وفات حضرت زینب کبری (س)

مرتب سازی براساس

متن شعر و سبک زمینه حضرت زینب س (اسارت) -(سرتو.ازبالانیزه ها سایبون.برای خواهرت) * ابوالفضل آلوئیان

764

متن شعر و سبک زمینه حضرت زینب س (اسارت) -(سرتو.ازبالانیزه ها سایبون.برای خواهرت) سرتو.ازبالانیزه ها
سایبون.برای خواهرت

دیگه نیست.از قل و زنجیرا
رمقی.به پای خواهرت

میون بازار برده ها
میگیره صدای خواهرت

گفتی.تنهام نمیزاری
گفتم.هواموپس داری
اما.گرفتنت از من
حالا.کارم شده زاری

ای وای برادرم(3)حسین
➰➰➰➰➰➰➰➰➰
بند دوم
➰➰➰➰➰➰➰➰➰
عشق تو عمریه با منه
طاقت دوریتو ندارم

روی نیزه اومدی ماهم
ابر غم میشم و میبارم

ببین از میون اسمون
باکی افتاده سرو کارم

بی تو.آتیش گرفت هستم
بی تو.طناب و این دستم
اما.خیال تو راحت
محکم.معجرم مو بستم

ای وای برادرم ای وای

  • سه شنبه
  • 19
  • آذر
  • 1398
  • ساعت
  • 10:56
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

متن شعر شور شهادت حضرت زینب س -(باز بوی گوداله) * خادم زینب

879
2

متن شعر شور شهادت حضرت زینب س -(باز بوی گوداله) باز بوی گوداله
آشوب و جنجاله
بازم زیر پاها
جسمی لگد ماله

یه خواهر از رو تل
باز داره میبینه
یکی با یه خنجر
رو سینه میشینه

باز خواهری دست روی سر گرفته
چشماشو رو به برادر گرفته
دستی روی چادره با قد خم
یه دستشو روی معجر گرفته

دیگه سایه ی سر نداره
میدونه میدونه میدونه
دیگه برادر نداره
میدونه میدونه میدنه

دیگه چشم براه نیست برای
علمدار علمدار علمدار
دیده نیزه رو تو چشای
علمدار علمدار علمدار

بند دم دوم

یک سال و نیم از اون
صحرا گذشت اما
تو خواب و بیداری
میخونه واویلا

هر شب توی چشماش
محشر به پا میشه
از اون سری که سهمِ نیزه ها میشه

زخمای روی تنش تازه مونده
تنها غمت رو به شونه کشونده
زخماش زیاده

  • چهارشنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 09:54
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعر رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(ای گلبن باغ ولا، نور دل خیرالنسا) * رضا یعقوبیان

1228

متن شعر رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(ای گلبن باغ ولا، نور دل خیرالنسا) ای گلبن باغ ولا، نور دل خیرالنسا
هستی توجان مرتضی ،مولاتنازینب مدد
از نسل پاک حیدری، ازگلشن پیغمبری
آیینه ی زهرا نما، مولاتنازینب مدد
برفاطمه نوردوعین جان علی اخت الحسین
پیغمبرکرب وبلا ،مولاتنازینب مدد
چون فاطمه هستی،صبوردشمن شکن هستی غیور
ای دختر شیر خدا،مولاتنا زینب مدد
عالم بود مهمان تو،شرمنده احسان تو
سرمنشأ جودوسخا،مولاتنازینب مدد
آورده ام برتوپناه،برمن زرحمت کن نگاه
ای درد عالم را دوا،مولاتنا زینب مدد
گرروسیاه وگربدم با دعوت تو آمدم
آورده برتو التجا،مولاتنا زینب مدد
جانم فدای غربتت دشمن شکسته حرمتت
امشب به لب دارم نوا، مولاتنا زینب مدد
چون فاطمه غم دیده ای ظلم فراوان دیده ای
ای خواهرغم م

  • شنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 13:57
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(در سینه ام غم دارم امشب ) * رضا یعقوبیان

625

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(در سینه ام غم دارم امشب ) در سینه ام غم دارم امشب
جانم دگر رسیده بر لب
با دل سوی شهر دمشقم
افتاده ام به یاد زینب
واویلتاآه و واویلا(3)

زینب رود از دار دنیا
راحت شود از درد و غم ها
از سوز داغ زینب خود
سوزد دل حضرت زهرا
واویلتا آه و واویلا

شنیده ای از پشت آن در
از سوز دل ناله ی مادر
همچون حسین و مجتبایت
تو دیده ای خجلت حیدر
واویلتا آه و واویلا

دیدی پدر را دست بسته
مولای در خانه نشسته
دیدی که در محراب کوفه
از تیغ کین فرقش شکسته
واویلتا آه و واویلا

حس کرده ای رنج و محن را
پاره جگر دیدی حسن را
وقت سحر دیدی تو خواهر
خون گلوی در لگن را
واویلتا آه و واویلا

در رنج و درد و ابتلایی
سرتابه پا مهر و وفایی
با آن همه داغ و مصیبت

  • شنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 13:59
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(ای امید همه. دختر فاطمه ) * رضا یعقوبیان

996

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(ای امید همه.        دختر فاطمه ) ای امید همه. دختر فاطمه
بود از لطف حق. بر لبم زمزمه
بار دیگر هستم به تاب وتب
سوزم از یاد حضرت زینب
حضرت زینب(۴)

گل باغ ولا. دختر حیدری
هستی حسنین جان پیغمبری
ای گل گلزار ولا زینب
نور چشمان مرتضی زینب
حضرت زینب

ما همه ذره و ماه تابان تویی
زینبا مظهر جود و احسان تویی
شکر حق هستم از محبانت
تو کرم کردی گشته مهمانت
حضرت زینب

ای گل فاطمه همه مفتون تو
تا صف محشراست شیعه مدیون تو
توچنان زهرا حامی دینی
در جهان زینب یار مسکینی
حضرت زینب

فاطمه در کمال حیدری در جلال
صبر تو حسنی چون حسین درخصال
زینت عالم گشته نام تو
همچو زهرا خوی و مرام تو
حضرت زینب

دختر کوثری. برعلی زیوری
چون مه انوری. برحسین خواهری

  • شنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 14:00
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(ام المصائب زینب رفته از دنیا ) * رضا یعقوبیان

690
1

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(ام المصائب زینب رفته از دنیا ) ام المصائب زینب رفته از دنیا
راحت شده ازرنج وازدردوغمها
واویلا واویلا واویلا واویلا(۲)

شیعه دوباره به غم مبتلا گشته
روز رحلت زینب کبرا گشته
واویلا واویلا واویلا واویلا

دیده زینب مادر و کوچه و سیلی
باضرب دست دشمن شدرخش نیلی
واویلا واویلا واویلا واویلا

دیده زینب مرتضی ودست بسته
دیده زینب مادر را پهلو شکسته
واویلا واویلا واویلا واویلا

دیده زینب مولا به خانه نشسته
دیده زینب فرق بابا را شکسته
واویلا واویلا واویلا واویلا

دیده زینب درد و محن در مدینه
در لگن خون دل حسن از کینه
واویلا واویلا واویلا واویلا

دیده کرب و بلا و عاشورای خون
دست وپامیزد حسین دردریای خون
واویلا واویلا واویلا واویلا

دیده

  • شنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 14:01
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

نوحه و زبانحال رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(منم امشب به تاب و تب) * رضا یعقوبیان

676

نوحه و زبانحال رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(منم امشب به تاب و تب) منم امشب به تاب و تب
رسیده جان من بر لب
بسوزم دم به دم زین غم
که رفته از جهان زینب
غریب کربلا زینب (۴)

چه گویم از غم زینب
من از قد خم زینب
بود مهدی گل زهرا
به سوز و ماتم زینب
غریب کربلا زینب (۴)

دگر راحت شداز غم ها
رودجنت سوی زهرا
به یاد غربت زینب
شده اشک همه دریا
غریب کربلا زینب(۴)

ز داغ حضرت زینب
شده ماتمسرا امشب
به یاد داغ جانسوزش
بپا گشته عزا امشب
غریب کربلا زینب(۴)

گل زهرا گل حیدر
چه ها در کربلا دیده
بدیده از ستم گشته
گلان او همه چیده
غریب کربلا زینب(۴)

بدیده پور لیلا را
ز کینه اربا اربا شد
کنار پیکر پاکش
خمیده قد باباشد
غریب کربلا زینب(۴)

بدیده غنچه شد پرپر
روی دست پدر اصغر
شده قند

  • شنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 14:03
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعرنوحه شور رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(دوباره جان من بود بر لب ) * رضا یعقوبیان

813

متن شعرنوحه شور رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(دوباره جان من بود بر لب ) دوباره جان من بود بر لب
شب داغ گل علی زینب
شده راحت ز درد و رنج و غم
گل زهرا اخت الحسین امشب
آه و واویلا آه و واویلا(۳)

بار دیگر به شور و شینم من
همدم غم در عالمینم من
ریزد اشکم ز دیدگان من
یاد داغ اخت الحسینم من
آه و واویلا آه و واویلا

همه گریان از این غم عظما
اشک هر دیده ای شده دریا
شده امشب به یاد داغ او
ذکر عالم یا زینب کبرا
آه و واویلا آه و واویلا

دیده ای داغ کربلا زینب
دیده ای رنج و ابتلا زینب
همه عمرت به یاد داغ حسین
بر لب تو شور و نوا زینب
آه و واویلا آه و واویلا

همه عمرت تو بوده ای محزون
یاد داغ حسین شدی دل خون
تو گذشتی ز جان و هستی خود
دین و قرآن به تو بود مدیون
آه و واویلا آه و

  • شنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 14:05
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(تو گل باغ ولایی مدد یا زینب) * رضا یعقوبیان

1008

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(تو گل باغ ولایی      مدد یا زینب) تو گل باغ ولایی مدد یا زینب
دختر خیرالنسایی مدد یا زینب

تو امید همه ی آل عبایی زینب
معنی نوری و فجر و هل اتایی زینب
دخت حیدر، از تبار مصطفایی زینب
خواهر خون خدایی مدد یا زینب
دختر خیرالنسایی مدد یا زینب

افتخار همه ی شیعه ی مولا زینب
همچو زهرای بتول،مظهر تقوا زینب
در صبوری و شهامت تویی یکتا زینب
زینت آل عبایی مدد یا زینب
دختر خیرالنسایی مدد یا زینب

شمع جمع عالمینی مدد یا زینب
بر علی نور دوعینی مدد یا زینب
نور چشمان حسینی مدد یا زینب
معنی صبر و رضایی مدد یا زینب
دختر خیرالنسایی مدد یا زینب

با حسین بن علی بوده ای در کرببلا
بروی دوش کشیدی تو بسی رنج و بلا
دین حق باتوشده زینب کبرا احیا
داشتی حا

  • شنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 14:07
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(غزل)بدن له شده/از همان کودکی ام رنج و بلایا دیدم * محمود اسدی

784

(غزل)بدن له شده/از همان کودکی ام رنج و بلایا دیدم از همان کودکی ام رنج و بلایا دیدم
چه بگویم که به یکباره چه غمها دیدم

طفل بودم که چو جوجه بدنم می لرزید
بین آن کوچه عجب محشر کبرا دیدم

می کشیدند علی را وسط کوچه به زور
ریسمان سیهی بر سر بابا دیدم

مادرم روی زمین و لگدی محکم خورد
به روی خاک تن محسن زهرا دیدم

سخت تر بوداز این کوچه،خدایا گودال
بدنی را به سر نیزه ی اعدا دیدم

وای از نحر گلویش چقدر طول کشید
نرود از نظرم آنچه در آنجا دیدم

من به یک روز شدم پیر و قدم گشت دوتا
مرگ خود را دل شب در دل صحرا دیدم

کاشکی طفل یتیمی پس از این گم نشود
من خودم گم شدن لالهٔ طاها دیدم

در پی طفل روانه شدم و یک تن گفت
زیر مرکب بخدا له شدنش را دیدم

نفس آخر زینب

  • دوشنبه
  • 19
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 02:54
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

متن شعر روضه شهادت حضرت زینب س -(داغ زینب به سینه ها مانده) * محمود ژولیده

1518

متن شعر روضه شهادت حضرت زینب س -(داغ زینب به سینه ها مانده) داغ زینب به سینه ها مانده
خصم او رفت و کینه ها مانده

داغ زینب یکی دوتا هم نیست
داغ هفتادو دو بلا ، کم نیست

نیست روزی که از سرِ نِفرت
نفرستی به دشمنش لعنت

دشمنی که بر او هجوم نمود
تا به دندان همه مسلّح بود

در کدامین دیار باشد رسم
یک زن و اینهمه سپاهِ خصم

همه جا روبروی قاتل بود
دور تا دورِ او اَراذل بود

چشم ها چشم های شیطانی
چهره ها چهره های ظلمانی

دست ها دست های پُر سیلی
یاس ها زیر دست و پا نیلی

نه به کودک تبسمی کردند
نه به معجر ترحمی کردند

چادری بینِ شعله ها میسوخت
حجت حق به خیمه ها میسوخت

همه جا بود چون سپر زینب
همه را دید خون جگر زینب

نعش ها دید بر زمین بی سر
راس ها دید روی نِی مض

  • دوشنبه
  • 19
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 10:55
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

نوحه زمینه وفات شهادت گونه ی حضرت زینب سلام الله علیها -(ای یار بی سرم ای گلگون پیکرم) * امیرحسین سلطانی

744

نوحه زمینه وفات شهادت گونه ی حضرت زینب سلام الله علیها -(ای یار بی سرم ای گلگون پیکرم) بند اول

ای یار بی سرم
ای گلگون پیکرم
خونین پیراهنت
میگیرم در برم

حسین
جانم به لب رسید
در نیمهٔ رجب
حسین
مرگش را از خدا
دارد زینب طلب

(حسین حسین حسین مظلوم)۲

بند دوم

می آیم سوی تو
دل تنگه روی تو
می آید بر مشام
عطر خوشبوی تو

حسین
یک سال و نیمه که
دور از تو مانده ام
حسین
با خاطراته تو
دل را کشانده ام

(حسین حسین حسین مظلوم)۲

بند سوم

دیدم سویت دوید
ناگه خنجر کشید
بر سینه ات نشست
رأس تو را برید

حسین
پیش چشمان من
تو دست و پا زدی
حسین
مُردم آن لحظه که
من را صدا زدی

(حسین حسین حسین مظلوم)۲

  • دوشنبه
  • 19
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 12:53
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمد حسین رحیمیان

متن شعر حضرت زینب(س) -(آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند) * محمد حسین رحیمیان

1426
0

متن شعر حضرت زینب(س) -(آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند) آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
حتما کنیز و پیرغلامان زینب اند...

  • سه شنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 10:07
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن شعر وفات حضرت زینب سلام الله -(نگاهم ماند و از درها نیامد) * حسن لطفی

1801
4

متن شعر وفات حضرت زینب سلام الله -(نگاهم ماند و از درها نیامد) یازینب سلام الله علیهم

نگاهم ماند و از درها نیامد
نشانی از کبوترها نیامد
زمانی گردِ من پُر بود حالا..‌.
یکی از آن برادرها نیامد

دلم از تارِ غم شیرازه دارد
وجودم دردِ بی اندازه دارد
لباسِ کهنه‌ات را می‌فشارم
لباست بویِ خونِ تازه دارد

لبم خشک است آب‌آور کجایی
رُبابم مُرد علی‌اصغر کجایی
سرم برخاک اُفتاده‌است عمه
عصایِ پیری‌ام اکبر کجایی

مگر در شامِ غم خواهر ندارید
مگر این گوشه یک دختر ندارید
بیایید و ببینم رویتان را...
ولی افسوس بر تَن سر ندارید

مرا در لحظه‌ی خوشحالی‌اش زد
مرا در موقعِ بی‌حالی‌اش زد
کسی که تیغِ خود را بر تنت کرد
مرا هم با غلافِ خالی‌اش زد

امیدم رفت تا بازوی تو رفت
اباالفضلم

  • سه شنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 10:15
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

متن شعر حضرت زینب سلام الله علیها -(به شانه ميكشد بار محرم را به تنهائي) * محسن صرامی

1502

متن شعر حضرت زینب سلام الله علیها -(به شانه ميكشد بار محرم را به تنهائي) به شانه ميكشد بار محرم را به تنهائي
تحمل ميكند با خستگي غم را به تنهائي

ودايع را سپرده لحظه ي آخر به دست او
اداره ميكند امر دو عالم را به تنهائي

اشاره كرد يا جدا بيا تا كربلا يك دم
كشيد ام المصائب دست خاتم را به تنهائي

گرفته روي دستان خودش جسم برادر را
چنين تقديم حق ميكرد آن كم را به تنهائي

امام اش سخت تب دار است و بيمار است،پس زينب
به تصوير آورد آيات مريم را به تنهائي

اگر چه خون دل ها خورده از كرب و بلا تا شام
در آورده به زانو درد و ماتم را به تنهائي

علم هرگز نيفتاده پس از عباس از دست اش
گرفته با دو دست بسته پرچم را به تنهائي

  • سه شنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 10:30
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن شعر وفات حضرت زینب(س) -(غمِ دوری چه بی رحمِ برادر) * حسن لطفی

1159
3

متن شعر وفات حضرت زینب(س) -(غمِ دوری چه بی رحمِ برادر) غمِ دوری چه بی رحمِ برادر
غمِ ما رو کی میفهمه برادر
زِ بسکه تیغ از جسمت کشیدم
ببین دستم پُر از زخمِ برادر

(حسن لطفی ۹۸/۱۲/۲۰)

  • چهارشنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 10:42
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(غزل)محمل بی پرده/پس از تو خون،به دل بچّه ها شد و دیدم * محمود اسدی

571

(غزل)محمل بی پرده/پس از تو خون،به دل بچّه ها شد و دیدم پس از تو خون،به دل بچّه ها شد و دیدم
پس از تو جان عزیزت فدا شد و دیدم

در این دقایق آخر به یاد گودالم
که سینه ی تو پر از ردّ پا شد و دیدم

کنار پیکر تو فاطمه زمین افتاد
کنار جسم تو گرم دعا شد و دیدم

دلم به یاد مدینه شکست آندم که
برای کشتن تو کوچه وا شد و دیدم

تو نیزه خوردی و من بند آمده نفسم
سنان به پهلوی تو جابجا شد و دیدم

دم غروب سرت را ز سینه ات کندند
ز گردن تو سر تو جدا شدو دیدم

پس از تو کوچه به کوچه همه مرا دیدند
پس از تو قاتل تو بی حیا شد و دیدم

پس از تو محمل بی پرده ای مرا دادند
پس از تو محرم زینب،چها شد و دیدم

سرم شکست به سنگ حرامیان؛دیدی
لبت به چوب عدو آشنا شد و دیدم

به شهر کوف

  • جمعه
  • 1
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 05:45
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 محمود اسدی

زمزمه و شور/می میرم و بخدا که ازغم تو پیرم و * محمود اسدی

633
1

زمزمه و شور/می میرم و  بخدا که ازغم تو پیرم و می میرم و بخدا که ازغم تو پیرم و
می میرم و پیرهنت رو در بغل می گیرم و
می میرم و من به تار موی تو اسیرم و

بیا ببین مثل تو دارم تو گرما جون میدم
بیا ببین ولی کٍی دیگه تو صحرا جون میدم
بیا ببین کٍی دیگه شبیه زهرا جون میدم

دیده تر و دیدم از کوچیکی داغ مادرو
دیده تر و دوخته با سینه دیدم میخ درو
دیده تر و روی در دیدم داداش چل نفرو

فدا سرت بیا یک لحظه کنار خواهرت
فدا سرت ای داداش دیدم چی اومد به سرت
فدا سرت بالا پایین شد رو نیزه پیکرت

خودم دیدم خنجرو کشید و فریاد کشیدم
خودم دیدم سرتو بد می برید و بریدم
خودم دیدم دست به دست بازیچه شد تا خمیدم

چرا می زد شمر دون آتیش به ماسوا می زد
چرا می زد بی حیا

  • جمعه
  • 1
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 05:54
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب

شهادت حضرت زینب(س) -( تنها میان آن همه داغ و خطر زینب) * کمیل کاشانی

495

شهادت حضرت زینب(س) -( تنها میان آن همه داغ و خطر زینب) تنها میان آن همه داغ و خطر زینب
در خیمه های سوخته آسیمه سر زینب

شب را به صبح آورد با اندوه طاقت سوز
تنها خدا داند که چه بگذشت بر زینب

تا بشکند پشت شب سرد تباهی را
شد با سر خورشید و ماهش همسفر زینب

در انتخابی سخت بی تردید شد پیروز
بگذشت در پای برادر از پسر زینب

ظهر عطش افتاد روی خاک و پرپر شد
پرورد گلهایی که با خون جگر زینب

از «ما رأیت الا جمیلایش» توان فهمید
هر قدر مشکل بیشتر نستوه تر زینب

در کوفه ی تزویر و شام شوم استبداد
طوفانی از فریاد شد مثل پدر زینب

او دختر زهراست این را خوب می دانند
چون شیر می غرد نمی ترسد اگر زینب

محمل نشین عشق و صبر و بردباری ها
از عشق شد آتشفشانی شعله ور زینب

بی بی تمام عمر از تو گفتم و خواندم
روز قیامت آبرویم را بخر زینب ...

  • چهارشنبه
  • 1
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 18:39
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

شهادت حضرت زینب(س) -( دریای دردهای دلش بی کرانه بود) * کمیل کاشانی

560

شهادت حضرت زینب(س) -( دریای دردهای دلش بی کرانه بود) دریای دردهای دلش بی کرانه بود
از کودکی به تیر مصیبت نشانه بود

از لحظه ای که چشم به چشم حسین دوخت
زینب حدیث زندگی اش عاشقانه بود

هر جا حسین رفت چنان سایه بی قرار
منزل به منزل از پی مولا روانه بود

انسان ولی فرشته تر از هر فرشته ای
دلخسته از جفای زمین و زمانه بود

آوار شد حماسه ی او بر سر یزید
هر چند کوه غصه و داغش به شانه بود

در خطبه اش حقیقت اسلام جلوه کرد
ویران گر بنای فریب و فسانه بود

آن روز در هیاهوی بازار شام شوم
در ازدحام مطرب و چنگ و چغانه بود

از مادر شهیده ی خود ارث برده بود
جسمش کبود از اثر تازیانه بود

شعر " کمیل" قابل خاتون صبر نیست
تنها برای عرض ارادت بهانه بود

  • پنج شنبه
  • 2
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 00:40
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

شهادت حضرت زینب(س) -( هر دل که شد به روز بلا آشنای صبر ) * کمیل کاشانی

728

شهادت حضرت زینب(س) -( هر دل که شد به روز بلا آشنای صبر ) هر دل که شد به روز بلا آشنای صبر
حق می دهد نوید بهشتش جزای صبر

جز صبر چاره نیست دل داغدیده را
مرهم نهد به زخم مصیبت دوای صبر

خیاط دهر ، جامه بسی دوخته ولی
زیبنده است قامت دل را ردای صبر

تقدیر هرچه بود رضا باش تا شود
یاد خدا به خانه ی دل پاگشای صبر

بانوی مهر و عاطفه ، زینب صبور عشق
محمل نشین رنج و اسارت ، خدای صبر

هجده بهار پرپر در پیش چشم او
میسوخت مثل شمع ولی با نوای صبر

خورشید محملش سر فرزند فاطمه
از کوفه تا به شام بلا پا به پای صبر

می خورد تازیانه و میگفت یا حسین
می داد کاروان عزا را صلای صبر

  • پنج شنبه
  • 2
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 00:49
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

شهادت حضرت زینب -(دل من اسیره حسین) * جعفر خدری

912

شهادت حضرت زینب  -(دل من اسیره حسین) دل من اسیره حسین
توهوای ماتم تو
مرگو دارم حس میکنم
توزندگی باغم تو

کاش فاصله ها کم بشه
کاشکی بشه پیشت بیام
من زندگیه بی تورو
یه ثانیشم نمیخوام

محبوبم حسین . ای خوبم حسین
دل کوبم حسین
ای یارم حسین . سالارم حسین
دلدارم حسین
حسین سالار زینب

یه سالو نیمه کربلات
نمیره ازخیال من
من گریه میکنم برات
توگریه کن به حال من

ازروی نی طلوع کن ای
خورشیدمن هلال من
ازهمه یادگاریات
پیرهن خونی مال من

غمگینم حسین.تسکینم حسین
تلقینم حسین
هرآنم حسین.جانانم حسین
ای جانم حسین

فقط میخوام ازت بی بی
گدای هرشبیه شم
سرموتقدیمت کنم
گدای زینبیه شم

ردم نکن منی روکه
یه عمره زیردینتم
ردم نکن آخه منم
سینه زن حسینتم

مهتابم حسین.اربابم حسین
دریابم حسین
دنیامی حسین.عقبامی حسین
رویامی حسین

  • پنج شنبه
  • 20
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 10:08
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب
 ابوالفضل عباسی معروفان

وفات حضرت زینب(س) -(مادر رنج و غم و آلام می میرد بیا) * ابوالفضل عباسی معروفان

467

وفات حضرت زینب(س) -(مادر رنج و غم و آلام می میرد بیا) مادر رنج و غم و آلام می میرد بیا
یادگار کربلا در شام می میرد بیا

پاسدار نهضت خونین عاشورای عشق
پاسبان پرچم اسلام می میرد بیا

خواهر زار و سیه پوشت غریب و بی وطن
بسته در وصل خدا احرام می میرد بیا

کام نگرفتم برادر از زمین کربلا
عاشق کرب و بلا ناکام می میرد بیا

فاصله بین حیات و مرگ دارم یک قدم
پیش نِه بر آشنا یک گام می میرد بیا

کوفه ی بد نام سوزاندم به نطق آتشین
شیر دخت فاطمه خوشنام می میرد بیا

از دیار کربلا تا شام ویران یک تنه
سرپرست بی کس ایتام می میرد بیا

پایگاه حفظ و نشر آثار عباسی معروفان اهری

  • چهارشنبه
  • 26
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 22:09
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

نوحه ی سینه زنی در عزای حضرت زینب(س )سبک سنتی * مرتضی محمودپور

4683
7

نوحه ی سینه زنی در عزای حضرت زینب(س )سبک سنتی ◾نوحه سینه زنی (سبک سنتی)
◾در عزای حضرت زینب (س)

◾بنداول
دختر کبرای علی زینبم
ذکر حسینم واحسین بر لبم
ثانی مادرم
حسین دیگرم
با لب عطشان عمرم سرآمد
حسین من با چشم تر آمد
آه و واویلا آه واویلا (۲)

◾بنددوم
من قهرمان دشت کربلایم
من خواهر امام مجتبایم
به ساقی ساغرم
دختر کوثری
فاطمه را من نور دوعینم
به امر مادر یار حسینم
آه و واویلا آه و واویلا(۲)

◾بندسوم
هم دختر و هم مادر شهیدم
در کربلا به مقصدم رسیدم
هستیم فدا شد
حاجتم روا شد
بعد علمدار علم بدوشم
بهر شهیدان سیه بپوشم
آه و واویلا آه و واویلا(۲)

  • جمعه
  • 8
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 01:32
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

زمزمه و زمینه ی سینه زنی شهادت حضرت زینب(س ) * مرتضی محمودپور

1575
1

زمزمه و زمینه ی سینه زنی شهادت حضرت زینب(س ) ◾زمینه زمزمه ی
◾شهادت حضرت زینب (س)

◾بنداول
در وادی محبت یگانه خواهرم من
بهرحمایت از دین شبیه مادرم من
من مظهر قیامم
من یاور امامم
من قهرمان صبرم
گرچه اسیرشامم
واویلتا واویلا واویلتا
واویلا واویلتا واویلا (۲)

◾بنددوم
بس طعنه ها میان شام بلا شنیدم
چون مادر شهیده بابا ببین خمیدم
بر روی نیزه ها تا راس حسین دیدم
بادست بسته آهی من از جگر کشیدم
گفتم که ای علمدار
بنگر شدم گرفتار
بار غم حسینم
از دوش من تو بردار
واویلتا واویلا واویلتا
واویلا واویلتا واویلا (۲)

  • جمعه
  • 8
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 13:55
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا زینب کبری(س) _آنقدر از بهر مرگ خویشتن کردی دعا * اسماعیل تقوایی

491

یا زینب کبری(س) _آنقدر از بهر مرگ خویشتن کردی دعا یا زینب کبری

آنقدر از بهر مرگ خویشتن کرده دعا
تا اجابت شد دعایش از حریم کبریا

بارها عجل وفاتی برزبان آورده بود
بود این در خاطرش از یادگار مصطفی

زینب و بعد حسینش زندگانی العجب
هر نفس بودش به یاد خاطرات کربلا

تا که یاد او می آمد قتلگه خون می گریست
در جفای شمر ملعون برحسین سرجدا

مو سفیدی، قد کمانی، پیکری زار ونحیف
یادگارش بود از هنگامه ی خون وبلا

شام را هرگه بیاد آورد او از حال رفت
کوی و برزن، مجلس می، دختر ویرانسرا

آخرش کوتاهی اش را خوب جبران کرد او
رفت از دنیا کنار دختر خون خدا

نیست بانوی سه ساله بعد از این تنها دگر
عمه اش آمد دهد دلداری آن مه لقا

لحظه آخر چو بابا فزت رب گو بود او
دوره هجران سر آمد با شهید نینوا

زائری در این حرم‌ها آرزوی شیعه است
کاش گردد قسمت و روزی این مشتاقها

شعر:اسماعیل تقوایی

  • شنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 01:45
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 وحید محمدی

وفات حضرت زینب(س) -(هنوز رخت سیاه عزا به تن دارد...) * وحید محمدی

1311

وفات حضرت زینب(س) -(هنوز رخت سیاه عزا به تن دارد...) هنوز رخت سیاه عزا به تن دارد
هنوز در دل خود غصه ی کفن دارد

هزار خاطره از کوچه ی بنی هاشم
هزار خاطره از مادر و حسن دارد

شکسته بال و پرش را فراق جانکاهی
دو چشم خیس و دو تا دست سینه زن دارد

هزار حرف نگفته است در دلش از شام
هزار غصه ز دوری اش از وطن دارد

هنوز هم که هنوز است پلک او زخمی است
هنوز در بر خود پاره پیرهن دارد

هنوز هم که هنوز است، چشم او تار است
و ردّ سلسله ها را به روی تن دارد

هنوز هم که هنوز است روضه می خواند
چه روضه های عجیبی از آن بدن دارد

همان بدن که میان حصیر پیچیدند
هزار بوسه از آن تیر و نیزه ها چیدند

  • شنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 13:03
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 محسن حنیفی

حضرت زینب(س)، مدح ومصائب -(بخشیده بر خورشید نور مأمنش را...) * محسن حنیفی

491

حضرت زینب(س)، مدح ومصائب -(بخشیده بر خورشید نور مأمنش را...) بخشیده بر خورشید نور مأمنش را
نور عفیف آیه های روشنش را

با کاف و ها و یا و عین و صاد، مریم
قدری تجلی داده یاس گلشنش را

ارباب محتاج قنوت وتر او بود
یعنی گرفته عرش هر شب دامنش را

آری سلوکش عرش را آباد کرده
روضه سرا کرده ست کوی و برزنش را

این اشک های جاریِ در بین روضه
احرام بسته بارگاه شیونش را

از آستینش احتضارش را بپرسید
"شرمش" بخواند روضه جان دادنش را

با خط نامحرم نوشته تازیانه
شرح کبود مرثیه های تنش را

با حرمتِ آن گوشوار غرق خونش
وا کرد با ایثار مشت دشمنش را

او پیش تر با قتل صبری جان سپرده
یک بار دیده رفتن جان از تنش را

از پیکر خورشید هنگامی که بردند
پیراهن و کفش و عبا و جوشنش را

با خنجر کندی کسی از بین می برد
گل بوسه های "ان یکاد" گردنش را

کوبید وقتی که چهل تا نعل تازه
آن خوشه های سبز پوش خرمنش را

او بارگاهش تا ابد قلب حسین است
پس ساخته نیزه ضریح مدفنش را

بر روی سینه می فشارد وقت رفتن
آغوش گرم و زخمی پیراهنش را

  • شنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 13:19
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

حضرت زینب(س)، وفات -(امان ازهجر، امان از نبودن تو حسین!..) * سید پوریا هاشمی

516

حضرت زینب(س)، وفات -(امان ازهجر، امان از نبودن تو حسین!..) امان ز هجر امان از نبودن تو حسین
گرفت جان مرا غصه ی تن تو حسین

ز سینه ام نفس بی قرار افتاده
حسین عشق تو در احتضار افتاده

چقدر اشک بریزم نیامدی پیشم
دلم گرفته عزیزم نیامدی پیشم

دلم هوای تو کرده بیا در آغوشم
هنوز بعد عزایت سیاه میپوشم

برای تو همه زندگیم سینه زدم
کنار دخترکان یتیم سینه زدم

نگاه کن چقدر چین به صورتم‌ دارم
نشان ضربه ی سنگین به صورتم دارم

برات روضه ی هرروزه میگرفتم من
به یاد تشنگی ات روزه میگرفتم من

کسی مقابل من آب خورد غش کردم
و گاهواره کمی تاب خورد غش کردم

اگرچه از همه کس احترام میبینم
به خواب اگر بروم خواب شام میبینم

به احترام سرت چشم من نشد روشن
تنور خانه ی من مطلقا نشد روشن

پس از تو داغ کفن میکشد مرا آخر
شتر سوار شدن میکشد مرا آخر

زمان خواندن قرآن زدم بروی لبم
به یاد آن لب و دندان زدم بروی لبم

میان خانه غمِ آفتاب را چه کنم
به سایبان بروم من رباب را چه کنم

چقدر شام، سرت را عذاب میدادند
به قاتلت جلوی من شراب میدادند

لباس مادری ت را گرفتم‌ از دستش
مرا زیاد زد اما گرفتم از دستش

در آفتاب نشانی غربتم برگشت
شبیه صورت تو رنگ صورتم برگشت

نگو دوباره چرا من به شام سر زده ام
پی زیارت قبر رقیه آمده ام

همینکه نیست سرم سایه ی سری سخت است
بدان برادر من بی برادری سخت است

  • شنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 14:11
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

شور حضرت زینب(س)، حاج محمود کریمی -(دست منو بستن، نبودی ببینی حسین...) *

971

شور حضرت زینب(س)، حاج محمود کریمی -(دست منو بستن، نبودی ببینی حسین...) دست منو بستن، نبودی ببینی یا حسین
فرقمو شکستن، نبودی ببینی یا حسین
تا که تو رفتی از بر من،ای عزیز مادر من،گُل یاس پر پر من
سر تو بر نیزه و من از پی تو،خاک عالم بر سر من
بی یاوری،در به دری،بی برادری،بی هم سفری
کاشکی می شد باد صبا، یک خبری،برای مادر ببری
از من و از دلبر من
بر تنم نشونه،نبودی ببینی یا حسین
جای تازیونه،نبودی ببینی یا حسین
دست من رو بستن، نبودی ببینی یا حسین
فرقمو شکستن، نبودی ببینی یا حسین
مهمونت از راه رسیده،قد خمیده،با صورت رنگ پریده
دور فلک ،غریبی این جور ندیده
یک زن تنها که به دوشش،غم غربت کشیده
دور و برش،بچه یتیما همگی،صف کشیده
همگی گریبان دریده،همگی نفس ها بریده
زینب و خرابه،نبودی ببینی یا حسین
یادشم عذابه،نبودی ببینی یا حسین
خنده های دشمن،نبودی ببینی یا حسین
جای نیزه بر تن،نبودی ببینی یا حسین
چشمای زیبای تو خوابه عزیزم،حال من خرابه عزیزم
چشمام پر آبه عزیزم،دیدنت سرابه عزیزم
پاشو از جات تا ببینی،روضه خونه اهل حرم، چشمای ربابه عزیزم
زیر آفتابه عزیزم
کربلا آباد شده امروز،پاشو ای تشنه لبم
آب دیگه آزاد شده امروز، پاشو ای تشنه لبم
قربون تو ،خواهر تو
کاشکی می شد من بمونم،تا بمیرم بر سر تو
با چه رویی ببرم،این خبرُ،برای مادر تو
جامه های پاره،نبودی ببینی یا حسین
گوش و گشواره،نبودی ببینی یا حسین
دست من رو بستن، نبودی ببینی یا حسین
فرقمو شکستن، نبودی ببینی یا حسین
آی اهل عالم بدونید،عمویی دارم نمی دونید که چقدر مهربونه
قامتش تا کهکشونه،نگاهش رنگین کمونه
توی چشمای قشنگش،هزار هزار آسمونه
وقتی شبا خواب ندارم،روی شونش سر می زارم
در گوشم آروم آروم،شعر محبت می خونه
وای که چقدر، عمو جونم مهربونه
شونه هاش بالاتر از،هرچی بلندی رو زمین
عمو جونم میگه ای ،فرشته ی روی زمین
راه نرو خسته می شی،روی شونه هام بشین
روی دوش عمو جونت،همه عالم رو ببین
از تو چشمام می خونه،که چقدر دوسش دارم
از تو چشماش می خونم،که چقدر دوسم داره
فکر می کنم عمو جونم اگرکه با ما نباشه،خدا اون روز رو نیاره
اگه من تب بکنم،تاب نداره
اگه خار تو پام بره،خاب نداره
هرچی ازش می ترسیدم،خدایا اومد به سرم
عمو جون رفت آب بیاره،خبرش اومد به حرم
عمو جونم تا تو بودی سرو سامونی داشتیم
تا تو رفتی دل پر خونی داشتیم
عمو جونم تا تو بودی، چاره داشتیم
کی لباس، پاره داشتیم
تو که رفتی ،ما همه بیچاره شدیم
از پی زینب همه آواره شدیم
بی گوش و گوشواره شدیم
عمو جونم دیگه دل سامون نداره
عمو جون پای زینب جون نداره
کار چشماش دلبریه،دلبریه
قد و بالای قشنگش عجب، محشریه،محشریه
تیغ دو دمش صفدریه،صفدریه
غضب نگاش حیدریه،حیدریه
سر زلفش دل فریبه،دل فریبه
رگ پیشونیش،نصر من الله و فتحٌ قریب
همه عاشقن، اون حبیبه
قوت بازوی شه،کربُبلا
عباس، علمدار حسین
کیست خدای برتری؟ ابالفضل
کیست خدای سروری؟ ابالفضل
کیست خدای دلبری ابالفضل
ابالفضل.....

  • شنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 14:50
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد