اشعار محرم

مرتب سازی براساس

مناجات و شهادت امام حسین ع -( آقا حسین ، عبد سراپا گناه من ) * محمد سعید طالبی

1051

 مناجات و شهادت امام حسین ع -( آقا حسین ، عبد سراپا گناه من ) آقا حسین ، عبد سراپا گناه من
شرمنده من ، مانده من و روسیاه من
اوج عطا حسین ، ته کوره راه من
از هر کجا رانده و بی سرپناه من
من را صدا زده که به اینجا نشسته ام
در روضه و مقابل زهرا نشسته ام
من را نگاه کرده فدای نگاه او
جان ریختم ز عشق به پای نگاه او
من گریه می کنم به هوای نگاه او
شاید شوم عبد و گدای نگاه او
دادم هر آنچه بود نگاهم کند حسین
در چشم من اشک فراهم کند حسین
بودم پر از گناه ، لیاقت نداشتم
در دامنم قطره ای طاعت نداشتم
یک روز با حسین رفاقت نداشتم
در سینه ذره ای ز محبت نداشتم
جز بر حسین به هیچ کسی رو نمی زنم
در پشت هیچ خانه ای زانو نمی زنم
آقا اگر که اوست ، گنهکار می شوم
به اهل این خانه بد

  • پنج شنبه
  • 19
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 20:56
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

مناجات و شهادت امام حسین ع -( ﺩﻭﺵ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺭﻭﯾﺎ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺘﻢ ﺑﺮﺩﻧﺪ ) * حمید کریمی

1618
2

 مناجات و شهادت امام حسین ع -( ﺩﻭﺵ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺭﻭﯾﺎ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺘﻢ ﺑﺮﺩﻧﺪ ) ﺩﻭﺵ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺭﻭﯾﺎ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺘﻢ ﺑﺮﺩﻧﺪ
ﻭﻧﺪﺭ ﺁﻥ ﺑﺎﻍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻠﮑﯽ ﺑﺴﭙﺮﺩﻧﺪ
ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﺩﺳﺖ ﻣﻠﮏ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺭﻭﺍﻥ ﮔﺮﺩﯾﺪﻡ
ﺭﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺑﻬﺮ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺟﻨﺎﻥ ﮔﺮﺩﯾﺪﻡ
ﭼﻪ ﺑﻬﺸﺘﯽ ! ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﻫﺎﻟﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﻧﻮﺭ ﻭ ﺳﺮﻭﺭ
ﻃﺎﻗﯽ ﺍﺯ ﮔﻞ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺭﺍﻩ ﻋﺒﻮﺭ
ﺍﻫﻞ ﺟﻨﺖ ﻫﻤﻪ ﭼﻮﻥ ﻗﺮﺹ ﻗﻤﺮ ﻣﯽﺑﻮﺩﻧﺪ
ﻫﻤﻪ ﺁﯾﯿﻨﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺍﺯﻝ ﻣﯽﺑﻮﺩﻧﺪ
ﺳﯿﻨﻪﻫﺎ ﭘﺮ ﺯ ﻣﯽ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺗﻬﯽ ﺍﺯ ﻏﻢ ﺑﻮﺩ
ﺣﺠﺮﻩﻫﺎﺷﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺑﺮﮒ ﮔﻞ ﻣﺮﯾﻢ ﺑﻮﺩ
ﺍﻧﺒﯿﺎﺀ ﺩﺭ ﻃﺒﻖ ﻧﻮﺭ ﮔﺬﺭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ
ﻣﯽﮔﺬﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﯿﺰ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﺑﻪ ﺟﻨﺎﻥ ﻣﻈﻬﺮ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩ
ﻣﻠﮑﻢ ﺩﺍﺩ ﻧﺸﺎﻥ، ﺁﻧﭽﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩ
ﻣﻠﮑﻢ ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺟﺎ ﻃﻠﺒﯽ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﮕﯿﺮ
ﺗﻮ ﭘﺮﺳﺘﻮﯼ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﺑﻪ ﺟﻨﺎﻥ ﻻﻧﻪ ﺑﮕﯿﺮ
ﻫﻤﻪ ﺍﻫﻞ ﺟﻨﺎﻥ ﮔﻮﺵ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺗﻮ ﺍﻧﺪ
ﺁﻧﭽﻪ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﺟﻨﺖ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻮ ﺍﻧﺪ
ﺗﺎ

  • پنج شنبه
  • 19
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 21:37
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

مناجات و شهادت امام حسین ع -( دلتنگ توام دلی که درجان من است ) *

1200

 مناجات و شهادت امام حسین ع -( دلتنگ توام دلی که درجان من است ) دلتنگ توام دلی که درجان من است

بیچارگی از دوری تو کار من است

ای هستی من تمام هستم نذرت

مهرت به دلم نگین عقبای من است

نوکر کوی تو بودند همه اجدادم

نوکری ارثیه از جانب اجداد من است

این که هستم در این خانه ز لطف زهراست

این هم از مرحمت مادر مولای من است

هر شب از عشق تو بر سینه و بر سر زده ام

گریه و سینه زنی ضامن فردای من است

کاش آن لحظه که آیند نکیر و منکر

تو بیایی و بگویی، که مهمان من است

لحظه ی آخر مرگم که نفس بند آید

بنهی پا به سرم لذت دنیای من است

دل خود ر به کجا برم که آرام شود

خاک کوی تو فقط دارو و درمان من است

خواب دیدم در و دیوار حرم را یکشب

تکه آئینه ای از، این دل تنهای م

  • پنج شنبه
  • 19
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 21:40
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

مناجات و شهادت امام حسین -( ای که دادی به دست ما پرچم ) * مجتبی روشن روان

881
0

 مناجات و شهادت امام حسین -( ای که دادی به دست ما پرچم ) ای که دادی به دست ما پرچم

با غمت کرده‌ای مرا همدم

لطف خود را بیا و افزون کن

تا شوم با غم دلت مَحرم

چه کنم تا که این دل مستم

نشود از غمت جدا یکدم

ای غریب به خاک افتاده

وی اسیر غمت بنی آدم

لب خشکیده ات فرات حیات

تشنه کام لبت بود زمزم

نظری کن به سوی این وادی

ما همه گمشده تویی هادی

به تو و خاک پای تو سوگند

به تو و کربلای تو سوگند

به دل مهربان تو جانا

به خلوص و صفای تو سوگند

به غریبی کودکان تو و...

به غم ماجرای تو سوگند

به ندای غریب و جانسوزت

به طنین صدای تو سوگند

به تن پاره پاره و بر آن

سر از تن جدای تو سوگند

نبود حاجتی مرا دیگر

غیر اینکه دهم به راهت سر

شاعر : مجتبی روشن رو

  • پنج شنبه
  • 19
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 21:55
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

استقبال از محرم -( دیگه وقت غصه و غم رسیده ) * جواد قدوسی

1153
1

 استقبال از محرم -( دیگه وقت غصه و غم رسیده ) دیگه وقت غصه و غم رسیده
عزای اشرف آدم رسیده
ذکر یا حسین پیچیده توی شهر
عاشقا ماه محرم رسیده

دوباره خیمه ها رو برا شده
دلامون به سمت کربلا شده
دوباره با بغض و آه و زمزمه
همه ی پیروهنا سیا شده

با تموم حزن و غم گریه کنیم
میون روضه و دم گریه کنیم
مادرش میگه غریب من حسین
نوکرا کنار هم گریه کنیم

وسط روضه بیاید که جون بدیم
به تموم دنیا هم نشون بدیم
راه عاشقاهمینه به خدا
پای اکبرش باید جوون بدیم
…..
میرسه صدای مادرش حسین
نمیشه هیچ کسی باورش حسین
چن روزه دیگه میون قتلگاه
سرتو میبرآخرش حسین

شاعر : جواد قدوسی

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 09:17
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

استقبال از محرم -( نشسته ام بنویسم محرمت را باز ) * محمد کاظمی نیا

870

 استقبال از محرم  -( نشسته ام بنویسم محرمت را باز ) نشسته ام بنویسم محرمت را باز
هزار نکته ی ناگفته از غمت را باز

خدا کند که امانم دهی و باز کنم
برای خیمه زدن بند پرچمت را باز

کویر خشک گدای دو قطره باران است
بریز بر سر من اشک نم نمت را باز

دلت می آید از این دلشکسته دست کشی
دلی که چنگ زده حبل محکمت را باز

به پشتوانه ی لطفت گناه کردم من
ببخش با کرمت ذنب آدمت را باز

دلم گرفته برای دو دم گرفتن ها
بدم به روح زمینگیر من دمت را باز

اگر که فاطمه در بزم روضه هست،که هست
بگو چگونه کنم شرح ماتمت را باز؟

به سمت گود سرازیر میزدند تو را
به تیر و نیزه و شمشیر میزدند تو را

شاعر : محمد کاظمی نیا

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 09:21
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

استقبال از محرم -( صد شکر که از راه محرم آمد ) * حامد جولازاده

1256

 استقبال از محرم  -( صد شکر که از راه محرم آمد ) صد شکر که از راه محرم آمد
از هر سر کوچه نوحه و دم آمد
هر کس که رسیده زیر پرچم آمد
لاتی وسط دسته ی ماتم آمد.

ما باز سر کوچه علم آوردیم
ما پیش محبت تو کم آوردیم

یک جلوه ی نوکر تو حاتم ساز است
کوکِ دلِ ما؛ماهِ محرم ساز است…
احوالِ گدا به زیر پرچم ساز است
این مجلس روضه ی تو آدم ساز است
.
ما در طی سال گریه لازم هستیم
مشتاقِ دمِ اکبرِ ناظم هستیم
..
زهرا به غلامی ات مرا خو داده
در روضه به دستم آب و جارو داده
این اشک محرم مرا او داده
این گریه به ما چقدر نیرو داده
.. در روضه خانواده ی کریمان
گفتیم حسین؛؛ فاطمه گفتا..جان

با گریه دوباره روز را شب کردم
هر موقع گرفتار شدم تب کردم
در روضه توسلی به زینب ک

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 09:22
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

استقبال از محرم -( تا نغمه ی حسین نوایش به ما رسید ) * رضا قربانی

1438
1

 استقبال از محرم  -( تا نغمه ی حسین نوایش به ما رسید ) تا نغمه ی حسین نوایش به ما رسید
دادی زدیم و فضل خدایش به ما رسید

مارا نوشته اند شکار کمند یار
شکرخدا که زلف رهایش به ما رسید

کعبه نبرد و قسمت ما کربلا نمود
سنگش به دیگران و طلایش به ما رسید

حتی برات مشهد ما دست کربلاست
سهمیه ی امام رضایش به ما رسید

دستور داده است به ما: فَابْکِ لِلْحُسَیْن
سلطانِ “طوس” توصیه هایش به ما رسید

گرچه گرسنه کشته شد و تشنه ذبح شد
اما همیشه آب و غذایش به ما رسید

زخم هزار نیزه و خنجر به او رسید
اجر طواف کرب و بلایش به ما رسید

میگفت این قبیله عبا شد نصیب ما
میگفت آن قبیله قبایش به ما رسید

جمسش به خاک ماند و کسی دست هم نزد
تا که پس از سه روز زنان بنی اسد…

شاعر :

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 09:24
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 محسن ناصحی

استقبال از محرم -( در خودم مانده بودم و ناگاه تا به خود آمدم محرم شد ) * محسن ناصحی

1403

 استقبال از محرم  -( در خودم مانده بودم و ناگاه تا به خود آمدم محرم شد ) در خودم مانده بودم و ناگاه تا به خود آمدم محرم شد

چشم بستم درون خود باشم کربلای غمت مجسّم شد

همه ی آنچه روضه خوان می گفت پشت این چشم بسته می دیدم

بی خود از خود سیاه پوشیدم کار ده روزم اشک و ماتم شد

عبد بودن ، غلامتان بودن آرزوی محال و دوری بود

هرکجا سر زدم نشد امّا وسط روضه ی تو کم کم شد

در زمین ما در آسمانها هم جمع پیغمبران عزادارت

سینه زن نوح ، گریه کُن عیسی ، روضه خوان غم تو آدم شد

رشته اتّصال من با تو نخ پرچم سیاه هیأت بود

من که ممنونم از علمدارت باز دستم دخیل پرچم شد

معتقد بودم از همان اول عشق یعنی حسین یعنی تو

وسط روضه ی سه ساله و شام اعتقادم به عشق محکم شد

راستی دخترم همین ا

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 09:27
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

استقبال از محرم -( چگونه شکر بگویم؟ که زنده ماندم و دیدم ) * مجتبی روشن روان

1302

 استقبال از محرم  -( چگونه شکر بگویم؟ که زنده ماندم و دیدم ) چگونه شکر بگویم؟ که زنده ماندم و دیدم

رسیده نوبت گریه دمیده ماه محرم

چگونه شکر بگویم؟ که زیر سایه ی پرچم

کنار حضرت زهرا نشانده اند مراهم!

چگونه شکر بگویم؟ چگونه شکر بگویم؟

دوباره گرم گلوی بریده است گلویم!

چگونه شکر بگویم که بنده... نوکرتانم؟

همیشه طالب فیض عظیمِ محضرتانم

تمام سال گدای کنار معبرتانم

غلام لطف لطیفِ نگاه مادرتانم

ستاره های هدایت، موالیان کرامت!

من و هراس قیامت، شما و لطف و عنایت

شما... ولیّ خدا، من شکسته ی غمتانم

شما دلیلِ شفا، من مریض یک دمتانم

شما نسیم صفا، من غبار مقدمتانم

شما امیر وفا، من اسیر پرچمتانم

ز دست عشق شما که زدید شعله به جانم

چرا غزل ننویسم؟ چرا تر

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 09:30
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

دانلود متن و سبک شعر امام زمان علیه السلام- جواد مقدم -( صدای پای یار مهربان از ره می آید ) *

15533
24

دانلود متن و سبک شعر امام زمان علیه السلام- جواد مقدم -( صدای پای یار مهربان از ره می آید ) (شور - امام زمان عجل الله تعالی)

صدای پای یار مهربان از ره می آید

سر آمد غصه ی هجران یاران مه می آید

خدا داند که من جز آن صنم یاری ندارم

به غیر از انتظار وصل او کاری ندارم

خدایا پرده بگشا ناز یار اندازه دارد

بیا ای دلنواز من که ناز اندازه دارد

سر آمد عمر من آن دلبر رعنا نیامد

دل مجنون ز غم ویرانه شد لیلا نیامد

----------

میگن یک خال زیبا بر رخ آن نازنینه

کی آید چشم من آن خال زیبا را ببینه

به دنبالش بیابون در بیابون درنوردم

خدا داند که من مجنون دل صحرانوردم

دل من هر نفس در عشق او جان می سپارد

مپندارد کسی لیلای من مجنون ندارد

خوش آن روزی که آن رخسار زیبا را ببینم

ز فردوس نگاه دل

  • چهارشنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 11:25
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شهادت اهل بیت (ع) -( آه ای اسیرِ روضه‌‌یِ سربسته کیستی ) * حسن لطفی

1026

شهادت اهل بیت (ع) -( آه ای اسیرِ روضه‌‌یِ سربسته کیستی ) آه ای اسیرِ روضه‌‌یِ سربسته کیستی
مردِ غریبِ حجره‌یِ دربسته کیستی

این حجره هم به ناتوانی تو گریه می‌کند
پیری بر این جوانیِ تو گریه می‌کند

در خانه‌ی امام چرا دست می‌زنند
با ناله‌ات مدام چرا دست می‌زنند

ای یاکریم بال و پَرَت را زمین مزن
آه ای جوانِ خانه سرت را زمین مزن

اصلا صدای تو به صدایی نمی‌رسد
این آب آب آب به جایی نمی‌رسد

اُفتاده‌ای زِ دامن زهرا به رویِ خاک
کمتر بکش محاسن خود را به روی خاک

کِل می‌کشند گریه‌ی زهرا در آورند
کف می‌زنند دادِ رضا را در آورند

تو هرچه می‌کنی جگرت را چه می‌کنی
با حال و روزِ خود پسرت را چه می‌کنی

با خود چه داشت زهر ، تنت را کبود کرد
باور نمی کنم دهنت را کبود

  • یکشنبه
  • 19
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 10:17
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

دانلود متن و سبک نوحه شب اول محرم با صدای محمد کریمی -( در کوچه ها غوغا شده ) *

3366
5

دانلود متن و سبک نوحه شب اول محرم با صدای محمد کریمی -( در کوچه ها غوغا شده  ) بزم عزا بر پا شده

در کوچه ها غوغا شده

صاحب عزای تو زهرا شده

پیراهن مشکی تو رو

با اذن زهرا پوشیدمش

کی میشه که مادرت بگه

این نوکر و من خریدمش

مظلوم حسین مظلوم یا حسین

چون سینه ها سینا شده

دارالشفا احیا شده

صاحب عزای تو زهرا شده

تو آبرو بخش عالمی

فیض عزاتم عبادته

هر کی گدای شما بشه

والله کارش سلطنته

تو خون بهای خدایی و

حتی خدا سوگوارته

فردا برای شفاعتم

زهرا پی یک اشارته

مظلوم حسین مظلوم یا حسین

چشمای ما دریا شده

داغ شما عظما شده

صاحب عزای تو زهرا شده

از بارش فیض رحمتت

تو زندگیمون طراوته

چشمام پی بونه ته حسین

دل عمری دیونته حسین

فرش عزات بال ملکه

جنت عزا خونته حسین

مظل

  • دوشنبه
  • 20
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 09:17
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

غم کهنه -( سال قمری نو که شود کهنه غمی را ) * اسماعیل تقوایی

709
1

غم کهنه -( سال قمری نو که شود کهنه غمی را  ) غم کهنه
سال قمری نو که شود کهنه غمی را
در خاطر هر اهل ولا یاد بیارد

آغاز محرم که شود دیده عشاق
با یاد حسین بن علی سخت ببارد

هر شیعه ی ماتم زده اندازه ی وسعش
در هیات او از دل وجان مایه گذارد

عشاق حسینی همه جا گرد هم آیند
در مزرع دل بذر غمش،شیعه بکارد

بایاد سر گشته جدا از تن ارباب
تا آمدن روز دهم، روز شمارد

روز دهم ماه به زینب چه گذشته
ازحال برفته ست ودگر تاب ندارد

عاشور بود دیده مصیبات فراوان
مضطر شده وسوی خدا دست بر آرد

دیدست تن بی سر اولاد علی را
دیدست که باید زهمه دست بدارد

دیدست پریشانی اطفال وزنان را
آتش به خیامی که دگر مرد ندارد

باید برود زینب محزون به اسارت
بی آنکه شهیدان به دل

  • پنج شنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 06:10
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

دانلود متن و سبک شــور اسـتقـبـال محــرم -( مسافرم مسافر شهر ماتم ) * علی قالیباف

1310
2

دانلود متن و سبک شــور اسـتقـبـال  محــرم -( مسافرم مسافر  شهر ماتم ) مسافرم مسافر شهر ماتم

نميدونم تو هيئتم يا تو حرم

پيچيده تو روضه ها بوي محرم(٢)

صداي چاووشي مي رسه به گوشم

اين دو ماهه رو ميخوام مشکی بپوشم

كاش مي شد تموم سال محرمت بود

يه شبش رو به يه سال نمی فروشم

جان آقام، جان آقام سنه قوربان آقام

آرزومه كه داشته باشم لياقت

پـرچـمتو نگـه دارم تـا قيامت

سر مي شكنم بي بي جون سرت سلامت(٢)

ميدونم دلشوره ي حسين و داري

براي وداع ازش دل بيقراري

مي رسه اون روزي كه ميون گودال

روي رگاي حنجرش بوسه ميذاري

يا زينب ، يا زينب عقيلة العرب

شاعر : علی قالیباف

دانلود سبک

  • شنبه
  • 25
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 04:56
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

رخت عزا -( شهر رخت عزا به تن کرده ) * اسماعیل تقوایی

1247

رخت عزا  -( شهر رخت عزا به تن کرده  ) شهر رخت عزا به تن کرده
کوی وبرزن همه عزادار است

هر طرف خیمه ی عزا بینی
لاله های سیه به گلزار است

دور هیات کتیبه وپرچم
علم وسنج وطبل بسیار است

نقش هر پرچمی بود نامی
که جهان دل واو چو دلدار است

همگان از حسین(ع) می گویند
او که میزان عشق وایثار است

باز آید نوای نوحه بگوش
روضه ها گونه گون به تکرار است

ماه سوگ دو عالم آمده است
گرکه دل خون شود سزاوار است

شد محرم که زینب زهرا
کربلا آمده گرفتار است

کربلا گفتم ودلم خون شد
یاد کردن زآن چه دشوار است

چشم دل باز کن مصیبت بین
بین حسینی که گرم پیکار است

بین پدر را که روی نعش پسر
اوفتاده به حالتی زار است

بین برادر کمر شکسته شده
اشکبار از غم علمدار ا

  • دوشنبه
  • 27
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 11:19
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر ورودیه محرم -( به ریشه های درخت دلش تبر زده باشد ) *

842
2

شعر ورودیه محرم  -( به ریشه های درخت دلش تبر زده باشد  ) به رسم عشق
قرار بود دل من دوباره در زده باشد

به رسم عشق به این خانواده سر زده باشد

حسین اگر که نباشد بهشت , حق بده نوکر

به ریشه های درخت دلش تبر زده باشد

کسی که قصد حسینی شدن نموده نباید

به بام سینه ی خود پرچم خطر زده باشد

شنیده اند که میخواست مثل فطرس عاشق

کبوتر حرمت نیز بال و پر زده باشد

برای خاک کف پا شدن بناست که دستت

به روی هر مژه ام مهر رفته گر زده باشد

زمین کرب و بلایت اگر که آخر دنیاست

همین که خاک کف پای توست تربت اعلاست

بناست از دل عاشق زکات را بپذیرد

و از دو دیده دو رود فرات را بپذیرد

بعید هست که از آن کسی که نوکر او نیست

خدای عزِّوَجَل هم صلات را بپذیرد

میان عاشق و م

  • سه شنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 05:35
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 رضا قاسمی

شعر ورودیه محرم -( `باز این چه شورش استِ” تو از راه می رسد ) * رضا قاسمی

1075

شعر ورودیه محرم -( `باز این چه شورش استِ” تو از راه می رسد  ) چای عزاخانه
از عرش ، سوز ناله ی جانکاه می رسد

دارد صدای زمزمه ی ماه می رسد

لب های قدسیان به دمت گرم می شود

`باز این چه شورش استِ” تو از راه می رسد

دارد هوای شهر ، نفس تازه می کند

هر خانه را دَم تو پر آوازه می کند

یک مادری لباس سیاهِ گذشته را ...

دارد برای نوکرت اندازه می کند

سینی به دست های مُحرّم یکی یکی

این جمله بر لب همه شد دَم یکی یکی ...

`لطفا کمک کنید به بزم عزایمان”

هی می خَرَند ، بیرق و پرچم یکی یکی

هر کوچه ای که بزم عزایت در آن بپاست

یک شعبه از حرم شده از جنسِ کربلاست

این پارچه که حلقه زده دور روضه ات ...

یک چادر سیاه،نه ... شش گوشه ی شماست

عرضِ سلام های عَلَم ، حال ما

  • سه شنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 05:41
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 محمد قاسمی

شعر ورودیه محرم -( باز هم پـرونـده ی ماه محـرّم ، باز شد ) * محمد قاسمی

777

شعر ورودیه محرم  -( باز هم پـرونـده ی ماه محـرّم ، باز شد  ) هلال ماه
کوچه ی غـم ، باز شد

باز هم در خیمه ی دل پای ماتم باز شد

عرش مِشکی پوش شد

باز هم پـرونـده ی ماه محـرّم ، باز شد

آســمان آهـی کـشید

باد راه افتاد و پرچم پُشت پرچم باز شد

بسته شد دربِ گُناه

بــاب تـوبه نـیز بر اولاد آدم ، باز شــد

شد دَمَم `یا فاطمه”

تا که بر شکل هلال ماه چشمم باز شـد

با تَعلّــق بر غمـش

بنـد از پــایِ دلِ أحــرارِ عـالَــم بــاز شد

`یاعلیّ” و `یاحسین”

کودک قـلبـم زبانــش با دو تا دَم باز شد

او شِـفایم داد و بعد

بـالِ پروازم به سمت عرش أعـظم باز شد

هم گـدا ارزش گـرفت

هم گِـره از کـارِ او ، قَـــدرِ مُسَـلَّم باز شد

روضه ی سربسته اش

خط به خط با نثرِ جان

  • سه شنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 14:30
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 رضا قاسمی

شعر ورودیه محرم -( عشق یعنی قوریِ دَم کرده با ذکر `حسین” ) * رضا قاسمی

1223

شعر ورودیه محرم -( عشق یعنی قوریِ دَم کرده با ذکر `حسین”  ) مشکیِ بزم عزا
عشق یعنی روضه های بی تَکَلّف بی ریا

کوله بار مشکلات و بیرق مشکل گشا

عشق یعنی قوریِ دَم کرده با ذکر `حسین”

چاییِ خوش رنگ ، زیر مشکیِ بزم عزا

عشق ، بشقابی ست که در آن غذای حضرتی ست

نوکری از آن تناول می کند با اشتها

با وجود اینکه پاسی از شبم در هیئت است

عشق یعنی آن نمازی که نخواهد شد قضا

عشق نوزادی ست که در روضه ها قد می کشد

عاقبت می ایستد بر فرش هیئت روی پا

عشق یعنی آن جوانِ سال های دور ، که ...

آمده امروز در هیئت ... ولی با یک عصا

عشق یعنی زورِ بازویِ کسی زیر عَلَم

پهلوانِ هیئتی ها ... خاکی و بی ادعا

عشق ، بیماری ست که یک گوشه کِز کرده ولی ...

در دلش امّیدها دارد که

  • سه شنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 14:32
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

شعر ورودیه محرم -( یکسال معصیت کمرم را هلال کرد ) * امیر عظیمی

1154
1

شعر ورودیه محرم -( یکسال معصیت کمرم را هلال کرد  ) هلال محرم
شادم از این که باز مرا غم نجات داد

دل را زلال گریه و ماتم نجات داد

یکسال معصیت کمرم را هلال کرد

آخر مرا هلال محرم نجات داد

این روسیاه را که شده روسفید اشک

امسال هم سیاهی پرچم نجات داد

با خود همیشه گفته ام این کشتی نجات

من را مگر ز موج بلا کم نجات داد؟!

حُبّ الحُسین اجنّنی ای عقل سجده کن

شاید همین حسین تو را هم نجات داد



دنیا دمی است تا که بگوییم یاحسین

ما را خدا به حرمت این دم نجات داد

آمد محرم و غم زهرا شروع شد

دلشوره های زینب کبری شروع شد

شاعر : امیر عظیمی

  • سه شنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 14:34
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

شعر ورودیه محرم -( نکنه ای فاش شود از ﺗﻪ ﭼﺎﻫﻲ ﮔﺎﻫﻲ ) * سید پوریا هاشمی

817

شعر ورودیه محرم -( نکنه ای فاش شود از ﺗﻪ ﭼﺎﻫﻲ ﮔﺎﻫﻲ  ) ﺷﺶ ﮔﻮﺷﻪ ي ﺗﻮ
ﺩﻳﺪﻩ اﻓﺘﺎﺩه ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻧﮕﺎﻫﻲ ﮔﺎﻫﻲ

ﻛﺎﺭ ﺭاﺳﺨﺖ ﻛﻨﺪ ﭼﺸﻢ ﺳﻴﺎﻫﻲ ﮔﺎﻫﻲ

ﺁﺑﺮﻭ ﺧﻮاﺳﺘﻢ و ﺳﻮﺭﻩ ی ﻳﻮﺳﻒ ﺧﻮاﻧﺪﻱ

نکنه ای فاش شود از ﺗﻪ ﭼﺎﻫﻲ ﮔﺎﻫﻲ

ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺑﺎ ﺩﻭ ﺳﻪ ﻗطﺮﻩ ﭘﺴﺮ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺷﺪ

ﺑﺎﺷﺪ اﻳﻦ اﺷﻚ ﺑﻪ اﻧﺪاﺯﻩ ی کاهی ﮔﺎﻫﻲ

ﭼﺸﻢ اﺭﺑﺎﺏ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺧﻮﺭﺩ و ﻭﺭﻕ ﺑﺮﮔﺮﺩﻳﺪ

ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺨﻮاﻫﻲ و ﻧﺨﻮاﻫﻲ ﮔﺎﻫﻲ

ﻋﺠﺒﻲ ﻧﻴﺴﺖ اﮔﺮ ﻧﻮﻛﺮ ﺗﻮ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﻛﺮﺩ

ﻛﺎﺭ ﺷﻪ ﺭا ﺑﻜﻨﺪ , ﻧﻮﻛﺮ ﺷﺎﻫﻲ ﮔﺎﻫﻲ

ﻟﻂﻒ ﺁﻗﺎﻳﻲ ﺗﻮ ﺑﺨﺸﺶ ﺑﻲ اﻧﺪاﺯﺳﺖ

ﺑﮕﺬﺭﻱ ﭘﺲ ز ﺳﺮ ﺑﺎﺭ ﮔﻨﺎﻫﻲ ﮔﺎﻫﻲ

ﺳﺠﺪﻩ ی ﺸﻜﺮ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻟﺤﻆﻪ ﺑﻴﺎﺩﺕ ﻫﺴﺘﻴﻢ

ﻏﻔﻠﺘﻲ ﻣﻴﻜﺸﺪ ﻋﻤﺮﻱ ﺑﻪ ﺗﺒﺎﻫﻲ ﮔﺎﻫﻲ

ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﻨﻮ ﺷﺶ ﮔﻮﺷﻪ ی ﺗﻮ ... ﺯﻭﺩ ﮔﺬﺷﺖ

ﻟﺬﺕ ﻋﻤﺮ ﺷﻮﺩ ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺎﺣﻲ ﮔﺎﻫﻲ

شاعر : سید پوریا هاشمی

  • سه شنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 14:45
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

شعر ورودیه محرم -( ماه تو! بتخانه هم حتی مصلی میشود ) * محمد کاظمی نیا

813

شعر ورودیه محرم -( ماه تو! بتخانه هم حتی مصلی میشود  ) ٲُدخُلوها بِسلامِِ آمنین
تکیه و مسجد برای غم مهیا میشود

ماه تو! بتخانه هم حتی مصلی میشود

نو به بازار تو آمد، کهنه از میدان نرفت

پرچم تا خورده دارد باز هم وا میشود

`ٲُدخُلوها بِسلامِِ آمنین” هر هفته در

کفشداری های هیئت هات معنا میشود

سال ما یک فصل دارد،فصل تابستان فقط

زندگی بی `آه” روضه فصل سرما میشود

شور وقتی با شعور آمیخت محشر میکند

`روضه” با تکریمِ `منبر” فیض عظمی میشود

بی حسین بن علی دنیا به آخر میرسد

با حسین بن علی امروز، فردا میشود

با `علی اکبر” یقینا رمز و رازی داشته

هر شهیدی در جوانی اربا اربا میشود

هر کجا نام تو آمد نامه ی ماپاک شد

هر کجا نام تو آمد باز غوغا میشود

شاعر

  • سه شنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 14:46
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

ورود به ماه محرم -( های های سنج و طبل و روضه های "کوثری" ) * اعظم سعادتمند

893
1

ورود به ماه محرم -( های های سنج و طبل و روضه های "کوثری" ) می وزد از ضبط صوت کودکی های "پری"
های های سنج و طبل و روضه های "کوثری"

چیزی از معنایشان هرگز نفهمیدم ولی
آتشی می زد به جانم نوحه های آذری

مثل پرچم های بی تاب عزا در رقص بود
طُرّۀ مویی که بیرون مانده بود از روسری

چون لباس مشکی ام،پیراهنی می خواستند
از منِ مادر،ع روسکهای پیراهن_زری

خفته بر درگاه مسجد،حالت معراج داشت
غرق خاک کفش های سینه زن ها، پا دری

پای من در گِل فرو می شد،دلم در عشق،تا
نوحه ای می خواند ابری با زبان مادری

باز می گشتند قزغان های نذری،رو سفید
پیش از آغاز محرم از دکان مسگری

می دود حسّ لذیذی در دلم از آن زمان
تا برای خانۀ همسایه نذری می بری...

باد می آید ولی این برگ های سرخ

  • سه شنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 15:26
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

ورود به ماه محرم -( بر سر و سینه بکوبید، محرّم شده است ) * سارا جلوداریان

962
2

ورود به ماه محرم -( بر سر و سینه بکوبید، محرّم شده است ) باز هم کوچه و بازار، پر از غم شده است
بر سر و سینه بکوبید، محرّم شده است

هر طرف می‌نگرم بوی عطش می‌آید
غیرت آب از آنسوی عطش می‌آید

از محرّم چه بگویم، سخنم گویا نیست
از محرّم چه بخوانم، غزلم شیوا نیست

از محرّم چه بگویم، جگرم خون شده است
آه، انگار جهان نیز دگرگون شده است

من کی ام؟ ذره‌ی ناچیز سر راه حسین
ای خوشا بوسه نشاندن به گلوگاه حسین

من کی‌ام؟ گرد و غبار لب درگاه حسین
من کی‌ام؟ شاعر گمنام هواخواه حسین

از قلم، معجزه‌ی تازه‌تری می‌خواهم
شعر سوزان شدید الاثری می‌خواهم

روضه خوانان! گره از عقدۀ ما باز کنید
دم بگیرید و همه مرثیه آغاز کنید

دم بگیرید و بگریید، شب عاشوراست
شب غربت، شب طوفان،

  • سه شنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 15:27
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 میلاد  حسنی

ورود به ماه محرم -( پرچم که سیاه شد قلم شاعر شد ) * میلاد حسنی

1082

ورود به ماه محرم -( پرچم که سیاه شد قلم شاعر شد ) طوقی دلم به گنبدت زائر شد
پرچم که سیاه شد قلم شاعر شد

پیک از طرف فاطمه آورده خبر
پیراهن مشکی شما حاضر شد

شاعر : میلاد حسنی

  • سه شنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 15:28
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 مهدی رحیمی زمستان

روضه ی شب اول محرم روضه ی حضرت زهرا(س) -( پس برای روضه های سخت آن طوری که دیدن جایگاه ویژه‌ای دارد/ برای روضه ی مادر شنیدن جایگاه ویژه‌ای دارد ) * مهدی رحیمی زمستان

4155
2

روضه ی شب اول محرم روضه ی حضرت زهرا(س) -( پس برای روضه های سخت آن طوری که دیدن جایگاه ویژه‌ای دارد/ برای روضه ی مادر شنیدن جایگاه ویژه‌ای دارد ) شب اول برای روضه رفتم اذن از مادر گرفتم/ با غم و مهر حسین دستور تا آخر گرفتم/ چونکه رخصت داد مادر سبقت از عود و گلاب و نافه و عنبر گرفتم

آمدم در روضه با احساس، حس پنج گانه/ صادقانه/ بیکرانه/ شاعرانه/ عاقلانه/ عاشقانه
پس برای روضه های سخت آن طوری که دیدن جایگاه ویژه‌ای دارد/ برای روضه ی مادر شنیدن جایگاه ویژه‌ای دارد

برای روضه‌ی غیرت و لیکن چشم و گوشم را گرفتم تا نفهمم درد یعنی چه؟/ گرفتم گوش را تا نشنوم طعم صدای خوردن سیلی به روی زن،
کنار مرد یعنی چه؟
برای روضه‌ی غیرت برای خاطر مولا برای درک آقایم/ فقط با حس بوئیدن به متن روضه می‌آیم
همینکه بو کشیدم آمد از شش سمت بوی یاس/ ولی درعطر این گل طع

  • سه شنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 15:39
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

ورود به ماه محرم -( چه نفس های شریفی که می شوند در این ماه ) * امیر عظیمی

973

ورود به ماه محرم  -( چه نفس های شریفی که می شوند در این ماه ) دوباره می رسد از ره، صدای پای محرم
سلام ماه حسین جان و گریه های محرم

چه نفس های شریفی که می شوند در این ماه
شبیه کعبه سیه پوش ماجرای محرم

چه سینه ها که بسوزند در مصائب ارباب
چه اشک ها که بریزند در عزای محرم

به روی پیرهن مشکی ام نوشته ام امسال
منم گدای حسین و منم گدای محرم

تمام سال صدای حسین حسین می آید
از آن دلی که شود سخت مبتلای محرم

پیام فاطمه این است: شیعیان حسینم!
سلوک روضه بگیرید پا به پای محرم

سلام روضه ی غربت، سلام حضرت مسلم
چه حیف شد نرسیدی به ابتدای محرم

حسین می رسد و کربلاست مقصدش، اما
امان ز کرب عظیم و غم و بلای محرم

شاعر : امیر عظیمی

  • سه شنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 15:46
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

مناجات با امام حسین -( اشک خوبست که پیوسته فراهم باشد ) * حسین کریمی

1472
2

مناجات با امام حسین -( اشک خوبست که پیوسته فراهم باشد ) اشک خوبست که پیوسته فراهم باشد
گریه چون چشمه‌ی در کوه دمادم باشد

بگذارید که بر حال خودم گریه کنم
غیر از این اشک مرا چیست که مرهم باشد

خاک عالم به سرم گریه‌ی من خشک شده
این مصیبت اثر خیل گناهم باشد

خوب میدانم اگر گریه نکردم امشب
بخدا این ضرری عین جهنم باشد

التماست کنم ای چشم ببار امشب را
که شب جمعه و هم ماه محرم باشد

نکند یک دهه، بی‌اشک به سرعت برود
همه‌ی درد من امروز همین غم باشد...

من اگر اشک ندارم تو مرا نیز بخر
عادت اهل کرم، بخششِ دَرهم باشد

یکصدا ذکرِ «حسین‌جان» اگر اینگونه کِشیم
مجلس روضه چه بهتر که منظم باشد

چقَدَر مفت تو را کوفه ز کف داد حسین
قیمت کشتن تو کیسه‌ی دِرهم باشد...

ش

  • چهارشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 10:11
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 مهدی نظری

دانلود متن و سبک نوحه امام حسین(ع) -( دوباره باز خیمه ی غم ) * مهدی نظری

2065
3

دانلود متن و سبک نوحه امام حسین(ع) -( دوباره باز خیمه ی غم       ) دوباره باز خیمه ی غم علم پرچم شال ماتم
خدا رو شکر که امسالم رسیدم من به محرم
یه ساله چش، به راه بودم، ببینم این پرچما رو
یه ساله چش، به راه بودم، ببینم سینه زنا رو
یه ساله چش، به راه بودم، بپوشم رخت عزا رو
اشکام / می باره پای پرچم
بازم / می خونم نوحه و دم
شکر / خدا اومد از راه محرم
حسین جانم وای وای وای وای 3

باید تو روضه بشینی تو عرشی نه تو زمینی
چقد خوبه جلوی در بی بی زهرا رو ببینی
حسینیه، برای ما، تو این روزا کربلا شه
میاد نوکر، پای روضه، که مهمون زهرا باشه
خدا رو شکر، آقای ما، همش فکر نوکراشه
بازم / تکیه هامون بپا شد
بارون / باز مهمون چشا شد
بازم / صاحب زمون صاحب عزا شد
حسین جانم وای وای

  • پنج شنبه
  • 30
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 07:15
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد