم
خودم دیدم دست به دست بازیچه شد تا خمیدم

چرا می زد شمر دون آتیش به ماسوا می زد
چرا می زد بی حیا

  • جمعه
  • 1
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 05:54
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب

شهادت حضرت زینب(س) -( تنها میان آن همه داغ و خطر زینب) * کمیل کاشانی

647

شهادت حضرت زینب(س) -( تنها میان آن همه داغ و خطر زینب) تنها میان آن همه داغ و خطر زینب
در خیمه های سوخته آسیمه سر زینب

شب را به صبح آورد با اندوه طاقت سوز
تنها خدا داند که چه بگذشت بر زینب

تا بشکند پشت شب سرد تباهی را
شد با سر خورشید و ماهش همسفر زینب

در انتخابی سخت بی تردید شد پیروز
بگذشت در پای برادر از پسر زینب

ظهر عطش افتاد روی خاک و پرپر شد
پرورد گلهایی که با خون جگر زینب

از «ما رأیت الا جمیلایش» توان فهمید
هر قدر مشکل بیشتر نستوه تر زینب

در کوفه ی تزویر و شام شوم استبداد
طوفانی از فریاد شد مثل پدر زینب

او دختر زهراست این را خوب می دانند
چون شیر می غرد نمی ترسد اگر زینب

محمل نشین عشق و صبر و بردباری ها
از عشق شد آتشفشانی شعله ور زینب

بی بی تمام عمر از تو گفتم و خواندم
روز قیامت آبرویم را بخر زینب ...

  • چهارشنبه
  • 1
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 18:39
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

شهادت حضرت زینب(س) -( دریای دردهای دلش بی کرانه بود) * کمیل کاشانی

711

شهادت حضرت زینب(س) -( دریای دردهای دلش بی کرانه بود) دریای دردهای دلش بی کرانه بود
از کودکی به تیر مصیبت نشانه بود

از لحظه ای که چشم به چشم حسین دوخت
زینب حدیث زندگی اش عاشقانه بود

هر جا حسین رفت چنان سایه بی قرار
منزل به منزل از پی مولا روانه بود

انسان ولی فرشته تر از هر فرشته ای
دلخسته از جفای زمین و زمانه بود

آوار شد حماسه ی او بر سر یزید
هر چند کوه غصه و داغش به شانه بود

در خطبه اش حقیقت اسلام جلوه کرد
ویران گر بنای فریب و فسانه بود

آن روز در هیاهوی بازار شام شوم
در ازدحام مطرب و چنگ و چغانه بود

از مادر شهیده ی خود ارث برده بود
جسمش کبود از اثر تازیانه بود

شعر " کمیل" قابل خاتون صبر نیست
تنها برای عرض ارادت بهانه بود

  • پنج شنبه
  • 2
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 00:40
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

شهادت حضرت زینب(س) -( هر دل که شد به روز بلا آشنای صبر ) * کمیل کاشانی

1139

شهادت حضرت زینب(س) -( هر دل که شد به روز بلا آشنای صبر ) هر دل که شد به روز بلا آشنای صبر
حق می دهد نوید بهشتش جزای صبر

جز صبر چاره نیست دل داغدیده را
مرهم نهد به زخم مصیبت دوای صبر

خیاط دهر ، جامه بسی دوخته ولی
زیبنده است قامت دل را ردای صبر

تقدیر هرچه بود رضا باش تا شود
یاد خدا به خانه ی دل پاگشای صبر

بانوی مهر و عاطفه ، زینب صبور عشق
محمل نشین رنج و اسارت ، خدای صبر

هجده بهار پرپر در پیش چشم او
میسوخت مثل شمع ولی با نوای صبر

خورشید محملش سر فرزند فاطمه
از کوفه تا به شام بلا پا به پای صبر

می خورد تازیانه و میگفت یا حسین
می داد کاروان عزا را صلای صبر

  • پنج شنبه
  • 2
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 00:49
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

شهادت حضرت زینب -(دل من اسیره حسین) * جعفر خدری

1142

شهادت حضرت زینب  -(دل من اسیره حسین) دل من اسیره حسین
توهوای ماتم تو
مرگو دارم حس میکنم
توزندگی باغم تو

کاش فاصله ها کم بشه
کاشکی بشه پیشت بیام
من زندگیه بی تورو
یه ثانیشم نمیخوام

محبوبم حسین . ای خوبم حسین
دل کوبم حسین
ای یارم حسین . سالارم حسین
دلدارم حسین
حسین سالار زینب

یه سالو نیمه کربلات
نمیره ازخیال من
من گریه میکنم برات
توگریه کن به حال من

ازروی نی طلوع کن ای
خورشیدمن هلال من
ازهمه یادگاریات
پیرهن خونی مال من

غمگینم حسین.تسکینم حسین
تلقینم حسین
هرآنم حسین.جانانم حسین
ای جانم حسین

فقط میخوام ازت بی بی
گدای هرشبیه شم
سرموتقدیمت کنم
گدای زینبیه شم

ردم نکن منی روکه
یه عمره زیردینتم
ردم نکن آخه منم
سینه زن حسینتم

مهتابم حسین.اربابم حسین
دریابم حسین
دنیامی حسین.عقبامی حسین
رویامی حسین

  • پنج شنبه
  • 20
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 10:08
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد